نقش «فرزندان» در خانواده

علی ملکوتی نیا

مقدمه: زندگی همراه با سلامتی، خوشبختی، اقتدار و موفقیت، آرزوی هر انسان خِردمندی است که بخشی از آن در سایة داشتن فرزندانی سالم و صالح تأمین خواهد شد. از این جهت، فرزندآوری و فرزندافزایی در سبک زندگی اسلامی، از این نظر که تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی افراد می گذارد، مورد توجّه و توصیه می باشد.

از سوی دیگر، در شرایط اجتماعی و سیاسی امروز که نشانه های هشداردهنده ای دربارة کاهش جمعیت مسلمانان وجود دارد و دشمنان اسلام نیز با صدها نقشه و نیرنگ جهت نابودی اسلام برنامه ریزی و اقدام می کنند[1]، فرزندآوری و تکثیر نسل مسلمانان - که از جمله راهبردهای اسلامی برای گسترش اسلام به شمار می آید - اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.

به عبارت دیگر، فرزندآوری از دو بُعد کلّی دارای اهمیت فوق العاده ای است؛ نخست تأثیرگذاری آن بر کیفیت زندگی افراد در خانواده و جامعه است و دیگری، افزایش اقتدار مسلمانان در مقابله با دشمنیهای مخالفان و مُعارضان حکومت اسلامی.

آنچه اکنون مورد بحث قرار می گیرد، بیش تر ناظر به بُعد تأثیرگذاری فرزندآوری بر کیفیت زندگی افراد در خانواده و جامعه است.

اهمیت زندگی خانوادگی

تأثیر خانواده و نوع زندگی خانواده ها بر رشد، تعادل و شکوفایی افراد و جامعه به اندازه ای است که هیچ صاحب نظری نمی تواند آن را انکار کند. از این رو، در میان تمامی ادیان، مکاتب، نهادها و سازمانهای اجتماعی، خانواده از جایگاه ویژه و نقش سازنده ای برخوردار است، به گونه ای که مباحث خانواده و مسائل آن، مدّ نظر بسیاری از آموزه های دینی و مرکز توجّه فیلسوفان و اندیشمندان با رویکردهای اخلاقی، تاریخی، مردم شناختی، روان شناسی و جامعه شناختی است.

اغلب مردم جوامع صنعتی غرب و احتمالاً بیش تر مردم جهان، زندگی خانوادگی را مهم ترین جنبة زندگی خود می دانند. به عنوان مثال: گزارش کمیسیون اروپا (European commission) نشان می دهد که 96 درصد مردم اتحادیة اروپا زندگی خانوادگی را از ارزشمندترین جنبة زندگی خود به حساب می آورند.[2]

تقریباً تمام کشورهای اروپایی، ایالات متّحده، استرالیا و بسیاری از کشورهای دیگر، در دانشکده ها و دانشگاه های خود نوعی رشتة مطالعات خانواده دارند[3] و این حکایت از آن دارد که خانواده و مسائل مربوط به آن، از جمله دغدغه ها و دل مشغولیهای مسئولان، کارشناسان، نخبگان و عموم مردم در جای جای دنیاست.

آموزه های ایرانی - اسلامی نیز به جهت نقش مهم خانواده در اخلاق و تعالی انسانها، دستورها و توصیه های مفیدی ارائه کرده است. در این آموزه ها، ازدواج و خانواده، از جمله محبوب ترین و عزیزترین[4] نهاد بشری در پیشگاه خداوند متعال، و مهم ترین ارزش[5] نزد مردم ایرانی اعلام شده است.

مفهوم کیفیت زندگی

قرنهاست که مردم به طور ذاتی به دنبال «زندگی خوب» بوده اند و در این راستا برای بهبود شرایط زیستی خود، سعی می کنند تا از توانمندیها و ظرفیتهای خود حداکثر بهره برداری را بنمایند. از این رو، همواره مسئلة اصلی این بوده که زندگی مطلوب و با کیفیت، کدام است؟

کیفیت زندگی (Quality of Life)؛ مفهومی چندوجهی و متأثر از شرایط زمان، مکان و ارزشهای حاکم بر جامعه است. منظور ما از کیفیت زندگی، همان اصطلاح توصیفی است که به سلامت و ارتقای عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و توانایی آنها برای انجام وظایف روزمره اشاره دارد.[6]

کیفیت زندگی مطلوب خانوادگی به این است که افراد خانواده از شرایط بهزیستی مادی و معنوی در حوزة فردی و اجتماعی برخوردار باشند تا در سایة آن به شکوفایی استعدادها نایل شده و به شادکامی و سعادت دست یابند.  

ارتباط فرزندآوری با بهبود کیفیت زندگی

تشکیل خانواده و فرزندآوری، یکی از جنبه های مهم زندگی افراد به شمار می آید و به باور برخی از جامعه شناسان خانواده، فرزندآوری و فرزندداری در ایران و جهان آنقدر مهم است که قرنهای طولانی، زنان با هویّتِ فرزندداری در کنار خانه داری و شوهرداری، تعریف می شدند. زن خوب غذای بهتر می پخت، از همسر بهتر پذیرایی می کرد و بسیار فرزند می آورد.[7]

بنابراین، فرزند در خانوادة ایرانی دارای اهمیت فوق العاده ای است و در نگاهی کلان، فرزند، به خصوص فرزندان ذکور، باعث زینت و آبروی خانواده، نمایندة پدر و عصای دست او بوده است، و از یک سو موجب تشخّص و هویت خانواده می شود و از دیگر سو، وجود فرزند یا فرزندان، زمینه ای برای تداوم زندگی مشترک زوجین و سپری ستبر در برابر فروپاشی خانواده به شمار می آید. از این رو، هنوز هم در خانواده های معاصر ایرانی، ناباروری و نداشتن فرزند، عامل طلاق و نوعی سرشکستگی و عیبی بزرگ در میان خویشاوندان محسوب می شود.

 با این توصیف، به نظر می رسد توصیه به فرزندآوری و تبیین برکات آن در زندگی از نگاه اسلام، فرهنگ ایران و یافته های دانش تجربی، به نوعی اشاره به بخش مهمی از جنبه های کیفیت زندگی افراد در خانواده دارد. وجود فرزندان در خانواده بر ساحتهای مختلف زندگی اثر می گذارد، از جمله مشکلات و ناهمواریها، سلامت جسمی و شادکامی والدین، استحکام بنیان خانواده، ارتقای شخصیت انسانی و درجات معنوی پدر و مادر.

در ادامه به پنج مورد از این ثمرات و تأثیرگذاریها اشاره می کنیم:

1. فرزندان؛ عامل اقتدار و نیرومندی والدین

روایات اسلامی و سبک زندگی ایرانی نشان می دهد که فرزند، عامل اقتدار و بازوی توانایِ والدین در شرایط سخت زندگی است. امام رضا(ع) فرمود: «...تَوْفِيرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ  الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ...؛[8] [از برکات ازدواج؛] اندوختن فرزند برای (رویارویی با) سختیهای روزگار و پیامدهای زمانه است.»

در نقلی، روزی امام حسن عسکری(ع) - که به دستور معتمد عباسی (لعنت الله علیه) در زندان به سر می برد - به یکی از یاران خود در زندان فرمود: آیا فرزند داری؟ عرض کرد: خیر! امام دربارة او دعا فرمود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً يَكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ؛ خدایا! به او فرزندی روزی کن که بازوی توانایی برای وی باشد؛ چراکه فرزند چه خوب بازویی است!» سپس حضرت این شعر را خواندند:

مَنْ كَانَ ذَا عَضُدٍ يُدْرِكْ ظُلَامَتَه
إِنَّ الذَّلِيلَ الَّذِي لَيْسَتْ لَهُ عَضُدٌ[9]

«هر كس كه بازويى (فرزندى) دارد، اگر ستمى بر او رود، فرزندش آن را مى ستاند. ذليل و خوار كسى است كه بازو (فرزند) ندارد.»

امام زین العابدین(ع) نیز در این مورد فرمود: «مِن سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ يَستَعِينُ بِهِم؛[10] از سعادت مرد اين است كه فرزندانى داشته باشد تا در مشكلات به ياريش برخيزند.»

به این جهت قرآن کریم داشتن مال و فرزندان را نشانة امداد الهی و وسیلة قدرتمندی و اقتدار می داند و می فرماید: ]ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً[؛[11] «سپس غلبه و تسلط بر آنها را به شما بازمى گردانيم و شما را به وسيلة اموال و فرزندانی يارى مى كنيم و از حيث نفرات، بيش تر (از آنها) قرار مى دهيم.»

بنابراین، یکی از پایه های اصلی قدرتمندی، تولید ثروت و پیشرفت هر خانواده و جامعه ای، جمعیتِ آن است. جمعيت اندک از در روابط خارجی، قدرت مانور در مقابل دشمنان را کاهش خواهد داد. کشوري با جمعيت پير و اندک، مورد طمع قدرتها و مستکبرين خواهد بود، لذا موفقیت در سطوح ملی و بین المللی و ایستادگی جوامع در برابر ظلم و تجاوز قدرتهای استکباری، وابسته به گوهر ایمان و عمل جوانان فداکار است. از این رو، هر کشوری که از جوانان غیور و پُرانرژی برخوردار است، دشمنان را از حملة نظامی باز می دارد.

از طرف دیگر، جمعیت جوان، مؤمن، اهل کار و خلاق می تواند با نیروی فکری و قوت بدنیِ خود گامهای مؤثری در رشد و تعالیِ خود، خانواده و جامعه بردارد. به همین دلیل «اقتدار ملی» به عنوان سیاست راهبردی کشور از سوی رهبر معظم انقلاب>، به این شکل اعلام شده است که فرمودند: «امروز سیاست جمهوری اسلامی، عبارت است از اینکه ملّت ایران باید خود را قوی کند. اگر ملّتی قوی نباشد و ضعیف باشد، به او زور می گویند. اگر ملّتی قوی نباشد، باج‌گیران عالَم از او باج می گیرند. اگر بتوانند به او اهانت می کنند. اگر بتوانند، زیر پا او را لگد می کنند. طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره می شود، همین است؛ هر که احساس قدرت بکند، نسبت به کسانی که در آنها احساس ضعف می کند، زورگویی خواهد کرد.»[12]

ایشان در جای دیگر «افزایش نسل جوان» را یکی از راه های ایجاد اقتدار دانسته و فرمودند: «افزایش نسل جوان و بزر گ بودن کشور از لحاظ جمعیت، در ایجاد اقتدار خیلی تأثیر دارد.»[13] و «کشورِ بدون جمعیت جوان؛ یعنی کشورِ بدون ابتکار و پیشرفت و هیجان و شور و شوق. بنابراین، برنامة حیاتی تکثیر نسل باید به طور جدی دنبال و پی گیری شود.»[14]

2. فرزندان؛ باعث سلامت و شادکامی والدین

وجود فرزندان در خانواده آثار و فواید جسمانی و روحی - روان شناختی فراوانی برای والدین به دنبال دارد. خانواده هایی که صاحب فرزندند، بیش از خانواده های بدون فرزند از زندگی لذت می برند و احساس خوشبختی بیش تری می کنند. نتایج تحقیقات پژوهشگران دانشگاه «بریگهام یانگ» آمریکا بر 200 هزار خانواده از 86 کشور جهان، بین سالهای 1981 تا 2005م نشان می دهد که داشتن فرزند، موجب کاهش فشار خون والدین، افزایش تمایل به یادگیری، استفادة بیش تر از قدرت تعقل، افزایش اعتماد به نفس، امکان بهتر درک زیباییها، دقت بیش تر در کارهای جزیی و افزایش شادی والدین می گردد.[15]

تحقیقات جدید نیز نشان می دهد که پدر و مادر شدن، آنها را از خطر ابتلا به سرطان و بیماریهای قلبی محافظت می کند. همچنین، این تحقیقات حاکی از آن است که بارداری زنان در عملکرد حافظة آنها اثر می گذارد و موجب می شود مغز آنها عملکرد بهتری داشته باشد.[16]

افزون بر این، یکی از عوامل ایجاد آرامش و افزایش شور و نشاط در زندگی، ورود فرزند به کانون خانواده است. اگرچه در آغاز جوانی، محرّک انسان برای ازدواج، مسئلة تمایلات نفسانی است؛ ولی آنگاه که از شدت این تمایلات کاسته می شود، مایة دلگرمی کانون خانواده، داشتن فرزند می باشد. به این دلیل در تعابیر دینی، فرزندان، نور چشم والدین به شمار آمده اند.

قرآن کریم آنجا که عِبادُ الرَّحْمن(بندگان خاص خداوند) را معرفی می کند، یکی از خصوصیات آنها را اینگونه بیان می فرماید: ]وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ[17] وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً[؛[18] «و آنان کسانی هستند كه مى گويند: پروردگارا! براى ما از همسران و فرزندانمان روشنى ديدگان (و نسلهاى صالح، پاك و متّقى) عطا كن و ما را بر پرهيزكاران (در مسابقه به سوى ايمان و رهبرى در اصول و فروع و معارف) پيشوا گردان!»

امام صادق(ع) نیز در سفارش به فردی که پس از سالها ازدواج صاحب فرزند نشده بود، فرمود: زمانى كه يكى از شما فرزنددار شدنش دير شود، بايد بگويد: «اللَّهُمَّ لَاتَذَرْنِي  فَرْداً وَحِيداً وَحْشاً، فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ   تَفَكُّرِي، بَلْ هَبْ لِي أُنْساً وَ عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَ إِنَاثاً، أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عَلى  تَمَامِ النِّعْمَة...؛[19] خدايا! مرا تنها و وحشت زده نگذار تا سپاسگزاريم از تدبيرم كم تر شود؛ بلكه محل اُنس و جانشینی درست از پسران و دختران را به من ببخش كه از وحشت به اينان انس گيرم و از وحدت با آنان آرامش يابم و به هنگام كامل شدن نعمت تو را سپاس گويم .»

در این دعا وجود فرزند، باعث آرامش و عاملی برای دوری از وحشت و تنهایی به شمار آمده است. به این دلیل، برخی از اندیشمندان در تبیین کارکرد فرزند در کانون خانواده معتقدند که: «زناشویی بدون فرزند، پژمردگی است و پس از آوردن فرزند، کانون زندگی به شکوفایی می رسد؛ بلکه پس از بچه دار شدن، زندگی دارای معنای حقیقی می شود و خانه به وسیلة فرزند، پُر از خنده و نشاط می گردد.»[20]

پژوهشی که «برتراند راسل» انجام داده است، نشاط و شادمانی حاصل از تولد فرزند در خانواده را تأیید می کند. گذراندن وقت با کودک و بازی با او یکی از بهترین لحظاتی است که می تواند به پدر و مادر انرژی و نشاط ببخشد.[21]

تحقیقات «فیلدمَن» نیز دربارة پدر و مادران جوانی که فرزند اولشان به دنیا آمده، حاکی از آن است که لذت پدر و مادر شدن و احساس شادی و نشاط حاصل از آن در ایجاد آرامش و آسایش زندگی زناشویی بسیار مؤثر است.[22]

اهمیت این موضوع زمانی بیش تر می شود که پدر و مادر به سنین پیری می رسند و محیط خانه به آشیانه ای ساکت و بی فروغ تبدیل می شود و به دلیل نداشتن فرزند، مجبورند در خانة سالمندان یا گوشة خانه ای خاموش، عمر خود را در تنهایی و رنج سپری کنند.

3. فرزندان؛ عامل امنیت و استحکام خانواده

یکی از مواردی که اهمیت و ارزش فرزند را نشان می دهد، امنیت زاییِ فرزندان در کانون خانواده و سطح جامعه است و فرزندآوری در تأمین نیروی امنیتی خانه و جامعه، نقش چشم گیری دارد؛ چراکه حفظ و حراست از خانه و کشور در برابر خطر تهاجم دشمنان و بدخواهان، توسط نیروهای جوان و نیرومند، امری بدیهی است. هنگامی که در خانه ای چند جوانِ برومند باشد، دزدان مال و ناموس، کم تر جرأت ورود به حریم آن خانه را خواهند داشت. افزون بر این، وجود فرزندان در خانه نیز موجب امنیت بنیان خانواده از فروپاشی است؛ چون وجود فرزند در کانون خانواده، مانع از بروز ناسازگاریها و طلاق می گردد. هنگامی که زن و مرد دارای فرزند باشند، فرزندان، سِپَر حمایتی را در برابر طلاق برای آنها فراهم می کنند. این سپر حمایتی، موجب حفظ و تداوم زندگی زناشویی می گردد.[23]

مطالعات جامعه شناسی و علوم اجتماعی نیز نشان می دهد که: «طلاق میان افراد متأهّل بدونِ فرزند، بیش تر از متأهّلین دارای فرزند است.»[24]؛ یعنی فرزندان با حضور خود به عنوان سدّی محکم در مقابل سیل ویرانگر حوادث، از حریم کانون خانواده محافظت می کنند.

بر اساس تحقیقات و مطالعات، امروزه یکی از علتهای طلاق زوجین، نداشتن فرزند است. فرزند، به ویژه فرزند خردسال، به منزلة پیوند بین پدر و مادر است. از این رو، بی فرزندی باعث تزلزل خانواده می شود؛ چراکه زندگی کم کم عادی می گردد و مشکلات نمایان تر می شود و در نتیجه، علاقة همسران به زندگی مشترک کم خواهد شد؛ ولی با حضور فرزند در کانون خانواده، جاذبه ها و دل مشغولیهای تازه ای را برای والدین به ارمغان می آورد که همین امر، در کنار مشاهدة ناتواناییهای نوزاد، حس مسئولیت و شفقت از سوی پدر و مادر، باعث می شود تمام نیرو و احساسات آنها در جهت حمایت از کودک متمرکز گردد.

بنابراین، فرزند در آموزه های دینی به «جگر گوشة والدین»[25] و «گُل خوشبوی بهشتی»[26] یاد شده است که والدین حاضر نیستند به راحتی آن را از دست بدهند، لذا حضور فرزند در زندگی مشترک، نقش مثبتی در استحکام و تداوم حیات خانواده دارد.

4. فرزندان؛ عامل رشد شخصیت والدین

وجود تجربة فرزندآوری، مجموعة کاملی از ارزشها را به ساختار شخصیت والدین اضافه می کند. مطالعات تجربی نشان می دهد که سازمان روانی انسان با پذیرفتن نقش پدر و مادری به کمال می رسد[27]؛ چراکه پذیرفتن این نقش، تعهد، فعالیت، مسئولیت و خلاقیت را در انسان به بار می نشاند.

در میان اندیشمندان غربی، «بیل مک کیبن»، نیز معتقد است: «ازدواج، داشتن فرزند زیاد و تشکیل خانواده های بزرگ، برای رشد والدین و ساخته شدن شخصیت فرزندان مفید است.» وی در این راستا می نویسد: «تنها ریشة عمومی رشد و پختگی انسان در پرورش فرزندان قرار دارد. هرچه تعداد فرزندان بیش تر، کودکی کردن، کم تر؛ یعنی وقتی شما زندگی خود را صرف خوب شدن و رشد دیگران کنید، آدم دیگری خواهید بود؛ ولی با داشتن بچه های کم، رشد شما کُند خواهد بود.»[28]

«جان بِرِکمن» اخلاق شناس می گوید: «بهترین چیزی که مردانِ دارایِ خانوادة بزرگ به دست می آورند، همین شخصیتِ ساخته شدة آنهاست.»[29]

«جان رایان» دین شناس کاتولیک آمریکایی در نیمة اول قرن بیستم، نیز از زنان می خواست بچه های زیادی داشته باشند؛ چون اعتقاد داشت: اداره و رشد خانواده های بزرگ، انسانهای آدم تری می سازد. وی بر ادّعای خود این گونه استدلال می کرد که: «تأمین خانواده های بزرگ به انواعی از نظم نیاز دارد که حاصلش زندگیهای موفق است.» رایان که خانواده ای یازده نفره داشت، بر این باور بود: «کارشناسانی که به کنترل موالید معتقدند، به نوع شخصیتهایی که لازم است درست بشود، تا جامعه به صورت متعادل رشد کند و به حیات خود ادامه دهد، فکر نکرده اند. نکتة دیگر اینکه خانواده های کم جمعیت ممکن است ثروتمند شوند که ثروتمند  شدن آنها از فقیر ماندنشان خطرناک تر است.»[30]

5. فرزندان؛ سرمایة معنوی والدین

در متون اسلامی، از فرزند به عنوان وسیلة آمرزش پدر و مادر یاد شده است. از جمله، پیامبر گرامی اسلام (ص) به امّ سلمه فرمود: «إِذَا حَمَلَتِ  الْمَرْأَةُ كَانَتْ  بِمَنْزِلَةِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْمُجَاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا وَضَعَتْ كَانَ لَهَا مِنَ الْأَجْرِ مَا لَا يَدْرِي أَحَدٌ مَا هُوَ؟ لِعِظَمِهِ فَإِذَا أَرْضَعَتْ كَانَ لَهَا بِكُلِّ مَصَّةٍ كَعِدْلِ عِتْقِ مُحَرَّرٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ، فَإِذَا فَرَغَتْ مِنْ رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ كَرِيمٌ عَلَى جَنْبِهَا وَ قَالَ: اسْتَأْنِفِي الْعَمَلَ؛ فَقَدْ غُفِرَ لَك ؛[31] زن باردار مانند روزه دارِ شب بيدار و سربازى است كه جان و مال را در راه پيشرفت اسلام نثار كند. چون كودك متولّد شود، چندان اجر به مادر دهند كه جز خدا كسى نداند و چون به او شیر دهد، براى هر مكيدن، ثواب آزاد كردن بنده اى از نسل اسماعيل دارد و چون دوران شيرخوارگى کودک پايان يابد، فرشته اى بزرگوار دست به پهلوى مادر زند و گويد: عملت را از سر بگير که تمام گناهان تو آمرزيده شد.»

امام على(ع) نیز دربارة بیماری فرزند مى فرمايد: «إنَّه كفَّارةٌ لوالدَيه؛[32] بيمارى فرزند، كفّارة گناهان پدر و مادرش است.»

در جای دیگر نقل شده است که «حسن بصرى» می گفت: «فرزند بدچيزى است؛ حياتش رنج مى دهد و مرگش استخوان مى شكند.» اين سخن به سمع مبارك حضرت سجّاد(ع) رسيد، حضرت فرمود: «كَذَبَ واللَّهِ! نِعمَ الشي ءُ الولدُ؛ إن عاشَ فدعاءٌ حاضرٌ، و إن ماتَ فشفيعٌ سابقُ؛[33] به خدا دروغ گفته! فرزند، خوب چيزى است. اگر بماند، دعاى نقد است و اگر بميرد، شفاعت گرى است كه پيش از پدر رفته است.»

همچنین، پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: «الوَلدُ كَبِدُ المؤمِن إن ماتَ قَبْلَه صارَ شفيعاً، و إن ماتَ بَعدَه يَستغفرُ اللَّهَ له فيَغفِرُ لَه؛[34] فرزند، [پارة ] جگر مؤمن است. اگر زودتر از پدر بميرد، شفيع پدر شود و اگر ديرتر بميرد، براى پدر طلب آمرزش كند و خدا او را (به واسطة دعای فرزند) بيامرزد.»

امام صادق(ع) فرمود: جبرئیل (دربارة ارزش فرزندان امت اسلام) در خطاب به پیامبر گرامی اسلام (ص) گفت: «... إِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ فَبُكَاؤُهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سَبْعُ سِنِينَ فَإِذَا جَازَ السَّبْعَ فَبُكَاؤُهُ اسْتِغْفَارٌ لِوَالِدَيْهِ إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَى الْحَدِّ فَإِذَا جَازَ الْحَدَّ فَمَا أَتَى مِنْ حَسَنَةٍ فَلِوَالِدَيْهِ وَ مَا أَتَى مِنْ سَيِّئَةٍ فَلَا عَلَيْهِمَا؛[35] هرگاه یکی از آنان گریه کند، گریه اش تا هفت سالگی «لا اله الا الله» است و وقتی از هفت سالگی گذشت، گریه اش تا بلوغ آمرزش خواهی برای والدین است و چون از بلوغ گذشت، هر کار نیکی که انجام دهد، به نفع پدر و مادرش باشد و هر کار ناشایستی که انجام دهد، به زیان آنان (والدین) نخواهد بود.»

از روایات گفته شده معلوم می شود که فرزندان، سرمایة معنویِ والدین در دنیا و آخرت  به شمار می آیند؛ به گونه ای که وجود آنها باعث جلب آمرزش و نزول رحمت الهی  می گردد.

_______________________________________

[1]. رساله نکاحیه؛کاهش جمعیت، ضربه‏ای سهمگین بر پیکر مسلمین، محمدحسین حسینی طهرانی، مؤسسه ترجمه و نشر علوم و معارف اسلام، مشهد، چاپ دوم، 1425ق، ص 90 – 96؛ همچنین بنگرید به؛ جنگ جمعیتی؛ ستیز صهیونیزم علیه ملتها، شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، تهران، 1392ش.

[2]. درآمدی به مطالعات خانواده، جان. بِرناردز (1952م)، ترجمه حسین قاضیان، نشر نی، تهران، چاپ اول، 1384ش، ص 17.

[3]. همان، ص 38.

[4]. «مَا بُنِيَ فِي الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ‏ التَّزْوِيج» بحار ‏الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربي، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق، ج‏100 ، ص 222، باب 1، ح 40.

[5]. جامعه ‏شناسی تغییرات فرهنگی در ایران، تقی آزاد أرمکی و احمد غیاثوند، انتشارات آن، تهران، 1383ش، ص 63.

.[6] (. Donald A (2001)"What is quality of life?"Availableat: www.jr2.ox.ac.uk)

[7]. خانواده در قرن بیست ‏و ‏یکم از نگاه جامعه‏ شناسان ایرانی و غربی، محمدمهدی لبیبی، به نقل از باقر ساروخانی، نشر علم، تهران، چاپ اول، 1393ش، ص 130.

[8]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار ‏الحديث، قم، چاپ اول، ‏1429ق، ج10، ص700، ح 9620.

[9]. بحار ‏الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ‏50، ص 275، ح 482.

[10]. وسائل ‏الشيعة، شیخ حرّ عاملی، تحقيق، تصحیح و نشر: مؤسسه آل‏البيت،‏ قم، چاپ اول، 1409ق، ج 21، ص 356، ح 27286.

[11]. اسراء / 6.

[12]. بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی، 1/1/1393ش.

[13]. بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ: 13/6/1393.

[14]. بیانات مقام معظم رهبری در جمع مسئولان جمعیت مامایی کشور، 15/2/1393.

[15]. دانش خانواده و جمعیت، زهرا آیت اللهی و همکاران، نشر معارف، قم، چاپ بیست و سوم، بهار 1394ش، ص185.

[16]. همان، ص 186.

[17]. علامه طباطبایی+ به نقل از راغب اصفهانی در تفسیر آیه مذکور می‏نویسد: «به كسى كه مايه شادی آدمى است، نور چشم و قرة عين گفته مى ‏شود.» تفسير الميزان، ترجمه سید محمدباقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج ‏15، ص338.

[18]. فرقان / 74.

[19]. الكافي، کلینی، طبع دار ‏الحديث، قم، چاپ اول، ‏1429ق، ج 11، ص 346، ح 10445.

[20]. تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1385 ش، صص 178 - 179.

[21]. دانش خانواده و جمعیت، ص 187.

[22]. همان.

[23]. برای آگاهی بیش‏تر بنگرید به مقاله: آسیبهای اخلاقی کاهش جمعیت فرزندان، علی ملکوتی‏ نیا، ماهنامه مبلغان، شماره 181.

[24]. ر.ک: مقاله بازدارنده‏ها و تسهیل‏ کننده‏ های اقتصادی و اجتماعی طلاق، دکتر محمد قدسی، دکتر اسماعیل بلالی و دکتر سعید عیسی‏ زاده، نشریه جامعه ‏شناسی و علوم اجتماعی، مطالعات راهبردی زنان، پاییز 1390ش، شماره 53.

[25]. مستدرک ‏الوسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، مؤسسه آل‏البيت، قم، چاپ اول، 1408ق، ج 15، ص 112.

[26]. همان، ص 113.

[27]. دانش خانواده و جمعیت، صص 188 - 189.

[28]. مقاله تأملی درباره خانواده تک فرزندی، بیل مک کیبن، ماهنامه سیاحت غرب، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، شماره 6، آذرماه 1932ش، ج 15، ص 112.

[29]. همان.

[30]. همان.

[31]. وسائل ‏الشيعة، ج 21، ص 451، ح 27557.

.[32] همان، ص 357، ح 27291.

[33]. مستدرك‏ الوسائل، ج 15، ص 112، ح 17687.

[34]. همان، ح 17688.

[35]. الكافي، ج 6، ص 53، ح 5.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.