از زهرای اطهر (س) بیاموزیم

محمود مهدی پور

زندگی سراسر نور بانوی دو عالم حضرت صدیقۀ طاهره، فاطمه زهرا (س) سرشار از درسها و آموزه های متعالی است که توجه و عمل به آنها، زندگی انسان را تعالی بخشیده و حیات مادی و معنوی او را تصحیح و تکمیل می نماید.

این آموزه ها هرچند در زندگی به ظاهر کوتاه مدت آن بانوی با عظمت به مرحلۀ ظهور و بروز رسیدند، لکن ماندگاری و تطابق آنها با آموزه های وحیانی، از عمر طولانی این آموزه‌ها به بلندای حیات دین مبین اسلام حکایت دارد.

در این نوشتار، با توجه به فرصت موجود و مقتضیات زمان، به بخشیهایی از این آموزه ها و درسها اشاره می کنیم.

درس اوّل: اهتمام به رضای الهی

فعالیّتهای حضرت صدیقه طاهره (س) را در چهار بخش مهم می‌توان دسته‌بندی کرد.

1. فعالیتهای عبادی؛

2. فعالیتهای فرهنگی؛

3. فعالیتهای اقتصادی؛

4. فعالیتهای سیاسی.

در زندگی اولیای الهی و انسانهای برجسته، «عبادت» و «اقتصاد» و «فرهنگ» و «سیاست» از هم جدا نیست؛ آنان در تمام فعالیّتهای زندگی، قصد و غرضی جز کسب رضای الهی و خدمت‌رسانی به بندگان خدا نداشته و ندارند و تنها روزه و نماز آنان عبادت نیست؛ بلکه تمامی زندگی ایشان عبادت است. این‌گونه زندگی راه و رسم ابراهیم خلیل (ع) است که در هیچ بخشی از زندگی او شرک راه نیافت و تمام تلاشهای وی برخاسته از عشق الهی و اخلاص و قصد تقرّب به آستان قدس ربوبی بود. قرآن کریم خطاب به رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: ]قُلْ إِنَّ صَلَاتِي  وَ نُسُكي  وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي  لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ[[1]؛ «بگو به درستی که نمازم و عباداتم و [روش] زندگی و مرگم از آن خداست که پروردگار جهانیان است.»

قرآن کریم این «سبک زندگی» را «صراط مستقیم» ابراهیمی و محمّدی(ص) و زندگی الهی می‌شمارد.[2]

درس دوم: اهتمام به ارزشهای آسمانی

سؤالی که گاهی اذهان را به خود مشغول می سازد این است که «راز عظمت زهرای اطهر (س) در چیست؟»

در پاسخ به آن باید گفت: عظمت و ارزش هر کس، محصول اندیشه‌ها و اخلاق و رفتار اوست. به عبارتی دقیق تر امور زیر در ارزشمندی و تعالی یافتن افراد مؤثر است:

1. چگونه می‌اندیشد؟ توحیدی یا شرک‌آمیز؟

2. چه آرزوهایی دارد؟ آرزوهای شخصی و حقیر، یا آرزوهای جهانی و بزرگ؟

3. چگونه کارنامه‌ای دارد؟ سیاه یا سپید؟

امیر المؤمنین علی (ع) در مورد روش ارزشیابی انسانها، چنین می‌فرماید: «قِیمَةُ کُلِّ امرِءٍ مَا یُحسِنُهُ؛[3] ارزش هر کس به چیزهایی است که آن را خوب می‌شمارد».

در حقیقت انسان مجموعه‌ای از اندیشه‌ها، آرمانها و فعالیتهای مثبت و منفی و ایجابی و سلبی است که مجموعۀ رفتار و گفتار و عملکرد او اعم از داشته‌ و نداشته‌ها، گفته‌ها و نگفته‌ها و فریادها و سکوتها، خدمتها و خیانتها و بی‌عملی‌ها، عشقها و کینه‌ها و... در ارزیابی او لحاظ می‌شود و به تعبیر دیگر دانشها و ارزشهای هر کس، ترازوی ارزیابی خود اوست.

هر کس که بزرگان را بزرگ‌ می‌شمارد، بزرگی خود را نشان می‌دهد؛ هر کس به پلیدان و پلیدی‌ها عشق می‌ورزد، کوچکی و پلیدی خویش را به نمایش می‌گذارد.

باید دید چه کسانی و چه اموری را بزرگ و مهم می‌شمارد و محبوبها و منفورهای او کیانند و به کدام بایدها و نبایدها، پای‌بند است و در راه دفاع از ارزشها چه میزان صبوری و استقامت دارد.

این امور عوامل مؤثّر در ارزیابی و سنجش عظمت و بزرگی انسانها است.

فاطمة زهرا (س) الگوی خداباوری، قیامت باوری، تمسّک به قرآن و تندیس اقدام در مدار ولایت الهی و ولایت نبوی و دفاع و ایثار برای ولایت علوی و خدمت به محرومان جامعه است.

او عروة الوثقای رهایی و فلاح و نجات جامعة بشری است. او بانویی بزرگ و معصوم است که از سلطۀ سه آفت بزرگ جوامع انسانی رهایی یافته است:

1. رهایی از سلطۀ هوسهای مادی و حیوانی؛

2. رهایی از حاکمیّت شیطان و اندیشه‌های شرک‌آمیز؛

3. رهایی از سلطة سلاطین بیدارگر.

فاطمه (س) طاهر و مطهّر و محور آیه شریفۀ تطهیر است که پاکی از هر آلودگی اخلاقی و اعتقادی و رفتاری را نشان می‌دهد.

فاطمه لیلةالقدر است که از هزار ماه برتر است و زنجیرهای زور، وزر و تزویر هزار ماهه به برکت او و فرزندان او از دست و پای بشریت گشوده می‌شود.

درس سوم: اهتمام به ولایت در اندیشه، گفتار و رفتار

سؤال دیگری که ممکن است پیش آید این است که فاطمة زهرا (س) در دفاع از امامت چه گامهایی برداشت؟

برای شناخت فعالیّتهای حضرت زهرا (س) در زمینۀ دفاع از امام و امامت سه موضوع باید مودر بررسی قرار گیرد.

1. امامت در اندیشه‌های فاطمی (س)؛

2. امامت در گفتار زهرایی (س)؛

3. امامت در سیره و رفتار صدیقه کبری (س).

آن حضرت نسبت به هر سه مورد مذکور (دفاع از ولایت در اندیشه، گفتار و رفتار) در بالاترین مرتبه و والاترین نقطۀ عملکرد قرار دارد؛ اندیشه و گفتار و رفتار آن بانوی دو عالم در موضوع «ولایت» سرلوحۀ تمامی تلاشها و کوششهای بزرگان و نام آوران عرصۀ دین و دینداری است.

ده گام بلند دختر خورشید در دفاع از توحید و امامت بدین شرح است:

1. پرورش دو امام بزرگوار که دو سبط گرامی رسول اعظم(ص) و دو الگوی جوانان بهشتی هستند و نیز پرورش دو بانوی مجاهد اسلام؛ حضرت زینب و ام کلثوم(، یکی از خدمات تربیتی فاطمه (س) به امام و امت است.

2. بیعت با امیرالمؤمنین علی (ع) در جریان غدیر و نقل و بازگویی حدیث غدیر به عنوان شیرین ترین خاطرۀ صدیقه کبری (س) از دیگر خدمات آن حضرت است.

3. تکریم امام در تمامی صحنه‌های سخت و دشوار زندگی، نشانِ بانوی بی‌نشان و مظلوم تاریخ است.

4. ایفای نقش سخن‌گویی امام در روزهایی که امیر المؤمنین (ع) مأمور به سکوت بود، شجاعت و عصمت او را نشان می‌دهد.

5. دفاع از امام در برابر یورش به خانۀ امیر المؤمنین (ع) در روزهای پس از رحلت رسول اعظم(ص)، قصه‌ای غم‌انگیز در تاریخ اسلام است.

6. تسلیم در برابر امام در کل تصمیمهای درون و برون خانواده، رسالت صفحه‌ای دیگر از کتاب اخلاق و سیره او است.

7. محبّت عمیق و مداوم مولا و زهرای مرضیه (س) به طور متقابل در سراسر زندگی از ولادت تا شهادت، برگ زرّین دیگری از زندگی باعظمت آن حضرت است.

8. یاری رسول گرامی(ص) و امیرالمؤمنین (ع) در تمام صحنه‌ها در برابر مشرکان خارجی و منافقان داخلی، گوشه‌ای از کارنامۀ نورانیِ فاطمه (س) است.

9. افشای طاغوتهایی که در عصر رسالت و امامت در برابر رسول گرامی(ص) و امام منصوب رسول خدا توطئه می‌کردند، شواهد متعدد در زندگی زهرای مطهر دارد.

10. و سرانجام دست‌یابی این بانوی بزرگ به مدال شهادت و همسر شهید محراب و مادر شهیدانی چون سبط اکبر رسول خدا(ص) امام حسن (ع) و حضرت سالار شهیدان (ع) و مادر بزرگ ده ها شهید کربلای معلی، گواهی بزرگی بر ولایت‌مداری و ایثار و فداکاری فاطمه (س) است.

حضرت زهرا (س) با خطبۀ روشنگر خود در مسجد شریف نبوی(ص)، با بیان فلسفۀ وحدت‌بخش امامت در آن خطبه، با تربیت دو امام معصوم و دو بانوی مجاهد و یاران آن دو بزرگوار، با معرفی امامان در لوح جابر، با نقل حدیث غدیر، با تدوین مصحفی حاوی حوادث مربوط به جریان امامت در آیندۀ تاریخ، با افشای مدعیّان فاقد صلاحیت و با تلاش برای بازگرداندن فدک، وظیفۀ دفاع از رهبر الهی را به خوبی انجام داد.

توحیدمحوی و ولایت‌مداری فاطمه (س) ریشه در خلقت و طینت پاک و آسمانی او دارد.

شیخ صدوق در توصیف چگونگی ولادت فاطمه (س) از امام باقر (ع) نقل می کند: روزی که زهرای اطهر (س) به دنیا آمد، لب به سخن گشود و چنین فرمود: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ أَبِي رَسُولُ اللَّهِ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَنَّ بَعْلِي سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ وَ وُلْدِي  سَادَةُ الْأَسْبَاط؛[4] گواهی می‌دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و گواهی می‌دهم که پدرم سالار پیامبران است و همسرم سرور اوصیای آنان و فرزندان من آقای نوادگان رسول گرامی(ص) است.»

از زهرای مرضیه (س) چهار گفتار و سخنرانی در دفاع از ولایت نقل شده است:

1. سخنرانی در مسجد مدینه؛

2. سخنرانی در جمع زنان مهاجر و انصار؛

3. گفتار در میان مردم در کوچه بنی‌هاشم؛

4. سخنانی در سرزنش پیمان‌شکنان.

متن این فریادهای بیدادگر فاطمی (س) در منابع تاریخی همچون «عوالم العلوم» و «نهج الحیاة» آمده است که حکایت از اوج دفاع آن حضرت از «ولایت» و «امامت» دارد؛ ولی مهم‌تر از دفاع از ولایت و رهبری آسمانی، انگیزه‌های الهی و آسمانی فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولایت است؛ چرا که انگیزه‌های افراد در دفاع از پیامبر(ص) و امام و ولی فقیه بسیار متفاوت است؛ گاهی به انگیزۀ «مقام طلبی و کسب منصبهای اجتماعی» است؛ پاره ای از مواقع به نیّت «رفاه طلبی شخصی» و در برخی موارد به «انگیزه‌های الهی و معنوی». در این نوع سوم است که انسان پیش مرگ پیامبر و امام و ولیّ الهی می‌‌شود؛ امّا در دو نوع اوّل و دوم، ولیّ الهی را برای دنیای خویش می‌خواهیم. خود را قربانی توحید و امامت نمی‌کنیم، امام را برای دنیای خویش می‌خواهیم.

اصولاً انسانها نسبت به جریان «رهبری حق و عدل» سه گونه وظیفه دارند:

1. همراهی و هماهنگی با امامت در اعتقاد.

2. اقتدا به امام در عبادت و پشت سر او قرار گرفتن.

3. پیشگامی و پیش مرگی در دفاع از امام و و رهبری.

زهرای مرضیه (س) در کل زندگی از مواضع ولیّ عصر خویش جانانه حمایت می‌کند و از این حمایت جز رنج و محرومیّت و فشار اجتماعی سهمی نمی‌برد.

همانگونه که «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ» است، فاطمه (س) نیز با حق است و حق با فاطمه است و ترازوی ارزیابی فرق و مذاهب اسلامی و اشخاص و احزاب گوناگون، مواضع آنان نسبت به این خاندان نبوّت و امامت است.

«شناخت» راه و رسم علوی و فاطمی، «عشق و مودّت» به خاندان نبوی و «اتّباع و اطاعت» از این خانواده، پیش‌نیاز حرکت در مسیر و مدار مسلمانی و شرط رهایی از رهزنان پیدا و پنهان جوامع انسانی است.

ایمان و پارسایی و هجرت و جهاد و صبوری در راه حق، گامهای بلند تکامل انسان است که از معرفت و عشق الهی پدید می‌آید و زهرای بزرگ عصارة همة این ارزشها است.

در پایان دو حدیث معرفت‌آموز فاطمی را به خوانندگان گرامی تقدیم می‌دارم.

1. در مسند احمد از ابن عباس نقل شده که می‌گوید: «روزی رسول گرامی(ص) چهار خط بر زمین کشید و رو به اصحاب کرده پرسید: می‌دانید این خطوط چیست؟

یاران حضرت گفتند: خدا و رسول او داناترند.

حضرت فرمود: «أَفْضَلُ  نِسَاءِ أَهْلِ  الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ(ص)، وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ وَ مَرْيَمُ ابِنْةُ عِمْرَانَ؛[5] برترین زنان بهشتی خدیجه دختر خویلد، فاطمه (س) دختر محمّد(ص)، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و مریم دختر عمران هستند.»

این حدیث که با عبارات مختلف در ده ها منبع حدیثی شیعه و اهل سنت آمده است، نشان می‌دهد. بانوانی در صدر زنان بهشتی قرار دارند که در حفاظت و پرورش و ایفای نقش مادری برای اولیای الهی و پیشوایان و رهبران آسمانی نقشی برجسته ایفا می‌کنند.

خدیجه (س)، مادر بانویی بزرگ مثل فاطمه (س) و محافظ جان و زندگی رسول اعظم(ص) است.

فاطمه (س) مادر 11 خورشید و مراقب جان و زندگی پدر و همسر است که رسالت و امامت را نگهبانی می‌کند.

آسیه، نجات‌ دهندة جان موسای کلیم و اسوه صبوری و استقامت در ایمان است.

و مریم اسوه عبادت و صبوری و مادری برای پیامبری بزرگ چون عیسای مسیح و در این میان فاطمه (س) بانوی برتر دو جهان و سیّده نساء العالمین است.

2. فاطمة زهرا (س) می فرماید: «إِنَّ  اللَّهَ  هُوَ السَّلَامُ ، وَ مِنْهُ السَّلَامُ، وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ؛[6] به درستی که خداوند سلام (و سلامتی) است و سلام (و سلامتی) از او و به سوی اوست.»

والسلام

___________________________________

[1]. انعام/ 162.

[2]. ]قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين[؛ « بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است: دينى پايدار، آيين ابراهيمِ حق‏گراى! و او از مشركان نبود.» انعام/ 161.

[3]. نهج البلاغه، سید رضی، دار الثقلین، قم، حکمت81، ص512.

[4]. عوالم العلوم، بحرانی، مؤسسة الامام المهدی(عج)، قم، 1382ش، ج11، ص44.

[5]. عوالم العلوم، ج 11، ص 108.

[6]. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج43، ص28.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.