ذيقعده و رخدادهاي مرتبط با امام رضا

حسین تربتی 
در هر یک از ماه‏های قمری مناسبتهایي مرتبط با اهل‏بيت(علیهم السلام) وجود دارد که می‏توان آن ماه را به نام آن امام نامید؛ در ماه ذي قعده مي‌توان به خاطر مناسبتهاي مربوط به امام رضا(علیه السلام) آن را ماه امام رضا(علیه السلام) ناميد؛ چرا كه ولادت و شهادت آن حضرت (بنا بر قولي) در اين ماه واقع شده است و از طرفی دیگر بهترين فصل زيارت آن حضرت؛ بلكه زيارت مخصوص ايشان است. 
همچنين ابتداي اين ماه با ولادت خواهر گرانقدرش حضرت معصومه(علیها السلام) مزيّن گشته و آخر اين ماه نيز با شهادت حضرت جواد(علیه السلام) فرزند دلبند آن حضرت سياهپوش گرديده است.
علاوه بر این، چند سالي است كه اوّل تا يازدهم آن را «دهة كرامت» ناميده‌اند. آنچه پيش رو داريد، توضيح مطالبي است كه اشاره شد:
فضيلت ماه ذي‌قعده
ذي قعده يكي از ماه‏هاي حرام است كه قرآن به آن اشاره دارد. 1 و ما بقي عبارت‌اند از: ذي الحجّه، مُحرّم و رجب، ماه‌هاي حرام در زمان جاهليّت نيز از احترام ويژه‌اي برخوردار بوده، و اسلام نيز اين چهار ماه را احترام نموده جنگ در آن را حرام كرده است و مناسبتهاي مهمّ ديگري بر ارزش اين ماه عزيز افزوده است؛ مثل به كوه طور رفتن حضرت موسي(علیه السلام) براي دريافت الواح تورات كه از اوّل ماه ذي قعده شروع شده و تا دهة اوّل ذي حجّه ادامه داشته است. قرآن كريم به اين امر اشاره دارد و مي‌فرمايد: ((وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَة))؛ 2 «سي شب با موسي وعده كرديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعدة پروردگارش چهل شب كامل شد.»
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دربارة شب نيمه ذي قعده فرمود: «أنَّ فِي ذِي الْقَعْدَةِ لَيْلَةُ مُبَارَكَةٌ وَ هِيَ لَيْلَةٌ خَمْسَ عَشَرَةَ يَنْظُرُ اللهُ إِلَى عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ أجْرَ الْعَامِلِ فِيهَا بِطَاعَةِ اللهِ أجْرَ مِائَةَ سَائِحٍ لَمْ يَعْصَ اللهَ طَرْفَةَ عَيْنٍ؛ 3 در ذي قعده شب مباركي است كه شب پانزدهم باشد، در آن شب خدا به بندگان مؤمنش نظر رحمت دارد كسي كه در آن شب طاعت خدا كند، پاداش صد سائح (روزه‌دار ملازم مسجد) را كه لحظه‌اي خدا را معصيت نكرده، به او داده مي‌شود.»
و در اين شب دعا مستجاب است. «سيد ابن طاووس» مي‌گويد: «رُوِيَ لَا يَبْقَِی اَحَدٌ سَألَ اللهَ فِيْهَا حَاجَةً إِلَّا اَعْطَاهُ؛  4روايت شده است كه در اين شب كسي از خداوند حاجت نمي‌خواهد، مگر اينكه داده مي‌شود.»
و همين‌طور در اين ماه عزيز مسئله «دحو الأرض» رخ داده است كه توضيح آن خواهد آمد.
در روز يكشنبة اين ماه نمازي بسيار با فضيلت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده كه پاداشهاي بسيار گرانسنگي دارد. «اَنَس بن مالك» مي‌گويد: روز يكشنبه (اوّل) از ماه ذي القعده حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) [ظاهراً در مسجد] فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ! مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُرِيدُ التَّوْبَةَ ؟ قُلْنَا: كُلُّنَا نُرِيدُ التَّوْبَةَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؛ اي مردم! چه كسي از شما تصميم دارد توبه كند؟ عرض كرديم: همه اين تصميم را داريم، اي رسول خدا!» آنگاه حضرت دستور چهار ركعت نماز را داد ـ كه بعداً بيان مي‌شود ـ‌ سپس فرمود: «مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ أُمَّتِي فَعَلَ هَذَا إِلَّا نُودِيَ مِنَ السَّمَاءِ يَا عَبْدَ اللَّهِ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَإِنَّكَ مَقْبُولُ التَّوْبَةِ مَغْفُورُ الذَّنْبِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَيُّهَا الْعَبْدُ بُورِكَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِكَ وَ ذُرِّيَّتِكَ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَرْضَى خُصَمَاؤُكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَمُوتُ عَلَى الْإِيمَانِ وَ لَا يُسْلَبُ مِنْكَ الدِّينُ وَ يُفْسَحُ فِي قَبْرِكَ وَ يُنَوَّرُ فِيهِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ يَرْضَى أَبَوَاكَ وَ إِنْ كَانَا سَاخِطَيْنِ وَ غُفِرَ لِأَبَوَيْكَ لَكَ وَ ذُرِّيَّتِكَ وَ أَنْتَ فِي سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛ هيچ بنده‌اي نيست كه اين اعمال (و نمازم) را انجام دهد، مگر اينكه از آسمان ندا مي‌شود: اي بندة خدا! (گناهانت پاك شد) عمل را از سر بگير؛ زيرا توبه‌ات قبول و گناهانت بخشيده شد. و ملكي از زير عرش ندا مي‌هد: اي بندة (خدا)! به تو و اهل و فرزندانت بركت داده شد. و منادي ديگري ندا مي‌دهد: اي بنده! دشمنان و طلبكاران تو در روز قيامت راضي شدند. و منادي ديگري مي‌گويد: اي بنده! با ايمان از دنيا مي‌روي و دين از تو گرفته نمي‌شود (عاقبت به‏خير هستي) و قبرت توسعه داده شد، نوراني خواهد بود. و منادي بعدي مي‌‌گويد: اي بنده! والدينت هر چند از دستت ناراحت بودند (با اين عمل) راضي شدند و آنها و فرزندانت بخشيده شدند و تو داراي رزق فراوان در دنيا و آخرت هستي.»
«وَ يُنَادِي جَبْرَئِيلُ أَنَا الَّذِي آتِيكَ مَعَ مَلَكِ الْمَوْتِ أَنْ يَرْفُقَ بِكَ وَ لَا يَخْدِشُكَ أَثَرُ الْمَوْتِ إِنَّمَا تَخْرُجُ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِكَ سَلًّا؛ 5 و جبرئيل ندا مي‌دهد: من با ملك الموت (عزرائيل) همراه آيم تا با تو مدارا كند و اثر مرگ به تو زيان نرساند و روح با راحتي از جسمت خارج شود.»
كيفيت نماز
در روز يكشنبه اوّل ماه ذي قعده غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت به صورت دو ركعتي نماز بخواند و در هر ركعت حمد يك مرتبه و «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدْ» سه مرتبه و معوّذتين (سورة ناس و فلق)‌يك مرتبه، و پس از نماز 70 مرتبه استغفار كند و بعد از آن بگويد: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ» آنگاه بگويد: «يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت‏؛ 6 اي عزيز و اي بخشنده! گناهان من و تمام مؤمنين از زن و مرد را بيامرز؛ زيرا غير از تو كسي گناهان را نمي‌آمرزد.» قطعاً پذيرفته خواهد شد.
مناسبتهاي ويژة امام هشتم(علیه السلام)
در ماه ذي قعده كه ما آن را به نام «ماه امام رضا(علیه السلام)» نامگذاري كرديم 7، مناسبتهاي ويژة آن حضرت وجود دارد كه به آنها اشاره مي‌شود: 
1. ولادت آن حضرت
هر چند حال و روز زمين و زمان بد است
يك قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتي اگر به آخر خط هم رسيده‌اي!
اينجا براي عشق شروع مجدّد است

هر جا دلي شكست به اينجا بياوريد

اينجا بهشت شهر خدا شهر مشهد است

تاريخ‌نگاران و محقّقان مسلمان، در تعيين روز ولادت آن امام بزرگوار(علیه السلام) اقوال گوناگوني دارند. مشهور تولّد آن حضرت را در روز پنجشنبه يا جمعه 11 ذي قعده سال 148 ق نگاشته‌اند.
مرحوم مجلسي(رحمه الله) در اين زمينه مي‌گويد: «وُلِدَ(علیه السلام) بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ أَرْبَعِينَ وَ مِائَةٍ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ يُقَالُ إِنَّهُ وُلِدَ لِإِحْدَى عَشَرَةَ لَيْلَةً خَلَتْ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَنَةَ ثَلَاثٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَةٍ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) بِخَمْسِ سِنِينَ؛ 8 (امام هشتم) در مدينه و در سال 148 ق به دنيا آمد، گفته شده كه در يازدهم ذي قعده، روز جمعة سال 153 ق پنجاه سال بعد از وفات ابو عبد الله (حضرت صادق(علیه السلام)) به دنيا آمده است.» و جمعي ديگر از مُورخان و محدّثان 11 ذي قعده را تأييد كرده‌اند.» 9
2. شهادت آن حضرت
غريب است و غمش مفهوم دارد

نشان از مادر مظلوم دارد

رضا عطر حضورش در خراسان

صداي چهارده معصوم دارد
ج
در تعيين سال شهادت حضرت نيز نقلهاي مختلفي به ثبت رسيده است؛ 202 يا 203 ق و برخي سال 204 ق دانسته‌اند. 10
و در تعيين روز شهادت آن حضرت نيز اتفاق نظر نيست و نظرهاي گوناگوني ابراز شده است: هفت روز مانده به پايان ماه رمضان، آخرين روز ذي الحجّه، اوّل ماه صفر، 11آخر ماه صفر  و از جمله در 23 ماه ذي القعده نقل شده است.
مرحوم مجلسي(رحمه الله) مي‌فرمايد: «فِي الثَّالِثِ وَ الْعِشْرِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ كَانَتْ وَفَاةُ مَوْلَانَا أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(علیه السلام)؛  در بيست و سوم ذي قعده وفات (و شهادت) امام رضا(علیه السلام) 12مي‌باشد.»
در نتيجه طبق بعضي اقوال شهادت آن حضرت در ماه ذي قعده بوده است كه به اين جهت نيز اين ماه به امام هشتم(علیه السلام) ربط مي‌يابد.
3. كيفيت شهادت آن حضرت
شيخ عباس قمي(رحمه الله) مي‌نويسد: «بعد از قبول ولايتعهدي آن قدر حضرت در فشار بود كه هر روز جمعه بعد از مراجعت از مسجد جامع با همان حال عرق‌دار و غبارآلود دستها را به درگاه الهي برمي‌داشت و عرض مي‌كرد: بارالها! اگر فَرَجْ و گشايش كار من در مرگ من است،‌ پس همين ساعت مرگ مرا برسان، و پيوسته در غم و حزن بود تا از دنيا رحلت كرد.» 13
«ابن بابويه» روايت كرده است كه: چون حضرت رضا(علیه السلام) را تبي عارض شد و ارادة فصد [رگ زدن] كرد و مأمون از قبل غلامي را به نام «عبد الله بن بشير» آماده كرده بود و به او دستور داده بود كه ناخنهاي خود را به زهري مانند «تمر هندي» آلوده كند و با آن حضرت رضا(علیه السلام) را فَصْد كند [رگ بزند] و به روايت ديگر انار آلوده به خورد آن حضرت داد، كه بعد از آن دو روز زنده بود، و آخرين كلامي كه از آن حضرت شنيده شد، اين آيه بود: ((قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم))؛ 14 «بگو اگر در خانه‌هاي خود مي‌بوديد، باز هم كساني كه كشته شدن بر آنها مقرّر شده است، از خانه به قتلگاهشان بيرون مي‌رفتند.» 15
اي راهب كليسا ديگر نزن به ناقوس
خاموش كن صدا را نقاره مي‌زند طوس
آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان؟
بَرْدارُ‌ جان خود را با ما بيا به پابُوس
ج
4. زيارت مخصوصة حضرت(علیه السلام)
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سَتُدْفَنُ ْبَضْعَةٌ مِنِّي بِخُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ 16 به زودي پاره‌اي از تن من در خراسان دفن مي‌شود، مؤمني او را زيارت نمي‌كند، مگر آنكه بهشت بر او واجب و بدنش بر آتش حرام مي‌شود.»
و خود حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: «مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي وَ مَزَارِي أَتَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَايَرَتِ الْكُتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ الْمِيزَانِ؛ 17 كسي كه مرا با وجود دوري منزل و مزارم زيارت كند، در روز قيامت در سه جا نزد او مي‌آيم تا او را از سختي رهايي بخشم: هنگام تحويل پرونده (به دست راست و چپ) وقت گذشتن از پل صراط و كنار ميزان [اعمال].»
بهترين زمان زيارت حضرت رضا(علیه السلام) و به اصطلاح زيارت مخصوصة آن حضرت در روز بيست و سوم ماه مبارك ذي قعده است. «سيد ابن طاووس» در اين باره مي‏گويد: «رَأَيْتُ فِي بَعْضِ تَصَانِيفِ أَصْحَابِنَا الْعَجَمِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَنَّهُ يُسْتَحَبُّ أَنْ يُزَارَ مَوْلَانَا الرِّضَا(علیه السلام) يَوْمَ الثَّالِثِ وَ الْعِشْرِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ مِنْ قُرْبٍ أَوْ بُعْدٍ بِبَعْضِ زِيَارَاتِهِ الْمَعْرُوفَةِ أَوْ بِمَا يَكُونُ كَالزِّيَارَةِ مِنَ الرِّوَايَةِ بِذَلِك؛ ‏18 در كتب بعضي از فارسي‌زبانهاي علماي شيعه ديدم كه زيارت آقايمان حضرت رضا(علیه السلام) در روز بيست و سوم ذي قعده مستحب است؛ از نزديك باشد يا دور، زيارت با زيارت معروفه آن حضرت باشد يا (جملاتي) شبيه زيارت؛ چون در اين باره روايت داريم.» 
مانند همين جملات را مرحوم شيخ عباس قمي(رحمه الله) در «مفاتيح الجنان» از سيد نقل كرده است كه به عنوان سند استحباب زيارت حضرت رضا(علیه السلام) در روز 23 ذي قعده مي‌باشد. 19
مرحوم علامه مجلسي(رحمه الله) اين عبارت سيد در «اقبال» را نقل كرده است. 20 و خود ايشان فرموده:‌ »غير از روز 23 ذي‏قعده ايامي كه به آن حضرت اختصاص دارد زيارت آن حضرت افضل است. مثل روز ولادت آن حضرت در روز يازدهم ذي‏قعده،‌ روز وفات آن حضرت در روز آخر صفر و يا 17 صفر، [و يا در 23 ذي القعده] و يا در 24 رمضان و روزي كه براي خلافت (ولايتعهدي) بيعت كرد؛ يعني اوّل و يا ششم رمضان. 21
افاضة امام هشتم(علیه السلام)
خاطره‌اي از سي و چند سال قبل و با يك واسطه از قول مسئول ادارة گردشگري زمان پيش از انقلاب در مشهد نقل مي‌كنم. مرد و زني آمريكايي از طرف مرز افغانستان وارد خراسان و ادارة گردشگري آنجا مي‌شوند. اين شخص از احوال آنها نقل مي‌كرد. از آن مرد آمريكايي پرسيده بود: براي چه به ايران آمده‌ايد؟ يكي از آنها گفت: من در یکی از ایالتهای آمريكا مشغول تحصيل در دانشگاه بودم؛ ولي هميشه در درون خودم احساس خلأ مي‌كردم. بعد اشاره به سينه‌اش مي‌كند و مي‌گويد: هميشه خيال مي‌كردم درونم خالي است! يك احساسی بود. خوب نمي‌فهميدم يعني چه. بعد با دختر دانشجويي آشنا شدم ـ همين خانمي كه اينجا نشسته است. ... بعد ازدواج كرديم. من فكر مي‌كردم بعد از ازدواج اين احساس كمبود برطرف شود. و من و همسرم با هم مهربان و صميمي بوديم؛ ولي باز مي‌ديدم همان احساس خلأ گهگاهي ظهور مي‌كند. خيلي ناراحت بودم، تا حدّي كه فكر مي‌كردم حتّي حوصلة معاشرت با همسرم را هم ندارم. يك روز با خودم گفتم: ممكن است همسرم فكر كند كه از او بدم مي‌آيد، مشكلي برايم پيدا شده يا دل به كس ديگري بسته‌ام. مسئله را خيلی صريح با ايشان در ميان گذاشتم. وقتي همسرم حرفهاي مرا شنيد، گفت: اتفاقاً من نيز چنين حالتي دارم و از آن روزي كه به شما علاقه‌مند شدم و تصميم به ازدواج گرفتم، فكر مي‌كردم اين مشكل با ازدواج حلْ مي‌شود. حالا مي‌بينيم هر دوي ما اين نياز مشترك را داريم. گفتيم: چه كنيم؟ گفت: شايد اگر به كليسا برويم، كشيشها چيزي بدانند و علّتش را بفهمند و بعد دعايی، مناجاتي، كاري بكنيم. به كليسا رفتيم و به راه‌كارهاي كشيشان عمل كرديم، نتيجه نداد. گفتيم: برويم نزد روان‌شناس، شايد راهي علمي براي علاج اين حالت بيابيم؛‌ ولي باز هم پيدا نشد. مأيوس شديم، نزد مرتاضان چين رفتيم، هر چه گفتند، عمل كرديم؛ ولي نتيجه نداد. از آنجا نزد مرتاضان هندي رفتيم و دستوراتي گرفتيم و عمل كرديم؛ ولي اثري نبخشيد. مأيوس شديم،‌ با خود گفتيم: نه تنها درون خودمان خالي است؛ بلكه عالم نيز پوچ است و حقيقتي در عالم نيست، وگرنه به آن دست مي‌يافتيم. بعد از فكر تصميم گرفتيم از طريق خاورميانه و اروپا به آمريكا برگرديم. به پاكستان رفتيم به يكي از دانشجويان دوران دانشگاه برخورديم، با تعجب از راز مسافرت ما پرسيد. گفتيم: ما دنبال پركردن اين خلأ بوديم كه مأيوسانه به پوچي عالم رسيديم.
گفت: بيا مذهب ما را هم امتحان كن، گفتم: رهايمان كن! ما ديگر خسته شده‌ايم. مي‌دانيم كه مذهب شما هم راه درمان ما را ندارد. با اصرار او به منزلش رفتيم. او مقداري از مذهب و قرآن كه تكميل تمام اديان الهي گذشته است، تعريف كرد. گفتم: مقداري از قرآن بخوان!‌ قرآن را باز كرد و اين آيه را خواند: ((يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏)) 22 گفتم: يعني چه؟ گفت: يعني آنچه در آسمانها و زمين است،‌ تسبيح خدا را مي‌گويد. گفتم: چگونه؟! گفت: نمي‌دانم. گفتم: كسي را معرّفي كن كه اين آيه را توضيح دهد. گفت: برو به مشهد در ايران، نزد يكي از امامان شيعه. گفتم: امام كيست؟ گفت: امام؛ يعني انسان كامل كه موت و حيات ندارد. شما را مي‌بيند، حرفت را مي‌شنود و مي‌تواند هر كاري برايت انجام دهد. گفتم: عجب! اين ديگر چه حرفي است؟! گفت: برو تجربه كن! عازم مشهد شديم، خواستيم وارد حرم شويم؛ ولي ما را راه ندادند و گفتند: ورود خارجيها ممنوع است. هر چه اصرار كرديم، فايده‌اي نداشت. خيلي ناراحت شديم. گفتم: ما دور دنيا را گشتيم، حالا مي‌گويند: اينجا امام هست كه حقيقت نزد او است؛ ولي اصلاً ما را راه نمي‌دهند كه به زيارتش برويم. خيلي غمگين شديم. روبه‌روي آن بارگاه لب جوي آبي نشستيم و به فكر فرو رفتيم. با خود گفتم: از دو حال خارج نيست؛ يا واقعاً اين امام است و موت و حيات ندارد، يا نيست و دروغ گفته‌اند. اگر راست است، بايد بداند كه من غرضي ندارم و به دنبال حقيقت هستم. همين جا با او صحبت مي‌كنم، مي‌گويم: اگر تو امام هستي و مي‌داني كه من به دنبال حقيقت آمده‌ام و اگر بفهمم مي‌پذيرم، اگر حرف مرا مي‌شنوي و اگر از دل من خبر داري، ‌يك جوري راه را برايم باز كن! بيايم ببينم چه خبر است و بايد چه كار كنم. همين طور كه نشسته بودم، كم‌كم بغضم تركيد و اشك از چشمانم جاري شد. گفتم: ما پس از يك عمر زندگي بايد از حقيقت محروم باشيم؟! در همين حال يك دست فروشي كه آيينه و شانه و مانند اينها مي‌فروخت، دست روي شانه‌ام گذاشت و مرا با اسم صدا زد و گفت:‌ فلاني! چرا ناراحتي؟ به زبان انگليسي و با زبان محلّي خودمان اسم مرا صدا زد. من هم اصلاً توجّه نداشتم كه او كيست و چگونه دارد با من انگليسي صحبت مي‌كند... . گفت: بلند شو برو! اجازه مي‌دهند. گفتم: من همين الآن رفتم. اين آقا را كه مي‌بيني، اجازه نداد داخل شوم. گفت: آن وقت اجازه نداشت،‌ حالا بلند شو برو، به تو اجازه مي‌دهند. بلند شدم و رفتم دم در، ديدم اين نگهبان ايستاده، يك مقدار نگاهش كردم، او هم به من نگاه كرد و چيزي نگفت، آرام آرام وارد حرم شدم، در حالي كه خيلي ازدحام بود؛ ولي من ديدم كه اطرافم هميشه يك دايره خالي است. مردم به هم ديگر تنه مي‌زنند؛ ولي دور من هيچ مانعي نيست و من جلو مي‌روم. ديديم يك جايي پنجره‌هايي است. ضريح را ديدم. گفتم: اينجا چيست؟ گفتند: اينجا مدفن امام است. همين طور كه آنجا ايستادم، يك دفعه به نظرم آمد كه يك شخص بسيار خوش‌رويي جلوي ضريح ايستاده و به من نگاه مي‌كند و گويا منتظر است كه با او حرف بزنم. سلام كردم، او هم با خوش‌رويي جواب داد و گفت: چه مي‌خواهي؟ در آن حال همه چيز را فراموش كرده بودم، فقط به خاطرم آمد كه بپرسم: تسبيح موجودات براي خدا چگونه است؟ گفت: به شما نشان مي‌دهم. در آن حال احساس كردم كه بايد برگردم، به همان ترتيب برگشتم و از همان در خارج شدم. ناگاه حالي به من دست داد كه ديدم تمام موجودات در حال تسبيح خدا هستند. بي‌هوش شدم و ديگر چيزي نفهميدم تا يك وقت ديدم مرا روي نيمكتي خوابانده‌اند و آب به صورتم مي‌زنند. همه چيز براي من حل شد. فهميدم عالم خالي نيست، حقيقت دارد. معناي امام را فهميدم. به حقانيّت دين اسلام و مذهب شيعه پي بردم. آن مشكلي هم كه به نظرم لاينحل مي‌آمد كه همه هستي تسبيح خدا را مي‌گويند،‌ آن را هم شهود كردم،‌ ديگر هيچ ابهامي برايم نمانده است، ديگر در خودم احساس خلأ نمي‌كنم. هميشه يك حالت نشاط و آرامش دارم و از زندگي لذّت مي‌برم. همسرم را خيلي دوست دارم. او نيز به من خيلي علاقه دارد. هميشه دلم با خدا و با اين امام است. 23
بهترين عمل در روز دحو الارض
روز 25 ذي القعده روز «دحو الارض» و داراي فضايل بسياري است، از جمله آنچه كه از خود حضرت رضا(علیه السلام) نقل شده است. «محمد بن عبد الله الصيقل» مي‌گويد: ابو الحسن الرضا(علیه السلام) در روز بيست و پنجم ذي القعده در مرو بر ما وارد شد و فرمود: «صُومُوا فَإِنِّي أَصْبَحْتُ صَائِماً قُلْنَا جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاكَ أَيُّ يَوْمٍ هُوَ قَالَ: يَوْمٌ نُشِرَتْ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ دُحِيَتْ فِيهِ الْأَرْضُ وَ نُصِبَتْ فِيهِ الْكَعْبَةُ وَ هَبَطَ فِيهِ آدَمُ(علیه السلام)؛ 24 روزه بگيريد! من امروز روزه دارم. عرض كرديم: فدايت گرديم! امروز چه روزي است؟ فرمود: روزي است كه رحمت الهي در آن مُنتشر شده،‌ زمين در اين روز توسعه يافته و كعبه در اين روز نصب گرديده و حضرت آدم(علیه السلام) در اين روز (بر زمين) فرود آمده است.»
«حسن بن وشا» مي‌گويد: با پدرم روز بيست و پنجم ذي قعده محضر امام رضا(علیه السلام) رسيدم، «فَقَالَ لَهُ لَيْلَةَ خَمْسٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ وُلِدَ فِيهَا إِبْرَاهِيمُ(علیه السلام) وَ وُلِدَ فِيهَا عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ(علیه السلام) وَ فِيهَا دُحِيَتِ الْأَرْضُ مِنْ تَحْتِ الْكَعْبَةِ فَمَنْ صَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ كَانَ كَمَنْ صَامَ سِتِّينَ شَهْراً؛  25پس اول حضرت رضا(علیه السلام) به پدرم فرمود: در شب بيست و پنجم از ذي القعده ابراهيم و عيسي(علیهم السلام) به دنيا آمدند، و در آن شب (و روز) زمين از زير مكّه گسترش يافت، پس هر كس در اين روز روزه بگيرد، ثواب روزة شصت ماه (و سال) را دارد.»
در اين روز باعظمت بهترين عمل زيارت حضرت رضا(علیه السلام) مي‌باشد. 
شيخ عباس قمي(رحمه الله) مي‌نويسد: «و بدان كه ميرداماد(رحمه الله)‌ در رسالة اربعه ايّام خود در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده كه: زيارت حضرت امام رضا(علیه السلام) در اين روز اَفْضَل اعمال مستحبّه و اَكَد آداب مَسنونه است و همچنين زيارت آن حضرت در روز اوّل رجب الفرد نيز بسيار تأكيد و تشويق شده است.» 26
مناسبتهاي  مرتبط با امام هشتم(علیه السلام)
در اين ماه شريف مناسبتهاي ديگري نيز داريم كه به نوعي با حضرت رضا(علیه السلام) مرتبط است و مي‌تواند در تسمية اين ماه به نام آن حضرت نقش داشته باشد:
1. شهادت يگانه فرزند رضا(علیه السلام)
دربارة شهادت حضرت جواد(علیه السلام) اقوالي وجود دارد؛ آخر ذي الحجه 27، پنجم ذي الحجه 28 ششم ذي الحجّه 29 و دو قول ديگر كه در ماه ذي القعده است؛ لكن آخر ماه ذي القعده و ديگري روز يازدهم در سال 220 ق: «وَ قُبِضَ بِبَغْدَادَ فِي آخِرِ ذِي الْقَعْدَةِ وَ قِيلَ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ حَادِيَ عَشَرَ ذِي الْقَعْدَةِ سَنَةَ عِشْرِينَ وَ مِائَتَيْنِ»  30
به هر حال، اگر شهادت حضرت در ماه ذي قعده باشد،‌ با حضرت رضا(علیه السلام) ارتباط پيدا مي‌كند.
صداي آب آب از حجرة دربسته مي‌آيد

صداي العطش از ناي مرد خسته مي‌آيد

الا اي اُمّ فضل بي‌حيا يك لحظه ساكت باش

كه زهرا از جنان با پهلوي بشكسته مي‌آيد

2. ولادت اخت الرضا(علیه السلام)
حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) كه خواهر تني و ابويني حضرت رضا(علیه السلام) است، در روز اوّل ذي قعده سال 173 ق در مدينه منوره، ديده به جهان گشود. چنان‌كه مرحوم حاج شيخ علي نمازي، شرح زندگاني آن حضرت را با اين عبارت آغاز مي‌كند: «فَاطِمَةُ الْمَعْصُومَةُ الْمُوْلُودَةٌ فِي غُرَّةِ ذِي الْقَعْدَةِ 173 ق؛‌ فاطمه معصومه(علیها السلام) كه در روز اوّل ذي قعده 173 ق به دنيا آمده است.» بايد توجه داشت كه در مورد ماه و روز ولادت آن حضرت، اتفاق نظر وجود دارد؛ ولي در مورد سال ولادت ايشان بين سالهاي 173 و 183 اختلاف نظر وجود دارد؛ ولي با توجّه به سال شهادت حضرت موسي بن جعفر(علیه السلام)؛ يعني سال 183 (هـ. ق) و اينكه آن حضرت در سالهاي آخر عمر، در زندان و دور از خانواده به سر مي‌بردند و با توجه به منابع متعدد تاريخي، سال ولادت همان 173 ق صحيح‌تر به نظر مي‌رسد.» 31
پس ولادت آن حضرت در اوّل ماه ذي قعده است، لذا اوّل تا يازدهم اين ماه را كه ـ ولادت حضرت رضا(علیه السلام) مي‌باشد ـ دهة كرامت ناميده‌اند.
مرقد معصومه چشم شهر ما

مهر او جانهاي ما را كهربا

در حريمش مرغ دل پر مي‌زند

هر گرفتار آمده در مي‌زند 32

3. امام زاده احمد بن موسي
احمد بن موسي معروف به «شاه چراغ» كه در شيراز مدفون است،‌ برادر حضرت رضا(علیه السلام) مي‌باشد. او شخصيتي والامقام، پرهيزگار و مورد محبت خاص پدر بزرگوارش بوده است كه حضرت در حال حياتش باغي به نام «يسره» را به او بخشيد و او نيز از دارايي خود هزار بنده را آزاد نمود.
وي بعد از شهادت پدر با برادش امام رضا(علیه السلام) بيعت كرد و در طي خطبه‌اي مردم را نيز به اطاعت از او فرا خواند. 
به دليل نامشخص بودن روز ولادت حضرت احمد بن موسي(علیه السلام)‌ شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 1388 ش روز ششم ذي قعده؛ يعني پنجمين روز از دهة كرامت را به نام «روز بزرگداشت احمد بن موسي» جهت ثبت در تقويم كشور تصويب كرد. 
جمع‌بندي
در ماه ذي قعده مناسبتهاي مهمّي مستقيم و يا غيرمستقيم به امام رضا(علیه السلام) مربوط مي‌شود كه جا دارد اين ماه را به نام آن حضرت ناميد،‌ از جمله: تولد حضرت رضا(علیه السلام) و شهادت ايشان بنا بر يك قول، زيارت مخصوصة آن حضرت كه افضل اعمال روز دحو الارض است، ولادت با سعادت كريمة اهل بيت(علیهم السلام) در اوّل ماه و شهادت فرزند دلبندش امام جواد(علیه السلام) در آخر ماه ذي قعده و گرامي داشت امام زاده احمد بن موسي در ششم ذي قعده، از مناسبتهاي مرتبط به آن حضرت است.
_______________________________________
1 . ((إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورٍ عِنْدَ اللهِ اِثْنَا عَشَرَ شَهْراً ... مِنْهَا اَرْبَعَةٌ حُرُمٌ...)). توبه/36.
2 . اعراف/142.
3 . إقبال ‏الأعمال، ابن طاووس، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1409 ق، ص‏309، فصل فيما نذكره من فضل ليلة النصف من ... .‏
4 . همان، ص‏310.
5 . همان، ص‏308؛ مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، بيروت، سوم، 1411 ق ـ‌ 1991 م، ج‏6،‌ ص‏396، ح 7078.
6 . مستدرك الوسائل، ج‏6، ص‏397؛ الاقبال، ص308؛‌ مفاتيح الجنان،‌ شيخ عباس قمي، قم، انتشارات مطبوعات ديني، سوم، 1377 ش، 408؛ فيض العلام في عمل الشهور و وقايع الايّام، شيخ عباس قمي، انتشارات نويد، دوم، 1365 ش، ص‏85.
7. در اين نام‌گذاري از سخنان برادر عزيز سيد حسين حسيني قمي در سمت خدا الهام گرفته‌ام.
8 . بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، مؤسسة‌ الوفاء، بيروت، دوم، 1403 ق / 1983 م، ج‏49، ص‏3.
9 . اعلام الوري، حسن طبرسي، المكتبة العلمية، تهران، 1338 ش، اوّل، ص‏302؛ تذكرة الخواص، ص‏198؛ كشف الغمّة، علي اربلي، نشر ا دب الحوزة، اوّل، بي تا، ج‏3، ص‏70؛ تاج المواليد، احمد طبرسي، مكتبة بصيرتي، قم،‌ اوّل، 1396 ق، ص‏48.
10 . ر.ك: اعلام الوري، ص‏303؛ امام علي بن موسي الرضا(علیه السلام) منادي توحيد، تدوين، محمدجواد معيني ـ احمد ترابي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، مشهد، دوازدهم، ‌1386 ش، ص‏148.
11 . امام علي بن موسي الرضا(علیه السلام) منادي توحيد، ص148.
12 . بحار الانوار، ج‏49،‌ ص‏293.
 13. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص‏408.
14 . آل عمران/ 154.
15 . فيض العلام في عمل الشهور و وقايع الايّام، ص99.
 16. بحار الانوار، علامه مجلسي، ج‏102، ص‏31، ح 1؛ وسائل الشيعة، شيخ حسن حرّ عاملي، مؤسسة آل البيت(علیهم السلام)، قم، اول، 1409 ق، ج‏14، ص‏555.
 17. بحار الانوارج 102، ص‏34، ح 13 و 14؛ وسائل الشيعة، ج‏14، ص‏551، باب 82، ح 2.
 18. الاقبال، سيد ابن طاووس، ص‏310.
 19. مفاتيح الجنان، ص‏409، اعمال ذي قعده.
 20. بحار الانوار، ج‏99، ص‏43، ح 50.
21 . بحار الانوار، ج‏99، ص‏43.
 22. جمعه/1.
23 . سخنراني در جمع دانشجويان بنگلور هندوستان، هفته‌نامه پرتو، چهارشنبه، 22 اسفند 1386، سال نهم، ص‏9، با تلخيص و ويرايش.
 24. اقبال الاعمال، ص‏310؛ بحار الانوار، ج‏11، ص‏217.
25 . اقبال الاعمال، ص‏310؛ وسائل الشيعة، ج‏10، ص449، ح 13815.
 26. مفاتيح الجنان، ص‏412.
27 . بحار الانوار، ج‏5، ص‏11.
28 . همان، ص‏12.
29 . همان، ص‏12.
30 . همان، ص‏14، ح 16.
31 . مستدرك سفينة البحار، شيخ علي نمازي، ج‏8، ص257، ماده «فطم»؛‌ فاطمه بنت الامام موسي الكاظم، دكتر محمدهادي اميني (فرزند بزرگ علامه اميني)، قم،‌1405 ق، ص‏5 و 21؛ گنجينه آثار قم، شيخ عباس فيض، قم، اوّل، 1349 ق، ج‏1، ص‏386؛ حياة‌ السبت، شيخ مهدي منصوري، قم، اوّل، 1380 ش، ص‏10.
 32. جواد محدّثي.
 33. معارف و معاريف، دايرة‌ المعارف جامع اسلامي، سيد مصطفي حسيني دشتي، مؤسسه فرهنگي آرايه، تهران، چاپ اول، 1385 ش، ج‏1، ص‏489.
 34. سايت: www.gilan eda. Areo.ir

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.