اخلاق خویشاوندی در آموزه های اسلامی

علی ملکوتی نیا

مقدمه: یکی از دستورات اخلاقیِ آموزه های دینی، ارتباط اجتماعی مناسب و مطلوب با خویشاوندان می‌باشد. متأسفانه باید اذعان داشت که امروزه توسعة زندگی شهری در کنار پیچیدگی های زندگی صنعتی، این ارتباط را با آفتها و مشکلاتی روبرو ساخته است به گونه ای که برخی از خانواده ها به علّت ناتوانی در مقابله با اینگونه مشکلات به بی تفاوتی یا قطع روابط خویشاوندی روی آورده اند.

هدف ما در این مجال آن است که با بررسی محتوای متون اسلامی [قرآن و حدیث] و یافته های تجربی در حوزة روابط خویشاوندی، در جهت برقراری ارتباط صحیح با خویشان و نزدیکان و نیز شیوة مدیریت مشکلات موجود در روابط خویشاوندی، راهکارهایی را معرفی کرده و برآنیم که با تقویت اخلاق خویشاوندی، می توان در جهت حل مشکلات فرهنگی، عاطفی و اقتصادی خانواده های امروزی یا دست کم کاهش ناملایمات و ناسازگاری در تعاملات خویشاوندی، گامهای جدّی برداشت.

اهمیت روابط خویشاوندی

خویشاوندی، شیوه ای است که از طریق آن افراد با گذشته و آیندة خود، رابطه برقرار می کنند و به تاریخچة خانوادگیِ خود پی می‌برند. از اینرو همین پیوندهای خویشاوندی است که مبنای توقّعات، الزامات و تعهّدات واقع می شود و در هویّت بخشیدن به افراد نیز نقش مؤثری ایفا می کند.[1]

از نظر دین مبین اسلام، حفظ و استمرار روابط خویشاوندی جزئی از دستورات الهی است که بار مسئولیتِ آنها، هم ردیف با پاسداشت حُرمت الهی دانسته شده است. به عنوان نمونه در قرآن مجید اینگونه می خوانیم: ]وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً[؛[2] «و از خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مى كنيد و از [بريدن و قطع رابطه با] خويشاوندان پروا كنيد كه همانا خداوند پيوسته بر شما مراقب و نگهبان است.»

از آنجا که كلمۀ «رَحِم» به معناى نزديك و «ارحام» به معناى نزديكان انسان است؛[3] معناى آيه اين می شود كه: «حُرمت خدايى را كه يكديگر را به او سوگند مى دهيد پاس بداريد و حُرمت نزدیکان و خویشان را هم نگه داريد.»[4]

در برخی از روایات نیز، پاسداشت حُرمت خویشاوندان در زمرة بالاترین مراتب رفتارهای دینی پس از ایمان به خداوند متعال ذکر شده است.[5] علاوه بر این در روایات دیگر، «صلة رحم» به عنوان محبوب ترین راه ها به سوی خدا و بالاتر از «جهاد فی سبیل الله» به شمار آمده است.[6]

از سوی دیگر، قوانین اسلامی در ابعاد گوناگون عبادی، اقتصادی و اجتماعی از جمله روزة مستحبی فرزند بدون اجازة پدر، قانون ارث، پرداخت زکات به خویشاوندان نزدیک و سایر احکام حقوقی و قضایی، نشان از اهتمام دین اسلام به حفظ روابط خویشاوندی دارد.[7]

امام رضا (ع) در اهمیت توجّه به خویشاوندان به نقل از پدرانش نقل می‌کند که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:

«لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ رَأَيْتُ رَحِماً مُتَعَلِّقَةً بِالْعَرْشِ تَشْكُو رَحِماً إِلَى رَبِّهَا فَقُلْتُ لَهَا كَمْ بَيْنَكِ وَ بَيْنَهَا مِنْ أَبٍ فَقَالَتْ نَلْتَقِي  فِي  أَرْبَعِينَ  أَبا؛[8] در شبی که به معراج بُرده شدم، خویشاوندی را دیدم که به عرش آویخته و از دست یکی از خویشاوندان خود به پروردگارش شکایت می کند به او گفتم: میان تو و خویشاوندت چند پُشت (نسل) فاصله است؟ گفت: در چهل پُشت به هم می رسیم.»

همچنین امام صادق (ع) فرمود: «أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِيَّ (ص) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَهْلُ بَيْتِي أَبَوْا إِلَّا تَوَثُّباً عَلَيَّ وَ قَطِيعَةً لِي وَ شَتِيمَةً. فَأَرْفُضُهُمْ؟ قَالَ إِذاً يَرْفُضَكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً. قَالَ: فَكَيْفَ أَصْنَعُ؟ قَالَ (ص): تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِي مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ كَانَ لَكَ مِنَ اللَّهِ عَلَيْهِمْ ظَهِيرٌ؛[9] مردی نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا خویشاوندانم برای من نخواهند جز ستم، قطع رحم و دُشنام! آیا آنها را رها کنم؟ پیامبر فرمودند: در این صورت، خدا همة شما را ترک خواهد کرد. آن مرد پرسید: پس چه کنم؟ پیامبر فرمود: با هر کس که از تو برید، پیوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته، عطا کن و از آن که بر تو ستم نموده، گذشت کن. هرگاه چنین کردی، خدا در برابر آنان پشتیبانِ تو خواهد بود.»

علاوه بر آنچه گذشت، از سخنان و سیرة اهل بیت پیامبر (ص) چنین بر می آید که ایشان با توصیه به رعایت اخلاق اسلامی در روابط خویشاوندی به دنبال پیش گیری از وقوع ناسازگاری و دشمنی در میان خویشاوندان هستند؛ بنابراین از نگاه حکیمانة آن بزرگواران، قطع رحم و بریدن از خویشان، نوعی اظهار دشمنی و جدایی از طایفه و فامیل است که همین امر به تنهایی کافی است تا زمینة تفرقه و چنددستگی در میان افراد جامعه  را فراهم آوَرَد. به این جهت امام رضا (ع) فرمود: «... وَ عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ إِيَّاكَ وَ مُكَاشَفَةَ النَّاسِ  فَإِنَّا أَهْلُ الْبَيْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْنَا فَنَرَى وَ اللَّهِ فِي ذَلِكَ الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَة»؛[10] بر تو باد به شکیبایی! و طلب رزق حلال و به جای آوردن صلة رحم و از اظهار دشمنی با مردم بپرهیز؛ همانا ما خاندانی هستیم که با هر که از ما بِبُرد، می پیوندیم و به هر که با ما بدی کند، خوبی می کنیم و به خدا سوگند که در این کار، عاقبت نیک می بینم.»

راز و رمز این همه تأکید و اهتمام به موضوع رعایت حقوق خویشاوندی را باید از برکات و ثمرات آن در زندگی فردی و اجتماعی جست و جو کرد.

از این رو، با ذکر آثار روابط خویشاوندی بحث را ادامه داده و پس از آن به طرح مشکلات موجود در روابط خویشاوندی و راهکارهای مقابلة با آنها می پردازیم.

آثار روابط خویشاوندی

حفظ روابط خویشاوندی و تحکیم آن، آثار بسیاری بر زندگی انسان در دنیا و همچنین بر زندگی پس از مرگ دارد که در متون دینی به آن اشاره شده است؛ از جمله: طولانی شدن عمر، دفع بلا، جلوگیری از مرگ ناخوشایند، سلامتی بدن، رفع فقر، فزونی روزی، آبادی شهرها، اصلاح اخلاق، آرامش و شادکامی، آسانی حساب قیامت، فرونشاندن خشم خداوند، قُرب الهی، عبور آسان از پُل صراط، صیانت از گناهان و ... که حصول هر یک از آنها عامل مهمی در رفع مشکلات خانواده ها و دفع ناهنجاری های جامعه خواهد بود.[11]

آنچه در اینجا مورد نظر ما است؛ تبیین روانشناختی و جامعه شناختی آثار روابط خویشاوندی است. بر همین اساس، برکات روحی و اجتماعی توجّه به خویشاوندان و برقرای ارتباط سالم و مستمر با آنها را در دو بخش به شرح ذیل به بحث و بررسی می گذاریم:

1. سلامت و شادکامی

تحقیقات جامعه شناسان نشان می دهد که بین سلامت خانواده با روابط خویشاوندی، رابطة معناداری وجود دارد.[12]

از منظر روان شناسی نیز، انس با دوستان، آشنایان و خویشان، از جمله عوامل دست یابی به سلامت روانی و شادکامی اعضای خانواده است. شادکامی به این معنا است که سه چیز در زندگی انسان وجود داشته باشد: شادی به همراه رضایت از زندگی و فقدان عواطف منفی،[13] که بخش مهمی از این موارد در ارتباط افراد با دوستان و خویشاوندان به دست می آید.

ارتباط با دیگران، خواسته و نیاز هر انسان عاقلی است چرا که؛ «تنهایی برای انسان، تلخ و آزار دهنده است انسان دوست دارد با دیگران باشد و با آنان رابطه برقرار کند این نیازی عاطفی است انسانِ تنها احساس خلأ می کند؛ احساس درد آوری که هیچ چیز حتّی ثروت، شهرت و ریاست آن را پُر نمی کند انس با دیگران، یکی از نیازهای جدّی بشر است بنابراین انس و صمیمیّت یکی از عوامل مهم در نشاط و شادابی است.»[14] به ویژه دربارة سالمندان که نیاز بیشتری به توجه و احترام دارند.

از این رو تجربه های متعدد و دانش نوین روان شناسی اجتماعی نیز نشان می دهد که یکی از عوامل نشاط آفرین برای روح انسان، ارتباطات اجتماعی اوست. آنها که پُررفت و آمد بوده و در روابط اجتماعی خود، گرم تر و صمیمی ترند، احساس شادی بیشتری دارند و علت برخی افسردگی ها، تنهایی و دوری از برقراری روابط اجتماعی است.[15]

روایت پیامبر اکرم (ص) را نیز در همین راستا باید دانست که می‌فرماید: «إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ  مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَ مَحَبَّةٌ فِي الْأَهْلِ وَ مَنْسَأَةٌ فِي الْأَجَل؛[16] برقراری رابطة خویشاوندی، افزایش مال و محبت در میان خانواده ها  را به دنبال داشته، مرگ را به تأخیر انداخته و موجب طول عمر می گردد.»

همچنین امام صادق و امام رضا' فرمودند: «إِنَّ الرَّجُلَ يَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِينَ فَيَكُونُ وَصُولًا لِلرَّحِمِ فَيَزِيدُ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ ثَلَاثِينَ سَنَةً فَيَجْعَلُهَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ يَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَة ...؛[17] کسی كه سه سال از عمرش باقى مانده صلة  رحم  مي كند، خدا عمرش را 30 سال قرار مي دهد در نتیجه عمر او به 33 سال افزایش می یابد.»

آیا می توان این سخن امام علی (ع) را که فرمود: «صُحْبَةُ الْوَلِيِّ اللَّبِيبِ  حَيَاةُ الرُّوح »[18] نادیده گرفت؟ پیام آشکار این حدیث آن است که: همراهی و ارتباط با دوستان خردمند و همنشینان صالح، روح انسان را زنده می کند و به جان آدمی طراوت می بخشد. آن کس که جانش تازه و زنده و باطراوت باشد، حتی اگر پیکری ضعیف و جسمی معلول داشته و از کم ترین امکانات زندگی برخوردار باشد، در زندگی سعادتمند بوده و به کامیابی رسیده و از تیرگی رهیده است. به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «أَسْعَدُ النَّاسِ  مَنْ خَالَطَ كِرَامَ النَّاس ؛[19] خوشبخت ترینِ مردم کسی است که با مردمان بزرگ و بزرگوار بجوشد.»

علاوه بر روایات فوق، احادیث دیگری نیز وجود دارد که شادی بخشی را ثمرة روابط اجتماعی سالم، همچون دیدار برادران و دوستان می داند.

رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: «ثَلَاثٌ فَرَحَاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي الدُّنْيَا: لِقَاءُ الْإِخْوَانِ وَ تَفْطِيرُ الصَّائِمِ  وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ اللَّيْل؛[20] برای مؤمن، سه شادی در دنیا وجود دارد: دیدار برادران، افطار دادن به روزه دار و شب زنده داری در پایان شب.»

شواهد تجربی نیز نشان داده است که برقراری روابط اجتماعی نزدیک با دیگران، با شادمانی و سلامت ذهنی، همبستگی و ارتباط مستقیم دارد. به عنوان مثال «داینر» و «سِلیگمن» در مطالعه ای دربارة شناسایی ده درصد از شادترین افراد یک گروه222 نفری از دانشجویان، دریافتند که برجسته ترین ویژگی آنان، داشتن زندگی اجتماعی پُربار و رضایتمند است. این دانشجویان، بخش قابل ملاحظه ای از وقت خود را در معاشرت با دوستان و اقوام خود صرف می کردند.[21]

نویسندگان کتاب «روان شناسی مثبت نگر» معتقدند: یکی از پیش بین ها و تسهیل کننده های بزرگ شادکامی (بهباشی درونی)، روابط اجتماعی ما است. صرف کردن وقت در موقعیتهای اجتماعی، میزان بهباشی ما را افزایش می دهد. آنها از پژوهشی تجربی نام می برند که توسط «دَنیِل کانمَن» انجام گرفته است. نتایج تحقیق او نشان داد؛ گروه نمونه، شادترین اوقات را زمانی داشتند که با دیگران بودند و اندوهگین ترین اوقات را زمانی داشتند که تنها بودند.[22]

«مایکل آرگایل» نیز یکی دیگر از روانشناسان مثبت گرا می باشد که معتقد است: «روابط خویشاوندی یکی از بزرگ ترین منابع کاهش اندوه است.»[23]

بنابراین به نظر می رسد افرادی که هر روز با دوستان، آشنایان و خویشاوندان خود در شبکه های ارتباطی کوچک و بزرگ، مستقیم یا غیر مستقیم مراوده دارند، شادتر و سالم تر هستند.

نتیجه آنکه سلامت و بهداشت روانی و عاطفی از فایده های پیوند خویشاوندی است. به این جهت در آموزه های اسلامی، صلة ارحام، یک واجب دینی است که ترک آن از نظر فقهی حرام و بی تفاوتی نسبت به آن از منظر اخلاق اسلامی، ناروا است.

2. حمایت اجتماعی

در حوزة علوم اجتماعی، از موضوعی با عنوان «سرمایة اجتماعی»، سخن به میان می آید که به معنای چهارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط میان افراد می گردد.[24]

این تعریف در بردارندة مفاهیمی همچون نظم، اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه در جامعه به سمت دستیابی به هدفی مشترک است.

از نظر جامعه شناسان، شبکة خویشاوندی، منشأ سرمایة اجتماعی برای خانواده است که می تواند در حل مشکلات خانواده مؤثر باشد. یک خانوادة سالم به روابط عاطفی، مسکن، کار، پول، خدمات و حمایتهای دیگر نیاز دارد، این مسائل در روابط خویشاوندی بهتر حل می شود.[25]

با دید و بازدید خویشاوندان، خانواده ها مسائل و مشکلات زندگی خود را مطرح می کنند که این مرتبه، کمترین حدّ حمایت عاطفی است که افسردگی ها و تنیدگی ها را تا حدّی کاهش می دهد.

مشورت و نظرخواهی در امور و استفاده از تجارب و کسب اطلاعات مفید برای زندگی خانوادگی، از فواید شناخته شدة این ملاقات ها است. مهمانی و اطعام نیز مرتبه ای از صلة رحم است. قرض دادن به خویشاوندان و حل مشکلات مالی آنها نیز نمونة بالایی از برکات برقراری روابط خویشاوندی است.

امام علی (ع) در تبیین ضرورت تعاون با خويشاوندان  به همین بُعد حمایتی اشاره نموده و می فرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا يَسْتَغْنِي الرَّجُلُ وَ إِنْ كَانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِيرَتِهِ ] عِتْرَتِهِ وَ دِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَيْطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ  وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَيْهِ عِنْدَ نَازِلَةٍ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ وَ لِسَانُ الصِّدْقِ يَجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ فِي النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ يَرِثُهُ غَيْرُهُ.  أَلَا لَايَعْدِلَنَّ أَحَدُكُمْ عَنِ الْقَرَابَةِ يَرَى بِهَا الْخَصَاصَةَ أَنْ يَسُدَّهَا بِالَّذِي لَا يَزِيدُهُ إِنْ أَمْسَكَهُ وَ لَا يَنْقُصُهُ إِنْ أَهْلَكَهُ وَ مَنْ يَقْبِضْ يَدَهُ عَنْ عَشِيرَتِهِ فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ يَدٌ وَاحِدَةٌ وَ تُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَيْدٍ كَثِيرَةٌ وَ مَنْ تَلِنْ حَاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّة؛[26] اى مردم، انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد، باز از خويشاوندان خود بى نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند. خويشاوندان انسان، بزرگ ترين گروهى هستند كه از او حمايت مى كنند و اضطراب و ناراحتى او را مى زدايند و در هنگام مصيبت ها نسبت به او، پُرعاطفه ترين مردم مى باشند. آگاه باشيد، مبادا از بستگان تهيدست خود رو برگردانيد و از آنان چيزى را دريغ داريد، كه نگاه داشتن مال دنيا، زيادى نياورد و از بين رفتنش كمبودى ايجاد نكند. آن كس كه دست دهنده خود را از بستگانش باز دارد، تنها يك دست را از آنها گرفته امّا دست هاى فراوانى را از خويش دور كرده است و كسى كه پر و بال محبّت را بگستراند، دوستى خويشاوندانش تداوم خواهد داشت.»

همچنین در جای دیگر در خطاب به امام حسن مجتبی (ع) فرمود: «أَكْرِمْ عَشِيرَتَكَ فَإِنَّهُمْ جَنَاحُكَ الَّذِي بِهِ تَطِيرُ وَ أَصْلُكَ الَّذِي إِلَيْهِ تَصِيرُ وَ يَدُكَ الَّتِي بِهَا تَصُول؛ [27] خويشاوندانت را گرامى دار، زيرا آنها پر و بال تو مى باشند، كه با آن پرواز مى كنى، و ريشة تو هستند كه به آنها باز مى گردى، و دست نيرومند تو مى باشند كه با آن حمله مى كنى .»

فرجام کلام آنکه امروزه فهم فلسفة خویشاوندی و بُعد حمایتی آن، چندان دشوار نیست؛ چرا که زندگی در عصر صنعت و تكنولوژی با همة فناوری ها و نوآوری ها برای تهیه امكانات رفاهی، چنان انسان را به خود مشغول داشته كه او را از همة ارزشهای اصیل جدا ساخته و موجب جدایی پیوند های اجتماعی و افزایش بی مهری ها و بی تفاوتی ها نسبت به هم نوعان گردیده است در حالی که اگر اخلاق خویشاوندی مورد توجه و عمل قرار بگیرد هیچ گاه نیازها، ضرورتها و اضطرارها در زندگیِ برخی از افراد، آنها را به کام نیستی نمی کشاند. باید گفت که ارتباط بین بستگان، همسایگان و آشنایان در شهرهای بزرگ، باعث الفت، امنیت، همبستگی، اعتماد، سلامت و شادکامی خواهد بود.

مشکلات و راهکارها

تعالیم اسلام در عین تأکید بر حفظ روابط خویشاوندی، سعی در جلوگیری از آسیبهای احتمالی ناشی از این روابط دارد و برای رفع مشکلات پیش آمده نیز راهکارهای عملی ارائه می دهد، ولی بیش تر به پیشگیری توصیه می کند.

بنابراین برای جلوگیری از تیرگی روابط خویشاوندی و قطع آن، باید از آموزه های اخلاق اسلامی در این باره کمک گرفت که به عنوان راهبردهای بنیادین برای هدایت و سعادت بشر یاد می شوند. از جمله:

1. مهرورزی و کاستن از نامهربانی با خویشاوندان؛

2. خیرخواهی؛

3. ایثار و از خودگذشتگی؛

4. یاری رسانی در سختیها و ناگواریهای زندگی؛

5. و... .

آنچه در این مجال مورد توجه قرار می گیرد، برشماری مهم ترین مشکلات در روابط خویشاوندی و ذکر راهکار برون رفت از آنها است که در ادامه به طور اجمالی به آن می پردازیم.

 1. نگاه ابزاری به خویشاوندان

یکی از مشکلات مهم جامعة ما، انتظار مردم از استفاده از روابط خویشاوندی در حلّ مسائل اجتماعی و اداری است. افراد از خویشان خود که در ادارات و سازمانها به کار مشغولند، انتظار دارند که به مشکلات اداری آنها را خارج از نوبت و فراتر از قوانین رسیدگی کنند که در صورت شنیدن پاسخ منفی از سوی آنها، به کینه و دشمنی و قطع روابط فامیلی روی می آورند. در این موارد باید بدانیم که بر اساس تعالیم اسلامی رعایت حقوق مردم و توجه به قوانین موجود در همه حال لازم بوده و در این مسئله تفاوتی میان خویشاوند و غریبه نیست.

برخورد حضرت علی (ع) با برادرش عقیل که به مشکلات شدید مالی دچار بود و سهم بیش تری از بیت المال برای برطرف کردن مشکلاتش می خواست، درس بزرگی برای ما در روابط صحیح خویشاوندی و انتظار درست از آنان است. ایشان در روایتی می‌فرماید:

«به خدا سوگند، برادرم عقيل  را ديدم كه به شدّت تهيدست شده و از من درخواست داشت تا يك مَن  از گندمهاى بيت المال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگى داراى موهاى ژوليده، و رنگشان تيره شده، گويا با نيل رنگ شده بودند. پى در پى مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مى كرد، چون به گفته هاى او گوش دادم پنداشت كه دين خود را به او واگذار مى كنم، و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم، پس چونان بيمار از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: اى عقيل، گريه كنندگان بر تو بگريند؛ از حرارت آهنى مى نالى كه انسانى به بازيچه آن را گرم ساخته است؟ امّا مرا به آتش دوزخى مى خوانى كه خداى جبّارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيز مى نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟»[28]

2. مجالس گناه آلود

در روابط خویشاوندی و ملاقات ها ممکن است، زمینه ای برای نافرمانی خدا و از بین بردن حقوق مردم و آبروی آنها شود. مسخره کردن، عیبجویی، غیبت، سخن چینی، تحقیر نمودن و غیره از جملة این آسیب ها است. در این موارد – با توجه به آموز‌های دینی-  می توان به گونه ای برنامه ریزی نمود که زمینة امر به معروف و نهی از منکر، مشورت، برگزاری مجالس دینی و استفاده از تجارب بزرگان فامیل فراهم گردد تا فرصتی برای گناهان یادشده، پیش نیاید.

خداوند متعال در قرآن کریم همین نکته را گوشزد کرده و می فرماید: «إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في  حَديثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُم ؛[29] هر گاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهيد بود.»

همچنین فرمود: «وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في  آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في  حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى  مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛[30] هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى كنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيّت ستمگر منشين!»

3. دخالتهای نابجای خویشاوندان در زندگی یکدیگر

از دیگر مشکلات موجود در روابط خویشاوندی، دخالت های بی مورد و گاه مضرّ در زندگی های یکدیگر است که می توان آن را از متداول ترین آفتهای روابط خویشاوندی دانست. برای برطرف نمودن این مشکل باید این نکته را مدّ نظر داشت که مشکلات داخلی و شخصی در خانواده های افراد، برعهدة خود آنها است و ما نباید خود را مسئول نجات آنها دانسته و به این بهانه به حریم آنها ورود کرده و دخالت کنیم. البته اگر خودشان تقاضای مشورت داشتند، در این صورت وظیفة ما فقط، راهنماییِ بیطرفانه است نه اینکه دیدگاه های خود را به آنان تحمیل کنیم چون در اینصورت موجبات آزار و ناراحتی آنها را فراهم کرده که این امر، ناروا و غیر اخلاقی است، چنانچه در کلمات پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز آمده است:

«أَفْضَلُ مَا يُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الْأَذَى عَنْهَا؛[31] بالاترین صلة رحم، آزار نرساندن به خویشان است.

آزار و اذیت می تواند در ضمن دخالتهای بی مورد یا به هنگام ارائه مشورت نیز بروز نماید که سرانجامی به غیر از دلخوری و سردی روابط خویشاوندی، به دنبال نخواهد داشت.

4. رقابت در تجمّلات

از آفتهای دیگر روابط خویشاوندان، رقابت و چشم و هم چشمی در تجمّلات و امور دنیوی است که به نظر می رسد می تواند زمینة بسیاری از رذایل اخلاقی را فراهم سازد. در این مورد، توجّه به توصیه های اسلام در دوری از تجمّل گرایی و تشویق به مسابقه در کارهای خیر و معنوی[32] می تواند تا اندازه ای این آفت را کاهش دهد. با این حال در این مورد، باید به ناروایی«چشم و هم چشمی» توجّه ویژه کنیم.

در تعریف «چشم و هم چشمی» اینگونه گفته اند: «مقایسة خود و زندگیِ خود با دیگران و کوشش در راه عقب نماندن از آنها؛ رقابت در جهت گرایش به تجمّل.»[33] این مسئله را می توان در آیات و روایات اسلامی با مفاهیم «چشم دوختن» جستجو کرد که به طور صریح، ناشایست بودن آن نیز استنباط می شود.

کلمه ای که «چشم دوختن» را می رساند، واژة «مَدّ عین» است که خداوند به پیامبر اسلام (ص) سفارش می کند:

]وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى  ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ[؛[34] «و هرگز چشمان خود را به آنچه گروه هايى از آنان (کافران) را بدان برخوردار ساختیم، مدوز!»

علامه طباطبایی) در تفسیر آیه فوق می فرماید: «"مَدّ عَين" به معناى مَدّ ديد، يعنى نگاه را طولانى كردن. در اين تعبير، مجاز عقلى به كار رفته و نگاه طولانى به هر چيز كنايه از شدّت علاقه و محبّت به آن است.»[35]

نتیجه اینکه «چشم دوختن»، یک نوع شیفتگی به دنبال می آورد که «مقایسه» را در پی خواهد داشت، چون انسان برای شناسایی تفاوتها، نقصها و کمبود های خود مایل است خود را ارزیابی کند. اینجاست که دست به مقایسة اجتماعی می زند و خود را با همنوعان خود مقایسه می کند. ره آورد این مقایسه، یا شادمانی و رضایت از زندگی است و یا ناخرسندی و ناامیدی. به همین دلیل از اینجا انواع مقایسه رخ می نماید و در یک جمله، مقایسة اجتماعی، انواعی دارد: «مقایسة صعودی»، «مقایسة نزولی» و «مقایسة هم سطح». اگر وضعیت دیگران، در سطح بالاتری باشد، مقایسة صعودی شکل می گیرد و اگر در سطح پایین تری قرار گیرد، مقایسة نزولی پدید می آید و با این توضیح، تعریف مقایسة هم سطح نیز مشخص است و نیازی به توضیح ندارد.

از میان انواع یاد شده برای مقایسة اجتماعی، نوع مقایسه صعودی، آن هم در مسائل مادّی مورد نظر ما است چرا که به نظر می رسد آنچه از «چشم و هم چشمی» فهمیده می شود همین نوعِ مقایسة صعودی است چون این نوع از مقایسه در امور مادی، نتایج و پیامدهای تلخی به دنبال دارد که باعث می شود تردیدی در ناشایست بودنِ آن نماند. نمونة این مقایسه را در عصر قارون می توان دید. قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود او زندگی اشرافی و خیره کننده ای داشت. مشاهدة زندگی وی دیگران را به مقایسه وا می داشت و آرزوی زندگی قارونی را در آنان به جوش می آورد. قرآن کریم در بیان این ماجرا می فرماید:

]فَخَرَجَ عَلى  قَوْمِهِ في  زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ[؛[36] «[روزى قارون] با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!»

خلاصه اینکه طبق این آیة شریفه، مقایسة صعودی، اولاً: زاییدة «دنیاخواهی» است؛ وثانیاً: ارزیابی آنها غیر واقعی و غم افزاست. از همین جا می شود ناپسند بودنِ «چشم و هم چشمی» را استنباط نمود.

افزون بر آن، علت ناشایست  بودنِ «چشم و هم چشمی» در کارکردِ روانیِ آن است؛ زیرا مقایسة زندگی خود با وضعیت کسانی که در موقعیت برتری قرار دارند سبب می شود که انسان آنچه را دارد کوچک و ناچیز بشمارد و همین «ناچیز شماری نعمت ها» پیامدهای ویرانگری را به دنبال می آورد که عبارتند از: اندوه، افسردگی، حسرت، حسادت، ناسپاسی، بی تابی، ناامیدی، ناتوانی و نیز محرومیت از چشیدن حلاوت ایمان.[37]

هر کدام از پیامد های یادشده به تنهایی قادر است در دامن خود، ده ها رذیلة اخلاقی را بپروراند و انسان را از پا درآورد. در این مورد، توجه به توصیه های اسلام در دوری از تجمل گرایی،[38] و تشویق به مسابقه در کارهای خیر و معنوی[39] می تواند تا حدّی این آفت را کاهش دهد.

_________________________________________

[1]. مفاهیم کلیدی در مطالعات خانواده، جین ریبنز مک کارتی و روزالیند ادواردز، ترجمة محمدمهدی لبیبی، نشر علم، تهران، 1390ش، چاپ اول، ص464.

[2]. نساء/ 1.

[3]. تفسیر المیزان، سیدمحمدحسین طباطبایی، ترجمة موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1374ش، چاپ پنجم، ج4، ص219.

[4]. همان، ص 218.

[5]. امام صادق(ع): «أَنَّ رَجُلًا مِنْ خَثْعَمٍ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ- فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي مَا أَفْضَلُ الْإِسْلَامِ فَقَالَ: الْإِيمَانُ بِاللَّهِ قَالَ: ثُمَّ مَا ذَا قَالَ: صِلَةُ الرَّحِمِ قَالَ: ثُمَّ مَا ذَا فَقَالَ: الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَر.»؛ بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی،111جلدی، دار إحياء التراث‏العربي، بیروت، 1403ق، چاپ دوم، ج‏71، ص97، ح30.

[6]. امام علی(ع): «مِنْ أَحَبِّ السُّبُلِ إِلَى اللَّهِ... خُطْوَةٌ فِي صِلَةِ الرَّحِمِ وَ هِيَ أَفْضَلُ مِنْ خُطْوَةٍ يَشُدُّ بِهَا صَفّاً فِي سَبِيلِ‏اللَّهِ»؛ بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، ج‏75، ص58،ح 128.

[7]. نظام خانواده در اسلام، محمدرضا سالاری‏فر، انتشارات سَنابِل، قم، زمستان 1383ش، چاپ اول، ص182.

[8]. خصال، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، 1362ش، ج2، ص540.

[9]. الكافي‏، محمد بن يعقوب کلینی،  8جلد، دارالكتب الإسلامية، تهران،1407 ق، چاپ چهارم، ج2، ص150.

[10]. همان، ج 2، ص 488، ح1. 

[11]. برای آشنایی با روایات مربوطه بنگرید به: بحارالانوار، ج47، ص194، 211 و ج 71، ص93، 108، 118،138 و ج73، ص315 و ج74، ص88 و...

[12]. «سلامت خانواده و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن»، محمدحسین پناهی و منصوره زارعان، فصلنامة علوم اجتماعی، دانشکدة علامه طباطبایی، شمارة 59، زمستان 1391ش.

[13]. روان‏شناسی شادی، مایکل آرگایل، ترجمة مسعود گوهری و دیگران، نشر جهاد دانشگاهی، اصفهان، 1382ش، چاپ اول، ص15.

[14]. الگوی اسلامی شادکامی (با رویکرد روانشناسی مثبت‏گرا)، عباس پسندیده، دارالحدیث، قم،1392ش، چاپ اول، ص 473.

[15]. روابط اجتماعی از نگاه قرآن، عبدالهادی مسعودی، دارالحدیث، قم، 1393ش، چاپ اول، ص28.

[16]. الزهد، حسین بن سعید کوفی اهوازی، 1جلد، المطبعة العلمية، قم، 1402ق، چاپ دوم،ص41، ح110.

[17]. الكافي، محمد بن یعقوب کلینی، 8جلد، دارالكتب الإسلامية، تهران،1407 ق، چاپ چهارم، ج2، ص152، ح17.

[18].  تصنيف غرر‏الحكم و درر‏الكلم، عبد‏الواحد بن محمد تمیمی آمدی، 1جلد، دفتر تبليغات، قم، 1366ش، چاپ اول، ص429، ح9771.

[19]. من لا يحضره ‏الفقيه، محمدبن علی ابن بابویه، 4جلد، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1413ق، چاپ دوم،ج4، ص395.

[20]. همان، باب النوادر، ص360، ح5762.

[21]. روان‏شناسی مُثبت، آلان ‏کار، ترجمة حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند، نشر سخن، تهران، 1385ش، چاپ اول، ص66.

[22]. روان‏شناسی مثبت‏نگر، کیت هفرن و ایلونا بونیدل، مترجمان: محمدتقی تبیک و محسن زندی، نشر دارالحدیث، قم، 1394ش، چاپ اول، ص87 و 88.

[23]. روان‏شناسی شادی، مایکل آرگایل، ترجمة: مسعود گوهری انارکی و همکاران، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفهان، اصفهان، 1383ش، ص 132.

[24]. بنیادهای نظریة اجتماعی، جیمز کلمن، ترجمة منوچهر صبوری، نشر نی، تهران، 1377ش، ص 77.

[25]. مفهوم‏سازی سرمایة اجتماعی در بین جوانان، نیکول مک دانیل، ترجمة محمد مهدی شجاعی باغینی و همکاران، پژوهشکدة مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران.

[26]. نهج‏البلاغه، ترجمة محمد دشتی، نشر محدّث، قم، 1390ش، چاپ اول، خطبة 23،ص 47.

[27]. همان، نامة 31، ص383.

[28]. همان، خطبة 224، ص327.

[29]. نساء: 140.

[30]. انعام: 68.

[31]. بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، پیشین، ج‏71 ؛ ص104.

[32]. امام حسین(ع): «أَيُّهَا النَّاسُ نَافِسُوا فِي الْمَكَارِمِ وَ سَارِعُوا فِي‏ الْمَغَانِم»؛ بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، ج‏75، ص121.‏

[33]. فرهنگ بزرگ سخن(8 جلدی)، حسن انوری، انتشارات سخن، تهران، زمستان 1381ش، چاپ اول، ج 3، ص 2357.

[34]. طه/ 131.

[35]. ترجمة تفسیر المیزان، علامه سید محمدحسین طباطبایی، ج 14، ص 333.

[36]. قصص/ 79.

[37]. برای آشنایی با شرح پیامدهای یاد شده، بنگرید به: کتاب «رضایت از زندگی»، عباس پسندیده، دارالحدیث، قم، 1388ش، چاپ هفتم،. ص 104 به بعد.

[38]. حدید:20؛ بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل‏پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون‏طلبى در اموال و فرزندان است؛ همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود بگونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بينى سپس تبديل به كاه مى‏شود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست!

[39]. آل‏عمران/ 133: ]وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ[؛ حدید/ 21: ]سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيم[؛ مائده/ 48: ]فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً[

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.