افکار ناخوشایند

پرسش:

به نام خدا من زني 30ساله وصاحب یک فرزند هستم زني كاملا باحجاب و مقيد به دين اسلام هستم و در زندگي مشكلات فراواني داشتم و از زماني كه خودم را شناختم اعصاب درستي نداشتم و از كودكي وسواس فكري داشتم ولي متاسفانه مدت 3 سالي است كه افكاري ناخوشايند فكر وزندگيم را از هم پاشيده و هر جه سعي مي كنم نمي توانم خودم را اصلاح كنم و با ديدن حرم امامان وشنيدن و ديدن نام هاي اهل بيت افكاري زشت به سراغم مي آيد و مرا آزارم مي دهد طوري كه از زيارت رفتن مي ترسم و به طور كلي از زندگي كردن نااميد شدم آيا اين نوع زندگي كردن كه افسار آن در دست خودم نيست براي من گناه در پرونده عملم نوشته مي شو آيا من مي توانم دوباره حامله شوم مي ترسم وبا همسرم اختلاف شديدي دارم چون مي ترسم اين روحيه من به جنين منتقل سشود و كس ديگري را آلوده كنم همسرم مايل است فرزند ديگري داشته باشيم و من نمي توانم به او دردم را بگويم كه به چه علت راضي نيستم تو را خدا كمكم كنيد و دعايم كنيد تا اين درد طاقت فرسا مرا رها كند مني كه عاشق اهل بيت هستم و نماز خوان و مربي قرآن، هم خودم و هم همسرم مذهبی هستیم راهنمايي كنيد چه كنم همسرم مردي مومن و ديندار است ولي راضي نيستم او بداند خدا گفته نمك نمكدانت را از من بخواه وبه شما هم مجبور شدم بگويم مرا رهنمايي كنيد آيا با اين وضع صلاح است فرزندي ديگر داشته باشيم وچگونه از دست اين درد رها شوم دلم نمي خواهد به دكتر مراجعه كنم مس ترسم داروها در من عادت شود و اگر حامله شوم در جنين تاثير بد بگذارد آيا اين مشكل يك نوع بيماري است يا من در گناهي نبخشدني غرقم ......... الهي گيرم كه گناهم بخشيدي من با خاطره آن چه كنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دانشجوی گرامي؛ از اينكه تا اين حد به مجموعه پرسمان اطمينان كرده و يكي از خصوصي­ترين مسائلتان را با ما در ميان گذارديد، سپاسگذاريم. متن ارسالي شما را به صورت كامل خوانده و با احساستان به صورت كامل آشنا شديم، مطمئن باشيد كه شرايط شما را كاملاً درك مي­كنيم. اميدورايم به فضل پروردگار و در سايه عنايات معصومين عليهم­السلام به زودي از اين وضعيّت به در آمده و به زندگي خود نشاط و شادابي ارزاني نماييد. پيشاپيش از بابت طولاني شدن پاسخ ارسالي عذرخواهيم؛ زيرا ماهيّت مسأله­اي كه شما با آن مواجهيد به همراه نوع نگاه خاص شما بدان چاره­اي از روي وظيفه جز اين برايمان باقي نمي­گذارد كه از هر بابي برايتان سخن بگوييم. شما تنها فردى نيستيد كه از اين گونه افكار مزاحم و تكرارى رنج مى‏بريد. افراد زيادى هستند كه دچار اين گونه افكار يا مشابه آن بوده و هستند. شايد خوتان نيز شنيده باشيد كه مبتلايان به اين اختلال، قادرند پريشانى, مشكل و ناراحتى خود را، به عنوان يك مسأله خصوصى، پنهان نگه دارند و گاهى چندين ساعت دور از چشم ديگران صرف افكار يا كارهاى مخفيانه خود كنند. يادتان باشد شما نيز سالها چنين وضعيّتي را تجربه نموده­ايد. به راستي چه چيزي نصيبتان شده؟! آيا وقت آن نرسيده كه آستين همّت بالا زده و براي خود كاري كنيد؟! به نظر شما گام برداشتن در مسيري كه نويد بهبودي شما را فراخوان مي­كند، ارزش ريسك كمك­خواهي از ديگران را ندارد؟! خوشبختانه شما با طرح مشكل, نيمى از راه درمان را پيموده‏ايد و براى ادامه و حل كامل آن، بايد ضمن توجه به ضررها، عوارض و پيامدهاى سوء تحمّل چنين وضعيّتي به كساني همچون مجموعه ما كه خواهان كمك به شما هستند، اطمينان نموده و راه‏كارهاى ارسالي را تا بهبودى كامل مد نظر خود قرار دهيد. به نظر مي­رسد با درمان خود، توانايي آن را پيدا خواهيد نمود كه زمينه بسياري از ناسازگاريهاي بين خود و همسرتان را نيز از بين برداريد. آن طور كه در متن ارسالي شما به طور مشهود جلب نظر مي­نمايد، به نظر مي­رسد يكي از مواردي كه ظاهراً باعث گرديده تا به امروز براي دريافت كمك تخصّصي از همكاران ما در مجموعه­هاي مشاوره اقدام ننماييد، آن است كه ميزان آگاهي شما از چنين درمانهايي كامل نيست. حضرت علي( عليه السلام) مي­فرمايند:« هر كس به چيزي ناآگاه باشد بر آن خرده مي­گيرد».[1] شايد شما نيز بسان ساير افراد جامعه با شنيدن نام روان­شناس و روانپزشك يك مشت قرص، خمودگي، پرخوابي و ... به ذهنتان متبادر گردد؛ ولي بگذاريد حقيقتي را با شما در ميان بگذاريم كه شايد چندان نيز براي شما بيگانه نباشد. شايد بارها از طريق رسانه و ... شنيده باشيد كه اختلال وسواس فكري ـ عملي، اختلالي است كه از طريق مشاوره، رفتار درماني و يا دارو درماني قابل درمان است. به راستي چه تفاوتي بين اين روشها وجود دارد. در چند درصد مواقع كار به تجويز دارو و ... مي­كشد؟! باور فرماييد در خيلي از مواقع كه مشكل در مراحل اوليه قرار دارد، با يك مشاوره ساده با روان­شناس، مشكل قابل حل است، بدون اين كه به روان پزشك مراجعه شود و دارو لازم باشد. هدف اصلي در مشاوره كمك به مراجعان در شناخت نقاط قوت و ضعف خود، درك موانع رشد و بالندگي و برنامه­ريزي در جهت تصميم­گيري براي سازگاري بهتر و بيشتر با خويش و محيط خويشتن( اطرافيان) است. گاه در اين ميان اگر مشكل فردي درجه بالاتري پيدا كرده و از سطح معمولي خود خارج گردد نيازمند روان­درماني است تا فعاليتي معالجه­گرانه و تخصصي از سوي متخصص در جهت حل مشكل رواني مراجع صورت پذيرد. گاهي نيز فرد مراجع داراي اختلالات روانپزشكي بوده و غالباً با استرس­ها و فشارهايي درگير است كه با مسائل بيمار غير روانپزشكي تفاوت دارد؛ لذا در اين موارد نياز است كه فرد قبل از شروع روان­درماني از خدمات تخصصي يك پزشك كه داراي اطلاعات روانشناسي نيز هست( روانپزشك) بهره گيرد. در اين صورت نيز جاي هيچ­گونه نگراني نيست؛ زيرا بيماري‌هاي اعصاب و روان جدا از ديگر بيماري‌هاي پزشكي نيست. توضيح اينكه در بيماري‌هاي گوناگون بدن، عموم اشكالات در سطح سلولي اتفاق مي‌افتند، مثلاً بروز يك اشكال در ترشح و عملكرد انسولين در سطح سلولي بدن، باعث ايجاد ديابت مي­شود كه عموماً در بيشتر بيماري‌ها درمان قطعي نداريم، مثلاً تا زماني كه بيمار ديابتي، قرص قند خود را مي‌خورد و رعايت برخي اصول درماني را مي‌كند، قند او كنترل مي‌شود. در بيماري‌هاي اعصاب و روان نيز وضعيت به همين منوال است؛ زيرا در بين سلول‌هاي مغزي مواد بيوشيميايي ‌وجود دارد كه وقتي تعادل اين مواد به هم مي‌خورد، موجب بروز بيماري‌هاي متعدد اعصاب و روان مي‌شود كه با درمان‌هاي گوناگون، مي­توان اين مواد بيوشيميايي ‌را به حالت تعادل رساند. خوشبختانه در درمان اغلب بيماري‌هاي اعصاب و روان يك دوره درماني وجود دارد و اگر درمان به طريقه صحيح انجام شود، مي‌توان پس از مدتي دارو را قطع كرد. در ادامه نيز شايسته است شما را به اين نكته مهم و حياتي آگاه سازيم كه هجوم افكار مزاحم و ... به عنوان يك بيماري تلقي مي­شود و هرگز مورد مؤاخذه قرار نمي­گيريد. به عبارت ديگر هيچ گناهي متوجّه شما نيست. از اين نظر مطمئن باشيد، دليل آن هم غير­اختياري بودن آن است. همين نامه و پرسش شما حكايت از آن دارد كه شما در صدد حل آن بوده و اين افكار، ناخواسته به ذهنتان مي­آيند. پس دنبال توبه هم نباشيد؛ چرا كه افكارتان پريشان­تر مي­شود. گناه آن است كه اظهار عجز كرده و از رحمت، لطف و مهرباني خداوند متعال مأيوس شويد. زمينه گناه پنداري شما از چنين وضعيّتي مترادف كردن بيماري‌هاي روحي و رواني به عنوان يك اشتباه است. اين طرز تفكر كه فقط كساني كه اعتقادات ضعيف دارند به بيماري‌هاي رواني مبتلا مي‌شوند و ... اشتباه است؛ لذا هيچگاه مراجعه به روانپزشك و روانشناس جهت اخذ راهكارهاي درماني به عنوان ضعف در اعتقادات ديني و مذهبي تلقي نخواهد شد؛ لذا شايسته است اين­گونه نگراني­ها را از خود دور سازيد تا طعم شيرين بهبودي نصيبتان گردد. لطفاً به اين نكات كليدي توجّه داشته باشيد كه:
1- صرف خطور فكرهاى شيطانى و شرك‏آميز( درباره خدا, مقدّسات و يا مؤمنين) به ذهن انسان گناه نيست.
2- شما تنها فردى نيستيد كه از اين گونه افكار مزاحم و تكرارى رنج مى‏بريد.
3- شرط اساسى كنترل و درمان اين گونه افكار مزاحم، همكارى صميمانه و نزديك شماست, نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مى‏شود. همچنين نبايد گمان كرد كه با اولين قدم و بدون پى‏گيرى مستمر، مى‏توان يك شب، همه‏ آن افكار را از ذهن خود دور كرد.
4- مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى‏دهيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد. يعنى فكر كردن در باره موضوعى الزاماً به فعل و انجام آن منتهى نمى‏شود.
*راه‏كارهاى عملى كه در جهت مقابله و درمان مي­توانيد بدان تكيه نماييد، عبارتند از:
1- غرقه‏سازى: بدين صورت كه با اختيار خود آن قدر خود را در معرض موضوعى كه از آن رنج مى‏بريد نظير ترس از حاملگي و ... قرار دهيد كه از آن فكر خسته و متنفّر شويد. هر روز، زمانى را به فكر كردن درباره موضوع وسواس فكرى خود اختصاص داده و آن چنان و آن قدر درباره آن فكر كنيد كه از آن متنفّر شويد. در نتيجه هرگاه بدون اختيار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستيد از روى اجبار تكرار كنيد، اراده و اختيارتان در دور كردن آن فكر و اجتناب از آن، چيره و حاكم شود.
2- هرگاه ذهنتان بدون اختيار مشغول همان افكار وسواسى شد، مشت خود را محكم روى زمينى بكوبيد. با گفتن ذكر لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم از جاى خود بلند شده، تغيير حالت دهيد تا بدينوسيله از آن فكر تكرارى و وسواس رهايى يابيد.
3- كش نازكى را دور مچ دست خود بنديد. هرگاه افكار وسواس به سراغ شما آمد، با كشيدن كش و رها كردن آن روى دستتان و ايجاد درد مختصرى روى مچ خود، از آن فكر رهايى خواهيد يافت.
4- با خودتان عهد ببنديد و برنامه‏ريزى كنيد كه زمان فكر كردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد( مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر). در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگوييد زمان فكر كردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نيز مدتى رابه فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد و ذهنتان را به آن مشغول سازيد تا اين كه در طول روز و به طور پراكنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمناً آن زمان اختصاصى را به تدريج در طى( مثلاً 30 روز) روزى يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد.
5- هر روز به خود تلقين كنيد كه «من قادرم افكار وسواسى‏ام را كنار بگذارم»؛ زيرا تلقين يكى از راه‏هاى مبارزه با افكار منفى است و وسواس فكرى نيز چيزى جز يك فكر منفى مزاحم نيست.
6- دو عامل عمده اي كه به اين گونه مشكلات دامن مي زند عبارتند از بيكاري و تنهايي. البته تعارضات فكري و رواني مبتني بر گذشته فرد در اين ميان تأثيرگذار است كه ريشه­يابي آن نيازمند مراجعه حضوري به روان­شناس و صرف صبر و پشتكار است. بنابراين براي اوقات شبانه روز جدولي را تهيه كنيد و كارها و فعاليت هاي شبانه روزي خود را در آن يادداشت نموده و سعي كنيد برنامه­اي تهيه نمائيد كه زمان خالي بودن فعاليت نداشته باشيد. برنامه تدوين شده بايد متناسب با توانايي هاي جسمي و رواني تان باشد و از هر گونه افراط و تفريط خودداري نمائيد. و اوقات فراغت را نيز با نوعي فعاليت ورزش، نظافت اتاق، مطالعه روزنامه، انجام فعاليت هاي هنري و هر كار مورد علاقه ديگري، پر كنيد.
7- از آنجا كه معمولاً افكار مزاحم معمولاً در تنهايي و به ذهن افراد وارد مي­شود، حتي المقدور از قرار گرفتن در مكان هاي خلوت و تنهايي به مدت زياد اجتناب كنيد.
8- هميشه روي صفحه اي از كاغذ موضوعات مختلف علمي و غيرعلمي را يادداشت شده داشته باشيد تا بتوانيد اگر افكار مزاحم به سراغتان آمد، موضوع و مسأله­اي جايگزين داشته باشيد كه با اختيار خودتان در آن باره بينديشيد و آن فكر مزاحم كه بي­اختيار به سراغتان آمده، كنار بگذاريد. به هر حال هميشه موضوع جايگزين براي فكر كردن داشته باشيد.
* بعضى از اين راه‏كارها در عرض همديگر قرار دارد و هر كدام را كه بهتر مى‏توانيد انجام دهيد يا بهتر جواب مى‏دهد، آن را اجرا و پى‏گيرى كنيد. در نهايت باز تأكيد مي­نماييم كه مراجعه حضوري شما نزد مشاور، كوتاهترين مسيري است كه خواهد توانست- در صورت همكاري و پشتكارتان - جامعترين كمك را در جهت رهايي از اين افكار به شما ارائه دهد ضمنا اين افكار چون ناخواسته به ذهنتان مي آيد هرگز مقصر نيستيد و هيچ گناهي براي شما نيست. مهمترين مشكل تان اين است كه تا كنون اين مشكل را مخفي نگه داشته ايد و اجازه نداده ايد همسرتان از آن اطلاع پيدا كند. تاكيد مي شود در اولين فرصت موضوع و مشكلتان را با همسرتان درميان گذاشته و به كمك وي به دنبال حل آن باشيد او نيز اگر فرد دلسوز و مهرباني باشدخوشحال شده و در امر درمان به شما كمك خواهد كرد ضمن اين كه با حل ٱن وي به خواسته اش زودتر نايل مي شود و جنين تان از عوارض احتمالي در امان خواهد ماند .بناباين هرگز نگران نباشيد. [1] (كشف الغمّة، ج 3، ص 137).
نویسنده:رضا وظیفه مند

منبع: سایت پرسمان دانشجویی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.