جلوه ای از خصال یاوران حضرت مهدی(ع)

سید جواد حسینی

یاوران حضرت مهدی(ع) از صنف و نژاد خاصی و یا قوم و قبیلۀ شخصی نیستند؛ بلکه از گروه ها و نژادهای مختلف در سراسر جهان هستند که شاخصه ها و خصال بیان شده در آیات و روایات را دارا باشند؛ در این مقاله با هدف ارائه الگویی حقیقی در این موضوع، به برخی از این شاخصه ها اشاره می شود.

پیش از پرداختن به شاخصه ها، به چند نکتۀ مقدمه ای نیز پرداخته می شود:

1. حضرت مهدی(ع) در سن جوانی ظاهر می شود و به هنگام ظهور از سیمایی جوان برخوردار است؛ امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ الْبَلِيَّةِ أَنْ يَخْرُجَ إِلَيْهِمْ صَاحِبُهُمْ شَابّاً وَ هُمْ يَحْسَبُونَهُ شَيْخاً كَبِيراً؛[1] از امتحانات بزرگ [خداوند] اینکه دوست مردم، جوان بر آنها خارج شود در حالیکه او را پیرمرد می پنداشتند.»

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
وان پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

حضرت صادق(ع) در روایت دیگری فرمود: «أَنَّ فِي صَاحِبِ الزَّمَانِ(ع) شَبَهاً مِنْ يُونُسَ رُجُوعُهُ مِنْ غَيْبَتِهِ بِشَرْخِ الشَّبَابِ؛[2] به درستی که صاحب الزمان(ع) نشانی از حضرت یونس(ع) وجود دارد و آن اینکه بعد از غیبتش به صورت جوانی ظاهر می شود.»

2. یاران آن حضرت نیز غالباً جوان هستند. امام علی(ع) فرمود: «أَصْحَابَ الْقَائِمِ شَبَابٌ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا كَالْكُحْلِ فِي الْعَيْنِ أَوْ كَالْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ؛[3] یاران قائم(ع) [همگی] جوان هستند، در میان آنها پیر یافت نمی شود، مگر مثل سرمه در چشم و نمک در توشۀ مسافرت، و کم‏ترین توشه سفر در مواد غذایی، نمک است.»؛ اما جوانان پرتحرک و بانشاط.

3. زنان نیز در این نهضت جهانی حضور دارند. حضرت باقر(ع) فرمود: «وَ يَجِي‏ءُ وَ اللَّهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ؛[4] سوگند به خدا سیصد و ده نفر و اندی مرد [نزد حضرت مهدی(ع)] می آیند؛ که در میان آنها پنجاه زن است و در مکه جمع می شوند، بدون وعدۀ قبلی.» در روایات دیگر تصریح شده است که یاران آن حضرت مجموعاً 313 نفرند. چنانکه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «إِذَا قَامَ تَجتَمِعُ إِلَيه أَصحَابُهُ عَلى عِدّةِ أَهلِ بَدرٍ وَ أَصحَابِ طَالُوتَ وَ هُم ثَلاثمائة وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً؛[5] هنگامی که (حضرت مهدی(ع)) قیام کند، اصحاب او به سویش می آیند که به تعداد اصحاب بدر و اصحاب طالوت، سیصد و سیزده نفر هستند.»

البته در روایت دیگری تعداد ایشان ده هزار نفر گفته شده است چنانکه امام باقر(ع) فرمود: «ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ مَكَّةَ حَتَّى يَكُونَ فِي مِثْلِ الْحَلْقَةِ: عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ؛[6] سپس [حضرت مهدی(ع)] از مکه خارج می شود، در حالی که ده هزار نفر مانند حلقه او را در میان گرفته اند.»

این دو دسته روایات با هم تنافی و تعارض ندارند؛ بلکه در طول یکدیگر و در مجموع نشانگر سیر تشکیل یارانند. سیصد و سیزده نفر، در واقع فرماندهان و وزیران امام هستند که با گرد آمدن آنها دعوت آغاز می شود و سپس با انتشار خبر ظهور، ده هزار نفر که ستونهای اصلی نیروهای آن انقلاب را تشکیل می دهند، به سرعت به امام(ع) می پیوندند، آنگاه تودة شیعیان خدمت آن حضرت رسیده، با ایشان بیعت می کنند. چنانکه حضرت رضا(ع) فرمود: «فَيَصِيرُ إِلَيْهِ شِيعَتُهُ مِنْ أَطْرَافِ الْأَرْضِ تُطْوَى لَهُمُ الْأَرْضُ حَتَّى يُبَايِعُوهُ؛[7] شیعیان او [حضرت مهدی(ع)] از اطراف [و اکناف] جهان به سویش می شتابند و زمین زیر پای آنان طی می شود تا [به محضر او رسیده] بیعت نمایند.»

تمامی رهبران و مصلحان الهی هسته های اصلی نهضت خویش را با آزمایش برگزیده اند؛ چراکه آن راه دشوار و آمیخته با رنجها و مشقّت هاست و بدون داشتن یاران و فرماندهانی که سرد و گرم روزگار را چشیده و با وفا هستند، نمی توان حرکت کرد. یاران حضرت مهدی(ع) نیز برای رسیدن به این درجه باید از غربال امتحانهای گوناگونی بگذرند[8] و دارای ویژگیهای خاصی باشند که به اهمّ آنها اشاره می شود:

الف) خداباوری و شهادت ‏طلبی

خداجویی و خدامحوری، سرلوحة عقاید و خصال همراهان حضرت مهدی(ع) است. آنها خداوند را به درستی شناخته و تمام وجودشان مالامال از ایمان به او و قلوبشان نورانی به نور عظمت الهی است؛ به همین جهت شوق دیدار محبوب دلهایشان را فرا گرفته و سخت مشتاق شهادت در راه خداوندند.

امام صادق(ع) فرمود: «لَهُ كَنْزٌ بِالطَّالَقَانِ مَا هُوَ بِذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ رَايَةٌ لَمْ تُنْشَرْ مُنْذُ طُوِيَتْ وَ رِجَالٌ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ لَا يَشُوبُهَا شَكٌّ فِي ذَاتِ اللَّهِ أَشَدُّ مِنَ الْحَجَرِ ... كَالْمَصَابِيحِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمُ الْقَنَادِيلُ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ يَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ وَ يَتَمَنَّوْنَ أَنْ يُقْتَلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ...؛[9] برای حضرت مهدی(ع) گنجی در طالقان است که طلا و نقره نیست و پرچمی است که از هنگام جمع شدن تا حالا برافراشته نشده است و (آن گنج) مردانی هستند که گویا دلهایشان (محکم همچون) پاره های آهن است؛ غبار تردید در ذات مقدس خدا خاطرشان را نمی آلاید و مقاوم تر از سنگ هستند...، همانند چراغهای فروزانند. گویا دلهایشان نور باران است. از ناخشنودی پروردگارشان به شدت هراس دارند. برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند و شعارشان "یالثارات الحسین" (ای انتقام گیرندة خون حسین(ع)) می باشد.»

خداباوری پایه و اساس تمام خصلتهای نیک است. کسی که خداشناس و خداباور باشد، قدرت و استقامت پیدا می کند و در قلبش اشتیاق لقاء الله به وجود می آید و بی اختیار عاشق شهادت می شود، همانگونه که یاران اباعبدالله الحسین(ع) در شب عاشورا اشتیاق شهادت داشتند و برای رسیدن به شهادت لحظه‏شماری می کردند و از همدیگر سبقت می گرفتند.

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

ب) عبادت و تهجّد

از دیگر ویژگیهای بارز یاران حضرت مهدی(ع) تهجّد و نمازشب است. کسی که خدای خویش را به خوبی شناخت و مشتاق لقای او گردید، هرگز نمی تواند شبها آرام بخوابد و به دیدار و گفتگوی با محبوب نپردازد. از طرف دیگر، کسانی که می خواهند مصلح جهانی و عدل‏گستر هستی را حمایت کنند و با تمام قدرت در مقابل استکبار و ظالمان قرار گیرند، باید مرتب با سرچشمة قدرت؛ یعنی خدا متعال از طریق عبادت و تهجّد ارتباط داشته باشند.

حضرت صادق(ع) فرمود: «...رِجَالٌ لَا يَنَامُونَ اللَّيْلَ لَهُمْ دَوِيٌّ فِي صَلَاتِهِمْ كَدَوِيِّ النَّحْلِ يَبِيتُونَ قِيَاماً عَلَى أَطْرَافِهِمْ وَ يُصْبِحُونَ عَلَى خُيُولِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ...؛[10] مردانی که شب خواب ندارند، در نماز زمزمه ای همچون زمزمه‏های زنبور عسل دارند، شب را با برپایی نماز به صبح می آورند و صبحگاهان بر مرکبهای خویش سوارند (و آمادة جهاد) آنان [به حق] عابدان شب و شیران روزند.»

شب مردان خدا روز جهان‏افروز است
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

همین تعبیر «لَهُم دَوِیٌّ...» دربارة شهدای کربلا در شب عاشورا نیز آمده است که نمونة  کوچکی از خصایص یاران حضرت مهدی(ع) است. به همین جهت، در رجعت نیز شهدای کربلا برای یارای حضرت مهدی(ع) برمی گردند.

امام صادق(ع) می‏فرمایند: «كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ(ع) وَ أَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ كَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرَ قَدْ فَنِيَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خَلُقَتْ ثِيَابُهُمْ قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ؛[11] گویا قائم(ع) و یارانش را در نجف اشرف می نگرم، (آنقدر مشغول به عبادت‏اند) که گویی پرنده بر سر آنان نشسته، توشه‏هایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته است. جای سجده بر پیشانی‏شان نمایان، و شیران روز و راهبان و عابدان شب اند.»

جناب حدیفة بن یمان) می گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: «إِذَا كَانَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَيُّهَا النَّاسُ قُطِعَ عَنْكُمْ مُدَّةُ الْجَبَّارِينَ وَ وَلِيَ الْأَمْرَ خَيْرُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فَالْحَقُوا بِمَكَّةَ فَيَخْرُجُ النُّجَبَاءُ مِنْ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنَ الشَّامِ وَ عَصَائِبُ الْعِرَاقِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ فُيَبَايِعُونَهُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ؛[12] هنگام خروج قائم [آل محمد(ص)] منادی از آسمان ندا دهد: ای مردم! سلطة جبّاران بر شما تمام شد و بهترین امت محمد(ص) [حضرت مهدی(ع)] بر شما حاکم [و سرپرست] شد، پس در مکه به او ملحق شوید! آنگاه نجیبان از مصر و ابدال[13] (و یاران ویژه) از شام، و مردان قوی از عراق، در حالی که عابدان شب و شیران روزند، به او ملحق می شوند. گویا دلهای آنان همچون پولاد است، پس بین رکن (حجر) و مقام با او بیعت می کنند.»

این روایت به خوبی می رساند که یکی از ویژگیهای مهم یاران حضرت مهدی(ع)، شب زنده‏داری است.

ج) مطیع محض امام

یاران امام زمان(ع)، به مولای خود عشق می ورزند و چون بنده ای گوش به فرمان، از حضرت پیروی می کنند و در انجام دستورهای وی بر یکدیگر پیشی می گیرند. رسول خدا(ص) می‏فرماید: «كَرَّارُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِهِ؛[14] سلحشورانی کوشا در پیروی از اویند.»

امام صادق(ع) نیز می‏فرماید: «يَتَمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الْإِمَامِ(ع) يَطْلُبُونَ بِذَلِكَ الْبَرَكَةَ... هُمْ أَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْأَمَةِ لِسَيِّدِهَا؛ دستهایشان را به زین اسب امام (زمان) (ع)به عنوان تبرک می کشند و آنها مطیع تر از کنیز نسبت به مولای خود، در برابر دستورات امام‏شان هستند.»

این ویژگی، یکی از کلیدی ترین ویژگیهای یک یاور و پیرو است و در هر برهه ای از زمان لازم الاجرا و ضروری است؛ در احوالات شهید آیت الله قدوسی) آمده است که ایشان در موضوع پیروی از امام راحل! می گفت: آنقدر نظر حضرت امام! نزد من مهم و معتبر است که اگر به من امر کند اسلحه را بر سینة خودت بگذار و شلیک کن! تردید به خود راه نمی دهم.»[15]

یاران امام زمان(ع)، به مولای خود عشق می ورزند و چون بنده ای گوش به فرمان، از حضرت پیروی می کنند

اطاعت محض عبدالله بن ابی یعفور

روزی ابن ابی یعفور به امام صادق(ع) عرض کرد: به خدا سوگند! اگر شما اناری را دو نیم کنید و بگویید این نصف حرام است و نصف دیگر حلال، من (قاطعانه) شهادت می دهم آن نصفی که فرمودید حلال است، حلال، و آن نصفی را که فرمودید حرام است، حرام می دانم.

حضرت دو بار فرمود: خداوند تو را رحمت کند![16]

امام صادق(ع) می‏فرماید: «إِنِّي وَ اللَّهِ مَا وَجَدْتُ أَحَداً يُطِيعُنِي وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِي إِلَّا رَجُلًا وَاحِداً رَحِمَهُ اللَّهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ، فَإِنِّي أَمَرْتُهُ وَ أَوْصَيْتُهُ بِوَصِيَّةٍ فَاتَّبَعَ أَمْرِي وَ أَخَذَ بِقَوْلِي؛[17] به راستی، سوگند به خداوند! کسی را نیافتم که (کاملاً) از من اطاعت و سخن مرا عمل کند، جز یک نفر که خدا او را رحمت کند. آن هم عبدالله بن ابی یعفور بود که به او امر و وصیّتی کردم، امرم را اطاعت و حرفم را عمل کرد.»

وقتی عبدالله از دنیا رفت، امام(ع) دربارة او به «مفضل بن عمر جعفی» نوشت: «او از دنیا رفت، در حالی که به عهد خدا و رسول و امامش به خوبی عمل کرد. او از دنیا رفت، در حالی که تلاشش قبول شده، گناهانش بخشیده شده، و با رضایت الهی و پیامبر و امامش مورد رحمت قرار گرفته بود... در عصر ما مطیع تر از او نسبت به خدا و رسول و امام وجود نداشت و تا پایان عمرش اینگونه بود.»[18]

امام زمان(ع) منتظر 313 نفر مانند عبدالله بن ابی یعفور است که مطیع محض امام(ع) باشند. عظمت ابی الفضل العباس(ع) نیز در این بود که مطیع محض بود. در زیارتنامة آن حضرت به این امر تصریح شده است.[19]

د) وارسته از آلودگی و نفاق

امام حسن عسکری(ع) در آخرین روزهای عمر خود، طی سخنانی خطاب به فرزند خود، یاران حضرت مهدی(ع) را این گونه توصیف فرمود: «روزی را می بینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار کعبه بین حطیم و زمزم به اهتزاز درآمده، دستها برای بیعت تو، پی در پی دراز شده است. دوستان باصفا، کارها را چنان به نظم و ترتیب درآورده اند که همچون دانه های درّ گرانبها که در رشته ای قرار گیرند... تَلُوذُ بِفِنَائِكَ مِنْ مَلَإٍ بَرَأَهُمُ اللَّهُ مِنْ طَهَارَةِ الْوَلَاءِ وَ نَفَاسَةِ التُّرْبَةِ مُقَدَّسَةً قُلُوبُهُمْ مِنْ دَنَسِ النِّفَاقِ مُهَذَّبَةً أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ رِجْسِ الشِّقَاقِ لَيِّنَةً عَرَائِكُهُمْ لِلدِّينِ خَشِنَةً ضَرَائِبُهُمْ عَنِ الْعُدْوَانِ وَاضِحَةً بِالْقَبُولِ أَوْجُهُهُمْ نَضِرَةً بِالْفَضْلِ عِيدَانُهُمْ يَدِينُونَ بِدِينِ الْحَقِّ وَ أَهْلِهِ؛ قومی به آستانه ات به پناه آیند که خداوند آنان را از سرشت دوستی پاک و ریشه ای پاکیزه و ارزشمند آفریده است. دلهایشان از آلودگی نفاق و پلیدی و شقاق پاکیزه است. در برابر فرمانهای دین فروتن اند و در مقابل دشمنان (الهی) خشن و محکم. رخسارشان برای پذیرش حق آماده و سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته است. آیین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند.»

در این روایت، علاوه بر پاکیزگی قلب، دوری از نفاق، شقاق و کینه، به خصلت اطاعت و پیروی از حق نیز اشاره شده است.

هـ) پر تلاش و بردبار

یکی دیگر از ویژگیهای یاوران صاحب الزمان(ع)، بردباری و تلاشگری است.

امام عسکری به حضرت مهدی(ع) در ادامۀ فرمایشات خود در روزهای پایانی عمر خود می‏فرماید: «وَ اعْلَمْ أَنَّ قُلُوبَ أَهْلِ الطَّاعَةِ وَ الْإِخْلَاصِ نُزَّعٌ إِلَيْكَ مِثْلَ الطَّيْرِ إِذَا أَمَّتْ أَوْكَارَهَا وَ هُمْ مَعْشَرٌ يَطْلُعُونَ بِمَخَائِلِ الذِّلَّةِ وَ الِاسْتِكَانَةِ وَ هُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَرَرَةٌ أَعِزَّاءُ يَبْرُزُونَ بِأَنْفُسٍ مُخْتَلَّةٍ مُحْتَاجَةٍ وَ هُمْ أَهْلُ الْقَنَاعَةِ وَ الِاعْتِصَامِ اسْتَنْبَطُوا الدِّينَ فَوَازَرُوهُ عَلَى مُجَاهَدَةِ الْأَضْدَادِ خَصَّهُمُ اللَّهُ بِاحْتِمَالِ الضَّيْمِ لِيَشْمُلَهُمْ بِاتِّسَاعِ الْعِزِّ فِي دَارِ الْقَرَارِ وَ جَبَلَهُمْ عَلَى خَلَائِقِ الصَّبْرِ لِتَكُونَ لَهُمُ الْعَاقِبَةُ الْحُسْنَى وَ كَرَامَةُ حُسْنِ الْعُقْبَى؛ ای فرزند! بدان که دلهای مردم دیندار و با اخلاص مانند پرندگانی که میل به آشیان دارند، مشتاق لقای تو هستند. آنها در میان خلق با ذلّت به سر می برند؛ ولی نزد خدا نیکوکار و عزیزند و در ظاهر مردمی بیچاره و محتاج می نمایند، در صورتی که قناعت نیکی دارند. دین خود را در مبارزه با آنچه ضد دین است، کامل نگاه می دارند. خداوند آنها را با استقامت در برابر ظلم امتیاز داده است تا در سرای باقی مشمول عزّت وسیع خود گرداند. آنها را طوری قرار داده است که در پیشامدهای ناگوار بردباری زیادی نشان می دهند تا عاقبت نیکی داشته باشند.»

در جملات فوق به این صفات اشاره شده است: 1. دینداری؛ 2. اخلاص؛ 3.مشتاق لقای امام(ع)؛ 4. ذلیل میان مردم و عزیز نزد خدا؛ 5. دارای ظاهری فقیر؛ اما باطنی غنی و قانع؛ 6.حفظ دین خود با تلاش و جدیت کامل؛ 7. استقامت در مقابل ستمگران؛ 8. بردبار در سختیها.

مجموع این خصال از آنها انسانهای وارسته و کاملی ساخته است که لیاقت می یابند در صف اول یاران انسان کامل - با تمام اوصاف کمال انسانی و در حدّ اعلای آن - باشند.

و) شجاعت و قدرت

یاران حضرت مهدی(ع) مردانی شجاع، جنگجو و دلیرند و دلهایی چون پولاد دارند که از انبوه دشمن هیچ هراسی به دل راه نمی دهند، به شهادت عشق می‏ورزند. در این باره در روایات تعبیرات گوناگونی آمده است که بعضی از آنها نقل می شود:

1. از کسی نمی ترسند: محمد بن حنفیه می گوید: امام علی(ع) در پاسخ شخصی که دربارۀ امام مهدی(ع) از آن حضرت پرسیده بود، فرمود: «...فَیَجْمَعَ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ قَوْمَاً قَزَعَاً کَقَزَعِ السَّحَابِ.... یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ فَلَایَسْتَوْحِشُونَ اِلَی أَحَدٍ، وَ لَا یَفْرَحُونَ بِأَحَدٍ دَخَلَ فِیهِمْ...؛[20] خداوند متعال گروهی را برای وی جمع خواهد کرد، به مانند جمع شدن پاره های ابر... قلبهای آنان را به هم پیوند زده است و آنان از هیچ کس هراسی به دل ندارند و از افزوده شدن فردی به جمع‏شان خوشحال نمی شوند.»

2. دلهای پولادین دارند:

امام باقر(ع) می فرماید: «لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مُصْعِدِينَ مِنْ نَجَفِ الْكُوفَةِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ ... يَسِيرُ الرُّعْبُ أَمَامَهُ شَهْراً وَ خَلْفَهُ شَهْراً؛[21] گویا آنان را می نگرم، سیصد و اندی مرد در بلندای کوفه ایستاده اند، دلهایی چون پولاد دارند و از مقابل و پشت سر وی (امام زمان(ع))، ترس بر دلهای دشمنان او  می افکنند.»

3. قدرتمندند:

از امام سجاد(ع) نقل شده است که فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ الْعَاهَةَ وَ رَدَّ إِلَيْهِ قُوَّتَهُ؛[22] هنگامی که قائم(ع) قیام کند، خداوند بیماری را از مؤمنان دور می کند و قدرت و قوّت را به آنان برمی گرداند.»

4. دارای قدرت چهل مردند:

و نیز از حضرت(ع) نقل شده است که: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَذْهَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ شِيعَتِنَا الْعَاهَةَ وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً؛[23] هرگاه که قائم(ع) قیام کند، خداوند بیماری را از شیعیان ما دور می کند و قلبهای آنان را به مانند پاره های آهن محکم می گرداند و به هر یک از آنها قدرت چهل مرد می بخشد.»

جمع بندی

از آنچه گفته شد، به خوبی روشن می‏شود که یاران حضرت مهدی(ع)، غالباً جوان، پرتحرک و با نشاط هستند که زنان نیز درآن حضور دارند، و دارای خصلتهای ویژه ای هستند که اهمّ آنها از این قرار است:

1. خداشناس، خداباور و دارای ایمان قوی و محکم هستند؛

2. از جان گذشته و شهادت طلبند؛

3. خداترسی تمام وجود آنها را پر کرده است؛

4. اهل تهجّد، شب زنده داری، عبادت و دعا (عابدان شب و شیران روز) هستند؛

5. مطیع محض امام زمان‏شان هستد، و چنان در این پیروی محکم‏اند که ذرّه ای تخلف در کار آنان دیده نمی شود؛

6. انسانهای وارسته و پاکیزه‏ای هستند که از نفاق، کینه و شقاق دورند. در مقابل دشمن محکم و در مقابل متدیّنان رام و نرم خو هستند. «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»؛

7. اهل طاعت، اخلاص، تلاش و بردباری هستند. نزد مردم به ظاهر خوار به نظر می رسند؛ ولی نزد خداوند عزیز و گرامی هستند؛

8. اهل قناعت و ساده زیستی هستند؛

9. از نظر بدنی نیز قدرتمند، نترس، شجاع و دارای دلهای پولادین هستند و هر کدام توان چهل مرد را دارند.

_____________________________________________

[1]. الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، مکتبة الصدوق، تهران، چاپ اول، 1397ق، ص 188؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، چاپخانه علمیه، تهران، 1380ق، ج 1، ص52.

[2]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1404ق، ج 52، ص 289.

[3]. همان، ص 33.

[4]. همان، ص 223؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64.

[5]. الاختصاص، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق، ص 255؛ بحار الانوار، ج 19، ص 320 و  ج 36، ص 409.

[6]. بحار الانوار، ج 52، ص 307.

[7]. الارشاد، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق، ج 2، ص 379.

[8]. اقتباس از: چشم به راه مهدی%، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375ش، صص 364 ـ 380.

[9]. بحار الانوار، ج 52، صص 307 ـ 308، ح 82.

[10]. همان، ج 52، ص 308، ح 82 و ص 386؛ الاختصاص، شیخ مفید، ص 208.

[11]. بحار الانوار، ج 52، ص 386، ح 202.

[12]. همان، ص 304، ح 73.

[13]. صاحب کتاب «مجمع البحرین» در تعریف «ابدال» می‌نویسند: قوم من الصالحين لا تخلوا الدنيا منهم؛ اذا مات واحد منهم، أبدل اللّه مكانه آخر؛ قومی از انسانهای صالح هستند که دنیا هیچ گاه از آنان خالی نیست! هرگاه یکی از آنها بمیرد، خداوند دیگری را جانشین او می‌گرداند.» مجمع البحرین، طریحی، مرتضوی، تهران، 1375، ج 5، ص 319.

[14]. همان، ص 343.

[15]. ماهنامه حریم امام، شماره 183، 12/6/1394، ص 7.

[16]. معجم رجال الحدیث، السید ابوالقاسم الموسوی الخوئی، بی‌جا، چاپ پنجم، 1413ق، 1992م، ج 11، ص 105، ح 3.

[17]. همان.

[18]. همان، ص 105، ح 6.

[19]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، انتشارات علمی، قم، چاپ چهارم، 1376، ص 795، زیارتنامه حضرت عباس%.

[20]. عقد الدرر فی اخبار المنتظر، مقدسی شافعی، انتشارات جمکران، قم، چاپ اول، 1416ق، ص91.

[21]. بحار الانوار، ج 52، ص 342.

[22]. غیبت نعمانی، ترجمه: جواد غفاری، کتابخانه صدوق، تهران، چاپ اول، 1363ش، ص 317، ح2.

[23]. همان، ص 310، ح 5.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.