مجلس خبرگان منبع و منشأ آرامش

اشاره: رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای> مورخ 12/06/1394 در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری، مطالب ارزشمندی پیرامون موضوعات مختلف از جمله «شمول نصرت الهی بر یاری کنندگان دین»، «لزوم استقلال فکری مسئولان در مقابل تبلیغات نظام سلطه»، «جایگاه مجلس خبرگان رهبری» و... ایراد فرمودند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

مجلس خبرگان منبع و منشأ آرامش

* مجلس خبرگان می تواند مظهر تام و تمام این انزال سکینۀ الهی باشد؛ چون این انزال سکینۀ الهی از نشانه های ایمان است: ]هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم[؛[1] این سکینۀ الهی، مایۀ ازدیاد ایمان و مایۀ تقویت ایمان است.

* خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین می دهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی می دهد که ]وَلِلَّهِ جُنودُ السَّماواتِ وَالأَرضِ[. از چه انسان واهمه کند؟ همۀ نیروهای زمین و آسمان، همۀ سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما مؤمن باشیم، اگر ما بندۀ خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار می گیرند. این همان آرامشی است که انسان پیدا می کند.

انتخاب خبرگان؛ انتخاب ارزشهای اسلامی

* دو انتخابات مهم در این مجلس [خبرگان] انجام می گیرد: یکی انتخاب به وسیلۀ مردم که معتمدین خودشان را معیّن می کنند و انتخاب می کنند که این معتمدین عمدۀ کارشان هم انتخابی است که بعداً آنها خواهند کرد؛ انتخاب دوّم، [یعنی] انتخاب رهبری. دو انتخاب در اینجا وجود دارد؛ یعنی مجلس خبرگان مظهر حضور مردم و مظهر مردمی بودن و دخالت آراء مردم و سلایق مردم است؛ هیچ نهاد دیگری را ما به این شکل نداریم که دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد که نشان دهندۀ اراده ها و نیّتهای مستقل باشد. انتخاب دوّم هم انتخاب رهبری است؛ در اینجا تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی.

* بنابراین انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی.

* این مجلس همچنین(خبرگان) مظهر آراء مردم و مردم سالاری دینی یا مردم سالاری اسلامی هم هست؛ یعنی مظهر مردم سالاری اسلامی به طور کامل و تام و تمام در واقع این مجلس است؛ اهمّیّت مجلس اینجا است.

استقلال فکری، لازمۀ مجلس خبرگان

* مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد که حالا عرض می کنم این استقلال فکری بر چه مبنا است. عمده این است که اسیر کلیشه های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود. یک تفکّراتی، یک مفاهیمی از سوی تبلیغات پُرحجم نظام سلطه، به طور شبانه روزی در سرتاسر عالم دارد پراکنده می شود؛ یکی از مهم ترین مسائل این است که ما باید اسیر نشویم. این سفارش فقط به مجلس خبرگان نیست، این سفارش به همۀ مسئولان کشور است، به همۀ ارکان نظام است، بلکه سفارش به همۀ صاحب نظران است – صاحب نظران سیاسی، صاحب نظران اجتماعی، صاحب نظران دینی- که مراقب باشند: ]وَ اِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِی الأَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ الله[؛[2] این را بدانند. این جور نیست که چون حالا با یک حجم عظیمی از تبلیغات بر روی یک موضوعی تمرکز می کنند، تکیه می کنند، تکرار می کنند، با زبانهای مختلف آن را بیان می کنند، ناچار ما هم بایستی همرنگ جماعت بشویم و همان را مطرح کنیم، همان را تکرار کنیم؛ نه، ما خودمان مبانی داریم، ما فکر داریم.

رویکرد سلطه طلبانۀ استکبار در جعل مفاهیم

* استکبار در صدد آن است که کلیشه های مورد نظر خودش را به همۀ مردم دنیا تحمیل کند؛ هم به آحاد ملّتها، هم بالخصوص به مسئولان و مؤثّران کشورها؛ یعنی دولتها، نمایندگان مجالس، تصمیم گیران، تصمیم سازان، به قول خودشان اتاقهای فکر، به همۀ اینها می خواهند آن کلیشه های خودشان را تحمیل کنند و آن را وارد ذهن آنها و فضای ذهنی آنها بکنند. مایلند همه، جهان را از منظر آنها ببینند؛ مفاهیمی را که آنها بر روی آن تکیه می کنند، با همان رویکرد آنها، با همان نگاه آنها تشخیص بدهند و بشناسند.

این رویکرد، رویکرد سلطه طلبانه است؛ با این رویکرد سلطه طلبانه مفاهیمی را یا جعل می کنند یا دست کاری می کنند و معنا می کنند و مایلند همه، طبق معنای آنها این مفاهیم را بفهمند و به کار بگیرند و در ادبیّاتشان از آنها استفاده کنند. فرض بفرمایید تروریسم یک مفهومی است که استکبار آن را در یک معنای خاصّی به کار می برد؛ یا حقوق بشر یا دموکراسی. فرض بفرمایید که شش ماه بمباران یمن و کوبیدن خانه ها و مدارس و بیمارستانها و مانند اینها تروریسم نیست؛ مکرّر در مکرّر حمله کردن به مناطق فلسطینی ها در غزّه و غیر غزّه و کشتن صدها بلکه هزارها کودک و زن و مرد بی گناه و انسان بی دفاع تروریسم نیست؛ اینکه مردم بحرین می گویند که ما هر نفر در داخل این کشور یک رأی داشته باشیم، این ربطی به حقوق بشر ندارد، این مطالبۀ حقوق بشر نیست؛ امّا دفاع نیروهای مقاومت در فلسطین و لبنان تروریسم است؛ گروه هایی که در لبنان یا در فلسطین مقاومت می کنند، با اشغالگر می جنگند، از سرزمین خودشان و از خانۀ خودشان دفاع می کنند، اسمش تروریسم است! آنچه در کشورهای مستبدّ دنیا - که جزو اطرافیان و حلقۀ نزدیک سلطه و آمریکا در این منطقه محسوب می شوند – می گذرد، ضدّ حقوق بشر نیست؛ امّا فرض کنید مجازات مجرمی که اعتراف به جرم کرده و می کند یا مجازات یک اخلالگری که ده ها یا صدها یا هزارها نفر را در یک کشور معتاد می کند به مواد مخدّر، می شود ضدّ حقوق بشر! اینها این جوری هستند؛ یعنی مفاهیم را خودشان معنا می کنند؛ می خواهند آن جور که خودشان معنا می کنند، دیگران [هم] آن جور بفهمند و با ادبیّات آنها حرف بزنند.

ویژگی مهم انقلاب اسلامی ایران

* اهمّیّت این انقلاب و علّت اینکه این انقلاب زلزله در دنیا ایجاد کرد، این نبود که یک حکومتی را سرنگون کرد؛ نه، علّت این بود که یک منظومۀ فکری نو را به دنیا عرضه کرد و امروز هم همچنان در اکناف عالم، این منظومۀ فکری در حال پیشرفت است. با وجود سعی ای که در اخفاء آن و کتمان آن می کنند، این منظومۀ فکری دست به دست می گردد و بسیاری از دلها در دنیا - چه در دنیای اسلام، چه در حدّ کم تری در خارج از دنیای اسلام- [به آن] جذب می شوند؛ دلها هنوز متوجّه این منظومه است و این منظومۀ فکری همچنان طراوت و تازگی خودش را حفظ کرده.

خصوصیّات منظومۀ فکری انقلاب اسلامی

* یکی از اجزای مهمّ این منظومۀ فکری که خیلی هم جاذبه دارد، عبارت است از نفی ظلم، نفی استکبار، نفی استبداد - استبداد هم اعم است از استبدادی که حکّامی و حکومتهایی در کشورهای خودشان نسبت به مردم خودشان انجام می دهند، و آن استبداد و دیکتاتوری ای که نظام سلطه در سطح جهان به وجود می آورد- این یک بخشی از این منظومۀ فکری است. عزّت ملّتها، عزّت ملّی و در کشورهای اسلامی عزّت اسلامی؛ استغناء ملّتها از تکیه کردن به دیگران و آویزانِ قدرتها بودن؛ اینها جزو مجموعۀ فکری اسلام است. استقلال همه جانبه -استقلال بسیار امر مهمّی است- استقلال فکری، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، که از همه مهم تر هم استقلال فکری است که میتواند بقیّۀ این استقلالها را به دنبال خودش بیاورد؛ اینها جزو چیزهایی است که در نظام فکری اسلامی و آن منظومۀ فکری اسلامی وجود دارد و همینها است که جاذبه می دهد؛ و اینها طراوت دارد، اینها کهنه شدنی نیست، اینها تمام شدنی نیست.

خودباوری؛ ثمرۀ منظومۀ فکری

* نتیجۀ این نگاه های فکری، این است که ملّت خودباوری پیدا می کند که امروز ملّت ما این خودباوری را پیدا کرده. این خودباوری در کشور ما بحمدالله روزبه روز هم زیاد شده است. با اینکه دائماً مانع ایجاد کرده اند، مدام بر سرش زده اند، مدام جلویش گرفته شده به انحاء مختلف، امّا خوشبختانه خودباوری در کشور ما روزبه روز رو به رشد است. خودباوری هست، آزادی فکری هست، آزادی عملی هست - یعنی آزادی فردی نه با منطقِ آزادی فردیِ غربی و آمریکایی؛ آنها ضدّ آزادی است؛ آزادی به معنای حقیقی کلمه- سبک زندگی اسلامی هست، نوآوری هست، هم افزایی هست، اتّحاد ملّی هست. اینها چیزهایی است که با داشتن آن تفکّرات، اینها در ذهنیّت جامعه، در عمل جامعه، در واقعیّت جامعه تحقّق پیدا می کند و همۀ اینها در جهت ارزشهای اسلامی [است]. خب اینها یک ملّت را رشد می دهد. وقتی در یک ملّتی، نگاه فکری مستقلّی بود، اعتمادبه نفس ملّی وجود داشت، ابتکار وجود داشت، نوآوری وجود داشت، تلاش و کار وجود داشت، وحدت کلمۀ بین همۀ نیروها وجود داشت، حرکت مستمرّی وجود داشت، این خصوصیّات موجب می شود که یک ملّت رشد پیدا کند. و ملّت ما رشد پیدا کرده خوشبختانه. و البتّه موانع زیاد بوده که عرض می کنم.

وظایف همگانی در قبال حرکت دشمن

* ما ملّت ایران، ما جوانها، ما اهل ابتکار، ما علمای دین، ما روشنفکران دانشگاهی، ما هستیم که باید در مقابل این حرکت (حرکت استکباری)، آن حرکت اساسی خودمان را حول محور همان منظومۀ فکری پیش ببریم. باید همه تلاش کنند، همه کوشش کنند، همه کار کنند و همه بدانند دشمن می خواهد چه کار کند؛ حواسشان همه جمع باشد. این آن حسّاسیّتی است که من می خواهم در همۀ مسئولین کشور به وجود بیاید، بدانند که دشمن در چه کار است؛ بدانند که هدف دشمن چیست؛ با لبخند دشمن، با احیاناً یک مساعدت کوتاه مدّت دشمن در یک امری، در یک مسئله ای، یا فرض کنید مساعدتی که در یک جا کرد، یک همراهی ای کرد، یک کلمه حرفی احیاناً - که خیلی هم بعید است - به نفع جمهوری اسلامی بر زبان آورد، به این حرفها ما فریب نخوریم؛ بدانیم دشمن چه کار می خواهد بکند.

___________________________________________

[1]. «او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.» فتح/4.

[2]. «و اگر از بیش‏تر کسانی که در [این سر] زمین می‏باشند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می‏کنند.» انعام/116.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.