تفاوتهای جهاد اکبر و جهاد اصغر

عبدالله رضوانشهری

ملّت شجاع ایران در قرن اخیر، مورد انواع و اقسام هجمه ها و حمله ها قرار گرفته و از انواع نبردها، ضربه و آسیب خورده است؛ ولی توانسته از خود دفاع کند و امّت وسط و اسوة کشورهای اسلامی و آزادی خواه جهان قرار گیرد و از نهضت تنباکو تا نبرد هسته ای، همواره و هر روزه، انواع حیله های بیگانگان را به خود دیده است. در جنگ تحمیلی بیش تر کشورها (همچون جنگ احزاب)، دست به دست هم دادند؛ ولی خداوند ایران را پیروز میدان قرار داده! زیرا ملّت ایران در جهاد اکبر پیروز شده بود. در تحمیل تحریمها نیز بسیاری از قدرتهای اروپایی، عربی و عبری، پشت به پشت هم، علیه ما توطئه می کنند و تنها راه پیروزی بر آنها، پیروزی ملت مسلمان در جهاد اکبر و مبارزه با امیال نفسانی است.

بنابراین می توان گفت جهاد اکبر از جایگاه والایی در فرهنگ دینی برخوردار است و بایستی به آن توجه شود.

اهمیت جهاد اکبر

پیامبر خدا (ص)، سپاهی را برای جنگ گسیل داشت. هنگامی که لشکر فاتح اسلام برگشت، حضرت به استقبال رزمندگان سرافراز و پیروز رفتند و فرمودند: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ  قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ؟ قَالَ: جِهَادُ النَّفْسِ؛[1] خوش آمد می گویم به گروهی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند؛ ولی جهاد اکبر همچنان بر عهدة آنان باقی مانده است. پرسیدند: یا رسول الله! جهاد اکبر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس است.»

حضرت امیر (ع) در باب خودسازی و جهاد اکبر، بیش از هزار جمله دارد، از جمله می فرماید: «غَايَةُ الْمُجَاهَدَةِ أَنْ يُجَاهِدَ الْمَرْءُ نَفْسَهُ؛[2] نهایت و اوج پیکار و مجاهدت، آن است که انسان با نفس خود پیکار کند.»

همچنین آن حضرت در جای دیگر می فرماید: «خَيْرُ الْجِهَادِ جِهَادُ النَّفْسِ؛[3] بهترین جهاد، جهاد با نفس است.»

جهاد اکبر وظیفه ما طلاب و مبلّغان

امام خمینی! که عارفی والا مقام بود و در راه جهاد اکبر تلاشها و کوششهای فراوانی کرده بود، می نویسد: «کوشش و مجاهده کن که انگیزات الهی و برای دوست باشد و اگر عرضه کنی، برای خدا و تربیت بندگان او باشد، نه برای ریا و خودنمایی، که خدای نخواسته جزء علمای سوء شوی که بوی تعفّنشان اهل جهنّم را بیازارد.»[4]

ایشان در جای دیگری می نویسد: «اگر انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکیة آن برنیاید و نفس را سرخود بار آورد، هر روز؛ بلکه هر ساعت، بر حجابهای آن افزوده شود، و از پس هر حجابی، حجابی؛ بلکه حُجُبی برای او پیدا شود تا آنجا که نور فطرت به کلّی خاموش و مطفی شود و از محبت الهیّه در آن اثری و خبری نماند.»[5]

اینک تبیین خودسازی و راز دشواری آن را در قالب و طرح تفاوتهای جهاد اکبر و جهاد اصغر بیان می کنیم.[6]

بی جهاد اکبر، سرنوشت رزمنده، بسان خوارج نهروان و یا منافقان راهی جنگ اُحد می شود که در نزدیکی میدان با دیدن جمعیت خود که به یک سوم جمعیت هزار نفرة لشکر می رسید، به بهانة واهی، دنبال «عبدالله بن اُبیّ بن ابی سلول» راه افتادند و به مدینه برگشتند

تفاوتهای جهاد اکبر و جهاد اصغر

برخی از تفاوتهای جهاد اکبر و جهاد اصغر به صورت فشرده مطرح می شود تا راه برتر بودن جهاد اکبر مشخص شود و معلوم گردد چرا این جهاد از کار رزمندگانی که دست از جان می شویند و تمام دنیا را رها می کنند تا دین و آرمانهای آن زنده بماند، برتر و والاتر است.

1. در جهاد اصغر، دشمن مشخص است و روبه رو قرار دارد؛ ولی در میدان مبارزه با نفس(جهاد اکبر)، نفسِ توجیه گر و تسویل گر انسانی، خود را به صورت دوست در درون دل و نهان جان مخفی کرده، همراه با وساوس به فریب انسان می پردازد. در مجاری ادراکه و دیدگاه انسان تصّرف می کند، به گونه ای که گویا کر و کور و حیوان است. قرآن کریم می فرماید: ]أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ  هَواه  أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً * أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً[؛[7] [ای پیامبر] دیدی حال آن کسی که هوای نفسش را خدای خود ساخت؟ آیا تو حافظ و نگهبان او توانی شد؟ یا می پنداری که اکثر اینان می شنوند یا فکر و تعقّلی دارند؟ اینان در بی عقلی بس، مانند چهارپایانند؛ بلکه نادان و گمراه تر.»

حضرت امیر (ع) می فرماید: «النَّفْسُ الْأَمَّارَةُ الْمُسَوِّلَةُ تَتَمَلَّقُ  تَمَلُّقَ  الْمُنَافِقِ  وَ تَتَصَنَّعُ بِشِيمَةِ الصَّدِيقِ الْمُوَافِق ...؛[8] نفس امّاره و آرایشگر، بسانِ منافق، چاپلوسی می کند و به شیوة یک دوست موافق رفتار می نماید (تا آنگاه که فریب دهد)....»

و نیز می فرماید: «إِنَّ  نَفْسَكَ  لَخَدُوعٌ  إِنْ تَثِقْ بِهَا يَقْتَدِكَ الشَّيْطَانُ إِلَى ارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ؛[9] به درستی که نفس تو بسیار پرفریب است. اگر به آن اعتماد کنی، شیطان تو را به سوی ارتکاب محرّمات می کشاند.»

به طور مثال پلیدی اعتیاد این بلای خانمانسوز، از اوضح واضحات است؛ ولی نفسِ مسوّله در ابتدای کار برای فرد معتاد چنین ترسیم و وسوسه می کند که برای نجات از افسردگی، از باب تفریح، یا برای التذاذ و همراهی با رفقا و نشان دادن شجاعت و مردانگی استفاده می کنم و بد نیست هر چیزی را یکبار تجربه کنیم.

یا نفس یک قاتل و جنایتکار، در آغاز چنین صحنه سازی می کند: می خواهم حقّم را بگیرم. می خواهم این شرور زورگوی گردن کلفت را سر جایش بنشانم. من که نمی خواهم او را بکشم، می خواهم او را ادب کنم.

اینها همگی وسوسه های آن نفس سرکش است که به آهستگی و در قالب یک دوست بر انسان مسلّط می شود.

حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَكُمْ  عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَه ؛[10] به شما توصیه می کنم که بترسید از خدایی که با هشدارهای خود جای عذر [و بهانه ای] نگذاشته و با آنچه واضح [و آشکار] کرده (قرآن کریم)، حجّت را بر بندگانش کامل کرده و شما را از دشمنی ترسانده که پنهانی در دلها نفوذ و در گوشها به صورت خیرخواهی نجوا می کند. دشمنی که گمراه کننده است و انسان را به پستی می کشاند. وعده می دهد و آدمی را آرزومند می سازد و جرمهای بد را [در نظر او] آرایش می دهد و گناهان بزرگ هلاک کننده را آسان جلوه می دهد، تا آنجا که به تدریج او را فریب داده و در گرو قید [و بند] خود قرار دهد.»

قرآن کریم نیز چنین هشدار می دهد: ]أَفَمَنْ زُيِّنَ  لَهُ  سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً[؛[11] «آیا آن کسی که زشتی کردارش برای او آراسته شده و آن را زیبا می بیند [همانند مؤمن نیکوکار است؟].»

جنایات وحشتناک خوارجِ دیروز و طالبان، القاعده، بوکوحرام و داعش امروز و نیز بسیاری از توجیهات غرب زدگان روشن فکر نما که خود را فدایی دین و قرآن تصوّر می کنند، از همین دست است.

دریغا که در دام نامم هنوز
اسیر خیالات خامم هنوز
ز بعد ریاضات و درس سلوک
نشد توسن نفس، رامم هنوز
تن سفله طبع از تمنّای شهد
کند دم به دم تلخ کامم هنوز
دلِ من اگر خلوتِ خاص هوست
چرا در غم خاص و عامم هنوز[12]

2. انجام هر  عبادت و وظیفه ای به طور عالی و کامل، نیازمند جهاد اکبر است، حتی همان جهاد اصغر، به جهاد اکبر نیاز دارد. مثلاً آیا ادای نماز با حضور قلب و رعایت تمام شرایط، که مقبول پروردگار و ناهی از فحشا و منکر باشد، بی جهاد اکبر امکان دارد؟ آیا بدون خودسازی می شود مالک اشتر علی (ع) شد؟ همان مالکی که وقتی در بازار کوفه به او اهانت می شود، به مسجد کوفه می رود و دو رکعت برای خدای یگانه می گزارد و برای آن نادان دعا می کند تا هدایت شود.[13]

بی جهاد اکبر، سرنوشت رزمنده، بسان خوارج نهروان و یا منافقان راهی جنگ اُحد می شود که در نزدیکی میدان با دیدن جمعیت خود که به یک سوم جمعیت هزار نفرة لشکر می رسید، به بهانة واهی، دنبال «عبدالله بن اُبیّ بن ابی سلول» راه افتادند و به مدینه برگشتند.

با دو قبله در ره توحید نتوان زد قدم

یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن

3. جهاد اصغر واجب کفایی است؛ اما جهاد اکبر واجب عینی و همگانی؛ یکی از مصادیق جهاد اصغر تفقه در دین است که قرآن کریم آن را واجب کفایی تلقّی کرده و می فرماید: ]وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ[؛[14] «و شايسته نيست مؤمنان همگى [ براى جهاد ] كوچ كنند. پس چرا از هر فرقه اى از آنان، دسته اى كوچ نمى كنند تا [دسته اى بمانند و ] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند، بيم دهند، باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند؟»

4. جهاد اصغر همیشگی نیست و در پاره ای از زمانها رخ می دهد؛ آن هم با شرایط ویژه، و چند صباحی بیش ادامه نمی یابد؛ ولی جهاد با نفس محدودیت زمانی، مکانی و شرایطی ندارد؛ بلکه همیشگی و همه جایی و همگانی است.

5. سرنوشت رزمنده، پس از اندک مدتی در جنگ مشخص می شود؛ یا به فیض شهادت می رسد یا به درجة جانبازی نایل می گردد و یا معاف و مرخص می شود و اگر اسیر دشمن شود نیز پس از اندک زمانی، یا شربت شهادت می نوشد یا به عنوان آزاده به وطن باز می گردد؛ ولی در جهاد اکبر، رزمنده باید تا آخر عمر در حال جهاد و خودسازی باشد و اگر تن به اسارت در دست شیطان یا نفس امّاره بدهد، و توبه نکند، اسارت و بدبختی او دائمی است و در جهنم ابدی.

6. جنگهای گرم و مسلحانه به مرزهای کشور و سرحدّات و مناطق جنگی اختصاص دارد، حتی بزرگ ترین جنگ اخیر پس از جنگ جهانی؛ یعنی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به جبهه های غرب و جنوب و خلیج فارس و چند استان اختصاص داشت، بیش از نیمی از کشور، کاملاً امن و امان بود؛ ولی جهاد اکبر چنین نیست، فراگیر و همه جایی است و حتی در منازل و خانه ها نیز وجود دارد.

7. در جهاد اصغر، دشمن مشخص و ظاهر است؛ به جز نیروهای جاسوس و ستون پنجم دشمن؛ یعنی کسانی که در دل با بیگانگان و در ظاهر در میان خودیها قرار دارند و شرّ این گروه و ستیز با این دسته از همه بدتر و سخت تر است؛ ولی در جهاد اکبر، هم وسوسه های نفسانی ناپیداست و هم شیطان و لشگرش.

قرآن کریم می فرماید: ]اِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ[؛[15] «شیطان و قبیله اش شما را از جایی که او را نمی بینید می بیند.»

در جهاد اکبر، مجاهد نباید از سیاستها، توطئه ها و هنر و مهارت او در وسوسه و تسلط و تسخیر نفس انسان بی خبر باشد. او از چهار طرف و زوایای گوناگون رخنه می کند: ]قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني  لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ[؛[16] «(شیطان) گفت: اکنون که [به کیفر تکبّرم] مرا به شرّ و فساد انداختی، یقیناً بر سرِ راهِ مستقیم تو در کمین بندگانت خواهم نشست. سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و جانب چپشان بر آنان می تازم و [تا جایی آنان را دچار وسوسه و اغواگری می کنم که] بیش ترشان را سپاسگزار نخواهی یافت.»

امام باقر (ع) این آیه را چنین تفسیر می فرماید: «شیطان، دربارة هجومِ از پشت سر می گوید: مردمان را به جمع آوری اموال فرمان می دهم و آنان را از پرداختن حقوق واجبی که خدا در اموالشان قرار داده، باز می دارم تا برای وارثان و بازماندگان در پشت سرِ خود، به ارث گذارند. در مورد هجوم از سمت راست می گوید: من با آراستن و تزیین بی راهه ها و نیکوسازی شبهه ها، دین آنان را تباه خواهم کرد، و دربارة هجوم از سمت چپ می گوید: من لذّتهای حرام را بر انسان دوست داشتنی می کنم و خواهشهای نفس را بر جانها چیره و مسلط می سازم.»[17]

شیطان با تأکید می گوید: ]رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني  لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ[؛[18] «ای پروردگا من! حال که به کیفر عدم سجده ام مرا به شرّ و فساد انداختی، من نیز حتماً کارهای زشت را در زمین برای آنان زیبا جلوه می دهم [تا ارتکاب زشتیها برایشان آسان شود] و مسلّماً همگان را به شرّ و فساد سوق می دهم.»

8. در جهاد اصغر رزمنده می تواند داخل سنگر، پشت خاکریز و... پناه بگیرد، لباس ضدگلوله به تن کند و ...؛ اما در جهاد اکبر پناهگاهی نیست، حتی هنگام قرائت قرآن کریم یا کتب دینی، یا سحر و نافلة شب نیز نفس امّاره دست از سرش برنمی دارد.

9. در جهاد اصغر، پیروزی یا شکست، به سرعت اعلام و آشکار می گردد و در فرصتهای آینده می توان شکست را جبران نمود و پس از جنگ خرابیها را بازسازی کرد. بر خلاف جهاد اکبر که چه بسا شکست خورده و اسیر هواها یا شیطان شده باشیم و خودمان بی خبر باشیم.

10. در جهاد اصغر، وقتی لشکر دشمن می خواهد حمله کند، به بودجة کلان، انواع سلاحها و آموزش نظامی و آمادگی رزمی نیاز دارد؛ ولی وسوسه های نفس امّاره، بودجه، سلاح و... نمی خواهد. قرآن کریم نیز می فرماید: ]وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ ءٍ في  سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ[؛[19] «برای دشمنان آنچه توان دارید از نیرو و اسبان ورزیدة رزمی فراهم کنید تا با آن، دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، و دشمنانی غیر از ایشان را که نمی شناسید؛ ولی خدا آنان را می شناسد.»

11. در جهاد اصغر، امکان دارد رزمنده ای از جبهه فرار کند. از این رو، یکی از گناهان کبیره را فرار از زحف؛ یعنی جنگ دانسته اند.[20] اما در جهاد اکبر، فرار به هیچ وجه ممکن نیست؛ چون همه جا جبهة جنگ است و دشمن (نفس)، در نهانِ جان کمین کرده است.

امام علی (ع) می فرماید: «نَفْسُكَ  أَقْرَبُ  أَعْدَائِكَ إِلَيْك ؛[21] نفس تو نزدیک ترین دشمن تو نسبت به توست.»

12. در جنگهای معمولی - به حق یا باطل - می شود از دیگر دولتها یا افراد هم فکر و هم مسلک کمک گرفت یا نیروهایی را با پول اجیر کرد، همان گونه که سران ستم در بحرین، از عربستان کمک نظامی می گیرند و وهابیت، از سراسر دنیا برای دخالت در سوریه، نیروی تروریستی جمع می کند، یا بیش تر عربها نیروهای نظامی و پول و سلاح برای کمک به صدام فرستادند.

برای دفاع در برابر متجاوز نیز می توان از رزمندگان مناطق دیگر استعانت کرد؛ ولی در جهاد اکبر و مبارزه با نفس، چنین امکانی نیست.

13. ابزار و اسلحه های جهاد اصغر، در بازارهای سلاح، فراوان و فروشی است؛ ولی ابزار جنگی در جهاد با نفس، در بازار یافت نمی شود و با خرید و یک شبه فراهم نمی گردد؛ بلکه باید عقاید و اعمال اصلاح گردد و از قرآن و سخنان معصومان و رهنمودهای استادان اخلاق بهره گرفت.

14. در جهاد اصغر، زور بازو، تنومندی، قد، ورزیدگی جسمانی، تمرینهای نظامی و امثال آن نقش مؤثری دارد. دربارة حضرت طالوت (ع) آمده است: گروهی از بنی اسرائیل که شکست خورده بودند، از پیامبرشان مَلِک و فرماندة نظامی برای قتال فی سبیل الله خواستند. پیامبرشان به آنان فرمود: خداوند طالوت را به عنوان مَلِک و زمامدار مبعوث کرده است.

اعتراض کردند که او از پولداران نیست، پس چگونه شخص غیر سرمایه دار می تواند زمامدار ما باشد؟ پیامبرشان فرمود: ]إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ  بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْم ...[؛[22] «خدا او را بر شما برگزیده و به او دانش و نیروی جسمانی وافر داده است... .»

ولی در جهاد اکبر چنین نیست؛ شخصیتهایی چون آیت الله بهجت یا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، پیکری کوچک و نحیف داشتند؛ ولی دیو نفس را مهار کرده بودند.

15. بسیاری از افراد، معذور و معاف از جهاد اصغر هستند و وقتی دشمن بر منطقه مسلّط شود، باید به آنان ترحّم کند؛ ولی هیچ کس از جهاد اکبر معاف نیست. قرآن کریم می فرماید: ]لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى  حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى  الْمَرِيضِ  حَرَجٌ  ...[؛[23] «بر نابینا، بیمار و لنگ و... حَرَج و وظیفه ای (برای جهاد و دفاع) نیست.»

_____________________________________________

[1]. معانی الاخبار، علی بن بابویه صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1403 ق، چاپ اول، ص‏160؛ وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل‏بیت(، قم، 1409 ق،، ج‏15، ص‏163.

[2]. غرر الحکم و درر الکلم تمیمی آمدی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1366 ق، ج‏4، ص‏373.

[3]. همان، ج‏3، ص‏420.

[4]. صحیفه امام، سید روح الله موسوی خمینی (امام خمینی))، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ج18، ص‏450، به تاریخ 36/3/22؛ اشاره دارد به روایت پیامبر خدا- در کتاب کافی، ج‏1، ص‏44 که می‏فرماید؛ «إِنَ‏ أَهْلَ‏ النَّارِ لَيَتَأَذَّوْنَ ْ بِرِيحِ الْعَالِمِ التَّارِكِ لِعِلْمِه‏».

[5]. شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، ص‏84؛ گفتنی است به جز مجموعه‌های 22 جلدی «صحیفه امام صحیفه نور» ده‌ها کتاب، رهنمودهای اخلاقی و عرفانی حضرت امام راحل را ثبت و ضبط و تنظیم کرده‌اند. مثل: «تهذیب نفس و سیر و سلوک»، «نصایح اخلاقی عرفانی امام خمینی)»، و «راه رستگاری».

[6]. مبحث خودشناسی و خودسازی، از موضوعات اساسی علم اخلاق است، مبحث جهاد النفس، نزدیک به یک جلد وسائل الشیعه (ج 15 در چاپ آل البیت و ج‏11 در چاپ دار الکتب) را به خود اختصاص داده است و تاکنون 3 ترجمه فارسی مستقل آن منتشر شده است. همچنین جوامع روایی مثل بحار الانوار، میزان الحکمه و نیز کتب اخلاقی، مطالب فراوانی را در این باب دارند. امید آنکه برای خودمان راهگشا باشد و متناسب با منبرهای اخلاقی و یا درآمدی برای هفته دفاع مقدس و مبحث جنگ تحمیلی تا جنگ هسته‌ای و ارائة وظایف ما در مصاف تهاجمها باشد.

[7]. فرقان/ 43 - 44.

[8]. غرر الحکم، ج‏2، ص‏139، ش 2106.

[9]. همان، ج‏2، ص‏521.

[10]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، 1414 ق، خطبه82.

[11]. فاطر/ 8.

[12]. شاعر: مهدی الهی قمشه ‏ای.

[13]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج‏42، ص‏157؛ تنبیه الخواطر، و رام بن أبی فراس، مکتبة فقهیه، قم، 1410 ق، ص‏2.

[14]. توبه/122.

[15]. اعراف / 27.

[16]. اعراف/ 16 ـ 17.

[17]. المیزان، محمد حسین طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417 ق، چاپ پنجم، ج‏8، ص‏73، ذیل آیه شریفه 16 سوره اعراف.

[18]. حجر/39.

[19]. انفال/60.

[20]. ر.ک: گناهان کبیره، شهید عبدالحسین دستغیب شیرازی، کانون ابلاغ اندیشه ‏های اسلامی، تهران، 1361 ش.

[21]. غرر الحکم، ج‏6، ص‏170.

[22]. بقره/ 246 ـ 252.

[23]. فتح/ 17.

نظرات

سلام مبارزه با ظلم جهاد اکبر است چون مشقات وخطرات زیادی برای انسان در پی دارد مبارزه با ظلم گاه با قلم یا زبان ویا اسلحه میباشد وگاه توام با شهادت ویا تبعید برای مبارز میباشد در مبارزه صادقانه وپر استقامت با ظلم است که فرد به پالایش روح وروان دست خواهد یافت چون به همین دلیل است که شهدا وصدیقین دارای بالاترین درجه هستند مبارزه با ظلم ظالمان وهوس بازان وطاغیان در برابر حقیقت هرگز نمی تواند جهاد اصغر باشد بلکه اعلای جهاد است

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.