عدم حضور پدر در خواستگاری

پرسش:

با عرض سلام من دختری هستم ساله دانشجوی پزشکی که تصمیم به ازدواج گرفته ام من خواستگاران زیادی دارم که برایم مناسب اند اما مشکلی که دارم این است که پدرم به هیچ وجه در جلسات خواستگاری حاضر نمی شود. لازم به ذکر است پدر و مادرم سالیان سال به علت بیکاری پدرم و تفاوت فرهنگی با هم اختلاف داشتند و گاهی کار به دست درازی پدرم منجر می شد؛ حتی این پرخاشگری پدرم منجر به دعوای سخت پدرم با با اقوام مادرم شد . با این شرایط پدرم با تمام فامیل قطع ارتباط کرده و ما به تنهایی به مهمانی می رویم. البته من هم پارسال متوجه رفتار اشتباهم با پدرم شدم و از او عذرخواهی کردم و او هم ظاهرا پذیرفت .الان روابطم با او وقتی در شهرمان هستم در حد سلام و احوال پرسی و در خوابگاه در حد پیامک است. می دانم وظیفه ام ارتباط احسن با والدین است برای همین خودم را سرزنش می کنم که چرا به او بیشتر محبت نمی کنم. اما یادآوری رفتارهایش مانعم می شود. حال که برای ازدواج نیاز به او دارم می گوید فقط برای امضا به محضر می آید. به او گفتم : دیگران می گن پدرت کو چه بگم؟ من این جوری شرایط خوبی را ممکنه از دست بدم پدرم هم گفت: با کسی ازدواج کن که همه چیز تو را بداند. الان خواستگار مناسبی برا جلسه سوم می خوان اول پدر پسر با پدرم در محل کارش صحبت کنن اما من از برخورد بابام نگرانم و نمی دونم ردشون کنم یا … مادرم می گوید نباید هرحقیقتی رو گفت. شما بگیدچی کار کنم ؟از این که خواستگاری تا مراحلی جلو میره و بعد به خاطر پدرم با مشکل مواجه میشه ناراحتم.چی کار کنم ؟ کمکم کنید.

دانشجوی گرامی؛ متن ارسالی شما را دوبار با دقّت خوانده و نسبت به جزئیات مختلف آن کاملاً آگاه شدم. شرایط شما را که دوست دارید پدرتان به عنوان بزرگترین حامی در این دوران حسّاس در کنارتان باشد کاملاً درک می نماییم؛ امّا قبل از هر چیز شایسته است به این نکته اشاره نماییم که در چنین جریاناتی ضروری است ابتدا سعی نمایید مسائل داخل منزل و روابط خود با افراد خانواده را حل نموده و بعد به سراغ حل سایر مسائل نظیر شرکت پدرتان در مراسم خواستگاری و … بروید.
در حقیقت اگر مسائل مختلف را از یکدیگر تفکیک کرده و اولویّت بندی نمایید، بهتر خواهید توانست از عهده حل آنها برآیید.
به عنوان مثال شایسته است قبل از این که فکر خود را به این مسأله معطوف سازید که از چه راهی پدرتان را به جلسه خواستگاری بکشانید، با وی در مورد دغدغه هایش به گفتگو بنشینید و در عمل به گونه ای رفتار نمایید که احساس کند شما شرایطش را درک می نمایید و وی را بخاطر خودش می خواهید. این احساس را به او هدیه نمایید که وجودش برای شما ارزشمند است و او را بخاطر خودش می خواهید نه برای خود.
این نکته را به این دلیل می گوییم که اگر شما در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفتان به دست آوردن رضایت پدر و برقراری ارتباط مناسب با وی آن گونه .که او می خواهد باشد، بسیار متفاوت تر از زمانی عمل خواهید نمود که هدفتان صرفاً جستجوی راهی برای حضور پدر در مراسم خواستگاری و .. باشد.
اصلاً به دنبال آن نیستیم که بگوییم شما این گونه فکر و یا عمل می کنید، بلکه اتفاقاً اقدام شما برای نزدیکی به پدر و … را می ستاییم؛ ولی همه حرف ما این است که بگوییم احتمال دارد پدرتان از رفتارهای شما چنین چیزی را برداشت نموده باشد؛ زیرا حقیقت آن است که موفقیّت یک شبه در چنین مواقعی معمولاً سال ها طول می کشد.
با این وجود می گویم که هرگز توان خود را در تغییر دادن نظر پدر گرامیت دست کم نگیر. به یاد داشته باش برنده ها کاری را انجام می دهند که بازنده ها دلشان نمی خواهد.
ریشه ای اقدام نمایید؛ وگرنه مطمئن باشید که اگر وضع روابط شما و سایر افراد خانواده با پدرتان به همین منوال باشد و بخواهید به هر طریقی او را متقاعد به حضور در مراسم خواستگاری نیز نمایید، مشکلی را حل ننموده اید؛ زیرا می خواهید برای فردای روز خواستگاری، روز جشن، میهمانی های پس از عروسی، جشن تولّد نوزاد و … چه کنید که شوهر و یافامیل وی مدام در مورد حضور و عدم حضور پدرتان سؤال می کنند.
در این زمینه پیشنهاد ما این است که ابتدا سعی نمایید علّت دلخوری پدر را نسبت به خود و علّت این گونه رفتارهایش را در فضایی عاطفی و مناسب دریابید و توپ را به زمین وی بیندازید که من یا ما( شما و سایر اعضای خانواده) چه کنیم، شما حاضری گذشته ها را فراموش سازید؟!
با وی همدلی کرده و سعی نمایید از دریچه چشم او به مسائل نگاه کنید. همدلی شما با وی به عنوان یک خصوصیت ذاتی زمانی اتفاق می افتد که او احساس درک شدن کند، آن وقت است که به آرامش می رسد و سعی می کند در کنار شما از طریق مشارکت در فرآیند خواستگاری و … لحظات بهتری را سپری کند.
البتّه جا دارد به این نکته نیز اشاره نماییم که می توانید از ظرفیّت افراد واسطه که وی از آن ها حرف شنوی دارد نیز برای بهبود رابطه خود و سایر اعضای خانواده از جمله دایی و … بهره گیرید.
به خاطر داشته باشید که در این میان چیزهای کم اهمیّت را تشخیص دهید؛ زیرا به عنوان مثال عذرخواهی نیز مانند سپاس گویی، مایه محبت، مودت و صمیمیت می شود.
خطاکردن در زندگی طبیعی است و اگر دلخوری پدید آمد، در صورتی که بعد از هر خطا هر دوطرف با گذشت از یکدیگر عذرخواهی کنند، نه تنها کدورت ها از بین می رود، بلکه گاه رابطه ها شیرین تر از قبل هم می شود.
نکته پایانی
دانشجوی گرامی؛ حرف مادرتان نه به طورت کلّی درست است و نه تماماً مردود است؛ امّا قاعده کلّی در مسأله گفتگوی قبل از ازدواج این است که شایسته است مسایلی که به زندگی آینده و مشترک دو نفر ارتباط می یابد، مطرح شود، تا طرفین در ادامه به مشکلی برنخورند.
اگر به گذشته بنگرید( با توجّه به مطالبی که برایمان ارسال نمودید) در می یابید همه افرادی که پس از آگاهی از جریان پدرتان از ادامه جلسات خواستگاری منصرف شدند، کسانی بودند که چنین مسائلی برای خود و یا خانواده شان اهمیّت داشته؛ بنابراین سعی کنید به آنچه که بر اساس اصول شایسته است عمل نمایید و ترسی از بابت تبعات احتمالی آن به خود راه ندهید؛ زیرا هر پسری حق انتخاب آگاهانه را برای خود در این گونه زمینه ها محفوظ می داند.
به خداوند توکّل نموده و سعی نمایید تسهیل گر خوبی برای رابطه والدین خود و سایر افراد فامیل باشید.
نویسنده:رضا وظیفه مند

منبع: سایت پرسمان دانشجویی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.