سیری در زندگانی حضرت آيت الله خوشوقت

غلامرضا گلي‌زواره

جرعه‌نوش حكمت
به فرمايش آيت الله سبحاني با تسلّط فرقة دموكرات بر آذربايجان در سالهاي 1324 تا 1325 ش اين منطقه دستخوش ناامني، قتل و غارت بود. علامه طباطبايي در اين ايّام، تبريز را به قصد اقامت در قم ترك كرد و حدود 35 سال در حوزة اين شهر به تدريس، تأليف و تربيت نفوس روي آورد.  
علامه طباطبايي در برنامه‌هاي درسي حوزه مطالعاتي انجام داد و متوجه شد در زمينة تفسير قران، حكمت و عرفان، كمبودهايي وجود دارد؛ از اين روي به تدريس در اين عرصه‌ها اقدام كرد. آيت الله خوشوقت اين توفيق را به دست آورد تا از پرتو انوار اين مربي معرفت، حكمت، فلسفه، عرفان و اخلاق بهره گيرد؛  از جمله در آخرين دورة درس شرح منظومه سبزواري و دومين دورة درس اسفار ملاّ صدراي علامه شركت كرده است. مرحوم خوشوقت يادآور شده است كه ايشان تقريباً دو دوره رسالة سير و سلوك منسوب به بحر‏العلوم را تدريس كردند تا اين درس، بستر و زمينه‏هايي به وجود آورد كه ذيل آن نظرات عرفاني و معنوي خود را مطرح كنند.  بسياري از اهل نظر آيت الله خوشوقت را گوهر پنهان علامه طباطبايي معرفي كرده‌اند و نقل است كه ايشان قبل از بسياري از شاگردان مشهور علامه،‌ توفيق بهره‌مندي از انفاس قدسيّه اين حكيم و مفسّر كبیر را به دست آورده است.
آيت الله خوشوقت در محضر علامه با حكمت مشأ و متعاليه مأنوس شد. وي اوّلين كتاب عرفاني را نزد علامه خواند. اين كتاب، حاوي مباحث منظّم در مباني عرفاني است و تمهيد القواعد ابن تركه نام دارد. لازم است دانسته شود كه علامه، دو نوع شيوه تدريس و در واقع دو دسته شاگرد داشته‌اند، برخي بحثهاي عمومي فلسفه را در فضايي عمومي و براي شاگردان عادي مطرح مي‌كردند؛ امّا به صورت محدودتر، ديدگاه‌هاي ويژه را كه هر كسي قدرت هضم و تحليل آنها را نداشت در جلسات خصوصي بيان مي‌كردند. اين محفل در شبهاي پنج‌شنبه و جمعه بر اساس متن كتاب تمهيد القواعد صورت مي‌گرفت كه شاگردان گزيده از جمله آیت الله خوشوقت در آن حضور مي‌يافتند.
بحث ديگر كه در جلسات ويژه ارزيابي مي‌شد، روايتهاي كتاب بحار الانوار بود.  آيت الله خوشوقت به درس اخلاقي علامه هم چنين اشاره دارد: «درس اخلاق ايشان،‌ خصوصي بود و تعداد اندكي در آن حضور مي‌يافتند. در اين درس عرفان، مسئله تزكيه، تهذيب نفس و سير و سلوك مطرح بود.»
مرحوم خوشوقت حتي در ايامي كه تهران بودند، مقيد بودند به اين درسها بروند و ارتباط با علامه را قطع نكنند. به گفتة ايشان، علامه در اين محافل، بر دو شرط اساسي براي اصلاح نفس و سلوك معنوي تأكيد مي‌كرد: شرط اوّل، ترك گناه بود؛ زيرا عامل فلاكت آدمي و جامعة ‌انساني مبتلا گرديدن به منكرات است. علّت اينكه خداوند، گناه را ممنوع كرده است، عوارض و خطراتي است كه در جامعه ايجاد مي‌كند. بايد سالك زحمت بكشد، رياضت پيشه كند و از تمامي خلافهاي كوچك و بزرگ دوري كند. سالك بعد از اين مرحله، بايد خود را متعهد و ملتزم به واجبات شرعي بداند. ترك گناه و عمل به فرايض و واجبات،‌ ايمان را ارتقا مي‌دهد و با تقويت ايمان، آدمي بر نفس امّاره مسلّط مي‌شود. اين اساس تربيتي بود كه ايشان در مجلس درس اخلاق، بيان مي‌كردند. شاخص‌ترين ويژگي علامه به نظر مرحوم خوشوقت،‌ نمود عيني مسائلي بود كه اسلام بر آن تأكيد كرده بود. به عيان مي‌شد تمامي موازين اخلاقي، شرعي و اعتقادي را در كردار و گفتار علامه مشاهده كرد. 
از نشانه‌هاي برجسته كه اسلام براي پيروان خود برشمرده است، اوّلينش تقوا و برخورداري از نفس مطمئنّه است. اين ويژگي در رفتار و گفتارشان موج مي‌زد و نشان مي‌داد كه به اين مسائل اساسي و زيربنايي، اهميت افزون‌تري مي‌دهد. 
آن بزرگوار در هر كاري رضايت خداوند را در نظر مي‌گرفت، نه منافع شخصي و جلب توجه مردم را. پله پله بالا مي‌رفت و شاگرداني را كه لياقت داشتند نيز با خود مي‌برد. اوّلين خطوط برجسته در سيره اين مرد بزرگ، بندگي و اطاعت از فرامين الهي بود. 
آيت الله خوشوقت اعتقاد دارد تأثيرگذارترين استادش، علامه طباطبايي بود و از ايشان چنين ياد مي‌كند:  «وقتي به قم آمدم، زمينه‌اي فراهم شد كه با علامه آشنا شوم و اين آشنايي، رفته‏رفته افزايش يافت. علامه در مراتب علمي بسيار بالا بودند، خيلي زحمت كشيده و آثار زيادي داشتند. در جمع اين آثار علمي ارزشمند، آثار عملي هم داشتند، به مسائل و معارف ديني و معنويت هم پاي‌بند بودند و در اين باره هم همّت و تهذيب درون را در برنامه خود قرار داده بودند. خداي متعال اجر جزيل به ايشان مرحمت كند كه حقّ بزرگي به گردن من دارند. از دوازده سالي كه در قم مشرف بودم، حدود هفت سالي خدمتشان بودم. بعد هم كه به تهران آمدم به محضرشان مي‌رفتم و سعي مي‌كردم در جلسات آن بزرگوار، حضور يابم. بعد كه در اواخر عمر دچار كسالت گرديدند، از وجودشان محروم شديم. نفس مطمئنّه در خصال، كردار و گفتارش موج مي‌زد و نشان مي‌داد كه به معنويت و تزكيه اهميت فوق‏العاده‌اي مي‌دهد. 
آيت الله سيّد ابراهيم خسروشاهي مي‌گويد، سالها همراه آقاي خوشوقت از دروس مرحوم علامه طباطبايي در جلساتي استفاده مي‌كرديم. ايشان مطالب استاد را عميقاً دريافت مي‌كرد و اگر كسي مي‌خواست در بين مطالب علامه، مطالبي بر زبان آورد و رشتة كلام او را بر هم بزند، آشفته‌خاطر مي‌شد و مي‌گفت: به راحتي نمي‌توان به عمق و كنه مطالب استاد رسيد و به برخي امور سطحي بسنده كرد. ايشان از مرحوم علامه درسي گرفت كه تا كنون هم به آن اشتغال دارد. روزي علامه طباطبايي(رحمه الله) فرمود: «هنگام جواني، وقتي مي‌خواستم براي ادامة تحصيل به نجف اشرف بروم، دشواريهايي بر سر راه بود كه براي برطرف گرديدن آنها با ختم چهارده هزار صلوات به ائمة اطهار(علیهم السلام) متوسّل شدم و در نتيجه، مشكل، رفع شد.» اين درس را آقاي خوشوقت تحويل گرفته و هنوز هم به اين امر مي‌پردازد و پنج‌شنبه‌ها به قم مشرف مي‌شود و آنجا جلسات تبليغي دارند و يا جمعه‌ها در همين تهران، در منزل يكي از دوستانش، اين ختم را ادامه مي‌دهد. از اينها مي‌فهميم ايشان اهليت چنان مجلس درسي را داشتند. 
آري، از آنجا كه زينت علم با عمل صالح تحقق مي‌يابد و خلق و خوي ملكوتي و تهذيب نفس، زيور مردان پاك به شمار مي‌رود، ايشان نيز با مدد از توفيق الهي پاي همّت در مسير خودسازي و سير و سلوك نهاد و انفاس ملكوتي حكيم فرزانه و مهذّب نفوس، مرحوم آيت الله علامه طباطبايي، ايشان را بيش از ديگران با دقايق و رموز معنويت و درجات عرفاني مأنوس ساخت. همين امر، ايشان را مورد توجه و محبت ويژة علامه طباطبايي قرار داد.  آيت الله شيخ حسن ممدوحي گفته است آيت الله خوشوقت با علامه، جلسات خصوصي دونفره داشت. ايشان دست‌پروردة علامه بود و در عرفان عملي به قلّه رسيده بود. وقتي از محضر علامه پرسيديم: «آيت الله خوشوقت چگونه آدمي است؟» فرمود: «انصافاً آدمي است كه بر كارهاي خود تسلّط دارد و نفس امّاره را در اختيار گرفته است.» 
مرحوم خوشوقت دربارة تكريم منزلت علامه طباطبايي و تجليل از مقام علمي اين مفسّر جهان تشيّع،‌ حسّاسيّتي ويژه داشت؛ به نحوي كه اگر در مواردي، نظر متفاوت از ديدگاه علامه داشت، آن را به صورت حاشيه‌اي بيان مي‌كرد. در يكي از جلسات، بعد از افطار، در منزل يكي از دوستان اهل علم، از ايشان دربارة موضوع احتمال تحريف آيات قرآن و جابه‌جايي بعضي آيات سؤال شد. مرحوم خوشوقت بر اساس ديدگاه‏هاي علامه طباطبايي، اين بحث را تجزيه و تحليل كرد و پاسخي مبسوط و قانع‌كننده مبني بر عدم تحريف قرآن ارائه داد.
اصولاً‌ علامه و ايشان با يكديگر نوعي مناسبات عاطفي و ارتباطهاي خيلي لطيف داشتند. از شباهتهاي روش وي با سيره علامه طباطبايي، زندگي زاهدانه و ساده‌زيستي ايشان بود. مرحوم خوشوقت نخواست از موقعيتي كه برايش فراهم بود، استفاده كند. طبعي بلند داشت كه بر اثر آن در مقابل نام و نشانهاي دنيوي سر خم نكرد وگمنامي را بر شهرت ترجيح داد و هيچ‌گاه نلغزيد. 
علامه طباطبايي بعد از انتشار تفسير الميزان و آثاري در زمينه‌هاي فلسفي و عرفاني، مورد هجوم برخي متحجران ساكن در قم، مشهد و نجف قرار گرفت. سعايتها و بدگوييها درباره‌اش چنان شدت يافت كه حتي اين تنگ‌نظران، آيت الله بروجردي را تحت فشار قرار دادند كه چرا اجازه مي‌دهد، علامه در حوزه به حكمت و عرفان بپردازد و اگر چه آن مرجع عاليقدر به طور ضمني، درس فلسفه ايشان را تأييد كرد؛ ولي به دليل افزايش حركات رشك‌آلود و هجمه‌هاي مخالفان از علامه خواست، اين درس را محدود كند. او هم پيروي كرد. در آن زمان آيت الله خوشوقت، همراه عدّه‌اي از شاگردان ويژه علامه، طيّ نامه‌اي خطاب به برخي مراجع عظام وقت، در حوزه علميه قم، از آنان خواستند حقايق را روشن سازند و اجازه ندهند گروهي غافل از حقايق، ساحت قدسي آن مرد علم و تقوا را اين‌گونه مورد هجوم قرار دهند. آنان هشدار دادند اين‌گونه رفتارها نه تنها موقعيت علمي و اجتماعي آن حكيم عارف را تهديد مي‌كند بلكه سدّ بزرگي جلو پيشرفت علمي حوزه علميه قم ايجاد مي‌كند و طلاّب علوم ديني را از تعليمات رهايي‌بخش و رشد‌دهنده و افكار دانشمندان، محروم مي‌سازد و حقايق و معارفي را كه در پرتو تلاشهاي ارزنده علامه طباطبايي، روشن گرديده است، زير حجابهاي ضخيم اوهام مخفي مي‌سازد. انتشار اين نامه، افراد متحجّر و اهل جمود را از غوغاسالاري بازداشت و شرايطي پديد آمد كه علامه به نهضت فكري و علمي خود ادامه دهد. 
بازگشت به تهران و تشكيل خانواده
آيت الله خوشوقت در سال 1337 ش بعد از 12 سال تحصيل در حوزه علميه قم و فراگيري علوم عقلي و نقلي و آشنايي با لطايف حكمت، اخلاق و عرفان و قرار گرفتن در مسير سلوكي ملكوتي و نائل شدن به مقام والاي اجتهاد به تهران بازگشت. برخي منابع خاطرنشان ساخته‌اند، او بنا به توصية امام خميني(قدس سره) به زادگاه خود آمد تا به ترويج معارف اسلامي بپردازد و در سازندگي معنوي و اخلاقي انسانهاي تشنة مكارم اخلاقي بكوشد. وي در اين موقع، سي و دو ساله بود و تصميم گرفت در اوّلين قدم، تشكيل خانواده بدهد. خودش دربارة علل تأخير در امر ازدواج مي‌گويد:  «احساس مي‌كردم اگر زودتر ازدواج كنم، نتوانم به امور تحصيلات و كارهاي ديگر برسم؛ چرا كه زندگي مشترك، طوري است كه فراغت و فرصت مي‌خواهد و در هنگام فراگيري دروس حوزه اگر به اين برنامه روي مي‌آوردم، به سبب بروز برخي مشكلات از بعضي برنامه‌ها باز مي‌ماندم.»
البته منظور مرحوم خوشوقت از اين مشكلات و گرفتاريها موضوع تربيت و هدايت فرزندان و جلوگيري از فضاهاي مسمومي است كه امكان دارد، خانه را تهديد كند، نه تنگناهاي اقتصادي و موضوع رزق و روزي؛ چرا كه اين مسائل با توكل، قناعت، زهد و ساده‌زيستي كه در ايشان به صورت ملكه در آمده بود، كاملاً قابل حل بود.
در هر حال آيت الله خوشوقت با دختر يكي از بازاريان تهران كه با مسجد و محراب، انس و الفت داشت، ازدواج كرد. حاصل زندگي مشترك ايشان دو فرزند پسر و چهار دختر است. يكي از فرزندان ذكورش فارغ التحصيل دانشگاه امام صادق(علیه السلام) است. فرزند ديگرش بعد از آنكه در جبهه‌هاي جنگ تحميلي در نبرد با بعثيها، فداكاريهايي از خود بروز داد، مشغول فراگيري علوم و معارف حوزوي شد؛ ولي به دليل كسالت و سردردهاي شديد، به توصية پزشكان از ادامة تحصيل باز ماند. سيّد مصطفي حسيني خامنه‌اي فرزند حضرت آيت الله خامنه‌اي(حفظه الله) يكي از دختران آيت الله خوشوقت را به عقد ازدواج خويش در آورد. 
در سنگر مسجد
از مزاياي برنامه‌هاي ترويجي آيت الله خوشوقت اين بود كه مسجد را پايگاه فعاليتهاي تبليغي، آموزشي و تربيتي خود قرار داد. وي از سال 1338 ش اقامه جماعتِ نماز مغرب و عشاء را در مسجد امام حسن مجتبي(علیه السلام) واقع در خيابان شريعتي تهران (جادة قديم شميران) بر عهده گرفت. بعد از ارتحال مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا معين شيرازي، اقامه جماعت نماز ظهر و عصر را هم پذيرفت. وي بيش از نيم قرن در اين مكان مقدس به تفسير قرآن، شرح و تفسير ادعيه و جلسات اخلاق و عرفان اشتغال ورزيد و جانهاي مشتاق و روانهاي جوياي معارف ناب و اصيل قرآن و عترت را از زلال جاري خويش سيراب ساخت. 
اين مسجد، محلّ مراجعه مشتاقان به محضر معنوي ايشان بود. وي بعد از اقامه نماز ظهر و عصر با سعه صدر و فروتني به سؤالات نمازگزاران و مراجعان به صورت فردي پاسخ مي‌گفت. پرسش‌كنندگان از جوانان معمولي تا طلاّب و افرادي از شهرستانهاي دور و نزديك بودند.
او ضمن پاسخ به سؤالات اعتقادي و شرعي، خود را موظف مي‌ديد تبليغات دشمنان را كه عليه ديانت و اهل علم و تقوا صورت مي‌گرفت، خنثي كند؛ مثلاً شب‏نامه‏هایی توسط ساواك در سال 1342 عليه نهضت امام خميني و رهبري قيام انتشار مي‌يافت و در سطح تهران توزيع مي‌شد. اهالي، متن آنها را كه حاوي اكاذيب و تهمتهاي ناروا عليه امام بود، مي‌خواندند و عده‌اي نزد آيت الله خوشوقت مي‌آمدند و از محتواي آنها سؤال مي‌كردند. وي با دلايل استوار و بيّنات روشن، ادّعاهاي ساواك را بي‌اثر مي‌ساخت. گاهي نيز به برخي علما چون آيت الله كاشاني و ديگران نسبتهاي ناروايي وارد مي‌كردند. هدف از نشر اين شايعات، تخريب علما و جامعه روحانيت و بدبيني مردم به اين مرزداران ديانت بود. آيت الله خوشوقت در اين باره نيز مي‌كوشيد مراجعان را از حقايق آگاه كند.
رفته‌رفته افرادي هم براي حلّ مشكلات ديگرشان به اين مسجد مي‌آمدند و از مرحوم خوشوقت دربارة رفع آنها رهنمودهايي دريافت مي‌كردند. ايشان هرگز از پاسخ‌دادن به افراد در زمينه‌هاي گوناگون ديني و اجتماعي، خسته نمي‌شد و از سؤالات تكراري، خم به ابرو نمي‌آورد و تمام مراجعان را با آغوش باز مي‌پذيرفت. وي به آنان در نجات از دشواريها اميد مي‌داد و آرامش و امنيت رواني را جرعه‏جرعه به كام دل و ذهنشان جاري مي‌ساخت.
آيت الله خوشوقت دربارة فعّاليتهايي كه در اين سنگر ارائه مي‌داد، مي‌گويد: «اينجا كانون ديانت، سياست، فرهنگ، آموزش دين، تفسير قرآن و حديث و روش تربيت اخلاقي است؛ همان حرفهايي را كه ياد گرفته‌ايم در آنجا مي‌گوييم. سفره‌اي است كه براي همه گسترانيده شده است، چيدمان اين سفرة معنوي و فرهنگي، ارمغان قم است. ساواك به فعاليتهاي ما حسّاس بود، تحت نظر بودم، مدام در مسجد مي‌آمدند، بعضي را دستگير مي‌كردند، روحانيان انقلابي در اين مسجد بر فراز منبر، افشاگري مي‌كردند، مسجد فعالي بود و از انقلاب اسلامي صيانت مي‌كرد، نسبت به نهضت امام خميني(قدس سره) روشنگري مي‌نمود، تبليغات كمونيستي و الحادي را خنثي مي‌‌كرديم. در ايّام اوج‌گيري انقلاب اسلامي، اين مكان مقدّس، كانون فعاليتهاي مبارزاتي بود. وقتي از منزل بيرون مي‌آمدم ماشينهاي نظاميان صف كشيده بودند و صداي تيراندازي مي‌آمد. با وجود اين ناآراميها با آرامش خاصي به مسجد مي‌رفتم. كساني كه تظاهرات مي‌كردند و تحت تعقيب مأموران رژيم استبدادي قرار مي‌گرفتند، پناهشان مي‌داديم.» 
به گفتة حجت الاسلام والمسلمين حاج علي اكبري رئيس مركز رسيدگي به امور مساجد در برنامه‌هاي آيت الله خوشوقت،‌ دو فراز مهم ديده مي‌شود: يكي اينكه كانون حكمتهاي فرهنگي اين بزرگوار، مسجد بود و اين مكان عبادي را محلّ ارتباط خود با اقشار گوناگون قرار داده بود. ديگر آنكه در ايجاد ارتباط با نسل جوان بسيار موفق بود، همه شرايطي را كه براي ايجاد انس و الفت با اين قشر از جامعه نياز بود، دارا بود و جامعه‌ جوان ما نيازمند چنين عالمان وارسته‌اي مي‌باشد. 
مسجد امام حسن(علیه السلام) كانون اجتماع جوانان انقلابي و حاميان واقعي و وفاداران راستين امام و نهضت اسلامي بود. بعد از پيروزي انقلاب عدّه‌اي از آن جوانان انقلابي، راهي صحنه‌هاي نبرد با متجاوزان صدامي شدند و برخي نيز در نهادهاي جوشيده از انقلاب، مسئوليتهايي را پذيرفتند.
مرحوم خوشوقت، يكي از محورهاي حوزه علميه‌ تهران به شمار مي‌آمد و مقيّد بود به تدريس و تربيت جوانان بپردازد و به رغم دعوتها و اصرارهاي زيادي كه علماي قم از ايشان داشتند، او از پذيرش آنها امتناع مي‌كرد و حضور در تهران را براي خويش، تكليف شرعي تلقي مي‌كرد.  البته آن بزرگوار، رابطه خود را با قم قطع نكرد و هر دو هفته يك بار، روزهاي پنج‌شنبه به اين شهر مي‌آمد و بعد از اقامه نماز ظهر و عصر در حسينيه حضرت زينب كبرا(علیها السلام) به وعظ مي‌پرداخت و به سؤالات اخلاقي و ديني حاضران، پاسخ مي‌گفت. وي در اين محفل به تفسير قرآن و شرح و بررسي ادعيه صحيفه سجّاديه هم مي‌پرداخت. سؤالات حاضر شامل ساده‌ترين مسائل زندگي تا پرسشهاي پيچيده‌اي درباره حكمت و عرفان است كه همه را با صبر و حوصله و گاهي با چاشني مزاح و لبخند، پاسخهايي در خور و قانع‌كننده مي‌داده است. نام‌گذاري اطفال، اذان گفتن در گوش اطفال هم از اموري است كه خانواده‌ها از آيت الله خوشوقت توقع داشتند و ايشان آنان را نيز نااميد برنمي‌گرداند.
اين جلسات از اواخر سال 1389 به مسجد اعظم قم انتقال يافت و تا مدتي قبل از رحلت آن مجتهد عارف، برقرار بود. يادآور مي‌شود سنگ بناي اين سنّت حسنه را شهيد آيت الله علي قدوسي نهاد. حجت الاسلام والمسلمين صديقي مي‌گويد: «آن شهيد كه مربّي نوراني و مدير باكفايتي بودند و با علامه طباطبايي ارتباط داشتند، از بين شاگردان علامه به دو نفر توجه داشتند و در صدد بودند اين دو نفر در قم كرسي تدريس و جلسات اخلاق داشته باشند و به تربيت نفوس بپردازند؛ يكي شهيد مطهري است و ديگر آيت الله خوشوقت مي‌باشد كه در اين راستا قدمهايي هم برداشتند و بحمد الله موفق بودند. مرحوم آيت الله خوشوقت در مباحث اخلاقي و عرفاني، به آيات و روايات تأكيد مي‌كرد و در واقع، معرفتهاي اهل بيتي و ثقليني را مدّ نظر داشت. از نظر سيره عملي هم وجودش يكپارچه، شيفه اهل‏بيت(علیهم السلام) بود و از حالاتش مشخص بود كه بين ايشان و ائمه(علیهم السلام) اتّصالاتي برقرار شده است.» 
آيت الله كعبي گفته است: «آيت الله خوشوقت به‏ويژه در دو دهه اخير براي تربيت نفوس مستعد، طلاّب و فضلا درس اخلاق با معنويت و جذابي داشتند و نيز حوزه تخصصي فعالي در فقه، اصول و حكمت به نام مدرسه صاحب الامر به وجود آورده بودند كه جزء مدارس ممتاز در فقه و اصول است.» 
ابعاد تواناييهاي علمي، فكري 
آيت الله خوشوقت از چهره‌هاي نوراني معاصر است كه به لحاظ علمي و عملي، جزء قلّه‌هاي فرزانگي و فضيلت در جامعه اسلامي و شيعي به شمار مي‌آيد؛ چرا كه در بعد معارف نقلي، حكمت نظري و عملي و مباني دانشهاي عرفاني، اخلاقي و عرفان كاربردي، برجستگي دارد. ايشان با آنكه اهل سكوت بوده و به انس عمومي چندان تمايلي نداشته است؛ امّا خوشه‌چين خرمن تمامي آنهايي بوده است كه مردم، آنان را به صفاي باطن مي‌شناختند و خواص از نورانيّت ايشان سخن گفته‌اند.
به گفته حجت الاسلام والمسلمين صدّيقی عده‌اي از فضلاي نامدار حوزه قم كه شخصيتهاي بابركت،‌ مفيد و تأثيرگذار در روند فعاليتهاي آموزشي و تربيتي مراكز علوم ديني، ديدگاه‏ها، تجارب، تواناييهاي آيت الله خوشوقت را مورد توجه قرار مي‌دادند تا آنجا كه حتي در ابعاد مختلف فكري و فرهنگي و جزئيات ديگر با ايشان به عنوان كارشناسي امين، خبره و آگاه مشورت مي‌كردند. 
به گفته وي از شگفتيهاي اين فقيه عارف، آگاهيهاي گسترده درباره بزرگان اهل عرفان، حكمت، علم و فقاهت است و من كسي را سراغ ندارم كه تا اين اندازه در عرصه‌هاي يادشده اين‌قدر اطلاعات داشته باشد. 
گاهي كه در محضرشان بر فراز منبر، ذكري از بزرگان كرديم و يا برشهايي تاريخي نقل كرديم، وقتي خدمتشان رسيديم، ديديم آن بزرگوار، مطالب جديدتري دارد. همچنين نسبت به افرادي كه سوابق منفي داشته و در تشكيلات طاغوت بوده و غالباً به خارج گريخته‌اند و نيز سابقه آناني كه نسبت به انقلاب اسلامي يار وفاداري نبوده و رفيق نيمه‌راه بوده‌اند، نكات مهمي را يادآور شد. اين صحّت برداشت، ناشي از اين امر است كه مرحوم خوشوقت، اُذُن خير بوده‌اند و از هر گروهي افرادي را به حضور پذيرفته و به سخنان آنان به وقت گوش مي‌داده‌اند.
مرحوم خوشوقت ضمن اينكه با اصول و مباني اعتقادي، فقهي و اجتماعي آشناست، در شناخت افراد، پيچ و خمهاي فرقه‌اي، سياسي و حزبي نيز تبحّر فوق‏العاده‌اي دارد؛ چه بسا اين تواناييها محصول الهام هاي الهي باشد و در واقع چون دل و ذهن را به نور تقوا و ايمان، منور كرده، دريافتهاي ايشان نيز با فراستهاي ناشي از اين روشنايي باطن، ارتباط دارد.
آيت الله خوشوقت در گوشه و كنار، تربيت و هدايت برخي دانشجويان را كه در دروس جديد اشكال داشتند و با ايشان ملاقات مي‌كردند بر عهده گرفته بود و با توجه به متون حوزوي، معارفي را بر ايشان تدريس مي‌كرد. 
آيت الله خوشوقت دروس حكمت و فلسفه را به صورت محض و در قالب مضامين و مفاهيم متداول و مباني صرف ‌نظري تدريس نمي‌كرد؛ امّا نتايج اين دانش عقلي را براي علاقه‌مندان تشريح و تجزيه و تحليل مي‌كرد و در واقع به فلسفه مي‌پرداخت تا به هدفي ديگر برسد؛ يكي تقويت فكر، روشن ساخت ذهن و افزايش دقتهاي انسان و در واقع به اعتقاد ايشان حكمت نظري، قدرت فهم و درك را از حقايق هستي و پيرامون ارتقا مي‌دهد. دوم، پرداختن به مباني عقلي و فكري، بشر را از سطوح پايين زندگي كه به خورد و خوراك و خواب و شهوت منحصر مي‌شود، متوجه حقايق رشددهنده و سازنده مي‌كند و وي را در مسير ترقي عقلاني و روحاني قرار مي‌دهد. اين ويژگي، آدمي را به خداشناسي نزديك مي‌كند و او را براي تقوا، تزكيه و پارسايي مُسلّح و مجهّز مي‌سازد. 
آيت الله سيّد ابراهيم خسروشاهي متذكر شده است: «آقاي خوشوقت با اخلاص نيّت، وارد اين مسير شده‌اند و احياي اسلام مي‌كنند و اگر كساني قابل و لايق باشند از وجودشان استفاده مي‌كنند. حدود سي سال قبل كه من در كرمانشاه بودم، آن عزيز ارجمند به مدرسه حاج آقا آخوند مي‌آمدند، با حاج آخوند رفيق بودند و در آن مدرسه، درسي داشتند و افراد خوبي مي‌آمدند خدمتشان استفاده مي‌كردند، يكي از آنان آيت الله حسن ممدوحي بود.» 
آيت الله ممدوحي مي‌گويد: «با مرحوم آيت الله شيخ عباس تهراني و آيت الله خوشوقت در مسائل اخلاقي و تربيتي محشور بوده‌ايم كه به راستي كلماتي كه از جان نوراني آن بزرگواران برمي‌خاست موجب انقلاب روحي، دلگرمي به تحصيل و تخلّق به اخلاق الهي بود.»  و افزوده‌اند: «در ايّام طولاني كه خدمتشان بوديم، هر چه مي‌گذشت، تقواي بيش‏تر، علم بيش‏تر، درايت افزون‌تر و معنويتي ويژه در ايشان حس مي‌كرديم. بركتي از بركات كره زمين بود. مشكلاتي كه توسط ايشان حل مي‌گرديد بسيار بود.» 
حجت الاسلام والمسلمين علي اكبر رشاد رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي اظهار داشته است: «تقريباً سي سال با اين فقيه پرهيزكار، مراوده داشتيم. ايشان با تواضع علمي، تقاضاهاي گوناگون را رد نمي‌كرد؛ در حالي كه پرورش‌يافته مكتب آيات محترم بروجردي، امام خميني(رحمه الله) و علامه طباطبايي(رحمه الله) بودند و فقيهي با اين عظمت علمي، نبايد اين‌گونه جلسات را قبول مي‌كرد.» 
از جنبه‌هاي ارزشمند در سيره علمي و معرفتي آيت الله خوشوقت، برداشتهاي تفسيري ايشان از آيات قرآن است به گفته استاد صديقي «بعد از عنايتي غيبي كه به اين چهره حوزوي گرديده است، ميزان درك و فهمش از قرآن ژرف‌تر و كاربردي‌تر گشته است. فهم بديع وي از قرآن واقعاً براي فراگيران، سازندگي دارد. از هر آيه‌اي درسي براي زندگي و قابل لمس براي همه و بسيار ساده مطرح مي‌كند؛ زيرا عقيده دارد قرآن در متن زندگي بشر كارساز بوده و ناظر بر تمامي روابط، معاشرتها و خلق و خوي آدميان است، در واقع مي‌كوشد با تكيه بر قرآن، تعبد و ارتباط با خداوند و ايمان‌محوري را در متن زندگي افراد پياده كند.» 
مباحث تفسيري و نيز ترجمه قرآن به دست ايشان تدوين شده و قرار است استاد صفايي بوشهري به طبع و نشر آن اقدام كند. ايشان اثر ديگري به نام تفسير سوره حمد هم دارد.» 
همچنين برداشتهاي ايشان از ادعيه، صحيفه سجاديه، مناجات شعبانيه و حديث معراج ضمن اينكه ژرفكاويهاي بديعي در بر دارد، نوراني، جذّاب و دلنشين است. آيت الله خوشوقت همگام با جلسات وعظ و خطابه، به شرح و تفسير موضوعي صحيفه سجّاديه پرداخته است كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، بخشهايي از آن را ضبط كرده است. 
اين بحثها شامل فرازهايي از دعاي مكارم الاخلاق و ديگر ادعيه است. ترجمه و توضيحات درباره صحيفه سجّاديه با اشراف آيت الله خوشوقت بارها از سوي آيت الله صفايي بوشهري، چاپ شده است. 
آيت الله خوشوقت در ايّامي كه در قم مشغول تحصيل بود در درس ميرزا جواد ملكي تبريزي شركت مي‌كرد. سپس علاقه‌مند شد كتاب اسرار الصلوة اين عارف را به طبع برساند. وي كتاب را پيش از چاپ به محضر امام خميني(قدس سره) برد تا تقريظي بر آن بنويسد. امام به وي فرمود: مرحوم ملكي تبريزي، كتاب ديگري به نام المراقبات دارد كه من و آيت الله سيّد احمد زنجاني تصحيح كرده‌ايم و محدث ارموي، آن را به تهران برده تا به چاپ آن اقدام كند. سپس مرحوم خوشوقت كتاب را از وي تحويل گرفت و بازنگريها و اصلاحاتي در آن انجام داد و در چاپخانه حيدري تهران به زيور طبع آراست. 
آيت الله خوشوقت، رمز موفقيت خود را در پيمودن مسيرهاي علمي و عرفاني، فضاي معنوي حوزه علميه قم، معرفي كرده است:
«رمز موفقيت من آن چيزهايي بود كه از قم آورده بودم. اين موضوع باعث شد كه در تمامي سنگرهاي فرهنگي، فردي،‌ اجتماعي و سياسي، مجهز باشم. ذخيره قم زياد است،‌ بايد كشف كرد، رشد معنوي و خير دنيوي و اخروي در قم هست، اگر كسي درست پيدا كند تا آخر عمر بيمه است؛ مثل امام خميني(قدس سره) كه هيچ عاملي نتوانست او را از راه حق برگرداند. اگر ايشان در قم نبود، قادر نبود اين‌گونه تحوّل و انقلابي به وجود آورد؛ او بر سر سفرة قم نشسته بود. اگر به عمق سفره قم دست نيافته بود،‌ نمي‌توانست كاري بكند. علاوه بر علوم ظاهري چيزهاي ديگري هم در حوزه اين شهر هست؛ ولي در لايه‌هاي زيرين آن، آنهايي كه از لايه‌هاي رويين (ظاهري، ‌سطحي و رسمي) استفاده مي‌كنند چيزي بيش از علوم ظاهري به دست نمي‌آورند.» 

برچسب‌ها

افزودن دیدگاه جدید

.