تولّي و تبرّي در زيارت عاشورا

حسین تربتی

مقدّمه - در درون هر انساني،‌ براي اسوه‌ها و قهرمانها جايگاهي است؛     تمام ملّتهاي جهان در تاريخ خود به قهرمانان واقعي و گاه پنداري، دل بسته‌اند و بخشي از فرهنگ و تاريخ خود را بر اساس رفتارهاي آنان بنا کرده اند و در مجالس خود از آنها سخن گفته، و آنان را مي‌ستايند، به آنها عشق مي‌ورزند و سعي مي‌كنند خود را از نظر صفات و روحيات همچون آنها سازند. اضافه بر اين، اصل «همرنگ شدن با ديگران، به خصوص افراد پرنفوذ و با شخصيّت» يكي از اصول مسلّم رواني است. مطابق اين اصل، انسان كششي در وجود خود به سوي هماهنگي و همرنگي با ديگران (به خصوص با قهرمانان و پاكان) احساس مي‌كند و به همين علّت،‌ به سوي اعمال و صفات آنان جذب مي‌شود. در مقابل، هر ملّيت و مذهبي دشمن يا دشمناني دارند كه در مناسبتهاي مختلف و به شكلهاي گوناگون از آنها اظهار نفرت و بيزاري مي‌كنند و حتي فرزندان خود را به بغض با آنها تشويق و ترغيب مي‌كنند. به همين دليل در اسلام، خصوصاً مذهب شيعه، دو اصل به نام «تولّي» و «تبرّي» داريم. يا به تعبير ديگر: «حُبّ في الله» و «بغض في الله» كه هر دو اشاره به يك حقيقت است. طبق اين دو اصل مهمّ و اساسي، ما موظفيم دوستان خدا، پيامبر- و امامان( را دوست و دشمنان آنها را دشمن بداريم و به اين روش، پيشوايان بزرگ دين را در همه چيز اسوه و الگوي خود قرار دهيم.

اين دستور به قدري مهمّ است كه در آيات قرآن به عنوان «نشانة ايمان»، و در روايات اسلامي به عنوان «محكم‌ترين دستگيرة ايمان» معرّفي شده است و تا «تولّي» و «تبرّي» نباشد، بقيّة اعمال (عبادات و اطاعات، احسان و انفاق  ) بي‌حاصل و غير مقبول شمرده شده است.[1] زيارت عاشورا يكي از جوامع زيارتي است كه خطوط تولّي و تبرّي را به خوبي ترسيم نموده است.

متن زيارت عاشورا  از عالی ترین مضامين برخوردار است و بزرگان و علما نیز به آن توجّه بسیار داشته‌اند. در اين زمينه فقط به سخنان آيت الله بهجت) بسنده مي‌كنيم كه در این رابطه می گوید:

«متن زيارت عاشورا شاهد و گواه بر عظمت آن است، خصوصاً با ملاحظة آنچه در سند آن رسيده است كه حضرت صادق(ع) به "صفوان" مي‌فرمايد: «اين زيارت و دعا را بخوان و از آن مواظبت كن! به درستي كه من چند چيز را براي خوانندة آن تضمين مي‌كنم:

1. زيارتش قبول مي‌شود؛ 2. سعي و كوشش او مشكور مي‌باشد؛ 3. حاجات او هر چه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نااميد از درگاه خدا برنگردد. اي صفوان! اين زيارت را به اين ضمانت[2] از پدرم يافتم و پدرم از پدرش.... تا اميرالمؤمنين(ع) و همچنين ايشان از رسول خدا$ و حضرتش از جبرئيل و او از خداي متعال، هر كدام اين زيارت را با اين ضمانت تضمين كرده‌اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم ياد نموده، كه هر كس زيارت كند امام حسين(ع) را به اين زيارت، از نزديك يا دور و دعا كند به اين دعا و زيارت، دعاي او را قبول مي‌كنم و خواسته‌اش را هر چه باشد، برآورده مي‌سازم.»

قدسی بودن زيارت عاشورا سبب شده كه علمای بزرگ و اساتيد ما ـ با آن مشاغل علمي و مراجعاتي كه براي آنها بوده ـ مقيد به خواندن زيارت عاشورا باشند، تا جايي كه بعضي از علماي بزرگ بر خواندن مداوم آن تأكيد داشتند، از جمله:

1. آيت الله آقاي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني، صاحب تأليفات و ديوان از خدا خواسته بودند كه آخر عمرشان زيارت عاشورا بخوانند و بعد قبض روحشان بشود، و دعاي ايشان مستجاب شد و بعد از تمام زيارت عاشورا از اين عالم درگذشتند؛ «تَغَمَّدَهُ اللهُ فِي رَحْمَتِهِ وَ حَشَرَهُ اللهُ مَعَ مَوَالِيهِ».

2. آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي با تبحّرش در علوم عقليّه و نقليّه آنچنان مقيّد به زيارت عاشورا بود كه به هيچ عنوان آن را ترك نكرد و كسي باورش نمي‌آمد كه ايشان اين چنين پايبند به عبادت و زيارت عاشورا باشد.

3. آيت الله شيخ مرتضي انصاري) اهل تداوم به زيارت عاشورا بود، با صد لعن و صد سلام در حرم     اميرالمؤمنين(ع) و در اثر مداومت به زيارت عاشورا چنان زبان ايشان سرعت پيدا كرده بود كه اين زيارت را حدود نيم ساعت و اندي با صد لعن و صد سلام مي‌خواندند. و اگر كسي مداومت ايشان را ملاحظه مي‌كرد، گمان نمي‌كرد كه در مسائل علمي كار مي‌كند و فقط اهل زيارت است و از طرفي، وقتي كارهاي علمي ايشان را مشاهده مي‌كرد، باورش نمي‌شد كه ايشان اهل مداومت به زيارت عاشورا باشد.[3]»

جامعيت زيارت عاشورا

در اين زيارت نه چندان طولاني خواسته‌هايي بر محور تولّي به خوبي بيان شده و تبرّي نسبت به افرادي كه پايه‌گذار ظلم و دشمني با اهل بيت( و مجري نيّات شوم آنان بوده اند بيان شده كه به شرح ذیل است:

الف) تولّی و نمادهاي آن

در اين زيارت تولّي به صورتهاي گوناگون موج مي‌زند؛ گاه به صورت سلام بر حسين و اجداد او( و گاه با بيان سنگيني مصيبت آن حضرت، و زماني با اظهار پيروي محض از اهل بيت( و گاه با اظهار دوستي و... :

1. سلام بر بهترين اولياي الهي

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا اَبّا عَبْدِ الله، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ الله، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَمِيرِ الْمُؤْمِنِين وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّين، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ‌ اللهِ وَ ابْنَ ثَارِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَي الْاَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعَاً سَلَامُ اللهِ اَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارِ؛[4] سلام بر تو اي پدر بندگان خدا [و الگوي بندگي] ! سلام بر تو اي پسر رسول خدا- ! سلام بر تو اي پسر اميرمؤمنان% و پسر آقاي جانشينان! سلام بر تو اي پسر فاطمه& سيدة زنان جهانيان! سلام بر تو اي خون خدا و پسر خون خدا (يا خوني كه خدايش خواهد و پسر خوني كه خدايش خواهد) ! سلام بر تو و بر ارواحي كه در آستانت خفتند. بر شما از طرف من هميشه سلام باد! تا هستم و تا شب و روز باقي است.»

در اين فقرات هفت نوبت به يكي از مهم‌ترين عوامل اظهار كنندة ولايت و دوستي بر امام حسين(ع)سلام مي‌شود، كه شش نوبت آن سلامي است كه به يكي از منابع عظمت وصل مي‌شود، (سلام بر تو پسر علي، پسر رسول خدا و...) و در پايان سلامی جاودانه به ابديت هستی و روزگار تقدیم مي‌كند.

2. سنگيني مصيبت عاشورا

از نشانه‌هاي دوستي و ولايتمداري، همدردي و همسویی با مولا و محبوب است.  فردي كه به شخصي ارادت دارد، نمي‌تواند نسبت به مصايب او بي‌تفاوت باشد؛‌ بلكه درد او را درد خود مي‌داند. كسي كه امام حسين(ع)براي او محبوب و مولا باشد، در مصيبت او خود را دردمند و عزادار مي‌يابد.

«يَا اَبَا عَبْدِ الله لَقَدْ عَظُمَتِ‌ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ‌ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ‌ عَلَي جَمِيعِ اَهْلِ الْاِسْلَام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ عَلَي جَمِيعِ اَهْلِ السَّمَوَاتِ؛به راستي بزرگ است سوگت و سترگ و عظيم است مصيبت تو بر ما و بر تمام مسلمانان و بس عظیم است مصيبت تو بر تمام اهل آسمانها.»

در بخش ديگر مي‌خوانيم: «لَقَدْ عَظُمَ مَصَابِي بِكَ؛[5] به راستي بزرگ است مصيبت تو بر من.»

و بار سوم گفته مي‌شود: «مُصِيبَةً مَا اَعْظَمَهَا وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْاِسْلَامِ‌ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَوَاتِ‌ وَ الْاَرْضِ؛[6] چه مصيبتي كه بسيار بزرگ است و داغش در اسلام و در آسمانها و زمين سترگ.»

و در پايان زيارت، در حال سجده مي‌گوييم: «اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَي مُصَابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَي عَظِيمِ رَزِيَّتِي؛[7] خدايا! از [آن] تو است ستايشِ ستايش كنندگان تو [كه موفق شده‌اند عزادار باشند] بر مصايب آنها [و اهل بيت(] و ستايش خدا را بر داغ بزرگ [دل] من [بر مصايب اهل بيت].»

تمامي اين جملات كه نهايت تأسف بر داغ بزرگ عاشورا نشان مي‌دهد، نماد بزرگي از تولّي و ارادت به آستان با قداست اهل بيت( است.

3. پيرو محض بودن

از نشانه‌هاي ديگر محبّت و دوستي نسبت به فردي و لازمة پذيرفتن ولايت او آن است كه انسان مطيع محض وي باشد، خصوصاً اگر مولا و محبوب او امام معصوم باشد كه تمام اعمال، رفتار، گفتار و حرکات او براي انسان حجّت است و لذا اطاعت از او لازم و واجب می باشد، پس عرضه مي‌داريم:

«يَا اَبَا عَبْدِ الله اِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ اِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛[8] ای ابا عبد الله! به راستي در صلحم با كسي كه با شما در صلح است و در نبردم با كسي كه با شما نبرد كند،‌ تا روز قيامت.»

اين اظهار پيروي لازم است بارها تكرار شود، لذا در اين زيارت دو بار اين جملات را با اضافاتي ديگر مي‌گوييم.[9]

خدا «عبدالله بن يعفور» را رحمت كند كه مي‌گفت: «اگر حضرت باقر% بفرمايد: نصف اين سيب حلال و نصف ديگر آن حرام است، من مي‌پذيرم و تسليم مي‌شوم.»

4. دوستي با دوستان و دشمني با دشمنان

نماد ديگر تولّي، دوستي با دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا و اولياي الهي است؛ چون دوستِ دوست نيز دوست انسان است،‌ چنان كه دشمن دوست، دشمن انسان شمرده مي‌شود.

بركات تولّي و تبرّي

منزل امام باق(ع) پر از جمعيت بود. پيرمردي آمد كه به عصايي تكيه داده بود. سلام و اظهار محبّت كرد و كنار حضرت نشست و عرضه داشت:‌ به خدا قسم من شما و محبان شما را دوست دارم، آن هم نه به خاطر دشمني شخصي با آنها، و به خدا قسم آنچه را حلال بدانيد، حلال و آنچه را حرام بدانيد، حرام مي‌دانم و منتظر امر و حكومت شما هستم. فدايت شوم! آيا اميد داري من دولت شما را ببينم؟

امام پيرمرد را نزد خود فرا خواند و فرمود: اي پيرمرد! مردي از پدرم همين سؤال را كرد و پدرم به او جواب داد: اگر بر اين انتظار و بر اين محبّت (و تولّي و تبرّي) بميري، بر رسول خدا و علي بن ابي طالب و حسن و حسين( وارد مي‌شوي و دلت خنك و چشمت روشن مي‌گردد و ملائكة مكرّم با رَوْح و ريحان به استقبالت مي‌آيند و اگر زنده ماني نيز با ديدن ما چشمت روشن مي‌گردد.[10]

لذا عرضه مي‌داريم: «وَ وَلِيٌ لِمَنْ وَالَاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ‌ عَادَاكُمْ؛[11] و دوستم با هر كه دوستدار شما است و دشمنم با هر كسي كه با شما دشمني دارد.»

درخواستها بر محور تولّي

ولايتمداري اقتضا مي‌كند كه درخواستهاي انسان بر محور همرنگي با ولايت مولاي مورد نظر دور بزند. در زيارت عاشورا اين مسئله به خوبي نمايان است:

1. مقام خونخواهي

اگر مُحِبّ مقام و منزلتي دارد، برگرفته از عظمت و منزلت محبوب است:

هر چه دارم از تو دارم
غير تو نايد به كارم

«فَاسْئَلُ اللهَ الَّذِي اَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ اَكْرَمَنِي بِكْ؛[12] پس از خدا مي‌خواهم كه مقام شما را گرامي كند و مرا به وسيلة [كرامت] تو گرامي بدارد.»

وقتي انسان نسبت به محبوب احساس قرب و منزلت كرد، خواسته‌هاي او را خواسته‌هاي خود مي‌داند. مسئلة خونخواهي شهداي كربلا و ديگر مظلومان در فرهنگ اسلام و دوران مهدوي مكرّر مطرح شده است تا ثابت شود كه دنيا بي‌حساب نيست و در همين دنيا نيز ستمگران سفّاك مجازات خواهند شد.‌ به اين جهت، يكي از لقبهاي حضرت حجت(عج) «منتقم آل محمد-» است. در زيارت عاشورا مي‌خوانيم: «وَ اَسْئَلُهُ... اَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكُمْ مَعَ اِمَامٍ هُديً ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ؛[13] و از خدا مي‌خواهم ... روزيم كند خونخواهي شما را با امام هدايت‌گر، ظاهر (و آشكار)، گويندة حق از (خود) شما.»

و در بخش ديگر با صراحت بيش تر اين امر مطرح شده است: «فَاَسْئَلُ اللهَ... اَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ‌ ثَارِكَ مَعَ اِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ‌بَيْتِ مُحَمَّدٍ-؛[14] پس از خدا درخواست مي‌كنم كه خونخواهي شما را با امام ياري شده از اهل‌بيت محمد (حضرت مهدي(عج) درود خدا بر او و آلش روزي من گرداند.»

اين جملات نشان مي‌دهد كه يكي از آرزوهاي بلند معصومان و به پيروي از آنان، آرزوي شيعيان اين است كه در جريان قيام امام زمان(عج) و خونخواهي آن حضرت از دشمنان اهل‌بيت( حضور یافته‌، در اين امر عظيم، سهم و شركتي فعال و مطلوب داشته باشند.

جالب اين است كه اين انديشه را بيش از همه خود امام حسين% به شيعيان گوشزد و تلقين نموده است و در خطبه روز عاشورا فرموده است: «اَللَّهُمَّ... سَلِّطْ‌ عَلَيْهِمْ غُلَامَ ثَقِيف يُسْقِيهِمْ كَاْساً مُصْبِرَةً فَلَا يَدَعُ  فِيْهِمْ قَتَلَةً بِقَتَلَةٍ وَ ضَرْبَةً يَنْتَقِمْ لِی وَ لِاَوْلِيَائِي وَ‌ لِاَهْلِ بَيْتِي وَ اَشْيَاعِي مِنْهُمْ فَاِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ كَذَّبُونَا وَ خَذَلُونَا؛[15] خدايا! جوان ثقيف (مختار) را بر آنها مسلّط كن تا جام زهر ذلّت و حقارت را بر كامشان فرو ريزد، و كسي را در ميانشان سالم نگذارد تا آنجا كه در برابر هر قتلي كه انجام داده‌اند، به قتلي و در برابر هر ضربه‌اي كه زده اند، به ضربه‌اي گرفتار شوند و انتقام خون من و دوستان و اهل‌بيتم را از اينها بگيرد؛ چراكه اينها به ما نيرنگ زدند و ما را تكذيب كرده، بي‌ياور گذاردند.»

و در خطبة صبح عاشورا فرمود: «پس به خدا سوگند! اگر ما را بكشند، يقيناً در پيشگاه پيامبرمان وارد مي‌شويم و تا زماني كه خواست خدا باشد، در آن عالم مي‌مانيم. سپس من اوّلين كسي خواهم بود كه زمين برايش شكافته مي‌شود و همزمان با قيام قائم ما و رجعت اميرالمؤمنين(ع) و زندگي مجدّد رسول الله- رجعت خواهم كرد: «... فَاَكُونُ اَوَّلَ‌ مَنْ تَنْشَقُّ الْاَرْضُ عَنْهُ فَاَخْرُجَ خَرَجَةٌ يُوَافِقُ ذَلِكَ خَرَجَةَ اَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قِيَامَ قَائِمَنَا» آنگاه فرمود: «ثُمَّ اِنَّ اَمِيْرَ الْمُؤْمِنِينَ يَدْفَعُ اِلَيَّ سَيْفَ رَسُولِ الله) فَيَبْعَثُنِي اِلَي الشَّرْقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَا آتِي عَلَي عَدُوٍّ اِلَّا اَهْرَقَتُ دَمَهُ وَ لَا اَدَعُ صَنَماً اِلَّا اَحْرَقْتُهُ...؛ پس امير مؤمنان% شمشير پيامبر- را به دست من داده، مرا به مشرق و مغرب زمين مأموريت مي‌دهد. به هيچ دشمني نمي‌رسم، جز آنكه خونش را مي‌ريزم و به هيچ بتي نمي‌رسم، جز آنكه آن را مي‌سوزانم.»[16]

2. آبرومندي هر دو دنيا

زماني كه انسان به اولياي الهي وصل مي‌شود و به آبرومندان درگاه الهي پيوند مي‌خورد، خود نيز آبرومند مي‌شود.

با اين حال اين خواسته اظهار مي‌شود كه: «اَللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛[17] خدايا! به وسيلة حسين% مرا نزد خودت در دنيا و آخرت آبرومند گردان!» در آبرومندي دوستداران و عزاداران حسيني در قيامت همين بس كه رسول خدا- به دخترش فاطمه& فرمود: «يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ؛[18] اي فاطمه (جان)! تمام چشمها در روز قيامت گريانند، مگر چشمي كه در مصايب حسين% گريسته، كه او خندان است و به نعمتهاي بهشتي مژده داده مي‌شود.»

3. تقرب الي الله

تقرب به اولياي الهي تقرّب به خداوند است؛ چرا كه انبيا و امامان% واسطة بين خالق و مخلوق هستند.

در راستاي اين ارتباط است كه در زيارت عاشورا مي‌گوييم: «اِنِّي اَتَقَرَّبُ‌ اِلَي الله وَ اِلَِی رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمِيرِالْمُؤْمِنِين وَ اِلَي فَاطِمَةَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَيْكَ بِمُوَالَاتِكَ؛[19] به راستي به وسيلة دوستي تو (و ولايت تو اي حسين(ع)) به خدا و رسول خدا و به سوي اميرمؤمنان و فاطمه و حسن( و نزد خودت تقرّب و نزديكي مي‌جويم.»

مرحوم علامه اميني) از «حمويني»،‌ از «ابو هريره» نقل مي‌كند كه پيامبر- فرمود: «وقتي خداوند آدم ابو البشر% را خلق كرد و از روح خود در او دميد، حضرت به طرف راست عرش متوجّه شد،‌ ناگهان ديد پنج شبح نور آنجا است كه سجده و ركوع مي‌كنند. به خدا عرض كرد: آيا قبل از من كسي را از خاك آفريده‌اي؟ خداوند فرمود: نه اي آدم! عرض كرد: پس اين پنج شبح كيانند كه در هيئت و صورت من هستند؟ فرمود: آنها از فرزندان تو مي‌باشند كه اگر نبودند، تو را خلق نمي‌كردم. نام آن پنج نفر از نامهاي من مشتق گرديده است. اگر آنان نبودند، بهشت و جهنّم، عرش و كرسي، آسمان و زمين، فرشتگان و انس و جن را نمي‌آفريدم. من محمودم و اين محمد و من عالي‌ام و اين علي و من فاطرم و اين فاطمه و من احسانم و اين حسن و من محسنم و اين حسين. به عزّتم سوگند! هر كس ذرّه‌اي از بغض و كينة آنان را در دل داشته باشد، او را بي‌دريغ وارد جهنّم خواهم ساخت: «فَاِذَا كَانَ لَكَ اِلَيَّ حَاجَةً فَبِهَؤُلَاءِ تَوَسَّلْ فَقَالَ النَّبِي-:... فَمَنْ‌ كَانَ لَهُ اِلَي اللهِ حَاجَةً فَلْيَسْأل بِنَا اَهْلَ الْبَيْت؛[20] پس اگر حاجتي از من داري،‌ به آنها متوسل شو! آنگاه پيامبر- فرمود:... پس هر كسي حاجتي از خدا دارد، به وسيلة ما اهل بيت( درخواست نمايد.»

4. معرفت اولياي الهي

اساس ولايت و محبّت به پاكان، معرفت و شناخت نسبت به مقام آنان است؛‌ هر چه اين معرفت بيش تر باشد،‌ درجة ولايتمداري و محبّت نيز بيش تر خواهد بود                                                                     .

در زيارت عاشورا يكي از خواسته‌هايي كه مطرح شده، شناخت اهل بيت( و همين‌ طور شناخت دوستان آنها است: «فَاَسْئَلُ‌ اللهَ الَّذِِي اَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِيَائِكُمْ اَنْ یَجعَلَنی مَعَکُمْ؛[21] پس از خدايي كه مرا گرامي داشت به معرفت و شناخت شما و شناخت دوستان شما، درخواست مي‌كنم كه با شما باشم.»

5. ثبات قدم بر ولايت

ثبات قدم تا آخرين لحظه در اين خط مستقيم ماندن كاري بسيار دشوار است كه امثال: طلحه، زبير، اسامه،‌ حسان بن ثابت و ... در ابتدا از بهترين ولايتمداران و بر محور حبّ امام علي(ع) بودند؛ امّا تا آخر نتوانستند بر اين صراط باقي بمانند. در زيارت عاشورا مي‌خوانيم: «فَاسْئَلُ اللهَ.... اَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛[22] پس از خداوند مي‌خواهم كه مرا [ثابت قدم] همراه با شما در دنيا و آخرت قرار دهد، و نزد شما پايدار كند، گام صداقت و راستي مرا در دنيا و آخرت.»

از آنجا كه اين امر بسيار مهمّ و سرنوشت‌ساز است، بار ديگر در سجده عرضه مي‌داريم: «وَ ثَبِتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحَابِ الْحُسَيْنِ اَلَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ(ع)؛[23] و پايدار نگهدار براي من گام راستي مرا نزد خودت، با حسين%‌ و ياران حضرت؛ آنهايي كه جان خويش را به پيشگاه امام حسين(ع) فدا كردند.»

من و جدا شدن از كوي تو، خدا نكند

خدا هر آنچه كند از توام جدا نكند
ج                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                6. مقام محمود

مراد از مقام محمود در رابطه با پيامبر اكرم- شفاعت كبراي آن حضرت است، به اتفاق شيعه و اهل سنّت.[24]

اينجا هم شايد رسيدن به مقام شفاعت باشد، لذا عرضه مي‌داريم: «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه ؛[25] و از خدا مي‌خواهم كه مرا به مقام محمود و پسنديده‌اي كه براي شما نزد خداوند است، برساند.» و اين هم با ولايتمداري صحيح و محكم امامان معصوم( ميسّر مي‌شود.

7. پاداش عزاداري

خواستة ديگر اين است كه بهترين پاداش عزاداري به آنها داده شود. هماني كه در آن روايت رسول خدا- بيان فرمود كه: «... تمام چشمها در قيامت گريان هستند، جز چشمي كه بر مصايب حسين گريسته كه در آن روز شاد و خندان است و به نعمتهاي بهشتي مژده داده مي‌شود.»[26] لذا عرضه مي‌داريم: «وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا یُعْطَى مُصَاباً بِمُصِيبَةٍ؛ و از خداوند به حق شما و مقام و منزلتي كه براي شما نزد خداوند است مي‌خواهم كه در برابر سوگواري من بر شما بهترين پاداش را كه به سوگواران مي‌دهد به من (نيز) عطا فرمايد.» چنانكه زائران حسيني از بهترين پاداشها برخوردارند.

حضرت صادق% فرمود: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ عَلَى مَوَائِدِ النُّورِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلْيَكُنْ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ%؛[27] هر كس دوست دارد روز قيامت در كنار سفره‌هاي نور (الهي) باشد، بايد از زائران حسين(ع) باشد.»

8. صلوات و مغفرت

قرآن كريم دربارة صابران مي‌فرمايد: ]وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ ... * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[؛[28] «بشارت ده به استقامت‌كنندگان ... همانهايي كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده، و آنها هستند هدايت‌يافتگان.»

و در زيارت عاشورا نيز از خداوند مي‌خواهيم كه: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَة؛[29] خدايا! در اين مقام ‍[دوستي اهل بيت(] مرا از كساني قرار بده كه از طرف تو درود و رحمت و آمرزش به او رسيده است.»

9. حيات و ممات محمد و آل او

خواستة ديگر بر محور ولايت اين است كه با پيشوايان خود همرنگي تمام پيدا نمايد. و حياتش همچون آنها حيات طيّبه[30]، حسنه[31]، و سرشار از معنويت باشد، و مرگش نيز چون آنها شهادت در راه خدا باشد كه «وَ اللَّهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ شَهِيدٌ؛[32] به خدا قسم! از ما كسي نيست [كه از دنيا رفته باشد] مگر اينكه كشته و شهيد شده است.»

لذا عرضه مي‌داريم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛[33] خدايا! زندگي مرا همچون زندگي محمد و آلش، و مرگ مرا همچون مرگ محمد و آلش [يعني شهادت] قرار بده!»

10. مشمول شفاعت

از مسلّمات اسلام، خصوصاً مذهب تشيّع، شفاعت مذنبين در روز قيامت توسط پيامبر اكرم- و امامان معصوم( و... است و البته مشمول شفاعت شدن شرايطي دارد كه در همين دنيا بايد آماده شود و يكي از مهم‌ترين اين شرايط، پذيرش ولايت ائمه اطهار( است. پس بر اين محور است كه مي‌توان درخواست كرد: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ% يَوْمَ الْوُرُود؛ خدايا! شفاعت امام حسين% را در روز ورود (و قيامت) روزي من گردان!»

اگر آتش به پا خيزد شرارش

به آب ديدگان سا   زم خموشش

كجا ارباب من فردا گذارد

غلامش را به دوزخ پا گذارد

در خواستهای مشترک بین دو محور

گاه درخواستها فقط بر اساس تولّي و ولايت نيست؛ بلكه در كنار تولّي، تبرّي نيز مطرح شده و با صراحت هر دو ذكر شده است.

مقصود تقرّب به خدا و رسول- و تمامي امامان است كه از راه تولّي و تبرّي به دست مي‌آيد: «وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالَاتِكُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِيِّكُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ؛[34] و تقرّب مي‌جويم به سوي خدا سپس به سوي شما به وسيلة دوستي و ولايت شما، و دوستي دوستان شما، و بيزاري از دشمنان شما و بر پاكنندگان جنگ عليه شما و بيزاري از همراهان و پيروانشان.»

چون اين خواسته، خواستة بسيار مهم و محوري است، بار ديگر تكرار مي‌شود: «يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالَاتِكَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِك ؛[35] اي ابا عبد الله (الحسين) به راستي تقرّب مي‌جويم به سوي خدا و رسول او - و اميرمؤمنان (علي) % و به پيشگاه فاطمه و حسن( و به نزد شما با دوستي تو و بيزاري از كساني كه اين بنا [ي ستم بر شما را] پايه‌گذاري نمودند.»

فرق عبارت قبلي با اين عبارت اين است كه عبارت قبلي موالات تمام امامان( مطرح بود و در اين عبارت موالات و دوستي شخص امام حسين(ع) به عنوان رأس هرم مظلوميّت مطرح است.

در عبارت سوم بيزاري و لعن در كنار موالات نبي و آلش محور تقرّب به خداوند قرار مي‌گيرد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالَاةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ(؛[36]  خدايا! امروز (عاشورا) و در اين موقعيّت و در تمام زندگي‌ام به سوي تو تقرّب مي‌جويم و نزديك مي‌شوم با بيزاري از آنان (يعني دشمنان شما) و لعنت بر آنان و با ولايت و دوستي پيامبر و آل پيامبر( كه بر او و آلش سلام باد!»

ادامه دارد...
_____________________________________________________

[1]. اقتباس از: پيام قرآن، ناصر مكارم شيرازي، مدرسه‏ الامام علي بن ابيطالب، قم، چاپ اوّل، 1377ش، ج‏‏1، ص‏‏‏365.

[2]. مراد تضمين است كه در صدر روايت آمده.

[3]. آشنايي با امام حسين%، ميرزا باقر زفره‌اي اصفهاني، ناشر نامدار، قم، اوّل، 1382، صص‏‏‏365 ـ 366، (با كمي تغيير و ويرايش)، و ر.ك: عاشورا و آثار شگفت‌، سيد علي موحّد ابطحي.

[4]. مفاتيح‏الجنان، شيخ عباس قمي، مؤسسه انتشارات نبوي، تهران، اوّل، 1382 ش، ص‏‏‏805.

[5]. مفاتيح‏الجنان، ص‏‏‏802.

[6]. همان، ص‏‏‏804.

[7]. همان، ص‏‏‏806.

[8]. مفاتيح‏الجنان، شيخ عباس قمي، ص‏‏‏802.

[9]. همان، ص‏‏‏803.

[10]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403‏ق، ج‏‏46، ص‏‏‏362، با تلخيص.

[11]. مفاتيح‏الجنان، شيخ عباس قمي، ص‏‏‏803.

[12]. مفاتيح‏الجنان، ص‏‏‏802.

[13]. همان، ص‏‏‏803.

[14]. همان، ص‏‏‏802.

[15]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، ج‏‏45، ص‏‏‏9؛ مقتل الحسين، خوارزمي، مكتبة المفيد، قم، چاپ اوّل، بي‌ تا، صص‏‏‏6 ـ 8.

[16]. فرهنگ سخنان امام حسين%، محمد دشتي، نشر مشهور، قم، چاپ سوم، 1381 ش، ص‏‏‏300.

[17]. مفاتيح‏الجنان، ص‏‏‏802.

[18]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسي، ج‏‏‏44، ص‏‏‏‏292.

[19]. مفاتيح‏الجنان، ص‏‏‏803.

[20]. الغدير، علامه اميني، دار الكتاب العربي، بيروت، سوم، 1387‏ق، ج‏‏2، ص‏‏‏300.

[21]. مفاتيح‏الجنان، ص‏‏‏803.

[22]. همان.

[23]. همان، ص‏‏‏806.

[24]. ترجمه تفسير الميزان، علامه طباطبايي، موسوي همداني، جامعه مدرسين، قم، پنجم، 1374، ج‏13، ص‏242.

[25]. مفاتيح الجنان، ص‏803.

[26]. بحار الانوار، ج‏44، ص‏284.

[27]. همان، ج‏98، ص‏72؛ وسائل الشيعة، ج‏10، ص‏330، ح 38.

[28]. بقره / 154 و 156.

[29]. مفاتيح الجنان، ص‏804.

[30]. نحل / 97.

[31]. نحل/ 122.

[32]. بحار الانوار، ج‏27، ص‏214 و 216.

[33]. مفاتيح الجنان، ص‏804.

[34]. مفاتيح الجنان، ص‏803.

[35]. مفاتیح الجنان، ص‏803.

[36]. همان، ص‏804 ـ‌ 805.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.