وظايف روزانة يك مسلمان

وظایف فردی

محمد مهدي فجري

اسلام در جهت هدايت، رشد و تكامل مادي و معنوي بشر در عرصه هاي مختلف فردي و اجتماعي، برنامه هايي جامع و مترقي دارد و تمام ابعاد زندگي انسان (فردي، اجتماعي، دنيايي، اخروي، مادي و معنوي) را در نظر گرفته است؛ همان گونه كه مردم را به عبادت و يكتاپرستي دعوت نموده، داراي دستورات اخلاقي، خودسازي، احكام، دستورات حكومتي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، قضايي و حتی امور مربوط به روابط بين الملل و... است.

مروري بر اين دستورات نشان می دهد که انسان موجودي رها شده نيست تا همچون حيوانات تمام همّت او خوردن و پرداختن به شكم و شهوت باشد؛[1] بلكه قدرت تفكر و انديشه، او را به اين مهم رهنمون مي شود كه تفاوت انسان با ساير موجودات، افزون بر عقل و خِرد، وظايفي است كه توسط آفرينندة انسان براي او وضع شده است تا با عمل به آنها، سعادت دنيا و آخرت خود را به دست آورد.

در اين ميان، انسانهاي آگاه در قبال آفرينندة خود سر تعظيم فرود آورده، به وظايفي كه او از آنان خواسته است، پايبند مي باشند؛ چراكه انجام اين وظايف را كوچك ترين راه سپاسگزاري از او مي دانند. از منظر اسلام، تمام انسانها موظّف به انجام واجبات و ترك محرمات هستند.[2] رسول مكرم اسلام (ص) تنها مسير دستيابي به اين وظیفه را  قرآن كريم و سنت اهل بيت( معرفي مي فرمايد.[3] بر اساس آموزه هاي ديني، بخش مهمي از سعادت انسان در گرو رعايت حقوق دیگران است. امام سجاد علیه السلام به تفصيل اين حقوق را برشمرده است. «رسالة حقوق» ایشان نشانگر آن است كه علاوه بر والدین، فرزند، همسر، همنشين، همسايه و... از خردسال و بزرگسال، استاد و شاگرد، اعضاي بدن انسان و... همگي حق و حقوقي دارند که هر مسلمانی، باید هر روز در صدد رعايت آن حقوق باشد؛ چراكه اينها هر يك نعمتي از سوي خالق متعال اند و استفادة ناصحيح از آنها، علاوه بر آسيبهاي دنيوي، عواقب اخروي بدی نيز به همراه خواهد داشت.

به عنوان نمونه، انسان موظف است زبان خويش را از دروغ، فحش، غيبت، تهمت، سخن چيني، اهانت، تملق و چاپلوسي و... حفظ كند و گوش را از شنيدن غيبت و هر چيزي كه شنيدنش ناروا و حرام است، باز دارد و نبايد اعضا و جوارح انسان در مسير ارتكاب حرام يا تجاوز به حقوق ديگران مورد استفاده قرار گيرند.[4]

افزون بر موارد فوق، تفكّر و تدبّر در امور، تعليم و تعلّم، حفظ تن و حرمت اضرار به خود، نظافت و بهداشت، زينت ‌و آراستگي، حسن خلق با خانواده و جامعه، پيوند با خويشاوندان و... از جمله وظايف هر مسلمانی معرفي شده است.

بنابراين، گام نخست، شناسايي وظايف و مسئوليتهاي ديني است كه با مراجعه به متون و منابع اصيل اسلامي مي توان به آن پي برد. علاوه بر وظايف فردي، مهم ترين وظايف اجتماعي يك مسلمان عبارتند از:

1. ارتباط صحیح با خانواده؛

2. ارتباط حساب شده با دوستان؛

3. روابط معقول و منطقی با محيط (تحصيلي، شغلي و...)؛

4. ارتباط صحیح با جامعه؛

5. ارتباط و تعامل در راستای آموزه های دینی با سایر مردم جهان.

هر مسلمانی در قبال عمر و فرصتهايي كه در اختيار دارد، مسئول است. اميرمؤمنان علیه السلام از رسول خدا (ص) نقل مي كند كه فرمود: «لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛[5] بنده در روز قيامت گام از گام بر نمى دارد، مگر آنكه چهار چيز از او پرسيده مى شود: از عمرش كه چگونه سپرى ساخته، و از جوانى اش كه چگونه هدر داده، و از ثروتش كه از كجا به دست آورده و چگونه خرج كرده است، و از دوستىِ ما اهل بيت».

گرچه پرداختن به ذکر وظايف فردي و اجتماعي اسلامي بسيار مشکل و از حد اين نوشتار خارج است؛ اما به اختصار به چند مورد از وظايف روزانة يك مسلمان اشاره مي شود:

وظايف فردي

لزوم برنامه ريزى در عمر از جمله رويكردهاى قرآن و روايات است. در ساية اين اصل مهم، انسانها به اهداف خويش دست يافته و از مسير پر فراز و نشيب زندگى به سلامت مى گذرند. اگر براي هر كاري زمان خاصي در نظر بگيريم و  آن را در همان زمان انجام دهيم، فكرمان متمركز مي شود و باعث بالا رفتن بهره ورى نیز مي گردد. كسى كه طرح و برنامه ندارد، یا تدبیرش نیکو نیست، زندگی اش مبهم و بهره ورى اش ناقص است.

اهميت اين مسئله در كلام اميرمؤمنان علیه السلام بيش تر هويداست که فرمود: «مَنْ سَاءَ تَدْبِيرُهُ تَعَجَّلَ تَدْمِيرُه ؛[6] هر کسی که تدبیر او بد باشد، با سرعت زمینة نابودی او فراهم خواهد شد.»

از آنجا كه زندگي انسان داراي ابعاد مختلفي مي‌باشد و توازن و تعادل بين اين ابعاد، منجر به زندگي بهنجار و توأم با پيشرفت خواهد شد، رسيدگي مفرط به هر يك از ابعاد مختلف زندگي نیز موجب غفلت از جنبة ديگر می شود. اسلام، طبق آفرينش انسان، كامل ترين برنامه را براى هدايت بشر تدوين نموده است. اين برنامه ريزي دقيق كه اموري همچون خانواده، تحصيل و كار، عبادت، تفريح و استراحت را شامل مي شود، تمام ايام سال را در بر مي گيرد. برخي از اين برنامه ها روزانه، برخي هفتگي، تعدادي ماهيانه و گروهي ساليانه اند. دربارة چگونگي برنامة روزانة يك مسلمان روايات زیادی به ما رسيده است كه نشانگر اهميت توجه به استفادة مناسب از عمر است.

حضرت علي علیه السلام مي فرمايد: «إِنَّ لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثَ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّاتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ؛[7] ساعات زندگى مؤمن سه بخش است: بخشى با پروردگارش در راز و نياز، قسمتى با نفس خود در حساب و قسمت ديگرش بهره بردن از لذّات نيكو و حلال.»

امام رضا علیه السلام نيز مي فرمايد: «وَاجْتَهِدُوا أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِلَّهِ  لِمُنَاجَاتِهِ  وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ الثِّقَاتِ وَ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِيهَا لِلَذَّاتِكُمْ وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ السَّاعَات ؛[8] كوشش كنید اوقات روز شما چهار قسمت باشد: ساعتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و كسانی كه شما را به عیبهایتان واقف می‌سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و دلسوزی دارند و ساعتی را نیز به لذایذ خود اختصاص دهید و با این ساعت (شادی و تفریح)، بر آن ساعتهای سه گانه قدرت می یابید.»

بنابراين، برنامة روزانة يك مسلمان در چند بخش خلاصه مي شود:

الف) مناجات با پروردگار

دعا و مناجات یکى از بهترین وسیله هاى ارتباط معنوى با خداوند و کسب صفاى باطن و تهذیب نفس است. اگر دعاکننده بداند چه کسى را مى خواند و در برابر چه بزرگى به راز و نیاز مشغول است و چه مفاهیم بلندى در دعاهاى معروف آمده است، چنان از مناجات لذت مى برد که در عالم هیچ لذّتى را با آن برابر نمى یابد.

بدون تردید، دعاها و مناجاتهایی که از معصومان( به ما رسیده، مجموعه اى از عالی ترین درسهاست؛ چراکه آنان خدا را به خوبى شناخته اند و اوصاف او را به خوبى مى دانند و آنچه بر زبانشان در دعا و مناجات جارى شده است، پیراسته از خرافات و تعبیرات ناموزون است.

«مناجات شعبانيه»، «دعاى کميل»، «دعای ابوحمزه ثمالی»، «مناجات پانزده‌گانه امام زين‌العابدين علیه السلام» و بسيارى از دعاها و نيايشهاى ناب که اکثراً در «مفاتيح الجنان» آمده است، حکايت از آن دارد که در اسلام به دعا؛ يعنى رابطة انسان با خدا، توجه زيادى شده است.

باید دانست که زندگى روزمره و اشتغالات فراوان، نبايد انسان را از ياد خدا و قيامت غافل کند؛ چراكه اگر انسان لحظه اى از ياد و ذكر خدا غافل گردد، در دام ابليس  گرفتار خواهد شد، لذا علاوه بر طلب عفو و بخشايش، پناه بردن به خداوند از شرّ شيطان، ارتباط مستمر با خداوند با نماز، دعا، قرآن و... از جمله وظايف هر مسلمانی است.

ب) محاسبه

در روايات اسلامى «محاسبه» مورد تأكيد ويژه اى قرار گرفته است و بزرگان دين نسبت به آن پافشارى زيادى مى كنند. انسان در طول عمر خويش سرمايه هاى مهمى دارد كه مشغول خرج كردن و هزينه نمودن آنهاست. محاسبه آن است كه انسان مراقب باشد در مقابل هزينه کردن سرمایة عمر، چه چيزى به دست مى آورد؟ آيا سرمايه هاى باارزشى همچون عمر، عقل، مذهب، ايمان و مانند آن را خوب به كار مى گيرد؟ خداوند اهل حساب و كتاب است و با اينكه علمش پايان ندارد، براى انسان نامة عمل درست كرده و عقايد و اعمال او را مورد محاسبه قرار مى دهد. بنابراين، قبل از شروع حسابرسي الهي، لازم است كه انسان، خويشتن را هر روز مورد حسابرسى قرار دهد تا ببيند از عمر خود چگونه استفاده كرده است؟

به يقين، شخصى كه به محاسبة اعمال و رفتار خويش مى پردازد، سود مى برد و كسى كه از محاسبة خويش غافل مى شود، زيان مى كند و خسران مى بيند.[9] رسول خدا (ص) در يكى از وصاياى خود به ابوذر غفارى مى فرمايد: «يَا أَبَا ذَرٍّ حَاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبَ فَإِنَّهُ أَهْوَنُ لِحِسَابِكَ غَداً وَ زِنْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُوزَنَ... َ يَا أَبَا ذَرٍّ لايَكُونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقِينَ حَتَّى يُحَاسِبَ نَفْسَهُ أَشَدَّ مِنْ مُحَاسَبَةِ الشَّرِيكِ شَرِيكَه؛[10] اى اباذر! پيش از آنكه مورد محاسبه قرارگيرى، به حساب نفس خود رسيدگى كن؛ زيرا اين كار حساب قيامت تو را آسان تر مى كند و قبل از آنكه تو را ارزيابى كنند، خود را ارزيابى كن... اى اباذر! هيچ كس از پرهيزكاران نمى شود، جز اينكه نفس خود را محاسبه كند، سخت تر از حسابرسى شريك نسبت به شريك خود.»

شخصى از اميرمؤمنان 7 پرسيد: چگونه انسان خود را محاسبه كند؟ حضرت فرمود: «إِذَا أَصْبَحَ ثُمَّ أَمْسَى رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ وَ قَالَ يَا نَفْسُ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ مَضَى عَلَيْكِ لايَعُودُ إِلَيْكِ أَبَداً وَ اللَّهِ سَائِلُكِ عَنْهُ فِيمَا أَفْنَيْتِهِ فَمَا الَّذِي عَمِلْتِ فِيهِ أَ ذَكَرْتِ اللَّهَ أَمْ حَمِدْتِيهِ أَ قَضَيْتِ حَقَّ أَخٍ مُؤْمِنٍ أَنَفَّسْتِ عَنْهُ كُرْبَتَهُ أَ حَفِظْتِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ أَ حَفِظْتِيهِ بَعْدَ الْمَوْتِ فِي مُخَلَّفِيهِ أَ كَفَفْتِ عَنْ غِيبَةِ أَخٍ مُؤْمِنٍ بِفَضْلِ جَاهِكِ أَأَعَنْتِ مُسْلِماً مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ فَيَذْكُرُ مَا كَانَ مِنْهُ فَإِنْ ذَكَرَ أَنَّهُ جَرَى مِنْهُ خَيْرٌ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ كَبَّرَهُ عَلَى تَوْفِيقِهِ وَ إِنْ ذَكَرَ مَعْصِيَةً أَوْ تَقْصِيراً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ عَزَمَ عَلَى تَرْكِ مُعَاوَدَتِه ؛[11] وقتى انسان شب را به روز و روز را به شب مى آورد، [شبانگاه] بايد به خويش بازگردد و به خود بگويد: امروزت گذشت و ديگر باز نمى گردد و خداوند از تو درباره او پرسش خواهد كرد كه اين روز را چگونه سپرى كردى و چه كارى در آن انجام دادى؟ آيا خدا را ياد كردى؟ آيا حمد و سپاس او را به جاى آوردى؟ آيا حق برادر مؤمنت را ادا نمودى؟ آيا گرفتارى او را رفع كردى؟ آيا در نبودش از خانواده و فرزندان او نگهدارى كردى؟ آیا در بازماندگانش بعد از مرگ او از وی محافظت کردی؟ آیا از غیبت برادر مؤمن بازداشتی؟ آيا با مايه گذاشتن از آبرويت، ديگران را از بدگويى نسبت به برادر مؤمنت بازداشتى؟ آيا مسلمانى را يارى كردى؟ بالاخره، در اين روزى كه گذشت، چه كردى؟ پس تمام اعمال خود را به ياد آورد. اگر كار خيرى از او سر زده است، خدا را سپاس گويد و او را بر اين توفيق، تكريم و تعظيم كند، و چنانكه در ميان اعمالش به گناه و تقصيرى برخورد کرد، از خدا آمرزش بخواهد و تصميم بگيرد كه ديگر گِرد گناه نگردد.»

امام كاظم علیه السلام فرمود: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ خَيْراً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَيْهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ؛[12] «از ما نيست كسى كه هر روز از خودش حساب نكشد، پس اگر كار نيكويى كرده است، از خداوند طلب فزونی کند و خدا را بر آن حمد گوید. و اگر گناهى مرتكب شده است، از خدا آمرزش طلبد و توبه نمايد!»

ج) لذتهاي نيكو و حلال

استفاده از لذتهای حلال و تفريح، قسمتی ديگر از برنامه هاي روزانة فرد مسلمان را تشكيل مى دهد و از آن جهت كه ماية تجديد قوا و روحية او می شود، و او را براى فعاليت بيش تر مهيا مى سازد، اهميت فراوانى دارد. اگرچه اسلام وظايف عبادي مسلمانان را تبيين نموده و كار و تلاش را لازمة زندگي آنان برشمرده است؛ اما از نياز روحى انسان به تفريح و استفاده از لذتهاي حلال غافل نبوده است، لذا او را به اين کار فراخوانده است تا راه را براى فعاليت مجدد وى هموار سازد که او بتواند با روحيه اى مضاعف و نشاطي افزون تر به کارهايش بپردازد.

به همين دليل، در دين مبين اسلام مسافرت، تفريح، صلة ارحام و ديد و بازديد دوستان و آشنايان و... تا زماني كه خارج از ضوابط اخلاقي و تعاليم اسلامي نباشد، پسنديده و مورد سفارش است. نكتة مهم آنكه به خلاف كساني كه لذت را منحصر در لذایذ مادى مي دانند و از لذات معنوى صرف نظر مي كنند، رسيدن به لذات مادى بدون رعايت اصول معنوی ممكن نيست؛ چراكه كامجويى و لذت بى قيد و شرط، رنج و اَلَم بسيارى در پى  دارد.

سالم بودن تفريح از دو جهت مورد توجه اسلام قرار گرفته است:

الف) حليّت و سلامت تفريح، اساسى ترين شرط تفريح است که بدون توجه به آن، اگرچه ممكن است براى فرد لذتى حاصل گردد؛ ولى اين لذت، دوامى نخواهد داشت و عقوبت سخت و نتايج منفى فراوانى به دنبال خواهد داشت؛ چراكه هرگونه لذت حرامی، نه تنها مشكلى را حل نمى كند؛ بلكه بر مشكلات مى افزايد. چه بسيار تفريحات ناسالمى كه روح و اعصاب انسان را چنان مى كوبد كه قدرت كار و فعاليت را از او مى گيرد و يا بازده كار او را به حداقل مى رساند. اميرمؤمنان علیه السلام مي فرمايد: «مَنْ تَلَذَّذَ بِمَعَاصِيَ اللَّهِ أَوْرَثَهُ اللَّهُ ذُلًّا؛[13] كسي كه با معصيت خداوند به دنبال لذت (و خوشگذراني) باشد، خدای متعال ذلّت [و خواري] را به او عنايت مي كند.»

ب) توجه به گذر عمر در تفريحات، نكتة مهم ديگري است كه نبايد از آن غفلت کرد. گرچه در اسلام ميهماني و ديد و بازديد از اقوام، دوستان و برادران مؤمن مورد سفارش بسيار قرار گرفته است؛ اما به غفلت گذراندن چنين زمانهايي كه نه راهگشاي مشكلات زندگي و كسب و كار است و نه نتيجه اى براى آخرتشان دارد، مصداق بارز خسران است و همانند يخ فروشي كه سرمايه اش آب مي شود، اصل سرمايه را نيز از دست مي دهد.

به اين فرمايش حضرت على علیه السلام توجه داشته باشيم كه فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى  أَجَلِهِ؛[14] نفسهاى انسان، گامهاى او به سوى مرگ است.» باور كنيم كه با هر نفسى يك قدم به مرگ نزديك مى شويم. مبادا مصداق اين شعر شويم:

سرمايه زكف رفت و تجارت ننموديم
جز حسرت و اندوه متاعى نخريديم

خداوند در سورة عصر انسان را در حال ضرر و زيان معرفى مى كند و خسران، اشاره به كساني است كه در مقابل صرف سرماية عمرشان، هيچ چيز عايدشان نمى گردد.[15]

ج) يكي از مسائلي كه در تمامي ساعات زندگي انسان مسلمان توجه خاص و ويژه ای مي طلبد، رعايت حقوق ديگران است. هيچ انساني حق ندارد لذت و شادي خود را با اذيت و آزار ديگران همراه سازد. كم نيستند كساني كه پس از مراسم ازدواج، شادي خويش را با بوق زدنهای ممتد و حركت ماشينها ابراز مي كنند و در اين ميان به واسطة راه بندانها و بوق زدنها، به خصوص در ساعات پاياني شب، ديگران را مورد اذيت قرار مي دهند.

بسيارند كساني كه با بلند كردن صداي بلندگوهاي ماشين، لذت خويش را با اذيت و آزار مردم همراه مي كنند كه به يقين چنين كاري از انسان مسلمان پسنديده نيست. رسول خدا (ص) مي فرمايد: «اَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِالْمُسْلِمِ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِه؛[16] آيا شما را (از ويژگيها و خصوصیات) مسلمان خبر ندهم؟ (مسلمان) كسي است كه مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.»

د) بد نیست بدانيم که تفريح نيز مي تواند داراي ثواب و پاداش باشد، به شرط آنكه با نيّت تجديد قوا براى ادامة كار و عبادت انجام گيرد. امیرالمؤمنین علیه السلام در فرازهای پایانی دعای کمیل عرضه می دارد: «قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی؛ (خدایا!) برای خدمت به خودت اعضا و جوارح مرا قوت و نشاط ده!»

هـ) تيراندازى، شنا، اسب سوارى، مسافرت، ديدار با دوستان و... از جمله تفريحات سالم و مؤثر در تجديد روحيه و آماده شدن براى فعاليت مجددند كه دين مبين اسلام بر آنها تأكيد كرده است.

پس مسلمان، ضمن استفادة شايسته از لذتهاي نيكو و حلال، از هرگونه لذتي كه به لهو و لعب بيانجامد، دوري مي كند و به اين دستور قرآن پايبند است كه: ]وَ إِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قَالُوا لَنَآ أَعْمَالُنَا وَ لَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَانَبْتَغِى الْجَاهِلِينَ ؛[17] «و (مؤمنان) هرگاه سخنان لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى گردانند و مى گويند: اعمال ما از آنِ ماست و اعمال شما از آنِ خودتان، سلام (وداع و خداحافظى) بر شما! ما خواهان جاهلان نيستيم.»

د) كار و كوشش

در اهميت کار و تلاش براي تأمين نيازهاي اقتصاديِ خود و خانواده همين بس كه به عنوان يكي از اصلي ترين برنامه هاي انسان مسلمان و بالاترين عبادتها معرفي شده است. امام رضا علیه السلام مي فرمايد: «الَّذِي يَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا يَكُفُّ بِهِ عِيَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؛[18] كسي كه براي تأمين زندگي خانواده اش در طلب فضل (و روزی) خدای عزوجل بر مي آيد، اجرش از مجاهدِ در راه خدا بيش تر است.»

كار و كوشش، انسان را از خستگي و فرسودگي باز مي دارد و مانع نفوذ شيطان و گسترش گناه مى شود. بنابراين، انسان مسلمان، بدون نياز اقتصادي نيز موظف به كار و تلاش است. ابن عباس مى گويد: «هرگاه پيامبر اكرم (ص) شخصى را مشاهده مى كرد كه از او خوشش مى آمد، مى پرسيد: آيا اين مرد شغل و حرفه اى دارد؟ و اگر پاسخ منفى مى شنيد، مى فرمود: از چشمم افتاد!»[19] به همين خاطر، وقتي حضرت موسي علیه السلام به خدای عزوجل عرضه مي دارد: پروردگارا! كدام بنده ات را بيش تر دشمن مي دارى؟ خدا مي فرمايد: «جِيفَةٌ بِاللَّيْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَارِ؛[20] کسی كه شب همانند مردار بخوابد و روز را به بطالت بگذراند.»

در اسلام بازنشستگي به معناي بي كاري و وقت گذراني جايگاهي ندارد. بر اساس چنين بينشي است كه انسان مسلمان، ولو از حقوق و مزايايي همچون بازنشستگي و... استفاده مي كند؛ اما پرخوابي و بيكاري را از خود دور مي سازد و تا زماني كه سلامتي و توانايي دارد، كار مي كند و اگر به درآمد آن كار نياز نداشته باشد، آن را به عنوان انفاق و اندوخته اي ماندگار در اختيار نيازمندان قرار مي دهد. به همين خاطر اميرمؤمنان علیه السلام روزهاي بسياری چاه مي كَند و پس از رسيدن به آب، آن را وقف مي نمود.[21]

در تعاليم اسلامي بر كار و تلاش و کسب درآمد حلال سفارش شده است، نه هر نوع كاری؛ بنابراين، هيچ مسلماني نمي تواند به بهانة عدم دسترسی به كار مناسب، بي كار باشد و یا به دلیل نبود كار مطابق با علاقة خود، عمرش را به بطالت بگذراند و یا به کارهای پست و حرام تن دهد. 

یعنی پاداشهاي فوق العادة كار و تلاش، زماني است كه اين عبادت الهي با كسب حرام همراه نباشد؛ چراكه خدای متعال تنها كار و تلاشی را عبادت مي داند که خالی از هرگونه حرامی باشد. انسانی که زندگی خویش را با مال حرام همراه ساخته و مال حرام با گوشت و پوست او عجین شده است، نمی تواند انتظار قبولی عبادت داشته باشد. عدم آگاهي به احكام معاملات،[22] غش در معامله، كم فروشي،[23] خريد و فروش چيزي كه منافع معمولي آن حرام باشد،[24] دروغ،[25] رشوه،[26] ربا،[27] عدم توجه به مال يتيم،[28] عدم پرداخت حق الله مثل خمس[29] و زکات[30] و... از جمله مواردی هستند که زندگی انسان را با حرام در آمیخته، موجب رد عبادات وی می شوند.

رسول خدا (ص) در آخرين خطبه اي كه ايراد نمود، فرمود: «مَنِ اكْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجَّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِكَ أَوْزَاراً وَ مَا بَقِيَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ؛ هر كس مال حرامي كسب نمايد، خدا نه صدقه او را مى پذيرد و نه بنده آزاد كردن و نه حج و عمره گزاردن او را قبول مي نمايد، و به اندازة پاداش اين اعمال براى او گناهانى سنگين مى نويسد و آنچه از وى پس از مرگش بر جاى ماند، توشة راه جهنّم او خواهد بود.»

هـ) عبادت

عبادت، در لغت به معناي افتادگي و ذلّت است[31] - به همين دليل، براي غير خدا پسنديده نيست - و در اصطلاح، مراقبت بر افعال و اوامري است كه خدا فرمان داده.[32] بنابراین، عبادت، اظهار بندگي و نياز در پيشگاه خدای متعال و بيان خواستها و تقاضاي تكامل از درگاهش و تقديس ذات مقدس اوست.

از منظر قرآن کریم، هدف آفـريـنش انسان، عبادت و بندگی است تا بدین وسیله در مسير صـراط مـسـتقيم گام بردارد و اگر در غیر این مسیر حرکت کند، در مسیر شيطان و در نهایت، در قعر جهنم خواهد بود.[33] در این مجال، توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

یکم: از دیدگاه دین مبین اسلام، عبادت بر دو قسم است:

1. عبادت به معناى خاص؛ كه بدون قصد قربت صحيح نيست، مانند غسل، وضو، نماز، روزه، حج، خمس، و مانند آن.

2. عبادت به معناى عام؛ كه بدون قصد قربت نیز صحیح است؛ اما دست يافتن به ثواب و پاداش آن مشروط به قصد قربت است.[34]

عبادات نوع اول، بيش تر زمان بندي خاص دارد و مانند نمازهاي واجب، انجام آن قبل و يا بعد از آن زمان موجب بطلان عمل مي‌شود.

اما عبادات نوع دوم، گرچه انجام بسياري از آنها زمان بندي خاصي ندارد؛ اما انسان مسلمان بر انجام آنها اصرار دارد و هر يك را بر اساس اولويت و اهميت انجام مي دهد. به ديگر سخن، انجام كارهايي همچون تلاوت قرآن،[35] حضور در مسجد،[36] كار و طلب روزی حلال،[37] دعا،[38] ذکر،[39] استغفار،[40] ترک گناه،[41] تحمل بيمارى،[42] نگاه به صورت والدین،[43] پاكدامنى،[44] اخلاق نيك،[45] دانش آموزى،[46] ارتباط با علماء[47] و... به عنوان عبادت معرفی شده اند و انسان مسلمان بر انجام هر يك در طی روز يا چند روز يكبار (بر اساس اولويت) مبادرت مي ورزد.

در ادامة مقاله به وظایف اجتماعی یک فرد مسلمان پرداخته می شود.

ادامه دارد... .

__________________________________

[1]. اميرمؤمنان(ع) دربارة چنين افرادي مي‌فرمايد: «فَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرَادُ بِهَا؛ آفريده نشده‏ام كه غذاهاي لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد، چونان حيوانِ پروارى كه تمام همت او علف و يا چون حيوانِ رها شده كه شغلش چريدن و پر كردن شكم بوده و از آينده بي‏خبر است.» نهج البلاغه، سید رضی، نشر شريف رضي، قم، 1409 ق، نامه 45.

[2]. رساله‏هاي توضيح المسائل مراجع تقليد به برخي از اين واجبات و محرمات اشاره دارند و برخي ديگر نیز در كتب اخلاقي قابل دسترسي هستند.

[3]. «إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا: كِتَابَ اللَّهِ، وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي؛ فَإِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ قَدْ عَهِدَ إِلَيَّ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتّى‏ يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ كَهَاتَيْن‏؛ همانا من دو چيز براي شما به جاي مي‏گذارم كه اگر بعد از من به اين دو «كتاب خدا» و «اهل بيتم» تسمك جویيد، هرگز گمراه نخواهيد شد. خداوند با من عهد بسته است كه اين دو همانند اين دو انگشت از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.» الكافي، محمد بن ‏یعقوب كلينى، دارالكتب الإسلاميه، تهران، 1365 ش، ج‏2، ص 415.

[4]. ر.ك: سيري در رساله حقوق امام سجاد(ع)، سيد محمديثربي، انتشارات فرهنگ آفتاب، قم، چاپ دوم، 1383ش.

[5]. خصال، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، دوم، 1403 ق، ج ‏1، ص 253.

[6]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، عبد الواحد تمیمی آمدی، مؤسسه آل البیت(، قم، ص 354.

[7]. تحف العقول، حسن بن علي بن شُعبه حرانى، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم،  1404ق، ص 203.

[8]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ق، ج ‏75، ص 346؛ مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى طبرسي، مؤسسه آل البيت‏(، قم، چاپ اول، ج ‏13، ص50.

[9]. برگرفته از 110 سرمشق از سخنان حضرت على(ع)، ناصر مکارم شیرازی، گردآوری ابوالقاسم علیان نژادی، مدرسه امیرالمؤمنین(ع)، قم، چاپ چهارم، 1389ش، ص 123 - 124.

[10]. مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شريف رضى، قم، چاپ چهارم، 1412ق، ص 465؛ امالي، محمدبن ‏حسن طوسي (شيخ طوسى)، انتشارات دارالثقافه، قم،1414 ق، ص534.

[11]. تفسير منسوب به امام حسن عسكرى(ع)، انتشارات مدرسه امام مهدى(عج)، قم، 1409 ق، ص 38؛ تأويل الآيات الظاهرة، سيد شرف‏الدين حسينى استرآبادى، ص 28.

[12]. اختصاص، محمد بن نعمان(شيخ مفيد)، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، قم، 1413ق، ص 243.

[13]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 186.

[14]. نهج البلاغه، سید رضی، حكمت 74.

[15]. والاترين بندگان، ناصر مكارم شيرازي، ص 219.

[16]. محاسن، احمد بن خالد برقى، دارالكتب الإسلاميه، قم،1371 ق، ج ‏1، ص 285.

[17]. قصص / 55.

[18]. الكافي، ج ‏5، ص 88.

[19]. جامع الأخبار، تاج الدين شعيرى، انتشارات رضى، قم، دوم، 1363ق، ص 139.

[20]. قصص الأنبياء، قطب الدين راوندى، تحقيق: غلامرضا عرفانيان يزدى، مركز پژوهشهاى اسلامى‏، مشهد، اول، 1409ق، ص 163؛ بحار الأنوار، ج ‏73، ص 180.

[21]. الغارات، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال‏ ثقفى، تصحيح: جلال الدين‏ محدث، انجمن آثار ملى‏، تهران، اول، 1395ق‏، ج ‏2، ص 701؛ مستدرك الوسائل، ج ‏14، ص 62.

[22]. المقنعة، ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال ‏ثقفى، تحقيق: جلال الدين‏ محدث، انجمن آثار ملى‏، تهران، اول، 1395ق، ص 591.

[23]. مطففين / 1- 4.

[24]. از نظر شارع مقدس اسلام، هر چيزي كه منفعت و استفاده از آن حرام باشد، خريد و فروش آن نيز حرام است، پس خريد و فروش مشروبات الكلي، آلات قمار، مال دزدي، عكس و فيلمهاي مستهجن، كتابهاي گمراه كننده، خريد و فروش، تعمير یا اصلاح وسايل مشترك مانند ماهواره، ويدیو، اينترنت (جهت افرادي كه فروشنده يا تعميركار يقين دارد که شخص از اين وسايل استفاده حرام مي‏كند و به اين منظور آنها را تهيه مي‏كند)، اجرت جهت تكثير فيلم و نوارهاي مبتذل، درآمد حاصل از ساخت و خريد و فروش مواد منفجره مانند ترقه (در صورتي كه موجب اذيت و آزار ديگران گردد، چنانكه امروزه بيش‏ترين استفاده را جهت ايجاد سر و صدا و مزاحمت و گاه ايجاد ضرر و زيان مالي و جاني به ديگران دارند)‌ از آن نمونه است.

[25]. رسول خدا(ص) فرمود: «واى بر بازرگانان (كَسَبه) امّت من از «آرى به خدا» و «نه به خدا» گفتنهايشان! و واى بر صنعتگران (پيشه‏ورانِ) امّت من از امروز و فردا كردنهايشان!» من ‏لايحضره ‏الفقيه، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1413ق، ج ‏3، ص 160.

[26]. جامع الأخبار، شیخ صدوق، کتابخانه مبین، اصفهان، 1354ق،ص 156.

[27]. بقره / 275.

[28]. نساء / 10.

[29]. وسائل الشيعه، شیخ حر عاملى، اول، مؤسسه آل‏البيت(، قم، 1409ق، ج 9، صص 484 - 485.

[30]. روضة الواعظين، محمد بن حسن فتال نيشابورى، انتشارات رضى، قم، اول، 1375ش، ج 2، ص 356.

[31]. مجمع البحرین، فخر الدين بن محمد طريحي، تحقيق: احمد حسينى اشكورى، نشر مرتضوى، تهران، سوم، 1375ش،  ج 3،  ص92.

[32]. همان، ص 95.

[33]. یس / 60 - 61.

[34]. حيله‏هاى شرعى و چاره جوییهاى صحيح، ناصر مکارم شیرازی، گردآوری: ابوالقاسم علیان نژادی، انتشارات‏ امام علی‏بن ‏ابی‏طالب%، قم، چهارم، 1389ش، ص 132.

[35]. بحار الأنوار، ج ‏89، ص 202.

[36]. الوافي،‏ ملامحسن‏ فيض كاشانى، مكتبة الإمام أمير المؤمنين علي(ع)، اصفهان، اول، 1406ق، ج ‏5، ص 977.

[37]. هداية الأمة إلى أحكام الأئمة(،‏ محمد بن حسن حر عاملى، ‏تحقیق: بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ‏ مشهد، اول، 1414ق، ج 6، ص 15.

[38]. وسائل الشيعه، ج ‏7، ص 23.

[39]. المحاسن، ج ‏1، ص 291.

[40]. البرهان فى تفسير القرآن، سید هاشم بحرانی، بنیاد بعثت، تهران، 1416 ق، ج ‏5، ص 64.

[41]. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول(، محمدباقر بن محمدتقى مجلسى، تصحیح: هاشم‏ رسولى محلاتى، دار الكتب الإسلامية، تهران، دوم، 1404 ق، ج ‏8، ص 60.

[42]. مكارم الأخلاق، طبرسی، نشر شریف رضی، قم، 1412ق ص 358.

[43]. صحيفه الرضا(ع)، امام على بن موسى الرضا(ع)، انتشارات كنگره جهانى امام رضا، 1406ق، ص 90.

[44]. اختصاص، ص 228.

[45]. بحار الأنوار، ج ‏72، ص 119.

[46]. منیة المرید، شهيد ثانى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم، اول، 1409ق، ص 101.

[47]. كشف الغمة فی معرفة الائمة(ع)، على بن عيسى اربلى (م 692 ق)، تحقیق:‏ هاشم‏ رسولى محلاتى، چاپ مكتبه بنى هاشمى، تبريز، اول،1381 ش، ج ‏2، ص 268.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.