تفسیر سوره حمد

اشاره
در ادامه مباحث تفسیر سوره مبارکه حمد به آخرین آیه از این سوره می‏پردازیم: انسان موجودی بی‏حرکت نیست؛ بلکه پویاست و مقصد این حرکت، «لقاء الله» بوده که قرآن کریم خطاب به انسانها می‏فرماید: ((یَا اَیُّهَا الاِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَی رَبِّکَ کَدحاً فَمُلَاقِِیهِ))؛  «ای انسان! همانا تو رونده هستی به سوی پروردگارت رفتنی، پس او را ملاقات خواهی کرد.» تمام افراد بشر، چه مؤمن و چه کافر «مسافر الی الله» هستند و همگی به ملاقات پروردگارشان خواهند شتافت. با این تفاوت که مؤمنان، جمال و مهر حق را ملاقات می‏کنند و کافران جلال و قهر او را به وصف «اَشَدُّ المُعَاقِبِینَ».
روایات
۱. «پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم شِیعَهُ عَلِیٍّ؛  کسانی که به آنها نعمت داده شده است، شیعیان [امیرالمؤمنین] علی(علیه السلام) هستند.» فیض کاشانی در ذیل این روایت می‏نویسد: «یعنی أنْعمتَ عَلَیْهم بولایهِ علیّ بن ابیطالب(علیه السلام) لم تغضب علیهم و لم یضلوا: به آنان به وسیله ولایت حضرت علی‏بن‏ابی‏طالب(علیه السلام) نعمت دادی که بر آنان غضب نکردی و آنان گمراه نشدند.»
۲. در کتاب تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام): از قول امام علی(علیه السلام) آمده است: «کُلُّ مَن کَفَرَ بِاللهِ فَهُوَ مَغضُوبَ عَلَیهِ وَ ضَالَّ عَن سَبِیلِ اللهِ؛  هر کس به خدا کفر بورزد، مورد خشم خدا و از راه خدا گمراه است.»
حکایت
از بعضی صحابه نقل شده است که وقتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با برخی یهودیان و مسیحیان در «وادی القری» می‏جنگید، یکی از مسلمانان عرض کرد: یا رسول الله! اینها چه کسانی هستند که با تو می‏جنگند؟ حضرت فرمود: «المغضوب علیهم؛ غضب شدگان.» آن مرد به مسیحیان اشاره کرد و پرسید: اینان کیانند؟ حضرت فرمود: ««الضّالین؛ گمراهان.»
غضب شدگان و گمراهان در یهودیان و مسیحیان منحصر نیستند؛ بلکه شامل تمامی غیر مسلمانان می‏شود. یهودیان و مسیحیان فقط نمونه و شاهد مثال هستند.
نکات 
نکته تفسیری
این آیه پاسخگوی این پرسش است. که باید با چه کسانی باشیم یا نباشیم؟ با آنهایی که با شناخت خدا و معرفت خویش به راه مستقیم آمده‏اند، باشیم، نه با آنها که خود، راه و خدا را گم کرده‏اند.
نکته فقهی و احکام
اهل سنت پس از اتمام سوره حمد توسط امام جماعت، «آمین» می‏گویند و گفتن آن را مستحب می‏دانند؛ اما بر اساس فقه شیعه این کار نماز را باطل می‏کند؛ چون اولاً کلام اضافه است و گفتن عمدی کلام اضافه در نماز، آن را باطل می‏کند. ثانیاً واژه «آمین»، ذکر نیست که گفتن آن جایز یا مستحب باشد؛ بلکه بر اساس فقه شیعه مستحب است که «الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ رَبِ‏ الْعالَمِین» بگویند که ذکر است،چرا که در هر جای نماز می‏توان ذکر گفت؛ چنانچه در رکوع، سجده و قنوت می‏توان پس از صلوات، ذکر «و عَجِّلْ فَرَجَهِمْ» را بر زبان جاری کرد؛ چون صلوات در موارد سه گانه ذکر شده، مستحب است، نه واجب و در امور مستحبی، وسعت بیش‏تری وجود دارد؛ ولی مستحب است بعد از اتمام تشهّد بگوید: «وَ تَقَبَّلْ‏ شَفَاعَتَه‏ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَه.» 
نکته اخلاقی
لازمه الگو قرار دادن انسانهای خوب و امور اخلاقی آنان و همچنین پرهیز از انسانهای بد و به دام اخلاق بد آنان نیفتادن، شناخت انسانهای خوب و بد است. شناخت افراد متخلّق به اخلاق الهی و یا رذائل اخلاقی، از امور کلیدی در سیر انسان به سوی خدای متعال است. تنها با داشتن اخلاق خوب نمی‏توان به مقام قرب الهی رسید؛ بلکه بایستی از اخلاق بد نیز پرهیز کرد؛ مثلاً بایستی از لجاجت و دشمنی ـ که ویژه قوم یهود است ـ و کوته‏بینی و گمراهی ـ که از ویژگی های مسیحیان است ـ خودداری کرد.
نکته اعتقادی
بر اساس آیات و روایات، «صراط» که در  عالم حشر قرار داشته و همگان از آن عبور خواهند کرد، از مو باریک‏تر و از شمشیر برنده ‏تر است. این صراط در مسیر حرکت انسانها به سوی خدا قرار گرفته است. از این واژه استفاده می‏شود که حرکت، راهی به سوی خدا است. این صراط، ظهور باطن صراطی است که انسانها در زندگی دنیوی در آن قرار گرفته بودند؛ زیرا آنان در زندگی دنیوی صراطی به سوی خدا داشته‏اند؛ که این باطن برای هر انسانی در قیامت بروز خواهد کرد و در همان اوّل حشر ظاهر می‏ گردد. صراط در متن مواقف حشر (صحیفه عمل، قرائت‏ نامه عمل، میزان و حساب) خواهد بود و در واقع تمامی این مواقف، از اجزای صراط‏ اند. 
امور اعتقادی در دین مبین اسلام از نفی و اثبات تشکیل شده‏ اند. مهم‏ترین اصل اعتقادی اسلام کلمه «لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه» است. که از نفی خدایان دیگر و اثبات خدای متعال تشکیل شده. صراط مستقیم نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ چراکه این آیه این‏گونه تبیین می‏ شود.
در ((صِرَاطَ الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم)) جنبه اثبات صراط مستقیم است و((غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لَا الضَّالِّین)) جنبه نفی صراط مستقیم.
پرسش و پاسخ
در آیه شریفه ((صِرَاطَ الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم)) منظور از کسانی که به ایشان نعمت داده شده چه کسانی می‏ باشند؟ 
بیش‏تر مفسران معتقدند که منظور از نعمت‏دادگان افرادی هستند که در «صراط مستقیم» داخل هستند. این اشخاص پیامبران، صدیقین، شهیدان و صالحان‏اند که خدا لزوم دوستی و وجوب متابعت از آنان را در پیمودن راه به مسلمانان گوشزد کرده است: ((وَ مَن یُطِعِ اللهَ وَ الرَّسُولَ فَأولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَا وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أولَئِکَ رَفِیقاَ))؛  «کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، [در روز رستاخیز] همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده است، از پیامبر، صدّیقان، شهیدان و صالحان، و آنان رفیق های خوبی‏ اند.»
در آیات دیگر قرآن، نشانه اصلی صادقان چنین بیان شده است: ایمان کامل به مقدّسات و اطاعت از فرمان خدا در تمام زمینه‏ها (به خصوص نماز، زکات، انفاق)، استقامت در جهاد و بردباری در مقابل مشکلات. از مجموع این آیات نتیجه می‏گیریم که مسلمانان موظف‏اند با کسانی باشند که از نظر ایمان و تقوا، در درجه برتر، و از نظر علم، عمل، استقامت و جهاد، در بالاترین سطح قرار گیرند. بدیهی است که روشن‏ترین مصادیق این اوصاف، جز معصومین(علیهم السلام) کسی دیگر نمی‏ تواند باشد.
آیا با توبه از گناهان می‏ توان در آخرت از پل صراط عبور کرد؟
پل صراط تجسّم حرکت در مسیر حق در همین دنیا است. بله، گرچه پل صراط از مو باریک‏تر است؛ ولی حرکت در مسیر حق نیز همین گونه است. اگر کسی بخواهد در مسیر حق حرکت نماید. اولاً باید حق را دقیق بشناسد که خود عرصه‏ای مشکل و خطرناک است؛ ثانیاً باید طبق آن عمل نماید که بسی دشوارتر است.
پل صراط تجسّم عینی حق و باطل است و عبور از آن، همان حرکت در مسیر حق در این دنیا است. روشن است که با اندکی غفلت، آدمی از راه به در می‏رود و گرفتار گمراهی در ضلالت می‏شود. در قیامت نیز کسانی از پل صراط به سلامت عبور می‏کنند که در دنیا آن مسیر را به سلامت پیموده باشند و اگر در اینجا دچار لغزش شده باشند، روی آن پل نیز دچار لغزش خواهند شد و به درون جهنم سقوط خواهند کرد. مگر آنکه لطف و غفران پروردگار شامل او شود.
راه‏ به دست آمده از آیه
مهم‏ترین دعای هر روز مسلمانان ـ که هدایت بر صراط مستقیم و دوری از راه ‏های دیگر است ـ نشان دهنده این است که هر راهی برای رسیدن به خدا مطلوب نیست. و این هُشداری برای جویندگان حق و حقیقت است که هشیار و با بصیرت باشند؛ صراط مستقیم و راه ‏های انحرافی را بشناسند و همواره برای رسیدن به خدا از وی کمک بخواهند. 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.