خودی و غیر خودی در مکتب امنیتی جمهوری اسلامی ایران

با تأکید بر اندیشه امام خمینی! و مقام معظم رهبری

کاظم محدثی

مقدمه - بحث خودی و غیرخودی اگرچه اصطلاحی جدید به نظر می رسد؛ اما مفهوم و محتوایی دیرینه دارد و همواره در طول تاریخ مطرح بوده است. تا زمانی که جریانهای اعتقادی و سیاسی متضاد وجود داشته باشند، تقسیم انسانها به خودی و غیرخودی از مسائل مهمی خواهد بود که حیات اعتقادی، اجتماعی و سیاسی انسان را با خود درگیر خواهد کرد. تاریخ اسلام از بعثت نبی مکرم اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص) دربردارندۀ این مفهوم است و در زمان حضرت علی(ع) استفاده از آن به اوج خود می رسد.

در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز، بنیانگذار آن؛ حضرت امام خمینی) اصطلاح «نامحرمان و نااهلان» را برای کسانی که تلاش می‌کردند در ارکان نظام نفوذ کرده و مرزبندیها را بر هم ‌بزنند، به کاربردند و طرح این بحث از سوی مقام معظم رهبری> نیز خواب دشمنان را آشفته ساخت و به همین خاطر، در یک برنامۀ روانی تبلیغاتی هماهنگ، تلاش کردند آن را در اذهان و افکار عمومی، به ویژه داخل کشور یک مسئلۀ نامأنوس و نادرست جلوه دهند. حساسیت و پریشانی دشمنان و دست‌نشاندگان داخلی آنان، به خوبی نشان از درستی و تناسب زمانی استفاده از این اصطلاح دارد.

از آنجا که انقلاب اسلامی ایران با توجه به مبانی فکری و اعتقادی خود، بسیاری از منافع بیگانگان، به ویژه آمریکا را در معرض نابودی قرار داده است، همین امر سبب شد عزم آنان در مبارزه و دشمنی با ملت مسلمان ایران و دستاوردها و ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و در سطح گسترده‌تر؛ یعنی ارزشهای اسلامی راسخ شده و در راستای این دشمنی، افزون بر تحرّکات و اقدامات ظاهری، در پنهان هم برای یارگیری از نیروهای درون نظام جمهوری اسلامی تلاش کرده و با پیاده کردن برنامه هایی، شماری از خودی های سست عنصر را به غیر خودی تبدیل کنند.

این غیر خودی ها هرچند خود را خودی جلوه می دهند؛ اما در باطن با داشتن صفات و ویژگیهای غیرخودی، اصول و مبانی غیرخودی را سرلوحۀ برنامه‌های خود قرار داده، با غیر خودی های معاند و بیگانه هم‌هدف شده، در برابر اعمال و اقدامات آنها نه تنها اعلام تبرّی نمی‌کنند، بلکه همراه و پشتیبان آنها در اقدامات مغرضانه و خصمانه  هستند.

اکنون که خداوند در این برهۀ زمانی، نعمت بزرگ و تاریخی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به ما عنایت کرده است، همۀ ما باید در حفظ و پاسداری از این نعمت مقدس کوشا و هوشیار باشیم و آنچه که بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد، شناخت دشمنان داخلی و خارجی و مرزبندی شفاف با آنان است و البته شناخت دشمنان داخلی و شناساندن آنها به مردم و نسل جوان، گامی مؤثر در خنثی سازی توطئه های دشمن است.

بنابراین، همچنان که شناخت دوستان نظام و انقلاب و معرفی آنان به مردم، عرصه را برای فعالیّت آنان آماده‌تر می کند، شناخت دشمنان و غیرخودی ها و معرفی آنان و اینکه در مسیر اصول و مبانی و اهداف نظام و منویات بت شکن بزرگ تاریخ معاصر حضرت امام خمینی) و خلف صالحش امام خامنه ای> قرار ندارند، سبب می شود تا به تعبیر مقام معظم رهبری> توان دفاعی ما بالا رود و بتوانیم خود را از توطئه های دشمنان در امان بداریم و از نفوذ مزدوران دشمن و آشوب و درگیری جلوگیری کنیم.

در همین راستا امام خمینی) هوشیارانه توجه ملت را به عوامل دخلی دشمن جلب نموده، می‌فرماید: «توجه داشته باشید شیاطین در بین همۀ طبقات منتشر شده اند که برای اربابهای خود راهی باز کنند. اینها می خواهند همان بساط را رواج دهند. شما توجه داشته باشید که آنها را در بین خودتان راه ندهید، دفع کنید آنان را... اینها دست نشاندگان آمریکا هستند و اینها هستند که می خواهند باز ما را به آن اختناق و به آن وابستگی بر گردانند.»[1]

بنابر آنچه گفته شد، پرداختن به موضوع خودی و غیرخودی برای هر ملتی و در هر جایگاهی از لوازم پیشرفت، اقتدار و استقلال همه جانبه است.

ریشۀ مقولۀ خودی و غیرخودی

مقولۀ خودی و غیرخودی ریشه در این واقعیت دارد که مردم در تمام حرکتهای فرهنگی، دینی و سیاسی، یکسان نمی اندیشند و ناهمسانی مشربها و گوناگونی برداشتها خود را نشان می دهد؛ برای نمونه: در نهضت پیامبران الهی که بر پایۀ جهت بخشی انسانها به سمت و سوی ارزشهای الهی و انسانی استوار است و همگان را به تعالی و تکامل فرا می خواند، واکنشها یکسان نبوده است. برخی آرمان و عقیدۀ پیامبران الهی را با جان و دل پذیرا شده، در عمل با همۀ وجود از آن دفاع می‌کردند و از هیچ تلاشی در راه پیشبرد آن دریغ نمی کردند و برخی نیز در برابر آن ایستاده و بسیاری از مردم را از هدایت و رشد محروم می‌کردند. روشن است که این دو گونه برخورد در مسائل اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را نمی توان به یک نام شناخت و شناساند، مرزبندی و معیاری لازم است تا این دو جریان را به درستی و بر اساس آنچه بوده و هست بنمایاند تا مردم در گزینش درست دچار دودلی، سرگردانی و سستی نشوند.

در این نوشتار بر آنیم با بیان مفهوم خودی و غیرخودی در فرهنگ دین و شناساندن جایگاه آن در مسائل سیاسی و اجتماعی به معیار ها و ویژگیهای این دو جریان پرداخته، ریشه‌یابی کنیم و برای این منظور، ناگزیریم از توجه به آموزه‌های اسلامی، سخنان معصومین و سیره امامان و پیشوایان دینی و نیز برابرسازی آن معیارها با بیانات، موضع‌گیریها و رهنمودهای بنیانگذار انقلاب اسلامی؛ حضرت امام خمینی) و رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیت الله خامنه ای>:

خودی و غیر خودی در قرآن

در قرآن کریم اصطلاحاتی به کار رفته که معنای خودی و غیرخودی از آنها به روشنی دریافت می شود. اصطلاحاتی چون «معه» و «معی» بیانگر معنای خودی و با ما بودن هستند و کلماتی چون «دونکم» غیرخودی بودن و با ما نبودن را بازگو می کنند.

خداوند، امت حضرت هود(ع) را به دو دسته تقسیم نموده، دربارۀ آنها می فرماید: ]فأنْجَيْناهُ وَ الَّذينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ قَطَعْنا دابِرَ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا وَ ما کانُوا مُؤْمِنينَ[؛[2] «ما هود و کسانی که با او بودند را به رحمت خود نجات دادیم و آنهایی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نداشتند به هلاکت رساندیم.»

درباره امت رسول الله؛ حضرت محمد بن عبدالله(ص)، تعبیر «معه» یا «رحماء بینهم» و «اشداء علی الکفار» آورده و تقسیم‌بندی خودی و غیرخودی را با نتیجۀ آن، که رحمت بین خودی ها و شدت با غیرخودی هاست به کار می برد و مرزبندی این دو را به پیامبر(ص) و مؤمنان نشان داده، می فرماید: ]مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بینهم.[[3] همین معنا را گویاتر دربارۀ قوم ابراهیم(ع) می یابیم: ]قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في  إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ.[[4] همۀ این آیات با یک تقسیم‌بندی از برخی مردمان به عنوان خودی و یاوران راستین پیامبران پیشین و از برخی دیگر که از ایمان به خدا و رسولانش سرباز زده و در صدد براندازی اقتدار مسلمانان بر می آیند، به عنوان غیرخودی یاد کرده و دوری و دشمنی با آنان را فضیلت می شمارند.

خودی و غیرخودی در سنت

با ژرف‌نگری در سخن پیشوایان معصوم(، سیره و روش آنها، به روشنی تقسیم بندی خودی و غیر خودی دیده می‌شود. در عصر رسول خدا(ص) مرزبندی خودی و غیرخودی همانند دیگر پیامبران و البته به جدیدترین شکل مطرح بود. خودی ها همان پیامبر و یارانش بودند و غیرخودی ها سران مشرکان، پیروان و دوستان آنها بودند. این مرزبندی در سخنان پیامبر گرامی اسلام(ص) در برخورد با ابوسفیان تجلی ویژه ای می یابد. ابوسفیان گفت: «انّ لنا العزّی و لا عزّی لکم؛ ما بت عزی داریم و شما ندارید.» پیامبر(ص) پاسخ دادند: «اللهُ مَولَانَا وَ لَا مَولَی لَکُم؛[5] خداوند مولای ماست و مولایی برای شما نیست.»

افزون بر این، حتی پس از فتح مکه، کسانی همچون ابوسفیان که به ظاهر مسلمان شده بوند؛ اما نقشی جز غیرخودی  در جامعۀ اسلامی نداشتند و نیز آنان که بعدها نفاق، ظاهری بودن و مصلحت‌مأبانه بودن اسلامشان برملا شد نیز از گروه های غیرخودی بودند که ضربه هایی به جامعه اسلامی وارد ساختند. به نظر می رسد در سخنان حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه بیش از دیگر معصومین( به مرزبندی بین خودی و غیرخودی تأکید و اشاره شده است و علت آن، فتنه هایی است که در زمان آن حضرت سر برآورد و موجب آزمایش سخت امت اسلام، به ویژه آنهایی که ادعای وفاداری به اسلام و امام را داشتند، گردید و به همین خاطر، ضرورت شناخت خودی و غیرخودی و حفظ مرزها بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد و حضرت برای آگاهی یاران خود، بارها به این مسئله اشاره می‌کرد؛ برای نمونه: وقتی حارث در جنگ جمل تردید خود را به عرض امام(ع) می رساند، آن حضرت مبنای خودی بودن را برایش بیان می کند: «يَا حَارِثُ  إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ  إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَ  فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ  فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ؛[6] ای حارث! کوتاه‌بینانه نظر کردی، نه از سطح عالی و ژرف، از این رو سرگردان شدی. تو حق را نشناختی تا آن که در محور حق می چرخد را بشناسی و باطل را نشناختی تا آن که در پی آن حرکت می کند را بشناسی.»

نکته دیگری که در فرمایشات امام معصوم(ع) به چشم می خورد این است که مرز اصلی خودی و غیر خودی، حق‌مداری و ولایت‌مداری حقیقی افراد است. آنان که هیچگاه از ولایت جدا نشدند، خودی هستند و همۀ حکومت های زمان ائمه( و یاوران ستمگر آنان که هیچگاه از ستم خویش دست برنداشته و به سوی حقیقت و راه درست قدم ننهادند، غیرخودی ها را تشکیل می دهند.

امام(ع) به پیروان خود می آموزد؛ کسانی که از ائمه( جلوتر بیافتند و نیز کسانی از آنها عقب‌تر بمانند غیرخودی و گمراه‌اند و تنها آنان که همراه و همگام با رهبران الهی خویش حرکت کنند، رستگار خواهند بود.[7]

آنان که با دوستان عصمت دوستند و با دشمنان این خاندان دشمن و در جنگند، خودی هستند.[8] با ایشان بودن و دوری کردن از غیر ایشان (غیرخودی ها) در همۀ مراحل زندگی ارزش به شمار می آید.[9]

آنچه تاکنون از آیات و روایات یادآور شدیم، نشان می‌دهد رسیدن به اهداف والای دین جز با حرکت در مسیر خودی ها فراهم نمی شود و این سخن ما که مرزبندی در همه زمانها وجود داشته و خواهد داشت را تأیید می‌کند.

ویژگیها و صفات خودی ها در کلام امام) و رهبری

1. حب و بغض برآمده از ایمان

حب و بغض برآمده از دوستی خدا و ایمان به دین الهی که در سخنان معصومین( موج می‌زند، از ویژگیهای عاطفی و منسوب به قلب است.

امام باقر(ع) فرمودند: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فِيكَ خَيْراً فَانْظُرْ إِلَى قَلْبِكَ فَإِنْ كَانَ يُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُحِبُّكَ وَ إِنْ كَانَ يُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُبْغِضُكَ وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛[10] هرگاه بخواهی بدانی در وجود تو خیری هست به قلبت نگاه کن! اگر اهل اطاعت خدا را دوست داری و اهل گناه و معصیت را دشمن می داری، درتو خیری هست و خداوند هم تو را دوست دارد و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت خدا را دوست دارد در تو خير نيست و خدا دشمنت دارد، و هر كسى همراه دوست خود است.»

امام خمینی) نیز بارها بر این نکته تأکید کردند که دشمنی مستکبران و عوامل داخلی آنها با انقلاب، به خاطر اسلام است. آنها تا هنگامی که اسلام بر این کشور سایه انداخته و حکومت دارد، دست از دشمنی خود بر نمی دارند: «آری! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانۀ عزت و اعتبار پیامبر و ائمه( را با دستهای خود ویران نمایند، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند.»[11]

خودی هرگز قدم در راه تضعیف اسلام و باورهای اسلامی نمی گذارد. محک و معیار صدق ادعاها و قرار گرفتن در صف خودی، پایبندی عملی به ارزشهایی است که نظام اسلامی برای ایجاد و ریشه‌دار کردن آنها به وجود آمده است؛ مقام معظم رهبری> در همین باره می فرماید: «ارزشی که می گوییم؛ یعنی دین، یعنی ایمان، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی، آزادی فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمی، حکومت صالح، انسانهای برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها. ابزار تحقق این خواسته چه بود؟ روح ایمان و جهاد و فداکاری ایثار همین مردم مؤمن. آن چیزی که توانست این مبنای رفیع و این بنای اسلای را بعد از قرنها در این مملکت بر سر پا آورد عبارت بود از این که ارزشهایی از این قبیل پایه نظام جدید باشد.»[12]

خودی ها تنها یک قرائت از اسلام را می پذیرند و آن قرائت آل‌محمد(ص) است که در عصر ما از سوی امام خمینی) احیا شد و به نام اسلام امام خمینی) شهرت یافت. هر قرائتی غیر از این باشد را به دیوار می کوبند و کم‌ترین توجهی به آن نمی کنند؛ چرا که قرائت امام خمینی) از اسلام، حقانیّت خود را با عزّت، افتخار و پیروزی در آزمایشگاه تاریخ معاصر نشان داد.

2. ارادت به امام و آرمانهای او

شایان توجه است که امام خمینی) نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان مظهر و مجمع اسلام ناب محمدی(ص) و ارزشهای آن، مورد نظر است. امام یعنی خط صحیح اسلام و سیره انبیاء و ائمه معصومین(. ارادت به امام، در واقع تکمیل ویژگی تپیدن دل برای اسلام است. ارادت به امام؛ یعنی ادامه راه امام با تمام قدرت؛ مقام معظم رهبری> در این زمینه می نویسد: «ما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستایش می کنیم تا خودمان را به او نزدیک کنیم و راهش را ادامه دهیم.»[13]

دوست داشتن امام) بدون پیمودن راه او بی‌ارزش است. حرکت به سمت هدفهایی که امام ترسیم نمود، لازمۀ محبّت و دوستی امام و نیز ملاک درستیِ این ادعاست؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی> در جای دیگری چنین می نویسد: «اگر ما امام را دوست داریم، باید راه و درس او را زنده نگه داریم و هدفهایش را هدفهای حقیقی و اصلی انقلاب به حساب آوریم و به سمت آنها حرکت کنیم و هدف دیگری را از خودمان درست نکنیم. هدفهای امام مشخص و روشن است.»[14]

3. احترام حقیقی به مردم

مردمی بودن نظام اسلامی یکی از ویژگیهای برجستۀ آن است که در ساز و کار سیاسی نظام به صورت جمهوریت نمایان شده است. خودی کسی است که مردم را به خاطر خدا دوست دارد و در راه رضایت آنان به عنوان عیال‌الله در چارچوب احکام الهی حرکت می کند و همواره توده های مردم رابه خواص جامعه ترجیح می دهد. خودی کسی است که تنها در هنگام نیاز به آراء مردم به آنان متوسل و متوجه نمی شود، بلکه مسئولیت خود را در برابر آنان که ولی‌نعمت او هستند، پس از انتخاب نیز همواره می‌پذیرد و قدمی خلاف مصالح آنان بر نمی دارد.

امام خامنه ای> در این باره می فرماید: «مردم سالاری فقط این نیست که الان تبلیغات و جنجال بکند و بالاخره عده ای را پای صندوق بکشاند و رأیی از مردم بگیرد، بعد هم خداحافظ، هیچ کاری به کار مردم نداشته باشد! بعد از آنکه این نیمه اول تحقق پیدا کرد، نوبت نیمه دوم است، نوبت پاسخگویی است.»[15]

4. اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه

اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه از اصول مستحکم خودی بودن است. جایگاه حسّاس و بسیار مهمّ ولایت فقیه، اقتضاء می کند که از اصول مهمّ و حیاتی خودی ها باشد. باور نداشتن ولایت فقیه به معنای تنها گذاشتن اسلام و مسلمانان در محاصرۀ خشن و بی‌رحمانۀ جهان کفر، شرک، نفاق و فساد سازمان یافتۀ امروز است. اعتقاد به ولایت فقیه و اطاعت از او که رهبری مسلمانان را تشکیل می دهد، به خاطر نقش کلیدی و بسیار مهمّ ولیّ فقیه در ارتباط با اسلام و مسلمانان است، چنان که امام خمینی) می‌گوید: «ولیّ امر، حجّت خداست.»[16]

5. اعتقاد به انقلاب و نظام اسلامی و حقانیت آن

انقلاب بزرگ و بی‌مانند اسلامی ایران به خاطر آن که زاییدۀ اسلام بوده، با سرنوشت امت اسلامی گره خورده و بیش ترین خدمت را به آن کرده است، اعتقاد به آن جزء اصول خودی هاست و اگر کسی آن را نپذیرد از مصادیق تمام عیار نامحرمان، بیگانگان و غیر خودی های مورد نفرت مؤمنان می باشد. نظام اسلامی هم که نتیجۀ انقلاب است، جزء اصول خودی هاست؛ ولی اصل بودن نظام اسلامی برای خودی ها تا زمانی که مجموعۀ نظام در مسیر صالح اولیه خود قرار دارد از مبانی خودی هاست و مخالف آن، غیرخودی و مغضوب خودی هاست و اگر زمانی از اصول و چهارچوبه های تعیین شده از سوی معمار انقلاب؛ حضرت امام خمینی) خارج شود، جزء اصول خودی ها نخواهد بود.

6. دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا

دوست داشتن اسلام، انقلاب اسلامی ایران و خودی ها و دشمنی با دشمنان آنها، عین حب و بغض الهی است؛ خودی ها یکدیگر را دوست دارند و از دشمن متنفرند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «أَفْضَلُ  الْأَعْمَالِ  الْحُبُ  فِي  اللَّهِ  وَ الْبُغْضُ  فِي  اللَّهِ؛[17] بهترین اعمال، حب در راه خدا و بغض در راه خداست.»

کسی که از محبت خدا، دوستان خدا، مؤمنان و حزب‌الله و بسیجیان در راه خدا که امروز از مصادیق دوستان خدا هستند، محروم باشد و بدتر از آن از دشمنی با دشمنان اسلام و مسلمانان که امروز در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و دوستان آنها قرار دارند نیست، ایمان ندارد. داشتن بغض دشمنان اسلام به همان اندازۀ محبت به خودی ها موجب تحکیم و تقویّت جبهه خودی می شود: «موضع‌گیری ها باید به گونه ای باشد که در عین حفظ اصول اسلام برای همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایه‌داری غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیسم بین‌الملل و در رأس آن شوروی متجاوز باشد.»[18]

صفات غیرخودی ها در کلام امام و رهبری

1. بی اعتنایی به اسلام ناب

توجه نداشتن به اسلام ناب یکی از مشخصه های بارز غیرخودی هاست که جلوه های فراوانی دارد و مهم‌ترین آنها عبارتند از:

الف. ترویج اسلام آمریکایی

اسلام آمریکایی نقطه مقابل اسلام ناب محمدی(ص) است. از آنجا که زدودن اسلام از زندگی مردم فراهم نیست، سیاست غیر خودی ها اسلام آمریکایی که با خواسته های آنها و اربابانشان هماهنگ است را ترویج می‌کند. امام خمینی) دربارۀ یکی از ترفندهای کارشناسان اسلام آمریکایی می گوید: «کارشناسان استعمار با کمال تزویر و حیله با اسم اسلام‌دوستی و شرق‌شناسی پرده های ضخیمی بر چهره نورانی اسلام کشیده و اسلام را با معماری و نقاشی ها، ابنیه غالیه و هنرهای زیبا معرفی نموده.»[19]

ب) جدایی دین از سیاست

شعار جدایی دین از سیاست در راستای دین‌گریزی غیرخودی هاست که همواره با قدرت دنبال می شود؛ چراکه دین منهای سیاست از نمونه های بارز اسلام آمریکایی و لیبرالی است. امام) در تبیین این مشخصه اسلام لیبرالی می‌گوید: «در اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست. اسلام سیاست است. اسلام از سیاست دور نیست. اسلام یک حکومت بزرگ به وجود آورده است. یک مملکت بزرگ به وجود آورده است، اسلام یک رژیم است؛ یک رژیم سیاسی.»[20]

ج. باورندانستن توان دین در اداره کشور

غیرخودی  دین را در اداره جامعه ناتوان می داند و از هر وسیله‌ای برای تبلیغ دیدگاه خود استفاده می‌کند. از دیدگاه حضرت امام) که برگرفته از آموزه‌های پیامبر و ائمه معصومین( است، اسلام از جامعیّت کامل برخوردار است و هیچ نقص و عیبی در آن وجود ندارد و به همین خاطر همۀ نیازهای مادی و معنوی انسان را پیش بینی کرده و برای آنها نیز راه‌حلهای معقول فراهم کرده است. اسلام ناب محدود در زمان نیست و احکام و مقررات آن در همۀ زمانها کارآمد و اجرا شدنی است.

امام) در بیان جامعیت اسلام از کسانی که احکام و مقررات اسلام را در این زمان قابل ارائه و پیاده شدن نمی دانستند انتقاد نموده، همگان را به افشای چهرۀ آنان فرامی‌خواندند: «دور بعضی از اشخاص خیلی مبتذلی که از خارج آمدند و اینجا صحبت می کنند و در رادیو صحبت آنها را پخش می کنند که اسلام نمی شود پیاده بشود، خوب غلط می کنند این آدم که این حرف را می زند، باید در مساجد بگویید که حق این مطلب برای آنها نیست. چه می دانید اسلام چه است؟»[21]

د. تضعیف باورهای دینی و پسندیده

تا زمانی که باورهای دینی و پسندیدۀ مردم پایدار است، مردم قرآن و احکام آن و ائمه و سیره و سخن آنان را باور دارند، با غیرت دینی از ارزشها و احکام الهی دفاع می کنند، امر و نهی دینی انجام می گیرد و در راه خدا جهاد می شود، غیر خودی ها محکوم به شکست‌اند، از این رو با همۀ توان تلاش می‌کنند باورهای دینی و پسندیدۀ مردم، به ویژه نسل جوان را سست و مخدوش کرده، خواست آنها را متوجه غیر اسلام کنند؛ این نکته در فرمایشات امام خمینی) و مقام معظم رهبری> مشاهده می شود؛ چنانچه قرآن کریم نیز می فرماید: ]و الله يُريدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَ يُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَميلُوا مَيْلاً عَظيماً[[22]

2. ضدیت با اندیشه امام خمینی)

اندیشه های امام خمینی) همان اسلام ناب است که با صراحت، سلامت، استحکام و بیانی روشن مطرح شده است. اسلام امام خمینی) اسلام کتاب و سنت، فقاهت، به دور از جهل و فتنه، بدون شبهه و تردید، اسلام عزّت و شرف، مبارزه با التقاط و نفاق، مجاهده با فساد و سرمایه‌داران زالو صفت، اسلام پا برهنه های مغضوب دشمنان خدا، اسلام بغض و کینه و نفرت از استکبار جهانی و همه دشمنان غربی و شرقی این دین الهی و در یک کلمه اسلام ناب محمدی(ص) است و این چیزی نیست که غیرخودی ها آن را بپذیرند، از همین رو به تضعیف مرام امام خمینی) و اندیشه های او می پردازند تا بتوانند دلهای ضعیف و افراد ناآگاه را فریب داده، قدمی به آرزوها وخواستهای شیطانی خود نزدیک کنند و اگر برخی از آنان خود را وارث خط امام قلمداد می کنند، ادعایی بیش نیست.

3. مخالفت با انقلاب و نظام اصیل اسلامی

سرآغاز مخالفت با انقلاب و نظام اصیل اسلامی به همان اوایل انقلاب برمی‌گردد و تاکنون به شکلهای مختلف ادامه پیدا کرده است. یکی از جلوه های مخالفت غیرخودی ها با انقلاب و نظام اسلامی، حذف شعارهای انقلاب است. آنها برای منحرف ساختن مردم از مسیر مستقیم الهی همواره تلاش می کنند از شعارهای غیر دینی و انقلابی، به ویژه آنچه در فرهنگ بیگانه مطرح است استفاده شود. رهبر معظم انقلاب> به خوبی این تهدید را گوشزد کرده است:

«ملت ایران، شعار مبارزه با استکبار را باید به عنوان پرچم و مشعلی حفظ کند. چرا؟ چون اگر این علم برافراشته حفظ نشود و این شعار افسرده و گم بشود، راه ملت گم خواهد شد.... پس مبارزه با استکبار یک شعار همیشگی است... در شعار مبارزه با استکبار که امروز گفتم تجسم استکبار، دولت متجاوز آمریکاست... تا این شعار وجود دارد تا ذهن مردم از مرگ بر آمریکا پر است، تسلط دوباره آمریکا بر این کشور و منابع آن ممکن نیست... اگر بخواهند به این کشور برگردند، راهش این است که اول این شعار را حذف کنند... شعار مبارزه با استکبار یک شعار زنده است.»[23]

4. روابط دوستانه با آمریکا و دستور گرفتن از بیگانگان

سیاست جمهوری اسلامی که نشأت گرفته از اسلام ناب و شخصیت متعالی امام عظیم‌الشأن) و خواست عمومی مردم؛ یعنی استقلال است، هر گونه ارتباط با دشمن و دستور گرفتن از او را نفی می‌کند. برخی از گروه ها و احزاب از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، به خاطر رفتار گروهی خود و وابستگی‌هایی که به سیاستهای خارجی داشتند، خواهان شکستن این اصل مهم سیاسی نظام اسلامی بودند و این خواست ایشان به یمن روشنگری‌های دلسوزانه رهبر آگاه انقلاب ناکام مانده است:

«غیرخودی کسی است که دستورش را از بیگانه می گیرد. دلش برای بیگانه می تپد؛ دلش برای برگشتن آمریکا می تپد. غیرخودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطۀ دوستانه با آمریکا بود. به امام اهانت می کرد؛ اما برای آمریکا اظهار علاقه می کرد.»[24]

عوامل انسجام و استحکام مواضع خودی ها

در پایان به عواملی که خودی ها باید برای استحکام مواضع فکری، عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود رعایت کنند، می‌پردازیم. توجه نکردن به هر کدام از این موارد می تواند به تهدیدی برای موجودیت و استمرار جبهۀ خودی  تبدیل شود:

1. رحمت و مودّت

مهربانی ستون جامعۀ مؤمنان، مایۀ دلگرمی و اتحاد و از بین برندۀ امکان سوء استفادۀ جبهۀ غیرخودی از توانایی‌های موجود است.بنابراین، پرهیز از درشت‌گویی، برخوردهای شدید و گاهی خارج از ضوابط اخلاقی یک ضرورت در حوزه خودی ها به شمار می آید. اهمیّت مهربانی بین مؤمنان به اندازه ای است که خدای تعالی نیز بر آن تأکید می‌کند: ]مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ.[[25]

2. وحدت و انسجام

در دنیای پرآشوبی که پیش روی ماست، وحدت برای هر گرهی، به ویژه خودی ها از ضروریات گریز ناپذیر است. توجه نکردن به این مهمّ؛ یعنی بی‌توجهی به حاکمیت اسلام و موجودیت انقلابی که نیازمند همدلی و یکپارچگی خودی هاست. وحدت، ضرورت عقلی و شرعی ما در جهان پر آشوب امروز است و با این وحدت است که بقاء و پیرزوی عینیت می یابد:

- «این ملت اگر با هم باشند، مردم و روحانین اگر با هم باشند، پیروزند.»[26] 

- «امروز دعوا کردن انتحار است، خودکشی است. امروز اختلاف، خودکشی است.»[27]

3. شناخت دوست و دشمن

شناخت دوست و دشمن از عوامل حیاتی پایداری خودی ها در صحنه های مختلف است؛ چرا که اگر دوست را نشناسند با آن همکاری نمی کنند و اگر دشمن را نشناسند در دام او گرفتار خواهند شد. امام صادق(ع) فرمود: «ثَلَاثٌ مِنْ عَلَامَاتِ الْمُؤْمِنِ عِلْمُهُ  بِاللَّهِ  وَ مَنْ  يُحِبُ  وَ مَنْ  يُبْغِضُ؛[28] سه چیز از نشانه های مؤمن است: علم به خداوند و علم به کسی که خدا را دوست دارد و علم به کسی که خدا را دشمن است.»

غلبه بر دشمن نیازمند شناسایی کامل دیدگاه ها و عملکرد اوست.

امام خمینی) در این باره می‌گوید: «باید شما دشمنتان را بشناسید. اگر نشناسید، نمی توانید دفعش کنید.»[29]

مقام معظم رهبری> نیز در این باره می گوید: «مراقب باشید، دشمن را خوب بشناسید. مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید. غریبه هایی که خود را در لباس خودی در همه جا داخل می کنند، اینها را بشناسید. دستهای پنهان را ببینید.»[30]

4. ترویج فرهنگ خودی

عامل موفقیت جبهۀ خودی، فرهنگ ارزشی آن است، نه ساز و برگ نظامی، بنابراین، هر چه فرهنگ خودی گسترده‌تر شود، دامنۀ پیروزی او نیز بیش تر خواهد شد و سست کم فروغ شدن این فرهنگ الهی، پیامدی جز شکست نخواهد داشت. این تهاجم فرهنگ غرب و مقابله نکردن با آن است که با گذشت زمان، سبب ضعف فرهنگ خودی می شود:

مقام معظم رهبری> در این موضوع می فرماید: «فرهنگ غربی، فرهنگ مهاجم است، هرجا وارد شود هویت زدایی می کند، هویت ملت ها را از بین می برد. فرهنگ غربی ذهن ها را، فکرها را مادی می کند، مادی پرورش می دهد. هدف زندگی می شود پولی و ثروت. آرمان های بلند، آرمان های معنوی و تعالی روحی از ذهن ها زدوده می شود.»[31]

5. حضور در صحنه

حضور خودی ها در صحنه‌ها و تصاحب مراکز قدرت از واجبات دینی است و کوچک‌ترین ساده‌انگاری در این امر بزرگ‌ترین ضربه را متوجه اسلام، انقلاب و نظام اسلامی خواهد کرد. کنار رفتن خودی ها در جریان مشروطه سبب پیش آمدن غیرخودی ها شد تا جایی که فاجعۀ بزرگ افتادن کامل کشور در دست دشمنان اسلام و ذلّت و انزوای مردم رخ داد. امام) می فرماید: «شاید گناهی بالاتر از کناره‌گیری نباشد و هیچ عذر و بهانه ای برای ترک صحنۀ انقلاب پذیرفته نشود.»[32]

6. اطاعت از ولی امر مسلمین

اطاعت از ولی فقیه اصل و اساس مشروعیت، سلامت و نظم در امور است و می تواند سنگ زیرین پایداری خودی ها باشد. اطاعت از ولی فقیه یک فریضه الهی و سرکشی در برابر امر و نهی او معصیتی بزرگ است. ولی امر مسلمین تحقّق عینی ولایت فقیه است که بدون پذیرش و اطاعت از او، پذیرش ولی امری که پروردگار به اطاعت از او فرمان داده است، محقق نمی‌شود. باید از او اطاعت کرد، به دستوراتش گردن نهاد و از آنچه نهی می کند پرهیز کرد؛ امام خمینی) در این باره می فرماید: «اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است.»[33]

نتیجه

بحث خودی و غیرخودی پیشینه‌ای به درازای زندگی اجتماعی بشر دارد و کوچک‌ترین و ابتدایی‌ترین اجتماعات انسانی از باب حبّ نفس و حفظ موجودیت خود، بحث خودی و غیرخودی را مطرح می کرده‌اند. در اسلام نیز به پیروی از این قاعدۀ کلی، این بحث مطرح بوده است؛ اما نه برای حفظ موجودیت افراد، بلکه به منظور حفظ اسلام از خطرها و پیشرفت روز افزون اسلام در جهت ارائه یک روش و الگوی صحیح برای سعادت تمام بشریت. جمهوری اسلامی ایران هم با توجه به این که شالوده و زیربنای آن بر اساس اسلام بوده، همان گونه که در طول تاریخ اسلام، همواره اسلام و مسلمانان مورد هجوم سخت افزاری و نرم افزاری قرار می گرفته‌اند، از زمان آغاز و شکل‌گیری انقلاب، مورد هجمۀ دشمنان خارجی و داخلی بوده است، پس بنابر قاعدۀ کلی بالا، در مکتب امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز مقولۀ خودی و غیرخودی مطرح می باشد که مؤلفه های خودی و غیرخودی بودن را افزون بر آموزه های اسلام از بیانات و رهنمودهای بنیانگذار انقلاب امام خمینی) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای> می توان استخراج نمود و در جهت اعتلای هر چه بیشتر نظام، انقلاب و اسلام به کار بست.

_____________________________________________

[1]. صحیفۀ امام، سید روح الله موسوی (امام خمینی))، مؤسسه نشر آثار امام خمینی)، تهران، ج6 ص18.

[2]. اعراف/72.

[3]. «محمّد- پيامبر خداست؛ و كسانى كه با اويند، بر كافران، سختگير [و] با همديگر مهربانند.» فتح/29.

[4]. «قطعاً براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست: آنگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‏پرستيد بيزاريم. به شما كفر مى‏ورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده تا وقتى كه فقط به خدا ايمان آوريد.» ممتحنه/4.

[5]. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1403 ق، ج‏20، ص‏23.

[6]. نهج‌البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414ق، ص521.

[7]. «الْمُتَقَدِّمُ‏ لَهُمْ‏ مَارِقٌ‏ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ‏ زَاهِقٌ‏ وَ اللَّازِمُ‏ لَهُمْ‏ لَاحِقٌ.» مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، 1411ق؛ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، صلوات شعبانیه.

[8]. «إِنِّي سِلْمٌ‏ لِمَنْ‏ سَالَمَكُمْ‏ وَ حَرْبٌ‏ لِمَنْ‏ حَارَبَكُمْ.» مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، زیارت عاشورا.

[9]. «فَمَعَكُمْ‏ مَعَكُمْ‏ لَا مَعَ‏ غَيْرِكُمْ‏.» مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، جامعه کبیره.

[10]. اصول کافی، شیخ کلینی، دارالککتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج3، ص192.

[11]. صحیفه امام، ج‏20، ص‏238.

[12]. سخنان مقام معظم رهبری> در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 23 اردیبهشت 1379.

[13]. حدیث ولایت، سید علی خامنه‌ای، مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، 1389ش، ج‏1، ص‏300.

[14]. همان، ص‏314.

[15]. سخنان مقام معظم رهبری> در دیدار با مسئولان نظام، 12 آذر 1379.

[16]. کلمات قصار امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، 1378ش، ص‏119.

[17]. بحارالانوار، ج‏69، ص‏252.

[18]. صحیفۀ امام، ج‏21، ص‏48.

[19]. همان، ج‏1، ص‏152.

[20]. همان، ج‏5، ص‏107.

[21]. همان، ص‏ 138.

[22]. نساء/27.

[23]. سخنان رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی، 9/8/1375.

[24]. سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه، 8مرداد 1378.

[25]. فتح/29.

[26].صحیفۀ امام، ج‏19، ص‏153.

[27]. همان، ج‏4، ص‏94.

[28]. اصول کافی، شیخ کلینی، ج2، ص126.

[29]. صحیفۀ امام، ج‏12، ص‏16.

[30]. روزنامۀ کیهان، 22 تیر ماه 1378، ص‏14.

[31]. سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی، 23/7/1391.

[32]. صحیفۀ امام، ج‏20، ص‏215.

[33]. همان، ج‏10،ص 29.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.