جایگاه عقل در اندیشه اسلامی و داعشی

اداره کل فرق و ادیان ـ قادر سعادتی

مقدمه: عقل موهبتى خداوندی است که خداوند متعال به انسان عطا فرموده است. امام کاظم (ع) به «هشام بن حکم» فرمود: «یا هِشامُ! إنَّ لِلّه عَلَی النّاس حُجَّتَین: حُجَّهٌ ظَاهِرَهٌ وَ حُجَّهٌ بَاطِنَهٌ؛ فَأَمَّا الظَّاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَ الأنْبِیاءُ وَ الأَئِمَّهُ، وَ أَمَّا البَاطِنَهُ فَالعُقُولُ؛ همانا خداوند بر مردم دو نوع حجت دارد: یکی حجت ظاهر و دیگری حجت باطنی؛ اما حجت ظاهری، همان رسولان، انبیا و ائمه( هستند، و اما حجت باطنی، عقلهاست.»

دامنه حجیّت عقل در معارف دینى، یکى از مسائل اختلافى میان فرق مسلمین است. اگر حجیّت عقل را به صورت یک طیف در نظر بگیریم، در یک سر طیف گروه هاى افراطى مانند معتزله و جهمیه قرار دارند – که قائل به حجیّت حداکثرى عقل در معارف دینى مى باشند – و در سوى دیگر، گروه هاى تفریطى مانند اهل حدیث و سلفیون وهابی قرار دارند که قائل به حجیّت حداقلى عقل در معارف دینى اند و بقیه فرق بین دو سر این طیف قرار مى گیرند.

این مقاله با بیان دیدگاه اسلام درباره حجیّت عقل، به عقیده منحطّ گروه تکفیری داعش در این باره می پردازد.

عقل در لغت و اصطلاح

عقل در لغت به معنای حفظ و نگهداری است[۱] و از «عِقال البعیر»؛ یعنی ریسمانی که با آن پاهای شتر را می بندند، گرفته شده است. به پارچه ای که دور سر می بندند نیز عِقال گفته می شود.[۲] قلعه را نیز معقل می گویند؛ زیرا پناهگاهی است که انسان را حفظ می کند. به هر چیز ارزشمندی که بر حفظ و نگهداری آن اهتمام می شود نیز عقیله گویند.[۳]

عقل در انسان، چیزی است که با آن تفکر و استدلال می کند و خوب را از بد تشخیص می دهد[۴] و با آن انسان از منحرف شدن از راه درست و نابودی حفظ می شود.[۵] عقل به ادراک اختیاری که به انسان اختصاص دارد، در مقابل ادراک غریزی که مخصوص حیوانات است نیز تعریف شده است.[۶]

در اصطلاح نیز متکلمان و فیلسوفان معانی مختلفی را برای عقل بیان کرده اند. شیخ طوسی) به این نکته اشاره دارد که: «عقل عبارت از مجموع علوم است، آنگاه که جمع شود، عقل نامیده شود؛ مانند علم به وجوب واجبات… و حسن محسنات… و علم به قصد مخاطبین… که حصول علوم استدلالی ممکن نیست، مگر به تقدم این علوم.»[7]

علامه طباطبایی) عقل را در لغت به معنای عقد و امساک دانسته و در اصطلاح برای آن سه معنا بیان کرده است:

۱. عمل ادراک؛ ۲. آنچه ادراک شده است؛ ۳. قوه ادراکی انسان که به واسطه آن انسان، خوب را از بد و حق را از باطل تشخیص می دهد.[۸] علامه در جایی دیگر عقل را مبدأ تصدیقات کلی و احکام عمومی می داند که در انسان وجود دارد.[۹]

در هر صورت، برای عقل معانی بسیاری ذکر شده که به طور خلاصه عبارتند از:

۱. نفس ناطقه انسان؛

۲. حالات ادراکی نفس ناطقه که چهار گونه است: بالقوه، بالملکه، بالفعل، بالمستفاد؛

۳. قوه ادراک نظریات و بدیهیات؛

۴. قوه عمل کننده به خوبیها و اجتناب کننده از بدیها؛

۵. جوهر مجرد از ماده و ذات و فعل.[۱۰]

جایگاه عقل در اسلام

در دین مبین اسلام، عقل از جایگاه والایی برخوردار است. قرآن در بیش از سیصد آیه افراد بشر را به تعقّل و خردورزی دعوت کرده است[۱۱] و کسانی را که از عقل خود بهره نمی برند، به عنوان بدترین جنبندگان نام برده است: ]إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ[؛[۱۲] «بدترین جنبندگان کسانی هستند که که کر و لال هستند و تعقّل نمی کنند.»

در آیه ای دیگر، از کسانی که تعقل نمی کنند به عنوان کسانی یاد می کند که پلیدی بر آنها عارض شده است: ]وَ یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ[؛[۱۳] «پلیدی را برای کسانی قرار می دهد که تعقّل نمی کنند.»

قرآن کریم از یهود و نصارا می خواهد که اهل برهان باشند: ]وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ کانَ هُوداً أَوْ نَصاری  تِلْکَ أَمانِیُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ[؛[۱۴] «گفتند جز یهودی یا نصرانی وارد بهشت نمی شود. این آرزوهای آنان است. بگو: برهان خود را بیاورید، اگر راست می گویید!»

و در مسائل اعتقادی از استدلال عقلی استفاده کرده است، چنان چه در اثبات یگانگی خدا فرموده است: ]لَوْ کانَ فیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا[؛[۱۵] «اگر در آسمان و زمین غیر از خدا، خدایان دیگری می بود،‌ آن دو تباه می شدند.»[16]

در روایات نیز بر عقل و تعقّل تأکید ویژه ای شده است، گرچه در برخی از روایات عقل در برابر نقل تخطئه شده که مقصود از عقل در این روایات، قیاس فقهی و عقل ظنّی است، نه عقل برهانی و اطمینان آور. در روایات نه تنها عقل برهانی تخطئه نشده؛ بلکه به عنوان حجت درونی در کنار حجت بیرونی مورد تأکید قرار گرفته است.[۱۷]

عقل، یکی از عمده ترین وسیله های معرفت بشری است که جایگاهش آن‌قدر مستحکم است که تنها از راه خود عقل می توان در اعتبار آن تردید کرد یا آن را منکر شد. اگر عقل راهی معتبر برای معرفت نباشد، چگونه می توان از راه غیرمعتبر بر عدم اعتبارش استفاده کرد؟ به عبارت دیگر، نفی اعتبار عقل از راه استدلال عقلی، در واقع اثبات‌کننده اعتبار آن است.

عقل در دیدگاه داعشی

بعضی از سلفیان و وهابیون معاصر، حتی از به کار بردن لفظ «عقل» ابا دارند و معتقدند که عقل از کلماتی است که متکلمان و فلاسفه آن را ساخته اند و هیچ نصّی در کتاب و سنت درباره آن نیامده است،[۱۸] حال آنکه متکلمان، فیلسوفان و حتی عرفای اسلامی قائل اند که عقاید و اصول دین را عقل درک می‌کند و فروع دین چیزی است که عقل (حکمت غالب) آنها را درک نکرده و فقط شرع درباره آن سخن می‌گوید، مثل عبادیات. این نگرش مورد نقد جدّی سلفیان قرار گرفته است.

آنها معتقدند تمام اصول و فروع دین در کتاب و سنت وجود دارد و احتیاجی به عقل و تفکر نیست؛ بلکه عقل عاجز از درک حقیقت مسائل دین است و این دلیل بسیار مهمی بر کمال و تفوّق شریعت بر عقل می باشد، پس هرچه خداوند از آن خبر داده است (اعم از صفات خداوند، نبوت و معاد) همگی از قدرت فهم عقل بالاترند و عقل راهی برای درک حقیقت آنها ندارد، بنابراین نباید به انکار آنها پرداخت و اگر میان عقل صحیح با نقل صحیح تعارضی وجود دارد، این تعارض ظاهری است که اگر حل نشد، نقل مقدم می‌شود و عقل را جایی برای جولان دادن نیست.[۱۹]

سلفیان به تبعیت از ابن تیمیه، معتقدند که بین عقل و نقل تعارضی نیست؛ زیرا عقل راهى به عالم عِلوى ندارد و فقط نقل عهده دار تعالیم قدسى است و فقط بین عقل یونانی با نقل تعارض دیده می شود که جز بدعت گذارى کار دیگرى انجام نمی دهد.

همچنین آنها در شناخت معارف قرآن و سنّت، به برترى فهم سلف تأکید دارند؛ زیرا به عقیده آنان، فقط فهم سلف خلوص دارد و فهم دیگران (متکلمان، فیلسوفان، عرفا و …) هیچ ربطى به اسلام ندارد و اینها گمراه کننده اند. علاوه بر این، به نظر آنان، تمام الفاظ قرآن، حقیقت است و در آن مجازى وجود ندارد و باید به ظاهر آنها عمل کرد.[۲۰]

پیشینه ظاهرگرایی و عقل ستیزی

گرچه پیشینه ظاهرگرایی و عقل ستیزی به زمان پیغمبر اسلام(ص) باز می گردد و نتیجه اش ظهور گروهی به نام خوارج بود؛ اما تشکیل فرقه اهل حدیث که به ظاهرگرایی در قرآن و روایات مشهور بود، به قرون دوم و سوم باز می گردد و سرسلسله این طیف «احمد بن محمد بن حنبل ابوعبداللّه شیبانى»  است.[۲۱] بنا به نظر عموم و در رأس آنها امام محمد غزالی، او نصوص را بر معنای ظاهری حمل می کرد و معتقد بود که متشابهات قرآن نباید مورد تأویل قرار گیرند.[۲۲]

بعدها ابن تیمیه حرّانی در شام این حرکت و عقیده را تحکیم و ساماندهی کرد و باعث شد راه برای قائلین به تشبیه و تجسیم هموار شود. از این رو، امروزه برخی از علمای وهابی بر ظاهرگرایی و تجسیم در صفات خداوند اصرار دارند.[۲۳] ابن تیمیه با محکوم کردن عقل گرایان و فیلسوفان، آنها را مشرک خواند[۲۴] و عقل را  فقط یک خدمتگزار در محدوده قرآن و سنت معرفی کرد و اجازه ورود به محدوده دین و فراتر از آن را به صورت مستقل نداد.[۲۵]

ظاهرگرایی و منزوی کردن عقل یا مخالفت با منطق، علاوه بر آثار مخرب فقهی که در طول زمان داشته[۲۶]، موجب گردیده تا نسبت به فهم دین برخی از تصوّرات خشک و ساده انگارانه[۲۷] و در عین حال، متعصّب گرانه ای به وجود آید و زاییده نامبارکی به نام تکفیر را میان مسلمانان شاهد باشیم و زمینه برای رشد جریان های تکفیری فراهم آید.

حرکت ابن تیمیه با آمدن محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵ـ ۱۲۰۶ق) به عنوان رهبر سلفیون وهابی حجاز کامل شد. [۲۸] وی دعوت خود را بر اساس روش ظاهرگرایی ابن تیمیه در سال ۱۱۴۳ق آغاز و بسیاری از مسلمانان را با استناد به اعمال ظاهری آنها محکوم به شرک و کفر کرد و خون و مالشان را مباح شمرد. افکار وی با استقبال حکمران درعیّه، محمد بن سعود (م.۱۱۷۹ق) و حمایت استعمارگران به ویژه انگلیس مواجه گشت و افراط گرایی او در تکفیر به گونه ای شد که فتوا داد: اگر کسى در خصوص کفر مسلمانان مخالف، شک داشته باشد و برایش سخت باشد که آنان را تکفیر کند، کافر است.[۲۹]

امروزه نیز همین افکار به صورت افراطی تری در میان گروه های تکفیری، از جمله داعش رخ نموده است. آنها دین مسالمت آمیز را دین شرک و کفر می دانند و معتقدند که برای رسیدن به اهداف خود باید جهاد کرد و راه اسلحه و خشونت را در پیش گرفت، نه راه صلح و مسالمت را. بر این اساس، آنها تظاهرات مسالمت آمیز را یک نوع شرک قلمداد می کنند و معتقدند پیامبر(ص) تظاهر نکرد؛ بلکه برای احقاق حقوق مسلمین دست به جهاد و شمشیر زد.[۳۰]

این ظاهرگرایی تکفیریها به حدی توسعه یافته است که در باب صفات خداوند و آخرت به یک «پوزیتیویسم منطقی»[31] رسیده اند. از این رو، آنها به بهانه دیدن خداوند و رسیدن به بهشت، بسیاری از جاهلان را وادار به جهاد می کنند.[۳۲]

تعارض عقل و ظاهرگرایی در عملکرد تکفیریها

گروه های تکفیری داعش با چنین عقبه فکرى و کلامى، امروزه با جنبه هاى عقلانى تجدد ضدیت شدیدی دارند، خصوصاً در حوزه دستاوردهاى سیاسى، از قبیل دموکراسى و حقوق بشر و پیشرفت جامعه و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و چنین دیدگاه هاى تنگ و تاریکی را به جاى انتساب به واپس گرایى خود، به اسلام نسبت مى دهند.

البته ساختار فکری داعش با رویه های تبلیغی و نظامی آنها در تعارض است. آنها از یک طرف به بهانه پیروی از سلف، استفاده از بسیاری مصنوعات بشری را حرام می‌دانند و دیگران را به خاطر بهره‌گیری از آنها کافر می خوانند و فقط خود را مسلمان می پندارند و از طرف دیگر، بهره گیری از بهترین تکنولوژیها برای تبلیغ و جذب نیروهای انسانی از سراسر جهان و استفاده از سلاحهای نظامی پیشرفته را در دستور کار خود قرار داده اند که این همه، حکایت از یک راهبرد فکری متضاد دارد. استفاده از دستاوردهای علمی، چون اینترنت، شبکه های تبلیغی و ابزارآلات جنگی آمریکایی و اسرائیلی، همگی حکایت از وجود پارادوکس فکری در آنها دارد. به موجب پژوهشی که «صبرا قاسمی» محقق مصری و از فرماندهان سابق سازمان «الجهاد» در مصر تهیه کرد، گروه تروریستی داعش با بودجه سه میلیارد دلاری، مجموعه عظیمی از فعالیتهای رسانه ای را مدیریت می کند! بر اساس این پژوهش، داعش، هفت بازوی رسانه ای دارد که با استفاده از آنها خشونت و ترور را در جهان ترویج می کند. این بازوها عبارتند از: شبکه های اجناد، الفرقان، الاعتصام، الحیات، مکاتب الولایات، رادیو البیان و پایگاه اینترنتی دابق.

همچنین این گروه ۹۰ هزار صفحه از شبکه اجتماعی، به ویژه صفحاتی در فیسبوک و توئیتر را به خود اختصاص داده است.[۳۳] بر اساس آخرین تحقیقات کارشناسان اروپایی، دست‌کم ۴۶ هزار صفحه شخصی در توئیتر به وسیله طرفداران داعش ایجاد شده است.[۳۴]

داعش و جریانهای تکفیری در اعتقادات خود به پیروی از سلفیون وهابی، شبیه مادی گرایان، به خداوندی جسمانی معتقدند و در روش شناسی خود، با استناد به ظاهر آیات و روایات دیگران را تکفیر کرده، مرتکب جنایات دهشتناکی می شوند. گرچه آنها سعی دارند از این طریق خود را پیروان اصلی سلف صالح و رسول اسلام(ص) قلمداد کنند؛ اما نمی توانند از دستاوردهای عقل در تمام زمینه ها چشم بپوشند، لذا برای جذب جوانان و مقابله با دشمنان خود از تمام دستاوردهای عقلی و علمی استفاده می کنند و این پارادوکس نشان از دستهای پشت پرده، خصوصاً استعمارگران جهت تخریب وجهه اسلام، به ویژه نزد جوانان در غرب و آمریکا دارد که جمعیت روزافزونی در آنها به اسلام گرویده اند.

______________________________________________

[۱]. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی،حسین محمد، دار القلم، بیروت، ۱۴۱۲ق، ص۳۴۲.

[۲]. اقرب الموارد، شرتونی، مؤسسه نصر، تهران، بی‏تا، ج۲، ص۸۱۲.

[۳]. المفردات، ص۳۴۲.

[۴]. المعجم الوسیط، کتابفروشی اسلامیه، استانبول، بی‏تا، ج۲، ص۶۲۷.

[۵]. لسان العرب، محمّد بن مکرم بن منظور، دار الصادر، بیروت، چاپ سوّم، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۲۳۳.

[۶]. همان؛ معجم الوسیط، ج۲، ص۶۱۷.

[۷].‌ رسائل العشر، شیخ طوسی، مؤسسه النشر الاسلامی،‌ قم، چاپ ۱۳۶۳ش، صص ۸۳-۸۴.

[۸]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۴۷.

[۹]. همان، ج ۱، ص ۴۸.

[۱۰]. ر.ک: دروس کلام جدید؛ عقل و دین از دیدگاه قرآن کریم، علی ربانی گلپایگانی، نشر رائد، قم، ۱۳۹۲ ش، ص۱۸.

[۱۱]. المیزان، ج ۵، ص ۲۵۵.

[۱۲]. انفال / ۲۲.

[۱۳]. یونس / ۱۰۰.

[۱۴]. بقره / ۱۱۱.

[۱۵]. انبیاء / ۲۲.

[۱۶]. سلسله دروس کلام جدید؛ عقل ودین از دیدگاه قرآن کریم، ص۳۵.

[۱۷]. عقل و دین از دیدگاه آیت الله جوادی آملی، صمد زاهدی، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ۱۳۸۶ ش، ص۱۸.

[۱۸]. معجم الفاظ العقیده، با مقدمه ابن جبر بن وهابی، ابی عبدالله عامر عبدالله فالح، العبیکان، ریاض، چاپ ۱۹۹۷م، ص۲۸۴.

[۱۹]. الموافقات، أبو إسحاق شاطبی، دار ابن عفان، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م، ج ۱، ص ۸۷؛ الاعتصام، أبو إسحاق شاطبی، المکتبه التجاریه الکبرى، مصر، بی تا، ج ۲، صص ۳۲۴-۳۲۷.

[۲۰]. مبانى فکرى سلفیه (پایان‏نامه مقطع دکترا)، مهدى فرمانیان، مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم، قم، چاپ ۱۳۸۸ش.

[۲۱]. اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، جمعی از نویسندگان، بوستان کتاب، قم، ۱۳۹۲ش، ج ۱، ص ۲۰۷: وی رهبر یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت است که در سالهای ۱۶۴ ـ ۲۴۱ق می‏زیسته.

[۲۲]. احیاء علوم الدین، محمد غزالی، دار المعرفه، بیروت، بی‏تا، ج ۱، صص ۱۰۳-۱۰۴.

[۲۳]. مجموع فتاوی و رسائل، محمد بن صالح العثیمین، دار الوطن، ریاض، ۱۴۱۳ق، ج ۱، ص ۱۱۵؛ الارشاد الی صحیح الاعتقاد، صالح الفوزان، دار ابن الجوزی، ۱۴۲۰ق – ۱۹۹۹م، ص۱۵۰.

[۲۴]. ر.ک: الرد علی البکری، أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه حرانی، مکتبه الغرباء الأثریه، مدینه، ۱۴۱۷ق، ج ۲، ص ۵۰۷؛ مجموع فتاوی، ج ۱۳، ص ۲۳۷ و ج ۴، صص ۲۸۳ و ۳۱۵ و ج ۹، ص ۳۹؛ عقیده الاصفهانیه، احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه حرانی، مکتبه الرشد، ریاض، ۱۴۱۵ق، صص ۱۰۹ – 110؛ الصفدیه، ج ۱، ص ۲۴۲.

[۲۵]. درء التعارض بین العقل و نقل، ابن تیمیه، نشر دانشگاه محمد بن سعود، مدینه، ۱۴۱۱ق، ج ۳، ص ۱۵۱؛ منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه حرانی، دانشگاه محمد بن سعود، مدینه، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص ۲۱۵.

[۲۶]. بی‏شک بر عقاید کلامی آثار فقهی مهمی چون مرتد شدن و کافر بودن و… بار می شود و در طول تاریخ به خاطر برخی از مسائل کلامی چون مباحث علم و قدرت خداوند و یا جسم و مکان داشتن خداوند خونهای بسیاری ریخته شده است. در سؤالی از هیئت عالی افتاء عربستان نسبت به اینکه اگر کسی قائل باشد به اینکه خداوند در همه جا وجود دارد، چیست؟ پاسخ داده‏اند: خداوند در عرش است و درون جهان نیست؛ بلکه خارج از عالم است و اگر کسی معتقد باشد که خداوند در همه جا هست، کافر و مرتد؛ بلکه خارج از اسلام است. (فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء، ج ۳، ص۲۱۶، سؤال الاول من الفتوی، رقم۵۲۱۳).

[۲۷]. آنها با تمسک به ظاهر آیات و روایات برای خود خدایی خیالی ساخته‏اند که برای توصیف خداوند آنها می‏توان به کتابهای السنه یا توحید ابن خزیمه رجوع کرد، به عنوان نمونه، البانی در حاشیه خود بر السنه ابن ابی عاصم، شماره ۴۷۱، حدیث ام‏الطفیل که وی حدیث را صحیح می‏داند، در آن حدیث خداوند را جوانی با موهای بلند و نعلینی از طلا ترسیم کرده که در سبزه‏زار ایستاده است.

[۲۸]. الأعلام، خیر الدین بن محمود زرکلی، دار العلم للملایین، أیار، چاپ پانزدهم، ۲۰۰۲م، ج ۶، ص ۲۵۷.

[۲۹]. الدرر السنیه، عبدالرحمن بن محمد عاصمى، علمای نجد، محقق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۶م، ج ۱۰، صص ۱۳۹ – ۱۴۰.

[۳۰]. خلافه الداعش، هیثم مناع، النص الفرنسی، ۲۰۱۴م، ص ۸۳.

[۳۱]. اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) که بر اساس این دیدگاه در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی» است و تنها به داده‏هایی اعتقاد دارند که از طریق مشاهده و حواس ظاهری قابل درک باشد. (برای کسب اطلاع بیش‏تر ر.ک: سلفی‏گری و وهابیت، علیزاده موسوی، ج۱، ص۶۵.)

[۳۲]. به گزارش خبرگزاری فارس: گروه‏های سلفی و وهابی (طالبان) همین رویه را برای پیروان خود پیش گرفته و اسناد بهشت را در قبال کشتن دیگر مسلمین به آنها اعطا می‏کنند: (کد خبر: ۱۳۹۱۱۲۰۸۰۰۰۶۹۵) و یا بر اساس گزارش خبری عرب تایمز: در میان کشفیات به دست آمده از اجساد برخی تروریستهای  تکفیری در سوریه، پس از پاکسازی القصیر، علاوه بر بمبهای دستی و خشابهای گلوله‌ها، به وفور قرصها و داروهای تقویت جنسی نیز یافت شده که طبق اظهارات اسیران تکفیری، این قرصها را  برای ورود به کاخهای حوریان در بهشت آماده می‏کرده‏اند. طبق فتاوای مفتیهای وهابی، هر کس برای جنگیدن با ارتش سوریه و حزب الله و به نیت سرنگونی بشار اسد به سوریه برود، پس از کشته شدن، مستقیماً وارد بهشت شده، به آغوش حوریان می‏رود. (به نقل از: www.mashreghnews.ir)

[۳۳]. برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی «خبر آنلاین» به أدرس: www.khabaronline.ir.

[۳۴]. ر.ک: www.ana.ir.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.