درسهايي از دعاي صبح و شام حضرت سجاد(ع)(2)

ابو مصطفی تبريزي

همه چيز از آن خدا است                             

 حضرت سجاد(ع) در چند جای از دعای ششم صحیفه سجادیه به این نکته اشاره می فرماید که سلطنت، فرمان، تدبیر و اراده، همگی از آن خداوند متعال است و همه در ید قدرت او ست؛ در اینجا به چند مورد از آن اشاره می شود: ـ  «أَصْبَحْنَا وَ أَصْبَحَتِ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا بِجُمْلَتِهَا لَكَ سَمَاؤُهَا وَ أَرْضُهَا، وَ مَا بَثَثْتَ فِي كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا، سَاكِنُهُ وَ مُتَحَرِّكُهُ، وَ مُقِيمُهُ وَ شَاخِصُهُ وَ مَا عَلَا فِي الْهَوَاءِ، وَ مَا كَنَّ تَحْتَ الثَّرَى ؛ شب را به صبح رسانديم و تمام آفريدگان، جملگي پاي در ميدان صبح نهادند: برای تو آسمان و زمين، و آنچه در اين دو پراكنده‌اي، ساكن و جنبنده، ايستاده و رونده، و هر چه در هوا بالا رفته، و آنچه در زمين پنهان شده،‌ همه و همه در قبضه قدرت تو است .»

«أَصْبَحْنَا فِي قَبْضَتِكَ يَحْوِينَا مُلْكُكَ وَ سُلْطَانُكَ، وَ تَضُمُّنَا مَشِيَّتُكَ، وَ نَتَصَرَّفُ عَنْ أَمْرِكَ، وَ نَتَقَلَّبُ فِي تَدْبِيرِكَ؛ صبح کردیم در حالي كه  در سلطنت و پادشاهي تو هستیم، مُلک و سلطنت تو ما را فرا گرفته، و مشيّت تو ما را تحت پوشش قرار داده، و به فرمان تو در كارها تصرّف مي‌كنيم، و در عرصه تدبير تو در حركتيم.»

«لَيْسَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ إِلَّا مَا قَضَيْتَ، وَ لَا مِنَ الْخَيْرِ إِلَّا مَا أَعْطَيْت ؛ به غير آنچه فرمان تو بر آن رفته، كاري نتوانيم، و جز آنچه تو بر ما بخشي خيري به ما نمي‌رسد.»

 طبق بينش توحيدي و باورهاي اسلامي، همه عالم، تحت ارادة خداوند متعال است؛ چنان‌كه گفته‌اند:

اگر تيغِ عالم بجنبد ز جاي

نبُرَّد رگي، گر نخواهد خدا
بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای
وگر جامه بر تن دَرَد ناخدای

با همين باور بود كه پيامبر خدا- و مؤمنانِ نخستين، همچون  كوه در مقابل انواع مشكلات، ايستادند و هرگز ننگ تسليم و شكست را نپذيرفتند، و سرانجام به اهداف خود دست يافتند. دليل مقاومت و پيروزي مسلمانان در طول تاريخ، توكّل بر خدا و اعتماد بر ذات پاك وي بود؛ كافي است خدايي كه همة مشكلات در برابر اراده‌اش، آسان است، پشتيبان و پناهگاه انسان باشد.

اين كلام امام زين العابدين(ع) نيز برگرفته از آيات الهي است كه مي‌فرمايد: ]وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى  كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٌ[؛[1] «و حكومت آسمانها و زمين، از آنِ‌ خدا است و خدا بر همه چيز توانا است.»

هر كس هم به اراده و قدرت چنين خدايي باور و يقين داشته باشد و طبق فرمانش حركت كند هرگز شكست و ذلّت در زندگي‌اش راه ندارد  و   عزّت و پيروزي هميشگي را از آن خود خواهد كرد      ؛ گرچه به طور  موقت،‌ آزارهايي را هم متحمّل شود؛   چرا كه خداوند  متعال در حديث قدسي، این  وعده را داده است و می فرماید:  «عَبْدِي! أطِعْنِي حَتَّي أجْعَلَكَ مَثَلِي، أنَا حَيٌّ لَا اَمُوتُ، أجْعَلَُ حَيّاً لَا تَمُوتُ؛ أنَا غَنِيٌّ لَا أفْتَقِرُ، أجْعَلُكَ غَنِيَاً لَا تَفْتَقِرُ؛ أنَا مَهْمَا أشَاءُ، يَكُونُ،‌ أجْعَلُكَ مَهْمَا تَشَاءُ يَكُونُ؛[2] بنده من! از من اطاعت كن تا تو را نمونة خود قرار دهم، من زنده‌اي هستم كه هرگز نمي‌ميرم، تو را نيز زنده‌اي مي‌گردانم كه هرگز نمي‌ميري؛ من بي‌نيازي هستم كه هرگز نيازمند نمي‌شوم، تو را نيز بي‌نيازي مي‌كنم كه هرگز فقير نمي‌شوي؛ من هرچه بخواهم مي‌شود، تو را نيز آنچنان مي‌گردانم كه هرچه بخواهي مي‌شود.»

هر روز نو و جدید شاهد اعمال ما

  امام سجاد(ع) در فراز دیگری از این دعا به این نکته اشاره می فرماید که هر روز جدید و تازه ای شاهد بر اعمال و رفتار ما است: «وَ هَذَا يَوْمٌ حَادِثٌ جَدِيدٌ ، وَ هُوَ عَلَيْنَا شَاهِدٌ عَتِيدٌ، إِنْ أَحْسَنَّا وَدَّعَنَا بِحَمْدٍ، وَ إِنْ أَسَأْنَا فَارَقَنَا بِذَم ؛ امروز، روزي جديد است،‌ و او بر ما شاهدي، حاضر است، اگر خوبي كنيم ما را سپاسگويان ترك كند، و اگر بدي كنيم نكوهش‌كنان از ما جدا شود.»

هر روز نو بر اعمال و رفتار ما گواه است، اگر نيكي كنيم با سپاس‌گزاري،‌ ما را بدرود مي‌گويد و اگر بدي كنيم با نكوهش از ما جدا خواهد شد. البته گفتار و گواهي‌دادن روز، به زبان حال است و آنچه در آن واقع مي‌شود در علمِ خداي تعالي، به منزله شهادت و گواهي است؛ پس سزاوار است مؤمن، گفتار آن را به گوش دل بشنود و به مقتضاي آن عمل كند، و آن از باب تجسّم ايّام و اعمال در روز قيامت است؛ چنان‌كه روايات بر آن، گويا است.

تدابیر روزانة  باری تعالی     

خداوند متعال هر روز، برنامه‌و تدبیری   جديد دارد و هر لحظه، طرحي نو در مي‌اندازد. اين مقتضايِ طبيعتِ آفرينش و پاسخگويي به نيازهاي موجودات است.

گاهي بر اساس حكمت و نظام احسن، پديدة تازه و حادثة جديدي پديد مي‌آيد و موضوعات بديع و بي‌سابقه اتّفاق مي‌افتد كه نشانه نظارت خداي متعال به امور است. بنابراين برنامة آفرينش و تدبيرِ حق، لحظه‌اي تعطيل‌بردار نيست، و به قول مولوي:

هر زمان، نو مي‌شود دنيا و ما

بي‌خبر از نو شدن اندر بقا

پس تو را هر لحظه، مرگ و رجعتي‌ست

مصطفي، فرمود: دنيا ساعتي‌ست

از مراحلِ امور خداوند در عبوديت، اين است كه گناهي را مي‌بخشد و رنجي را برطرف مي‌سازد، گروهي را به لحاظ جایگاه اجتماعی ارتقاءمي‌دهد و ديگراني را به پایین ترین جایگاه مي      نشاند. گاهي بندگاني را ناز و نوازش مي‌دهد و برخي را به بلايي، چوب مي‌زند تا او را بشناسند.

پيروز، كسي است كه امروز در عمل، خود را بسازد و كوتاهيهاي ديروز را جبران كند. دنيا كه ساعتي بيش نيست لحظه‌اي درد و لحظه‌اي شادي است و از آينده هم بي‌خبريم. پس بهتر است آن ساعت را در طاعت باشيم، نه غرق در معصيت!

هر روز نو به ما مي‌گويد...

امام صادق(ع)مي‌فرمايد: «مَا مِنْ يَوْمٍ يَأْتِي عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَا ابْنَ آدَمَ، أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ وَ أَنَا عَلَيْكَ شَهِيدٌ فافعل بی خَيْراً وَ اعْمَلْ فِيَّ خَيْراً، أَشْهَدْ لَكَ  يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِنَّكَ لَنْ تَرَانِي بَعْدَهَا أَبَدا؛[3] هيچ روزي بر فرزند آدم نيايد، مگر اينكه آن روز بگويد: اي پسر آدم! من روزي نو هستم و بر تو گواهم. پس به وسيلة من، كار نيك كن و در من نيكي بجاي آر، تا در روز قيامت به سود تو گواهي دهم؛ چه ديگر مرا هرگز نخواهي ديد.»

اين فرمايش حضرت، زبان حال است. و سزاوار است مؤمن، آن را به گوش دل بشنود و عمل كند، هر چند به اين حقيقت اشاره دارد كه زمانِ پُر و زمانِ خالي در آخرت، عبارت است از بروز درون زمانها؛ يعني تجلّي ظرف زمان به صورت مظروف آن است كه اعمال به عرصه ظهور در آيند؛ چنان‌كه زمانِ پر بركت به زماني گويند كه در آن خيرات و بركات، بسيار باشد و زمان نحس به هنگامي گويند كه فيض و نيكي در آن نباشد.»

از اين رو است كه از پيغمبر- روايت شده است: «لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ فَإِنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللهُ؛[4]  روزگار را دشنام ندهيد كه روزگار، خدا است. (     آن را خدا آفريده است).» اينكه از پيغمبر- يا ائمّه معصومين( رسيده كه از بعضي روزها دوري گزينيد كه آن روز، نحس و بد اختر است، بر اين دلالت دارد كه دنبالِ فلان كار نرويد كه انجامش نيك نيست؛ چنان‌كه مي‌دانيم: همة هستي از جمله شب و روز، گواهان و لشكريان خدايند:

جمله ذرات زمين و آسمان

لشكر حق‌اند،‌ گاه امتحان

زمان به‌تنهايي از شاهدان و گواهان اعمال انسان است كه در روز رستاخيز، زمان به سخن آيد و گذشته را براي دادگاه حق گزارش كند. همه رخدادها و حوادث شبانه‌روز در ظرف زمان، ثبت مي‌شود، سپس در روز حساب، مانند دستگاه حافظه‌نگار، آن را ارائه دهد.

پس هر كه زمان را بشناسد، در گرداب نكبت و ذلّت گرفتار نيايد. امام علي% انسان را متوجّه اين روزها مي‌كند و مي‌فرمايد: روزها سه روزند: روزي كه گذشته و اميدي به آن نداري و روزي كه ماند و گريزي از آن نيست و روزي كه مي‌آيد و به آن اطمينان نداري. ديروز، پند و اندرز است و امروز، غنيمت و فردا را نمي‌داني از آن كيست.[5]

گاهي اوقات، خداوند متعال دلخوري از بندگانش را به وسيله پيامبرانِ خود با احترام به همگان مي‌فهماند كه در احاديث قدسي با بياني خوش و خطابي آرام يادآوري مي‌كند؛ براي نمونه به حضرت موسي(ع)مي‌فرمايد: «يَابْنَ آدَمَ! مَا مِنْ يَوْمٍ جَدِيدٍ إِلَّا وَ يَأتِي فِيهِ رِزْقُكَ مِنْ عِنْدِي وَ مَا لَيْلَةٍ إِلَّا وَ تَأتِي الْمَلَائِكَةُ مِنْ عِنْدِكَ بِعَمَلٍ قَبِيحٍ، خَيْرِي إِلَيْكَ نَازِلٌ وَ شَرُّكَ إِلَيَّ صَاعِدٌ؛[6] اي فرزند آدم! هر روز تازه‌اي نيست،‌ مگر اينكه روزي تو از نزد من مي‌آيد و هر شب، فرشتگان، كار زشتي را از تو نزد من مي‌آورند. بركت من به سويت روان است؛‌ ولي بدي تو به سوي من بالا مي‌آيد.»

مؤمن بايد هر روز پيوسته از درگاه رب العالمين، گشايش روزي معنوي و توفيق قدرداني نعمتها و ترك گناهان را بخواهد تا هر روزش، مانند عيد، مبارك باشد.[7]

مولوي در ديوان شمس مي‌گويد:

روزها فكر من اين است و همه شب، سخنم

كه چرا غافل از احوالِ دل خويشتنم؟

از كجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟

به كجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم

مانده‌ام سخت عجب، كز چه سبب ساخت مرا

يا چه بوده است مراد وي از اين ساختنم

جان كه از عالم علوي است يقين مي‌دانم

رخت خود باز برآنم كه همانجا فكنم

مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك

چند روزي قفسي ساخته‌اند از بدنم

اي خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست

به هواي سر كويش پر و بالي بزنم

كيست در ديده كه از ديده، برون مي‌نگرم

يا چه جان است نگويي كه منش پيرهنم

تا به تحقيق مرا منزل و ره ننمايي

يك دم آرام نگيرم، نفسي دم نزنم

من به خود نامدم اينجا كه به خود باز روم

آنكه آورد مرا باز برد در وطنم

بهترين روز

امام سجاد(ع) در فراز دیگری به بهترین روز یک مؤمن اشاره می کند و می فرماید: بهترین روز مؤمن روزی است که در آن گناه نکرده باشد: «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنَا حُسْنَ مُصَاحَبَتِهِ وَ اعْصِمْنَا مِنْ سُوءِ مُفَارَقَتِهِ بِارْتِكَابِ جَرِيرَةٍ أَوِ اقْتِرَافِ كَبِيرَةٍ أَوْ صَغِيرَة؛ بار خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و حُسن همراهي با اين روز را روزي ما گردان، و ما را از سوء مفارقتش به علت ارتكاب گناه، يا كسبِ معصيت كوچك و بزرگ، حفظ فرما.»

 «وَ أَجْزِلْ لَنَا فِيهِ مِنَ الْحَسَنَاتِ ، وَ أَخْلِنَا فِيهِ مِنَ السَّيِّئَاتِ، وَ امْلَأْ لَنَا مَا بَيْنَ طَرَفَيْهِ حَمْداً وَ شُكْراً وَ أَجْراً وَ ذُخْراً وَ فَضْلًا وَ إِحْسَاناً؛ و بهره ما را از خوبيها در آن سرشار كن، و ما را در اين روز از زشتيها پيراسته كن و از ابتدا تا پايان آن را براي ما از حمد و شكر و اجر و اندوختة آخرتي و فضل و احسان پر ساز.»

اميرمؤمنان علي% هم از همين زاويه، به بهترين روز انسان مي‌نگرد و مي‌فرمايد: «وَ كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ يَوْمُ عِيدٍ؛[8] هر روز كه خدا نافرماني نشود، آن روز، فرخنده‌ترين و مبارك‌ترين روزِ انسان است.»

بلي روز ترك گناه و فاصله‌گرفتن از زشتيها و پليديها و روز غلبه بر شياطين، برترين روز است.

خطر رسوايي

 «اللَّهُمَّ يَسِّرْ عَلَى الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ مَئُونَتَنَا، وَ امْلَأْ لَنَا مِنْ حَسَنَاتِنَا صَحَآ ئِفَنَا، وَ لَا تُخْزِنَا عِنْدَهُمْ بِسُوءِ أَعْمَالِنَا؛ الهي زحمت ما را (به سبب تقوا و پرهيز از گناه) بر فرشتگان نويسندة اعمال، آسان ساز،‌ و پروندة كردارمان را از حسنات، سرشار فرما، و ما را نزد آن فرشتگان به كردارهاي زشت و ناهنجارمان رسوا مساز.»

اين سخن امام سجاد(ع) اشاره است به آيه ]وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ[؛[9] «و هنگامي‌كه نامه‌هاي «اعمال كه فرشتگان نوشته‌اند» گشوده شود.»

آبروداري فرشتگان

عبدالله بن موسي بن جعفر گويد: از پدرم (موسي بن جعفر(ع)) پرسيدم درباره دو فرشته (موكل) بر انسان كه آيا هر گاه بنده قصد گناه يا كار نيك كند، آنها مي‌دانند؟ فرمود: بوي كثيف و بوي عطر، يكي است؟ گفتم: نه، فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا هَمَّ بِالْحَسَنَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ طَيِّبَ الرِّيحِ فَقَالَ صَاحِبُ الْيَمِينِ لِصَاحِبِ الشِّمَالِ قُمْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالْحَسَنَةِ فَإِذَا فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِيقُهُ مِدَادَهُ فَأَثْبَتَهَا لَهُ وَ إِذَا هَمَّ بِالسَّيِّئَةِ خَرَجَ نَفَسُهُ مُنْتِنَ الرِّيحِ فَيَقُولُ صَاحِبُ الشِّمَالِ لِصَاحِبِ الْيَمِينِ قِفْ فَإِنَّهُ قَدْ هَمَّ بِالسَّيِّئَةِ فَإِذَا هُوَ فَعَلَهَا كَانَ لِسَانُهُ قَلَمَهُ وَ رِيقُهُ مِدَادَهُ وَ أَثْبَتَهَا عَلَيْهِ؛[10] همانا وقتي بنده، آهنگ كار نيك كند نَفَسش خوشبو بيرون آيد، پس فرشتة دست راست، به فرشته دست چپ گويد: برخيز (و دنبال كار خود رو)؛ زيرا اين بنده، آهنگ كار خوب كرده، و هنگامي كه آن كار خوب را انجام داد زبانش قلم او باشد و آب دهانش مركب او و آن را براي وي ثبت كند، و هر گاه آهنگِ گناه كند نفسش بد بو بيرون آيد، پس فرشته دست چپ به دست راستي گويد: توقف كن (و دست نگهدار و چيزي ننويس)؛ زيرا او آهنگ گناه كرده، و چون آن گناه را بجا آورد زبانش قلم او است و مركبش آب دهانش، و آن گناه را بر وي ثبت كند.»

از پيامبر- روايت شده است كه فرشتة نويسندة حسنات در سمت راست انسان و نويسنده گناهان در سمت چپ او است و فرشتة مأمور سمت راست بر فرشتة‌ سمت چپ، فرمانروايي دارد؛ بنابراين هر گاه ثوابي كند فرشتة سمت راست ده ثواب مي‌نويسد و هر گاه انسان، گناهي مرتكب شود، فرشتة سمت راست به فرشتة سمت چپ مي‌گويد هفت ساعت به او مهلت بده، شايد تسبيح و استغفار كند.[11]

خطر دامهاي شيطان

 امام سجاد(ع) پیرامون دامهای شیطانی می فرماید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنَا فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبَادِكَ، وَ نَصِيباً مِنْ شُكْرِكَ وَ شَاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلَائِكَتِكَ؛ خداوندا در هر ساعت از ساعتهاي روز، بهره‌اي از مقامات بندگان خاصت، و نصيبي از شكرت، و گواه صدقي از ملائكه‌ات براي ما قرار بده.»

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْفَظْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا وَ مِنْ خَلْفِنَا وَ عَنْ أَيْمَانِنَا وَ عَنْ شَمَائِلِنَا وَ مِنْ جَمِيعِ نَوَاحِينَا، حِفْظاً عَاصِماً مِنْ مَعْصِيَتِكَ، هَادِياً إِلَى طَاعَتِكَ، مُسْتَعْمِلاً لِمَحَبَّتِكَ؛ بارالها!‌ بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپ و از همه طرف، حفظ فرما؛‌ حفظي كه ما را از معصيت تو باز دارد، و به طاعتت راه نمايد، و در راه عشق و محبتت به كار رود.»

خطر دامهاي شيطان از پيش رو، پشت سر، راست،‌ چپ و از همه جوانب، انسان را تهديد مي‌كند. مراقبت و مواظبت از هويّت الهي و پاسداري از اخلاق نيك و اعمال صالح، ميسّر نيست؛‌ مگر اينكه لحظه‌اي از هجوم شياطين و خنّاسان، غافل نباشي.

شيطان و لشكر خطرناكش ـ كه جاهلان و معاندان و دشمنان حقيقت هستند ـ‌ كم‌ترين رحمي به انسان ندارند. راحت آنان در اين است    كه خوبيهاي انسان را نابود كنند و او را به قعر جهنّم بفرستند. شيطان، اين دشمن قسم‌خوردة انسان در پيشگاه حضرت احديّت، سوگند شديد ياد كرده كه از همه طرف و از همه جانب به انسان حمله كند و او را از حقّ و حقيقت جدا سازد.

خداوند هم به آنان هشدار داده كه شما را بر عباد من تسلّط نيست، تنها كاري كه از شما برمي‌آيد وسوسه و اغواگري است كه اگر انسانها با فراهم‌بودن تمام وسايل هدايت به اغواي شما تن دهند، من جهنّم را از شما و پيروانتان پر خواهم كرد.

قرآن،‌ هجوم زيان‌آور شيطان را از هر جهت به انسان گوشزد فرموده است: ]قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني  لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ * قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ[؛[12] «شيطان با جسارت تمام به خداي متعال گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندي، من هم براي فريفتنِ فرزندان آدم، حتماً بر كنار صراط مستقيم و راه راست تو خواهم نشست. آن‌گاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مي‌تازم، (از چهار طرف، آنان را محاصره مي‌كنم) و بيشترشان را شكرگزار، نخواهي يافت.» خداوند فرمود: «اي ملعون «نكوهيده و رانده، از آن [مقام] بيرون شو؛ كه قطعاً هر كه از آنان از تو پيروي كند،‌ جهنّم را از همه شما پر خواهم كرد.»

حضرت باقر(ع) ذيل اين آيه مي‌فرمايد: منظور شيطان از پيش رو، سبك‌كردن امر آخرت در نظر بني‌آدم است و منظورش از پشت سر، امر به جمع مال و بخل‌ورزيدن از حقوق مالي است، تا بدون بهره‌گيري از مال براي آخرت، بميرند و محصول زحمات خود را براي ورثه بگذارند. منظورش از دست راست، آن است كه با جلوه‌دادن گمراهي، ضلالت و نيكو نشان دادن شبهه،‌امر دين و دينداري را بر آنان فاسد مي‌كنم تا از حقيقت، فاصله گيرند و به چاه عميق ضلالت، سرنگون شوند. منظورش از دست چپ، آن است كه لذّات غلط را محبوب آنان مي‌كنم و شهوات سعادت‌سوز را بر قلبشان حاكم مي‌سازم.[13]

دوازده خصلت زيبا

مؤمنین و مؤمنات صفات و ویژگیهای بارزی نسبت به سایر آحاد جامعه دارند که آنها را از دیگران متمایز ساخته است؛ امام سجاد% در ادامه به این نکته اشاره می فرماید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفِّقْنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ لَيْلَتِنَا هَذِهِ وَ فِي جَمِيعِ أَيَّامِنَا لِاسْتِعْمَالِ الْخَيْرِ، وَ هِجْرَانِ الشَّرِّ، وَ شُكْرِ النِّعَمِ، وَ اتِّبَاعِ السُّنَنِ، وَ مُجَانَبَةِ الْبِدَعِ، وَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ حِيَاطَةِ الْإِسْلَامِ، وَ انْتِقَاصِ الْبَاطِلِ وَ إِذْلَالِهِ، وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَ إِعْزَازِهِ، وَ إِرْشَادِ الضَّالِّ، وَ مُعَاوَنَةِ الضَّعِيفِ، وَ إِدْرَاكِ اللَّهِيف ؛ بار خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در اين روزمان و در اين شبمان و در تمام ايّاممان براي انجام خير، و دوري از شر، و شكر نعمتها، و پيروي سنّتها، و دوري از بدعتها، و امر به معروف،‌ و نهي از منكر، و پاسداري اسلام، و عيب‌جويي از باطل و خوار ساختن آن، و ياري حق و گرامي‌داشت آن، و ارشاد گمراه، و ياري ناتوان، و پناه‌دادن به ستمديده، موفق بدار.»

دوازده ويژگي اهل ايمان

1. همواره در انديشة انجام خير و دوري از رفتار شرّ؛

2. سپاسگزاري از نعمتها؛

3. پيروي از سنّتها (واجبات و مستحبّات)؛

4. ترك بدعتها (احداث چيزهايي در دين كه از دين نيست)؛

5. امر به معروف (وا داشتن به كارهاي پسنديده: واجب و مستحب)؛

6. نهي از منكر (بازداشتن از زشتيها: حرام و مكروه)؛

7. پاسداري از (اصول و فروع) اسلام؛

8. نكوهش باطل و نادرستي و خوار نمودن آن؛

9. ياري حق و گرامي گردانيدن آن؛

10. راهنمايي گمراه؛

11. كمك ناتوان؛

12. رسيدن به فرياد ستمديدگان.

مقام رضا و خشنودي

 «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْهُ أَيْمَنَ يَوْمٍ عَهِدْنَاهُ، وَ أَفْضَلَ صَاحِبٍ صَحِبْنَاهُ، وَ خَيْرَ وَقْتٍ ظَلِلْنَا فِيه ؛ بار الها! بر محمد و آلش درود فرست،‌ و امروز را فرخنده‌ترين روزي قرار بده كه تاكنون يافته‌ايم، و كامل‌ترين رفيقي كه با او همراه بوده‌ايم،‌ و بهترين زماني كه در آن به سر برده‌ايم.»

«وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَرْضَى مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ، أَشْكَرَهُمْ لِمَا أَوْلَيْتَ مِنْ نِعَمِكَ، وَ أَقْوَمَهُمْ بِمَا شَرَعْتَ مِنْ شرَائِعِكَ، وَ أَوْقَفَهُمْ عَمَّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِك ؛ و ما را از جمله خشنودترين بندگانت قرار ده كه شب و روز بر ايشان گذشته، شاكرترين ايشان در مقابل نعمتهايي كه عنايت فرموده‌اي، و پايدارترين ايشان به شريعتهايي كه پديد آورده‌اي، و خويشتن‌دارترين ايشان از نافرمانيهايي كه از آنها بيم داده‌اي.»

اين فراز دعا نيز به يكي ديگر از ويژگيهاي بندگان صالح اشاره مي‌كند كه مقام رضا توأم با آرامش است.

سعدي، رضاي دوست طلب كن، نه حظ خويش
عبد آن كند كه راي خداوندگار اوست

 عمّار در عرصه امتحان

عمّار ياسر از اصحاب خاص پيامبر، از ايماني قوي، برخوردار بود تا جايي‌كه پيامبر- فرمود: عمار از سر تا قدمش مملو از ايمان، و ايمان با گوشت و خونش آميخته است.[14]

او بعد از پيامبر- هم پيوسته از حاميان امام علي(ع)بود تا وقتي كه جنگ صفين شروع شد. عمار همراه امام بود.  روزي از صف لشكر امام خارج شد و در مقابل صف دشمن قرار گرفت و فرمود: خدايا! تو مي‌داني اگر بدانم رضاي تو در اين است كه خود را در دريا بيفكنم خواهم انداخت. پروردگارا! اگر بدانم رضاي تو در آن است كه نوك شمشير را بر شكم نهاده و خود را بر آن بيفكنم تا از قفا      و پشت خارج شود انجام مي‌دهم. مي‌دانم كه رضاي تو امروز در جنگيدن با اين مردم فاسق است، اگر عملي كه تو را بهتر خوشنود سازد سراغ داشتم آن را اختيار مي‌كردم. سپس صدايش بلند شد و گفت: هر كه خشنودي خدا را مي‌خواهد و به سوي مال و فرزندان نمي‌خواهد برگردد به سوي من آيد ... وي عاقبت بعد از رشادتها و شجاعتهاي بسيار به شهادت رسيد. امير المؤمنين وقتي به جسد عمار رسيد روي زمين نشست، سر عمار را به دامن گرفت، كريه كرد و فرمود: اي مرگ! تو گويا كساني كه من دوستشان دارم را كاملا مي‌شناسي و آنها را از من مي‌گيري.[15]

رضايت از فضل خدا

امام خميني! هم در وصيت‌نامه‌اش با اظهار رضايت از خداوند متعال فرمود: با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر مي‌كنم و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم و از خداي رحمان و رحيم مي‌خواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد و از ملت اميدوارم كه عذرم را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند و با قدرت و تصميم اراده به پيش بروند و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار در سدّ آهنين ملت، خللي حاصل نخواهد شد كه خدمتگزارانِ‌ بالا و والاتر در خدمت‌اند.

عدل و مِهر و ملك خداوند

امام سجاد(ع) در فراز دیگری به عدل الهی و قهر خداوند اشاره می کند و می فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِكَ شَهِيداً، وَ أُشْهِدُ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ وَ مَنْ أَسْكَنْتَهُمَا مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ سَائِرِ خَلْقِكَ فِي يَوْمِي هَذَا وَ سَاعَتِي هَذِهِ وَ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ مُسْتَقَرِّي هَذَا، أَنِّي أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، قَائِمٌ بِالْقِسْطِ، عَدْلٌ فِي الْحُكْمِ، رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ، مَالِكُ الْمُلْكِ، رَحِيمٌ بِالْخَلْقِ؛ بار الها! تو را شاهد مي‌گيرم و گواهيِ‌تو مرا كافي است، و آسمان و زمين و همچنين ملائكه و ديگر آفريدگانت را كه در زمين و آسمان، مسكن داده‌اي گواه و شاهد مي‌گيرم در اين روز و اين ساعت و اين شب و اين جايگاه كه من در آن قرار دارم كه من شهادت مي‌دهم كه همانا تويي خدايي كه جز تو خدايي نيست، برپا دارندة عدل، عادل در حكم، مهربان به بندگان، مالك حقيقي سراسر جهان هستي، رحيم بر تمام خلق هستي.»

«وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ و خِيَرَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ، حَمَّلْتَهُ رِسَالَتَكَ فَأَدَّاهَا، وَ أَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِأُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَهَا؛ و شهادت مي‌دهم كه محمد، بنده و فرستاده و برگزيده تو از ميان تمام مردم است،‌كسي كه رسالتت را بر عهده‌اش گذاشتي و او آن را به‌خوبي به انجام رساند، و او را به خيرخواهي امّتش فرمان دادي، پس براي آنان خيرخواهي نمود.»

«اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، أَكْثَرَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، وَ آتِهِ عَنَّا أَفْضَلَ مَا آتَيْتَ أَحَداً مِنْ عِبَادِكَ، وَ اجْزِهِ عَنَّا أَفْضَلَ وَ أَكْرَمَ مَا جَزَيْتَ أَحَداً مِنْ أَنْبِيَائِكَ عَنْ أُمَّتِه ؛ بار الها! بر محمد و آلش درود فرست بيش از آنچه كه بر هر يك از ديگر آفريدگانت درود فرستاده‌اي، و از سوي ما بهترين چيزي را كه به يكي از بندگانت دادي به او بده، و از جانب ما كامل‌ترين و بهترين پاداشي را كه به كسي از انبيايت از جانب امتش داده‌اي به او عنايت فرما.»

يقين به بخشايش الهي

«إِنَّكَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْجَسِيمِ، الْغَافِرُ لِلْعَظِيمِ، وَ أَنْتَ أَرْحَمُ مِنْ كُلِّ رَحِيمٍ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ الْأَنْجَبِينَ؛ همانا تويي بسيار بخشندة نعمت‌ گسترده، و بخشايندة گناه بزرگ، ‌و تو از هر مهرباني مهربان‌تري، پس درود فرست بر محمد و آلش كه پاكيز‌گان و پاكان و نيكوكاران و سرآمد تمام برگزيدگان‌اند.»

اي خداي عدالت‌گستر

خداوند، عدالت و قسط را براي آرامش دلها و سامان‌يافتن و اصلاح امور مردم قرار داده است تا به سبب آن بركتها افزون‌تر شود. امام علي(ع)در حديثي جامع به اين حقيقت گسترده، شهادت مي‌دهد و مي فرمايد: «إِنَّ الْعَدْلَ مِيزَانُ اللهِ سُبْحَانَهُ الَّذِي وَضَعَهُ فِي الْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ الْحَقِّ فَلَا تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لَا تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِهِ؛[16] عدالت، ترازوي خداي سبحان است كه آن را در ميان خلق خود،‌ نهاده و براي برپاداشتن حق، نصب كرده است. پس برخلاف ترازوي او عمل مكن و با قدرتش مخالفت مورز.»

عدل و عدالت، يكي از اصول دين و زيربناي فكري مسلمانان و از مهم‌ترين اركان تقوا و خودسازي نفس است كه بارها قرآن به آن اشاره مي‌كند؛ از جمله خداوند منّان مي‌فرمايد: ]يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى  أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى  وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ[؛[17] اي اهل ايمان! همواره [در همه امور] قيام‌كننده براي خدا و گواهان به عدل و داد باشيد و نبايد دشمني با گروهي، شما را بر آن دارد كه عدالت نورزيد؛ عدالت كنيد كه آن به پرهيزكاري نزديك‌تر است، و از خدا پروا كنيد؛ زيرا خدا به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است.»

پروردگار هستي، عدالت را از پايه‌هاي پرهيزكاري دانسته است كه اگر كسي متّقي باشد، خواهان عدالت و امنيت در بين مردم است و ستمگران ناتوان، از عدالت و مساوات گريزان‌اند.

حضرت زين العابدين(ع) در دعاي روز قربان و جمعه، دليل عادل بودن خداوند را چنين بيان مي‌فرمايد: «من به اين حقيقت پي برده‌ام كه در حكم و فرمانت ستمي نيست و در كيفرت شتاب و عجله‌اي وجود ندارد و جز اين نيست كه كسي در كيفر شتاب مي‌ورزد كه بيم از دست رفتن فرصت را دارد و كسي به ستم نيازمند است كه ناتوان است و تو اي خداي من از اين امور بسيار بالاتري.»[18]

اي مهرورز بي‌همتا

پرده‌داري و پوشش‌دادن به اعمال انسان، ناشي از مهرباني و رحمت حق تعالي است. پروردگار متعال به علت مهرباني‌اش بسياري از زشتيهاي رفتار ما را آشكار نمي‌سازد؛ بلكه نيكيها و زيباييها را نمايان مي‌كند كه بنده‌اش را در نظر ديگران خوش‌سيرت نشان دهد. اگر تغافل و چشم‌پوشي خداوند در روش و منش انسان نبود، انسان بارها و بارها خود را رسوا مي‌ساخت و انگشت‌نماي عام و خاص مي‌شد. امير المؤمنين علي% در دعاي كميل فرمود: «وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ؛  خدايا! و چقدر از صفات زيبايي كه من لايقش نبودم در ميان مردم منتشر كرده‌اي!» از مهرباني خدا است كه در بسياري از آيات، اميد در كنار بيم آمده است تا انسان بر مرز خوف و رجا حركت كند و گرفتار عمل افراط و تفريط نشود؛ مانند اين آيه شريفه كه مي‌فرمايد: ]يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ[؛[19] «روزي كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده، حاضر شده مي‌يابد، و آرزو مي‌كند كه اي كاش، ميان او و كارهاي زشتش، زمان دور و درازي فاصله بود و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر مي‌دارد؛ و خدا به بندگان مهربان است.»

اين آيه، معجوني از بيم و اميد است. از يك سو به انسان، اعلام خطر مي‌كند و هشدار مي‌دهد كه ترس از عذاب و كيفر در كار است؛ تا مغرور نشود و از سوي ديگر بندگان را به لطفش اميدوار مي‌كند كه اميد به نجات داشته باشند، تا تعادلي بين ميزان خوف و رجا ـ كه عامل مهم تربيت انسان است ـ برقرار شود. اين دو جمله در آيه شريفه تأكيد يكديگر است كه در عين حالي كه احساس خطر مي‌كند، مهرباني هم مي‌ورزد؛‌ مانند مادري كه مي‌داند داروي بيمار تلخ است؛ ولي با محبّت و ناز به فرزندش مي‌خوراند.[20]

امام كاظم(ع)درباره اين نيك‌پنداري مي‌فرمايد: چه گمان بري به آن مهرورز مهرباني كه به آن كس كه با آزار دوستانش او را مي‌آزارد دوستي مي‌كند؛ چه رسد به كساني كه در راه او آزار مي‌بينند و چه گمان بري به آن توبه‌پذير مهرباني كه از دشمنش توبه مي‌پذيرد، چه رسد به كسي كه خشنوديش را مي‌جويد و دشمني مردم را به خاطر او برمي‌گزيند.[21]

مهربان‌تر از مادر

عده‌اي اسير نزد پيامبر- آوردند، ناگهان زني از اسيران كه چشمش به كودكي اسير افتاده بود، دويد و او را در آغوش گرفت و شيرش داد. پيامبر- به ما فرمود: آيا فكر مي‌كنيد اين زن، كودك را در آتش مي‌اندازد؟ عرض كرديم: خير، تا قدرت داشته باشد اين كار را نمي‌كند. پيامبر فرمود: خداوند به بندگان خود مهربان‌تر از اين مادر به فرزند خود است.[22]

امام زين العابدين(ع) در مناجات انجيلية خويش، انس و مهرباني ويژه خداوندي را مي‌طلبد: «يَا مَنْ‌هُوَ أبَرُّ بِي مِنَ الْوَالِدِ الشَّفِيقِ وَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنَ الصَّاحِبِ اللَّزِيقِ أَنْتَ مَوْضِعُ أُنْسِي فِي الْخَلْوَةِ إِذَا أَوْحَشَنِي الْمَكَانُ وَ لَفَظَتْنِي الْأَوْطَان؛[23]  اي آنكه از پدر دلسوز، بيشتر به من نيكي مي‌كني و از دوستِ‌ همدم به من نزديك‌تري، آن‌گاه كه خلوت، مرا مي‌هراساند، وطنها مرا مي‌راند، تو در تنهايي و غربت، انيس و همدم مني.»

يك‌صدم مهر خداوندي

رسول خدا- فرمود: «إِنَّ اللهَ تَعَالَي خَلَقَ مِائَةَ رَحْمَةٍ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‌ وَ الْاَرْضَ، كُلُّ رَحْمَةٍ مِنْهَا طِبَاقُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْاَرْضِ، فَاهْبَطَ رَحْمَةً مِنْهَا إِلَي الْاَرْضِ فَبِهَا تَرَاحَمَ الْخَلْقُ،‌ وَ بِهَا تَعْطِفُ الْوَالِدَةُ عَلَي وَلَدِهَا وَ بِهَا تَشْرَبُ الطَّيْرُ وَ الْوُحُوشُ مِنَ الْمَاءَ وَ بِهَا تَعِيشُ الْخَلَائِقُ؛[24] خداي تعالي روزي كه آسمانها و زمين را آفريد، صد رحمت بيافريد كه هر رحمتي به اندازة فاصلة آسمان و زمين است. يكي از آن رحمتها به زمين فرود آمد كه به سبب آن، خلايق به يكديگر ترحم مي‌كنند و مادر به فرزندش مهر مي‌ورزد و پرندگان و حيوانات، آب مي‌نوشند و مردمان، زندگي مي‌كنند.»

يكي از مصاديق رحمت و مهر خداوند اين است كه همه چيز را براي انسان آفريد و هستي را در خدمت وي قرار داد تا با بهره‌گيري از نعمتهاي بي‌كران جهان همواره در خط طاعت الهي بكوشند.

سعدي در ديباچه گلستانش مي‌گويد: فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردين بگسترد و داية ابر بهاري را فرموده تا بَنات نبات در مهد زمين بپرورد. درختان را به خلعت نورزي، قباي سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع، كلاه شكوفه بر سر نهاده، عصاره ناي به قدرت او شهد فايق شده و تخم خرمايي به تربيتش نخل باسق گشته است.

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري

همه از بحرِ تو سرگشته و فرمانبردار

شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبري

مالكيت خداوند

امام سجاد(ع) در اين جمله به مالكيت علي الاطلاق خداوند متعال نيز اشاره كرده است كه هر بنده‌اي بايد اين شعار قرآني را نصب العين خود قرار دهد كه پروردگار متعال به پيامبرش در مقام يادآوري به بندگان مي‌فرمايد: ]قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى  كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٌ[؛[25] «بگو: خدايا! اي مالك همه موجودات! به هر كه خواهي حكومت مي‌دهي و از هر كه خواهي حكومت را مي‌ستاني و هر كه را خواهي عزّت مي‌بخشي و هر كه را خواهي خوار و بي‌مقدار مي‌كني، هر خيري به دست تو است،‌ يقيناً تو بر هر كاري توانايي.»

پيامبر اسلام- به مردم دربارة مالكيت مطلق خداوند، آموخته است كه منفورترين انسانها در روز قيامت، كسي است در اين دنيا، خود را حاكم مطلق و شاه شاهان بنامد و خود را در حاكميت و مالكيت خداوند شريك نمايد.

حضرت رسول- فرمود: «اُغْيَظُ رَجُلٍ عَلَي اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ أخْبَثُهُ وَ أغْيَظُهُ عَلَيْهِ رَجُلٌ كَانَ يُسَمَّي مَلِكَ الْأمْلَاكِ، لَا مَلِكَ إِلَّا اللهُ عَزَّ وَجَلَّ؛ در روز قيامت، بيش‌ترين خشم و نفرت خدا براي پليدترين مردي است كه خود را شاهنشاه و فرمانرواي فرمانروايان مي‌ناميد؛ حال آنكه فرمانروايي جز خداي عزّ و جلّ نيست.»

_____________________________________________________

[1]. آل عمران / 189.

[2]. الجواهر ا‏لسنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسي)، شيخ حرّ عاملي، انتشارات دهقان،‏ تهران، چاپ سوم، 1380 ش، ص‏709.

[3]. الكافي، کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407‏ق، ج‏2، ص‏523، ح 8؛ بحار الانوار، ج‏7، ص‏325، باب 16، ح 20.

[4]. صحيفه سجاديه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، دفتر نشر الهادی، قم، 1376 ش، ‏ص72.

[5]. تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، جامعه مدرسین، قم، 1404‏ق، ص‏220؛ بحار الانوار، ج‏75، ص60، باب 16، ح 137.

[6]. الجواهر السنيّة، ص‏79، باب 7.

[7]. تفسير و شرح صحيفه سجاديه، حسين انصاريان، دار القرآن، تهران، ‏ج 5، ص‏64.

[8]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، ‏حكمت428.

[9]. تكوير/ 10.

[10]. الكافي، كليني،‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ج‏2، ص‏429.

[11]. تفسير الصافي، محمد محسن فيض كاشاني، مکتبة الصدر، ‏‏تهران، چاپ دوم، 1414‏ق، ج‏5، ص‏61؛ تفسير جوامع الجامع، طبرسی، دانشگاه تهران، تهران، ج4، ص‏166.

[12]. اعراف / 16 ـ 18.

[13]. مجمع البيان في تفسير القرآن، فضل بن حسن طبرسي، احياء التراث العربي، بيروت، ج‏4، ص‏227، ذيل آيه 17 سوره اعراف؛ تفسير نور الثقلين، عبد علي هويزي عروسي، مؤسسه اسماعيليان، تهران‏‏‏‏‏، ج‏2، ص11، ح 33.

[14]. بحار الانوار،‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ج‏29، ص‏405. «إِنَّ عَمَّاراً مُلِئَ إِيمَاناً مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ، وَ اخْتَلَطَ الْإِيمَانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ.»

[15]. پيغمبر و ياران، محمدعلي عالمي دامغاني، نشر هاد، تهران، ج‏5، ص‏24 ـ 28؛ بحار الانوار، ج‏8، ص524.

[16]. غرر الحكم و درر الكلم، عبد الواحد تمیمی آمدی، دار الكتاب الاسلامي، قم، بي‌تا، ص‏224.

[17]. مائده / 8.

[18]. صحيفه سجّاديه، دعاي 48.

[19]. آل عمران / 30.

[20]. تفسير و شرح صحيفه سجاديه، حسين انصاريان، دار العرفان، ج‏5، ص‏136.

[21]. بحار الانوار، ج‏75، ص‏314، باب 25، ح 1؛ تحف العقول، ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ص 399.

[22]. كنز العمال، متقي هندي، مؤسسة‌ الرسالة، بيروت، ج4، ص‏273، ح 10461.

[23]. بحار الانوار، ج‏91، ص‏157، باب 32، ح 22.

[24]. كنز العمال، ج‏4، ص‏274، ح 10464.

[25]. آل عمران / 26.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.