ندای آسمانی، نشانه‏ای از ظهور

حسین تربتی
 اشاره:
در شماره 166 ماهنامة مبلّغان، موضوعی با عنوان «صیحه و ندای آسمانی» مطرح گردید و در آن ضمن اشاره به اقسام نشانه‏های ظهور حضرت مهدی(عج) به یکی از نشانه‏های غیر حتمی (صیحه و ندای آسمانی) پرداخته شد و ضمن آن به مباحثی همچون: «مقصود از صیحه»، «ندا دهنده»، «محتوای ندا» و... اشاره گردید؛ اکنون در ادامة این موضوع به خصوصیات ندای آسمانی می‏پردازیم.
خصوصیات ندای آسمانی
از مجموع روایاتی که راجع به محتوای ندای آسمانی(در شمارة قبل) ذکر شد مي‌توان به خصوصيات متعددي براي نداي آسماني اشاره كرد: 
1. مخاطب اين ندا فقط شيعيان و مسلمانان نيستند؛ بلكه تمام بشريت مورد خطاب قرار مي‌گيرند: «فَرَحِمَ اللَّهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِكَ الصَّوْتِ فَأَجَاب‏؛  پس رحم كند خدا بر كساني كه با نداي آسماني عبرت گيرند و آن را اجابت كنند.»
2. اين خطاب همگاني براي اجابت نمودن حقّي است كه در محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم) و مهدي موعود(عج) تبلور يافته است و همين‌طور دعوت به بيعت با امام زمان(عج) مي‌باشد: «يُنَادِي الْبَيْعَةَ لِلَّه‏؛  نداي بيعت با خدا سر مي‌دهد.»
3. اين ندا همگان را به اطاعت دعوت مي‌كند: «فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الْأَوَّل‏؛  پس تبعيت كنيد از نداي اوّل.»
4. اين ندا را تمام عالم از شرق تا غرب مي‌شنوند: «فَيَسْمَعُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِب‏؛  پس مي‌شنوند آنچه كه در بين مشرق و مغرب هستند.»
حتّي زنان و دختران در پستوها و داخل خانه‌ها آن را مي‌شنوند، و در ابتدا از شنيدن آن وحشت مي‌كنند: «فَزَعاً مِنْ ذَلِكَ الصَّوْت‏؛  از آن ندا به وحشت مي‌افتند.» 
5. هم‌زمان براي همه ترجمه مي‌شود و هر كسي طبق زبان خودش مي‌فهمد؛ عربها به عربي، فارسها به فارسي، انگليسي‌زبانها به انگليسي و... :«يَسْمَعُهُ كُلُّ قَوْمٍ بِأَلْسِنَتِهِم‏؛  مي‌شنوند هر قومي به زبان خودشان.»
6. همگان در مقابل اين ندا خضوع مي‌كنند و آن را مي‌پذيرند، جز بيماردلان و دشمنان اهل بيت(علیهم السلام). حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: «فَلَايَبْقَى فِي الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ أَحَدٌ إِلَّا خَضَعَ وَ ذَلَّتْ رَقَبَتُهُ لَهَا فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ إِذَا سَمِعُوا الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ(علیه السلام)...وَ يَرْتَابُ يَوْمَئِذٍ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمَرَضُ وَاللَّهِ عَدَاوَتُنَا‌؛  كسي در زمين باقي نمي‌ماند بعد از اين ندا، مگر اينكه در مقابل آن رام و خاضع مي‌شود، پس وقتي اهل زمين صدا را از آسمان شنيدند كه «حق با علي(علیه السلام) است» ... ايمان مي‌آورند جز كساني كه در قلبشان بيماري است و شك مي‌كنند. به خدا قسم! آن بيماري نيز دشمني ما [اهل‌ بيت(علیهم السلام)] است.»
 بلبل اندر شاخسار گُل هويدا مي‌شود
زاغ با صد شرمساري از گلستان مي‌رود 

7. همه سرمست عشق او مي‌شوند، چنان‌كه قبلاً نقل شد «وَيُشْرَبُونَ حَبُّه؛  شراب محبّت او را سر مي‌كشند.»
نقش جمال يار را تا كه به دل كشيده‌ام
يك سره مهر اين و آن از دل خود بريده‌ام

هر نظري كه بگذرد جلوة رويش از نظر
بار دگر نيكوترش بينم از آنكه ديده‌ام

عشق مجال كي دهد تا كه بگويمي چسان
تير بلاي عشق او بر دل و جان خريده‌ام

سوزم و ريزم اشك غم شمع‌صفت به پاي دل
در طلبش چه خارها بر دل خود خريده‌ام

اين دل سنگم آب شد ز آتش اشتياق تو
بس كه به ناله روز و شب كورة دل دميده‌ام

مست ز گفتار توأم، در پي ديدار توأم
بيا گرفتار توأم، به سو تو رميده‌ام 

8. جز نام حضرت مهدي(عج) بر زبان نياورند: «وَلَا يَكُونُ لَهُمْ ذِكْرٌ غَيْرُهُ؛ و ذكري براي آنها غير از او (مهدي) نيست.»
نام زيباي جمال دلربايت را بنازم
بوي عطر جانفزاي خاك پايت را بنازم

اي صفای هر مصفّا مهدي زيباي زهرا(علیها السلام)
از صفاي قلب مي‌گويم صفايت را بنازم

9. اين ندا با كيفيّت و خصوصيّتي كه ذكر شد، دانسته مي‌شود كه جنبة اعجاز خواهد داشت و اينكه برخي نويسندگان نوشته‌اند: «لزومي ندارد كه آن (ندا) را پيچيده و حمل بر معجزه كنيم. در عصر صدور اين روايات، پيش‌بيني چنين حوادثي فوق‌ العاده عجيب و تحقّق‌ عادّي‌ آن غيرممكن مي‌نموده؛ ولي در جهان امروز، واقع شدن چنين پديده‌اي امري بسيار طبيعي و عادّي است. با استفاده از ماهواره‌ها و ابزارهاي پيشرفتة صوتي و تصويري، فرستنده‌هاي قوي و مدرن تلويزيوني، راديويي و وسايل و ابزار پيشرفته‌تري كه امكان دارد در آينده به كار گرفته شود، به آساني و همزمان مي‌توان فرياد حق را به گوش تمام جهانيان رساند.»  درست به نظر نمي‌رسد و از چند جهت مورد خدشه است:
اوّلاً، با توجّه به روايات  متعددي كه در ذيل آية 4 سورة شعراء آمده است: ((إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَة)) از نداي آسماني در قرآن به «آيه» تعبير شده است كه نوعاً در قرآن از معجزات الهي به آيه تعبير شده است.
و حضرت صادق(علیه السلام) طبق نقل «عبد الله بن سنان» كه سند آن متقن به نظر مي‌رسد، قسم ياد كرده است كه اين ندا در قرآن به آن تصريح شده: «وَاللَّهِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَبَيِّنٌ حَيْثُ يَقُولُ((إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم...)) 
ثانياً، هم در قرآن و هم در روايات متعدّد (و شايد هم متواتر، طبق ادّعاي صاحب کتاب «منتخب الاثر») از ندا با پسوند «آسماني» اسم برده شده است كه نشان مي‌دهد این ندا فوق وسايلي چون تلويزيون و راديو و حتّي ماهواره است؛ زیرا همة اينها زميني هستند و اگر بگوييم ماهواره در فضا است، و آسماني شدن آن نمي‌شود؛ چرا که در تعبير آیات و روايات مراد از آسمان، فضا نيست؛ بلكه فوق اين مسائل است. مخصوصاً كه در يكي از تعبيرات روايت آمده: «يُنَادَى بِاسْمِهِ مِنْ جَوْفِ السَّمَاء ...وَهِيَ صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ(علیه السلام).»  جوف آسمان غير از فضا است.
در روايت ديگر می‏ فرماید: «يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ وَعَلَى رَأْسِهِ مَلَكٌ يُنَادِي إِنَّ هَذَاالْمَهْدِيُّ فَاتَّبِعُوهُ؛  مهدي قيام مي‌كند، در حالي كه بالاي سر او ملكي است كه ندا مي‌كند: اين مهدي است، پس او را متابعت كنيد!»
و در روايت ديگر تصريح دارد: «هُوَ صَوْتُ جَبْرَئِيلَ الرُّوحِ الْأَمِين‏؛  و‌ آن صداي جبرئيل روح الامين است.»
ثالثا،ً اشاره شد كه ندا دهنده «جبرئيل» است  كه ملك مجرد، آسماني و الهي است. اسم بردن از جبرئيل نشان‌دهندة اعجاز آن نيز هست.
جالب اين است كه نويسنده به اين نكته توجّه داشته؛ ولي آن را اين‌گونه توجيه مي‌كند: «منظور از جبرئيل در برخي از روايات آمده سخنگوي حق و مراد از شيطان سخنگوي باطل است.»  اين‌گونه توجيه نمودن خلاف ظاهر است و نياز به دليل دارد؛ بلكه خلاف نصّ و صريح است كه در اين صورت، اجتهاد در مقابل نصّ شمرده مي‌شود، و طبق اين مبنا بايد «تَتَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَة» را هم فرود چريك هاي فلسطيني و يا رزمندگان حزب الله لبنان و ... معني كنيم!!
رابعاً، اين‌گونه توجيهات ناروا از معجزات،‌ همان شيوه‌اي است كه در ميان جمعي از اهل سنّت رواج يافته كه داستان حضرت ابراهيم(علیه السلام) را كه چهار پرنده را كوبيد و دوباره زنده شدند، و داستان عزيز و يا ارمياي نبي را كه صد سال مرد و دوباره زنده شد و ... اين‌گونه توجيه مي‌كنند كه اين آيات، نمادين است و چنين كاري انجام نگرفته؛ بلكه منظور اين بوده كه قيامت اين‌گونه است كه گويا اگر پرنده‌ها را قطعه‌ قطعه كني و بكوبي، دوباره زنده مي‌شوند و يا شخصي صد سال بخوابد و دوباره زنده شود، نه اينكه چنين داستاني واقع شده باشد.
خامساً، اين نداي آسماني به قدري تأثيرگذار است كه طبق روايتي ـ كه نويسنده نيز آن را نقل كرده است  ـ با شنيدن اين صدا «وَيَظْهَرُ الْمَهْدِيُ عَلَى أفْوَاهِ النَّاسِ وَ يَشْرَبُ و نَحُبُّهُ فَلَا یَکوُنَ لَهُمْ ذکرٌ غَیْرُهُ؛  نام مهدي بر سر زبانها مي‌افتد و مردم عاشق و شيداي آن حضرت مي‌شنوند و جز نام او چيزي بر زبان نمي‌آورند.»
كدام سخنگوي حق تلويزيوني و راديويي، همچون صداي مبارك مَلَك امين وحي الهي، حضرت جبرئيل مي‌تواند چنين تأثيري داشته باشد.
سادساً، در روايات دارد كه دشمنان اهل بيت مي‌گويند: اين نداي آسماني سحري از سحرهاي هميشگي خانوادة اهل بيت(علیه السلام) است: «إِنَّا لْمُنَادِيَ الْأَوَّلَ سِحْرٌ مِنْ سِحْرِ أَهْلِهَ ذَا الْبَيْت‏»؛‌  اگر ندا با وسايل زمان مثل تلويزيون و راديو باشد ـ كه اين اتّهام مورد ندارد ـ نشان مي‌دهد كه اين ندا امر فوق العاده و خارق العاده‌اي است كه ديگران از انجام آن عاجزند، لذا اتّهام سحر مي‌زنند.
صدای شیطانی زمینی
در كنار هر حقّي، باطلي، و هر راه راستي، راه انحرافي، و هر راستي، دروغي، و ... وجود دارد. پس در كنار صداي آسماني جبرئيل كه حقّ خالص است،‌ نداي زميني شيطاني نيز مطرح است كه تلاش مي‌كند كه با ايجاد شكّ و ترديد مردم را به گمراهي دعوت كند. در اينجا اين روايات را مطرح مي‌كنيم و نكات لازم را يادآور مي‌شويم:
1. دوباره پيراهن عثمان 
حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: «يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ ... وَفِي آخِرِالنَّهَارِ صَوْتُ إِبْلِيسَ اللَّعِينِ يُنَادِي أَلَاإِنَّ فُلَ اناً قُتِلَ مَظْلُوماً لِيُشَكِّكَ النَّاسَ وَ يُفْتِنَهُمْ؛  ندا کننده ‏ای از آسمان به اسم (نام) قائم ندا سر می‏ دهد... در آخر روز، شيطان لعنت شده فرياد مي‌زند كه "فلاني مظلوم كشته شد" تا مردم را بفريبد و به شك اندازد.»
اينكه مراد از فلاني كيست، با توجّه به روايات بعدي روشن مي‌شود كه مقصود «عثمان بن عفّان» خليفة سوّم است، و گويا پيراهن عثمان تمامي ندارد، همانگونه كه دامن حضرت علي(علیه السلام) را گرفت و فتنة جمل برپا شد، گويا مي‌خواهد پاپيچ حضرت مهدي(علیه السلام) نيز بشود؛ امّا اين‌بار قصّه فرق مي‌كند.
2. حق با عثمان بود!! 
حضرت باقر(علیه السلام) در روايت ديگر فرمود: «ثُمَّ يُنَادِي إِبْلِيسُ فِي آخِرِالنَّهَارِمِنَ الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عُثْمَانَ وَ شِيعَتِهِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ‌؛  سپس ابليس در پايان روز از زمين فرياد مي‌زند كه به راستي حق با عثمان و پيروان او بود، در اين هنگام است كه باطل‌گرايان به شك مي‌افتند.»
در اينكه مراد از اين عثمان، خليفة سوّم و يا سفياني است، بعضي گفته‌اند:  چون اسم سفياني «عثمان بن عنبَه» است، پس شايد مراد او باشد؛ امّا بايد روايات بعدي نقل، و قرائن بيان شود.
3. عثمان مظلوم و به حق!! 
از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده است: بعد از نداي اوّل كه مي‌گويد:‌حق با علي و شيعيان اوست «فَإِذَا كَانَ الْغَدُ صَعِدَ إِبْلِيسُ فِي الْهَ وَاءِحَتَّى يَتَوَارَى عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ ثُمَّ يُنَادِي أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ وَ شِيعَتِهِ فَإِنَّهُ قُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِه؛  فرداي آن روز ابليس به هوا مي‌رود تا از (ترس) اهل زمين فرار كند. آنگاه ندا مي‌كند كه بيدار باشيد! حق با عثمان بن عفّان و پيروان او بود؛ زيرا او مظلومانه كشته شد!! پس به خونخواهي او برخيزيد.»
البتّه جاي طلحه و زبير و عايشه خالي است (و شايد هم برگردند تا مختصر مجازاتي شوند) كه ابليس را ياري رسانند؛ چنانكه ابليس در جنگ جمل به آنها ياري رساند.
نكات روايت
1. اين روايت به خوبي دو روايت اوّل را معني مي‌كند كه مراد از «فُلاَناً قُتِلَ مَظْلُوماً» و همين‌طور مراد از عثمان، خليفة سوّم است، نه عثمان بن عنبَه يا همان سفياني.
2. كلمه «الغد» نشان مي‌دهد كه اين نداي دوّم شيطان است و جمله «يتَوَارِيَ عَنْ أهْلِ الأرْضِ» نشان مي‌دهد كه از نداي قبلي خيلي استقبال نشده و حتّي مردم اهل زمين عليه او قيام كرده‌اند؛ لذا متواري شده و به هوا رفته است.
3. جمله «صَعَدَ إبْلِيسَ فِي الْهَوَاء» نشان مي‌دهد كه هوا آسمان نيست، وگرنه تعبير به «صَعَدَ فِي السَّمَاء» مي‌گفت. اين نشان مي‌دهد كه صدايي در هوا هم زميني است و اينكه در ردّ نويسندة مجلّه پيش گفته، بيان شد كه سماء فوق هوا و فضا است، يكي از شاهدانش همين روايت است و ديگري روايت «جَوْفِ السَّمَاء» كه مي‌گويد ندا از باطن آسمان بلند مي‌شود.
4. حق با سفياني است
«ابو حمزه ثمالي» از حضرت صادق(علیه السلام) نقل كرده است كه: «يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِي عَلِيٍّ وَشِيعَتِهِ ثُمَّ يُنَادِي إِبْلِيسُلَ عَنَهُ اللَّهُ فِي آخِرِالنَّهَارِ أَلَا إِنَّالْحَقَّ فِي السُّفْيَانِيِّ وَشِيعَتِهِ فَيَرْتَابُ عِنْدَ ذَلِكَ الْمُبْطِلُونَ‌؛  منادي از آسمان ندا مي‌دهد كه: آگاه باشيد كه حق با علي(علیه السلام) و شيعيان اوست، پس در پايان روز، شيطان ملعون ندا مي‌دهد كه: حق با سفياني و پيروان اوست. پس در اين هنگام باطل‌گرايان شك مي‌كنند.»
جمع اين روايت با روايات قبلي اين است كه شيطان ممكن است دو ندا داشته باشد؛ يكي در پايان روز كه حق را با فرماندة فعلي باطل (سفياني) مي‌داند و فرداي آن روز براي تحريك بيشتر مردم مسئلة قتل عثمان بن عفّان را مطرح مي‌كند؛ چنانكه در نداي اوّل يكجا حقّانيّت محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم) را بيان مي‌كند و در جاي ديگر حقّانيّت علي(علیه السلام) و شيعيان او، و همين‌طور نام امام زمان(عج) را به عنوان فرماندة جبهة حق مي‌برد.
خصوصيّات نداي شيطاني
1. نداي شيطان زميني و فوقش هوايي و فضايي است،  نه چون نداي جبرئيل كه آسماني و از عالم غيب است.
اين ندا گمراه‌كننده و دعوت‌كننده به باطل بوده، براي ايجاد شك است: «يُشَكُ النَّاسِ». 
مواظب اين ندا باشيم، كه براي امتحان انسانهاي مؤمن است، تا در اين فتنه نلغزد و دچار شكّ و ترديد نشود، و اين مقاومت زماني ميسّر است كه ايمان افراد قوي باشد: «فَيُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ عَلَى الْحَقِّ وَ هُوَالنِّدَاءُالْأَوَّل‏‌؛  پس خداوند مؤمنان را بر قول حق ثابت و استوار نگه مي‌دارد، و آن نداي اوّل است.»
2. دو گروه به شيطان جواب مثبت مي‌دهند: يكي مبطلان و باطل‌گرايان كه به شك مي‌افتند: «فَيَرْتَابُ عِنْدَ ذَلِكَ الْمُبْطِلُونَ»؛  و ديگري بيماردلان: «صَعِدَ إِبْلِيسُ فِي الْهَوَاءِ...ثُمَّ يُنَادِي... وَيَرْتَابُ يَوْمَئِذٍ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمَرَضُ وَاللَّهِ عَدَا وَ تُنَافَ عِنْدَ ذَلِكَ يَتَبَرَّءُ و نَمِنَّا وَيَتَنَاوَلُونَّا فَيَقُولُونَ إِنَّا لْمُنَادِيَ الْأَوَّلَ سِحْرٌ مِنْ سِحْرِأَهْلِ هَذَاالْبَيْتِثُ مَّتَلَا أَبُو عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام)قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ((وَإِنْيَ رَوْا آيَةًيُعْرِضُواوَيَقُولُواسِحْرٌمُسْتَمِرٌّ)) »؛ بعد از اينكه ابليس در هوا ندا داد، در اين هنگام، بيماردلان شك مي‌كنند و به خدا سوگند! بيماردلان نيز دشمنان ما اهل بيت(علیهم السلام) هستند كه در اين هنگام، از ما بيزاري مي‌جويند و مي‌گويند: نداي اوّل سحري از سحرهاي اين خانواده [اهل بيت] است!! سپس حضرت صادق(علیه السلام) اين سخن خدا را تلاوت فرمود كه: و اگر آيه و نشانه‌اي مي‌بينند، روي مي‌گردانند و مي‌گويند: اين سحر هميشگي است.»
پاسخ به يك پرسش
ممكن است اين شبهه به ذهن برسد كه اين علامت مشابه نيز دارد، و در كنار آن نداي شيطاني قرار گرفته است، آنگاه چگونه تشخيص دهيم كه كدام ندا حق است و كدام باطل؟
پاسخ اين است كه انسان بايد قبل از ظهور، حق و باطل و رهبران آن را به خوبي بشناسد. اگر كسي قبلاً اعتقاد خويش را محكم نموده باشد، دچار چنين شكّي نمي‌شود، لذا در روايت مذکور آمده بود كه جز باطل‌گرايان و دشمنان اهل بيت(علیهم السلام)، كسي در حقّانيّت نداي اوّل شك نمي‌كند. 
با اين حال، در خود روايات اين پرسش مطرح شده است و راه‌كارهايي براي آن ارائه گرديده، از جمله: 
1. پناه بردن به علماء
بعد از اينكه «زرارة بن اعين» از حضرت صادق(علیه السلام) شنيد كه دو ندا داريم، عرض كرد: چه کسی راستگو را از دروغگو باز می‏شناسد؟ امام علی(علیه السلام) فرمود:«يَعْرِفُهُا لَّذِينَكَانُوا يَرْوُونَوَ يَقُولُونَ إِنَّهُ يَكُونُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ وَيَعْلَمُونَ أَنَّهُمْ هُمُ الْمُحِقُّونَ الصَّادِقُونَ؛  كساني كه حديث ما را روايت مي‌كنند (و آن را به خوبي درك نموده و مي‌فهمند) ‌و آنها (علما) مي‌گويند، اين ندا [با كيفيّت بيان‌شده] خواهد بود (و از آن خبر مي‌دهند) قبل از اينكه واقع شود. و آنها به خوبي مي‌دانند كه برحقّ‌اند و راستگو.» اين روايت مي‌گويد: براي شناخت راستگو از دروغگو، و حق از باطل، بايد با كساني كه روايات را نقل مي‌كنند و آن را مي‌فهمند و براي مردم نقل مي‌كنند و نشانه‌ها و نداي حق را بيان مي‌دارند. اينجاست كه نقش كليدي علما در زمان غيبت كبرا ظاهر مي‌شود.
2. اخذ قول معصومين(علیهم السلام)
«هشام بن سالم» مي‌گويد: «به حضرت صادق(علیه السلام) عرض كردم: جريري برادر اسحاق (يكي از مخالفين) به ما مي‌گويد: شما شيعيان مي‌گوييد: نداي آسمان دوتا است، پس كدام‌يك راست است؟ حضرت فرمود: «قُولُوا:لَهُ إِنَّ الَّذِي أَخْبَرَ نَا بِذَلِكَ وَ أَنْتَتُنْكِرُ أَنَّ هَذَايَكُونُهُ وَالصَّادِقُ؛  به او بگوييد: آن كسي كه ما را به اين ندا (و كيفيّت آن) خبر داده، او راستگوست [كه نداي اوّل حق است] هرچند تو منكر آن (ندا) هستي.»
اين روايت صريحاً مي‌گويد گوش دادن به سخنان اهل بيت(علیهم السلام) باعث تشخيص حق مي‌شود، و غيرمستقيم اشاره دارد كه علما و روات نيز در اين امر نقش دارند؛ چرا كه آنها روايات را براي مردم نقل و معنا مي‌كنند.
3. آگاهي قبل از ندا 
در روايت ديگر، وقتي «هشام بن سالم» از حضرت شنيد كه نداي آسماني دو تا است، عرض كرد: چگونه آن دو را تشخيص دهيم؟ حضرت فرمود: «يَعْرِفُهَا مَنْ كَانَ سَمِعَ بِهَا قَبْلَ أَنْ تَكُونَ‌؛  كساني كه قبلاً آن (و كيفيّت ندا) را شنيده‌اند، تشخيص مي‌دهند، قبل از اينكه ندا واقع شود.»
لذا لازم است قبل از تحقّق علايم ظهور و نداي آسماني با حق آشنا و از خصوصيّات آن آگاه شويم. 
زمان ندا و صيحة آسماني
در جمعي از روايات زمان ندا شب جمعه 23 ماه مبارك رمضان معيّن شده است. در روايات ديگري، خبر از ظهور حضرت در روز عاشورا داده شده كه مي‌توان نتيجه گرفت واقع شدن نداي آسماني در همان رمضان، قبل از محرّم است كه فاصلة آن تا ظهور علني، به گونه‌اي كه مردم با حضرت بيعت كنند، 3 ماه و 17 روز بيش‏تر نخواهد بود.
حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: «يَكُونُ الصَّوْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي لَيْلَةِ جُمُعَةٍ لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِ ينَفَلَ اتَشُكُّوا فِي ذَلِكَ وَ اسْمَعُواوَأَطِيعُوا‌؛  صوت (آسماني) در شب جمعه 23 رمضان خواهد بود. در آن شك نكنيد و بشنويد و فرمان بريد!»
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: «الصَّيْحَةُ الَّتِيفِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَكُونُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِلِثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مَضَيْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ‌؛  صيحه‌اي كه در ماه رمضان واقع مي‌شود، در شب جمعه بيست و سوّم ماه رمضان خواهد بود.»

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.