انتخابات؛ بایدها و نبایدها، فضائل و رذائل

غلامرضا گلی زواره

مقدمه: از دیدگاه اسلام مصدر و مرجع قانون، احکام الهی است و قرآن و سنّت، آن را تبیین می‌کنند. ادارة امور جامعۀ اسلامی و تعیین سرنوشت اجتماع، حقی است که از جانب خداوند متعال به انسانها اعطا شده است. در این باره در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کسی نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید، اعمال می‌کند.»[1]

در نظام جمهوری اسلامی، عموم مردم به منظور تعیین سرنوشت خویش و ادارۀ امور جامعه در چارچوب موازین الهی و مستند و متّکی بر موازین شرعی، سهیم و مؤثرند. گسترة این دخالت عمومی را می‌تون از اصول پنجم و ششم قانون اساسی برداشت کرد؛ اما باید این واقعیت مسلم را در نظر گرفت که هدف محوری در نظام اسلامی، پیروی از حق است.

بنابراین، باید گفت طبق اصول کلی قانون اساسی، دموکراسی اسلامی؛ یعنی شرکت عموم مردم در تعیین سرنوشت خود با محوریّت حق که با اصطلاح دموکراسی در کشورهای به ظاهر دموکراتیک فاصله دارد. در واقع صرف اکثریت، مزیّتی را به وجود نمی‌آورد و چه بسا افراد زیادی از حق‌جویی کراهت داشته باشند، لذا قرآن کریم می‌فرماید: ]لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُون [؛[2] «ما شما را با حق آشنا کردیم؛ ولی اکثرتان از حق کراهت داشتید.» در آیة دیگر آمده است: ]بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ[؛[3] «پیامبرشان با دین حق بر آنها مبعوث شد؛ ولی غالب آنان از حق کراهت داشتند.»

در اسلام اگر خواسته‌های اجتماعِ قابل توجهی، بدون توجه به حقانیت، عدالت و ارزشهای الهی مطرح گردد، مطرود است.

با این توضیح نیم نگاهی به موضوع «نظام شورایی» و «انتخابات» از نگاه اسلام و آموزه های اسلامی خواهیم داشت و مباحثی پیرامون آن مطرح می کنیم:

نظام شورایی در اسلام

نظام شورایی در اسلام به معنای به رسمیت شناختن رأی اکثریت است، تا بر اثر تبادل آرا و استفاده از نظرهای کارشناسان لایق، شایسته و کاردان، بهترین رأی و تصمیم‌گیری به دست آید و در واقع با ملاحظۀ آرای گوناگون و تنظیم خردهای متفاوت، حقایق، بهتر آشکار شود و راه صواب زودتر به دست آید. این نوع مجلس مشورتی - که مصداق آن مجلس شورای اسلامی است - برای نظام و جامعۀ اسلامی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر می‌باشد که از استبداد رأی، خطاهای خطرآفرین و آشفتگیهای ناشی از آن می‌کاهد.

حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ  وَ مَنْ  شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا؛[4] هر کس در رأی خود مستبدّ باشد، هلاک می‌گردد و کسی که با رجال مشورت کند، در خرد آنان شریک شده است.»

آن حضرت در جای دیگری می فرماید: «اضْمُمْ آرَاءَ الرِّجَالِ  بَعْضَهَا إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ اخْتَرْ أَقْرَبَهَا مِنَ الصَّوَابِ وَ أَبْعَدَهَا مِنَ الِارْتِيَاب ؛[5] رأی مردان را برخی با بعضی دیگر ضمیمه کن، سپس از میان آنها نزدیک‌ترین دیدگاه به صواب و دورترین آنها از خطا و تردید را برگزین.» از روایات و سیرۀ معصومین( برمی‌آید که باید با پرهیزگاران خردمند و ناصحان اهل ورع و کسانی که از خداوند متعال بیم دارند، مشورت کرد.[6]

بنابراین، نظام شورایی و دموکراسی از نگاه اسلام، با آنچه در دنیای غرب مرسوم است (تبعیّت مطلق از نظر جمعی) متفاوت است. جهت تبیین این مطلب نگاهی تاریخی به انتخابات در گذشته خواهیم داشت.

وضع اسفبار انتخابات در عصر اختناق

رژیمهایی که در گذر تاریخ با زور، تهدید، ارعاب و غارت اموال و هتک حرمت و نفوس، نظام امور سرزمین ایران را در اختیار می‌گرفتند، نه تنها برای رأی و نقطه نظرات مردم ارزشی قایل نبودند؛ بلکه جان، مال و ناموس اقشار گوناگون در دستگاه استبدادی آنان هیچ‌گونه امنیتی نداشت. فرمانروایان قاجار و فرزندان بی‌شمارشان که حکام والیان نواحی گوناگون بودند، هر کاری را که امیال و هوسهای آنان را ارضا و اقناع می‌کرد، انجام می‌دادند و هر بلایی را که می‌خواستند، بر سر افراد این ملت مظلوم می‌آوردند، بی‌آنکه کسی قادر به جلوگیری از جنایات یا بازخواست از اعمال ناروای آنان باشد.[7]

میرزا تقی‌خان امیر کبیر، صدر اعظم ناصر الدین شاه، که برای صاحب نظران و اهل علم و معرفت احترام ویژه‌ای قائل بود و در مدت صدرات خود دست به اقدامات و اصلاحات مهمی زد و برای اجرای عدالت کوشید، به تحریک فاسدان و بدخواهانی که منافع آنان توسط وی به خطر افتاده بود، معزول و کشته شد.[8] جالب اینکه پادشاهان ستم‌گر که فضای توأم با اختناق و دیکتاتوری را بر کشور ایران حاکم نموده بودند، توسط کشورهای اروپایی مورد حمایت واقع می‌شدند و دول غربی با این‌گونه جفاکاران روابط و مناسبتهای مطلوبی برقرار کرده بودند.

بعد از انقلاب مشروطه که علما و روحانیان در شکل‌گیری و رهبری آن نقش عمده‌ای را ایفا کردند، نظام نامۀ انتخابات در 13 رجب 1324ق در مجلس ارک (مدرسة نظامیه) با حضور علما، فقها و سایر صنوف قرائت شد و به تصویب رسید و در 18 شعبان همین سال، مجلس شورای ملّی افتتاح گردید؛ اما با مرگ مظفر الدین شاه قاجار و روی کار آمدن محمدشاه، این سلطان مستبد، با حمایت روس و رضایت انگلیس در 23 جمادی الاول 1326ق، مجلس شورای ملّی را به توپ بست.[9]

هرچند بعدها این مجلس شورای ملی کار خود را ادامه داد و در ادوار مختلف نمایندگانی را از سوی ملّت ایران به خود دید؛ اما واقعیت آن بود که تمامش فرمایشی و دستوری و در واقع از دموکراسی اسلامی خالی و تهی بود، به گونه ای که این مجلس فرمایشی کاری جز تأیید فعالیتهای ظالمان و اربابان آنان نداشت. به طور مثال، پس از آنکه انگلیس اذهان عموم مردم را به نفع رضاخان مهیا کردند، در 1304ش ماده واحده‌ای در قالب طرح تقدیم مجلس شورای ملی دورۀ پنجم گردید که در آن خلع قاجاریه از سلطنت و سپردن حکومت به رضاخان خواسته شده بود. چند نفر از نمایندگان که در رأس آنان شهید آیت الله مدرّس! دیده می‌شد، با این طرح مخالفت کردند؛ ولی بقیه نمایندگان به آن رأی مثبت دادند و سرانجام مجلس فرمایشی مؤسّسان، رضاخان را به پادشاهی ایران انتخاب و سلطنت را در خاندانش موروثی کردند.[10]

با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی از 26 شهریور 1320ش روند اسف‌بار فرمایشی بودن مجلسی ملّی همچنان تداوم یافت.

امام خمینی! از اوضاع پارلمانی دوران رژیم پهلوی دوم چنین یاد کرده‌اند: «وکلا را خودشان تعیین می‌کردند و خودشان هم آرا برای مردم درست می‌کردند و می‌ریختند در صندوق. یک مجلسی که همة وکلای آن ملّی باشند و در مقدّرات مملکت ما بخواهند دخالت کنند و مصالح و مفاسد را تشخیص بدهند، نداشتیم ما.»[11]

مزیّت مهم مجلس اسلامی و مردمی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی! و استقرار نظام جمهوی اسلامی ایران، مقدمات تشکیل مجلس اسلامی و مردمی فراهم گردید و در 24 اسفند 1358ش اولین مجلس شورای اسلامی با رأی و نظر مستقیم مردم شکل گرفت.

از دیدگاه امام! این نهاد از موقعیت والا و حسّاسی برخوردار بود؛ چرا که برای تحقق آن جوانان این مرز و بوم فداکاری کردند؛ مجلسی که برخاسته از الله اکبرهای مردم به شمار می‌رفت. بنابراین، باید آن را تشکیلاتی ارجمند و مهم تلقی کرد.[12]

از این نظر مجلس شورای اسلامی، حساس‌ترین بُعدی است که نظام اسلامی ایران از آن به سمت هدفهای خود عبور می‌کند.[13]

به اعتقاد امام خمینی!، اگر مجلس آسیبی ببیند، این لطمه متوجه جمهوری اسلامی خواهد بود و یک مجلس قوی که از حمایتهای مردمی برخوردار است، می‌تواند کارهای خود را به درستی انجام دهد. قوت مجلس از مشارکت پرشور و حضور فعّال مردم به دست می‌آید و هر یک از آرای مردم چون قطره‌هایی این دریای با صلابت و خروشان را به وجود می‌آورند.[14]

حضور فعال، گسترده و آگاهانة مردم در انتخابات، عزّت و صلابت نظام را به نمایش می‌گذارد و اعتبار و کارآمدی مجلس را افزایش می‌دهد. مقام معظم رهبری> تصریح فرموده‌اند: «مجلسی می‌تواند عزت اسلامی و ملی را به دنیا نشان دهد که تأمین‌کنندة منافع عمومی است. مجلس می‌تواند حافظ امنیت ملی باشد، می‌تواند سدّ مستحکمی در برابر تعرض دشمنان و طمع‌ورزی بیگانگان باشد، خصوصیات یک مجلس مطلوب این است. وقتی مردم در انتخابات شرکت کنند و با چشم باز و بصیرت، کسی را که شرایط لازم را در او می‌بینند، انتخاب کنند و به مجلس بفرستند، مجلس خواهد توانست چنین نقش بزرگی را ایفا کند.»[15]

ابرقدرتهای مدعی دموکراسی که نظام اسلامی و مردم سالار را برنمی‌تابند و حامی دیکتاتورها و مستبدان جهان هستند، برای نبرد با این صلابت ایمانی و عمومی هر لحظه فشارهای سیاسی و اجتماعی خود را بر جمهوری اسلامی شدت می‌بخشند. آنان از طریق بوقهای تبلیغاتی خود این گونه اشاعه می‌دهند که حاکمیت کشور ایران پایگاه مردمی ندارد و تافته‌ای جدا بافته از اقشار گوناگون است.

مقام معظم رهبری> در این باره فرموده‌اند: «یکی از مسائلی که اینها [استکبار و اعوان و انصار آنان] به شدّت دنبال آن هستند، سلب اعتماد مردم از کارایی نظام است. تصادفی نیست که بحران مشروعیت نظام را مطرح سازند، نظامی را که با رأی و خواست مردم سر کار آمده، با این همه مشکلات دست و پنجه نرم کرده، از این دشمنیها سرافراز بیرون آمده، و همۀ اینها به کمک مردم بوده است، زیر علامت سؤال بگذارند. تردیدافکنی در ارزشهای اصولی، بزرگ‌نمایی مشکلات و نفی موفقیتها، از نیازهای قطعی آمریکاست تا بتواند موفقیت خود را در تقابل با جمهوری اسلامی تضمین کند. اصل قضیه، مبارزۀ آنها با اسلام است؛ اما این مبارزه در محور مرکز اصلی‌اش متوجۀ جمهوی اسلامی است؛ چرا؟ برای اینکه می‌دانند اگر بتوانند جمهوی اسلامی را از صحنه‌ خارج کنند، دیگر ملل مسلمان حساب کار خودشان را می‌کنند و مأیوس می‌شوند.»[16]

لزوم شرکت حداکثری در انتخابات

حضور گستردۀ مردم در صحنۀ انتخابات و دادن رأی به نمایندگان لایق و شایسته، همچون ادای امانتی است که با توجه به مشروعیت نظام اسلامی، خود تکلیفی دینی و انسانی به شمار می‌رود و گویا این فرمان مقدس الهی را در ذهنها تداعی می‌کند که قرآن می فرماید: ]إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى  أَهْلِها[؛[17] «همانا خداوند به شما امر می‌کند که امانتها را به کسانی که صلاحیت آن را به دست آورده‌اند، تحویل دهید!»

از این جهت، امام خمینی! فرموده‌اند: «مردم... مکلفند به اینکه شرکت کنند در انتخابات، نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار، خلاف تکلیف است.»[18] و در جای دیگر تأکید فرموده‌اند: «یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور، حضور در حوزه‌های انتخابیه و رأی دادن به نمایندگان صالح کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی که کشور به آنها احتیاج دارد، می‌باشد.»[19]

امام! در جای دیگر این حضور را در ردیف اقامة نماز تلقّی کرده و فرموده‌اند: «باید همۀ شما، همۀ ما، زن و مرد، هر مکلّف، همان طور که باید نماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند.»[20]

مقام معظم رهبری> نیز این گونه توصیه فرموده‌اند: «ملت ایران شرکت در انتخابات را یک فریضه بداند، یک عمل واجب. دشمن تمام نیروهای تبلیغاتی خودش را بسیج کرده تا کاری کند که این انتخابات با استقبال مواجه نشود.»[21]

ایشان می‌فرمایند: «انتخابات هم حقّ مردم و هم وظیفۀ آنهاست. حق مردم است، تکلیف مردم است؛ چون با حضور شما نظام تقویت پیدا می‌کند، اسلام عزیز می‌شود، حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز می‌گردد و توطئۀ دشمن باطل می‌شود.»[22]

پافشاری ایشان به حضور مردم در انتخابات از آن جهت است که این حرکت ضمن اینکه خردمندانه است، وظیفۀ شرعی نیز می‌باشد.

انتخاب فرد شایسته، صالح و کارشناس

صرفاً شرکت در انتخابات یک تکلیف دینی به شمار نمی‌آید؛ بلکه فرد شرکت کننده باید به موارد زیر توجه داشته باشد:

1. باید برای کسب رضای الهی و در نظر گرفتن مصالح نظام و امت اسلامی در انتخابات شرکت کند و رأی خود را به صندوقها بیندازد؛

2. ضرورت دارد، افرادی را برگزیند که در دیانت، صداقت، راستی و درستی مشهور باشند و میزان کارآیی و توانایی آنان برای تصدی این امر مهم و حیاتی به اثبات رسیده باشد. در غیر این صورت، اگر فردی ناشایست و غیرصالح روانة مجلس گردد و ما در این انتخاب نادرست مؤثر باشیم، به اسلام و جامعۀ اسلامی خیانت روا داشته‌ایم؛

دخالت دادن امیال و غرضهای شخصی در چنین موضوع خطیری، در فرهنگ اهل بیت( بسیار مورد مذمت قرار گرفته است.

امام صادق(ع) فرموده‌اند: «احْذَرُوا أَهْوَاءَكُمْ  كَمَا تَحْذَرُونَ أَعْدَاءَكُم ؛[23] به همان اندازه که از دشمنان خود حذر می‌کنید، از غلبة هواهای نفسانی احتراز جویید.»

حضرت علی(ع) نیز دربارة خطر پیروی امت رسول اکرم (ص) از خواهشهای نفسانی اظهار نگرانی کرده و فرموده است: «إِنَّمَا أَخَافُ  عَلَيْكُمُ  اثْنَتَيْنِ اتِّبَاعَ الْهَوَى وَ طُولَ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَة؛[24] به درستی که من بر شما از دو چیز بیم دارم؛ پیروی از هوای نفس و طولانی بودن آرزوها؛ اما متابعت از هوای نفس، سدّ کنندۀ راه حق است و طول امل موجب فراموشی امر آخرت.»

متأسفانه با آنکه فرد اصلح برای عده‌ای بر اساس معیارهای اخلاقی و دینی و کفایتهای لازم روشن و مشخص گردیده است؛ اما برای گزینش افراد یا گروه، گاهی گرایش یا وابستگی حزبی و جناحی، تعصّبهای قومی و قبیله ای‌ و روابط دوستانه و خویشاوندی را دخالت می‌دهند و این عوامل کاذب و آفت‌زا به آنان اجازه نمی‌دهد کاندیدای صالح و لایق را روانة مجلس شورای اسلامی نمایند. چنین گرایشها و تمایلاتی در فرهنگ اسلامی مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: «مَنْ  كَانَ  فِي  قَلْبِهِ  حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ عَصَبِيَّةٍ، بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ؛[25] هر کس در دل خود به اندازۀ خردلی تعصّب بورزد، در روز قیامت خداوند او را با اعراب جاهلیت محشو می‌نماید.»

امام صادق(ع) نیز هشدار داده‌اند: «مَنْ  تَعَصَّبَ  أَوْ تُعُصِّبَ  لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِيمَانِ مِنْ عُنُقِهِ؛[26] هر کس بی‌جا تعصّب بورزد و یا تحت تأثیر تعصّبهای دیگران قرار گیرد (و این موارد را در تصمیم‌گیریهای خود دخالت دهد) رشتۀ ایمان را از گردن خود برداشته است.» امام سجاد(ع) نیز اخطار داده‌اند که: ««الْعَصَبِيَّةُ- الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا- أَنْ  يَرَى  الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِينَ؛[27] تعصّبی که صاحبش به سبب آن گنهکار می‌باشد این است که آدمی افراد شریر و بد قوم خود را از نیکان قوم دیگر برتر و بهتر بداند.»

3. برای کرسی مهم و حساس مجلس شورای اسلامی باید افرادی را برگزید که در طوفان حوادث (قبل و بعد از انقلاب) استواری ایمان، پرهیزگاری و ثبات رأی خویش را به اثبات رسانده‌اند.

امام خمینی! می فرمودند: «مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‌داری، اسلام مرفّهین بی‌درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‌ طلبان، اسلام فرصت‌ طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند، طرد نموده و [آنان را] به مردم معرفی نمایند.»[28]

مقام معظم رهبری> با اشاره به لزوم توجه به معیارها، در انتخاب نامزد‌های شایسته، فرموده‌اند: «تدیّن، کارآمدی، دل سوزی و شجاعت چهار شرط اصلی انتخاب کاندیدای مناسب و شایسته است که می‌توان با شناخت فردی و یا مراجعه به افراد امین، این گونه کاندیداها را شناخت و به آنها رأی داد تا مجلسی قوی و متکی بر آرای مردمی تشکیل شود و وظایف سنگینی را که بر عهده دارد، انجام دهد.»[29]

شهید آیت الله مدرّس! نمونه‌ای ناب از یک کاندیدای اصلح بود که از سوی اهالی تهران برگزیده و روانة مجلس شورای ملی گردید. او در زندگی فردی و اجتماعی و مسئولیت نمایندگی، زهد و قناعت، فراست، علم و عمل و درک بالای سیاسی و آگاهی به زمان را با هم جمع کرده بود و مکرّر تأکید می‌نمود: «منشأ سیاست ما، دیانت ماست.» امام خمینی! می‌فرماید: «اگر در هر شهر و استانی چند نفر مؤثر، افکار مثل مرحوم مدرّس شهید را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحیح پیش می‌رفت.»[30] این عالم سیاستمدار، ضمن برخورداری از توانایی علمی و فکری فوق العاده، زندگی همچون اقشار محروم و رنج دیده را برگزیده بود و به همین دلیل درد آنان را به خوبی لمس و درک می‌کرد و در حمایت از حقوق مسلم آنان جدّی و مصمم بود و در عین حال، ستیز با استبداد و استکبار در کارنامة او درخشندگی ویژه‌ای دارد.[31]

تبلیغات سالم

کسی که برای نشستن بر کرسی نمایندگی مجلس خود را نامزد می‌کند، شایسته است قبل از هر تصمیمی با خویشتن خلوت نماید و لیاقت، کفایت و انگیزه‌های درونی خود را مورد ارزیابی قرار دهد و اگر در وجود خود امتیازات رضایت‌بخشی را برای پذیرش این مسئولیت خطیر مشاهده کرد، به تبلیغات برای معرفی خود اقدام کند، در غیر این صورت، اگر بدین سو اقبال نشان دهد، به نوعی به جامعه جفا کرده است و اشغال مقامی بدون لیاقتهای لازم، خود خیانت محسوب می‌شود.

رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: «مَن تَقَدَّمَ عَلَی المُسلِمِین وَ هُوَ یَرَی اَنَّ فِیهِم مَن هُوَ اَفضَلُ مِنهُ فَقَد خَانَ اللهُ وَ رَسُولَهُ وَ المُسلِمِینَ؛[32] کسی که خود را بر مسلمانان مقدم می‌دارد، در حالی که می‌داند در میان آحاد جامعۀ اسلامی، کسی برتر از او وجود دارد، به خدا، رسول او و مسلمانان خیانت ورزیده است.»

کاندیداها نباید برای رسیدن به اهداف تبلیغی و در راستای فعالیتهای انتخاباتی، اجازه دهند بین حامیان آنان و دیگران خصومت و عداوت پیش آید. امام باقر(ع) به نقل از رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: «لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَكْتَسِبُوا الْعَدَاوَةَ بَيْنَهُمْ ؛[33] به مردم ناسزا مگویید؛ زیرا نتیجه‌اش عداوت بین اقشار جامعه خواهد بود.» و به فرمودة صادق آل محمد(ع): «مَنْ  زَرَعَ  الْعَدَاوَةَ حَصَدَ مَا بَذَر؛[34] کسی که بذر عداوت می‌افشاند، محصول خود را درو خواهد کرد.»

درست است که معرفی تواناییها و برنامه‌ها حق هر کاندیدایی می باشد؛ ولی این تلاش تبلیغی باید در چارچوب صحیح انجام پذیرد. مقام معظم رهبری> فرموده‌اند: «تبلیغ، صحیح و حق است؛ اما به معنای واقعی کلمه و با حفظ حدود شرعی کلمه، به دور از فریب، به دور از کارهای دروغین و نمایشی، به دور از متهم کردن این و آن.»[35]

معرفی فردی نباید منجر به نفی دیگری شود و انتخاب شخصی نباید به اهانت به دیگران بینجامد. مقام معظم رهبری> در این ارتباط می‌فرمایند: «کسانی که می‌خواهند در این صحنه مطرح گردند یا کسانی را مطرح کنند، مواظب مسائل شرعی باشند. اگر شما خواستید کسی را معرفی کنید، او را معرفی کنید؛ ولی دیگری را نفی نکنید! هیچ کس، هیچ دسته و هیچ جمعی نباید به خودشان اجازه دهند به کسانی که قبولشان ندارند، اهانت کنند.»[36]

در فرایندهای تبلیغی توسط ستاد کاندیداها، رعایت این نکات ضروری به نظر می‌رسد:

1. حرکت کردن در معابر و خیابانها و دعوت کردن مردم با بلندگو برای رأی دادن، موجب سلب آرامش روانی مردم می‌گردد که قطعاً روا نخواهد بود؛

2. به کار بردن تبلیغات فریبنده و آمیخته به شعارهای گوناگون که گاه موجب تحریک حس ملی گرایی، قومی و طایفه‌ای می‌گردد، ضمن اینکه آفت مهمی برای امنیت اجتماعی، اتحاد و انسجام اسلامی به شمار می‌رود و بهانه‌هایی به دست دشمنان نظام می‌دهد، با شئونات یک نمایندۀ متدین و متعهد منافات دارد؛

3. نصب تصاویر و پوسترهای رنگی و گلاسه بر در و دیوار مردم از یک طرف و پاره کردن عکسها و پوسترهای تبلیغاتی دیگران، رفتاری مذموم و غیرانسانی به شمار می‌آید و امری غیر معقول به نظر می‌رسد؛ زیرا در این رفتار چندین نوع تخلّف حقوقی و شرعی دیده می‌شود؛

4. جلب و جذب افراد ذی نفوذ ناحیه‌ای که وجاهت خوبی در جامعه ندارند، برای به دست آوردن چند رأی، ضمن اینکه رفتاری نادرست است، از نوع تبلیغات تجاری به شمار می‌آید که معمولاً در بازارها برای فروش محصولات و جذب مشتری صورت می‌گیرد و وضع مطلوبی ندارد و با درستی، اخلاص، صلاح و منزلت شخصیتی که می‌خواهد نمایندۀ مردم شود، سازگاری ندارد؛

5. تحمیل افرادی که کفایتهای لازم را برای پذیرش مسئولیتهای محوّله را ندارند به مردم، مصداقی از ظلم، بی‌عدالتی و صلۀ تبلیغاتی و نمادی از کذب و دروغ می‌باشد. بدیهی است عوامل تبلیغی برای اینکه فرد نالایقی را شایسته و توانمند معرفی کنند، به ناراستی، غیبت، تهمت، افترا، افشاگری علیه نمایندگان دیگر و اهانت به حامیان کاندیداها روی می آورند که این فعالیتهای مذموم با ارزشهای دینی و اخلاقی، اصول قانون اساسی و مصوبات مربوط به انتخابات، موافقت ندارد و کسی که از طریق نادرست و طریق خلاف وارد مجلس شورای اسلامی می‌گردد، چگونه می‌خواهد از حقیقت دفاع کند، قانون تصویب نماید و کارنامة قوای سه گانه و نهادهای مهم فرهنگی، تبلیغی و اجتماعی کشور را راستی آزمایی کند و تخلفات سازمانهای کشور را اصلاح نماید؟

__________________________________________

[1]. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1368ش، م 45.

[2]. زخرف / 78.

[3]. مؤمنون / 70.

[4]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا، ج 8، ص 425.

[5]. همان، ص 428.

[6]. همان، کتاب الحج، احکام العشرة، صص 425 ـ 426.

[7]. افزایش نفوذ روس و انگلیس در ایران عصر قاجار، جواد شیخ الاسلامی، کیهان، تهران، 1368ش، صص 9 ـ 10.

[8]. تاریخ معاصر ایران، علی اکبر ولایتی و دیگران، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، تهران، چاپ سوم، 1378ش، ص 17.

[9]. نقش علما در سیاست از مشروطه تا انقراض قاجار، محسن بهشتی سرشت، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380ش، ص 201.

[10]. تاریخ معاصر ایران، گروهی از مورخان معاصر، بی تا تهران، 1383ش، صص 98 ـ 99.

[11]. همان، ص 222.

[12]. صحیفه نور، امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، ج 14، ص 239، و نیز ج 18، ص 231.

[13]. روزنامه اطلاعات، نهم خرداد 1374ش، ص 2.

[14]. جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، 1379 ش، ص 90.

[15]. بیانات مقام معظم رهبری>، 25/9/1383.

[16]. همان، 15/1/1371 و 22/2/1382.

[17]. نساء / 57.

[18]. صحیفه نور، ج 18، ص 204.

[19]. تبیان، (تاریخ معاصر از دیدگاه امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، چاپ اول، 1378ش)، دفتر 27، ص 226.

[20]. صحیفه نور، ج 15، ص 168.

[21]. سخنان مقام معظم رهبری>، خطبه‏های نماز جمعه تهران، 07/01/1371.

[22]. فرازی از بیانات مقام معظم رهبری>، 14/3/1380.

[23]. وسائل الشیعه، ج 11، ص 346.

[24]. همان، ج 11، ص 346.

[25]. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1354ش، ج 2، ص 371.

[26]. وسائل الشیعه، ج 11، ص 296.

[27]. کافی، ج 2، ص 308.

[28]. صحیفه امام، ج 21، ص 11.

[29]. سخنان مقام معظم رهبری>، 26/9/1382.

[30]. صحیفه نور، ج 18، ص 231.

[31]. شهید مدرّس ماه مجلس، از نگارنده، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1372ش، صص 117 ـ 118.

[32]. الحیاة، محمد رضا حکیمی و دیگران، انتشارات دلیل ما، تهران، چاپ هشتم، 1386ش، ج 2، ص 585.

[33]. کافی، ج 2، ص 359.

[34]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1403ق، ج 73، ص 43.

[35]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار  مسئولان وزارت کشور و استانداران، 27/9/1370.

[36]. فقه و زندگی، سید سیف الله نحوی، نشر نور السجاد، قم، 1391ش، ج 16، ص 84.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.