اخلاق همسایگی

علی ملکوتی‏ نیا

مقدمه: اجتماعِ چندین خانه در یک محله، انجمنِ بزرگی را تشکیل می‏دهد که بسان یک خانوادة بزرگ، اقتضائات و مسائلی خاص به وجود می‏آورد که این شرایط، نوع رابطه و معاشرت با دیگران را بر طبق اصولی تغییر می ‏دهد. به این جهت‏‏، با توجه به اهمیت موضوع، همسایه، مورد توجه ویژة ادیان توحیدی بوده است، به گونه‏ای که در آموزه ‏های دین مبین اسلام، احسان به همسایگان، در کنار عبادت خدا و نفی شرک قرار گرفته و حقوق همسایگی با حقوق مادر هم‏رتبه قلمداد شده و بی‏ توجهی به امنیت، احترام و آسایش همسایگان، نوعى جُرم تلقّی شده است. از دیگر سو، نیکی به همسایگان از لوازم و آثار ایمان شمرده شده است.

با دقت بیش‏تر در معارف دین، درمی‏یابیم که متون دینی (قرآن و حدیث) آموزه ‏های علمی و عملیِ فراوانی در قلمرو همسایگی دارند.

امروزه نیز همسایگان با آسیبها و چالشهای متعددی روبه ‏رو هستند که به نظر می‏رسد راه برون‏رفت از آنها، بازگشت به سبک زندگی ایمانی و التزامِ عملی به اصول و قوانین و اخلاق همسایگی است.

آنچه در این نوشتار آمده، بحثی کاربردی در بیان اهمیت اخلاق همسایگی و تبیین یکی از تکالیف اخلاقی در رفتار با همسایگان با عنوان «خُوش اخلاقی» از نگاه آموزه ‏های قرآن و اهل‏بیت( می‏باشد. بر این اساس، سخن را با پاسخ به دو پرسش آغاز می‏ کنیم.

1. همسایه کیست و معیار همسایگی کدام است؟

در معنا و مفهوم «همسایه»، اختلافی به نظر نمی ‏آید و همگان با معنای آن آشنا هستند؛ ولی با این حال، از نظر لغت: به دو یا چند نفر که زیر یک سقف باشند یا اتاق یا خانة آنها متصل یا نزدیک به هم باشد، همسایه می‏ گویند.[1]

در قرآن کریم نیز کلمه «جار» به معنای همسایه، آمده است که مصدر آن «جوار» و جمع آن «جیران» است.[2]

«راغب اصفهانی» نیز در کتاب «مفردات» ذیل «ج و ر»، «جار» را اینگونه معنا کرده است: «اَلجَّارُ مَن یَقرَبُ مَسکَنَهُ مِنکَ[3]؛ همسایه کسی است که خانه ‏اش نزدیک توست.»

«همسایه» در عُرف، شامل خانه ‏های همجوار می‏ شود، حال آنکه در دین اسلام، این محدوده وسیع‏تر است. پيامبر اکرم- دربارة محدودة همسایگی فرموده است: «أَرْبَعُونَ دَاراً جَارٌ[4]؛ [تا] چهل خانه همسايه به شمار مى ‏آيد.»

امام على% نیز دربارة مرز همسایگی فرموده‏اند: «اَلْجَوارُ أَرْبَعُونَ دَارَاً مِنْ أَرْبَعَةِ جَوانِبِها؛[5] [تا] چهل خانه از چهار طرف منزل، همسايه به شمار مى‏ آيد.»

طبق این احادیث، همسایگی به خانه ‏های نزدیک محدود نمی‏ شود؛ بلکه مفهوم گسترده‏ای از ساکنان محله را شامل می‏شود که انسان در برابر آنها مسئولیت اخلاقی و حقوقی دارد.

در برخی از احادیث، حدّ همسایگی به گونه ‏ای دیگر بیان شده است. برای مثال «ابن حَجَر عَسقلانی» در «سُبُل السلام» از امام علی% روایت کرده است: «همسایه کسی است که صدا و ندای همسایه را می‏شنود.»[6] همچنین گفته شده: «هر کس در مسجد همراه تو نماز صبح بخواند، همسایة توست.»[7]

در نتیجه، محل سکونت هر شخص در مرکز دایره‏ای قرار دارد که تا چهل خانه از هر طرف، همسایة او به شمار می‏روند و اگر اخلاق درست معاشرت در مورد آنها رعایت شود، در فرد و اجتماع دگرگونی اخلاقی عظیمی صورت می ‏پذیرد.

با این بیان، همسایگی فقط شامل خانه‏ های مسکونی نمی ‏شود؛ بلکه دو همکار در یک اداره و دو مغازه ‏دار در بازار نیز همسایة همدیگر محسوب می‏ شوند. همچنین همسایة زمين زراعى، باغ، هتل، مسافرخانه و... نیز همسایه به شمار می‏آیند. در نتیجه، همگی اینها بر عهدة یکدیگر حقوق و تکالیفی خواهند داشت.

2. علت ضرورت رعایت «اخلاق همسایگی» چیست؟

بررسی مسئولیتهای اخلاقی همسایگان در منابع اسلامی و معرفی آنها به جامعه به چند دلیل ضرورت دارد:

الف. اجتماعی بودن انسان:

از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است و قابلیتهای او در ظرف جامعه به فعلیّت می‏رسد، باید برای دستیابی به خواسته ‏‏ها و شکوفایی استعدادهای خویش به صحنة اجتماع وارد شود و در تعامل با دیگران به مناسباتی تعریف شده تن دهد.

«همسایگی» یکی از این مناسباتِ فراگیر اجتماعی است، از این رو، شایسته است در تنظیم اخلاق و رفتارها مورد توجه قرار گیرد.

ب. تأثیرگذاری اخلاقی همسایگان بر یکدیگر

نوع تعاملات همسایگان با یکدیگر، اخلاق افراد و خانواده‏ها را تحت تأثیر خود قرار می‏دهد، بنابراین، همسایه‏ها یکی از عوامل مؤثر در فرآیند یادگیریهای اجتماعی و تأثیرپذیری اخلاقی و رفتاری کودکان، نوجوانان و بزرگسالان می‏ باشند. همسایه‏ ها می ‏توانند مستقیم یا غیر مستقیم، با ارائة الگوهای خاص، در شکل‏ گیری باورها، کنشها، واکنشها و منشهای یکدیگر نقش قابل ملاحظه ‏ای داشته باشند، از این رو، امام علی(ع) در سفارش به فرزندش امام حسن مجتبی% می‏فرماید: «سَلْ عَنِ الرَّفِيقِ قَبْلَ الطَّرِيقِ وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ[8]؛ از همنشین و همراهت قبل از راه و مسافرت و از همسایه قبل از سکونت، بپرس [و تحقیق کن].»

همسایه‏ ها در احیا و توسعة هنجارهای دینی و اخلاقی و نیز پیدایش برخی مشکلات اخلاقی و نابسامانی های اجتماعی دخالت دارند که با توجه به مُعضل رشد جمعیت و رو آوردن مردم به زندگی شهری و ظهور آپارتمان ‏نشینی، دامنه و اهمیت این اثرگذاریها  فزونی یافته است.

ج. اخلاق؛ حاکم و معیار در همسایگی

«اصل حاكم بر همسایگی در اسلام، اصول اخلاقي و بايدها و نبايدهاي آن است، در حالي كه اصل حاكم در جوامع مادي‏گرا، همكاري و اصول حقوقي است تا جلوي تجاوزات به حقوق ديگران گرفته شود؛ زيرا هر كسي بر آن است كه آسايش و رفاه مادي خود را تأمين کند. همسايگي در اين دو نوع جامعه معناي متفاوتي دارد؛ در محيط اسلامي، همسايگان بر مدار همدلي و احسان گرد آمده و زندگي و روابط ميان خود را سامان مي دهند؛ ولي در جوامع مادي‏گرا، كساني در كنار هم زندگي مي‏كنند كه تنها از يك نظر؛ يعني تأمين آسايش و رفاه مادي با هم همكاري مي ‏كنند. اينان همانند كارگران يك كارخانه هستند كه وجه شباهت آنان كارگري است، پس قانون و حقوق است كه مي‏بايست اين روابط را ساماندهي كند.»[9]

در آموزه ‏های قرآن و معصومین( تلاش شده است تا با روشهای ارشادی، تنبیهی و هدایتی[10] بایدها و نبایدهای اخلاقی در همسایگان به اجرا درآید و همگان به آن ملتزم باشند تا آرامش و امنیت در جامعه حکم‏ فرما شود.

در این راستا در اسلام، همگان به بردباری در برابر آزار همسایگان فرا خوانده می ‏شوند، اگرچه در ضمنِ فرامین دینی، نهی از همسایه آزاری و راه‏های برخورد با همسایگانِ بد نیز گفته می‏شود.

د. توجه ویژه به همسایگان در اسلام

اهتمام به موضوع همسایه و همسایه‏داری از مسائلی است که در قرآن کریم جایگاه ویژه ‏ای دارد، به گونه‏ای که در ردیف «توحید» ذکر شده است؛ آنجا که می‏ فرماید: ]وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً[[11]؛ «و خدا را بپرستيد و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد و به پدر و مادر، نيكى كنيد! [همچنين] به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و همساية نزديك و همساية دور و دوست و همنشين و واماندگان در سفر و بردگانى كه مالك آنها هستيد (نيكى كنيد!)؛ [زيرا] خداوند كسى را كه متكبر و فخر فروش است (و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند) دوست نمى‏ دارد.»

در این آیه، احسان به همسایگان در کنار عبادت خداوند و نفی شرک قرار گرفته و نشان از اهمیت جایگاه همسایگان و حقوق آنها دارد و اینکه احسان به دیگران، به خصوص همسایگان، می ‏تواند عامل و تجلّی رفتار ناشی از اعتقاد به توحید باشد.

مرحوم علامه طباطبایی! در تفسیر آیة فوق معتقد است: «این آیه همگان را به توحید عملی[12] دعوت می‏ کند که راه دستیابی به آن، احسان به دیگران، به خصوص همسایگان می ‏باشد.»[13]

در روایات و سیرة پیشوایان معصوم( نیز همسایه و همسایه ‏داری جایگاه ویژه ‏ای دارد، به طوری که مجموعة این روایات به بیش از سیصد و پنجاه حدیث می‏رسد که هر کدام  به گوشه ‏ای از موضوع همسایه و حقوق و تکالیف همسایگی می‏ پردازد.

بیش‏ترین سفارشها از سوی پیامبر اسلام- دربارة جایگاه و اهمیت همسایه نقل شده است. ایشان در کلامی دربارة تضییع حقوق همسایه فرمود: «أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ يَسْأَلُ الرَّجُلَ عَنْ حَقِ‏ جَارِهِ‏ وَ مَنْ ضَيَّعَ حَقَ‏ جَارِهِ‏ فَلَيْسَ مِنَّا[14]؛ آگاه باشید! قطعاً خداوند از هر فردی دربارة حق همسایه ‏اش سؤال خواهد کرد و از ما نیست آن کس که حق همسایه ‏اش را ضایع کند.»

توصیه به رعایت حقوق همسایه از سفارشهای همیشگیِ جبرئیل به رسول گرامی اسلام(ص) بوده، خود حضرت می‏فرمود: «مَنْ آذَى جَارَهُ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ وَ مَنْ ضَيَّعَ حَقَّ جَارِهِ فَلَيْسَ مِنَّا وَ مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ يُوصِينِي بِالْجَارِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُوَرِّثُ[15]؛ هر کس همسایه‏اش را آزار دهد، خداوند [حتی] بوی بهشت را بر وی حرام می‏کند و جهنم جایگاه او خواهد بود و جهنم چه بد بازگشت گاهی است و هر کس حق همسایه ‏اش را تباه کند، از ما نیست. جبرئیل پیوسته مرا در مورد همسایه سفارش می ‏کرد تا جایی که گمان کردم همسایه [از همسایه] ارث خواهد برد.»

در حديث ديگرى پيامبر اکرم- در یکى از روزها سه بار فرمود: «وَ اللَّهِ لَا يُؤْمِنُ‏ الَّذِى لَا يَأْمَنُ جِارُهُ بَوائقَه؛[16] به خدا سوگند! ايمان ندارد كسى كه همسايه ‏اش از مزاحمت [و ستم] او در امان نيست.»

و باز در حديث ديگرى حضرت فرمود: «مَنْ كَانَ يُؤْمنُ بِاللَّهِ وَ الْيَومِ الآخِرِ فَلْيَحْسُن اِلَى جَارِهِ‏؛[17] كسى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد، بايد به همسايه خود نيكى كند.»

از این سخنان فهمیده می‏ شود که بی‏توجهی به امنیت و آسایش همسایگان، نوعى جرم تلقّى شده و به راحتی موجبات ناباروریِ ایمان را فراهم می‏ سازد و نیکی به همسایگان نیز از لوازم و آثار ایمان به شمار می ‏آید.

امام علی(ع) می‏فرماید: «مِنَ المُرُوَّةِ تَعَهُّدُ الْجِیرَانِ؛[18] رسیدگی به همسایگان، از مروّت و جوانمردی است.» امام باقر(ع) نیز رسیدگی به همسایگان را از نشانه‏ های پیروان خود دانسته و فرموده است: «فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ... وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَة؛[19] به خدا سوگند شیعیان ما نیستند مگر کسانی که تقوای الهی را رعایت کنند و به همسایگان نیازمند و تهیدست، رسیدگی کنند.»

امام سجّاد(ع) در مناجات و دعاهای خود به درگاه خدا به حقوق همسایگان بسیار توجه می‏کرد و برای آنان دعای ویژه‏ای داشت. حضرت در «صحیفة سجادیه» دعای بیست و ششم در قالب نیایش با خدا، بخشی از حقوق و تکالیف همسایگی را یادآور شده است.

امام صادق(ع) نیز رفتار نیک با همسایه را بعد از نماز و در ردیف اقامة نماز در مسجد ذکر کرده و فرموده است: «عَلَیْکُمْ بِالصَّلَوةِ فِی المَسَاجِدِ وَ حُسْنِ الْجَوَارِ لِلنّاسِ...[20] ؛ بر شما باد به خواندن نماز در مساجد و حسن همجواری با همسایگان.»

در برخی از روایات «همسایة شایسته» از ارکان سعادت به شمار آمده[21] و در پاره‏ای دیگر «همسایگی خوب» از عوامل برکت خانه محسوب شده است.[22] در کلامی از امام باقر(ع) رعایت حقوق همسایگی، همسنگِ حج و عمره قرار گرفته است: «لَا أَعْلَمُ أَنَّ فِي هَذَا الزَّمَانِ جِهَادَاً إِلَّا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ وَ الْجِوَار؛[23] در این روزگار، جهادی همچون حج و عمره و خوش همسایگی سراغ ندارم.»

رسول اكرم- حقوق همسايگي را مانند حقوق مادر دانسته و مي‏فرمايد: «حُرْمَةُ الْجَارِ عَلَى الْجَارِكَحُرْمَةِ أُمِّه‏؛[24] احترام همسایه بر همسایه همچون احترام مادر او است.»

به نظر می‏رسد دربارة حرمت همسایه عبارتی از این بالاتر نباشد که ارزش و جایگاه همسایه همچون جایگاه مادر است.

بایدها و نبایدهای اخلاقی در همسایگی

نگارنده در پژوهشی مستقل، مهم‏ترین حقوق و تکالیف اخلاقی در همسایگی را از متون اسلامی (قرآن و حدیث) استخراج کرده و آنها را در قالب «بایسته ‏ها و شایسته ‏ها» و «نبایدها و ناشایستها» دسته‏ بندی نموده است[25] که در مجموع 12 تکلیف بایسته از جمله: احسان و نیکوکاری، احوال‏ پرسی و تفقّد، پشتیبانی و هم‏یاری، خوش‏اخلاقی (حُسن خُلق)، خوش‏گمانی (حُسن ظنّ)، خیرخواهی، رسیدگی (تعاهُد)، شکیبایی در برابر آزار، عفو و گذشت، فروتنی (تواضع)، گرامی داشتن و اکرام و همچنین یاری‏رسانی است. تعداد هشت مورد از مهم‏ترین نباید‏ها و ناشایسته ای اخلاقی در رفتار با همسایگان نیز عبارت است از: مزاحمت و آزار، خیانت، افشای ناخوشایند‏ها، تحقیر، تجسّس، حسادت، چشم و هم‏چشمی و بی‏تفاوتی.

ما در این مجال به یکی از بایسته ‏های اخلاقی در تعامل با همسایگان که «خوش ‏اخلاقی» است، می ‏پردازیم: خوش ‏اخلاقی از مفاهیمی است که در حوزة تعامل بین افراد معنا می ‏یابد و با «اخلاق نیک» تفاوت دارد. برخی به اشتباه، حُسن‏ خُلق را با برخورداری از اخلاق نیک، همسان و در یک رتبه قرار داده‏اند؛ در صورتی که خُوش‏ خُلقی مربوط به رفتار بیرونی انسان و حوزة معاشرت و روابط اجتماعی است، نه تمام حوزه ‏ها، حال آنکه اخلاق نیک به معنای صفات نفسانیِ راسخ می‏ باشد که منشأ رفتار خوب (فضیلت) و دوری از کردار زشت (رذیلت) می ‏گردد[26] و تمام امور اخلاقیِ زندگی را در بر می‏ گیرد.

خوش ‏اخلاقی در برخورد با همسایگان، عامل مهمی در ایجاد و توسعة فضای همکاری و همدلی در روابط اجتماعی است و می ‏تواند با برانگیختن عواطف مثبت، تعاملی لذّت بخش را رقم زده، صفا و صمیمیت را به ارمغان آورد. به این جهت، حُسن‏خلق از اموری است که همسایگان در تعامل با یکدیگر از آن بی‏ نیاز نیستند.

رسول خدا- به امام علی(ع) فرمود: «يَا عَلِيُّ أَحْسِنْ خُلُقَكَ مَعَ أَهْلِكَ وَ جِيرَانِكَ‏ وَ مَنْ تُعَاشِرُ وَ تُصَاحِبُ مِنَ النَّاسِ تُكْتَبْ عِنْدَ اللَّهِ فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى‏[27]؛ ای علی! با خانواده، همسایه و هر کسی که با تو رفت و آمد دارد و همراه و هم‏سخن توست، خوش اخلاق باش تا نزد خدای متعال در درجات عالی نوشته ‏شوی.»

جای هیچ تردیدی نیست که خوش ‏اخلاقی یکی از مفاهیم اساسی اسلام است؛ اما مهم این است که بدانیم خوش ‏اخلاقی چیست و چه سبکی از تعامل را می‏توان خوش ‏اخلاقی نامید؟ برای مشخص شدن مفهوم خوش‏ اخلاقی، باید مصادیق آن را - که در برخی از روایات ذکر شده است - بررسی کرد.

از امام صادق(ع) دربارة حد حُسن‏خُلق سؤال شد، ایشان در بیان مصداقهای آن به سه چیز تصریح فرمودند: «تُلِينُ‏ جَانِبَكَ‏، وَ تُطِيبُ‏ كَلَامَكَ، وَ تَلْقى‏ أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ[28]؛ نرم‏خو و خوش‏گو باشی و برادرانت را با روی خوش ملاقات کنی.»

آن حضرت در حدیث دیگری، شوخی کردن را از مصادیق حُسن‏ خُلق شمرده و فرموده‏اند: «فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ- يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ[29]؛ قطعاً شوخی از حُسن‏خلق است و تو با آن، برادرت را خوشحال می‏کنی. پیامبر خدا- نیز با برخی، شوخی می‏کرد، به این قصد که او را خوشحال کند.»

و نیز در روایتی دیگر نقل شده است: «رسول خدا- هنگامی که سخن می ‏گفت، لبخند به لب داشت.»[30]

مؤلّفه ‏های خوش ‏اخلاقی

از روایات استفاده می ‏شود که خوش ‏اخلاقی چند مؤلّفه دارد[31] که عبارتند از:

الف) نرم‏خویی و انعطاف ‏پذیری

انعطاف ‏پذیری از عوامل مؤثر در تلطیف روابط و خوشایند ساختن تعامل است. در طرف مقابل، سرسختی و نفوذناپذیری نیز موجب برانگیخته شدن نفرت و دشمنی می‏گردد؛ چون افراد نرم‏خو کسانی هستند که به راحتی با دیگران انس گرفته، دیگران نیز به آسانی با آنها الفت می‏ گیرند.

پیامبر اسلام(ص) فرمود: آیا شما را از بهترین و محبوب ‏ترین‏تان نزد خود خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا ای پیامبر خدا! حضرت در پاسخ فرمود: «أَحَاسِنُكُمْ‏ أَخْلَاقاً، الْمُوَطَّئُونَ أَكْنَافاً  الَّذِينَ يَأْلَفُونَ وَ يُؤْلَفُون[32]؛ خوش ‏اخلاق‏ترین شما، نرم‏خوهای بی ‏آزاراند؛ آنان که با دیگران انس و مردم نیز با آنها الفت می گیرند.»

در روایات دیگر تصریح شده است که اگر کسی از نرم‏خویی محروم باشد، هیچ خیری در او نیست! پیامبر خدا- فرمود: «خَيْرُ الْمُؤْمِنِينَ مَنْ كَانَ مَأْلَفَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لَا خَيْرَ فِيمَنْ لَا يُؤْلَفُ وَ لَا يَأْلَفُ[33]؛ بهترین ِمؤمنان کسانی هستند که با دیگر مؤمنین خونگرم و دارای روابط صمیمانه هستند و در کسی که الفت نمی ‏گیرد و الفت نمی ‏پذیرد، خیری نیست.»

با توجه به آنچه گفته شد، شاید نرم‏خویی از مهم‏ترین و اساسی‏ ترین مؤلّفه‏ های خوش ‏اخلاقی باشد، از این رو مورد تأکید جدّی قرار گرفته است.

ب) خوش‏گفتاری

«گفتن» و «شنیدن» از راه‏های تماس میان افراد می ‏باشد، از این رو قالب و محتوای سخنی می‏ تواند گوش‏نواز و دل‏نواز باشد که با لحن نرم و لطیف، پیام ‏آور محبت باشد. همچنین می ‏تواند گوش‏خراش و دل‏خراش باشد، وقتی که با لحنی تمسخرآمیز و تحقیرآمیز، پیام‏آور نفرت و انزجار باشد.

خوب سخن گفتن و سخنِ خوب به زبان آوردن، از ویژگیهای مؤمنان و اولیای خداست، همان‏گونه که دربارة پیامبر اسلام- نقل شده است که ایشان: «اهل فحش و ناسزا نبود؛ نه دشنام می‏ داد و نه بدزبانی می‏ کرد و نه اهل هیاهو به راه انداختن در کوچه و بازار بود و نه بدی را با بدی پاسخ می‏داد؛ بلکه پیوسته می‏ بخشید و گذشت می ‏کرد.»[34]

خوش‏گفتاری (سخن محترمانه و محبت‏آمیز)، در تقویت ارتباط افراد، به ویژه همسایگان با یکدیگر نقش مهمی دارد و ناسزا‏گویی و سخن درشت، پاسخ درشت و تلخِ طرف مقابل را به دنبال خواهد داشت[35] و در این صورت، احترام و اعتمادی بر جای نخواهد ماند.

ج) خوش‏رویی

«سِیسرون» بیش از دو هزار سال قبل گفته است: «چهره، تصویر روح است.» مقصود وی آن است که هیجانها، احساسات و سایر خصوصیات روحی - روانی انسان، غالباً در چهرة وی منعکس می‏شود.[36] چهره ‏ها می ‏توانند حرف بزنند و حامل پیام باشند. رو تُرش کردن و چهره در هم کشیدن همسایگان به یکدیگر و یا بشّاش و خوش‏رو بودن، هر کدام پیام و نتیجه‏ ای متناسب با خود را منتقل خواهند ساخت.

اسلام خوش‏رویی را یکی از اخلاقهای پیامبران، صدّیقین، شهدا و صالحان برشمرده است[37] و چهره در هم کشیدن و اخمو بودن را به شدت نکوهش می ‏کند.

امام علی(ع) نقل کرده است که پیامبر اسلام- همواره می ‏فرمود: «اِنَّ اللهَ یُبغضُ المُبعِّس فی وَجهِ اِخوانِه[38]؛ خداوند شخص رو تُرش کننده نسبت به برادرانش را دشمن می‏دارد.»

د) شوخ طبعی

شوخی و ایجاد سرور و نشاط، در تعامل با همسایگان، فضایی شاد و لذّت‏بخش را به وجود می‏آورد و در مقابل، اخم و غمگین بودن، فضایی بسته و کسل ‏کننده را ایجاد می‏ کند که موجب سردی و تلخی روابط می‏گردد. پیامبر اسلام- یکی از ویژگیهای اهل ایمان را «شوخ طبعی» آنان دانسته و می ‏فرماید: «الْمُؤْمِنُ دَعِبٌ‏ لَعِبٌ وَ الْمُنَافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ[39]؛ مؤمن، شوخ و سرگرم‏کننده است و منافق، اخمو و عصبانی.»‏

و نیز فرمود: «اَنَّمَا اَنَا بَشَرٌ مِثلُکُم اُمازِحُکُم[40]؛ من بشری مانند شما هستم که با شما شوخی می‏کنم.» سیرة آن حضرت این بود که در جمع دیگران، با خندة آنان، می‏ خندید[41] و یا هرگاه فرد غمگینی را می ‏دید، او را شاد و مسرور می ‏ساخت.

امام علی(ع) می‏فرماید: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ- لَيَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ أَصْحَابِهِ إِذَا رَآهُ مَغْمُوماً بِالْمُدَاعَبَة[42]؛ هرگاه پیامبر- یکی از یارانش را اندوهگین می ‏دید، با شوخی شادش می ‏نمود.» بنابراین، یکی از راه‏های کاهش اندوه، خصوصاً از همسایگان، شوخی ‏کردن و خندیدن است که می ‏تواند فضای مناسبات بین همسایگان را لطافت و تازگی بخشد.

البته در روایات دیگر برای حُسن‏خلق، مؤلّفه‏هایی همچون: گشاده‏دستی، مهار خشم، خُرسندی در خوشایندها و صبر در ناگواریها نیز ذکر شده است[43] که در کنار مطالب پیشین، تصویر روشنی از خوش‏اخلاقی به دست می‏دهد و التزام به آنها در تعامل با همسایگان، موجب تولید محبت، صفا و صمیمیت می ‏‏گردد.

نکتة پایانی

باید دید خوش‏اخلاقی چگونه بر بهبود روابط همسایگان تأثیر می‏گذارد؟ به عبارت دیگر، خوش ‏اخلاقی از طریق چه مکانیزمی آثاری همچون؛ محبت، صمیمیت، امنیت و تحکیم روابط اجتماعی را بر جای می ‏گذارد؟

می‏ توان ادعا کرد از مجموع روایات باب «حُسن ‏خُلق» سه مؤلّفة: وسعت، سهولت و زینت، اموری هستند که می ‏توانند چگونگی این تأثیر را توضیح دهند. به این شکل که: «حُسن‏ خُلق، از سویی خُلقِ مثبتِ توسعه یافته ‏ای است که مهر و لطفش به دیگران می‏رسد و از سوی دیگر، موجب سهولت و آسانی روابط می‏گردد، و از سوی سوم، موجب زینت و زیبایی اجتماعی می‏ شود. این سه، فضایی را در روابط اجتماعی به وجود می ‏آورند که برای دیگران مایة آسایش، لذّت، سرور و امنیت است و به همین جهت، موجب بهبود، توسعه، تعمیق و تحکیم روابط اجتماع می‏ گردد.»[44]

____________________________________________________

 .[1]فرهنگ فارسی معین، محمد معین، نشر منصوب، تهران، 1382 ش، واژه همسایه.

[2]. نساء/ 36.

[3]. المفردات فی الفاظ القرآن الکریم، حسین بن محمد راغب اصفهانی، نشر دارالقلم، بیروت، چاپ اول، بی‏تا، ص101.

[4]. کنز ‏العمّال فی سنن الأقوال و الأفعال، علی المتّقی بن حسام الدین هندی، تصحیح: صفوة السقّا، مکتبة التراث الإسلامی، بیروت، چاپ اول، 1397ق، ج‏9، ص51، ح 24892.

[5]. الخصال، أبو جعفر محمّد بن على بن بابويه (شیخ صدوق)، تحقيق: على اكبر غفّارى، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1403 ق، ص‏544، ح 20.

[6]. سُبُل السلام، ابن حجر عَسقلانی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1300ق، ج‏4، ص‏166.

[7]. همان.

[8]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، 1409 ق، نامة 31.

[9]. همسايه و حقوق همسايگي در اسلام، علیرضا شعاعی، روزنامه كيهان، شماره 20382، به تاريخ 26/9/1391، ص‏6 (معارف).

[10]. «روش ارشادی» برای کسانی به کار می‏رود که حقوق همسایه را نمی‏ شناسند و «روش تنبیهی» برای افرادی است که حقوق همسایه را می‏ شناسند؛ ولی رعایت نمی‏ کنند و «روش هدایتی» برای کسانی که حقوق همسایه را می‏ شناسند و می‏ خواهند رعایت کنند؛ ولی راه آن را نمی‏دانند.

[11]. نساء/ 36.

[12]. توحيد عملى آن است كه شخص موحد اعمال نیک خود از جمله احسان را صرفاً به خاطر رضاى خدا انجام دهد و در برابر انجام آن، ثواب آخرت را بخواهد، نه اينكه هواى نفس را پيروى نموده، آن را شريك خداى تعالى در پيروى خود بداند. (ترجمه تفسير الميزان، محمد حسین طباطبایی، مترجم: سید محمدباقر موسوى همدانى، انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج‏4، ص‏560‏، با کمی تلخیص).

[13]. همان.

[14]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،  محمد بن على بن باویه (شیخ صدوق)، دارالشريف الرضي، قم، چاپ دوم، 1406ق، ص283، ج‏1.

[15]. وسائل ‏الشیعه، محمد بن حسن حرّ عاملی، تحقيق، تصحیح و نشر: مؤسسة آل‏البيت‏، قم، چاپ اول، 1409ق، ج‏12، ص127، باب 86.

[16]. الجامع لأحکام القرآن [تفسير قُرطُبى]، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1364 ش، چاپ اول، ج‏3، ص1754.

[17]. تفسیر المنار، رشید رضا، چاپ بیروت، بی‏تا، ج‏5، ص‏92.

[18]. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، دفتر تبليغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1366ش، ج‏7، ص‏9.

[19]. الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، دارالكتب الإسلامية، تهران، 1365ش، ج‏2، ص‏74.

[20]. امالی، محمد بن نعمان مفید، محقق، مصحح: حسین استاد ولى، علی اکبر غفارى، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413ق، ص‏205.

[21]. رسول اکرم-: «أَرْبَعٌ مِنَ السَّعَادَةِ وَ أَرْبَعٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ فَالْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ السَّعَادَةِ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ وَ الْجَارُ الصَّالِحُ وَ الْمَرْكَبُ الْبَهِيُّ وَ الْأَرْبَعُ الَّتِي مِنَ الشَّقَاوَةِ الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ وَ الْمَسْكَنُ الضَّيِّقُ وَ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.» (بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربي، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج‏73، ص‏15).

[22]. امام علی%: «انَّ لِلدَّارِ شَرَفاً وَ شَرَفُهَا السَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ وَ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ‏ وَ إِنَّ لَهَا بَرَكَةً وَ بَرَكَتُهَا جَوْدَةُ مَوْضِعِهَا وَ سَعَةُ سَاحَتِهَا وَ حُسْنُ جِوَارِ جِيرَانِهَا.» (مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسی، نشر شریف رضی، قم، چاپ چهارم، 1412ق، ج‏1، ص‏125، ح 830).

[23] . کافی، شیخ کلینی، دار الحديث، قم، چاپ اول، ‏1429ق، ج‏1، ص‏623، ح 73.

[24]. کافی، ج‏4، ص‏756.

[25]. اخلاق همسایگی در آموزه‏های قرآن و اهل‏بیت% (پایان‏نامة کارشناسی ارشد)، علی ملکوتی‏نیا، دانشگاه قرآن و حدیث، قم، 1392ش.

[26]. مفردات الفاظ قرآن، ص159.

[27]. تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، تحقیق: علی اکبر غفاری، دفتر نشر اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1404ق، ص‏14

[28]. من لایحضره الفقیه، محمّد بن علی بن بابویه (صدوق)، محقق و مصحح: علی اکبر غفارى، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، 1413 ق، ج‏4، ص‏412، ح 5897.

[29]. کافی، ج‏2، ص‏663.

.[30] بحار الأنوار، ج‏16، ص‏298.

[31]. در تبیین این مؤلّفه‏ها از کتاب دکتر عباس پسندیده با عنوان: کانون مهرورزی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، تهران، چاپ اول، تابستان 1389ش، ج‏1، ص‏134 استفاده شده است.

[32]. بحار الأنوار، ج‏71، ص‏396، ح 76.

[33]. همان، ج‏72، ص‏265، ح 9.

[34]. کانون مهرورزی، عباس پسندیده، ج‏1، ص143، به نقل از: مسند ابن حنبل، ج‏10، ص‏75، ح 26049؛ صحیح ابن حبّان، ج‏14، ص‏355، ح 6443؛ و المصنّف، ابن ابی شیبه، ج‏6، ص‏89، ح 17.

[35]. روایات در این موضوع فراوان است. بنگرید به: ميزان الحكمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه: حمیدرضا شیخی، دارالحدیث، قم، چاپ دوم، پاییز 1379ش، ج‏10، ح  17949 به بعد.

[36]. کانون مهر ورزی، ج‏1، ص‏146.

[37]. کنز العمال، ج‏9، ص‏39، ح 24826.

[38]. وسائل‏ الشیعه، ج‏8، ص‏321.

[39]. تحف‏ العقول، ص‏49؛ بحار الانوار، ج‏74، ص153، ح 115.

[40]. الجامع ‏الصغیر فی أحادیث ‏البشیر النذیر، عبد‏الرحمن بن أبی‏بکر سیوطی، دارالفکر، بیروت، چاپ اول،1401ق، ج1، ص‏394، ح 2579؛ کنز العمال، ج3، ص‏648.

[41]. عیون اخبار الرضا%، محمّد بن علی بن بابویه (صدوق)، تحقیق: سید مهدی حسینی لاجوردی، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق، ج‏1، ص‏319.

[42]. وسائل الشیعه، ج‏8، ص‏321.

[43]. بنگرید به: کانون مهر ورزی، ج‏1، ص‏162 به بعد.

[44]. برای آشنایی با روایات مربوطه و شرح مطلب یاد شده، بنگرید به: مقاله «چیستی حُسن خُلق و چگونگی تأثیر آن بر روابط اجتماعی»، عباس پسندیده، فصلنامة علوم حدیث، شمارة 66، زمستان 1391ش.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.