شایعه‌سازی دشمنان دین در کربلا و تبلیغات امروز

داود مؤذنیان

اشاره: اربعین یادآور گردن کشی باطل علیه حق است؛ یادآور فریاد «هَلْ مِنْ نَاصِر یَنْصُرُنِی»؛ یادآور محرم، ماهی که در آن، خونِ محبوب ترین سلالۀ آدم توسط پست‌ترین و شقی ترین افراد، مباح شمرده شد. عبیدالله بن زیاد در این ماه مردم کوفه را در مسجد جمع و سخنرانی کرد و ضمن آن، مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین (ع) تشویق و ترغیب کرد. وی فتوای «شریح قاضی» مبنی بر مباح بودن خون امام حسین (ع) را برای مردم قرائت کرد و دستور داد تا همۀ راه‌های ورودی و خروجی کوفه را ببندند.

عبیدالله در ضمن سخنرانی خود گفت: اى مردم! شما آل ابى سفیان را آزمودید و آنها را چنان که مى خواستید، یافتید! و یزید را مى شناسید که داراى سیره و طریقه اى نیکو است! و به زیر دستان احسان مى کند! و عطایاى او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهرۀ شما را از عطایا بیش تر کنم و پولى را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت کرده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.

او پس از این سخنرانی دستور داد تا در تمام شهر اعلام کنند که مردم براى حرکت آماده باشند و خود و همراهانش به سوى نخیله حرکت کردند و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین (ع) کمک کنند.[1]

حکومت فاسد وقت، قبل از شروع جنگ با سیدالشهدا (ع)، نبردی نرم و عملیات روانی را علیه حضرت برنامه ریزی کرد. نبردی که البته از زمان معاویه بر علیه خاندان رسالت انجام گرفت و در آن، معاویه تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با تبلیغات مختلف، ایجاد شایعات، ترور شخصیت و دروغ پردازی و تهمت زدن، چهرۀ امیرالمؤمنین (ع) را تخریب کند. در اینجا نیز حکومت وقت ابتدا تلاش نمود تا اینگونه القاء کند که حضرت بر علیه خلیفه خروج کرده، و هر کس بر علیه خلیفه خروج کند، از دین خارج است؛ پس حسین از دین خارج شده و قتال با او واجب است. از این رو با گرفتن فتوای حلال بودن خون پسر پیامبر، رنگ و لعاب شریعت را به جنایت خود دادند تا دلیلی باشد برای همراه کردن دنیا طلبان بی‌بصیرت با خویش.

این شگرد بنی امیه بود که با تولید شایعه و تبلیغات دروغین و نیز با زر و سیم، مردم ناآگاه را با خود همراه می کرد. زمانی اجداد آنان در مقابل پیغمبر ایستادند، زمانی هم فرزند نابکار و پلید ابوسفیان در مقابل امیرالمؤمنین (ع) ایستاد و ایشان را با تیلیغات سوء خویش متهم می کرد تا آنجا که که مردم را به سبّ وی واداشت و مردم هم سبّ علی (ع) را همانند ذکر، تلقّی کرده، انجام می دادند.

تکرار تاریخ

از آنجا که هر روزی می تواند روز عاشورا باشد و هر سرزمینی می تواند سرزمین کربلا باشد(«کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا»)[2] و نیز تاریخ همواره نشان داده که در حال تکرار است، مکتب عاشورا رخ نمایان می کند و ما را بر آن می دارد که در همه حال و در بسیاری از موضوعات از آن مکتب عظیم درس بیاموزیم.

حضرت امام خمینی! که خود پیرو راستین امام حسین (ع) و جهادگر بزرگ در مقابل ستمگران عصر خویش است، از این جملۀ «کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا» با تعبیر «کلمۀ بزرگ» یاد می کند و بر حفظ معنای عاشورا و پیاده کردن نقش کربلا تأکید نموده است و می فرماید:

«این کلمه (کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا)، یک کلمۀ  بزرگی است... همه روز باید ملت ما این معنی را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده  کنیم، انحصار به یک زمین ندارد. انحصار به یک افراد نمی شود. قضیه کربلا منحصر به یک  جمعیت هفتاد و چند نفری و یک سرزمین کربلا نبوده، همه زمینها باید این نقش را ایفا کنند.»[3]

امروز نیز همان دشمن کینه توز در چهره های گوناگون و با تکنیکهای مدرن در حال جنگ با اسلام است و رؤیای نابودی آن را می پروراند.

جنگ روانی در عصر مدرن

امروزه وسعت عملیات روانی و سرمایه گذاری کلان دشمنان ملتهای آزاده و اسلامی در این پیکار بر کسی پوشیده نیست؛ اما اینگونه از نبرد ها ریشه در تاریخ دارد، چراکه انسان با مطالعۀ آیات قرآن و تاریخ پیشینیان به درستی این ادعا پی خواهد برد.

با بررسی تاریخ بشر به این حقیقت خواهیم رسید که همواره میان حق و باطل درگیری و نزاع وجود داشته ، از این رو قرآن کریم پرده از جنگی دائمی میان حق و باطل برداشته و فرموده: ]وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا[؛[4] «فتنه از قتل بزرگ تر است و مشرکان همواره با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین تان منحرف کنند.» چراکه دشمنان و کسانی که موقعیت و منافعشان در گرو جهل و نادانی و عقب افتادگی امت اسلامی است، با تمام تلاش به مخالفت و مبارزه با آن می پردازند و از روشهای مختلفی برای این منظور بهره می جویند. استکبار جهانی با راه اندازی صدها شبکه مجازی و تلویزیونی و رادیویی و انتشار روزنامه ها و کتابهای مختلف، با القائاتی واحد که در راستای اهداف دنیای سلطه حرکت می کنند، سعی در تضعیف ملتهای اسلامی دارد. شبکه های همانند bbc، من و تو، رادیو فردا و... .

امروز 2500 شبکه ماهواره ای در ایران قابل دریافت است که مستقیماً توسط سازمانهای اطلاعاتی غربی، صهیونیستی اداره می شوند و با کمک کارشناسان مجرّب با آخرین فنون رسانه ای به تضعیف اعتقادات مردم و اعتماد آنان نسبت به نظام مشغولند.

جنگ روانی برای تضعیف ارادۀ ملتها طراحی شده و با کمک 170 تکنیک که امروز در دانشگاه های معتبر دنیا تدریس می شود، سعی می کند یک ملت را بدون درگیری فیزیکی به زانو درآورد.[5]

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای> در این باره می فرماید: «من برنامه‌های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنیهای استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می شود. البته اینها را باید دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ها و شخصیتهای سیاسی بیش تر برای مردم توضیح بدهند... جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است. کی را می خواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمی شود؛ تودۀ عظیم مردم که مرعوب نمی شوند. چه کسی را می خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیتهای سیاسی را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اینها را می خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیعند، آنها را می خواهند تطمیع کنند؛ ارادۀ عمومی را می خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیتهای جامعۀ خودشان را می خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است.»[6]

برخی از شیوه های جنگ روانی

لازم به ذکر است که به علت گستردگی بحث جنگ روانی و ابعاد مختلف آن، بدیهی است که ما در این مجال نمی توانیم به تمام ابعاد آن بپردازیم، لذا در این مختصر سعی شده به چند شیوه از رایج ترین شیوه های جنگ روانی اشاره شود:

1. تبلیغات

تبليغ به معنى رساندن و منتقل كردن افكار و عقايد و بازگو كردن ايده ها براى ديگران و سعى در گسترش و جاودانه ساختن آنها است.[7] که این تعریف در نگاه استکباری آمیخته می شود با گذاره هایی چون تحریف، تحمیل، شستشوی مغزی و... که کاملاً با اهداف تبلیغ در نگاه اسلامی در تضاد است.

تبلیغ در نگاه اسلام همراه است با ایجاد زمینه های صحیح شناخت، ارتقاء علم و معرفت جامعه هدف، کشف استعدادها و فراهم آوردن بستری برای فعلیّت بخشیدن به آنها. تبلیغات روشمند این قابلیت را دارد که موج مردمی را با خود همراه سازد، اما این کار، گاهی به بهای تحریف و دروغ و مبالغه و... می انجامد و این همان سیاست ماکیاولیستی هدف وسیله را توجیح می کند است که البته با مبانی و اهداف تبلیغ در اسلام در تضاد است.

افرادی که تصویری منفی و یا مثبت از یک گذاره ارائه می دهند و یا در صدد آن هستند تا یک سری از مسائل را عرفی و تبدیل به ادبیات غالب کنند، اغلب با ادبیاتی خاص به این کار مبادرت می ورزند مانند بیان مطالب با پیشینۀ ناقصی از آن، داستانهای گزینشی، بیان خاطرات فاقد منبع موثق و یا از افرادی که اکنون در قید حیات نیستند، ایجاد ترس از یک گذاره در جامعه همانند ایجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی از حملۀ آمریکا و یا اسرائیل، امید دادن افراد به یک گذاره و... مثلاً در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که جریانهای خاصی همواره در تلاش هستند تا با تبلیغات خود چهره شیطان بزرگ یعنی آمریکا را از پلشتی ها تطهیر کرده و اینچنین القاء کنند که ملت ایران برای نجات از مشکلات اقتصادی و... خود نیازمند رابطه با آمریکاست و لو با باج دادن به غرب و جهان سلطه.

این جریانات که شدیداً تحت تاثیر تفکرات لیبرالیزم هستند در سالهای اخیر همچنین باعث ترویج برخی از اصطلاحها بودند که با روح و ادبیات اسلامی همخوانی ندارد که البته اگر بخواهیم وارد آن شویم سیر بحث در این مقاله عوض می گردد لذا آن را واگذار می کنیم به بحثی دیگر.

تبلیغات منفی دستگاه یزید علیه امام

وقتی یزید موفق به اخذ بیعت از امام نگردید، تبلیغات مسمومی را علیه آن حضرت پی گرفت. از اتهام به شورش و عهدشکنی و ایجاد تشنّج در جامعه و به خطر انداختن وحدت اسلامی و خارج شدن از دین تا جعل حدیث و ترویج مکتب جبرگرایی برای توجیه جنایات خویش.

وقتی امام از مکه خارج شد، نمایندگان حاکم مکه به ایشان گفتند: «یَا حُسَینُ! ألَّا تَتَّقِ اللّهَ؟ تَخْرُجُ عَنِ الجِماعَۀِ وَ تُفَرِّقْ بَیْنِ هَذِهِ الاُمَّۀِ؛[8] ای حسین! آیا از خدا نمی ترسی؟ [که] از جماعت مسلمین خارج شدی و بین امت تفرقه ایجاد می کنی!»

همچنین زمانی که ابن زیاد، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد به وی خطاب کرد: «یَا شَاقُّ خَرَجْتَ عَلَی اِمَامِکَ وَ شَقَفْتَ عَصَا الْمُسْلِمِینَ؛[9] ای طغیانگر! بر امام خود خروج کردی و اتحاد مسلمین را زائل ساختی.» لذا امام در بیان اهداف قیام خویش چنین می فرماید: «إِنِّي  لَمْ  أَخْرُجْ  بَطِراً وَ لَا أَشِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ أَطْلُبُ الصَّلَاحَ فِي أُمَّةِ جَدِّي ...؛[10] من برای عداوت و سرکشی و فساد و ستم خروج نکردم؛ بلکه خروج کردم برای اصلاح در امت جدم.» از این بیانات امام بدست می آید که تا چه اندازه تبلیغات بنی امیه بر علیه ایشان مسموم و قوی بوده است.

مهم ترین ابعاد تبلیغات دشمن

تبلیغات دشمنان دارای جنبه های مختلفی است و در حیطه های گوناگون انجام می شود.

1) تبلیغ علیه اسلام و قرآن

با آمدن اسلام و نزول قرآن، دشمنان غرق در دنیا شده تبلیغات تخریبی و سوء خود را آغاز کردند و در این راه از هر اقدامی بهره می بردند. قرآن کریم در این باره می فرماید: ]قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ[؛[11] «و آنان كه كفر ورزيدند به مردم سفارش مى كردند كه هنگام شنيدن صداى قرآن به آن گوش ندهيد و جار و جنجال كنيد به طورى كه صداى شما بر صداى قرآن غلبه كند [و در نتيجه كسى آن را نشنود].»

كلمه «الغوا» امر از مصدر «لغو» است، و لغو به معناى هر چيزى است كه اصل و ريشه اى نداشته باشد، و در كلام به معناى آن گفتارى است كه معنا نداشته باشد. وقتى گفته مى شود «لغى»، و «يلغو»، «لغوا» معنايش اين است كه كار لغو كرد، و مى كند. و كلمه «هذا» كه اشاره به قرآن است، و دوباره نام قرآن را آوردن، «اين قرآن»، دليل بر اين است كه كمال عنايت را به قرآن و از بين بردن آن داشته اند.[12]

يعنى هنگامى كه كافران آیات قرآن را می شنویدند، و درك مي كردند که قرآن داراى يك جاذبه و حقيقت مخصوصى است كه هر شنونده اى را به خود جذب مي نمايد اینگونه تبلیغات سوء به راه می انداختندکه اصلا به تلاوت آيات اين قرآن گوش ندهيد. بلكه به هنگام تلاوت قرآن، شروع به سر و صدا و قيل و قال كنيد، تا شايد به اين وسيله بر قرآن و آورنده آن غالب شويد.

امروز نیز استکبار جهانی تمام قوا و امکاناتش را در راه تبلیغات سوء علیه اسلام و قرآن بسیج کرده. از تشکیل گروه های جنایت کار تکفیری برای زشت نشان دادن اسلام به دنیا تا تولید فیلمها و انیمیشن و بازیهای مختلف با پیام ضد اسلام و ایجاد صدها شبکه مجازی و ماهواره ای برای تبلیغ بر علیه اسلام.

بودجه برخی فیلمهای ضد انقلاب اسلامی مانند آواتار و 2012 که در آنها اسرائیل به عنوان منجی دنیا معرفی می شود، معادل بودجه یک ساله وزارت فرهنگ کشورمان بوده است.[13]

مقام معظم رهبری> در این باره می فرماید: «امروز ایادی استکبار جهانی در همه جا در برابر اسلام موضع انفعالی دارند و کینه ورزی آنان با اسلام، چه با شیوه های فرهنگی و چه سیاسی با زور و سرنیزه، از روی احساس ترس و ضعف در برابر موج فزاینده ی اسلام است».[14] از این رو تمامی مسلمانان در در سراسر نقاط جهان باید نسبت به این مسئله حساس باشند و اقدامات مخرب دشمن در قالب کتاب، فیلمها و تبلیغات منفی دیگر را بشناسند و در مقابل آن اقدام لازم را به عمل بیاورند.

2) تبلیغ علیه پیامبر (ص)

از دیگر موارد تبلیغات منفی دشمن، تبلیغ بر علیه شخص پیامبر اکرم (ص) است که در برنامه های دشمن، به صورت یک سیاست درآمده است که بخشی از اهداف آنان از این کار، رو در رو قرار دادن جهان اسلام و مسیحیت و دمیدن در شیپور جنگهای صلیبی نوین می باشد.

دشمنان پیامبر (ص) در زمان ایشان به وی اتهامات زیادی می زدند و در این راستا تبلیغات زیادی انجام می دادند از قبیل «متهم کردن ایشان به جنون» چنانچه قرآن کریم می فرماید: ]وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ[؛[15] «و گفتند: اى مردى كه قرآن بر تو نازل شده حقا كه تو ديوانه اى.» و یا تهمت «شاعر بودن» که قرآن کریم به آن اشاره می فرماید: ]وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ[؛[16] «و مى گفتند: آيا به خاطر شاعرى ديوانه خدايمان را ترك گوييم؟» و نیز اتهام «ساحر بودن»: ]وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ[؛[17] «و كسانى كه به خدا كافر شده بودند، چون سخن حق بر آنها نازل شد گفتند اين چيزى جز جادويى آشكار نيست.» و یا اتهامات و تبلیغات منفی دیگری که به صورت گسترده علیه پیامبر انجام می گرفت که موارد و مصادیق آن در قرآن زیاد است.

در سالهای اخیر شاهد این بودیم که دشمنان کینه توز برای تضعیف اسلام و بدلیل حراس از تسخیر قلوب مردم سراسر دنیا توسط اسلام، حمله به شخص پیامبر را در دستور کار خود قرار دادند.

3) تبلیغ علیه شیعه

شیعه هراسی از دیگر ترفندهای تبلیغاتی ایادی استکبار و عوامل تکفیری آنان می باشد.

امام خامنه ای در این رابطه می فرماید:

«ترساندن سنّی از شیعه از استراژدی های سیاست آمریکا و بریتانیاست.»[18]

ایشان در جای دیگری می فرماید: «امروز در دنیاى اسلام براى اینکه دستگاه‌هاى استکبارى به هدفهاى استکبارى خودشان برسند، براى اینکه مشکلات خودشان را پوشیده و مخفى نگه دارند، در میان مسلمانان اختلاف ایجاد می کنند؛ شیعه‌هراسى به‌وجود مى‌آورند، ایران‌هراسى به‌وجود مى‌آورند، براى اینکه رژیم غاصب صهیونیستى را محفوظ نگه‌دارند، براى اینکه تضادهایى که سیاستهاى استکبارى را در این منطقه به شکست کشانده است، به‌نحوى حل کنند.»[19]

بعد از حوادث یازده سپتامبر جریان اسلام هراسی و بطور خاص شیعه هراسی بشکلی شدت یافت که برخی نظریه پردازان و پژوهش گران نزدیک به طیف نومحافظه کار آمریکا از شکل گیری دوران جدیدی از جنگهای صلیبی سخن گفته و یا برخی نمایندگان و یا رجال سیاسی غرب، از گسترش اسلام در اروپا با عنوان «سونامی اسلامی» یاد کردند. و به دنبال آن، کشورهای عرب منطقه را به مهندسی امنیتی ژئوپلتیک شیعه ترغیب کردند.کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس متأثر از آفند تبلیغاتی شیعه هراسی، سیاستهای آمایش جمعیتی را براساس مؤلفه های زیر در دستورکار قرار داده اند:

- میزان دوری یا نزدیکی مخالفان شیعه به پایتخت؛ به عنوان مثال در کشور عمان تعداد زیادی از شیعیان نزدیک شهر مسقط زندگی می کنند که دولت سنی عمان آن را از منظر تهدید بررسی می کند؛

- میزان دوری یا نزدیکی آنان با جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای دارای اختلاف؛

- میزان پراکندگی و تراکم جمعیت آنان در قطبهای زیارتی شیعیان؛

- میزان حضور در ساختارها و تأسیسات راهبردی؛

- میزان اشتغال شیعیان در صنعت نفت؛

- میزان فعالیت شیعیان در قطبهای اقتصادی، به عنوان مثال در امارات بیش تر شیعیان در دوبی زندگی می کنند.[20]

4) تبلیغ و ترویج جدایی دین و اخلاق از سیاست

سياست عبارت از تدبير، سرپرستى، برنامه ريزى و سامان بخشيدن به امور جامعه و دين اسلام نیز مجموعه اى است از عقايد، احكام و اخلاق كه سلسله اى از باورها، قوانين و اصول ارزشى را در بر مى گيرد و از مبدئى وحيانى توسط پيامبر اسلام (ص) دريافت شده است و آن حضرت ضمن ابلاغ، وظيفه تعليم، تفسير و اجراى آن را نيز بر عهده داشته است.[21] می توان مدعی شد که یکی از مهم ترین محورهای تیلیغاتی دشمن، علیه اسلام محور جدایی دین از سیاست است. آیات زیادی بر نفی جدایی دین از سیاست دلالت می کند که ما به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

* ]وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون[؛[22] «و کسانی كه به احكامى كه خدا نازل كرده، حكم نمى كنند آنان خود كافرانند.»

* ]يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم[؛[23] «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را.»

شریعت مبین اسلام سیاست را در هیچ یک از شئونش خالی از اخلاق نمی داند، بلکه سیاست در نزد اسلام کاملا ملازم با اصول اخلاقی و در محور اخلاق است. چـنـان کـه اهـداف عـالى حـکـومـت صـالحـان را گـسـتـرش فضایل اخلاقى و انهدام رذایل دانسته، مى فرماید: ]اَلَّذیـنَ اِنْ مَّکَّنـّاهـُمْ فـِى الْاَرضِ اَقـامـُوا الصَّلوةَ وَ اتـَوُاالزَّکـوةَ وَ اَمـَرُوا بـِاْلمـَعـْرُوفِ وَ نـَهـَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْاُمُورِ[؛[24] «همان کسان که اگر در زمین به آنان قدرت ببخشیم، نماز برپا مى دارند و زکات مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند که فرجام کارها از آن خداست.»

و در جایی دگر نخستین شرط شایستگى رهبران منصوب از طرف خویش را عصمت دانسته و با صراحت، رهبری ستمگران را حرام دانسته می فرماید: ]قَالَ  لَا یَنالُ  عَهْدِى  الظّالِمینَ[؛[25] «عهد من به ستمگران نمى رسد.»

در نظام سیاسی اسلام، اخلاق و سیاست آنچنان باهم پیوند دارند که پیامبر عظیم الشان اسلام که خود حاکم حکومت اسلامی هستند می فرماید: ]إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ؛[26] به راستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام.»

این آیات و آیات دیگری که از آوردن آن صرف نظر می  کنیم، به وضوح دلالت بر رابطۀ تنگاتنگ دین با سیاست و پوچ بودن ادعای جدایی این دو دارد. سیاست دولت غاصب امویه مصداق بارز تفکر جدایی سیاست از مقولۀ دین و اخلاق است، حکومتی که حاکم آن آشکارا قمار، شرب خمر و... انجام می دهد و به هیچ یک از دستورات دین حتی در ظاهر پایبند نیست و به تعبیر شهید مطهری):

«كسانى كه حامل مواريث و حافظ مواريث معنوى اسلام بودند از سياست دور ماندند و در كارها نمى توانستند دخالت كنند و كسانى كه زعامت و سياست اسلامى در اختيار آنها بود، از روح معنويت اسلام بيگانه بودند و تنها تشريفات ظاهرى را از جمعه و جماعت و القاب و اجازه به حكّام اجرا مى كردند. آخرالامر كار يك سره شد و اين تشريفات ظاهرى هم از ميان رفت و رسماً سلطنتهايى به شكل قبل از اسلام پديد آمد و روحانيت و ديانت به كلّى از سياست جدا شد. از اينجا است كه مى توان فهميد بزرگ ترين ضربه اى كه بر پيكر اسلام وارد شد، از روزى شروع شد كه سياست از ديانت منفك شد. در زمان ابوبكر و عمر اگر چه هنوز سياست و ديانت تا حدّى توأم بود، ولى تخم جدايى اين دو از زمان آنها پاشيده شد.»[27]

در عصر اموی كار به جايى رسيد كه نه تنها سياست و حكومت، براساس دين؛ بلكه بر ضد دين به كار گرفته شد و با آنچه ارزش و معنويت اسلام به حساب مى آمد، مبارزه شد. امام حسين (ع) در اين باره فرمود: «ألا أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ  وَ تَوَلَّوْا عَنْ طَاعَةِ الرَّحْمَنِ وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْ ءِ وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلَالَهُ وَ إِنِّي أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ لِقَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؛[28] هان اى مردم! [آگاه باشيد]  این قوم (حکومت اموى) فرمانبردارى شيطان را برگزيده و رها کرده فرمانبردارى خداوند رحمان را تبهكارى را [همه جا] آشكار ساخته و قوانين [و مقررات خدا] را به تعطيل كشانده و اموال عمومی را به انحصار خويش در آورده اند. آنچه را خدا حرام شمرده روا گردانيده اند و آنچه را حلال و روا شمرده ناروا ساخته اند. من در اين ميان از هر كس سزاوارتر به مبارزه دگرگون كننده و مخالفت آميزم.»

اینجاست که که امام حسین (ع) می فرماید: «وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ؛[29] بايد فاتحه اسلام را خواند آنگاه كه امت گرفتار راعى اى چون يزيد گردیده است.» و باز می فرماید: «انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى؛[30] از روى سبكسرى و گردنكشى، و نيز براى ايجاد فساد و ستمگرى دست به اين قيام نزدم، بلكه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قيام كردم.»  

متأسفانه، امروز نه فقط ایادی استکبار و عناصر آنان که منافع خود را در ترویج چنین باور غلطی می بینند، بلکه برخی از مذهبیون بی اطلاع نیز از روی ساده اندشی و کج فهمی با آنان همسو شده و مروّج چنین افکار پوچی هستند.

2. شایعه

یکی از رایج ترین شیوه های دشمن در جنگ روانی، تولید شایعه است. این روش که به عنوان یکی از قدیمی ترین تاکتیکها در این مدل از جنگ شناخته می شود، از دیرباز مورد استفادۀ دشمنان بوده و در قرآن کریم از آن با عنوان «ارجاف» یاد شده و شایعه پراکنان را «مرجفون» می نامد و در مورد آنها اینگونه می فرماید: ]لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلا[؛[31] «اگر منافقين و آنها كه در دلهايشان بيمارى است و (همچنين) آنها كه اخبار و شايعات بى اساس در مدينه پخش مى كنند، دست از كار خود بر ندارند، تو را بر ضد آنان مى شورانيم، سپس جز مدت كوتاهى نمى توانند در كنار تو در اين شهر بمانند.»

«الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ» كسانى بودند که در جامعه شایعه پراکنی می کردند، خصوصاً هنگامى كه پيامبر (ص) و ارتش اسلام در غزوات بودند به تضعيف روحيه بازماندگان مى پرداختند، و خبرهاى کذبی را از شكست پيامبر و مؤمنين در جامعه پخش می کردند. كلمه «انتهاء» به معناى امتناع از عملى و ترك كردن آن است، و كلمه «مرجفون» جمع اسم فاعل از «ارجاف» است، و ارجاف به معناى اشاعه باطل، و در سايه آن استفاده هاى نامشروع بردن، و يا حداقل مردم را دچار اضطراب كردن است. و كلمه «لنغرينك» از «اغراء» است، و «اغراء»  به معناى تحريك كسى است به انجام عملى. و معناى آيه اين است كه: سوگند مى خورم، اگر منافقين و بيماردلان دست از فساد انگيزى بر ندارند، و كسانى كه اخبار و شايعات دروغى در بين مردم انتشار مى دهند، تا از آب گل آلود اغراض شيطانى خود را بدست آورند، و يا حداقل در بين مسلمانان دلهره و اضطراب پديد آورند، تو را مأمور مى كنيم تا عليه ايشان قيام كنى، و نگذارى در مدينه در جوارت زندگى كنند، بلكه از اين شهر بيرونشان كنى، و جز مدتى كم مهلتشان ندهى، و منظور از اين مدت كم فاصله بين مأمور شدن، و ماموريت را انجام دادن است.[32] 

شایعه زمانی پخش می گردد که مردم خواهان اطلاعات بیش تری در مورد موضوعی خاص باشند و لکن اطلاعاتی که بتواند حس کنجکاوی و یا نگرانی آنان را پاسخ دهد در دست رس نباشد. در اینجاست که هرچیزی را ممکن است به عنوان خبر بپذیرند.

شایعه می تواند باعث تخریب روحیه افراد و یا جوامع گردد همچنین باعث بی اعتمادی افراد به دستگاه های خبری و تخریب منابع خبری و نیز ایجاد یک لایه غبار در جامعه پوشاندن حقیقت گردد. در جریان قیام حضرت مسلم، حکومت وقت با ایجاد شایعۀ حملۀ سپاه عظیم شام توسط اوباش ابن زیاد، باعث بوجود آمدن جو ترس و وحشت شد، و ثمرۀ آن قطع ارتباطات بین حضرت مسلم از یک سو و دیگر بزرگان از سوی دیگر با مردم بود و در چنین شرایطی تاکتیک شایعه کاملاً کارساز افتاد و موجب شد تا جناب مسلم بن عقیل که تا چندی قبل چند ده هزار بیعت برای اباعبدالله الحسین (ع) گرفته بود، یکه و تنها در کوچه های ناآشنای کوفه تنها ماند.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای> دربارۀ شایعه پراکنی دشمن می فرماید: «از زمان پیروزی انقلاب تا امروز، هرجا توانستند، شایعه‌پراکنی کردند. هدفشان این است که دل مردم را بلرزانند و امید آنها را از بین ببرند.»[33]

یکی از مهم ترین اهداف شایعه پراکنان ایجاد رعب و وحشت در جامعه و از بین رفتن امید ملت است. و امروز با گسترده شدن فضاهای مجازی، شیوع شایعه به شدت تسریع شده است که باید با بالا بردن سطح آگاهی مردم و استفاده صحیح از این فضاها، بهره برداری مناسب از تجمّعات مردمی همانند مساجد، هیئتها، جلسات پایگاه های بسیج و نمازهای جمعه و گروه های مجازی را کرد؛ چراکه امروزه بسیاری از مردم در فضاهای مجازی زندگی می کنند، و نیز با تبلیغات صحیح به مقابله با شایعه رفت.

3. تحریف

تحريف كه از ماده «حرف» در زبان عربى است، يعنى متمايل كردن يك چيز از آن مسير اصلى و وضع اصلى كه داشته است يا بايد داشته باشد. به عبارت ديگر، تحريف نوعى تغيير و تبديل است، ولى تحريف مشتمل بر چيزى است كه كلمه «تغيير» و «تبديل» نيست. شما اگر كارى بكنيد كه يك جمله اى، يك نامه اى، يك شعرى، يك عبارتى آن مقصودى را كه بايد بفهماند نفهماند، يك مقصود ديگرى را بفهماند، اينجا مى گويند شما اين عبارت را تحريف كرده ايد.[34]

تحريف مشتمل بر دو قسم لفظى ومعنوى می باشد. در تحريف لفظى ظاهر يك موضوع یا گذاره را تغییر می دهند. مانند اینکه معنای سخن فردی را با كم یا زیاد کردن عباراتی از آن و یا با پس و پيش كردن جملاتش تغییر دهد. اما در تحريف معنوى در ظاهر کلام تصرفی نمی شود، لکن معنای عبارت را مطابق با مقصود خویش معنا می کنند نه مطابق با مقصود صاحب سخن.

امام حسین (ع) خود پیشوای مبارزه با تحریف است. در دوران معاویه بزرگ ترین تحریفات در جهان اسلام صورت گرفت که تخریب چهره امیرالمؤمنین برای جامعه آن روز یکی از آن تحریفها و بدعتهاست. او امام علی را فردی ـ نعوذ بالله ـ بی دین معرفی می کرد وتا بدان جا پیش رفت که در جنگ صفین، نوجوانی به میدان جنگ آمد و رجز می خواند که: منم فرزند شهريار شاهان غسّان و امروز گرويده به دين (و خواهان انتقام) عثمان، و علی را - قلم شرم دارد! - لعن می کرد. هاشم بن عتبه پاسخ داد: اي جوان، آخر هر کلامی را روزگاري در پی است که به حسابش خواهند رسید. از خدایی که بازگشت تو به سوي اوست، بترس که تو را از این موقعیت خواهد پرسید و از آنچه اراده کرده اي، سؤال خواهد نمود. جوان گفت: «به من گفته اند که رهبر شما نماز نمی خواند و شما نماز نمی خوانید. هاشم توانست با زبانی نرم آن جوان را آگاه کند و او را از شر توطئه تحریفگران اموي نجات دهد.[35]

امام خامنه ای در این باره می فرماید: «آن عبادت و تضرّع، آن توسّل و اعتکاف در حرم پیغمبر و آن ریاضت معنوی و روحانی، یک طرف قضیه است. از طرف دیگر تلاش آن بزرگوار در نشر علم و معارف و مبارزه با تحریف است. تحریف در آن روز، بزرگترین بلای معنوی برای اسلام بود که مثل سیلابی از فساد و گنداب، به سمت اذهان جامعه اسلامی سرازیر شده بود. دورانی بود که به شهرهای اسلامی و کشورها و ملتهای مسلمان آن روز سفارش می شد بزرگ ترین شخصیت اسلام را لعن کنند!»[36]

در بازار شام، هنگامی که اسیران اهل بیت( را بر در مسجد جامع دمشق به پاي داشته بودند، پیرمردي به امام سجاد گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَتَلَكُمْ وَ أَهْلَكَكُمْ وَ قَطَعَ  قُرُونَ  الْفِتْنَة؛[37] ستایش خداي را که شما را کشت و هلاك کرد و عوامل فتنه را از بیخ و بن قطع کرد.»

بنی امیه در تبلیغات تحریف گرانه خود مُصلح را مفسد و خادم را خائن و دوست واقعی مردم را دشمن و فتنه گر معرفی کردند تا آنجا که پیرمردي ساده دل، پیروزي ظاهري بنی امیه را پیروزي صلاح بر فساد تلقّی می کند و بر این نعمت! خدا را حمد می کند.امام سجاد او را نصیحت کرد و با خواندن آیاتی از قرآن در شأن خاندان پیامبر، او را به راه آورد و او توبه کرد.

در داخل کشور طی سالهای اخیر برخی از جریانات سیاسی خاص سعی در تحریف آرمانها و اصول و مبانی انقلاب داشته اند که تحریف سخنان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی! نیز در همین راستا بوده است؛ لذا امام خامنه ای طی بیاناتی و نیز در نامه خود به جوانان اروپا مردم را به مطالعه و بررسی منابع اصیل اسلام دعوت کردند تا از تحریف مبانی اسلام جلوگیری شود، پیروان و دوستداران امام! نیز باید برای شناخت اندیشه‌های این رهبر الهی به کلمات و بیانات مکتوب و شفاهی ایشان رجوع کنند.

سخن پایانی

نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی خویش با جنگ روانی و تبلیغاتی کم سابقه‌ای که دارای ابعاد گسترده ای می باشد، از جانب دشمن بیرونی و داخلی مواجه است و مقوله های «تبلیغات»، «شایعه» و «تحریف» یکی از ابعاد همان جنگ روانی است که روشنگری و افشاگری پیروان راستین خط امام! را می‌طلبد.

به تعبیر امام خامنه ای> «امروز همه افراد - چه کسانی که بیاناتشان در حوزه‌های وسیع کاربُرد دارد، چه کسانی که در حوزه‌های کوچک تر سخنانشان مؤثّر واقع می شود؛ مثل مدرسه و کلاس و دانشگاه و محیطهای کارگری و غیره – مسئول اند و اگر دیدند حقایق و محکمات اسلام و انقلاب مورد تحریف قرار می گیرد، وظیفه دارند تبیین کنند؛ نباید سکوت کنند. امام به این نکته بسیار توجه می کرد. و این یکی از چیزهایی است که راز استحکام و ماندگاری و پایداری نظام در آن مندرج است.»[38]

________________________________________

[1]. برای اطلاعات بیش‏تر ر.ک: وقايع الايام در احوال محرم الحرام، علی تبريزي خياباني، مطبعه‌ مرتضویه، نجف، بی‏تا، ص185؛ اخبار الطوال، احمد بن داود دینوری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، تهران، 1364ش، ص254.

[2] اللهوف، سید بن طاووس، نشر مطهر، تهران، 1377 ش، ص12.

[3]. صحیفه امام، سید روح الله موسوی خمینی (امام خمینی!)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، 1387، ج9، ص202.

[4]. بقره/ 217.

[5]. جنگ نرم، داود رنجبران، ساحل اندیشه تهران، تهران، چاپ چهارم، 1388ش، ص12.

[6]. بیانات مقام معظم رهبری در حرم امام رضا(ع)، تاریخ 1/1/1386.

[7]. جنگ روانی، حسین متفکران، زمزم هدایت، قم، چاپ هفتم، 1388ش، ص 79.

[8] . تاریخ الامم و الملوک، طبری، دار القاموس الحدیث، بیروت، بی‏تا، ج4، ص289.

[9] . الفتوح، اعثم کوفی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1406ق، ج5، ص95.

[10] مناقب آل أبي طالب(، ابن شهرآشوب مازندرانى، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1379 ق، ج4، ص89.

[11]. احزاب/26.

[12]. ترجمه تفسير الميزان‏، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سيد محمد باقر موسوى همدانى،  دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏، 1374ش، ذیل آیۀ شریفه.

[13]. مصاحبه معاون مرکز مطالعات و برنامه ‏ریزی دانشگاه آزاد با خبرگذاری دانشجو، مورخ 4/2/1394.

[14]. پیام به کنگره عظیم حج، مورخ 14/4/1368.

[15]. حجر/6.

[16]. صافات/36.

[17]. سباء/43.

[18]. اندیشه‏های راهبردی تبلیغ دینی (برگرفته از مجموعه رهنمودهای معظم له تحت عنوان: منشور فرهنگی انقلاب اسلامی- تبلیغ دینی)، انتشارات دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران، ص 91.

[19]. دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى، مورخ 6/3/1393.

[20]. شیعه هراسی و جایگاه آن در دیپلماسی امنیتی ایالات متحده، مصطفی دلاورپور اقدم، نشریه پگاه حوزه، شماره261.

[21]. مبانی حکومت اسلامی، حسین جوان آراسته، شریعه حکمت، نسخه الکترونیکی، ص 22.

[22]. مائده/44.

[23]. نساء/59.

[24]. حج / 41.

[25]. بقره / 124.

[26]. مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، الشريف الرضى‏، قم‏، چاپ چهارم، 1412ق‏، ص8.

[27] . امامت و رهبری، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ص 31.

[28]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج44، ص382.

[29]. لهوف، ابن طاووس، ترجمه مير ابو طالبى، انتشارات دليل‏ما، قم، چاپ اول، 1380ش، ص87.

[30]. الحياة، محمدرضا و محمد و على حکیمی، ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ اول، 1380ش، ج5، ص256.

[31]. احزاب/60.

[32]. تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ج16، ص510-511.

[33]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار مردم خرم آباد، تاریخ: 30/05/1370.

[34]. حماسه حسینی، مرتظی مطهری، صدرا، تهران، 1364ش، ج1، ص12.

[35]. وقعه صفین، ابوالفضل نصربن مزاحم بن سیارمنقری، ترجمه: پرویز اتابکی، نشر انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، 1366ش، ص485-486.

[36]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدرا جمعی از پاسداران، مورخ 24/9/1375.

[37]. الاحتجاج علی اهل اللجاج، طبرسی، نشر المرتضی، مشهد، 1403ق، ج2، ص306.

[38]. بیانات مقام معظم رهبری> در سالگرد ارتحال امام، تاریخ: 14/3/1380.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.