صلوات در ساحت نیایش

 (نکاتی پیرامون صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت)

نصرالله حسین زاده و محمد جواد روح اللهی

مقدمه: مقام سرور کائنات، حضرت ختمی مرتبت، محمّد (ص) به قدری والا و بلند است که پروردگار عالم و فرشته هایش بر او درود و سلام می فرستند و دستور داده شده که ما نیز بر آن حضرت و آل پاکش درود فرستیم: ]اِنَّ اللهَ و مَلائِکَتهُ یُصَّلونَ عَلَی النََّبیِّ یَا اَیُها الَّذینَ آمَنوُا صَلّوُا عَلَیهَ وَ سَلِّموُا تَسلِیماً[. [1]

در این مقاله قطره ای از دریای فضایل بیکران صلوات بر آن حضرت را برشمرده، امید است مشمول این روایت حضرتش قرار گیریم که فرمود: «مَن صَلَّی عَلَیَّ فِی کِتَابٍ لَم تَزَلِ المَلائِکَةُ تَستَغفِرُ لَهُ مَادامَ اسمِی فِی ذَلِکَ الکِتَابِ؛[2] هر کس در نوشته ای بر من صلوات بنویسد، تا زمانی که نام من در آن نوشته است، فرشتگان پیوسته برای او [از درگاه حق]، طلب آمرزش می کنند.»

1. معنای صلوات

صلوات، جمع «صلاة»[3] بر وزن سلام است که در ادبیات عرب در معانی ذیل استعمال شده است:

الف) دعا

راغب اصفهانی می گوید: بیش تر اهل لغت گفته اند: صلاة به معنای دعا و تبریک و تمجید است. در سورة توبه، آیة 103 نیز به معنای دعا آمده است.[4]

ب) رحمت

ج) نماز

د) درود بر پیغمبر (ص)

در این معنا، هم در واحد و هم جمع، هر دو استعمال می شود.[5]

هـ) توجه و انعطاف[6]

در «تفسیر المیزان» ذیل آیة 43 سورة احزاب آمده است: معنای جامع صلاة، چنانکه از موارد استعمال آن به دست می آید، «انعطاف» است و به اختلاف نسبت متفاوت می شود.[7]

2. نسبت بین صلوات و رحمت

در اینجا لازم است نسبت بین صلوات و رحمت را در آیة: ]أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[[8] بیان کنیم.

طبق این آیه، صلوات از جهتی غیر از رحمت است. شاهد آن اینکه صلوات به صیغة جمع آمده است و رحمت مفرد.

در آیة شریفة: ]هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمً[[9]؛ «او کسی است که بر شما صلوات می فرستد و ملائکة او نیز، تا شما را از ظلمتها به سوی نور خارج کند و او همواره نسبت به مؤمنین مهربان است.» با در نظر گرفتن این نظم، معنای آن چنین می شود: اگر خدای تعالی بر شما صلوات می فرستد، از او همین انتظار را باید داشت؛ برای اینکه خداوند عادت دارد نسبت به مؤمنین مهربانی و رحمت کند و شما نیز مؤمنید، پس شأن شما اقتضا می کند که بر شما نیز صلوات بفرستد تا به شما هم رحمت کرده باشد.

پس از این آیه استفاده شد که نسبت صلوات به رحمت، نسبت مقدمه به ذی المقدمه است و یا به عبارتی، نسبت برگشتن به نگاه کردن است که اول باید برگشت، بعد نگاه کرد و یا مانند نسبت انداختن در آتش و سپس سوزاندن.[10] ]وَ أُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[ گویی این جمله به منزلة نتیجه برای جملة: ]أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ و رَحمَة[ است، و به همین جهت نفرمود: «صٌلواتٌ مِن رَّبِهِم وَ رَحمَةُ وَ هدایةُ» و نیز نفرمود: «وَ اولئِک َهُم المُهدیّوُن» (ایشان تنها کسانی اند که هدایت شده اند.)؛ بلکه اولاً کلمة «اولئِک» را مجدد آورد تا از آن جملات قبل جدا شود و ثانیاً به صیغة «مُهتَدون» آورد تا به قبول هدایت اشاره کرده باشد؛ چون قبول هدایت، فرع هدایت است.[11]

تا اینجا روشن شد که رحمت خدا به مؤمنان این است که ایشان را به سوی خود هدایت نماید و صلوات او بر ایشان به منزلة مقدمة این هدایت است و اهتدای ایشان نتیجة هدایت خداست؛ یعنی خدا ایشان را هدایت کرد و ایشان نیز هدایت خدا را قبول کردند، پس هر یک از صلاة و رحمت و اهتدا، معنایی جداگانه دارند؛ هر چند از نگاهی دیگر همگی مصادیق رحمت هستند.

ابن عباس می گوید: در آیة 157 سوره بقره[12] «صلوات» به معنای برکت است و بعضی آن را به معنای مغفرت می دانند و «رحمت»؛ یعنی نعمت دنیا و آخرت؛ چون هر فردی به نعمت خدا در دنیا و آخرت محتاج است.[13]

3. مراد از «آل» در صلوات

دربارة کیفیت صلوات بر پیامبر (ص) روایات زیادی از طریق فریقین رسیده که صریحاً کلمة «آل محمّد» را به هنگام صلوات بر آن حضرت بیان کرده اند.

مراد از آل در ذکر صلوات، حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و اَئمه( هستند، چنانچه مراد از «ذَوی القُربی» نیز آنانند و روایات زیادی در باب لزوم ضمیمه کردن آل پیغمبر (ص) در ذکر صلوات، وارد شده است.[14] مانند:

1. پیامبر (ص) فرمود: «مَن صَلَّي عَلَيَّ وَ لَم یُصَلِّ عَلي آلي لَم یَجِد ریحَ الجَنَّةِ؛[15] کسی که بر من صلوات بفرستد؛ ولی بر آل من صلوات نفرستد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.»

2. «ابن حجر» در «صواعق المهرقة» نقل می کند: پیامبر (ص) فرمود: هرگز بر من صلوات ناقص نفرستید. عرض کردند: صلوات ناقص چیست؟ فرمود: اینکه فقط بگویید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ»؛ بلکه بگویید: «اَللَّهُم َّصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».[16]

لازم به ذکر است که در صحیحین بخاری[17] و مسلم[18] - که معروف ترین منابع حدیث اهل سنّت است - روایات متعددی در این زمینه نقل شده است؛ اما جای تعجب است که در «صحیح مسلم» با اینکه در چند حدیث، چند بار «محمّد و آل محمّد» با هم ذکر شده است، باز عنوانی را که برای باب انتخاب کرده، «بابُ صَلَاةٌ عَلی النَبیُّ صَلی الله علیهِ وَ سَلّم» و بدون ذکر آل است!

4. دلیل قرآنی بر صلوات

خدای متعال فرموده است: ]اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتهُ یُصَّلونَ عَلَی النََّبِیِّ یَا اَیُهَا الَّذیِنَ آمَنُوا صَلّوُا عَلیهِ و سَلِّمُوا تَسلیِماً[[19]؛ «به درستی که خدای تعالی و ملائکة او بر پیغمبر درود می فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و رسول صلوات فرستید و بر او سلام گویید، سلام گفتنی.» یا خود را تسلیم اوامر او نمایید.

هرگاه صلات و صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد، به معنی طلب رحمت می باشد؛ تعبیر به «یصلّون» به صورت فعل مضارع، دلیل بر استمرار است؛ یعنی پیوسته خداوند و فرشتگانِ رحمت، بر او درود می فرستند.[20]

«سلّموا» دو معنا دارد: الف) سلام فرستادن بر پیامبر (ص) به عنوان «السلام علیک یا رسول الله» و مانند آن، که محتوایش تقاضای سلامت برای پیامبر (ص) از پیشگاه خداست؛

ب) به معنای تسلیم در برابر فرمانهای پیامبر (ص) است.[21]

5. حکم فقهی صلوات

ذکر صلوات در تشهّد نماز واجب و در موارد زیادی از نماز مستحب است و بین فقها اختلاف نظر است در اینکه وقتی اسم مبارک پیامبر (ص) برده می شود، صلوات واجب است یا مستحب؟

الف) قول وجوب صلوات

مرحوم صدوق، صاحب کنز العرفان، صاحب حدائق و شیخ بهایی در مفتاح الفلاح و کاشانی در وافی و مازندرانی در شرح کافی و بعضی جماعت دیگر قائل به وجوب صلوات شده اند. دلیل آنان اخباری است که صریح یا ظاهر بر وجوب دلالت دارند و اینکه ترک صلوات، مستوجب عقوبت است.

ب) قول به استحباب

بعضی قائل به استحباب صلوات شده، استناد کرده اند به خبری که از رسول اکرم (ص) نقل شده که فرمود: «اَلبَخیلُ حَقّاً مَن ذُکِرتُ عِندَهُ فَلَم یُصَّلِ عَلَیَّ؛[22] بخیل واقعی کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد.»؛ مشهور بین متأخرین و متقدّمین، استحباب موکّد است.[23]

6. صلوات انبیا بر پیامبر اکرم (ص)

از طریق عامه و خاصه احادیث متواتری وارد شده است که از تمام پیغمبران عهد و پیمان گرفتند بر اقتدا و متابعت آن حضرات از حضرت محمّد (ص) و متواتر است که حضرت عیسی (ع) پشت سر حضرت صاحب الامر (ع) نماز می خواند و بر حضرت محمّد و آل او صلوات می فرستد.[24]

در روایت آمده است که حضرت محمّد (ص) روزی هفتاد مرتبه استغفار می کرده است[25] و هیچ یک از بندگان خدا به اخلاق انبیا شباهتی ندارند و خداوند کسی را به مثل آنها نیافریده است. خدای عزوجل دوستی و اطاعت از پیغمبران را سبب رضایت خود قرار داده و انکار آنها را مایة غضب خود خوانده است و خداوند به بندگان امر فرموده است که متابعت و پیروی از دین پیغمبر زمان خودشان کنند و فرموده است: من اطاعت و بندگی هیچ قومی را، مگر به اطاعت و بندگی پیغمبر خودش قبول نمی کنم؛ یعنی قبول بندگی و اطاعت من، وابسته به اطاعت پیغمبر زمان خودتان است، پس همة پیغمبران، از آدم تا خاتم را باید بزرگ دانست و گرامی داشت و بی دلیل و حجت از جانب خود پیغمبری را برتر از پیغمبر دیگر ندانیم. ما نمی توانیم به حقیقت مرتبة پیغمبران برسیم.[26]

صلوات حضرت آدم (ع)

ابتدای خلقت، هنگامی که حضرت آدم (ع) به حضرت حوّا (س) نگاه کرد، گفت: پروردگارا! او را به ازدواج من درآور. خدای متعال فرمود: ای آدم! مهریه اش را بیاور. عرض کرد: نمی دانم مهریه اش چیست؟ فرمود: یا آدم! ده مرتبه بر محمد و آل او صلوات بفرست. حضرت آدم (ع) انجام داد و خداوند حوّا را به او تزویج نمود.[27]

صلوات حضرت ابراهیم (ع)

از امام حسن عسکری (ع) روایت شده است که فرمود: «إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا لِكَثْرَةِ صَلَاتِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ؛ خداوند عز و جل حضرت ابراهیم (ع) را دوست خود قرار داد به خاطر اینکه او زیاد بر محمد (ص) و اهل بیت او( صلوات می گفت.»[28]

صلوات حضرت یوسف (ع)

امام صادق (ع) می فرماید: «وقتی برادران یوسف او را در چاه انداختند، جبرئیل فرود آمد و گفت: ای پسر! چه کسی تو را در این چاه انداخت؟ یوسف فرمود: برادران من، به جهت قرب و منزلتم نزد پدر، حسادت ورزیدند و مرا به چاه انداختند. جبرئیل عرض کرد: آیا می خواهی از چاه بیرون روی؟ فرمود: هرچه خدا بخواهد. عرض کرد: به درستی که خداوند متعال فرموده است این دعا را بخوان: خدایا! از تو درخواست می کنم، به خاطر اینکه خدایی جز تو نیست و تویی آفرینندة آسمانها و زمین. ای صاحب بزرگی و بخشش! ای آنکه بر محمّد (ص) و آل محمّد( رحمت می فرستی! پس در کار من دری بگشا و مرا از بلاها نجات ده.»[29]

7. آثار و فواید صلوات

برای صلوات آثار و فواید زیادی شمرده شده که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

الف) استجابت دعا با صلوات

یکی از راه های استجابت دعا و شرایط آن این است که ابتدا و امتهای دعاهایمان صلوات بفرستیم؛ امام صادق (ع) فرموده است: مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَ يَدَعَ  الْوَسَط؛[30] کسی که حاجتی از خداوند دارد، باید ابتدا بر محمّد (ص) و آل محمّد (ع) صلوات بفرستد و بعد از آن حاجت خود را بخواهد و آخر دعا نیز دوباره صلوات بفرستد؛ زیرا خدا کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند.» پس صلوات موانع استجابت دعا را برطرف می کند.

ب) بهترین عمل

راوی می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: وارد خانة خدا شدم و هیچ دعایی جز صلوات بر پیامبر (ص) به یادم نیامد. حضرت فرمود: «لَمْ یَخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ؛[31] هیچ کسی کاری بهتر از کار تو در آنجا انجام نداده است.»

از این روایت می توان فهمید که خود صلوات نوعی دعا و صحبت کردن با خداست.

ج) امان ماندن از بلا

انسان در طول زندگی به دنبال راهی برای رسیدن به منافع مادی و معنوی خود است تا خود را با آن بیمه کند. روایات معصومین( به ما می آموزند که چگونه هم خود را بیمه کنیم و هم توشه ای برای آخرت برداریم.

امام صادق (ع) فرمود: هرکس بعد از نماز ظهر روز جمعه سه مرتبه بگوید: «اَللهُمَّ اجْعَلْ صَلَواتُکَ وَ صَلَوَاتُ مَلَائِکَتِکَ وَ َرُسُلِکَ عَلَی مُحَمَّد ٍوَ آلِ مُحَمَّد ٍوَ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ تا جمعة دیگر در امان است.»[32]

د) از بین بردن نفاق

بی شک صفت رذیلة نفاق، عقاید انسان مسلمان را تهدید می کند. صلوات دسته جمعی نفاق را از قلب انسان دور می کند. امام صادق (ع) می فرماید: «رسول خدا (ص) فرمود: الصَّلَاةُ عَلَیَّ وَ عَلَی أَهلِ بَیتِی تَذهَبُ بِالنِّفَاقِ؛[33] صلوات بر من و اهل بیتم، نفاق را از بین می برد.»

هـ) برآورده شدن حاجات

یکی از آثار صلوات، برآورده شدن حاجات است.

امام رضا (ع) می فرماید: «کسی که پس از نماز صبح یا مغرب، پیش از آنکه برخیزد، یا با کسی صحبت کند، بگوید: «]اِنَ الله و مَلائِکَتَهُ یُصَلّونَ عَلَی النَّبیّ یا اَیُّها الَّذینَ آمنوا صَلّوا عَلَیهِ وَ سَلِّموا تَسلیماً[ اَللهُمَّ صَلِّ عَلی محمّدٍ النَبی و ذُریَّتهِ»[34] خداوند صد حاجت او را برآورده می سازد؛ هفتاد حاجت در دنیا و سی حاجت در آخرت.» از آن حضرت سؤال شد: مراد از صلوات خدا، فرشتگان و مؤمنین چیست؟ فرمود: مراد از صلوات فرستادن خدا «نزول رحمت» است بر او، و منظور از صلوات فرستادن فرشتگان این است که آنان پیامبر (ص) را مدح و ثنا می گویند، و معنی صلوات فرستادن مؤمنین، دعای آنان برای پیامبر (ص) است و یکی از اسرار آل محمّد( در صلوات بر پیامبر و آل او، همین صلوات است.[35]

8. تبعات ترک صلوات

همانطور که برای صلوات آثار و برکات زیادی نقل شده است، ترک آن نیز دارای تبعات مختلفی است که در اینجا به دو مورد از آن اشاره می شود:

الف) گم کردن راه بهشت

پیامبر (ص) فرمود: «مَن نَسِیَ الصَّلَاةَ عَلَیَّ، فَقَد أَخطَأَ طَریِقُ الجَنَّةِ؛[36] کسی که صلوات بر من را فراموش کند، راه بهشت را گم کرده است.»؛ یعنی درود و صلوات بر پیامبر (ص) چنان ارزشمند است که فراموش کنندة آن از مسیر آسان بهشت دور گشته یا آنکه فراموشی صلوات باعث فراموشی دستورات آن حضرت و گم کردن مسیر بهشت می شود.

ب) سقوط در جهنم

وقتی کنار درّه ای می رویم، تکیه گاهی می ‎خواهیم تا به درون آن سقوط نکنیم، و یا وقتی می خواهیم از روی پل عبور کنیم، ترس از سقوط داریم؛ ولی روایات به ما نشان می دهند که صلوات فرستادن از سقوط در جهنم جلوگیری می کند؛ چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مَنْ  ذُكِرْتُ  عِنْدَهُ  فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ، دَخَلَ النَّارَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه؛[37] کسی که اسم مرا نزدش ببرند و بر من صلوات نفرستد، به جهنم می رود و پروردگار سبحان او را از رحمتش دور می کند.»

نتیجه گیری

صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) و اهل بیت آن حضرت از اهمیت به سزایی برخوردار است.

همچنین در نمازهای واجب و مستحبی صلوات بر ساحت حضرت ختمی مرتبت (ص) چنان دارای ارج و قرب والایی است که حتی در اثنای نماز واجب، اگر فردی نام آن حضرت را بشنود، باید بر آن حضرت و آل پاکش صلوات بفرستد و نمازی که صلوات آن حضرت و آل پاکش در آن نباشد، هیچ گونه مقبولیتی نخواهد داشت.

___________________________________________

[1]. احزاب/ 56.

[2]. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، اسوه، قم، چاپ اول، 1414ق، ج2، ص‏50؛ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج91، ص‏71.

[3]. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، دارالکتب العلمیه ، بیروت، چاپ سوم ، 1430 ق، ج‏6، ص329؛ تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374ش، ج‏17، ص‏418.

[4]. مفردات الفاظ قرآن، حسین بن محمّد راغب اصفهانی، نشر مرتضوی، تهران، چاپ دوم، 1374ش، ج‏4، ص‏147: ]خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِم بِهَا وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَ اللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[ .

[5]. حجة التفاسیر و بلاغ الاکسیر، سید عبدالحجت بلاغی، انتشارات حکمت، قم، اول، 1386ش، تعلیقیه 2، ج‏7، ص457.

[6]. قاموس قرآن، علی اکبر قریشی بنایی، دارالکتب اسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش، ج‏4، ص‏146.

[7]. ]هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا[ احزاب/ 43.

[8]. بقره/ 157.

[9]. احزاب/ 43.

[10]. ر.ک: ترجمه تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج‏1، ص‏542.

[11]. همان، ص‏577.

[12]. ]أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[.

[13]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، مترجم: گروهی از مترجمان، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش، ج‏2، ص‏129.

[14]. اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، نشر اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378ش، ج‏1، ص195؛ ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، 1416ق ج‏4، ص‏627؛ بحار الانوار، ج‏25، ص‏212.

[15]. مرآة العقول، محمدباقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، دوم، 1404ق، ج‏12، ص‏95.

[16]. تفسیر نمونه، ج‏17، ص‏419؛ حدائق الناظرة فی احکام العترة الطاهرة، یوسف بن احمد بحرانی، مؤسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1363ش، ج‏8، ص‏465.

[17]. صحیح بخاری، بی تا، بمبئی، 1270 ق، ج‏6، ص‏151.

[18]. صحیح مسلم،المکتب التجاری، بیروت، بی تا، ج‏1، ص305.

[19]. احزاب/ 56.

[20]. تفسیر نمونه (به نقل از مجمع البیان)، ج‏17، ص417.

[21]. همان.

[22]. تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، شیخ محمّدبن حسن حر عاملی، مؤسسه آل‏البیت، قم، چاپ اول، 1409ش، ج‏7، ص‏204.

[23]. اطیب البیان، ج‏1، ص‏189.

[24]. لوامع صاحب قرانی، مشهور به شرح فقیه، محمّد تقی بن مقصود علی مجلسی، انتشارات اسماعیلیان، قم، چاپ اول، 1414ق، ج‏4، ص‏120.

[25]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ترجمه کمره ای، اسوه، قم، چاپ سوم، 1375ش، ج‏2، ص‏540؛ «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ- يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً وَ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَبْعِينَ مَرَّةً. قَالَ: قُلْتُ: كَانَ يَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ؟ قَالَ: كَانَ يَقُولُ: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ! أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ! سَبْعِينَ مَرَّةً وَ يَقُولُ: وَ أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ! وَ أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ! سَبْعِينَ مَرَّةً.»

[26]. شرح مصباح الشریعه، زین الدین بن علی شهید ثانی، برگردان: عبدالرزاق گیلانی، پیام حق، تهران، چاپ اول، 1377ش، صص 424 - 425.

1. وسایل الشیعه، ج‏7، ص‏194.

[28]. علل الشرائع، ج‏1، ص‏34، باب 32، ح 3.

[29]. مهج الدعوات و منهج العبادات، علی بن موسی بن طاوس، ترجمه طبسی، رایحه، تهران، چاپ اول، 1379ش، ص‏474.

[30]. کافی، کلینی، دار الحدیث، قم، 1429 ق، ج‏6، ص‏89.

[31]. همان، ص‏91؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، علی بن بابویه(شیخ صدوق)، ترجمه: بندر ریگی، دار الشریف قم، چاپ سوم، 1379ش، ص‏333.

[32]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسه آل‏البیت، قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏6، ص‏97: ترجمه: «خدایا! درودهای خود، درودهای فرشتگان و فرستادگانت را بر محمّد و خاندان محمّد- قرار ده و در گشایش امر خاندان پیامبر شتاب فرما!».

[33]. کافی، کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق، ج‏2، ص‏492.

[34]. «همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر صلوات می‏فرستند، پس ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بر او صلوات بفرستید و بر او زیاد سلام کنید، سلامی نیکو.» خداوندا! بر محمد و دودمان او درود فرست!

[35]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص‏335.

[36]. کتاب سلیم بن قیس، نشر الهادی، قم، 1405 ق، ج‏1، ص542.

[37]. کافی، ج‏1، ص‏495.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

مطالب مرتبط