سجده های عاشقانه!

 «آثار، برکات و لذّتهای معنوی سجده»

نشان بندگی

«سجده» برای خداوند؛ یعنی گذاشتن پیشانی روی خاک از سر تواضع و اظهار ذلّت در مقابل باری تعالی که یکی از مصادیق بسیار روشن ستایش الهی و عبودیّت است.

طبق روایات، بهترین و نزدیک ترین حالت انسان به خداوند، سجده است و اینکه بنده صورت را بر خاک گذاشته، در حال گریه خداوند را به بزرگی یاد کند.

همچنین یكى از نشانه هاى بندگى و تقرّب به خداوند، باقی ماندن اثر سجده بر سیما، مخصوصاً پیشانى است. این نشان بندگی در اثر سجده های طولانی و انجام نمازهای واجب و نافله به دست می آید، به طوری که امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: «إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ تُرَى جَبْهَتُهُ جَلْحَاءَ لَيْسَ فِيهَا شَيْ ءٌ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ؛[1] دوست ندارم كه پیشانى آدمى صاف باشد و هیچ گونه اثر سجده ای بر آن نباشد.»[2]

سجده هاى حضرات معصومين( آنچنان عاشقانه و طولانی بود كه حتى دشمنانشان را متأثر مى ساخت. و همواره در مورد سجده هاى طولانى به شيعيان توصيه فرموده ند که: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّه ... وَ طُولِ السُّجُود؛[3] شما را به پارسايى و پرهيزگارى در دينتان و تلاش براى خدا... و سجده هاى طولانى سفارش مى كنم.»؛ زیرا سجده هاى طولانى و خاكسارى در برابر حضرت حق، آثار ارزشمندى را براى بندگان واقعى به همراه دارد و نزديك ترين راه ميانبر به سوى او است.

راز سجده

عالم و عارف ربانی «میرزا جواد آقا ملكی تبریزی» می نویسد: پیامبر گرامی اسلام(ص) سفارشهای مؤكّد دربارة طول سجود فرموده است و این امری است بسیار مهمّ. سجدة طولانی، نزدیك ترین و بهترین شکل بندگی است و به همین جهت در هر ركعت نماز دو سجده تشریع شده است. دربارة ائمة اطهار( و شیعیانشان در مورد طول سجود مطالب مهمّی نقل شده است.

امام سجاد(ع) در یک سجده هزار مرتبه «لا اله الّا الله حقّاً حقّاً لا اله الّا الله تعبّداً و رقّاً لا اله الّا الله ایماناً و تصدیقاً» را تکرار می فرمود. گاهی سجدة امام كاظم(ع)  از بامداد تا ظهر ادامه داشت. از اصحاب ائمه( مانند «ابن ابی عمیر»، «جمیل» و «خرّبوذ» و دیگران نیز قریب به همین مطلب نقل شده است.[4]

سرّ اهميت سجده از نظر خضوع و خشوع در همين نکته نهفته است كه انسان شريف ترين اعضاي بدن خود را بر پست‌ترين و بي‌ارزش‌ترين شيء عالم قرار مي‌دهد، لذا سجده بايد بر خاك (و آنچه از زمین است) باشد و از چيزي كه خوراکي يا پوشيدني است، بايد اجتناب شود؛ چراكه آنچه پوشيدني يا خوراکي است، عنوان کالا و متاع دنيا را دارد و اهل دنيا به وسيلة همين متاعهاي دنيوي است که براي خود عزّت و رتبه‌اي قائل‌اند.

ارتباط ذکر سجده و رکوع

در اذکار نماز چیزی به عنوان تکرار نداریم؛ زیرا همچنان که توحید سه مرتبه دارد، ما در قیام و رکوع و سجود در صدد رسیدن به مرتبه ای از آن هستیم، پس سبحان الله در رکوع، نفی چیزی است و سبحان الله در سجده نفی چیزی دیگر در مرتبة بالاتر از ساحت حضرت احدیت. تا در رکوع عظمت او را درک نکنیم و «سبحان ربّی العظیم و بحمده» نگوییم، نمی توانیم در سجده «اعلی» و برتر بودن خداوند را بفهمیم و بدین مرتبه او را ستایش کنیم.

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می نویسد: «سجده به جهت اينكه صورت مقام فنا كه غايت درجات آرامش است، مى‌باشد، براى همين مناسب است كه در آن گرامى‌ترين اعضا بر پست‌ترين چيزها گذاشته شود و واجب است كه در تسبيحش خداوند را به نام «اعلى» ياد كند.»[5]

سجده اوج خضوع

نماز مهم ترین عبادت و سجده بهترین رکن نماز است. به این جهت جایی که در آن نماز خوانده می شود، مسجد - محل سجده - نام گرفته است و در قرآن می فرماید: ]وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُون[ ؛ [6] «تمام آنچه در آسمانها و زمين از جنبندگان وجود دارد، و همچنين فرشتگان، براى خدا سجده مى كنند و آنها تكبّر نمى ورزند.»

این در حالی است که نماز و عبادت ارکان دیگری نیز دارد. تمام اینها برای آن است که اگر نماز خضوع در برابر خداوند است، نهایت این خضوع و کرنش در هنگام سجده از بنده نمایان می شود. در حقیقت اوج خضوع در عبادت، در حال سجده رخ می دهد.

آثار و برکات سجده

در مورد سجده و آثار آن در آیات و روایات نکات قابل توجهی وجود دارد، از جمله:

1. نمایش اطاعت و بندگی

خدای متعال در آیات قرآن کریم حقیقت سجده را نمایش آشکار عبودیت و بندگی هر موجودی در برابر خداوند معرفی کرده و می فرماید: «براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدايى كه آفريننده آنهاست سجده كنيد اگر مى خواهيد او را بپرستيد!»[7]

بنابراین، میان عبودیت و سجده ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و سجده برای خدا همان اظهار بندگی اوست. اگر کسی بخواهد مقام عبودیت خود را در پیشگاه خدای متعال نشان دهد، باید مثل بندگان حقیقی خدا (اهل بیت( و اصحابشان) سجده را مورد توجه و تأکید قرار دهد.

2. ایجاد نشانة اهل ایمان

قرآن کریم سیمای مؤمنین را با اثر سجده در چهره هایشان معرفی می کند: ]سيماهُمْ  في  وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ[؛[8] «نشانة آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است .»

شیخ صدوق) می نویسد: امام زين العابدين(ع) در اتاق خود نشسته بودند كه گروهی در خانه را زدند. خادم حضرت آمد و عرض کرد: طايفه اى آمده اند و می گویند از شيعيان هستيم. حضرت با عجله براى باز كردن در برخاستند كه نزديك بود به زمين پرت شوند. چون حضرت در را باز كردند و چشمان مبارکشان به چهرة آنان افتاد، برگشته و فرمودند: «كَذَبُوا فَأَيْنَ السَّمْتُ فِي الْوُجُوهِ أَيْنَ أَثَرُ الْعِبَادَةِ أَيْنَ  سِيمَاءُ السُّجُودِ إِنَّمَا شِيعَتُنَا يُعْرَفُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَ شَعَثِهِمْ قَدْ قَرَحَتِ الْعِبَادَةُ مِنْهُمُ الْآنَافَ وَ دَثَّرَتِ الْجِبَاهَ وَ الْمَسَاجِد؛[9] [اين جماعت] دروغ مى گويند؛ کجاست نشانة چهره ها؟ کجاست اثر عبادت و بندگی؟ کجاست نشانة سجود؟ شیعیان ما به انقلاب حالشان در هنگام عبادت شناخته می شوند. بینی های ایشان از سجده های طولانی مجروح شده، چهره ها و سجده گاه هایشان دگرگون گشته است.»؛ یعنی من در سیمای آنان آثار سجده نمی بینم!

تمام اهل بیت( این گونه بودند، لذا لقب مبارک پیشوای چهارم «سجاد» و «سید الساجدین» بوده است که دلالت بر سجده های فراوان حضرت دارد.

نشان سجده

کثرت سجده های پیشوای چهارم شیعیان(ع) و ظهور آثار آن در مواضع سجده و بدن مبارک حضرت سجاد(ع) موجب شده بود که امام را به «ذوالثفنات» موسوم نمایند. در وصیتی که پیامبر(ص) جانشینان خویش را مشخص فرمودند، وقتی نوبت به امام چهارم(ع) رسید، فرمود: «فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى  ابْنِهِ  سَيِّدِ الْعَابِدِينَ ذِي الثَّفِنَاتِ عَلِيّ؛ [10] [فرزندم حسين] امامت را [بعد از خود] بايد به فرزندش سيد العابدين، ذى الثّفنات، علىّ تسلیم کند.» ثفنه  به معناى پينه اى است كه سر زانو مى بندد و آن حضرت را به واسطة پينه های زيادى كه از كثرت سجده در زانوا نش مى بست، ذى الثّفنات مى گفتند.

«جابر بن يزيد جعفى» در مورد سجده های حضرت سجاد(ع) از قول امام باقر(ع) نقل كرده است که فرمود: «إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ' مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلَّا سَجَدَ وَ لَا دَفَعَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلَّا سَجَدَ... وَ كَانَ أَثَرُ السُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ السَّجَّادَ لِذَلِک؛[11] پدرم على بن الحسين' نعمتى از نعمتهاى خدا را ذكر نمى فرمود، مگر آنكه سجده مى نمود و آيه اى از آيات كتاب اللَّه عزّوجلّ را كه در آن سجده بود، قرائت نمى كرد، مگر آنكه به سجده مى رفت و حقّ تعالى از آن حضرت بدى را كه خوف از آن داشت يا كيد و حيلة حيله گرى را دفع نمى فرمود، مگر آنكه او به شكرانه اش سجده مى فرمود... و اثر سجده در تمام مواضع سجود آن حضرت ظاهر و آشكار بود، براي همين به سجّاد موسوم گشت.»

حضرت عباس(ع) این عبد صالح و مطیع پروردگار، فضائل اخلاقى بسيار و سيرت و صورت زيبايى داشت و اثر سجده هاى طولانى در پيشانى نورانى اش جلوه مى كرد. به همين جهت قاتل آن حضرت با حسرت تمام مى گفت: «انّى قَتَلْتُ شابّاً أَمْرَدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ اثَرُ السُّجُودِ، فَما نِمْتُ لَيْلَةً مُنْذُ قَتَلْتُهُ؛[12] من جوانمردى عاری از زشتی را از همراهان حسين كشتم كه در پيشانى اش آثار سجده  نمايان بود و از آن زمان كه او را كشتم، يك شب [راحت ] نخوابيده ام.»

3. یادآوری آغاز و انجام انسان

سجده بيانگر این آية شریفه است كه مي فرمايد: ]مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ مِنْها نُعيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْري[؛[13] «ما شما را از اين خاك آفريديم و به اين خاك باز مي گردانيم و هم بار ديگر از اين خاك بيرون مي آوریم.» لذا در فلسفة سجدة اوّل نماز گفته اند: یعنی روزی خداوند از همین خاک ما را آفرید و از خاک برخاسته ایم، و سجدة دوّم دوباره سر به خاک می نهیم؛ یعنی در آیندة نزدیک صورت ما را بر خاک خواهند نهاد و باز در قیامت از آن سر بر خواهیم داشت. پس سجده فرصت خوبی است که هم نوا با امام علی(ع) به خداوند عرضه بداریم: «وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلَايَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ  لِعَظَمَتِكَ  سَاجِدَة؛[14] و ای كاش مي دانستم اى آقا و معبود و مولايم! آيا آتش دوزخ را بر چهره هایى كه براى عظمت تو به سجده افتاده  است، مسلّط می کنی؟» هیهات که خدای مهربان، صورتی را که در مقابل عظمتش به سجده افتاده است، در آتش قهر خویش بسوزاند!

4. نجات از غرور و خودخواهی

یکی از فرقهای سجده با رکوع آن است که در سجده انسان در مقابل خداوند، فروتر و شکسته تر می شود و بر این اساس، تواضع انسان در برابر خداوند در حالت سجده بیش تر است:

بنده چون در سجده پستی می کند
تـرک کـبـر و خودپرستی می کند

در سوره اعراف می فرماید: ]إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ[؛[15] «يقيناً مقرّبان و نزديكان خدا هيچ گاه از عبادت و بندگى اش تكبّر نمى ورزند و همواره او را تسبيح مى گويند و پيوسته براى او سجده مى كنند.»

حالت سجده اوج ذلّت و خضوع در محضر ربوبی و دوری از کبر و غرور می باشد، به طوری که سجدة راستین تمام منیّتها و خودخواهیها را نابود کرده، سجده کننده را از این رذیلة شیطانی نجات می دهد چراکه:

5. سعادت ابدی

امام صادق(ع) مي فرمايند: «مَا خَسِرَ وَ اللَّهِ تَعَالَى قَطُّ مَنْ  أَتَى  بِحَقِيقَةِ السُّجُودِ وَ لَوْ كَانَ فِي عُمُرِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً...؛[16] به خداوند قسم!‌ اگر كسي در تمام عمـر فقـط يـك بار‌ سـجدة حقيقي به جاي آورد، هرگز زيانكار نخواهد شد.» البتّه آن سجده اي كه انسان در وقت انجام آن از جميع ما سوي الله چشم بسته باشد و کسی که به حالت خُدعه کنندگان (ظاهری، دروغی و ریایی) با خداوند مأنوس است؛ ولی در واقع غافل از اوست، هیچ گاه روی رستگاری را نخواهد دید.

6. نزدیک  شدن به خداوند

سجده نهایت نزدیکی بنده با خداست. دعاها در سجده مستجاب می گردند و گناهان با سجده های طولانی بخشیده می شوند. به همین جهت امام صادق(ع) فرمود: «أَقْرَبُ  مَا يَكُونُ  الْعَبْدُ إِلَى  اللَّهِ  تَعَالَى وَ هُوَ سَاجِدٌ بَاكٍ؛[17] نزدیک ترین حالت بنده به خداوند وقتی است که در حال سجده است و گریه می کند.»

7. رفتن به بهشت

شخصی به رسول خدا(ص) عرض کرد: دعا کنید که خداوند مرا به بهشت ببرد. حضرت فرمود: «أَعِنِّي  بِكَثْرَةِ السُّجُود؛[18] (دعا می کنم؛ ولی تو نیز) با سجده های زیاد و طولانی کمکم کن (تا دعایم مستجاب شود).»  

8. پاکی از گناهان

پیشوای ششم(ع) فرمود: شخصي نزد رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: يا رسول الله! گناهانم بسيار و عملم اندك است. حضرت فرمود: «اَكثِرِ السُّجُودَ فَإنَّهُ يَحُطُّ الذُّنُوبَ كَما تَحُطُّ الرّيحُ وَرَقَ الشَّجَرِ؛[19] بر سجده هايت بيفزا كه گناهان را مي ريزد، همان گونه كه باد برگ درختان را فرو مي ريزد.»

آن گرامی در خطبة شعبانیه نیز می فرماید: «فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِين ؛[20] خود را از زیر بار گناهان با سجده های طولانی سبک نمایید و بدانید که خدای متعال سوگند یاد کرده که هرگز نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند.»

9. نورانی شدن سجده گاه

نه تنها سجده صاحبش را به کمالات عالیه می رساند و او را در بهترین جایگاه بندگی قرار می دهد؛ بلکه در جهان هستی نیز مؤثر است. زمینی که انسان برای عبادت و خضوع در مقابل پروردگار روی آن جبین بر خاک می ساید، حالت معنوی به خود می گیرد و مقدّس می شود.

رسول مکرم اسلام(ص) می فرماید: «إِنَ  الْأَرْضَ  الَّتِي  يَسْجُدُ عَلَيْهَا الْمُؤْمِنُ يُضِي ءُ نُورُهَا إِلَى السَّمَاءِ؛[21] زمینی که مؤمن بر آن سجده می کند، به آسمان نور می افشاند و اهل آسمان را نورانی می کند.»

10. رفع ناراحتی

گاهی انسان در تنگنای مشکلات و ناراحتیها سینه اش از غصه چنان فشرده می شود که گویی قلبش می خواهد از جا کنده شود. قرآن بهترین راهکار نجات را روی آوردن به تسبیح خداوند و سجده های خاضعانه پیشنهاد می کند و به رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید: ]وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ وَ كُن مِّنَ السَّاجِدِين[ ؛[22] «ما مى دانيم سينه ات از آنچه آنها مى گويند، تنگ مى شود (و تو را سخت ناراحت مى كنند) * (براى دفع ناراحتى) پروردگارت را تسبيح و حمد گو و از سجده كنندگان باش!»

11. دوستی خداوند

از امام صادق(ع) پرسیدند: «لِمَ اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا؛ چرا خدا حضرت ابراهيم(ع) را به عنوان خليل خودش قرار داد و او به مقام خلّت رسيد؟» حضرت فرمود: «لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ عَلَى الْأَرْض ؛[23] براي اينكه او بر خاک زمین زياد سجده مي‌كرد.»

اهمیت گریه در سجده

امام صادق(ع) فرمود: «إِذَا اِقْشَعَرَّ جِلْدُكَ وَ دَمَعَتْ عَيْنَاكَ وَ وَجِلَ قَلْبُكَ فَدُونَكَ دُونَكَ فَقَدْ قُصِدَ قَصْدُكَ؛[24]  هنگامي که بدنت به لرزه درآمد، اشکهايت جاري شد و قلبت ترسان گرديد، همانا حاجات تو برآورده مي شود.» و نيز آن امام همام از قول پدر بزرگوارشان نقل مي فرمايد که: «إِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ اَلْعَبْدُ مِنَ اَلرَّبِّ وَ هُوَ سَاجِدٌ يَبْكِي؛[25] نزديک ترين حالت بنده به پروردگار وقتي است که در حال سجده گريه کند.»

به همين علت امام صادق(ع) پیروان خویش را سفارش فرمود که: «إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُص ؛[26] هنگامي که قلب يکي از شما شکست، دعا کند؛ زيرا قلب نمي شکند؛ مگر اينکه خالص شده باشد.»

با توجه به این سه حدیث، بهترین موقع رسیدن به اهداف مشروع و روا شدن حاجات، لحظه ای است که انسان در سجده دلش بشکند و اشکش سرازیر شود و لذت سجدة واقعی را حس کند.

شاعر خوش قریحه اهمیت و لذت سجده را در ابیاتی این گونه بیان کرده است:

سجده از هـر طاعتی بالاتـر است
سـایة قـربِ خـدای اکـبـر است

این عبادت چون مبّـرا از رِیـاست
زین سبب مخصوص از بهر خداست

گر فرشتـه سـجده بـر آدم نـمود
سـجـده بـهرِ حقّ و آدم قبله بود

از علامـات و صـفـات مؤمـنـیـن
شد یکـی زان پنج، تعفیر جبیـن[27]

مؤمن اندر سجده چون گیرد قرار
می شـود هـمــراز بـا پـروردگار

پس اگر در سجده خودداری کند
اشـک ریــزد، نـاله و زاری کنـد

سجـدة او مایة غفـران شود
درد بـی درمـان او درمـان شـود

چون گذارد مؤمنی سر در سجود
می زنـد فـریـاد شـیـطان عَنـود

مـن ز امـر حـضـرت پـروردگـار
گشتـه ام مردود او شـد رسـتـگار

سجده های عاشقانه

اولیای خداوند عموماً به عبادتی که در قالب سجده انجام می شود، علاقة خاصی داشته، به آن اهتمام ویژه ای مبذول داشته اند که در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم:

الف) رسول خدا(ص)

امام صادق(ع) در مورد سجده های آن گرامی فرمود: رسول خدا(ص) شب از رختخواب برخاست و در گوشه ای صورت بر خاک گذاشت و در سجده اینگونه با خدا نجوا کرد: «سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ جِنَانِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي وَ هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُ بِهِمَا عَلَى نَفْسِي، يَا عَظِيمُ يُرْجَى لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِيَ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلَّا الْعَظِيمُ؛ تمام هستى و انديشه ام برايت سجده كرد و دلم به تو ايمان آورد. اين است دستانم و آنچه بر خود جنايت كردم. اى بزرگى كه براى هر كار بزرگى به او اميد است! از من گناه بزرگ را بيامرز؛ زيرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمى آورزد.»

سپس سر مبارك خويش را از سجده برداشت و دوباره به سجده برگشت و عرضه داشت: «أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ تَكَشَّفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ، وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مِنْ فَجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئاً لَا كَافِراً وَ لَا شَقِيّاً؛ خداوندا! به خاطر نور جلوه ات كه آسمانها و زمينها با آن روشن شد، و تاريكيها با آن برطرف گشت، و با آن كار گذشتگان و آيندگان اصلاح شد، از فرا رسيدن عذاب نابهنگامت و دگرگونى عافيتت، و زايل شدن نعمتت، به تو پناه مى آورم. خدايا! دل با تقوا و صفا يافته و بيزار از شرك، نه كافر و بدبخت را روزى من گردان!» پس دوباره صورت بر خاك نهاد و عرض کرد: «أُعَفِّرُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حَقٌّ لِيَ أَنْ أَسْجُدَ لَكَ؛ صورتم را به خاک می سایم و مرا شایسته و لازم است كه تو را سجده كنم.»[28]

ب) امام سجاد(ع)

1. «طاووس یمانی» می گوید: شبی در مسجد الحرام وارد حجر اسماعیل شدم. امام سجاد(ع) نیز وارد و به نماز مشغول شد. مدتی طولانی نماز خواند، سپس به سجده رفت. من با خود گفتم: او مردی صالح از اهل بیتی نیکوکار است، حتماً به دعایش گوش فرا دهم، ببینم چه می‌گوید. شنیدم که در سجده می گفت: «عُبَيْدُكَ  بِفِنَائِكَ  مِسْكِينُكَ بِفِنَائِكَ فَقِيرُكَ بِفِنَائِكَ سَائِلُكَ بِفِنَائِك؛ [29] بندة کوچک تو، وابسته به تو، نیازمند به تو، درخواست کننده از تو، در آستانه توست.»

از آن پس هرگاه به ناراحتی و مشکلی برمی‌خوردم، این دعا را می‌خواندم و بدون استثنا مشکلم برطرف می‌شد.»

2. «یوسف بن اسباط» از پدرش نقل می کند که: وارد مسجد کوفه شدم و دیدم جوانی در سجده با خدای خود مناجات می کند و می گوید: «سَجَدَ وَجْهِي  مُتَعَفِّراً فِي  التُّرَابِ  لِخَالِقِي  وَ حَقٌّ لَه؛ [30] صورتم خاک آلوده برای خالقش در سجده است و این خضوع و بندگی شایستة اوست.» که این جوان همان امام سجاد(ع) بود.

3. شیخ حرّ عاملی) در مورد سجده های امام سجّاد(ع) نقل مي‌كند: یکى از غلامان امام روایت کرد: روزى آن حضرت به سوى بیابان رفت. من به دنبال او رفتم تا اینکه دیدم آن حضرت پیشانى بر روى سنگ سختی نهاد و به سجده رفت، و من در کناری ایستادم. صداى ناله و گریه اش را مى شنیدم. شمردم، هزار بار در سجده این ذکر را خواند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِيمَاناً وَ صِدْقاً؛ معبودى جز خداى یکتا و بى همتا نیست. آن معبود یکتا و بى همتا را از روى ایمان و صدق عبادت و بندگى مى کنم.» سپس سر از سجده برداشت، دیدم محاسن و صورتش غرق از اشک چشمش بود.[31]

سجده های طولانی مخصوص نماز نیست؛ بلکه هر زمان، به ویژه در دل شبهای تار، در آرامش و رشد معنوی انسان خیلی مؤثر است و نگرانیها، سختیهای زندگی، اضطرابها و ناراحتیهای روزمرّه و بسیاری از مشکلات روحی و روانی را می توان با سجده  رفع نمود. اساساً یکی از درمانهای مهمّ در طبّ اسلامی «دعا درمانی» و «سجده درمانی» است.[32] از اين جهت انبيای‌ الهي و اهل بيت( به سجده بسيار اهميت مي‌دادند.

ج) امام صادق(ع)

«منصور صيقل» مي‌گويد: بعد از انجام مراسم حج به مدينه آمدم و در کنار قبر مبارك پيامبر اکرم(ص) رفته و بر آن حضرت سلام كردم. مشغول زيارت بودم که امام صادق(ع) را در حال سجده مشاهده کردم. نشستم تا سجدة حضرت تمام شود. آنقدر سجدة ایشان طول كشيد كه من خسته شدم. با خود گفتم: من هم اين كار حضرت را براي خودم الگو قرار بدهم و مادام كه حضرت سجده مي‌كند، من نیز خدا را تسبيح بگويم.

راوي مي‌گويد: شمارش کردم، حضرت ذكر «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» را بیش از سيصد و شصت بار زمزمه فرمود. آنگاه حضرت سر برداشت و برخاست. من نیز به دنبال ایشان رفتم و با خود گفتم: اگر اذن دهد، به خدمتش مى رسم و عرض مى کنم: فدايت شوم! شما اين گونه عمل مى كنيد، پس ما چه بايد كنيم؟

وقتى كه به در خانة ایشان رسيدیم، «مصادف» خادم حضرت بيرون آمد و گفت: اى منصور! داخل شو. وارد شدم. حضرت به من فرمود: «يَا مَنْصُورُ إِنَّكُمْ إِنْ أَكْثَرْتُمْ أَوْ أَقْلَلْتُمْ فَوَ اللَّهِ مَا يُقْبَلُ إِلَّا مِنْكُمْ؛  اى منصور! چه شما كم عبادت كنيد يا زياد، به خدا سوگند! از غير شما پذيرفته نمى شود.»[33]

د) سلمان فارسی

سلمان فارسی همواره در ارتباط با خدا بود و تلاش می کرد تمام لحظات زندگی اش خدایی باشد. او دوست داشت کارهای روزمرّه اش را به نوعی به عبادت و ستایش معبود تبدیل نماید. زیباترین جملة سلمان را «حسین بن سعید اهوازی» نقل می کند که: سلمان فارسی همواره می گفت: «لَوْ لَا السُّجُودُ لِلَّهِ وَ مُجَالَسَةُ قَوْمٍ يَتَلَفَّظُونَ طَيِّبَ الْكَلَامِ... لَتَمَنَّيْتُ الْمَوْتَ ؛[34] چنانچه سجده براى خداوند و همنشينى با افراد پاك سخن... نبود، هرآينه آرزوى مرگ مى كردم.»

هـ) آخوند ملا حسینقلی همدانی

عالم و عارف ربانی، میرزا جواد آقا ملكی تبریزی) در مورد استادش، آخوند ملا حسینقلی همدانی می نویسد: در ایّام تحصیل در نجف اشرف شیخ و استادی داشتم كه برای طلاّب باتقوا، مرجع بود. از او سؤال كردم: چه عملی را شما تجربه كرده اید كه می تواند در حال سالك مؤثّر باشد؟ فرمود: در هر شبانه روز یك سجدة طولانی به جای آورد که در آن بسیار بگوید: «لاَ اِلَهَ اِلاَّ اَنتَ سُبحَانَكَ اِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِین» و این چنین توجّه كند كه پروردگارم منزّه از این است كه بر من ظلمی روا داشته باشد؛ بلكه خود من هستم كه بر نفسم ستم كرده ام و خود را در این مهالك قرار داده ام.

ایشان علاقمندانش را به این سجده سفارش می كرد و هر كس كه انجام می داد، تأثیرش را مشاهده می كرد، مخصوصاً كسانی كه این سجده را بیش تر طول می دادند. بعضی از آنها هزار مرتبه ذكر مذكور را در سجده تكرار می كردند و بعضی كم تر و بعضی بیش تر و شنیدم كه بعضی از آنها این ذكر را سه هزار مرتبه در سجده تكرار می كردند.[35]

____________________________________________________
 

[1]. بحار الأنوار، محمدباقر بن محمدتقى مجلسى، دار‏إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج‏‏68، ص‏344.

[2]. البته نشان مُهر در پیشانی واقعاً نشانه مِهر به حضرت حق است، گرچه ممکن است افرادی در ظاهر پیدا شوند که نشان ریایی داشته باشند؛ چراکه گفته‏ اند:

پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا

نام خدا نبردن از آن به كه زير لب
بهر فريب خلق بگویي خدا خدا

یا اینکه در ظاهر نشانی در پیشانی باشد؛ ولی دل پر از شوق گناه باشد، که گناه چنین ریاکارانی مثل مردم عادی نخواهد بود:

ذکر بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می‏آید ز استغفار ما

[3]. تحف العقول، ابن شعبه حرّاني، جامعة مدرسین، قم، 1404 ق، ص‏487.

[4]. المراقبات، میرزا جواد ملکی تبریزی، دارالاعتصام، بی‏جا، 1416 ق، ص‏202.

[5]. ترجمه اسرار الصلاة، میرزا جواد ملکی تبریزی، نشر کيش مهر، قم، 1388ش، ص‏325.

[6]. نحل/ 49.

[7]. فصّلت/ 37. این آیه سجدة واجب دارد؛ ولی اگر ترجمه آیات سجده دار را بخوانیم، سجده واجب نمی‏شود. فقط زمانی كه متن عربی آیات سجده‏دار خوانده یا شنیده شود، سجده واجب است. صاحب «عروه الوثقی» می‏فرماید: «لا يجب السجود لقراءة ترجمتها أو سماعها و إن كان المقصود ترجمة الآية»‌. العروة الوثقى، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى، مؤسسة اعلمي، بيروت، چاپ دوم، 1409ق، ج‏‌1، ص‏687

[8]. فتح/ 29.

[9] صفات الشيعة، محمد بن على بن بابويه، نشر اعلمی، تهران، چاپ اول، 1362ش، ص‏29

[10]. كتاب الغيبة، محمد بن حسن طوسى، دار المعارف الاسلامیه، قم، چاپ اول، 1411ق، ص‏151

[11]. علل الشرائع، شيخ صدوق، نشر مكتب الحيدريه، نجف، 1386ق، ج‏‏1، ص‏751.

[12]. بحارالانوار، محمدتقی مجلسی، دارإحیاء‏التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج‏45، ص‏306.

[13]. طه/ 55.

[14]. مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، محمد بن حسن طوسى، نشر مؤسسة فقه الشيعة، بيروت، چاپ اول، 1411ق، ج‏‏2، ص‏846

[15]. اعراف/ 206.

[16]. مصباح الشريعة، منسوب به امام صادق(ع)، نشر اعلمی، بيروت، چاپ اول، 1400ق، ص‏91.

[17]. كامل الزيارات، جعفر بن محمد بن قولويه، دار‏المرتضوية، نجف اشرف، چاپ اول، 1356ش، ص146.

[18]. من لا يحضره الفقيه، محمد بن على بن بابويه، دفتر نشر اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق، ج‏1، ص‏210.

[19]. أمالي، محمد بن على بن بابويه، نشر كتابچى، تهران، ششم، 1376ش، ص‏499.

[20]. همان، ص‏94.

[21]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسين بن محمدتقى نورى، مؤسسة آل البيت(، قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏‏4، ص‏485.

[22]. حجر/ 97 - 98

[23]. بحار الأنوار، ج‏12، ص‏4.

[24]. عدة الداعي و نجاح الساعي، احمد بن محمد بن فهد حلی، دار الکتب الاسلامیه، بيروت، ص‏167.

[25]. همان، ص‏174.

[26]. وسائل الشيعة، محمد بن حسن شيخ حر عاملى، مؤسسة آل البيت(، قم، چاپ اول، 1409ق، ج‏‏7، ص72.

[27]. به خاک مالیدن پیشانی هنگام سجده.

[28]. فضائل الأشهر الثلاثة، محمد بن على بن بابويه، كتابفروشى داورى، قم، چاپ اول، 1396ق، صص 61 - 63.

[29]. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، محمد بن محمد مفيد، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413ق، ج‏‏2، ص‏143.

[30]. كشف الغمة في معرفة الأئمة، على بن عيسى اربلى، نشر بنی‏هاشمی، تبريز، چاپ اول، 1381ق، ج‏‏2، ص99.

[31]. وسائل الشيعة، ج‏‏6، ص‏382.

[32]. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ‏ای به راز سجده اینگونه اشاره می‏کند: «آن روزی که همین مسئلة سلولهای بنیادی را جوانهای ما داشتند دنبال می‏ کردند و کشف می‏کردند، خدا رحمت کند مرحوم مهندس کاظمی، رئیس این مؤسسة رویان آمده بود، با همان جمع پیش من، گزارش می ‏داد. گفت: من تلفن کردم که ببینم مهندس جوانی که مشغول تعقیب این قضیه بود، کار را به کجا رسانده - چون مثلاً دیروز گفته بود که فردا کار را تمام می‏ کنیم - خانمش بود. گوشی را برداشت و گفت: آقای مهندس آن نقطة آخر را توانسته پیدا کند و افتاده به سجده، دارد گریه می ‏کند. وقتی مرحوم مهندس کاظمی این قضیه را می ‏گفت، هم خودش گریه‌اش گرفت، هم آن جوان که در مجلس بود، گریه‌اش گرفت. بنا کردند گریه کردن. نقش معنویت را دست کم نباید گرفت.» بیانات معظم له‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، مورخ 14/2/1378.

[33]. بحار الأنوار، ج‏‏82، ص‏165.

[34]. الزهد، حسين بن سعيد كوفى اهوازى، المطبعة العلمية، قم، چاپ دوم، 1402ق، ص‏79.

[35]. المراقبات اعمال السنة، میرزا جواد ملکی تبریزی، ص‏202.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.