نقد ديدگاه وهابيّت

درباره محلّ غيبت امام مهدي(علیه السلام)
اداره کل فرق و ادیان - رضا گرجي 
مقدمه
يكي از تهمت هاي وهابيت به شيعه، اين است كه مي‌گويند: شيعه معتقد است كه مأموران خليفه عباسي به منزل حضرت عسكري(علیه السلام) در «سامرا» هجوم آوردند تا حضرت مهدي(عج) را دستگير كنند و آن حضرت كه در آن هنگام در سرداب بود، از ديده‌ها پنهان شد و تا كنون در آنجا بدون آب و غذا زندگي مي‌كند و روزي از آنجا ظهور خواهد كرد. 
اين داستان، چنان شهرت يافته است كه وي را «صاحب سرداب» لقب داده‌اند.  آن‌ها ادعا مي‌كنند كه شيعيان در سرداب، دنبال امام خود هستند و منتظر ظهور ايشان از آنجا مي‌باشند.
در صورتي كه در كتابهاي شيعه، هيچ مدركي براي سخنان آنها وجود ندارد. در اين مقاله ضمن نقل سخنان وهابيت، به نقد و بررسي سخنان آنها مي‌پردازيم. علماي شيعه نيز در دفاع از مكتب حقّه خود، به اين شبهات و تهمت ها پاسخ داده‌اند، كه در اين مقاله به سخن آنان اشاره خواهيم كرد.
سخنان وهابيت
وهابيت به شيعيان نسبت به سرداب مقدّس تهمتهايي زده است كه آنها عبارت است از: 
الف) حضرت مهدي(عج) در سرداب، غائب شده است
ابن تيميه كه بنيان‌گذار فكري وهابيت است، در كتاب منهاج السنه درباره سامراء مي‌نويسد: از حماقت‌هاي شيعيان، اين است كه براي منتظر (حضرت مهدي) مكانهايي را قرار داده‌اند كه انتظار او را در آنجا مي‌كشند؛ همانند سردابي كه در سامرا است، آنها خيال مي‌كنند كه او در آنجا غايب شده است و مكانهاي ديگر. 
ابن قيّم جوزيه (متوفاي 751 ق) كه از شاگردان ابن تيميه است،‌ مي‌گويد:
رافضيها قول چهارم را (درباره مهدي) انتخاب كرده و گفته‌اند كه مهدي همان «م‏ ح م د» بن الحسن العسكري از فرزندان حسين بن علي است،‌ نه از فرزندان حسن(علیه السلام) كه در تمام زمانها حاضر، اما از ديدگان غايب است؛ همان كسي كه عصا را به ارث مي‌برد... وارد سرداب شده، در حالي كه كودك خردسالي بوده، پانصد سال است كه چشمي او را نديده و خبري از او شنيده نشده و اثري ديده نشده است. 
عبد الله القصيمي، از بزرگان وهابي معاصر در اين باره مي‌گويد: نزد شيعه عقايد مُنكري وجود دارد كه فقط مختصّ به آنهاست، و حتي خوارج هم آن را قبول ندارند... . يكي از آن عقايد،‌ اين است كه مي‌گويند امام دوازدهم، غائب و در سرداب، مخفي شده است. 
قفاري از علماي معاصر وهابيت، در اين باره مي‌گويد: آنها قائل‌اند كه مهدي بعد از مرگ پدرش داخل سرداب شد؛ در حالي كه دو سال، سه سال يا پنج سال (بنابر اختلاف در روايات) عمر داشت. 
وي در جاي ديگري، بيان مي‌كند كه امام مفترض الطاعة از سال 260 قمري تا امروز در سرداب، غايب شده است.  صالح بن فوزان نيز مدّعي است كه روافض معتقدند،‌ حضرت در طفوليّت در سرداب، داخل شد كه بيش از هزار سال از آن مي‌گذرد. 
ب) شيعيان، منتظر ظهور حضرت از سرداب
ابن تيميه با تهمت‌زدن به اينكه شيعيان در مكانهايي مانند سرداب سامرا، منتظر حضرت هستند، مي‌گويد: شعيان در اين مكانها چهارپاياني مثل قاطر، اسب و... را مي‌بندند تا وقتي [حضرت] خارج شد، سوار اين چهار پا بشوند. آنها صبح، عصر و ديگر اوقات در اين مكانها جمع مي‌شوند و فرياد مي‌زنند كه اي مولاي ما بيرون بيا! اي مولاي ما بيرون بيا! سلاحهايشان را از غلاف بيرون مي‌آورند، بدون اينكه كسي در آنجا باشد تا با او بجنگند. در ميان آنها كساني هستند كه نماز نمي‌خوانند از ترس اينكه مبادا وي در حال نماز باشد و (حضرت) مهدي خروج كند و اين نماز، او را از قيام و خدمت به آن حضرت باز ‏دارد.... 
محمد بن عبد الوهاب هم در «رسالة في الرد علي الرافضه» مي‌نويسد: برخي گفته‌اند كه دليل جمع‌خواندن نماز ظهر و عصر شيعيان در طول تاريخ، با اينكه مي‌توانند جدا جدا بخوانند، اين است كه آنها منتظر قائم مخفي‌شده در سرداب هستند تا به او اقتدا كنند. پس نماز ظهر خود را تا زمان نماز عصر و نزديكي‌هاي غروب به تأخير مي‌اندازند و زماني كه نااميد مي‌شوند و خورشيد كم‌كم تاريك مي‌شود، صداي همانند صداي خروس از خود درمي‌آورند و سپس هر دو نماز را با هم، بدون خشوع و آرامش و بدون جماعت، مي‌خوانند و سرشكسته و نااميد برمي‌گردند... . 
ابن قيّم جوزيه (متوفاي 751 ق) در كتاب المنار المنيف مي‌گويد: رافضيها (در باره مهدي) گفته‌اند كه مهدي همان م ح م د بن الحسن العسكري از فرزندان حسين بن علي است... . او وارد سرداب شده است، در حالي كه كودك خردسالي بوده و پانصد سال است كه چشمي او را نديده و خبري از او شنيده نشده و اثري ديده نشده است؛ اما شيعيان، منتظرند و هر روز با اسبهايشان بر در سرداب مي‌ايستند و فرياد مي‌زنند تا او خارج شود و مي‌گويند: اي مولاي ما خارج شو! اي مولاي ما خارج شو! سپس با نااميدي و خسران برمي‌گردند، و اين عادت آنها و عادت او (حضرت مهدي) است.
و شاعر گفته: آي وقت آن نشده كه سرداب، بزايد آن كسي را كه با جهلتان هر آن با او سخن مي‌گوييد؟ واي بر شما و عقلهاي بي‌خاصيتتان كه فرد سومي را به سيمرغ و غول افزوديد. 
احسان الهي ظهير مي‌گويد: «لا يصلون خشية أن يخرج و هم في الصلاة!!!؛  [بعضي از شيعيان،] نماز نمي‌خوانند و مي‌ترسند يك مرتبه امام زمان ظهور كند و آنها مشغول نماز باشند.»
عبد الله القصيمي در اين‌ باره مي‌گويد: كودن‌ترين كودنها، كوته‌فكرترين كوته‌فكران، كساني هستند كه امامشان به همراه قرآن و مصحفش در سرداب غايب شده است. كساني كه هر شب با اسبها و الاغهايشان به اين سردابي مي‌آيند كه امامشان در آن‌جا غايب شده و منتظر او مي‌مانند و فرياد مي‌زنند كه به سوي آنها خارج شود. اين كار آنان بعد از هزار سال همچنان ادامه دارد. 
وي در جاي ديگري از كتابش مي‌نويسد: شيعيان تا به امروز، منتظر خروج امام خود از سرداب هستند،‌ و به همين علت، امامشان را منتظر،  لقب داده‌اند. آنها بعد از نماز مغرب با مركبي در سرداب مي‌ايستند و نام وي را صدا مي‌زنند و او را به خروج دعوت مي‌كنند، تا اينكه ستارگان ظاهر مي‌شوند. سپس پراكنده مي‌شوند و اين كار را در شب بعد هم انجام مي‌دهند. 
ابن جبريل مي‌نويسد: روافض ادعا مي‌كنند كه قرآن، ناقص و تحريف شده است،‌ و قرآن كامل با امام غايبي كه در آخرالزمان از سرداب سامراء خروج مي‌كند، خواهد آمد. 
صالح بن فوزان نيز مدعي است كه روافض، منتظر خروج امام خود از سرداب هستند. 
ج) مكان سرداب
سرداب در سامراء قرار دارد؛ ولي بعضي از وهابيها از محل قرار گرفتن سرداب، چيزي نمي‌دانند. بعضي مكان آن را در حله دانسته، مي‌نويسند: «إنّ الثاني عشر من ائمتهم... دخل في سرداب بالحلة وتغيب حين اعتقل مع امه وغاب هنالك؛  امام دوازدهم آنان داخل سردابي در حله شد و هنگامي كه همراه با مادرش دستگير شد، در آنجا غايب شد.» مجموعاً پندار ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و علماي معاصر وهابي، اين است كه اولاً: حضرت مهدي(عج) در سرداب، غايب شده است و ثانياً: شيعيان، منتظر ظهور حضرت از سرداب هستند و اسبي و شتري آنجا مي‌برند و منتظر حضرت هستند و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با هم مي‌خوانند... . ابن بطوطه،‌ مكان آن را نيز در حله  و بعضي، مكان آن را در بغداد  ذكر كرده‌اند.
نقد و بررسي
همان گونه كه مي‌دانيم، مهدويّت و انديشه ظهور حضرت مهدي(عج) بر اساس بشارتهاي پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) ميان تمامي فرقه‌ها و مذاهب اسلامي وجود دارد. احاديث مربوط به حضرت مهدي، ويژگيها و نسب ايشان، در كتابهاي روايي فريقين وجود دارد؛ چنان‌كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است كه حضرت مهدي از ذريّه امام حسين(علیه السلام) است. 
در روايات ديگري آمده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دوازده جانشين براي خود ذكر كرده‌اند كه دوازدهمين آنها حضرت مهدي(عج) است. جابر بن سَمُره مي‌گويد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنيدم كه فرمود: «لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزاً إِلَى اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً ثُمَّ قَالَ كَلِمَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِي فَقَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ؛  اسلام با دوازده خليفه، همواره عزيز مي‌ماند. سپس پيامبر، كلماتي را فرمود كه متوجه نشدم. از پدرم آنها را سؤال كردم، گفت كه همه آن دوازده نفر از قريش هستند.»
بنابر اين اصل مهدويّت و اينكه حضرت مهدي از ذريّه و از عترت آل رسول است، مورد اتفاق فريقين است؛ ولي داستان غيبت و يا زندگي كردن حضرت مهدي(عج) در «سرداب سامرا» دروغ و بهتاني بيش نيست؛ بلكه شيعیان اعتقاد دارند كه در غيبت كبري، محلّ استقرار آن حضرت بر همه مخفي است؛ چنان‌كه در دعاي ندبه مي‌خوانند: كاش من مي‌دانستم كه تو در كجا مستقرّ شدي؟ آيا در رضوي يا ذي طوي يا غير آنها؟ 
و در كتاب غيبت نعماني، روايتي از حضرت صادق(علیه السلام) آمده است كه فرمودند: از براي صاحب اين امر، غيبتي در بعضي از اين درّه‌هاست، و اشاره فرمود به دست خود به سوي ناحيه ذي طوي. 
«الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِي الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُيُونِ وَ الْحَاضِرِ فِي الْأَفْكَارِ بَقِيَّةِ الْأَخْيَار؛  از نظرها پنهان است و در همه شهرها حاضر است و از چشمها پنهان است و در دلها و خاطره‌ها باقي‌مانده، از نيكان است.»
امام صادق(علیه السلام) فرمودند كه در زمان غيبت كبري، حضرت در موسمهاي حجّ حاضر مي‌شود و مردم را مي‌بيند؛ ولي مردم، او را نمي‌بينند؛  پس اينكه شيعه معتقد به غايب بودن حضرت در سرداب باشد، تهمتي بسيار روشن است؛ امّا اينكه ظهور حضرت از سرداب است را هيچ يك از بزرگان شيعه، نگفته‌اند و چنين باوري ندارند؛ بلكه بخش عمده‌اي از روايات فريقين دلالت مي‌كند كه حضرت، امر ظهورش را از مكه اعلان كرده  و در كنار ركن حجر الاسود و مقام حضرت ابراهيم، يارانش با او بيعت مي‌كنند؛ چنان‌كه امّ سلمه روايت كرده است كه پيامبر فرمودند: «فَيُبَايِعُونَهُ بَيْنَ الرُّكْنُ وَالْمَقَام.» 
بر اساس تاريخ و روايات شيعه، سرداب مقدّسي كه از آن سخن گفته مي‌شود، به زيرزميني گويند كه در كنار مرقد مطهّر و منوّر امامين عسكريين (حضرت هادي و امام عسكري(علیهما السلام)) در سامرّا است؛ معمولاً در كشور عراق به‌ويژه در شهرهاي گرمسير، رسم بر آن بوده كه مردم در كنار خانه‌هاي خود، سردابي در زير زمين حفر مي‌كردند تا در روزهاي گرم تابستان به آنجا پناه ببرند؛ همان‌گونه كه امروز هم در شهرهاي مناطق گرم چنين مي‌كنند.
منزل امام هادي و امام عسكري(علیهما السلام) نيز علاوه بر اتاقهايي كه داشتند، سردابي را به همان منظور در كنار خانه خود حفر كرده بودند و در روزهاي گرم، طبق روال آن زمان، اهل خانه در سرداب زندگي مي‌كردند.
سرداب سامرا در نظر شيعه، ارج و احترام خاصي دارد؛ چرا كه بخشي از خانه مسكوني امام هادي و امام عسكري(علیهما السلام) است و سه امام معصوم در آن نماز خوانده‌اند. زادگاه امام مهدي و همچنين گذراندن سنين كودكي حضرت را نيز در اين مكان گزارش داده‌اند.
اين يك امر معقول و طبيعي در ميان تمامي اديان و مذاهب است كه به علّت علاقه‌مندي به پيشوا و رهبر ديني، آنچه متعلّق به او است محترم داشته شود؛ بلكه اين كار، سيره و سنّت عملي همه مسلمانان در طول تاريخ است؛ چنان‌كه همه مسلمانان وقتي به مكه مشرّف مي‌شوند، به زيارت غار حراء (محلّ بعثت حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مي‌روند و در آنجا با خواندن نماز در جايگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و تكريم آن مكانهاي مقدّس، قصد تقرّب به خداوند و تحصيل ثواب مي‌كنند.
شيعه هم از اين عشق و احترام به مكانهاي مقدّس و مشاهد مشرفه دفاع مي‌كند؛ امّا اين احترام، غير از تهمتهاي مخالفان به شيعه است. علماي شيعه نيز به تهمتهاي وهابيّت پاسخهايي داده‌اند، كه ما بعضي از آنها را ذكر مي‌كنيم. 
علي بن عيسي اربلي مي‌گويد: كساني كه به وجود امام مهدي(عج) عقيده دارند، نمي‌گويند كه او در سرداب است؛ بلكه به عقيده آنها حضرتش زنده است و در نقاط مختلف زمين سير مي‌كند و صاحب زندگي است، كه در اين‌باره داستانهايي را نيز ذكر مي‌كنند. 
علامه اميني(رحمه الله) در جواب قصيمي و ابن تيميه مي‌گويد: افتراء سرداب، زشت‌تر از ديگر تهمتهاي آنان است، ... قصيمي در طومار خود، گفتارهاي ديگري را اضافه كرده است؛ مانند: همراه آوردن الاغ و اينكه كه اين عمل هر شب تكرار مي‌شود و بيش از هزار سال است كه ادامه دارد؛ در حالي كه شيعه، به غيبت امام در سرداب و اينكه از آنجا ظهور مي‌كند، اعتقاد ندارد. شيعيان با پيروي از رواياتشان، اعتقاد دارند كه آن حضرت از مكه و كنار خانه خدا ظهور مي‌كند و هيچ‌يك از آنها درباره سرداب نگفته‌اند كه آن نور در سرداب، غايب شده است؛ بلكه سرداب خانه ائمه(علیهم السلام) در سامرا بوده، و در آن زمان، ساختن سرداب در خانه‌ها براي حفاظت از گرما شايع بوده است. اگر اين سرداب به طور خصوص شرف پيدا كرده، از آن جهت است كه به سه نفر از امامان دين منسوب است. همانند ديگر مكانهاي اين خانه مبارك، خانه‌هايي كه خداوند متعال اذن داده كه ارتفاع معنوي يابند و در آنها نام و ياد خدا برده شود. 
برخي ديگر در پاسخ به اين شبهه مي‌نويسند: عده‌اي تهمت مي‌زنند و مي‌گويند: امام منتظر با مادرش در حله، زنداني و در همان‌جا غايب شده است؛ امّا اين اتهام، دروغ رسوا‌شده‌اي است؛ به چند دليل:
الف) مادر امام(علیه السلام)، دو سال پيش از وفات امام حسن عسكري(علیه السلام) از دنيا رفته است.
ب) هيچ‌يك از مورّخان شيعه و ديگران نگفته‌اند كه امام منتظر(عج) زنداني شده يا به دست حاكم عباسي افتاده باشد، نه در حله و نه در جاي ديگر.
ثالثاً: از افترائات آنها بر شيعه اين است كه شيعيان بر در سردابي كه در حله واقع شده، مي‌ايستند و با خود مركبي براي امام مي‌آوردند و آن حضرت را با نامش صدا مي‌زنند و تا زماني كه ستارگان بيرون نيامده‌اند، از او درخواست خروج مي‌كنند. 
اين مطلب از دروغهايي است كه هيچ شيعه‌اي آن را نشنيده و شيعه از اين تهمت مبرّا است.
شيخ ميرزا حسين نوري طبرسي متوفاي 1320 ق صاحب كتاب مستدرك‏الوسائل در كتاب ديگرش به نام كشف الإستار عن وجه الإمام الغائب عن الأبصار، درباره قضيه سرداب مي‌نويسد:
ما مي‌گوييم: اي دانشمندان و حافظان عصر، اين كتابهاي دانشمندان شيعه است كه پيش از ولادت حضرت مهدي تا اين زمان نوشته شده و در اختيار شما است، يا مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد؛ پس يك كتاب از علماي كوچك شيعه را پيدا كنيد كه در آن، اين مطلبي كه به آنها نسبت داده‌ايد، پيدا شود؛ چه رسد به بزرگان علماي شيعه، همانند شيخ ابو جعفر كليني صاحب كتاب كافي كه ابن اثير جزري در كتاب جامع الأصول، او را زنده‌كننده مذهب شيعه ناميده است و ... و ديگر علماي شيعه كه فضايل و احوال امام عصر(عج) را بعد از پدرش نقل كرده‌اند.
نتيجه:
خلاصه آنكه افسانه سرداب، از تهمتهاي زشتي است كه وهابيّت، به علّت ناتواني در برابر استدلالهاي محكم شيعه در اعتقاد به مهدويّت، گفته‌اند و هيچ سند و مدركي نيز از كتابهاي شيعه براي اثبات گفته‌هاي خود نيافته‌اند.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.