توصیف ذخیرۀ الهی از منظر عارفی واصل

اشاره: در شماره 407 و 408 ماهنامۀ پاسدار اسلام (دی و بهمن 1394) گفتگویی با عارف واصل آیت‌الله حاج آقا مرتضی تهرانی پیرامون ویژگی‌ها و شخصیت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای> صورت گرفت که حاوی نکات ارزشمند و خواندنی است؛ در اینجا به گوشه‌ای از این گفتگو اشاره می‌شود.

درآمد

عالم عامل و عارف واصل، حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ مرتضی تهرانی همراه با برادر کوچک‌ترشان، مرحوم آیت ‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی"، از جمله برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین شاگردان امام خمینی! به شمار می آیند. دوران کودکی و نوجوانی را در دامان و مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی تربیت یافتند. پدری که از اخیار روزگار خود و تربیت‌شدة بزرگانی چون مرحوم آیت الحقّ سید علی قاضی! بود.

حاج آقا مرتضی در طول سالیان اقامت در قم، همپای دوست صمیمی اش مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی! از مائدة حکمت، معرفت و اخلاق امام خمینی! بهرة مستوفا برد؛ اما انس و محبت متقابل بین حاج آقا مرتضی و امام خمینی! فراتر از استاد و شاگردی بود. تا آنجا که حتی در برخی تابستانها که امام در روستای امامزاده قاسم تهران مستقر می شدند، حاج‌آقا مرتضی از بیش ترین انس و مجالست با مراد محبوب خود برخوردار بود و گاهی با اشارة امام شبانه‌روز در محضر معظم له ماندگار می‌شد.

کسانی که این عالم بزرگ را در طول بیش از 70 سال گذشته از نزدیک می‌شناسند، مهم‌ترین ویژگی برجستة ایشان را وارستگی و اخلاص می دانند. اخلاصی که در گفتار و رفتار ایشان موج می‌زند. اخلاص در عبادات و دعاها و باران اشکی که به یاد معصومین( و ذکر مصائب آنان می‌ریزد. روضه‌خوانی ایشان دلها را آتش می‌زند، نه به خاطر بیان مکشوف مصائب اهل‌بیت و تکیه بر صوتش؛ بلکه با گریه‌ای که از عمق جانش برمی‌خیزد و بر دلها می‌نشیند و می‌سوزاند.

گرچه آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی گنجینه‌ای ناب از خاطرات شخصیتها، اعاظم علما و حوادث 70 سالة گذشته را در حافظه و ذهن تیزبین خود دارد؛ اما به دلایلی که خود می‌دانند و شاید به خاطر گریز از شهرت، همواره به درخواستهای مکرر اصحاب رسانه پاسخ مثبت نداده‌اند. با این حال، چندی پیش به مناسبتی از ویژگیهای متمایز رهبر معظم انقلاب> جملاتی را بیان کردند، با این مضمون که: «آقا ذخیرة الهی است... صحبت و تصمیمهای ایشان نمی‌تواند بدون تأییدات الهی باشد و...» که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

آغاز سخن

«بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین و لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین.  

با آنکه ضربان قلبم چهل تا چهل و پنج تا در دقیقه است [در صورتی که حداقل باید 60 باشد]؛ اما صحبت دربارة موضوع مورد نظرم را لازم می‌دانم. بنده این طور فکر کرده‌ام که ابتدا اشاره‌ای داشته باشم به ذاتیات آیت الله خامنه‌ای «سلام الله علیه» که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورّم بر این است که ایشان اگر از این صحبت مطلع شوند، یکی دو نکته را تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر جز خودشان اطلاع نداشته‌اند و این در حافظه و اطلاعات‌ من هست.

و بعد وارد تصمیمهای ایشان می شوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض می کنم که کدام ‌یک از این ذاتیات است و بعد هم اشاره‌‌ای می‌کنم به آنچه که به عنوان نقیصه در جامعه دیده می‌شود و این را با استدلالی که در ذهنم هست، بیان خواهم کرد.

البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد، منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات الله علیه» بوده است و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره می کنم؛ یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است؛ ولی قابل در قابلیت خودش تمامیّت ندارد و قهراً این نقایص به چشم می خورد و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را، آن‌ طوری که صحیح است، ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا می‌شوند.

بهره‌گیری از درس مرحوم آسید جواد

بنده در حدود 62 - 63 سال پیش، به تبعیت از مرحوم والدم «رضوان الله تعالی علیه» از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسة مروی تهران حجره داشتم و مشغول تحصیل سطح بودم. در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لمعه خیلی مسلّط است. مرحوم حاج سید احمد مدرس یزدی. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیّت مرحوم حاج‌آقا از تهران آمده‌ام و از طلبه‌های مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیش تر شد. گاهی اوقات پنجشنبه‌ها ایشان به منزل ما تشریف می‌آوردند.

آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان، آقای سید محمد، یک پنجشنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسة اول توجّهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهرة مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، به‌گونه‌ای که من هر وقت می خواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمی رفتم؛ بلکه نماز مرحوم آسید جواد خامنه‌ای، ابوی بزرگوار ایشان می‌رفتم. در بازار سرشور، مسجد آذربایجانیها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لمعه تدریس می‌کرد.

بنده لمعه را در تهران خوانده بودم؛ ولی درس مرحوم آسید احمد مدرس یزدی بسیار پخته بود و ایشان کمال تسلّط را به فروع مسئله داشت، و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم میرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیش تر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم. ایشان هم بعد به قم مشرّف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان می‌کردیم. خدای متعال این بزرگوار را به حوزة درس مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری سوق داد.

هرچند من از اول هم کم ‌معاشرت می‌کردم و در سیزده سالی که در قم بودم، معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاج ‌آقا مصطفی [خمینی] بود؛ اما سیادت، تقوا و پاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.

رؤیای صادقه

مسئلة دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم، خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر می کند، عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد ـ خدا رحمتش کند. آدم خوبی بود و در تهران هم به منزل ما می آمد ـ یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان می دهد آیندة فوق‌العاده‌ای دارید. آن روزها مرجع داشتیم؛ ولی به نظر معبّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیّت هم هست.

پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حق‌تعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.

خصائص و ویژگی‌های رهبری

1. یکی از ذاتیات ایشان - که اشاره می کنم - بلندهمّتی ایشان است؛ یعنی آنقدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی نیز هیچ غفلت نورزید.

2. خصیصة دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدب، تواضع، فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند. خیلی زیاد که از عرفیّت خارج است، به‌خصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حق تعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کرده است و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.

3. آنچه که در ایشان ادراک کردم، تصمیم و همّت ایشان بود که بر حسب فضائل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند: یکی زحمت کشیدن در فقه و اصول، و دیگری زحمت کشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر تا الان متحرک بوده‌اند؛ چرا می‌گویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات‌ ایشان را مرتب گوش می کنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت می کنند، من گوش می کنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع می کنند، نگاه می کنم و می بینم روز به‌ روز غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیش تر می‌شود.

در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیّت نداریم؛ یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی می‌روند و مطالعه و جمع‌آوری و مقایسه می‌کنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد می‌شوند و جواب می دهند، کاملاً پیداست که سراپا اخلاص و تقواست. آنقدر احتیاط می کنند که یک سر سوزن بر خلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کرده ام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمی‌کنند. در این جامعیّتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه و اسلام نداریم.

کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی می آمدند، مرحوم آقا موسی [صدر] بود. مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم سید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود؛ ولی هیچ‌کدام در ذاتیات به این بزرگوار نمی‌رسند و نرسیدند.

حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همّت عالی در این مسیر قرار بگیرد.

امام «رضوان‌الله تعالی علیه» راست می گفت. همت‌ ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب بنده پای منبر امام نشسته بودم که فرمود: «والله من به عمرم نترسیده ام.» این از روحی عادی نیست. از روحی است که به قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خودش می‌داند.

مسئولیت سنگین رهبری؛ عطیۀ الهی

این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است. با ظرفیتِ فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و... کار می‌کرد و در کنار همة اینها، کار روحی می کرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز می خواند، در ایشان دیدم. می پرسید: چگونه دیدی؟ با همین چشم؟ می گویم: خیر، با آن چشم دیگری که خدا عطا کرده است. شب و روزی نیست که من از ایشان 20 مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا! این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه، اعم از علما و غیر علما به‌جا نیاورده‌اند؛ چون درک نکرده‌اند؛ ولی خدای متعال چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند.

ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند. آن‌قدر بزرگ که نمی‌شود حجم آن را تعیین کرد. اگر خدای متعال این بزرگوار را در این سمت قرار نداده بود، هیچ‌ یک از علما تا سالهای طولانی هم این همّت و اراده را نداشت که آنچه را من خیال هم نمی‌کردم که در عمرم آن ابعاد معنوی، الهی، شرعی و انسانی را ببینم، شاهد باشیم.

تمامیّت فاعل و نقصان قابل

این عرایض من به بحث سوم منتهی می شود که باید برای مردم حل شود. مردمی که دین و شعور و ایمان دارند و تاریخ می دانند. در زمان ایشان، وقتی کمبودهایی را احساس می کنیم، باید بفهمیم آنها را به چه کسانی باید نسبت بدهیم. عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌ الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت - نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟ نمی‌توانیم. حضرت در فاعلیت، عصمت، علم و قدرت خودش بی‌نظیر بوده و انسان عادیی نبوده است، پس چرا تا وقتی که ایشان زنده بود، شریح را نتوانست از کوفه بیرون کند؟ این شریح بود که در قضیة کربلا فتوا داد. نبود؟ این را به چه کسی نسبت بدهیم؟ اصلاً ربطی به حجت الهی، اعم از معصوم و غیر معصوم ندارد. غیر از کمال فاعلیت فاعل، قابلیت قابل هم باید به کمال برسد، که نرسیده بود.

الان علت غیبت چیست؟ نعوذ بالله نقصی در وجود مقدس حضرت بقیت‌الله «ارواحنا له الفداء» است؟ ایشان همین ‌طوری نمی دانند دلیلش چیست و منتظر مانده اند که خدای متعال اراده بفرماید؟ این حرف غلط است. جامعه هنوز قابلیت ندارد.

مرحوم حاج شیخ محمدتقی آملی مدتی شاگردی مرحوم آقای قاضی را کرده بود. از اصحاب نجف و علمایی است که هم خود و هم پسرش درس مرحوم میرزای نائینی می‌رفتند. ایشان هم غیر از فقه و اصول چیزهایی داشت که از طریق مرحوم آقای قاضی«رضوان‌الله تعالی علیه» به دست آورده بود؛ یعنی چون لیاقت داشت، خدای متعال به ایشان عنایت کرده بود. از ایشان نقل شده که فرموده بود: خیلی نسبت به زیارت حضرت بقیت‌الله «ارواحنا له الفداء» مشتاق بودم و دائماً در خواب و بیداری از خدای متعال می‌خواستم. یک شب خواب دیدم که به من گفتند: آن نور را از دور می‌بینی؟ حضرت دارند به آنجا تشریف می‌آورند. می‌گوید که من آنقدر نگاه کردم تا آنجا که شبح یک اندام را در نور دیدم؛ ولی چهره‌شان را ندیدم. آن‌قدر به من فشار آمد که لرزه در بدنم افتاد. بیدار شدم و دیدم خیس عرق هستم و متوجه شدم من توان زیارت ایشان را ندارم. عوام آن طور که باید، از مقام امامت و ولایت آگاهی ندارند.

این آقای بزرگوار «سلام‌ الله علیه»[1] از طرف حق تعالی مأمور است که این مردمی که انتظار مصلح را می‌کشند، ببینند که با کوچکش چگونه برخورد می‌کنند. مثل حضرت مسلمی که حضرت سیدالشهداء «صلوات‌الله علیه» از مکه به کوفه فرستاد. حضرت مسلم که معصوم نبود. فاصله بین مقام عصمت و غیرعصمت خیلی زیاد است. بر حسب نوشته ها، امام فرمود که اگر زمینه را مساعد دیدی، برای من نامه بنویس، می‌آیم. حضرت مسلم «سلام الله علیه» همین کار را انجام داد و آن شد که همه بارها شنیده‌ایم.

وظیفۀ امروز آحاد جامعه

انسان باید خیلی مواظب خودش باشد که فریب شیطان را نخورد. بنده یکی از کارهایی که بر دوش خودم می‌بینم، این است که با کسانی که در شک و شبهه هستند و پایشان می‌لنگد، یک جلسه یا چند جلسه بنشینم و آنها را روشن کنم که در تکلیف شرعی استقرار پیدا کنند.

آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی! است. نه اینکه امام نمی‌توانستند. خدای متعال از آن بزرگوار آنچه خواسته، ایشان عمل کرده. از این بزرگوار هم آنچه خواسته، دارند عمل می کنند. ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی، اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده، به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است. هر کسی که دلش بخواهد، که به این  نمی‌رسد.

اخلاص رهبری

آنچه که بنده در این عرایضم به عنوان محور دارم، مسئلة اخلاص است. ایشان مرتب دارد زحمت می‌کشد که این اخلاص را بیش تر، پررنگ‌تر، لطیف‌تر و حساس‌تر کند. اگر شما بگویید فقط دارم حرفش را می‌زنم، عرض می‌کنم: من همة بحث اخلاص «محجة البیضاء»ی مرحوم فیض کاشانی را در کنار همة بحثهای اخلاص مطالعه کرده ام و به طور خصوصی برای 60، 70 فارغ التحصیل خارج یک سال تمام بحث اخلاص را تدریس کرده‌ام.

آن مقداری که شریعت برای تبعیت از شخص شرط دانسته است، خدا بیش از آن به این بزرگوار عطا کرده. فقه، اصول و سایر علومی که به آن ارتباط و بستگی دارد، آگاهی‌های جنبی ای که خدای متعال به ایشان داده است، بنده گمان ندارم که تاکنون کسی این مقدار آگاهی‌های ریز داشته باشد، به‌خصوص در دشمن‌شناسی.

دشمن شناسی؛ ویژگی بارز رهبر انقلاب

بنده 50 سال پیش، خیلی قبل از انقلاب، بعد از فوت مرحوم حاج‌آقای والد، دوازده شب محرم در منزل ایشان منبر می رفتم. یکی از حرفهایی که زدم این بود که همان‌گونه که انسان باید دوست شناس باشد و بعد ارتباط برقرار کند، باید دشمن‌شناس هم باشد. بعد تصریح می‌کردم که به خصوص مراجع و علما باید اینگونه باشند و بدانند کجا و چه مقدار باید فاصله بگیرند. چه مقدار بایستی صلابت به خرج بدهند و خودشان را به دشمن نزدیک نکنند.

این جملة در بسته ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت (شناخت دشمن) را عطا کرده است. کسانی که خیال می‌کنند ایشان دارد تند می‌رود، اشتباه می‌کنند. خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده است و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت، چاه‌ها و چاله‌ها را می‌بیند.

قدردانی و قدرشناسی، دیگر وظیفۀ ما

به فرمایشهای امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» به زبیر بعد از اینکه جدا شد، دقت بفرمایید! اینها در کلمات امیرالمؤمنین «صلوات‌ الله علیه» هست. این عالم بزرگوار را، اگرچه می گوییم در مقام عصمت نیست؛ اما وقتی مؤیّد عندالله شد و آثار و علائم تأیید الهی را در ایشان دیدیم، آن هم نه یکی، نه دو تا، نه صد تا، می دانیم آنقدر لطف خدای متعال شامل حال ایشان کرده است و وظیفة ما این است که قدردان ایشان باشیم.

وظیفة بنده این است که آنهایی را که در شبهه هستند و می خواهند احتیاط کنند، روشن کنم و به آنان بفهمانم در اینجا احتیاط معنی ندارد. این شبهه و احتیاط را شیطان در کلة شما کرده است. مهم‌ترین وجهة همّت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است. در این صورت است که انسان دیگر خستگی را نمی‌فهمد.

توجه به شیطنتهای اجتماعی

گاهی شایع می کنند که ایشان بیمار شده است، یا شیطنتهای دیگر؛ اما ایشان کسی نیست که با این چیزها نقصان و ضعفی در او به وجود بیاید. تا نفس داشته باشد، کار می کند. علتش هم آن دید و رؤیتی است که از واقعه دارد و برحسب آن واقعه حرکت می‌کند. ما هم باید قدرش را بدانیم.

وجود مشکلات در همۀ زمانها

باقی می ماند مسئلة سوم که مسئلة خلأهایی است که به نظرمان می‌آید. عرض می‌کنیم: در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌ الله علیه» مشابه اینها بوده است. در زمان امام «رضوان‌الله تعالی علیه» این مسائل بوده است. هنوز گاهی رسانه‌ها فرمایشات‌ امام را که پخش می‌کنند، ایشان می‌فرمایند: سال گذشته این‌ جور گفتم، اسفا عمل نشده است. اسفا؛ یعنی با تأسف انجام نشده. اگر انجام شده بود که ایشان می‌فرمود بحمدالله. نمی‌فرمود اسفاً. آقا از امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه»، جدّ مطهرش که بالاتر نیست. در عین حال، تا آنجایی که قدرت عقلی دارد، ایشان دارد عمل می کند. آمادگی در قابل به صورت کامل وجود ندارد. ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی گذارد. تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیت الله «ارواحنا له الفداء» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند، قابلیت اجرا پیدا کند.

شکر نعمت

خدا را شاکرم، ‌قدری موفق شدم دربارة این موضوع صحبت کنم. بنده در حق ایشان مبالغه نکردم. عین اعتقاد قطعی من است. ایشان همة شرایط شرعی را دارد و خصوصیاتی که ایشان دارد، در عالم بی‌نظیر و این نعمت بزرگی است که خدای متعال، نه فقط به همة مسلمانها و شیعیان؛ بلکه به همة انسانها عطا کرده است.

من آن وقتی که کسی در این مسیر نمی آمد، کار خودم را کردم و خودم را به خطر انداختم. حالا که الحمدلله نظام روی روال خودش هست و خدا دارد این نظام را پیش می برد. این پیشرفتها الهی هستند و عادی نیستند. آنچه این ملت را پیش برده، اعتقاد و ایمانش بوده است، به اضافة رهبر شایستة الهی. بدون رهبر نمی‌شود، امکان ندارد. یک کشور 100 سال هم دائماً کشته بدهد، بی‌رهبر موفق نمی‌شود. در تاریخ دیده‌ایم. الجزایر 25 سال کشته داد. رئیس‌جمهور روی کار آمد، حداکثر چهار سال توانست رئیس‌جمهور مستقل داشته باشد. بعد از آن تمام شد. چرا؟ چون رهبر نداشت. این باور قطعی‌ من است و همواره در انتظار قسمتهای آخر رؤیا هستم که فعلیّت یابد.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

__________________________________

[1]. مقام معظم رهبری.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه