امام مهدي(علیه السلام) در پرتو قرآن

آمدن منتظر موعود، آرزوي تمام دردمندان و ستمديدگان تاريخ با هر آيين و مذهبي است. همگان دريافته‌اند كه در آينده، منجي جهاني ظهور خواهد كرد و در آينده، جهان روزي را خواهد داشت كه در آن، جامعه بشري پر از عدل و داد شود. رهبر چنين جامعه‌اي منجي جهان بشري و به لسان روايات «مهدي موعود» است؛ همو که تمامی انبیاء و اوصیاء مژدۀ آمدنش را بشارت داده‏اند و شیفتگان راه حق و حقیقت در انتظار وصال او هستند. 
او مي‌آيد تا اسلام عزیز را بر تمام گيتي گسترش دهد و حكومت جهاني تشكيل دهد تا به خواست خداوند اسلام بر همه اديان غالب شود.
در این مقاله برخی آموزه‏های دینی را مورد بررسی قرار می‏دهیم و در پرتو آیات قرآن کریم به موضوع «امام مهدی(علیه السلام)» می‏ پردازیم. 
پرتو اوّل: وسیلۀ نجات و رستگاری
قرآن کریم شرط نجات و فلاح انسان را گرفتن دستگيرۀ الهي و تمسّك بر عروة الوثقي مي‌داند.
گويي انسان در چاه طبيعت، ريسماني لازم دارد، تا از زندان ظلمت و هلاكت آزاد شود. 
كفر ورزيدن به طاغوتها و طغيانگران جهان و ايمان به خدا، چنگ زدن به عروة الوثقاي الهي است كه تنها راهكار رهايي از ظلمت محسوب مي‌شود. ظلمت كفر، ظلمت ظلم، ظلمت فقر، ظلمت جهل، ظلمت بيماريهاي جسمي و روحي، بيماريهاي اخلاقي و اجتماعي، همه مولود سلطة طاغوتها بر زندگي انسان است و طاغوت هر كسی است كه در برابر قوانين خدا سركشي كند. 
عروة الوثقاي الهي در هر روز و روزگاري وجود دارد كه گرفتن آن و ياري گرفتن از آن شرط رهايي از زندان ظلمتها است. بر اساس مباني فكري اهل بيت(علیهم السلام) قرآن و اهل بيت عروة الوثقاي رهايي انسان‌اند. هم قرآن دستگيرۀ استوار الهي و حبل الله معرفي شده،‌ هم اهل بيت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ؛ اين دو جاودانه‌اند، با هم پيوسته‌اند،‌ مكمّل و مفسّر يكديگرند، انديشه برتر،‌ قانون برتر و رهبري برتر را در ديدرس انسان قرار مي‌دهند.
رسول گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرْكَبَ سَفِينَةَالنَّجَاةِ وَ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِالْوُثْقَى وَيَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ فَلْيُوَالِ عَلِيّاً بَعْدِي وَلْيُ عَادِ عَدُوَّهُ وَلْيَ أْتَمَّبِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ؛ هر كس دوست دارد بر كشتي نجات بنشيند، و عروة الوثقا را بگيرد و بر دستگيرۀ استوار الهي چنگ زند، بايد بعد از من علي(علیه السلام) را به رهبري برگزيند و دشمن او را دشمن بدارد و به امامان هدايت‌گر از فرزندان او اقتدا كند.»
پرتو دوم: أولی به تدبیر و حکمت 
بدون ترديد تشخيص پيشوايان معصوم و نائبان آنان، در ادارۀ كشور و جهان، ممكن است با تشخيص ديگران متفاوت باشد! آيا امام و پيشواي معصوم يا عادل بايد از مردم يا ديگر سران جامعه اطاعت كند يا آنان بايد خود را با رهبري هماهنگ كنند؟ 
مقتضاي عقل و دستور وحي اين است كساني كه ديدگاه متفاوتي دارند، صادقانه و مخلصانه و بدون جوسازي و اعمال فشار تبليغاتي، ديدگاه‏هاي خويش را به رهبري برسانند. ولي در برابر تصميم نهاييِ پيشواي معصوم يا عادل تسليم باشند.
امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «كُلُّ مَنْ تَمَسَّكَ بِالْعُرْوَةِالْوُثْقَى فَهُوَ نَاجٍ قُلْتُمَا هِيَ قَالَ التَّسْلِيمُ؛  هر كس به عروة الوثقي چنگ زند، نجات مي‌يابد. راوي مي‌پرسد، عروة الوثقي چيست؟ فرمود: تسليم [در برابر قرآن و عترت].»
دورانديشي و تدبير و خردورزي فردي و گروهي محترم و ارزشمند است، ولي در برابر دستور صريح خداوند و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و رهبري واجد شرایط الهي، خردورزي و تدبير و حكمت در اطاعت و فرمان پذيري است.
ابو بصير مي‌گويد: از امام صادق(علیه السلام) دربارۀ اين سخن خداوند تبارك و تعالي كه فرموده: ((وَ مَنْ يُؤْتَي الْحِكْمَة فَقَدْ اُوتِيَ خَيْراً كَثِيرا))؛ پرسيدم،‌ منظور چيست؟ حضرت فرمود: حكمت همان اطاعت از خدا و امام است. 
بالاترين تدبير در مواردي كه عقل فردي و جمعي مشكلي را حل نمي‌كند اين است كه از وحي آسماني استفاده كنيم. در «قانون‌گذاري» و انتخاب «رهبري جامعه» بالاترين تدبير تسليم در برابر شاخصه‌ها و قوانين اعلام شده از سوي خداوند متعال است.
پرتو سوم: مفسّر واقعی 
انسان هميشه نيازمند معارف آسماني است. قرآن براي تأمين اين نيازها فرود آمده است. ولي انسان بدون كمك از معلم و مفسّر آسماني توان فهم كامل و دقيقِ اين كتاب نوراني را ندارد.
نياز انسان به هدايت آسماني جاودانه است. قرآن هم جاودانه است و مفسّر و مربي الهي هم بايد جاودانه باشد. امام مهدي(علیه السلام) پاسخ‌گوي اين نياز جامعة بشري در عصر ما است.
مهدي(علیه السلام) آفتاب عالم‏تاب است و انسانِ گرفتارِ طبيعت، هميشه به خورشيد نياز دارد. مهدي موعود(علیه السلام)، آب زندگي‌بخش است و انسانِ‌ زنده به آب نياز دارد. انتظار ديدن و نوشيدن آب، حركت طبيعي و فطري انسان است. آري، ربّ الارباب ساقيِ تشنگان جهان است و شراب طهور عشق محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)؛ گواراترين آبي است كه تمام پليديها را از روح و روان مي‌زدايد. انتظار مهدي موعود(علیه السلام)، اعلام تشنگي و تلاش انسان براي دست‌يابي به آب حيات است. امام عصر «ماء معين» زندگي جامعه بشري است. معرفت او، محبّت او، اطاعت او، معيّت با او و ياري و نصرت آن بزرگوار، پيش‌نياز ورود به سرزمين توحيد و عدالت است؛ آب زلال آسماني تنها در كوثر گواراي علوي مي‌جوشد و انسان بدون نوشيدن از اين آب بقا، از تشنگي مي‌ميرد و با نوشيدن از آبهاي آلوده گرفتار هزاران بيماري مي‌شود.
پرتو چهارم: واجب الإطاعۀ
قرآن مجيد اطاعت و فرمان‌پذيري را به دو بخش مقبول و مردود تقسيم كرده است:‌ اطاعت از گروهي را به صراحت ممنوع و ناروا دانسته و اطاعت از گروهي را واجب و ضروري شمرده است.
در آيه پنجاه و نهم سوره نساء می‏فرماید:‌((ياأَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوااللَّهَ وَأَطِيعُواالرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏))؛ «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از خدا و رسول و اولوالامري كه از خود شمايند اطاعت كنيد... .» اگر در كاري اختلاف نظر پيدا كرديد، آن را به خدا و رسول ارجاع دهيد، اگر به خدا و قيامت باور داريد،‌ اين بهتر و نيك فرجام‌تر است.»
اطاعت از خدا، اطاعت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) اطاعت از اولواالامر،‌ اطاعت مشروط از والدين و اطاعت محدود از شوهر، از موارد اطاعتهاي مطلوب و مورد تأكيد است؛ بدون ترديد امروز در جهان بشريت شايسته‌ترين كسي كه حق رهبري و اطاعت دارد،‌ مهدي موعود(علیه السلام) است. اطاعت از ايشان تداوم اطاعت از خدا و رسول اعظم و امامان قبلي از عترت آن بزرگوار است. چه كسي بهتر از نائبان عادل و فقيه امام عصر در روزگار غيبت مي‌تواند فرهنگ و انديشه و اخلاق و احكام مهدوي را به بشريت ابلاغ كند،؟ اطاعت از ولايت فقيه تداوم اطاعت از انبيا و اولياي الهي است.
از سوي ديگر در ده‏ها آية قرآن برخي فرمان‌پذيريها و اطاعتها صريحاً ممنوع و ناروا و زيان‌بار شناخته شده است.
ـ اطاعت از شيطان؛
ـ اطاعت از كفار؛
ـ‌ اطاعت از منافقان؛
ـ‌ اطاعت از تكذيب‌گران خدا و قيامت؛
ـ‌ اطاعت از اهل كتاب؛
ـ‌ اطاعت از انسانهاي غافل دل؛
ـ اطاعت از اسرافكاران؛
ـ اطاعت از گناهكاران و ناسپاسان؛
ـ اطاعت از سران و رؤساي گمراه؛
ـ اطاعت از فرعون.
اين اطاعتها به صراحت در قرآن كريم نهي شده است. جامعۀ مهدوي در ساختار اداري و اجرايي كشور، كساني را به كار مي‌گيرد كه اطاعت از آنان تداوم اطاعت از انبياء و اولياي الهي باشد. و هرگز كفار و منافقان و اهل كتاب و اسرافكاران و گناهكاران و ناسپاسان را اقتدار نمي‌بخشد. علاوه بر واژۀ اطاعت، كلمة تبعيت و پيروي از اشخاص و اديان و قوانين در قرآن كريم بيش از يكصد و پنجاه مورد  به كار رفته و موارد معروف و منكر آن اعلام شده است.
جامعة مهدوي در انديشه، اخلاق،‌ قوانين، ساختار اداري و در ارزشها و آرمانها، نمي‌تواند به صورت تابعي از نظام سلطة كفر و شرك جهاني قرار گيرد. مبدأ برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري در نظام اسلامي عقل و وحي است و تمام قوانين و مقررات جامعه جهاني امروز با نگاه دنياگرايانه تدوين مي‌شود و براي سلطۀ قدرت‌مندان بر محرومان و مستضعفان جهان تدوين شده است. اعتقاد به مهدويت و حكومت جهاني مهدي(علیه السلام) نه‌اي بزرگ به نقشه‌هاي جهاني براي سلطۀ بر محرومين عالم است.
خداوند اراده كرده كه بر مستضعفان جهان منّت نهد و آنان را پيشوايان و وارثان نعمتهاي بيكران عالم قرار دهد. 
پرتو پنجم: ناظر اعمال و رفتار
غفلت بزرگ، نديدن و ناديده‌گرفتن حجّت بزرگ الهي در جهان است. بي‌توجهي به وجود امام زمان و عدم ارتباط با آن بزرگوار، عامل محروميت بزرگ جامعۀ بشري است. نوعي كوري داوطلبانه است كه يك شخص يا جامعه گرفتار آن مي‌شود.
امام حسن عسكري(علیه السلام) به اسحاق بن اسماعيل نيشابوري طي نامه‌اي چنين نوشتند: اي اسحاق! هر كس از اين دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت كور و گمراه‌تر محشور خواهد شد. پسر اسماعيل! منظورم كوري چشم نيست؛ منظور كوردلي و عدم بصيرت است كه در سر نيست؛ در سينه است.
و اين است معناي سخن خداوند كه در كتاب استوار خويش به ستمگر مي‌گويد: «يَارَبِّ !‌لِمَحَشَرْتَنِي أَعْمى ‏وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً؟قالَ: ((كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏))؛ 
او مي‌گويد: خدايا من كه بينا بودم چرا در قيامت نابينا محشورم كردي؟ خداوند عزّ و جلّ مي‌فرمايد: آري! آيات ما به سوي تو آمد و آن را فراموش كردي، اين چنين امروز از ياد مي‌روي.»
اي اسحاق!‌ كدام آيه، اعظم از حجت خداي عزّ و جلّ بر خلق و امينش در جهان و شاهد و گواه او بر بندگان پس از پدران نخستين او از پيامبران و امامان آنها است كه رحمت الهي به رهبرشان باد. 
ناديدن هر امامي در سلسلۀ پيامبران و امامان معصوم، عامل گمراهي، سردرگمي،‌ انحراف از حق و گرايش به باطل و كفران نعمت الهي و تكذيب حق است.
غفلت بزرگ، نديده گرفتن نظارت امام عصر بر زندگي انسان است.
اعمال انسان در اين جهان تحت نظارت سه نگاه آسماني است:
1. نظارت الهي؛ 
2. نظارت نبوي؛
3. نظارت مؤمنان برتر.
قرآن در اين باره چنين مي‌فرمايد:  ((وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَىاللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُ ونَوَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِماكُنْتُمْ تَعْمَلُونَ))؛  «بگو، عمل كنيد پس به زودي خدا و رسول او و مؤمنان رفتار و كار شما را مي‌بينند، سپس به سوي عالم غيب و شهود بازمي‌گرديد و به شما خبر مي‌دهد كه چه مي‌كرديد؟»
آنها كه در ميدان تبليغ و مديريت و فتوا و اجرا به نمايندگي از امام عصر(علیه السلام) رسالت بر دوش دارند و به عنوان سربازان فرهنگي و امنيتي و مديريتي ياران امام عصر شناخته مي‌شوند، بايد بيش‏تر به هوش باشند كه، تنبليها افسوس دارد، كم‌كاريها شرمندگي مي‌آورد، بدرفتاريها و جرم و گناهان، موجب رسوايي دو جهان است و عالم پر از دوربينهاي نامرئي است؛ دوربين‌ الهي، دوربين پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و دوربين امام عصر(علیه السلام).
دوربينهايي كه دقيق و مداوم و بدون نقطۀ كور، از نزديك همه چيز را كنترل مي‌كند و براي امتياز مثبت و منفي پاداش و كيفر خاص در نظر مي‌گيرد.
پرتو ششم: امام عصر و دين جديد
امام زمان صلوات الله عليه، پيامبر نيست، دين نويني نمي‌آورد، بر خلاف قرآن حكمي صادر نمي‌كند. قرآن را تعليم مي‌دهد. قرآن را درست تفسير مي‌كند. به اجراي قوانين قرآن همت مي‌گمارد و از برخي رازهاي آ‌ن پرده برمي‌دارد. 
قرآن پاسخ‌گوي تمام نيازهاي جامعه بشري است. دوري جامعۀ امروز از معارف و احكام قرآني، سبب مي‌شود كه سخن از «خلأ قانوني»‌ و «ابهام قانوني» و قوانين ظالمانه بوجود آيد. قرآن براي تمام اختلافات كوچك و بزرگ جامعۀ بشري، كافي است. قوانينِ عادلانه و معارف حقِ حيات‌بخش دارد. اجتهاد معصومانه لازم است تا از قرآن درست تفسير شود. 
امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید:  «مَا مِنْ‏ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ‏ فِيهِ‏ اثْنَانِ‏ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَالِ؛  هيچ نكتۀ مورد اختلافي نيست كه دو نفر در آن اختلاف كنند، مگر اينكه در كتاب خدا براي آن قانوني وجود دارد؛ ولي عقول مردم (معمولي) بدان نمي‌رسد.»
امام زمان صلوات الله عليه از رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) برتر نيست؛ فرزند او و خليفه و مجري احكام نازل شده بر او است؛ نه آيه‌اي بر قرآن مي‌افزايد، نه چيزي از آن مي‌كاهد، در برابر قوانين الهي و سنّت راستين نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم)، صد در صد تسليم است؛ بنابراين، تلاوت قرآن، انس با قرآن، تدبّر در قرآن و تلاش براي تبليغ و اجراي احكام قرآن و آماده سازي عالم براي حكومت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، مهم‌ترين وظيفة دولت و ملت است.
سماعۀ بن مهران مي‌گويد: از امام صادق(علیه السلام) شنيدم كه مي‌فرمود:  «إِنَّا للَّهَ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ كِتَابَهُ الصَّادِقَ الْبَارَّ فِيهِ خَبَرُ كُمْ وَ خَبَرُ مَاقَبْلَكُمْ وَخَبَرُ مَابَعْدَكُمْ وَخَبَرُالسَّمَاءِ وَخَبَرُالْأَرْضِ فَلَوْ أَتَاكُمْ مَنْ يُخْبِرُكُمْ عَنْذَلِكَ لَعَجِبْتُمْ؛  براستي خداوند كتاب راستگو و نیک خود را فرو فرستاد. در آن اخبار شما و پيشينيان شما و اخبار آيندگان و اخبار آسمان و زمين وجود دارد. اگر كسي كه شما را از آن آگاه مي‌كند بيايد، در شگفت مي‌مانيد.»
پرتو هفتم:مبلغ بزرگ اوامر و نواهي الهي
بدون ترديد خداوند براي ادارة جهان و انسان دستوراتي مثبت و منفي دارد و قرآن كامل‌ترين كتاب آسماني و حاوي اين دستورات است. جهان بدون قرآن و قوانين الهي، ناقص محسوب مي‌شود و احكام تشريعي الهي، مكمّل سنّتهاي تكويني او است و خلقت و شريعت دو جريان مرتبط و مداوم و هماهنگ است. اصولاً آمدن پيامبران براي ايجاد هماهنگي بين انسان و نظام خلقت است. پيامبران(علیهم السلام) موجودات آزاد را با قوانين و الزامات قانوني جهان آشنا مي‌سازند. امام زمان(علیه السلام) آخرين حلقۀ اين هماهنگي انسان و جهان است. خلقت سخت‌افزار جهان است و شريعت نرم‌افزار و امام زمان كسي است كه مهندسی عالم را بر اساس نرم‌افزار الهي بر عهده دارد. هماهنگي انسان با قوانين آفرينش سه گام اساسي دارد:
1. قوانين الهي درست شناخته شود؛
2. قوانين الهي به تمام بشريت برسد؛
3.  قوانين الهي به مرحلة اجراي كامل درآيد.
شناخت دقيق و جامع معارف و قوانين الهي، ابلاغ و اطلاع رساني و آموزش معارف و احكام خداوند متعال به كل عالم و اجراي فرمان خدا در جامعۀ جهاني سه هدف بزرگ همه پيامبران و پيشوايان معصوم(علیهم السلام) است. امام زمان كسي است كه آخرين گام را در اين مسير تاريخي برمي‌دارد و احكام الهي را در زندگي فرد و خانواده و جامعه اجرا مي‌كند و هر گونه ظلم و ستم فرهنگي و اقتصادي و سياسي را متوقف مي‌سازد.
در عصر ظهور، زمينة شناخت بهتر قوانين الهي فراهم مي‌آيد، امكانات اطلاع‌رساني و ابلاغ فرمان معصوم بي‌نهايت گسترش مي‌يابد و رشد فكري جامعه بشري به حدّي مي‌رسد كه حركت در مدار شريعت را راه زندگي بهتر مي‌داند و از روي عشق و ايمان نه تحميل و الزام به سوي قرآن و اسلام مي‌شتابد. امام زمان امام قلبها است كه عشق به او عشق به خدا است و عشق به خدا حركت در مدار توحيد و تسبيح و تحميد الهي پديد مي‌آورد. 
به اميد آن روز. 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.