«فرزندآوری» در سبک زندگی اسلامی

علی ملکوتی نیا

اشاره :فرزندآوری برای بقای نسل و جلوگیری از کاهشِ جمعیت مسلمانان، از گذشته تاکنون از جمله دغدغه های عالمان دینی و کارشناسان خانواده و جمعیت بوده است؛ لیکن امروزه با ورود مردم به دورة زندگی مدرن و خصوصاً آشنایی با آموزه های غربی، این موضوع مورد تردید و بی مهری بسیاری از خانواده ها قرار گرفته است. ازاین رو، برای تبیین موضوع فرزندآوری و کسب نگرش مطلوب نسبت به «تکثیر جمعیت»، مهم ترین کارکرد خانواده (تولید مثل و تکثیر نسل) را یادآور می شویم و در ادامه، ضمن تشریح جایگاه فرزند در منظومة توحیدی، به دیدگاه اسلام دربارة افزایش نسل می پردازیم تا به این وسیله زمینة تحلیل درست و تصمیم صحیح در فرزندآوری برای همگان فراهم گردد.

مقدمه : در گذشته و پیش از ظهور صنعت در زندگی انسانها، شاید کسی از خود نمی پرسید که «چرا فرزنددار شوم؟» و حتی کسی به چنین سؤالی فکر هم نمی کرد؛ ولی ورود به دورة مدرن زندگی و آشنایی مردم با آموزه های صنعتی و ماشینی، به ویژه تفکرات غربی، زمینه را برای تغییر سبک زندگی برخی از خانواده ها فراهم ساخت، به گونه ای که بسیاری از مظاهر زندگی غربی - که مغایر با آموزه های اسلامی بوده است - به زندگی مسلمانان راه یافت و در نتیجه، خانواده های امروزی را در فرزندآوری با تردید روبه رو کرد. نمود و آثار این تردید؛ عدم تمایل برخی از خانواده ها به داشتن فرزند (4/14درصد) یا اکتفا به تک فرزندی (19درصد) است.[1]

به گمان آنها؛ «پُرهزینه بودن فرزندآوری»، «سخت شدن رفاه و تربیت اولاد در شرایط ناگوار امروز» و «مانعیت فرزندان از رشد و پیشرفت فردی» از جمله عوامل بازدارنده ای است که اشتیاق به فرزنددارشدن را از آنان گرفته است، لذا تحقّق سیاست جدید جمعیتی کشور را با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه ساخته است و به نظر می رسد در مجموع، بی میلی نزدیک به نیمی از خانواده های ایرانی به فرزندآوری در آیندة نزدیک، ایران را به دوران «سالمندیِ عمومی» و «بحران پیری» نزدیک خواهد ساخت. دورانی که بیش ترین جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند.[2]

از آنجایی که افزایش نسل جوان و اقتداربخشی به کشور از طریق ازدیاد جمعیت، بدون تغییر نگرش و رفتار مردم در زمینة فرزندآوری، امکان پذیر نیست، ازاین رو، لازم است به مطالعة متون اسلامی بازگردیم و با مروری بر آموزه های دینی در باب ارزش فرزندآوری و آثار افزایش نسل، نگرش خانواده ها را به سوی «تکثیر جمعیت» معطوف ساخته و اعلام کنیم که در سبک زندگی اسلامی، فرزندآوری، ذاتاً مطلوب است؛ زیرا تکثیر نسل، دستور خدای متعال و سنّت قطعیة پیامبر اکرم(ص) و ائمة هدی( است و ضرورت آن تابع هیچ شرطی نیست؛ بلکه در تنگدستی و توانمندی و حتی در زمانی که شرایط فرهنگی جامعه نیز مناسب نباشد، باز هم فرزندآوری حُکمی ثابت و لازم الإجراست.

ضرورت و اهمیت فرزندآوری

از مسائل مهم و قابل توجّه عصر حاضر، مسئلة جلوگیری از کاهشِ جمعیت و یافتن راهکارهایی معقول برای افزایش آن در کشور است. رهبر معظم انقلاب> از جمله کسانی است که بارها دیدگاه انتقادی خود را (در طول سالهای 1390 تا امروز) در جمع نمایندگان مجلس، مسئولان نظام و عموم مردم مطرح نموده است و با سخنانی روشن و استوار، نگاه خود را به بازنگری در سیاستهای مهار جمعیت و ضرورت برنامه ریزی برای رشد جمعیت معطوف داشته و فرمود ه اند:

«... خانواده ها و جوانها باید تولیدِ مثل را زیاد کنند. باید نسل را افزایش دهند. این محدود کردن تعداد فرزندان در خانه ها - به این شکلی که امروز هست - خطاست! این نسل جوانی که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دوره ها و مرحله های آیندة این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همة مشکلات کشور را اینها حل می کنند.»[3]

و نیز تأکید فرموده اند: «مسئلة  جمعیّت را جدّی بگیرید! جمعیّت جوان كشور دارد كاهش پیدا می كند. یك جایی خواهیم رسید كه دیگر قابل علاج نیست؛ یعنی مسئله  جمعیّت از آن مسائلی نیست كه بگوییم حالا ده سال دیگر فكر می كنیم؛ نه، اگر چند سال بگذرد، وقتی نسلها پیر شدند، دیگر قابل علاج نیست.»[4]، «مسئلة افزایش نسل جزء مباحث مهمی است كه واقعاً همة  مسئولین كشور، نه فقط مسئولین اداری، روحانیون، كسانی كه منبرهای تبلیغی دارند، باید در جامعه دربارة  آن فرهنگ سازی كنند؛ از این حالتی كه امروز وجود دارد - یك بچه، دو بچه - باید كشور را خارج كنند.»[5]

ایشان در جایی دیگر، سیاست کلی نظام اسلامی را این گونه با صراحت اعلام نموده اند که: «من معتقدم كه كشور ما با امكاناتی كه داریم، می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به كثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری كه می خواهد برای متوقف كردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!»[6]

نکتة مهم تر در اینجا اینکه ایشان با تمام وجود باور دارند که دشمنان اسلام در موضوع کاهش جمعیت مسلمانان، ساکت و بی کار ننشسته اند؛ بلکه از دهه های گذشته تا امروز برای مقابله با نظام اسلامی برنامه ریزی و اقدام عملی می کنند. به این دلیل «براى دشمنان ما بهترین چیز این است که ایران یک کشورى باشد با بیست - سى میلیون جمعیّت که نصف این جمعیّت هم کهنسال و میانسال و از کارافتاده باشند. [اگر] براى این برنامه ریزى بتوانند بکنند، حتماً می کنند. پول بتوانند خرج کنند، حتماً خرج می کنند. ما باید حرکتمان در مقابل این حرکت، حرکت صحیح و منطقى و خردمندانه و عالمانه باشد.»[7]

در همین راستا «افزایش فرزند» در کنار «تسهیل و ترویج تشکیل خانواده» از جمله سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی در مقولة جمعیت به شمار می آید که در تاریخ 30/2/1393 از سوی رهبر معظم انقلاب> به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. سخن را با یادآوری مهم ترین کارکرد خانواده که «تولید مثل» و تکثیر نسل است، پی می گیریم.

تکثیر نسل؛ مهمترین کارکِرد خانواده

از جمله مهم ترین اهداف و کارکردهای خانواده، حفظ و بقای نسل بشر در یک ساختار و نظام قانونی و مشروع است و شاید بتوان گفت که این کارکِرد، مهم ترین کارکرد خانواده است؛ به گونه ای که برخی مردم شناسان، ماهیت خانواده را منحصر به همین امر دانسته و آن را قراردادی تعریف کرده اند که برای به وجود آوردن فرزندان و حفظ و نگهداری آنان منعقد می شود.

«ویلیام وُلف» معتقد است: «خانواده غیر از یکی - دو سال اول که برای پرورش کودک لازم است، وجودی است مرده، و لذا تنها کارکرد خانواده همین است و بس!»[8]

و در میان دانشمندان مسلمان نیز علامه طباطبایی! تکثیر نسل مسلمانان برای زدودن بنای شرک و فساد توسط آنان را از مهم ترین مقاصد شریعت ذکر کرده و فرموده است: «و من جهة أخرى من أهمّ المقاصد عند شارع الإسلام تکثّر نسل المسلمین و عمارة الأرض بید مجتمع مسلم عمارة صالحة ترفع الشّرک و الفساد؛[9] و از جهت دیگر يكى از مهم ترين مقاصد در نظر شارع اسلام، زياد شدن نسل مسلمانان و آباد شدن زمين به دست آنان است. آبادى شایسته و مخصوصى كه ريشة شرك و فساد را مى زند.»

به همین خاطر، ایشان «توليد مثل و تربيت اولاد» را علت اصلی ازدواج برشمرده و می نویسد: «عامل نكاح و ازدواج منحصر در توليد مثل و تربيت اولاد است و مسئلة اطفاى شهوت و يا اشتراك در اَعمال زندگى؛ چون كسب و زراعت و جمع كردن مال و تدبير غذا و آب و وسايل خانه و ادارة آن، امورى است كه از چار چوب غرض طبيعت و خلقت خارج است و تنها جنبة مُقدميّت داشته و يا فوايد ديگرى غير از غرض اصلى بر آنها مترتب مى شود.»[10]

جایگاه فرزند در منظومة توحید

آموزه های اسلامی، ایجاد جامعة توحیدی و گسترش آن را هدفی بزرگ برمی شمرد و فرزندآوری و افزایش نسل صالح را شاهراه تحقق آن معرفی کرده، از فرزند به عنوان «ولیّ» یاد می کند. در قرآن  کریم دربارة  فرزند، بحث استثناییِ حضرت زکریا(ع) آمده است که به پروردگارش عرضه داشت: ]قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائي  وَ كانَتِ امْرَأَتي  عاقِراً فَهَبْ لي  مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُني  وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا[؛[11] «گفت: پروردگارا! همانا استخوان از (بدن) من سست شده و (موى) سر هم از (سپيدىِ) پيرى مى درخشد و هرگز در دعايم از تو - اى پروردگارم - محروم نبوده ام و من از عموزادگانم پس از خويش بيم دارم (كه جانشينانى بد باشند) و همسرم از ابتدا نازا بوده، پس مرا از جانب خويش جانشینی ارث بَر عطا كن كه از من و اولاد يعقوب ارث ببرد! و اى پروردگار من، او را (از نظر كمالات معنوى) پسنديده قرار ده.»

علامه طباطبایی! در تفسیر این آیات می نویسد: «مقصود از اينكه گفت: «از موالى مى ترسم» اين است كه از عملِ عموها و پسرعموهایم مى ترسم. و مقصود از «مِن ورائى» بعد از مرگ است. و خلاصه اينكه حضرت زكريا مى ترسيد از اينكه از دنيا برود و نسلى كه وارث او باشند، نداشته باشد و اين كنايه از همان بى اولاد مُردن است.»[12]؛ تنها چيزى كه حضرت زكريا(ع) را به چنین دعایی وادار كرد، همان كرامتى بود كه از خدا نسبت به حضرت مريم(س) مشاهده كرد و عبوديت و خلوصى بود كه وي نسبت به خدايش داشت. حضرت از مشاهدة اين وضع لذّت برد و دوست داشت كه بعد از خود نیز فرزندى داراى قرب و كرامتى اين چنين داشته باشد.[13]

نکتة قابل توجه آنکه حضرت زکریّا(ع) از خداوند «ولىّ» درخواست كرد. بدين جهت كه ولىّ هر فردی عبارت است از آن شخصى كه متولّى و عهده دار كار او باشد. به عنوان مثال، ولىِّ ميّت آن كسى است كه به امر او قيام مى كند و جانشين او در ارثيه اش مى شود،[14] لذا نفرمود: من از جانب تو ولد یا غلام می خواهم؛ یعنی نگرانم مسیری که آمده ام و این حرکت توحیدی که آغاز کرده ام، در آینده ابتر یا منحرف شود، و لذا از خدا می خواهد ولیّی به او عنایت کند که این حرکت توحیدی را ادامه دهد.

حضرت ابراهیم نیز فرزندش اسماعیل' را ادامة آن حرکت توحیدی در نظر می گیرد و عرضه می دارد: ]رَبِّ اجْعَلْني  مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي[؛[15]  «پروردگار من! مرا برپا كنندة نماز قرار ده و از فرزندانم (نيز چنين فرما)!»

در وصیت نامة امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبی' نیز همین دغدغة توحیدی (ادامه یافتن راه خدا بوسیلة انسانهای بعدی) را می بینیم که فرمود: «مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ الْمُدْبِرِ الْعُمُر... إِلَى  خَلِيفَةِ الْأَمْوَات؛[16] از پدری فانی، اعتراف کننده به گذشتِ زمان، کسی که زندگی را پشت سر نهاده... به کسی که جانشین گذشتگان است.»

خلاصه اینکه: تمام پیامبران و ائمه( فرزند را در ادامة منظومة توحیدی می خواستند که در آن، فرزند از ابتدا نذر توحید شده است.

قرآن کریم از «امْرَأَةُ عِمْرَانَ» یاد می کند که این زن، همان مادر حضرت مریم(س) است که گفت: ]نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا[؛[17] «پروردگار من! آنچه (از فرزند) در رحم دارم، براى تو نذر كردم كه "محرَّر" (و آزاد، براى خدمت به خانة تو) باشد.»

خدای متعال پذیرفت: ]فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيّا[؛ «پس پروردگارش او را به بهترین شکل پذيرفت و به طرز نيكى رشد داد و زكريا را (كه شوهر خاله اش بود) كفيل (تربيت) او نمود.»

بنابراین، فرزند در منظومة توحیدی، ولیّ و ادامه دهندة راه پُر افتخار پدران توحیدی است. به این جهت، امام صادق(ع) فرمود: «چون يوسف(ع) برادرش را ديد، به او گفت: اى برادر! چگونه توانستى كه پس از من ازدواج كنى؟ برادر يوسف گفت: «إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي فَقَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ يَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحِ فَافْعَلْ؛[18] پدرم به من دستور داد که اگر بتوانى نسلى داشته باشى كه زمين  را با تسبيح  خدا سنگين سازد، پس اين كار را انجام بده!»

افزایش نسل در آموزه های اسلامی

1. آیات

با مرور منابع ديني، به   روشني مشخص مي شود كه فرزندآوری و افزایش نسل، موضوعي است که از آغاز ظهور اسلام امري مطلوب و مورد تأكيد شريعت اسلام بوده است و علاوه بر آیات قرآن، ده  ها روایت نیز بر آن تأكيد داشته، ذهنیت و سبک زندگی جامعة اسلامی را بر اساس آن چیده اند. بیش از 30 آیه دربارة فرزندآوری است که در این مجال تنها به دو مورد اشاره می کنیم:

1. ]فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً[؛[19] «پس گفتم كه از پروردگار خود طلب آمرزش كنيد كه او همواره بسيار آمرزنده است. تا آسمان (ابر) را بر شما پرباران فرستد و شما را با اموال و پسران يارى كند و براى شما باغها و نهرها قرار دهد.»

در این آیه مواردی مانند: آمرزش الهی، بارش پی در پی و افزایش اموال و فرزندان از جمله نتایج استغفار به شمار آمده است؛ یعنی اگر کثرت اموال و فرزندان بد باشد، پس استغفار عملی ناپسند است و دستور خداوند به آن لغو خواهد بود.

2. ]ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً[؛[20] «سپس غلبه و تسلّط بر آنها را به شما باز مى گردانيم و شما را به وسيلة اموال و پسران يارى مى كنيم و از حيث نفرات، بيش تر (از آنها) قرار مى دهيم.»

این آیه در روایتی از امام صادق(ع)، به دوران ظهور امام زمان(ع) تأویل شده است.[21] حال اگر کثرت اموال و فرزندان مطلوب نیست؛ چرا یکی از ویژگیهای دوران ظهور به شمار آمده است؟

2. روایات

روایاتی که فرزندآوري و افزایش جمعیت را لازم و مطلوب معرفي مي كنند، به چند دستة کلی تقسيم مي کنیم:

الف) احاديثي كه به  صورت صریح و مستقیم به فرزندآوری و افزایش جمعیت دلالت دارند؛

رسول  اکرم(ص) می فرمایند: «أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرْ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً؛ زیاد فرزند بیاورید تا فردا (روز قیامت) به واسطة کثرت شما به سایر امتها مباهات کنم.»[22]

و نیز فرمود: «تَنَاكَحُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْطِ؛ ازدواج کنید و (با فرزندآوری) زیاد شوید که من به خاطر (افزونی) شما در روز قیامت بر (دیگر) امّتها مباهات می کنم، حتّی به وسیلة فرزندان سقط شدة شما.»[23]

نقل شده است: «بكر بن صالح» طى نامه اى براى امام موسى بن جعفر' نوشت: من پنج سال است از توليد نسل خوددارى مى كنم؛ چون همسرم از بچّه دار شدن كراهت دارد و مى گويد: تربيت اولاد براى ما كه تهیدستيم، مشكل است. شما در اين باره چه دستور مى دهيد؟ حضرت در جواب نوشتند: «اُطلُبِ الوَلَدَ فَإنَّ اللَّهَ يَرزُقُهُم؛[24] فرزند بیاور که خداوند روزی آنها را می دهد.»

ب) رواياتي كه به ترغیب ازدواج و تشکیل خانواده می‎ پردازند و تأكيد مي كنند که با زنان ولود و بسیارزا ازدواج کنید؛

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «تَزَوَّجوا بِكراً وَلوداً ولا تَزَوَّجوا جَميلَةً عاقِراً فَإِنّي اُباهي بِكُمُ الامَمَ يَومَ  القِيامَةِ؛[25] با زنان باكرة بچّه زا ازدواج كنيد و با زن زيباىِ نازا ازدواج نكنيد؛ زيرا من در روز قيامت، به [جمعيّت ] شما بر ديگر امّتها افتخار می کنم.»

امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر خدا(ص) آمد و عرض کرد: اى پيامبر خدا! دختر عمويى دارم كه زيبايى و نيكويى و ديندارى او را پسنديده ام؛ امّا نازاست. حضرت فرمود: «با او ازدواج مكن»![26]

همچنین «سُنَن أبى داود» به نقل از «مَعقل بن يَسار» می نویسد: مردى نزد پيامبر اکرم(ص) آمد و عرضه داشت: من به زنى خانواده دار و زيبا برخورده ام؛ ولى نا زاست. آيا با او ازدواج بكنم؟ حضرت فرمود: «نه» دوباره نزد پيامبر آمد و ايشان او را نهى كرد، بار سوم پيامبر(ص) فرمود: «تَزَوَّجُوا الوَدودَ الوَلودَ فَإِنّي مُكاثِرٌ بِكُمُ الاُمَمَ؛ [27] با زن مهربانِ زايا ازدواج كنيد؛ زيرا من به [افزونى ] شما بر ديگر امّتها افتخار می کنم.»

در روایتی آمده است که مردى می گوید: به پيامبر اکرم(ص) عرض کردم: زنى است كه زيبايى او نظرم را جلب کرده؛ ولي نازاست. نزد شما آمده ام تا از خداوند برايم طلب بركت كنيد [كه از آن زن بچّه دار شوم ]. پيامبر(ص) به من اجازه نداد [كه با او ازدواج كنم ].

دوباره نزد پيامبر رفتم و خواهش كردم كه اجازه دهد يا برايم دعاى بركت كند؛ اما پيامبر(ص) فرمود: «إنَّهُ لَو تَزَوَّجَ امرَأَةً سَوداءَ ولَودا أحَبُّ إلَيَّ مِن أن يَتَزَوَّجَها حَسناءَ لا تَلِدُ؛[28] اگر [او] با زنى سياه؛ امّا زايا ازدواج كند، نزد من خوش تر از آن است كه با زنى زيبا؛ ولى نازا ازدواج نمايد.»

ج) احاديث دالّ بر مباهات پيامبر(ص) در قیامت بر تعداد امّت خود نسبت به ساير امّتها؛ رسول  اکرم(ص) فرمودند: «تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ حَتَّى إِنَّ السِّقْطَ (يَقِفُ مُحْبَنْطِئاً) عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ: اُدْخُلْ ! فَيَقُولُ: لَا، حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ قَبْلِي؛[29] ازدواج كنيد؛ زيرا من به  وسيلة كثرت شما بر امتها مباهات مي كنم. تا جايي كه فرزند سقط شده با حالتی خاص بر در بهشت مي ايستد، پس به او مي گويند: داخل بهشت شو! مي گويد: تا هنگامي كه والدینم داخل بهشت نشوند، داخل نمي شوم.»

همچنین فرمود: «و لَلمَولودِ في اُمَّتي أَحبُّ إليَّ مِمّا طَلَعَتْ عَليهِ الشَّمسُ؛[30] به راستی نوزادى كه در امّت من متولّد شود، براى من از آنچه خورشيد بر آن مى تابد، محبوب تر است.»

د) روایاتی که هدف از تشریع برخی از احکام الهی را «فرزندآوری» می داند؛  برخی روایات نشانگر این است که صرف کثرت امّت اسلامی، هدفِ بزرگی است و بعضی از احکام دینی، از جمله؛ حُرمت نافرمانی از والدین و تحریم همجنس بازی، استحباب ازدواج و... برای رسیدن به آن هدف تشریع شده اند.

امام رضا(ع) دربارة علت حرام بودن نافرمانی از پدر و مادر می فرمایند: «حَرَّمَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ لِمَا... يَدْعُو مِنْ ذَلِكَ إِلَى قِلَّةِ النَّسْلِ وَ انْقِطَاعِهِ لِمَا فِي الْعُقُوقِ مِنْ قِلَّةِ تَوْقِيرِ الْوَالِدَيْنِ وَ الْعِرْفَانِ بِحَقِّهِمَا وَ قَطْعِ الْأَرْحَامِ وَ الزُّهْدِ مِنَ  الْوَالِدَيْنِ  فِي الْوَلَدِ وَ تَرْكِ التَّرْبِيَةِ لِعِلَّةِ تَرْكِ الْوَلَدِ بِرَّهُمَا؛[31] خداوند تبارک و تعالی نافرمانی از پدر و مادر را حرام فرموده است؛ زیرا موجب کم شدن نسل و قطع شدن آن می شود؛ چون نافرمانی از پدر و مادر سبب می گردد که به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حق آنها شناخته نگردد، پیوندهای خویشاوندی قطع شود، پدرها و مادرها به داشتن فرزند بی رغبت شوند و به علت نیکی نکردن و فرمان نبردنِ فرزند از پدر و مادر، آنان نیز کار تربیت او را رها سازند.»

همچنین حضرت دربارة فلسفة حُرمت همجنس بازی می فرمایند: «عِلَّةُ تَحْرِيمِ الذُّكْرَانِ لِلذُّكْرَانِ وَ الْإِنَاثِ لِلْإِنَاثِ لِمَا رُكِّبَ فِي الْإِنَاثِ وَ مَا طُبِعَ عَلَيْهِ الذُّكْرَانُ وَ لِمَا فِي إِتْيَانِ الذُّكْرَانِ الذُّكْرَانَ وَ الْإِنَاثِ الْإِنَاثَ مِنِ انْقِطَاعِ النَّسْلِ وَ فَسَادِ التَّدْبِيرِ وَ خَرَابِ الدُّنْيَا؛[32] علّت حرمت همجنس بازی مردان با مردان یا زنان با زنان از این جهت است که خداوند آنان را بر نظامی آفریده که زن از آنِ مرد باشد و مرد از آنِ زن و در عیر این صورت انقطاع نسل پدید آید و فساد تدبیر[نظام خلقت] و خرابی دنیا در آن خواهد بود.»

آن حضرت در جایی دیگر ضمن تبیین فلسفة ازدواج و تشویق به آن، می فرمایند: «وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ  فِي الْمُنَاكَحَةِ وَ الْمُصَاهَرَةِ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ لَا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ وَ لَا أَثَرٌ مُسْتَفِيضٌ، لَكَانَ فِيمَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بِرِّ الْقَرِيبِ وَ تَقْرِيبِ الْبَعِيدِ وَ تَأْلِيفِ الْقُلُوبِ وَ تَشْبِيكِ  الْحُقُوقِ وَ تَكْثِيرِ الْعَدَدِ وَ تَوْفِيرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ  الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ مَا يَرْغَبُ فِي دُونِهِ الْعَاقِلُ اللَّبِيبُ وَ يُسَارِعُ إِلَيْهِ الْمُوَفَّقُ  الْمُصِيبُ وَ يَحْرِصُ عَلَيْهِ الْأَدِيبُ الْأَرِيب ؛[33] اگر دربارة ازدواج و وصلت، آیه ای روشن (از قرآن) و سنّتی پیروی شده (از پیامبر(ص)) و اخبار فراوان نبود، باز هم (آثار و برکاتی چون) نیکی کردن به خویشاوند، نزدیک ساختن افراد دور (به یکدیگر)، الفت بخشیدن میان دلها، در هم تنیدن حقوق، افزودن بر جمعیت و اندوختن فرزند برای (رویارویی با) سختیهای روزگار و پیامدهای زمانه، کافی بود که خردمند دانا به این کار رغبت نماید و انسانِ رهیافتة درست اندیش برای آن بشتابد.»

با تأمل در روایات ذکر شده، معلوم می شود كه تكثير نسل از منظر روايات اسلامی كاري مطلوب و پسنديده است و نه تنها اسلام با کنترل رشد جمعیت مخالف است؛ بلکه از افزایش جمعیت جامعة الهی نیز جانبداری می نماید، پس در سبک زندگی اسلامی، افزایش نسل تابع شرایط خاصی نیست؛ بلکه در تمام زمانها (عصر سنّتی یا صنعتی) و در تمام شرایط (توانمندی یا تهیدستی) همچنان به عنوان یک راهبرد معقول جهت دستیابی به اهداف متعالی اسلام، به قوّت خود باقی است.

افزون بر آنچه گفته شد، به اعتقاد فقهای اسلامی، بر اساس قاعدة «نفی سبیل»[34] و «حفظ نظام»[35] می توان بر وجوب فرزندآوری و افزایش نسل فتوا داد؛ زیرا تعداد جمعیت ملّتها به عنوان یکی از عوامل اقتدار و حاکمیت سیاسی آنان محسوب می شود، پس اگر تعداد جمعیت مسلمان در یک سرزمین اسلامی نسبت به سایر ادیان موجود رفته رفته کاهش یابد و یا جمعیت کفّار بر مسلمین غالب گردد، تغییر حکومت اسلامی امری حتمی و مسلّم است، لذا بر حکومتهای اسلامی و مسلمانان واجب است که اهداف و برنامه های خود را در راستای حفظ نظام اسلامی و جلوگیری از سلطة کفار بر مسلمانان قرار دهند.[36]

به همین علت، از نگاه فقهای اسلام، جلوگیری از اختلال نظام اسلامی مقدّم بر مصالح شخصی است.[37]

با این توضیح، در شرایط اجتماعی و سیاسی امروز که نشانه های هشدار دهنده ای دربارة کاهش جمعیت مسلمانان وجود دارد و دشمنان اسلام نیز جهت نابودی دین برنامه ریزی و اقدام می کنند،[38] فرزندآوری و تکثیر نسل مسلمانان از واجبات مهم به شمار می آید.

_________________________________________________________

[1]. بنگرید به خبرگزاری فارس در تاریخ: 20/6/1393 به نشانی: www.farsnews.com؛ رئیس سازمان ثبت احوال کشور در نشست خبری گفت: 33 درصد خانواده‏های ایرانی تک‏فرزند یا بدون فرزند هستند.

[2]. بنگرید به پایگاه خبری آفتاب: aftabnews.ir

[3]. بیانات مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای> در اجتماع مردم بجنورد، مورخ: 19/7/1391.

[4]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، مورخ: 19/9/1392.

[5]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار کارگزاران نظام، مورخ: 3/5/1391.

[6]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، مورخ: 16/5/1390.

[7]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، مورخ: 4/3/1393.‌

[8]. حقوق زن و خانواده، محمود حکمت‏نیا، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، اول، 1390ش، ص 78.

[9]. الميزان فى تفسير ‏القرآن، محمد حسین طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ پنجم، 1417ق، ج4، ص 189.

[10]. تفسير الميزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج‏4، ص 285.‏

[11]. مریم/ 4 - 6.

[12]. تفسير الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج ‏14، ص8.

[13]. همان، ص 10.

[14]. همان، ص9.

[15]. ابراهیم/ 40.

[16]. نهج ‏البلاغه، سید رضی، ترجمه: محمد دشتی، نشر محدث، قم، چاپ اول، 1390ش، نامه 31.

[17]. آل‏عمران/ 35.

[18]. وسائل‏ الشيعة، شيخ حُرّ عاملى، مؤسسة آل‏البيت(، قم، چاپ اول، 1409ق، ج 21، ص356، ح27282.

[19]. نوح/ 10 - 12.

[20]. اسراء/ 6.

[21]. همچنین أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ% در خطبه‏ای فرمود: «يَا أَيُّهَاالنَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَإِنَّ بَيْنَ جَوَانِحِي عِلْماً جَمّاً فَسَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ شَرْقِيَّةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا  مَلْعُونٌ نَاعِقُهَا وَ مُوَلِّيهَا وَ قَائِدُهَا وَ سَائِقُهَا وَ الْمُتَحَرِّزُ فِيهَا، فَكَمْ عِنْدَهَا مِنْ رَافِعَةٍ ذَيْلَهَا يَدْعُو بِوَيْلِهَا دَخَلَهُ أَوْ حَوْلَهَا لَا مَأْوَى يَكِنُّهَا وَ لَا أَحَدَ يَرْحَمُهَا، فَإِذَا اسْتَدَارَ الْفَلَكُ قُلْتُمْ مَاتَ أَوْ هَلَكَ وَ أَيَّ وَادٍ سَلَكَ فَعِنْدَهَا تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ وَ هُوَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ ]ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً[.» البرهان في تفسير القرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، مؤسسه بعثت، چاپ اول، بی‏تا، ج‏3، ص 506.

[22]. همان، ج 21، ص 357، ح 27287.

[23]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربي، بیروت، دوم، 1403ق، ج‏100، ص220، ح24.

[24]. وسائل الشيعة، ج 21، ص 360، ح 27301.

[25]. تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمد محمدی ری‏شهری، دار الحديث، قم، چاپ دوم، 1389ش، ص 96، ح 136.

[26]. همان، ح 137.

[27]. همان، ح 138.

[28]. همان، ص 98، ح 139.

[29]. وسائل ‏الشيعة، ج 21، ص 358، ح 27293.

[30]. همان، ج 17، ص 137، ح 22189.

[31]. بحار ‏الأنوار، ج ‏6، ص 98، ح 2.

[32]. علل الشرایع، شیخ صدوق، ترجمه حسین قاسمی، نشر ونک، تهران، چاپ اول، پاییز 1389ش، ج 2، ص592، باب 340، ح 1.

[33]. الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق کلینی، دار‏الحديث، قم، چاپ اول، ‏1429ق، ج 10، ص700، ح 9620.

[34]. نساء/ 141.

[35]. فقه سیاسی، عباسعلی عمید زنجانی، امیر کبیر، تهران، چاپ چهارم، 1421ق، ج 2، ص 349.

[36]. مقاله «چرایی و چگونگی مداخله حاکمیت و حکومت در تنظیم جمعیت»، منیره حاجی و هادی و حسن قاسمی مقدم، فصلنامه حکومت اسلامی، دبیرخانه مجلس خبرگان، تهران، ش 71، بهار 1393، ص 165.

[37]. فقه سیاسی، ج 2، ص 349.

[38]. بنگرید به: رساله نکاحیه؛ کاهش جمعیت ضربه‏ای سهمگین بر پیکر مسلمین، محمدحسین حسینی طهرانی، مؤسسه ترجمه و نشر علوم و معارف اسلام، مشهد، چاپ دوم، 1425ق، صص 90 – 96.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.