«گفتگوي سالم» از منظر قرآن و حدیث

 (برخی از ویژگیهای یک گفتگوی سالم از نگاه دین)

خداداد شمس الدینی

نخستين و راحت ترین وسيلة تبادل اطلاعات بين انسانها، سخن گفتن است که گذشته از انتقال معنا و مراد، دربردارندۀ حالات مختلف انسان بوده، امور دیگری را نیز منتقل می سازد. اموری همانند: محبّت و نفرت، تکریم و تحقیر، احترام و استخفاف و... در واقع سخن گفتن نشانگر شخصیت افراد نیز هست:[1]

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد

عیب و هنر انسانها مخفی و مکتوم است؛ ولی گاهی با تکلّم، آشکار می شود. چنانچه عزیز مصر پس از آنکه حضرت یوسف(ع) صحبت کرد، پس به عقل و درایت یوسف برد: ]فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِينٌ[؛[2] «پس چون با او صحبت کرد، گفت: تو امروز نزد ما با منزلت و امین  هستی.»

شهيد مطهري! در اهميت سخن گفتن مي فرمايد: «اينكه انسان با حيوانها متفاوت است، به موجب همان استعدادي است كه در او براي گفتن و نوشتن نهفته شده است؛ يعني اگر همين يك استعداد را از انسان بگيريم، انسان با حيوانات فرقي نمي كند. اگر بيان و قلم نبود، انسان تا دامنة قيامت همان وحشي اوليه بود و محال بود به اصطلاح امروز، فرهنگ و تمدن به وجود بيايد؛ چون فرهنگ محصول تجارب بشر است. با بيان، انسان آنچه را كه تجربه مي كند و مي آموزد، به همزبانهاي خودش منتقل مي كند كه قلم هم اين خاصيت را دارد؛ چنانچه امام علی(ع) می فرمایند: «مَا الاِْنْسانُ لَوْ لا الِلّسانُ اِلاّ صُـورَةٌ مُمَثـَّلَةٌ، اَوْ بَهيمَةٌ مُهْمَلَةٌ؛[3] اگر زبان نبود، انسان چيزى نبود جز يك مجسّمه يا حيوان رها شده در بيابان»[4]

بسیاری از اختلافات بشر از بی توجهی به رعایت مهارتهای گفتگو است، بگونه ای که گاهی ممکن است دو نفر در اثر به کار بردن الفاظ یا عبارات نادرست، سالها با هم ارتباطی تیره و تار داشته باشند. در محیط خانوادگی نیز رابطه ای کلامی که باید بر مبنای محبّت و صمیمیت - طبق دستور الهی - باشد، به کینه و عدوات که گام شیطان است، تبدیل  شود.[5]

اما رعایت چه نکاتی باعث برقراری ارتباط کلامی موفق می شود؟ چه آداب و اخلاقی لازم است تا شیطان در گفت و شنود ما دخالت نداشته باشد؟ برخی ویژگیهای گفتگوی موفق چیست؟ گاهی کلام به خاطر برطرف کردن نیاز عادی صورت می گیرد و گاهی برای بحث، گفتگو و استدلال؛ یعنی برای اثبات یک مطلب به شکل مناظره و گفتگو. در اینجا به برخی از روشهای گفتگوی موفق اشاره می شود:

1. درخواست از خداوند

اولین مورد برای شروع گفتگو این است که از خداوند کمک بخواهیم؛ چراکه او خالق بیان است و مالکیّت کلام و امام على(ع) مى فرمايد: «اَخْلِصْ لِلّهِ عَمَلَكَ وَ عِلْمَكَ وَ حُبَّکَ وَ بُغْضَكَ وَ اَخْذَكَ وَ تَرْكَكَ وَ كَلامَكَ وَ صُمْتَكَ؛[6] عمل، علم، بغض، گرفتن و وانهادن، کلام و سکوتت را برای خدا خالص کن!»

2. تفکّر قبل از تکلّم

اعمال و رفتار انسان بیانگر افکار اوست. یعنی آنچه که به ذهن و فکر انسان می رسد، اعمال او را تشکیل می دهد؛ بنابراین داشتن کلام پسندیده و زیبا، مستلزم تفکر پسندیده و مثبت است، چنانچه حضرت علی(ع) می فرمایند: «لِسَانُ  الْمُؤْمِنِ  مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ... لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ، تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ؛ [7] زبان مؤمن پشت قلب اوست مؤمن چون بخواهد سخنى گويد، دربارة آن در دل خود انديشه نمايد؛ اگر خير باشد، آشكارش كند، و اگر شر باشد، نهفته اش دارد.»

4. عبارت «تَدَبَّرَ فِی نَفْسِهِ» مهم ترین بخش کلام آن حضرت است و در کتب لغت «تدبیر» را به معنای «با دقت نگریستن به آنچه که عاقبت امر باز می گردد»، گرفته اند.[8] یعنی نتیجة تدبر و تفکر، در عاقبت امر انسان است. این واژه یادآور حدیث شریف پیامبر گرامی اسلام(ص) است که ابوحمزه ثمالی أن را از امام باقر(ع) نقل می کند: «إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ يَكُ خَيْراً أَوْ رُشْداً اتَّبَعْتَهُ وَ إِنْ يَكُ شَرّاً أَوْ غَيّاً تَرَكْتَهُ؛[9] هر آهنگ کاری کردی، در سرانجام آن بیندیش؛ اگر درست و خیر بود انجام بده و اگر شر شد و بدی بود آن را ترک کن.»

یعنی همانطور که تدبّر در عاقبت امر و پیامد اعمال، ضروری است، تفکّر در گفتار که نوعی عمل است نیز ضروی می باشد.

3. دقت در نحوة تکلّم

در ارتباط بین دو انسان کلمات و واژه ها نقش مهمی دارند؛ گاه برخی کلمات روح انسان را خراش می دهد و موجب ایجاد شکاف در روابط و زخم در دل انسانها می گردد که گاهی این زخمها کاری تر و ماندگارتر از زخم شمشیرند.

امام علي(ع) فرمود: «رُبَّ کَلَامٍ اَنفَذَ مِنْ سِهَامٍ[10]؛بسا سخني كه از تيرها كارگرتر است.» اثر کلمات را نباید ساده فرض کرد؛ چون عالم بر سر حرف می چرخد و گفتار نیز جز عمل انسانهاست: ]ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ[[11]؛ «هیچ سخنی بیان نمی شود، مگر اینکه دو ملک رقیب و عتید آنها را ثبت می کنند.»

به طور کلی، ارتباط گفتاری و رفتاری بین انسانها بر دو بینش «تکریم» یا «تحقیر» شخصیت یکدیگر صورت می گیرد. از ديدگاه قرآن كريم، ارتباطي سالم است كه بر پاية تكريم شخصيت، عزّت نفس و احترام متقابل افراد صورت گيرد.

کلام دارای دو بخش است: یکی قالب و دیگری محتوا. مراد از قالب، آهنگ سخن است و مراد از محتوا، معنا و مفهوم. کلام به لحاظ آهنگ، یا «گوش خراش» است یا «گوش نواز» و به لحاظ محتوا یا «دل نواز» است یا «دل خراش». کلام گوش خراش، عاطفة منفی را بر می انگیزد و سخن گوش نواز، عاطفة مثبت. ازاین رو، لحن نرم، ملایم و ملاطفت آمیز در سخن گفتن می تواند در تقویت مودّت و صمیمیت فیمابین، نقش مهمی داشته باشد. سخن دل نواز نیز سخنی است که از نظر عاطفی، پیام آور محبّت باشد، نه نفرت و از نظر شخصیتی موجب حرمت و تکریم باشد، نه تحقیر و توهین.[12]

4. تناسب با سطح فهم و نیاز مخاطب

انسان در ارتباط با دیگران بايستي به سطح فهم و نیاز مخاطب توجه داشته باشد؛ چراكه عدم توجه به اين اصل، گوينده را از مقصود خويش - كه همان رساندن پيام به مخاطب است – باز مي دارد. هنگامي مخاطب تحمّل شنيدن را در خود ايجاد مي كند كه مطالب متكلّم، به فراخور فهم و نیاز او باشد؛ وگرنه احساس خستگي و بيگانگي از گفته هاي گوينده را در خود حس مي كند. براساس همين اصل محوري، پيام آوران الهي در مرحلة نخست به زبان قوم خويش سخن مي گفتند.[13] رسول خدا(ص) فرموده است: «اِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ اُمِرْنَا أَنْ نَکَلَّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ ما گروه پيامبران مأموريم تا با مردم به اندازة [درك و] عقلشان سخن گویيم.»

پس سخن با هر کسی باید در حد فهم و گیرایی او باشد. ایراد سخنان غامض و پیچیده - که متأسفانه گاه به منظور اظهار فضل، برتری جویی و... به طرح مسائلی پیچیده به زبان سخت و به زبان خاص بیان می شود - بسیاری از مخاطبین را از دریافت فیض معارف الهی محروم می کند. برخی از سخنرانان یا خطیبان از آیات و روایات زیادی استفاده می کنند، درحالی که ترجمة شایسته ای نمی کنند، لذا مخاطبینی که با معانی و کلام عربی آشنایی ندارند، مقصود گوینده را نمی فهمند.

بعضی از سخنرانان در برخی اوقات در ابتدای منبر، بخشی از خطبه های «نهج البلاغه» را استفاده می کنند یا در قنوت یا سجدة آخر نماز از دعاهایی مثل ابوحمزه عباراتی را به کار می برند؛ ولی در یک دهه تبلیغ یکبار ترجمه یا تفسیر آنها به مستمعین گفته نمی شود. چه اشکال دارد اگر سخنران ترجمه یا فلسفة آن عبارت را بیان کند؟

توجه به مطلب ياد شده، در گفتگو با كودكان از ضرورتي مضاعف برخوردار است؛ زیرا درك محدود و اطلاعات اندك آنان نيازمند گشودن زبان كودكي با آنان است.

5. رعایت احترام

از دیگر ویژگیهای گفتگوی سالم، رعایت ادب و احترام نسبت به مخاطب است. حرمت شکنی و بی احترامی، حتی در نحوة صدا زدن (مثل اسم کوچک طرف را صدا کردن، یا در نگاه کردن، نگاهی آزار دهنده یا تحقیرآمیز باشد) برای مخاطب حالتی روانی پدید می آورد، آنگاه سخنان گوینده را نمی پذیرد و آتش خشم و تنفّر از وی را در درون خود شعله ور می سازد. ازاین رو، حفظ حرمت و ادب، حتی در جایی که طرف مقابل، به آن پایبندی ندارد، خیلی مهم است.

وقتی حضرت ابراهیم(ع) در گفتگویی منطقی و احترام آمیز با عمویش آزر، با توهین او روبه رو گردید و فریاد تهدید و تنفّر او را شنید، باز هم پاس حرمت او را نهاد و بزرگورانه فرمود: ]سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بي  حَفِيًّا[[14]؛ «(ابراهيم گفت:) سلام بر تو! من به زودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى كنم؛ چراكه او همواره نسبت به من مهربان بوده است!»

حضرت ابراهيم(ع) در مقابل تهديد او كه گفت: دهرى طولانى از من كناره بگير، گفت: من از شما و اين بتها كه مى پرستيد، كناره مى گيرم.

اما اينكه سلام كرد؛ چون سلام کردن، دأب و عادت بزرگواران است که با تقديم آن، جهالت پدر را تلافى كرد. او وى را به خاطر حرف حقى كه زده بود، تهديد به رجم و طرد كرد؛ ولى حضرت او را وعدة امنيت و سلامتى و احسان داد. اين همان دستور العملى است كه قرآن كريم در آيات: ]وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً[[15] و ]وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً[[16] بيان كرده است.[17]

از دیگر نشانه های احترام در گفتگو این است که انسانها یکدیگر را به بهترین نام خطاب کنند، نه اینکه بر یکدیگر لقب بد گذارده، همدیگر را کوچک کنند؛ چراکه استفاده از القاب و به طوری کلی، هر آفت زبانی، نوعی گام شیطان می باشد: ]وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي  هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبيناً[[18]؛ «به بندگانم بگو: سخنى بگويند كه بهترين باشد! چراكه (شيطان به وسيلة سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد مى كند و هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است!»

بدون رعايت احترام، نه تنها گفتگو تأثير مثبتی ندارد؛ بلكه به تنشها و مشكلات مي افزايد و متكلّم را از مقصودش - كه همان رساندن پيام و تأثير در مخاطب است – باز مي دارد.

6. رعایت مقدمه، در صورت لزوم

برخی از موضوعات و درخواستها به دلیل ثقیل بودن اصل مطلب، برای شنونده و خواننده نیاز به ذکر مقدمه دارند، چنانچه خدای متعال در بحث ذکر آیات وجوب روزه، همین مطلب را مراعات کرده است؛ ولی در موضوع وصیّت و قصاص که برای مخاطبین قابل قبول است، از ذکر مقدمه خودداری می کند.[19] اين کار استيحاش و اضطراب ذهن را از بين مى برد و در نتيجه به موضوع علاقمند مى كند.

7. ذکر دلیل

برخی از مباحث قابل طرح به دلیل ایجاد سؤال برای مخاطب، نیاز به دلیل دارند. مثل گناه زشت «زنا» که می فرماید: ]وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى  إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً[[20]؛ «و نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد راهى است!»

شایسته است که مبلّغان محترم نیز در بیان مطالبی که سؤال برانگیزند، دلیل یا فلسفة آن را نیز بیان کنند که پذیرش هرچه بیش تر مخاطب را در پی داشته باشد.

8. اعتماد

از عوامل مهم ارتباط مؤثر و نفوذ در مخاطب، كسب اعتماد او به گفتار و انگيزة گوينده است. قرآن كريم در داستان حضرت ابراهيم(ع)، اين واقعيت را بيان كرده است: هنگامي كه جمعي از فرشتگان براي نابودي قوم لوط به صورت ناشناس، نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند و از خوردن غذا خودداري ورزيدند، حضرت احساس بيگانگي و دلهره كرد و از گفتگو با آنان خودداري نمود؛ ولي پس از شناسايي و دريافت بشارت از آنان، باب گفتگو را دربارة مأموريت آنان و شفاعت از قوم لوط گشود. هنگامي كه ترس حضرت فرو نشست و به او بشارت رسيد، دربارة قوم لوط با آنها مجادله كرد.[21] از اين جریان بر مي آيد كه پيش شرط گفتگوهاي مؤثر و سازنده، ايجاد فضايي امن، همراه با اعتمادي متقابل است.

البته لازمة کسب اعتماد، صداقت گوينده است، به طوري كه براي شنونده، از روي قرائن يا شناخت قبلي كاملاً محسوس و ملموس باشد؛ چراكه به دروغگو هيچ گونه اعتمادي نيست.

9. به نرمي سخن گفتن

از دیگر ویژگیهای گفتگوی سالم، به نرمي سخن گفتن با مخاطب است؛ زیرا سخن گفتن با خشونت، آدمي را از مطلوب واقعي در گفتار - كه همان تأثيرگذاري باشد - دور مي كند. براي نفوذ در قلوب مردم (هرچند افراد گمراه و بسيار آلوده) نخستين دستور قرآن، برخورد ملايم و توأم با مهر و عواطف انساني است و هر نوع توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است (كه برخورد دوستانه اثر نگذارد).

هدف آن است كه مردم جذب و متذكر شوند، و راه را پيدا كنند يا از عواقب شوم كار خود بترسند.[22] خداوند به حضرت موسي و برادرش هارون' دستور مي دهد كه به سوي پادشاه قدرتمند و ستمگری همچون فرعون بروند؛ ولی او را با بيان و سخني نرم و به دور از تندي و خشونت به سوي حق دعوت كنند: ]اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى[[23] مطابق آيه، عامل كارساز در دعوت فرعون به سوي خدا، به نرمي سخن گفتن بيان شده است.

بر اساس اين اصل قرآني، انسانها در ايجاد ارتباط كلامي مؤثر، ناگزير از به كارگيري اين راهكار قرآني هستند. به همين دليل، آن فرمانرواي خودمحور كه خود را پروردگار مردم مي دانست و هيچ سخن مخالفي را برنمي تافت، در مقابل سخنان نرم و فروتنانة حضرت موسي و هارون' عكس العمل مناسبي نشان داد و نه تنها ارتباط كلامي را با دستور خشن خود قطع نكرد؛ بلكه به ادامة ارتباط نيز متمايل گشت و به سؤال دربارة خداي موسي روي آورد.[24]

10. صراحت و رسايي كلام

صراحت در سخن گفتن نقطة مقابل گنگی، ابهام و دو پهلو بودن سخن است. انسان باید طوری مقصود خویش را بیان کند که نتوان بر آن معنای دیگری را حمل کرد. گاهى، به ويژه سياستمداران سخنان دو پهلو مى گويند، به طورى كه قابل تفسيرهاى مختلف باشد و در نتيجه، فكر و انديشة درونى و نيت باطنى و دوستى يا دشمنى و مخالفت يا موافقت آنان آشكار نشود.[25] در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده و فرموده است: ]يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيم[؛[26] «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! به پيامبر نگوييد: مراعاتمان كن؛ بلكه بگوييد: ما را در نظر بگير، و اين توصيه را بشنويد و براى كافران عذاب دردناكى است.

علامه طباطبایی! در تفسیر خود می نویسد: «يعنى به جاى راعنا، بگویيد: انظرنا، كه اگر چنين نكنيد، همين خود كفرى است از شما، و كافران عذابى دردناك دارند، پس در اين آيه نهى شديدى شده از گفتن كلمه راعنا[27]

در واقع این آیه می خواهد بگوید: «توجه به انعكاس حرفها داشته باشيد. اسلام به انتخاب واژه هاى مناسب، بيان سنجيده و نحوة طرح و ارائة مطلب توجه دارد.[28]

______________________________________________________

[1]. «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَاِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ؛ سخن بگوييد تا شناخته شويد؛ چراكه شخصيّت انسان در زير زبان او نهفته شده است.» نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، 1409 ق، كلمات قصار، كلمه 392.

[2]. یوسف/ 54.

[3]. غرر الحكم و درر الکلم، عبد الواحد تمیمی آمدی، دار الکتاب، قم، 1410 ق، ص 696.

[4]. آشنايي با قرآن، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ج‏6، ص‏16.

[5]. مضمون آیه 53 سوره اسراء.

[6]. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، دارالحدیث، قم، 1376 ش، ص 82.

[7]. نهج البلاغه، خطبه 176.

[8]. مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، نشر مرتضوی، تهران، 1374 ش، ج 1، ص 657.

[9]. وسائل شیعه، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل‏البیت(، قم، 1409 ق، ج 15 ص 282.

[10]. غرر الحکم و درر الکلم، ص 382.

[11]. ق/ 18.

[12]. مقاله چیستی حسن خلق، مجله علوم حدیث، عباس پسنديده، شماره 66 (با کمی دخل و تصرف).

[13]. ]وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ[؛ «ما هيچ پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم تا (حقايق را) براي آنها آشكار سازد.» ابراهیم/ 5.

[14]. مریم/ 42، 46 و 47.

[15]. فرقان/ 72.

[16]. همان/ 63.

[17]. ترجمه الميزان، ج‏‏14، ص‏79.

[18]. اسراء/ 53.

[19]. الميزان، سید محمد حسین طباطبائی، مترجم: موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374ش، ج‏‏2، ص‏5 (با تلخیص).

[20]. اسراء/ 32.

[21]. هود/ 74.

[22]. تفسير نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج‏13، صص 212 – 213.

[23]. طه/ 43 و 44.

[24]. فصلنامه پژوهشهاي قرآني، مقاله: مهارت ارتباط کلامی، مصطفي احمدزاده، ش446.

[25]. اخلاق در قرآن، مصباح یزدی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی)، قم، 1376 ش.

[26]. بقره / 104.

[27]. ترجمه الميزان، ج‏‏1، ص‏374.

[28]. تفسير نور، محسن قرائتی، مرکز درسهایی از قرآن، تهران، ج‏‏1، ص‏174.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.