استخاره و حدّ و حدود و شرايط آن

حسین تربتی

مقدّمه - استخاره، یکی از راهکار های دینی جهت تشخیص مصلحت امور در موارد خاص است که امروزه کاربرد زیادی پیدا کرده و همواره بین مؤمنین و مؤمنات مورد استفاده است؛ کاربرد زیاد استخاره در جامعه موجب توجه مبلّغان گرامی به آن می شود و لازم و ضروری است نگاهی دقیق به آن داشته باشیم.

در اعتقادات اسلامی، استخاره یکی از عواملی است که در تصمیم سازی خردمندانه دخیل است و در کنار آن عوامل دیگری مانند«تعقّل» و «مشورت» نیز ذکر شده که انسان را در مسیر حقیقت یابی و شفاف اندیشی مدد و یاری می رسانند.

هر کدام از این عوامل در جای خود می تواند گره های کوری که در زندگی انسان وجود دارد را باز و او را در کشف حقیقت یاری کند. بسیار اتفاق افتاده که انسان پس از مشورت و تفکر باز در انتخاب یکی از دو راه، مردد باشد و به طور قطع و یقین نتواند گزینه ای را انتخاب کند که در این صورت رجوع به قرآن کریم و خیر طلبی از آن می تواند راهگشا و آرامش بخش باشد.

دیدگاه ‎ها درباره استخاره

در باب استخاره سه دیدگاه اساسی وجود دارد؛

دیدگاه نخست دیدگاه افراطی است و این دیدگاه از آن کسانی است که با عقل و تعقّل از سر خصومت در آمده و در هر کار جزئی را با تفأل و استخاره انجام می دهند. معتقدان به این اندیشه از اشارات صریح قرآن کریم و روایات اهل بیت( به موضوع تفکّر و تعقّل و مشورت غافل شده اند.

دیدگاه دوم دیدگاهی تفریطی است که در مقابل دیدگاه اول قرار دارد و معتقد است به کلی نباید از استخاره بهره برد، چرا که فرد استخاره کننده از توانهایی که خداوند به انسان عطا کرده بی  اطلاع است. در پاسخ به این نظریه نیز باید گفت استخاره ای که مورد تایید دین مبین اسلام است آن اسخاره ای است که پس از مشورت و تفکّر انجام شود و این به معنای نادیده گرفتن توانایی های انسان نیست.

دیدگاه سوم دیدگاهی معتدل است که استخاره را یکی از عوامل کشف حقیقت پس از تفکّر، تعقّل و مشورت با دیگران می داند؛ از نظر این دیدگاه اگر تمامی این شرایط استخاره رعایت شود و انسان بداند چه زمانی و در چه صورتی می تواند استخاره کند، هیچ مانع و محذوری در این راه برایش وجود ندارد.

علامه طباطبایی) در این باره می نویسد: «حقیقت امر این است که انسان وقتی بخواهد دست به کاری بزند ناچار است زیر و روی آن را بررسی نماید و تا آنجا که می تواند فکر خود را به کار اندازد و چنانچه از این راه نتوانست صلاح خود را تشخیص دهد، باید از دیگران مشورت و کمک فکری بگیرد... و اگر از این راه هم چیزی دستگیرش نشد، چاره ای ندارد که به خدای خود متوسل شده، خیر خود را از او بخواهد که این همان استخاره است.»[1]

حال با توجه به مقدمه ای که ذکر شد، بایستی ابتدا توجه و تأکید دین مبین اسلام بر استخاره را بررسی کرد و سپس نگاه آموزه های دینی به استخاره را مورد توجه قرار داد.

اسلام، دین تعقّل

در قرآن كريم به عنوان اصلي‌ترين متن ديني آسماني غير تحريف شده و كلام خداوند، ‌سخت بر عقل‌گرايي و اينكه در كارها و تصميمها از اين موهبت الهي، و حجّت دروني بهره گيرید، توصيه شده است.

همچنين بيش از هزار بار كلمة «علم» و مشتقات آن كه نشانة باروري انديشه و عقل است، تكرار شده و افزون بر اين 17 آيه به طور صريح انسان را دعوت به تفكّر نموده، بيش از 10 آيه با كلمه «اُنْظُرُوا»[2]، شروع شده و بيش از پنجاه مورد كلمه «عقل» و مشتقات آن به كار رفته است و در چهار آيه نيز قاطعانه به تدبّر در قرآن و كارها دستور داده شده است. و همچنين از كلمة فقه و تفقّه و امثال آن استفاده شده است.[3]

به عنوان نمونه،‌ در قرآن كريم مي‌خوانيم: ]وَ قَالُوا لَوْ‌ كُنَّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي اَصْحَابِ السَّعِيرِ[؛[4] «و گفتند: اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مي‌كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.»

حضرت علي(ع) فرمود: «الْعَقْلُ مُصْلِحُ كُلُّ أمْرٍ؛[5] (به كار بستن) عقل، اصلاح كنندة تمام كارهاست.»

یعنی با عقل و تعقّل است كه كارها اصلاح و درست انجام مي‌گيرد، و براي انجام هر كاري وظيفه داريم از عقل بهره بگيريم.

و همچنين فرمود: «الْعَقْلُ دَلِيلُ الْمُؤْمِنِ؛[6] (به كار بستن) عقل، راهنماي مؤمن است.» و روايات بی شمار دیگر، که نشان می دهد برای انجام هر کاری موظّف هستیم از عقل، به عنوان حجّت باطنی و از شرع به عنوان حجت ظاهري بهره بگيريم و كارها را با اين دو تطبيق دهيم؛ اگر شرع و عقل انجام كاري را تأييد نمودند، جاي هيچ استخاره‌اي نيست و چنان‌كه اين دو كاري را منع نمودند، براي انجام آن استخاره معني ندارد.

در كنار تعقّل، قرآن به مشورت و استفاده از عقل و فكر ديگران توصيه مي‌كند و مي‌فرمايد: ]فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما[؛[7] «و اگر آن دو، با رضايت يكديگر و مشورت بخواهند (كودك را زودتر) از شير بازگيرند، گناهي نيست... .» حتي در مسئلة از شيرگرفتن كودك بايد مشورت نمود و هرگز با استخاره نمي‌توان وضعيت شيردادن بچّه را مشخص كرد.

و در جاي ديگر رسماً به عقل كُل؛ يعني رسول خدا(ص) دستور مي‌دهد: ]وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه [؛[8] «و در كارها با آنان مشورت كن؛ امّا هنگامي كه تصميم گرفتي، پس بر خدا توكل كن!»

و در سورة شوري فرمود: ]وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى  بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ[؛[9]  «و كساني كه چون [نداي] پروردگارشان را پاسخ [مثبت] داده و نماز برپا كردند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان داده‌ايم، انفاق مي‌كنند.»

اين سه آيه دستور مي‌دهند كه در كارهاي خانوادگي،‌ اجتماعي و... كه خدا و رسول او حكم آن را صريح بيان نكرده‌اند، مشورت كنيد و از عقل ديگران استفاده نماييد.

توصیه به تعقّل و مشورت در روایات

در روايات اسلامی نيز به صورت گسترده و وسيع دستور به مشورت و استفاده از عقل ديگران وجود دارد.

امام علي(ع) فرمود: «أفْضَلُ النَّاسِ رَأياً مَنْ لَا يَسْتَغْنِي عَن رَأي مُشِيرٍ؛[10] برترين مردم در نظر دادن كسي است كه از ديدگاه مشورت دهنده خود را بي‌نياز نداند.» و گويا بر عاقل لازم است كه مشورت كند، لذا آن حضرت در جای دیگری فرمود: «حَقٌّ عَلَي الْعَاقِلِ اَنْ يُضِيفَ اِلَي رَأيِهِ؛[11] بر عاقل حق (و ثابت)‌ است كه به علم و نظرش (از طريق مشاوره)‌ بيفزايد.»

تعقّل و مشورت پشتوانة بسيار محكمي است براي تصميم‌گيري در كارها؛ اميرالمؤمنين علی(ع) فرمود: «لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَة؛[12] پشتوانه (محكمي) همچون مشاوره [با ديگران] وجود ندارد.» از مهم‌ بودن مشورت حكايت مي كند؛ چون فهميدن حقيقت و واقعيت يك مطلب، به اطلاعات زيادي نياز دارد و يك فرد ـ هر چند عالم باشد ـ نمي‌تواند به تمام  ابعاد يك مطلب احاطة علمي داشته باشد، مخصوصاً در زمان ما كه زندگي و كارها پيچيده‌تر و علوم نيز تخصّصي شده، لازم است در هر كاري با متخصّصين و اهل فن آن كار مشورت شود، و نوعاً چون نظر مشورت‌دهندگان خالي از غرض ورزي و تمايلات شخصي به يك جانب قضيه است، مي تواند مفيد و مثمر ثمر باشد.

امام علي(ع) فرمود: «إِنَّمَا حُضَّ عَلَى الْمُشَاوَرَةِ لِأنَّ رَأيَ الْمُشَيْرِ صِرْفٌ وَ رَأيٌ الْمُسْتَشِيرِ مَشُوبٌ بِالْهَوَى؛[13] به اين دليل بر مشورت نمودن تشويق شده است؛ چون رأي مشاور خالص (و به دور از تمايلات و يك جانبه‌نگري) است؛ ولي نظر مشورت خواه همراه با خواسته‌ها ( و تمايلات) شخصي است.»

آيا با اين همه دستورات صريح به تعقّل و تفكّر در كارها و همين طور استفاده از مشورت و نظر متخصّصان، باز جا دارد انسان در هر كاري دست به استخاره بزند و عقل خويش و دستورات شرع و نظر متخصصان را كنار بزند؟!!

استخاره در روایات

در منابع دینی استخاره به معانی آمده است که کاملاً با استخاره به معنای امروزی تفاوت دارد؛ در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

1. در خواست خیر از خدا نمودن

حضرت صادق(ع) «صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ  فَوَ اللَّهِ مَا اسْتَخَارَ اللَّهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّة؛[14] دو رکعت نماز بخوان و از خدا خیر بخواه، پس به خدا سوگند هیچ مسلمانی استخاره نکرد، جز آنکه قطعاً خدا خیر را برایش پیش خواهد آورد.»

این معنا قطعاً با معنای استخاره در نظر برخی از افراد سازگار نیست.

2. الهام بر قلب

استخاره گاهی در روایات به معنای الهام در قلب آمده است.

حضرت رضا (ع)فرمود: بعد از خواندن دو رکعت نماز، «اَسْتَخِرِ اللَّهَ  مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ انْظُرْ أَيُّ شَيْ ءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَاعْمَلْ بِه ؛[15] صد بار از خداوند طلب خیر کن، پس آنچه به دلت افتاد انجام بده.»

این معنا نیز با استخارة مرسوم در برخی جوامع همخوانی ندارد.

3. استخاره به معنای قرعه زدن

بر شش قطعه کاغذ دعای مخصوص نوشته شده بر سه تا، جمله اِفْعَلْ (انجام بده) و بر سه تای دیگر جمله «لَا تَفْعَلْ (انجام نده) نوشته می شود. آنگاه کاغذها را مخلوط نموده تا پنج تا یکی یکی بردارد، اگر سه برگ پشت سر هم «اِفْعَلْ» بود انجام بده و اگر «لَا تَفْعَلْ» بود انجام نده، و اگر مخلوط در آمد، یکی «اِفْعَلْ» و دیگری «لَا تَفْعَلْ» از بین پنج تا هر کدام اکثریت داشت. به همان عمل کن ششمی را رها کن[16]

البته به صورت دو رقعه هم نقل شده است که برای کسب اطلاع بیش تر به منابع آن رجوع شود.[17]

این معنی نیز در واقع قرعه زدن است که با استخاره مرسوم تفاوت دارد.

4. استخاره با قرآن

استخاره با قرآن به دو نحو آمده است:

یک: بعد از نماز به اول چیزی که از قرآن می بینی عمل کن.

از حضرت صادق(ع) درباره استخاره سؤال شد حضرت فرمود: «اُنْظُرْ إِذَا قُمْتَ  إِلَى  الصَّلَاةِ فَإِنَ  الشَّيْطَانَ  أَبْعَدُ مَا يَكُونُ  مِنَ الْإِنْسَانِ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ فَانْظُرْ إِلَى شَيْ ءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَخُذْ بِهِ وَ افْتَحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فِيهِ فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ[18] ؛ وقتی برای نماز برخواستی، نظر کن؛ زیرا دورترین احوال شیطان نسبت به انسان زمانی است که به نماز می ایستد پس ببین چه چیزی به دلت می افتد، همان را پی گیری کن و بگشا مصحف (و قرآن) را پس نظر کن به سوی اوّل چیزی که می بینی در مصحف رو به آن عمل کن انشاءالله» در این روایت هم به استخاره قلبی اشاره شده است و هم به استخاره قرآنی.

دو: سه مرتبه سورة اخلاص خوانده شود آنگاه سه مرتبه صلوات و بعد بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي تَفَأَّلْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ  عَلَيْكَ  فَأَرِنِي مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِي غَيْبِك ؛ سپس قرآن را بگشا و عمل کن به آنچه در سطر اوّل صفحه دست راست ظاهر می شود....»[19]

این دو روش هر چند استخاره با قرآن را تعلیم می دهد، ولی ظاهر آن این است که هر شخص برای خودش این عمل را انجام دهد! حال سؤال این است که آیا برای دیگران هم می توان چنین استخاره گرفت؟ از ظاهر آن استفاده نمی شود، مگر گفته شود سیرة علما مؤیّد این امر است که برای دیگران هم می شود چنین استخاره گرفت، ولی باید توجّه داشت که قطعاً چنین استخاره ای شرط و شروطی دارد که به آن اشاره می شود.

هشدار به استخاره‌گيرندگان

علما و واعظان و برخی دفاتري كه مرتب استخاره مي‌گيرند، بایستی مواظب باشند كه با استخاره،‌ خدای نکرده و ناخواسته حرام قطعي الهي را حلال نكنند؛‌ چون فراوان ديده شده (و بعداً‌ نمونه‌هايي ارائه مي‌شود) كه فردي براي كار حرام استخاره گرفته و طبق استخاره عمل كرده است، مثل سقط جنين، ارتباط با نامحرم و... امروزه در برخی مجالس مداحی نیز شنیده می شود كه مي‌خوانند: «استخاره كردم، امشب، تا دوباره مي‌ بنوشم، آيه‌هاي كوثر آمد...» و مواظب باشيم با استخاره ناخواسته زندگيها را از هم نپاشيم؛ چرا که برخی با كم ترين اختلاف در زندگي خانوادگی و تصميم به طلاق، دست به دامان استخاره شده‌اند و با خوب آمدن استخاره!! زندگي‌شان از هم پاشيده و يا همسری براي آيندة زندگي خود استخاره گرفته و با بد آمدن، زندگي آينده‌اش دچار نگراني شده و سرانجام درخواست طلاق نموده است!

مواظب باشيم با عدم اطلاع از مورد استخاره و شرایط آن نگراني مردم را تشديد نكنيم و آتش اختلاف خانواده‌ها را شعله‌ور نكنيم، لذا لازم و ضروري است كه بدون پرسيدن از شخص و اينكه در اين مورد جاي استخاره هست يا نه، دست به استخاره نزنيم و شديداً مواظب باشيم با استخاره مردم را به خدا، قرآن و مقدّسات بدبين نكنيم و به مردم اعلام كنيم كه ما هيچ نمايندگي‌اي از طرف خدا نداريم كه صريح اعلام كنيم: فلان كار حتماً خوب است و يا فلان كار بد است، پس به آنها بگوييم كه ما علم غيب نداريم و موارد صحيح استخاره را براي آنها توضيح دهيم.

هشدار به استخاره‌خواهان

بايد مردم نيز بيدار شوند كه در هر كاري جاي استخاره نيست و هر كسي هم صلاحيت گرفتن استخاره را ندارد.

هر كس ببرش خرقه اويس قرني نيست
هر شيشة گل‌رنگ عقيق يمني نيست

و آنهايي كه صلاحيّت دارند نيز هيچ‌گاه از سوی خداوند متعال  نمايندگي ندارند كه بگويند: خدا فرموده اين كار قطعاً خوب است و نتيجه دارد و اين كار حتماً بد است و نتيجه ندارد؛ بلكه فقط نظر شخصي و برداشت فردي آنها از آيات قرآن است و ربطي به خدا و قرآن ندارد تا اگر نتيجه عكس شد، بدبینی به خدا و قرآن ایجاد نشود.

و همين طور، مؤمنین و مؤمنات بايد بدانند كه هيچ استخاره‌كننده‌اي علم غيب ندارد و از آينده با خبر نيست كه با صراحت و روشني اعلام دارد سرنوشت زندگي آيندة شما و يا قبولي دانشگاه شما، و يا پيداشدن گمشدة شما و... چه مي‌شود؟ تا اگر خلاف آن پیش آمد، به كل نظام روحانيّت و مراجع عظام بد بين شوند.

موارد استخاره

حال اين پرسش مطرح مي‌شود كه كجا و چه زمانی بايد استخاره گرفت؟ بعداً اشاره مي‌شود كه در كار حرام و واجب،‌ غيب‌گويي، و خبر از آينده و .... جاي استخاره نيست، استخاره فقط براي مواردي است كه انسان بين دوراهي قرار دارد و در انتخاب يكي از دو مورد و يا چند مورد، تحيّر داشته باشد، براي اينكه از نگراني خارج شود و هر دو طرف را از دست ندهد، استخاره كند. در واقع حكم استخاره مانند اصول عمليه است كه با عدم دسترسي به احكام واقعي و يا ادلة معتبره از اصول عمليه همچون برائت، اشتغال، تخيير و احتياط استفاده مي‌كنيم كه در عمل متحيّر نباشيم.

گويند: شخصي در يك شب همزمان دو جا براي صرف غذا دعوت شده بود و مي‌دانست كه هر دو جا بهترين و لذيذترين غذا را تهيه كرده‌اند؛ ولي در انتخاب یکی از آن دو در مانده بود آن قدر در حال تحيّر ماند كه ناگهان متوجه شد وقت غذاي هر دوجا گذشته و تمام شده است. استخاره براي اين است كه در چنين مواردي هر دو جا را از دست ندهيم. به اين مثالها توجّه شود:

1. شخصي همزمان در امتحان ورودی دانشگاه و حوزه علمیه قبول شده است، استعداد و عقل خود را به كار بسته و از مشورت ديگران نيز استفاده كرده است. مشاوران هر دو مورد را تأييد كرده‌اند و امتيازي براي يكي از آن دو بيان نكرده‌اند. براي اينكه هر دو مورد را از دست ندهد و از حالت تحيّر خارج شود، جا دارد براي تعيين يكي از آن دو مورد استخاره بگيرد.

2. خانمي دو نفر خواستگار دارد و در مورد هر دو نفر تحقيق كامل نموده است. نتيجة تحقيق هر دو مثبت بوده و براي هيچ كدام امتياز و برتري پيدا نكرده است. تعقّل و مشورت نيز يكي از آن دو را برتري نداده است. اينجا براي رفع تحيّر به استخاره پناه می برد و يكي از دو مورد را انتخاب می كند، و همين طور اگر مردي و يا پسري دو يا چند مورد خواستگاري رفته و بعد از تحقيق كامل به نتيجة همساني رسيده است و مشورت نيز براي يكی از دو يا چند مورد امتيازي نيافته است و يا امتيازات آنان همسان است. جا دارد كه استخاره شود و تكليف وي مشخص گردد.

3. همين طور اگر دو يا چند مورد كاري پيشنهاد شده است و تحقيق، تعقّل و مشورت برتري و ترجيح يكي از دو مورد را اعلان نكرده است. براي رفع تحيّر، استخاره مناسب است. بلي، ممكن است انسان دربارة كارهاي مهمّ، دلهره‌هايي داشته باشد، مثلاً يك مورد خواستگار و يا همسر خوبي وجود دارد، تحقيق و مشورت كاملاً مثبت است، با اين حال دلهره دارد؛ ممكن است بگوييم براي تصميم‌ نهايي استخاره گرفته شود.

این مثالها را به موارد مشابه نیز می توان سرایت داد. مثل انتخاب یکی از دو رشتة تحقيقي، انتخاب يكي از دو استاد، خريد يكي از دو منزل يا ماشين و... كه شرايط همساني دارند.

استخارة غیر مجاز

از بيان موارد فوق اجمالاً به دست آمد كه در مواردي استخاره جايز نيست و مورد ندارد. اكنون به نمونه‌هايي اشاره مي‌شود:

الف) استخاره براي كار حرام

اموري در شرع حرام قطعي است و به هيچ وجه با استخاره حلال نمي‌شود و كساني كه استخاره مي‌گيرند، مواظب باشند كه با استخاره ناخواسته، حرام قطعي را حلال نكنند. برخی از اين موارد عبارتند از:

1. سقط جنين: سقط جنین حرام است و حتی اگر با اجازة شوهر باشد، مجوزی برای انجام آن وجود ندارد (البته مواردی که استثنا شده خارج از بحث است) حال اگر فردی به نیّت سقط جنین استخاره کند، استخارة او صحیح نیست.

2. استخاره براي ارتباط با نامحرم: جاي انكار نيست كه امروزه جمعي از جوانان به دلیل ضعف در مبانی اعتقادی به سمت ارتباط با نامحرم روي آورده‌اند و در این راه دست به دامن استخاره مي‌شوند. در حالی که در این مورد نیز مانند سقط جنین جای استخاره گرفتن نیست.

طبق فتواي تمام علما و مراجع عظام، هرگونه ارتباط با نامحرم که در آن شائبه گناه باشد، حرام است؛ ولي برخی افراد از روی بی اطلاعی و کم اعتقادی در صددند تا با استخاره اين حرام را برای خود حلال کنند!

3. استخاره براي معامله يا مسافرت حرام:یکی دیگر از مواردی که در آن استخاره ممنوع است، استخاره برای معاملات حرام یا مسافرتهای حرام است؛ در اینگونه موارد، حرمت فعل مورد استخاره، مانع گرفتن استخاره می شود.

پس بایستی مواظب بود که بدون توجّه و ناخواسته، با یک استخاره جامعه و جوانان را به تباهي نكشانيم. همين طور است كسي كه به قصد كار خلاف عفّت و انجام فحشا به کشور های اروپایی و غیر مسلمان سفر مي‌كند، و با استخاره مي‌خواهد مجوّز اين كار را بگيرد.

ب) استخاره براي ترک كار واجب

كار واجب مثل نماز، روزه،‌ حج، پرداخت نفقة عيال‌ و ... بايد انجام گيرد. و كسي حق ندارد براي ترك اين واجبات به استخاره متوسّل شود. گاهي افراد براي گرفتن روزه و اينكه ضرر دارد يا ندارد، به استخاره متوسّل مي‌شوند، چنين استخاره‌اي خلاف دستورات و قواعد شرعي است.

ج) استخاره براي قطع رابطه با ارحام

گاهي بعضي براي راحت‌كردن وجدان خويش از اينكه با والدين يا ديگر ارحام خويش قطع رابطه كنند، از استخاره استفاده مي‌كنند و اگر استخاره خوب آمد، سالها يك گناه قطعي كبيره را مرتكب مي‌شوند که این رویه صحیح نیست.

د) داوري در مورد افراد

گاهی دیده شده که فردی برای قضاوت در مورد دیگران (که آیا انسان خوبی است یا نه؟) دست به دامان استخاره شده و حال که این مورد از موارد غیر صحیح است؛ چرا که دین مبین اسلام راه های صحیح زیادی برای قضاوت و داوری در مورد دیگران گذاشته است.

هـ. ) استخاره براي طلاق

کانون خانواده در اسلام از ارزش بسيار بالايي برخوردار است به طوری كه تا حَدْ امكان نباید صیغة طلاق اجرا شود لذا قرآن کریم امر مي‌كند كه با مشورت خانوادگي مشکلات را حل كنيد، و آنجايي هم كه روا شمرده شده، به عنوان «مبغوض‌ترين»[20] حلال نام برده شده است و اينكه با طلاق عرش الهي[21] به لرزه مي‌افتد،‌ لذا بايد كساني را كه براي طلاق درخواست استخاره دارند، به مشاوره ارجاع دهيم؛ زیرا ممكن است مشكلاتي در زندگي داشته باشند كه با مشورت قابل حَلْ باشد و موارد فراوان ديده شده كه پس از مشاوره، مشكل حَلْ شده و زندگي به خوبي ادامه يافته است.

و) غيب‌گويي و آينده‌نگري

موارد عديده‌اي مشاهده شده كه فردی برای اطلاع از آینده، طلب استخاره می کند، به طور مثال مي‌خواهد بداند دانشگاه قبول مي‌شود يا نه؟ و یا فلان دختر و يا پسر همسر او مي‌شود يا نه؟ فلان گمشده‌اش پيدا مي‌شود يا نه؟ همسرم در آينده من را طلاق مي‌دهد يا نه؟ و... برخي افراد بدون پرسش و بررسي، چنين استخاره‌هايي را مي‌گيرند، و حال که اگر خلاف آن واقع شد، افراد به قرآن و مقدّسات بدبين مي‌شوند و مي‌پرسند: چرا قرآن کریم خلاف واقع را گفت كه من دانشگاه قبول مي‌شوم و حال که نشدم؟ و یا گفت گمشده‌ام پيدا مي‌شود، و نشد؟ و... .

ز) مواردي كه عقل حكم روشني دارد

در مواردی که عقل و شرع حکم روشن و واضحی دارد، استخاره گرفتن صحیح نیست؛ به طور مثال شخصی آب کشاورزی را تا نزديك مزرعه خويش مي‌برد، بعد استخاره مي‌گرفت كه زمين را آبياري بكند يا نه؟ توجّه نداشت كه مزرعه از بي‌آبي در معرض از بین رفتن است؛‌ اگر استخاره‌اش بد مي‌آمد، مزرعه را آبیاری نمی کرد! آموزه های دینی چنين استخاره‌اي را نمي‌پسندد؟ متأسفانه شبيه اين موارد را فراوان داريم؛ يكي از ارحام جلسه گرفته و دعوت نموده كه رفتن به آنجا هم صلة ارحام است و هم اجابت دعوت مؤمن. با اين حال جمعي با استخاره تعيين تكليف مي‌كنند و ... .

ح) استخاره براي هر كاري

عده‌اي براي هر كاري استخاره مي‌گيرند و شرع و عقل و مشورت را كاملاً كنار گذاشته‌اند و براي جزيي‌ترين كاري، استخاره مي‌گيرند.

اگر دیده می شود برخی از اين گونه افراد به شدّت منزوي و بريده از جامعه و فاميل هستند، به خاطر همين استخاره‌هايي است كه مي‌گيرند چرا که هم موجب بر هم ریختن شرایط عادی زندگی می شوند و هم دیگران را به زحمت و رنج می اندازند.

سخن پایانی

در پایان باید گفت از نگاه دین و آموزه های دینی، استخاره یکی از عوامل کشف حقیقت (بعد از تعقّل و مشورت) است و در مواردی که منعی از جانب عقل و شرع وجود ندارد، استفاده جایز است؛ لکن باید توجه داشت افراط و تفریط در هر کاری صحیح و معقول نیست و در استخاره هم باید حدّ اعتدال رعایت شود.

ذکر این نکته نیز ضروری است که در استخاره گاهی استحباب در ترک آن است؛ هرچند منعی بر آن نباشد؛ مانند استخاره برای رفتن به خواستگاری، استخاره به نیابت از دیگران، استخاره مرتبة دوم و سوم و....

_____________________________________

[1]. المیزان، علامه طباطبائی، ترجمه: سید محمد باقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری طباطبائی، تهران، 1367ش، ج‏6، ص‏185.

[2]. نحل / 44؛ آل عمران / 191؛ و نحل / 69.

[3]. ر،ک: المعجم المفهرس، محمد فؤاد عبد الباقي، دارالحديث، القاهره.

[4]. الملك / 10.

[5]. غرر الحكم، عبد الواحد آمدي، دفتر تبليغات‌اسلامي، قم، اول، 1366 ش، شماره 404.

[6]. الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، دار صعب و دارالتعارف، بيروت، چهارم، 1401 ق، ج‏1، ص‏25، ح26.

[7]. بقره / 233.

[8]. آل عمران / 159.

[9]. شوري / 38.

[10]. غرر الحكم و دررالکلم، ص‏441، شماره 10048.

[11]. همان، ص‏64، شماره 828؛ و ص‏55، شماره 496.

[12]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، 1409 ق، حكمت 211 و 54.

[13]. غرر الحكم و دررالکلم، شماره 3908.

[14]. التهذیب، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1365 ش، ج‏3، ص‏180، باب 16، باب صلاة؛ کافی محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1365 ش، ج‏3، ص470.

[15]. بحار الانوار، جلد 88 ، ص‏280؛ التهذیب، ج‏3، ص‏311، باب 31.

[16]. تفصیل این روایت در منابع ذیل آمده است: الکافی، ج‏3، ص‏470؛ التهذیب، ج‏3، ص‏181؛ وسائل شیعه، حر عاملی، موسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1409 ق، ج‏8، ص‏68 و بحارالانوار، ج‏88، ص‏230.

[17]. بحار الانوار، ج‏88، ص239.

[18]. التهذیب، ج‏3، ص‏31؛ وسائل شیعه، ج‏6، ص233؛ج 8،ص78؛ بحار الانوار، ج‏88، ص‏243؛ مکارم‏الاخلاق، حسن طبرسی، انتشارات شریف رضی، قم، چاپ اول، 1412 ق، ص‏324

[19]. بحارالانوار، ج‏88، ص‏240؛ مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسه آل البیت(، قم، چاپ اول، 1408 ق، ج‏4، ص‏304، فتح الابواب، سید ابن طاووس، مؤسسه آل البیت(، قم، چاپ اول، 1409ق، ص‏156.

[20]. حضرت صادق% فرمود: «وَ مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلَاقِ».  الكافي، ج‏6، ص‏54 و ص‏55، ح 4.

[21]. رسول خدا- فرمود: «تَزَوَّجُوا وَ لَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ الطَّلَاقَ يَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ»؛ كنز العمال، علي متقي هندي، مكتبة التراث الاسلامي، بيروت، الطبعة الاولي، 1397ق، ج‏9، ص‏661، ح 27874.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.