نقش کانون خانواده در سلامت جامعة اسلامی

علی ملکوتی نیا

مقدمه: مسئلة خانه و خانواده، از منظر آموزه های دینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از جمله مسائل اصلی زندگی اجتماعی است که امروزه با ظهور آسيبهاي نوپديد، از جمله آسيبهاي ناشي از رشد فناوری و اطلاعات (اينترنت، تلفن همراه، ماهواره و شبکه های اجتماعی)، اهمیت بیش تری یافته و مورد توجّه جدّی اندیشمندان و کارشناسان خانواده و علوم اجتماعی قرار گرفته است.

به اعتقاد رهبر معظّم انقلاب اسلامی>، در میان مسائل فرهنگی از همه مهم تر، فوری تر و لازم الاهتمام تر، مسئلة اهمیت و اعتبار خانه و خانواده است که باید بیش تر از گذشته دربارة آن تأمّل و تدبّر کرد[1] و آن را از جمله مسائل درجة یک کشور به شمار آورد؛[2] زیرا بدون هیچ تردیدی، نهاد خانواده، یک نیاز اجتماعی و اصلی ترین رُکن جامعه و زمینه ساز خوشبختی یا سیه روزی انسانها و امتهاست؛ چون میان تحولات کانون خانواده و سلامت یا بیماری جامعه، ارتباط طرفینی وجود دارد و در نتیجه، سلامت اخلاقی جامعه به ایجاد خانواده های سالم، مستحکم، مؤمن و انقلابی وابسته است.

با توجه به این مسئله، در این مجال به ابعاد تأثیرگذاری خانواده در سلامت اخلاقی جامعه می پردازیم.

مفهوم سلامت خانواده

دربارة مفهوم «سلامت خانواده»، رویکردها و اظهارنظرهای گوناگونی وجود دارد؛ لیکن از منظر روانشناسان و جامعه شناسان، خانوادة سالم و موفق، خانواده ای است که از ویژگیهای زیر برخوردار است: حاکمیت ارزشهای اخلاقی - اسلامی، وجود مدیریت و انسجام، صمیمیت و همدلی، تأمین نیازهای روحی و جسمی اعضا، حفظ استقلال فردی و رضایتمندی اعضای خانواده.[3]

علاوه بر آن، به نظر می رسد: از منظر قرآن کریم، یکی از شاخصهای مهم سلامت یا بیماری خانواده، «سلامتِ مبنا و مسیر آن» است. خانواده ای که بر مبنای اصول انسانی و اخلاقی تشکیل شده باشد، و در جهت دستیابی به فضایل و کمالات اخلاقی قدم بر دارد، کانونی سالم و مرکزی برای تولید ایمان و دینداری خواهد بود. قرآن می فرماید: ]أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى  تَقْوى  مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى  شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ في  نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين[[4]؛ «پس آيا كسى كه اساس (آیین زندگی) خود را بر پاية تقواى الهى و رضاى او نهاده بهتر است يا آن كس كه بنيان (زندگی) خود را بر لب پرتگاهى سست و در شرف سقوط نهاده و آن بنا او را در آتش جهنم سرنگون سازد؟! و خدا گروه ستمكاران را (پس از اتمام حجّت) راهنمايى نمى كند.»

جامعة سالم با خانوادة سالم

واقعیت این است که کانون خانواده، سازمان اجتماعیِ پُردامنه ای است که تأثیرات مثبت و منفی آن، تمام مناسبات و ساحتهای اجتماع را در بر می گیرد. خانواده همچون آینه ای عناصر اصلی جامعه را در خود به تماشا می گذارد و انعکاسی از سلامت یا بیماری  اجتماع است. در عین حال، فرد تأثیرپذیری شدیدی از جامعه دارد. از این رو، می توان با قاطعیت اعلام کرد که جامعة سالم فقط در پرتو خانوادة سالم ممکن است، و پایداری خانواده، بالندگی و تعالی جامعه را به دنبال خواهد داشت.

به این دلیل قرآن کریم در ایجاد جامعة سالم و صالح، از اصلاح و تهذیب خانواده آغاز می کند و در یک جمله، از انسانها می خواهد تا خود و خانودة خود را از گناهانی که آتش دوزخ را به دنبال دارد، محافظت کنند: ]يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون[[5]؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خود و خانوادة خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگهداريد! آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سخت گيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى كنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور كامل) اجرا مى کنند.»

ابعاد تأثیرگذاری خانواده در جامعه

در یک نگاه کلّی، هنگامی که کانون خانواده در جامعه شکل گرفت، لوازم و آثاری را به دنبال خود می آورد که از همان مسیر بر تمام معادلات جامعه اثر می گذارد. در واقع خانواده به مثابه یک سازمان توانمند اخلاقی، تمام بخشهای مهم جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد که در اینجا به عنوان نمونه به مهم ترین موارد از این ابعاد اشاره می کنیم:

1. خانواده، ضامن سلامت اخلاقی جامعه

خانواده با قانون ازدواج و پیوند دادن دلها به یکدیگر، نابسامانیها و ناهنجاریهای اخلاقی فرد و جامعه را برطرف می  کند، همان طور که پیامبر (ص) می فرماید: «زَوِّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فِي أَخْلَاقِهِمْ وَ يُوَسِّعُ لَهُمْ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ يَزِيدُهُمْ فِي مُرُوَّاتِهِمْ؛[6]  زنان بی شوهر را همسر دهید که خدای متعال اخلاقشان را نیکو می گرداند و روزی شان را وسعت می بخشد و بر مروّت آنها می افزاید.»

آن حضرت خطاب به جوانان می فرماید: «يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ  لِلْفَرْج ؛[7] ای جوانان! هر کس از شما که می  تواند ازدواج کند، باید ازدواج کند؛ چراکه آن، چشم را پوشیده تر و دامن را بیش تر حفظ می کند.»

2. خانواده، عامل بقای نسل

خانواده با نظم بخشیدن به رفتارهای جنسی و تولید مثل (فرزندآوری)، بقای جوامع را تضمین نموده و به طور کلی نسل انسانها را تداوم می بخشد. به این دلیل، در آموزه های اسلامی برای تشویق و ترغیب به فرزندآوری و فرزندافزایی دستورات فراوانی وجود دارد. به عنوان نمونه، رسول  اکرم (ص) بر تکثیر نسل تأکید نموده، آن را موجب افتخار می داند و می فرماید: «أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرْ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً؛[8] زیاد فرزند بیاورید تا فردا (روز قیامت) به واسطة کثرت شما به سایر امتها مباهات کنم.»

و نیز فرمود: «تَنَاكَحُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْطِ؛[9] ازدواج کنید و فرزند بیاورید. من با شما، حتّی به وسیلة فرزندان سقط شدة شما، در روز قیامت بر سایر امّتها مباهات می کنم.»

افزون بر این، امام صادق (ع) فرمود: «چون يوسف برادرش را ديد، به او گفت: اى برادرم! چگونه توانستى كه پس از من با زنان ازدواج كنى؟ برادر يوسف گفت: «إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي فَقَالَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ يَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحِ فَافْعَلْ؛[10] پدرم به من دستور داد که اگر بتوانى نسلى داشته باشى كه زمين  را با تسبيح  خدا سنگين سازد، پس اين كار را انجام بده!»

3. خانواده، کانون عواطف و دلبستگی ها

خانواده با ایجاد عاطفه و دلبستگی والدین نسبت به فرزندان و مراقبت از آنها، به طور کامل به سلامت، رشد و پویایی نسل آینده می پردازد. در تحلیلی بنیادین، پیوند میان پدر و مادر با فرزند، از قوی ترین و قدیمی ترین دلبستگیهای بشری است. هنگامی که این پیوند تضعیف و فرسوده شود، پیامدهای ویرانگر آن در سراسر کشور دیده می شود؛ زیرا این پیوند اساسی، والاترین منبع به هم پیوستگی جامعه است... به این معنا که رشد و توسعة کامل انسان، مستلزم چیزی بسیار ژرف تر و پیچیده تر از آب و غذا است. این امر نیازمند عشقی پایدار و نگهدارنده است. به گفتة ویلارد گیلین(Willard Gaylin) روانپزشک معروف: «برای ابداع ظرفیتی مُشابه در کودک، لازم است با عشق از او مراقبت کرد.»[11]

عشق و علاقة والدینی، نه تنها قویاً به توسعه یافتگی فرزند به تمام معنا کمک می کند؛ بلکه جامعة بزرگ تر را نیز تغذیه و بیمه می کند؛[12] زیرا فرزندان با دریافت محبت کافی و دلبستگی به والدین خود، شکفته می شوند و روز به روز برافراشته تر می گردند، و از این طریق، خوددوستی و محبت به دیگران در وجود آنها توسعه می یابد، و سرانجام همین کودکان رشدیافته هستند که 100 درصد آیندة جامعه را تشکیل خواهند داد.

4. خانواده، کانال انتقال ارزشها و فرهنگها

 نهاد خانواده با انتقال ارزشها و فرهنگ سالم به نسل بعدی، آیندة اعتقادی و اخلاقی آنها را بیمه می کند؛ چون خانواده، اولین وسیلة انتقال میراث فرهنگی به فرزندان و نسل آینده است و رسمها، آداب، تشریفات، اخلاق، قانون و مقررات اجتماعی از راه تلقین و ارائة الگوهای صحیح به کودک آموخته می شود. از این جهت، جامعه شناسان می گویند: «خانواده ها انتقال دهندگان اصلی ارزشهای فرهنگی و عمده ترین الگوی رفتارهای پذیرفتنی و ناپذیرفتنی اند.»[13] آنان معتقدند: «نباید خانواده ها را در این کار تنها گذاشت؛ بلکه باید از آنها در جهت بسط و گسترش ارزشهای اصولی بشر، همچون: احترام، مدارا، برابری، لطف و کمک، مسئولیت در قبال دیگران، راستی و درستی، گذشت و همیاری، حمایت کرد.»[14]

5. خانواده، عامل رشد مردان و زنان

کانون خانواده با ارائة نقش پدر و مادری، به رشد و تعالی اخلاقی مردان و زنان جامعه مبادرت می ورزد؛ چون انسانها با پذیرفتن این نقش، چارچوب دیگری خواهند یافت. به این دلیل که ازدواج، داشتن فرزندان زیاد و تشکیل خانواده های بزرگ، برای رشد والدین و ساخته شدن شخصیت فرزندان، مفید است؛ زیرا به اعتقاد کارشناسان خانواده: «تنها ریشة عمومی رشد و پختگی انسان در پرورش فرزندان، قرار دارد؛ هرچه تعداد فرزندان بیش تر، کودکی کردن، کم تر! یعنی وقتی شما زندگی خود را صرف خوب شدن و رشد کردن دیگران کنید، آدم دیگری خواهید شد؛ ولی با داشتن بچه  های کم، رشد شما کُند خواهد بود.»[15]

6. خانواده، مهد رویش لذّتهای حقیقی

خانواده در پیدایش دو سنخ لذّت حقیقی در زندگی نقشی اساسی دارد که این دو لذّت فقط در نظامی که خانواده جدّی گرفته شود، پدید می آید؛ یکی لذّت عاشقی و دیگری لذّت پدر و مادری![16]

7. خانواده، کانون مراقبت از کودکان، نوجوانان و سالمندان

کانون خانواده، مکانی امن برای حمایت، مراقبت و نگهداری از کودکان، نوجوانان، معلولان و سالمندان از خطرات و آسیبهای جسمانی، روحی و اقتصادی است؛ زیرا آنها به تنهایی قادر به مراقبت از خود و انجام وظایف خویش نیستند.

میان غیبت والدین در خانه و مشکلات رفتاری و عاطفی در کودکان و نوجوانان پیوند و ارتباط عمیقی وجود دارد. به عنوان نمونه، در مطالعه ای که بر روی 5000 دانش آموز کلاس هشتم در منطقة سان  دیگو و لُس آنجلس آمریکا صورت گرفت، مشخص شد آن دسته از کودکانی که ساعات بیش تری را پس از مدرسه در تنهایی به سر می بردند، دو برابر بیش از کودکانی که پس از مدرسه تحت نظارت پدر یا مادر یا یک عضو بزرگسالِ خانواده قرار داشتند، در خطر آلودگی به مواد مخدر و مشروبات الکلی قرار داشتند.[17]

پژوهشی دیگر دربارة نود هزار نوجوان؛ یعنی بزرگترین و جامع ترین پژوهشی که دربارة رفتار نوجوانان صورت گرفته است، نشان داد که آنان چنانچه دارای پیوند نزدیک با والدین خود و تحت مراقبت آنها باشند، احتمال اینکه دست به خودکشی بزنند، دچار خشونت شوند و یا مواد مخدر مصرف کنند، خیلی کم تر می شود. این پژوهش مشخص کرد که نَفس حضور فیزیکی پدر و مادر پس از بازگشت فرزندان به خانه، سر میز شام و هنگام خواب، وقوع رفتارهای مخاطره آمیز میان نوجوانان را به طور چشمگیری کاهش می دهد.[18]

8. خانواده، بستر شکل گیری خویشاوندی

نهاد خانواده با به وجود آوردن شبکة خویشاوندی و ایجاد روابط صمیمی با آنها سلامت روحی، شادکامی و حمایت اجتماعی را برای والدین، فرزندان و افراد فامیل به ارمغان می آورد که این مهم به سهم خود شیرین ترین خاطرات و ماندگارترین تأثیرات را در زندگی فردی و اجتماعی افراد بر جای می گذارد.[19]

9. حقوق خانواده، عامل تعدیل انتظارات و حل اختلافات

 خانواده با به میدان آوردن «قوانین حقوقی و اخلاقی خانوادگی» که نشان دهندة جایگاه و موقعیت روابط خانوادگی بین افراد است و بر حقوق و وظایف آنها در این نوع روابط تأکید می کند، اخلاق و رفتار اعضای خود را اصلاح نموده و انتظارات را تعدیل و اختلافات را حلّ و فصل می نماید.

قوانینی از قبیل: حُرمت ازدواج با محارم (مادة 1045 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران) و با غیر مسلمان (مادة 1059 قانون مدنی)، لزوم ثبت ازدواج در دفاتر رسمی (مادة 645 قانون مجازات اسلامی)، وجوب نفقه و انفاق (مادة 1107 و 1108 قانون مدنی)، لزوم حُسن معاشرت (مادة 1103 قانون مدنی)، مسئولیت والدین در حضانت و تربیت فرزندان (مواد 1168 - 1175 قانون مدنی)، ریاست مرد در خانواده (مادة 1103 قانون مدنی)، منع اشتغال زن در موارد خاص (مادة 1117 قانون مدنی)، ولایت پدر و جدّ پدری بر فرزندان (مادة 1181 و 1183 قانون مدنی) و ده ها ماده و حکم حقوقی دیگر، بهترین وسیلة حراست از کیان خانواده و مراقبت و پاسبانی از اخلاق و حقوق اعضای خانواده است.[20]

10. خانواده و جامعه پذیریِ اعضای خانواده

خانواده با نقش آفرینی در فرایند جامعه پذیریِ اعضای خانواده (از کودکی تا میانسالی) آنها را قادر می سازد تا در جامعه ای که در آن زندگی می  کنند، با تعامل درست با دیگران، افرادی کارآمد و تأثیرگذار شوند؛ زیرا از منظر جامعه شناسان: «در خانواده است که ما برای اولین بار، تفاوتها، تقسیم بندیها و سلسله مراتب را تجربه می کنیم؛ چون خانواده، با محوریت جنسیت و سنّ شکل می گیرد.»[21]

11. خانواده، و فضای عمومی و خصوصی

 کانون خانواده، زندگی افراد را به فضای عمومی و خصوصی تقسیم می کند. عمومی به فضای کار و فعالیت اجتماعی و خصوصی به دنیای خانه و عرصة خانوادگی اشاره دارد که از این مسیر برای زندگی افراد جامعه حریم و حُرمت پدید می آورد.

12. نهاد خانواده، ریشة تغییرات اجتماعی

نهاد خانواده، ریشة تغییرات اجتماعی است؛ زیرا خانواده در کنار دین و دولت، از گذشته تاکنون سازندة جامعة ایرانی از طریق تولیدمثل، حفاظت، حضانت و تربیت فرزندان بوده است. بر این اساس، ساختن جامعة امروز بر مبنای الگوی اسلامی – ایرانی، فقط از دریچة تشکیل خانواده و تحکیم آن میسّر است؛ زیرا به اعتقاد جامعه شناسان خانواده: «هر نوع تغییری در جامعة ایرانی، ریشه در خانواده دارد. اصلی ترین تغییرات در نظام اجتماعی ایرانی، یا به واسطة خانواده، محقق شده یا اینکه جهت  گیری آن معطوف به خانواده بوده است. با نگاهی به تاریخ ایران به این مفهوم، بهتر پی می بریم.»[22]

افرادی چون: خواجه نصیر الدین طوسی، علامه طباطبایی، شهید مطهری و بسیاری از عالمان دینی# چنین عقیده دارند که خانوادة ایرانی، سازندة جامعة ایرانی و ریشة تغییرات اجتماعی[23] و از جمله نهادهای قدیمی است که در تولید عاطفه، حمایت مالی و ساماندهی زیست انسانی و اجتماعی، مرکزیت دارد.

13. خانواده، عاملِ پیشگیری و درمان

خانواده از سوی جامعه شناسان و روان شناسان به عنوان یک واقعیت و عاملِ پیشگیری و درمان برای بیماریهای اخلاقی و اجتماعی به شمار می آید. از نگاه آنان خانواده کانون «التیام و پاتولوژی» اعضای خود است.[24] 

با تکیه بر همین مفهوم، درمانگران و محققان خانواده همواره کوشیده اند در رفع مشکلات خانواده و اجتماع، نقاط قوّت آن را رُکن درمان بودن بدانند. بنابراین، در دوران معاصر و در روان شناسی  مثبت گرا شاهد پیدایش اندیشه و نظریة «خانواده درمانی مُثبت نگر» هستیم که به تقویت کانون خانواده و افزایش رشد و تکامل اعضای آن می اندیشد. این اندیشه فنونی را آموزش می دهد تا تک تک اعضای خانواده مسئولیت خود را در قبال موفقیت دیگر اعضا تشخیص داده و برای آن اقدام نماید.[25]

پیشگیری و درمان در خانواده، بر مبنای دقیق جامعه شناختی و روانشناختی استوار است. آنان معتقدند: «خانواده در زمینه های مختلفی می تواند بر افکار عمومی جامعه و باورهای آن تأثیر بگذارد و از طریق آن سیاستها و خط مشیهای موجود در جامعه را دگرگون کند، لذا خانواده می تواند الگوی مناسبی را خلق کند و آن را در جامعه ترویج نماید.»[26]

14. خانواده و تقسیم وظایف

کانون خانواده در دین اسلام با توزیع ساختار قدرت و ایجاد سلسله مراتب و همچنین تقسیم وظایف، نقش سرپرستی کلان و مدیریت اقتصادی را (غالباً) به پدر[27] و جایگاه مدیریت عاطفی را به مادر می سپارد تا به این وسیله از انحراف، بی نظمی، تزلزل و فروپاشی بنیان زندگی خانوادگی جلوگیری کند؛[28]

زیرا خانواده، کانونی است که در آن چگونگی توزیع و نحوة اعمال قدرت در شکل گیری و رشد شخصیت فردی و اجتماعی فرزندان و نیز در احساس رضایت از زندگی و خوشبختیِ آنان اثر می گذارد. بر این اساس، برخی پژوهشها[29] نشان می دهد که در 40 درصد از خانواده های تحت مشاوره - که خانواده های «مرزی» نامیده می شوند - مبارزة قدرت وجود دارد. به این دلیل، ساختار قدرت و مدیریت کارآمد در خانواده و آموزش صحیحِ آن در استحکام و بالندگی خانواده نقشی اساسی خواهد داشت.

لزوم تلاش همگانی برای سلامت و پایداری خانواده

برای برخورداری از جامعة سالم، بیش از هر چیز دیگری می بایست به خانوادة سالم و صالح فکر کرد؛ چون برنامه ریزی و تلاش برای سلامت و تعالیِ خانواده، سلامت و کمال جامعه را به دنبال دارد که متعاقباً جامعة سالم و متعالی نیز برکات و تأثیرات خود را به کانون خانواده منعکس خواهد کرد.

خانواده یکی از سلولهای سازندة پیکرة اجتماع است که سلامت (اعتقادی و اخلاقی) آن موجب رشد و بالندگی جامعه خواهد شد و هنگامی که یکایک افراد جامعه در روابط خود با دیگران، با طهارت و سلامت نفس برخورد کردند و تمام فعالیتهای اجتماعی خود را بر مدار صداقت، خیرخواهی و نیکوکاری بنیان نهادند، در آن صورت، اعضای خانواده با آرامش و امنیت اخلاقی به این جامعه قدم می گذارند تا نیازها و احتیاجات خود را پی گیری کنند.

 قرآن کریم بیان می دارد که پیامبران الهی و مصلحان اجتماعی نسبت به هدایت و سلامت خانوادة خود، بیش از دیگران حساسیت داشتند. از جملة این موارد، تلاش حضرت نوح (ع) برای نجات فرزند خود[30] و طلب آمرزش از سوی حضرت ابراهیم (ع) برای پدرش[31] و سفارش آن حضرت به فرزندان خود به اینکه: ]يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى  لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون[[32] می باشد.

لقمان حکیم (ع) نیز در راستای تربیت اعتقادی فرزندش تلاش می کرد: ]وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ[ [33]؛ «(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش- در حالى كه او را موعظه مى كرد- گفت: پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.»

فرجام کلام آنکه امروزه به تلاش ملّی وسیع و همه جانبه از سوی دولت و ملت در راستای ارج  نهادن به خانه و خانواده نیاز مبرم داریم تا به وسیلة آن از حریم خانواده های موجود، حراست شود و زمینة تشکیل خانوادة پایدار و فرزندآوری سالم برای جوانان فراهم گردد که این مهم به طور یقین سلامت اخلاقی و اجتماعی جامعه را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.

انحرافات خانواده، عدم سلامت روانی هر یک از اعضای خانواده، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضای خود دارد، جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. به این صورت که افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده اند، وارد اجتماع می کنند.

از این لحاظ، سلامت جامعه به سلامت خانواده های آن وابسته است. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی و جزیی، در مسائل کلان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب، به نظر می رسد که اصلاح و پیشرفت هر جامعه ای از جنبه های مختلف، در گرو توجه دولت و ملت به اهمیت و جایگاه خانه و خانواده است.

____________________________________________

[1]. بیانات امام خامنه‌ای در دیدار جمعی از بانوان فرهیخته حوزوی و دانشگاهی، 21/2/1392.

[2]. بیانات رهبری در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع زن و خانواده، 14/10/1390.

[3]. سلامت خانواده و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، فصلنامه علوم اجتماعی (دانشگاه علامه طباطبایی)، زمستان 1391ش، ش 59.

[4]. توبه/ 109.

1. تحریم/ 6.

[6]. بحار ‌الأنوار، ج‏100، ص 222، ح 38.

[7]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسة آل‌البيت(، چاپ اول، 1408ق، ج14، ص153، ح16350.

[8]. وسائل ‌الشيعة، شيخ حُرّ عاملى، مؤسسة آل‌البيت(، چاپ اول، 1409ق، ج 21، ص357، ح 27287.

[9]. بحار ‌الأنوار، ج‏100، ص220، ح 24.

[10]. وسائل ‌الشيعة، ج 21، ص 356، ح 27282.

[11]. جنگ علیه والدین، سیلویا آن هیولت و کورنل وست، ترجمه و تلخیص: معصومه احمدی، دفتر نشر معارف اسلامی، قم، چاپ دوم، 1389ش، صص 49 - 50.

[12]. همان، ص 51.

[13]. درآمدی به مطالعات خانواده، جان برناردز (1952م)، ترجمه: حسین قاضیان، نشر نی، تهران، چاپ اول، 1384ش، ص 302.

[14]. همان.

[15]. تأملی درباره خانواده تک فرزندی، بیل مک کیبن، ماهنامه سیاحت غرب، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ش 6، آذر 1382ش.

[16]. جنسیت و دوستی؛ مواجهه اسلامی با مسئله رابطه دختر و پسر، دکتر حسین سوزنچی، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، 1392ش، ص 50.

[17]. جنگ علیه والدین، ص 61.

[18]. همان، ص 62.

[19]. برای آشنایی با آثار روابط خویشاوندی ر.ک: مقاله اخلاق خویشاوندی در آموزه‌های اسلامی، نگارنده، ماهنامه مبلغان، ش 196.

[20] برای مطالعه بیش‏تر ر.ک: حقوق خانواده، سیدحسین صفایی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ ششم، 1377ش؛ دانش خانواده و جمعیت، جمعی از نویسندگان، دفتر نشر معارف اسلامی، قم، چاپ بیستم، زمستان 1393ش، فصل دوم؛ اخلاق در خانواده، زهرا آیت‌اللهی و همکاران، دفتر نشر معارف اسلامی، چاپ سوم، زمستان 1391ش، فصل ششم.

[21]. درآمدی به مطالعات خانواده، ص 18.

[22]. جامعه‌شناسی خانواده ایرانی، دکتر تقی آزاد ارمکی، انتشارات سمت، تهران، چاپ چهارم، تابستان 1392ش، ص2 (مقدمه).

[23]. همان، ص 40.

[24]. ر.ک: خانواده‌درمانی مثبت‌نگر، کولی وایت کانلی و جین کلوز کانلی، مترجم: فرشاد بهاری، نشر علم، تهران، چاپ اول، 1390ش.

.[25] همان.

[26]. مفاهیم کلیدی در مطالعات خانواده، جین ریبنز مک کارتی و روزالیند ادواردز، ترجمه: محمدمهدی لبیبی، نشر علم، تهران، چاپ اول،1390ش، ص 287.

[27]. نساء/ 34: >الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ<؛ «مردان سرپرست زنانند، به سبب آنكه خداوند برخى را بر برخى ديگر (مردان را بر زنان در نيروى فكرى و روانى و جسمى) برترى بخشيده (و از اين‏رو، ولايت امر جامعه را در رتبه نبوت و امامت و ولايت انتصابى از جانب معصوم، از آن مردان قرار داده است) و نيز مردان سرپرست همسران خويش‏اند، به خاطر آنكه از اموالشان (براى زنان) خرج مى‏كنند.»

[28]. برای اطلاع از مباحث فوق ر.ک: مقاله اینجانب با عنوان: مدیریت پدر در خانواده از منظر اسلام، ماهنامه مبلغان، ش189.

[29]. بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشویی؛ پایان‏نامه کارشناسی ارشد، فاطمه سعیدیان، دانشگاه تربیت معلم، تهران، 1382ش.

[30]. هود/ 46.

[31]. توبه/ 114.

[32]. بقره/ 132.

[33]. لقمان/ 13.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.