پژوهشي درباره استخاره

علي مختاري
استخاره در زندگي بعضی از مردم رايج است با توجه به نقش تأثيرگذار استخاره، آيا همين شيوة رايج، صراط مستقيم است يا انحرافهايي در آن رخ داده است؟ ‌يك روحاني به عنوان استخاره كننده، به چه آگاهي هايي نياز دارد؟
از همين زاويه با استخاره آشناتر شويم و در ضمن خطرات،‌ كاستيها را بنگريم؛‌ اگرچه به مباحث كلامي، شبهات و ... نمي‌پردازيم.
معناي استخاره
براي استخاره ـ با برداشت از ادعيه و رواياتِ‌ مربوطه ـ معاني زيادي گفته‌اند  و اينجا به تبعيت از امام خميني(قدس سره)  آن را به دو بخش تقسيم مي‌كنيم:
الف)‌ درخواست تقدير و تسهيل بهترين سرنوشتها و واداشته شدن به كار خير؛‌ مرحوم «سيد علي خان مدني» در شرح دعاي استخارة‌ »صحيفه سجاديّه» براي نشان دادن مشروعيت و استحباب استخاره روايات جالبي آورده است. كه معناي نخست استخاره،‌ از اين روايات و بسياري از دعاهاي استخاره  به دست مي‌آيد.
1. جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید:«كَانَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) يُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا...؛  سیرة پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بود که به ما استخاره در تمامی کارها را آموزش می‏داد.» و می‏فرمود: هر گاه یکی از شما بر انجام دادن کاری مصمم شد، دو رکعت نماز ـ غیر واجب ـ بخواند، سپس این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ اِنِّی أستَخِیرُکَ بِعِلمِکَ وَ أستَقدِرُکَ بِقُدرَتِکَ...؛  خدایا از تو می‌خواهم که با علمت و تواناییت، بهترین گزینه‏ها را برایم گزینش کنی و مقدّر فرمایی... .»
2. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرمود: «مِنْ سَعَادَةِ ابْنِ آدَمَ اسْتِخَارَتُهُ اللَّهَ وَ رِضَاهُ بِمَا قَضَى اللَّهُ وَ مِنْ شِقْوَةِ ابْنِ آدَمَ تَرْكُهُ اسْتِخَارَةَ اللَّهِ؛  خیرخواهی آدمیزاد از خدا، و راضی بودن وی به قضای الهی از جمله سعادتها و خوشبختیهای او است و ترک آن، از جمله بدبختیهای او.»
3. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ فَوَ اللَّهِ مَا اسْتَخَارَ اللَّهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّةَ؛  دو رکعت نماز بخوان و از خدا خیر بخواه، پس به خدا سوگند هیچ مسلمانی استخاره نکرد، جز آنکه قطعاً خدا خیر را برایش پیش آورده است.»
4. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مَنِ اسْتَخَارَ اللَّهَ رَاضِياً بِمَا صَنَعَ اللَّهُ لَهُ خَارَ اللَّهُ لَهُ حَتْماً؛  هر که از خدا خیر بخواهد و به مقدّرات خدا راضی باشد، حتماً خدا بهترین گزینه ‏ها را نسبت به وضعیت او برایش فراهم می‏ سازد.»
حضرت علی(علیه السلام) می‏فرماید: «آن زمانی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا به عنوان والی به یمن اعزام داشت، سفارشهایی به من فرمود، از جمله: «مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار؛  متحیر نماند کسی که از خدا بهترین ها را خواست و پشیمان نشد کسی که از آرای دیگران بهره برد.»
ب) درخواست ارائة بهترینها؛ برای استنباط خیر از شرّ یا بهترینها، از میان چند راه که در آن تردید و شک داریم، راه‏های متعددی وجود دارد، مثل:
1. استخارة مشورتی
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هر گاه یکی از شما کاری را اراده می‏کند، با کسی مشورت نکند تا آنکه پیش از آن با خدای خود مشورت کند. پرسیدند: چگونه با خدا مشورت کند؟ فرمودند: اول از حق تعالی خیر خود را بخواهد، بعد از آن با مؤمنان مشورت کند، تا خدا آنچه خیر او در آن است، همان را به زبان ایشان جاری گرداند.» 
2. استخارة الهام بر صفحة دل و درون قلب
این در جایی است که فرد بر سر دو یا چند راهی مردد است، در این باره چند دعا و نماز وارد شده است.  مثلاً حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به اَنس فرمودند: «هر گاه کاری را اراده کنی، هفت مرتبه از خدای متعال خیر طلب کن، پس آنچه به دل تو افتاد، انجام بده که خیر تو در آن است.» 
داستان علي بن اسباط 
متاعي تجاري داشتم كه در مكه كساد بود. به مدينه وارد كردم، باز هم كساد بود. نزد امام رضا(علیه السلام) رفتم. صحبت از سفر تجاري به مصر مطرح شد و اينكه راه مصر پر خوف و خطر است، آيا از طريق دريا بروم يا از مسير خشكي؟ حضرت پاسخ دادند: از راه خشكي برو. و سپس فرمودند: در غير وقت نماز فريضه، به مسجد شريف نبوي بيا و دو ركعت نماز بخوان، و صد و يك بار استخاره كن [مثلاً بگو: أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَة] سپس بررسي كن، كدام بهتر است، اگر خدا به دلت راه دريا را انداخت، از همان راه برو و اين دعاها را بخوان... و اگر خدا به دلت انداخت، از خشكي برو و اين اعمال را انجام بده... .
همين طور علي بن اسباط به محضر امام جواد(علیه السلام) نامه مي‌نويسد و دربارة دو موضوع رهنمود مي‌خواهد: يكي ازدواج دخترانش و ديگر دو باغِ خود كه از طرف حكومت وقت به او فشار مي‌آورند تا بفروشد. مضمون پاسخ امام جواد(علیه السلام) چنين است: «بسم الله الرحمن الرحيم، و دريافتم آنچه دربارة ازدواج دختران و نبود هم‌كفوي مثل خود، يادآور شده بودي، پس در اين زمينه فكر نكن و ناراحت مباش! خدا تو را مورد مرحمت خويش قرار دهد؛ زيرا پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: وقتي براي شما خواستگاري آمد كه دين و اخلاقش را مي‌پسنديد، تزويجش كنيد، و گرنه ((إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرٌ)) »
و دانستم آنچه مشورت خواسته بودي، دربارة دو باغت كه سلطان در باب فروشش متعرّض تو شده است.
پس صد بار چنين استخاره كن: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَة» و اين استخاره پس از دو ركعت نماز باشد و تا پايان  دعاها با كسي سخن مگو، در آخر ببين اگر فروش باغها در دل تو معامله‌اي شيرين و دلپسند است، بفروش!» 
«سيد بن طاووس» در اينجا توضيح مي‌دهد كه امام معصوم(علیه السلام) به حقايق وقوف دارد؛ ولي راه استخاره از خدا را نشان مي‌دهد؛ زيرا اين اشرف ابواب به سوي معرفت صواب است.
3. استخاره با تسبيح يا سنگ‌ريزه
 علامه مجلسي(رحمه الله) مي‌نويسد: «پدرم از شيخ بهايي،‌ استخاره منسوب به حضرت صاحب الامر(علیه السلام) را چنين روايت مي‌كرد: سه مرتبه صلوات، سپس ميانة تسبيح را بگير و دوتا دوتا رد كن، اگر آخري جفت آمد، بد و اگر طاق بود، خوب است.» 
براي اين استخاره اَشكال گوناگوني گفته‌اند، به جز منابع مذكور در پاورقيها، مي‌توان مراجعه كرد به:‌ مفاتيح الجنان؛ الذكري، شهيد ثاني، ج 4، ص 269؛ وسائل الشيعه، ج 8، ص 81 ـ‌ 84؛ جواهر الكلام، ج 12، ص 163 ـ 173؛ مفتاح الكرامه، ج 3، ص 278.
4. استخاره با رقعه و كاغذ 
اين‌گونه استخاره بسيار مهم است و انواعي دارد، از جمله: «هارون بن خارجه» مي‌گويد: امام صادق(علیه السلام)‌ فرمودند: هر گاه ارادة كاري نمودي،‌ شش قطعه كاغذ بردار،‌ در سه تا بنويس: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ (مثلاً لِأحْمَد بن خديجة) اِفْعَلْهُ» و در سه‌تاي ديگر بنويس: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، خِيَرَةً مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ، لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ (مثلاً لِأحْمَد بن خديجة) لَا تَفْعَلْ» آن‌گاه اين كاغذها را زير سجاده‌ات بگذار و دو ركعت نماز بخوان، پس به سجده برو و در سجده، صد بار بگو: «اَسْتَخِيرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَةٍ» سپس بنشين و بگو: «اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ؛ خدايا! برايم خير بگردان و گزينش نما در همة كارهايم در فضاي آسايش و عافيت از سويت.» 
سپس با دست كاغذها را بيرون آور و درهم و برهم كن، آن‌گاه يكي يكي بردار تا پنج قطعه كاغذ، اگر در هر سه «لا تفعل» بود، انجام مده، و اگر در هر سه «اِفْعَلْ» بود، انجام بده و اگر مخلوط بود، در سه‌تاي آن، هر چه بود از فعل يا ترك، همان را انجام بده و كاغذ ششم را رها كن. 
5. استخاره با قرآن كريم:
روش استخاره با قرآن كريم نيز متعدد است،‌ مثل: «سه مرتبه سورة اخلاص بخوان، سه مرتبه صلوات و بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي تَفَأَّلْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ فَأَرِنِي مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِي غَيْبِك‏» پس مصحف را بگشا و عمل كن به آنچه در سطر اول صفحة دست راست ظاهر مي‌شود، بي‌آنكه اوراق و سطور را بشماري. و اين روش را سيّد بن طاووس(رحمه الله)، از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) روايت كرده است. 
اصل سخن
آنچه در صدر اسلام رايج بوده، و امروزه تقريباً فراموش شده است و استخاره‌هاي رايج، كه به روحاني و حتي گاه به مداح يا افراد مذهبي مراجعه و دستور العمل اجرايي مطالبه مي‌شود و با قرآن يا تسبيح، خوب يا بد بودن هدفِ مورد نظر مشخص مي‌شود، در سيرة معصومين(علیهم السلام) نبوده است؛ بلكه ما بايد خود و مردم را طبق نصوص ديني و سيرة معصومين(علیهم السلام) تربيت كنيم و از شيوه‌هاي رايج نزد مردم‌ بپرهيزيم.
به مردم ياد دهيم كه بجای استخاره، نماز و دعا بخوانند، ذكر بگويند، از خدا خير و گزينة بهتر را بجويند و همان شيوه‌هاي منصوص و مروي را انجام دهند.
گذشته از كتب روايي، دعايي و يا فقهي كه ادعية استخاره  را به صورت پراكنده نقل كرده‌اند، برخي كتابها عمدة دعاها، روايات و شيوه‌ها را آورده‌اند، مثل: مفاتح الغيب، در آداب استخاره،‌ علامه محمدباقر مجلسي، چاپ آستان قدس؛ فتح الابواب، سيد بن طاووس، چاپ آل البيت(علیهم السلام)؛ المعجم الموضوعي لأدعية المعصومين(علیهم السلام)، علي محمد بروجردي، ج3،‌ چاپ بنياد بين المللي دعا.
نكته‌هاي مهم در استخاره با قرآن كريم
1. در ميان عالمان ديني معاصر شخصيت هايي بوده‌اند كه در علم استخاره يد طولايي داشته‌اند و راهنمايي هاي دقيق و درست ارائه مي‌دادند. حضرات آيات سيد عبد الكريم كشميري، محمدتقي بهجت، حسن فريد گلپايگاني، محمد فكور يزدي، حسن مصطفوي، صدّيقين گذشته از اجتهاد در فقه، اصول، حديث، تفسير و فلسفه، داراي اين موهبت الهي نيز بودند، همچنين افراد عوام و مكتب نرفته‌اي نيز گاه پيدا شده‌اند كه از اين علم بي‌بهره نبوده‌اند. گويا اين دانش نظير علم تعبير خواب، بيش‌تر جنبة موهبتي دارد تا اكتسابي.
2. در استخاره با تسبيح يا قرآن كريم نيز به عنوان استدعا از خداي تعالي، مي‌خواهيم كه راه بهتر را به ما بنماياند.
3. اصل استخاره، مستحب و مفيد است؛ ولي استخاره با قرآن، به ويژه براي ديگران،‌ هيچ دليل معتبري ندارد و نزد ائمه(علیهم السلام) و اصحاب آنان رايج نبوده است،‌ حتي از قدما و اقدمين از فقها نيز نقل نشده و رسمي نوپديد نزد متأخرين است. و به عنوان قضاي حاجت مؤمن، توجيه مي‌شود.
تنها از يسع بن عبد الله قمي ـ‌ كه مجهول است  از امام صادق(علیه السلام)‌ چنين نقل شده است: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: «أُرِيدُ الشَّيْ‏ءَ فَأَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوفَقُ فِيهِ الرَّأْيُ أَفْعَلُهُ أَوْ أَدَعُه؟؛ دربارة چيزي مي‌خواهم استخاره كنم، موافق خواسته‌ام در نمي‌آيد، آيا انجامش دهم يا رهايش كنم؟»
حضرت فرمودند: «انْظُرْ إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ أَبْعَدُ مَا يَكُونُ مِنَ الْإِنْسَانِ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ فَانْظُرْ إِلَى شَيْ‏ءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَخُذْ بِهِ وَ افْتَحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فِيهِ فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى؛  نظر كن در هنگامي كه براي نماز برمي‌خيزي؛ زيرا كه دورترين احوال شيطان نسبت به آدمي، زماني است كه به نماز مي‌ايستد، پس ببين چه چيزي به دلت مي‌افتد، همان را پي‌گيري كن و بگشا مصحف را، پس نظر كن به سوي اول چيزي كه مي‌بيني در مصحف، و به آن عمل كن إن‌شاء الله!»
4. برخي از مراجع عظام و اساتيد تفسير، از استخاره براي ديگران طفره مي‌روند و مي‌گويند: معذورم. 
و اين چه سنّت حسنه‌اي است، اگر بين طلاب جوان ترويج گردد؛ زيرا استخاره براي مردم، علاوه بر اتلاف عمر و از دست دادن تمركز براي علم‌آموزي، مشكلات عديده‌اي براي طلاب و وعاظ دارد.
5. به مطلق استخاره، اشكالهاي زيادي قديماً و حديثاً گرفته شده و پاسخ داده شده است.  
6. در هر كاري كه حكم شرعي آن روشن باشد نبايد استخاره كرد، ‌مثل حرام، واجب، مكروه و مستحب. از يكي از شكنجه‌گران و رؤساي ساواك شاه شنيدم كه مي‌گفت: پيش از استخدام در ساواك شاه،‌ چند بار از پيشنماز مسجدمان استخاره گرفتم، خوب آمد، سپس ساواكي شدم. در اينجا لازم بود حكم شرعي «معونة الظالم» را از روحاني مي‌پرسيد كه جوابش حرمت است.
ثانياً: ‌پيش از استخاره بايد عقل را به كار گرفت، اگر باز ترديد و شك پابرجا ماند، لازم است با كساني كه براي مشورت صلاحيت دارند ـ نه با هر كس ـ مشورت كرد. و پيش از مشورت،‌ بايد از خدا خواست تا مصلحت ما را به زبان مشاوران جاري نمايد و در آخرين مرحله، مي‌توان سراغ استخاره رفت.
شاعر گفته: «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست.» بايد اضافه كرد: «در كار شرّ هم حاجت هيچ استخاره نيست.» توجيه صحيح اين تعبير همان است؛ يعني هر جا حكم شرعي روشن است، نبايد استخاره كرد، نه اينكه بر كار شرّ و گناه، كلاه استخاره بگذاريم و حلالش كنيم.
قلمرو استخاره جايي است كه بين دو مباح يا چند شيوة اجرايي انجام واجب و مستحب يا دفع شرّ ظالم و دفع گناه و مكروه مردد باشيم، مثلاً زيارت امام حسين(علیه السلام) مطلوب است؛ ولي صد شيوة اجرايي دارد، مثل سفر هوايي، زميني، پياده، در فلان زمان با فلان شرايط و... .
7.‌ بسياري از متدينين تا اندازه‌اي ساده‌لوح،‌ تدريجاً‌به استخاره معتاد مي‌شوند و به بيماري وسواس استخاره مبتلا مي‌گردند كه واقعاً نوعي بيماري است و نتيجه‌اش كنار نهادن عقل و ادراك و شرع و مشورت است و گاهي به زده‌شدن از دين و خدا و پيغمبر مي‌انجامد.
8. مردم،‌ معناي درست استخاره را نمي‌دانند،‌ و تمامي عواقب و رخدادهاي شومِ بعدي را به گردن دين مي‌اندازند. در صورتي كه اگر پاسخ «خوب» باشد؛ يعني انجام اين معامله،‌ يا ازدواج و... بهتر است، نسبت به ترك آن.
نه اينكه هیچ مشکلی پیش نمی‏آید فرضاً اگر آيين‌نامه و ضوابط راهنمايي و رانندگي رعايت نشود، تصادف نمي‌كند يا اگر مهارتها و وظايف زناشويي ناديده گرفته شود،‌ نزاع و طلاقي در كار نيست.
آری تا مشكلي رخ نداده مردم،‌ ساكتند؛‌ ولي به مجرّد پيش امدهاي بد،‌ لب به اعتراض مي‌گشايند كه: چرا استخاره آنقدر خوب بود؟!
9. ازدواج از امور مهمّي است كه مناسب است دربارة برخي جزئياتش استخاره كرد، منتهي نه نزد هر كس؛ زيرا ازدواج از مقوله‌هاي مهم زندگي است كه لازم است در جزء جزء آن با عقل و مشورت پيش رفت و تنها در بعضي مراحل آن می‏توان استخاره كرد. برخی علماء برای ازدواج، استخاره نمی‏گیرند زیرا مردم معنای استخاره را نمی‏ دانند، و اگر در زندگی حادثه ناگواری رخ داد آن را به استخاره ربط می‏ دهند.
10. استنباط دقيق از ظرايف قرآني، كار هر كسي نيست،‌ از اين رو بسياري از بزرگان،‌ همچون آيت الله حائري يزدي(رحمه الله)‌، با قرآن استخاره نمي‌كردند و مي‌فرمود: «يسبح الله... » چه دلالتي دارد كه فلان كار خوب است يا بد؟ يا مثلاً به چه دليل آية مرتبط با عذاب فرعون و نمرود بد باشد؟ مگر تنبيه ظالم، كار بسيار خوبي نيست؟ 
پس از پايان درس اصول نزد حضرت آيت الله صلواتي(حفظه الله) يكي از فضلا استخاره كرد، آية بُت‌شكني حضرت ابراهيم(علیه السلام)‌ و درگيري با نمروديان آمد: ((فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ كَبيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ))،  همگي اتفاق نظر داشتيم كه بسيار بد است؛ زيرا دربارة نزاع و زد و خورد و بت‌شكني است. پس از اينكه نزديك ده نفر آن را بد دانستيم، يكي از دوستان، همان صفحه را به استاد ارائه كرد و پرسيد. استاد فرمود: بسيار خوب است. چه كاري بهتر از بت‌شكني و تبليغ و مجاهدت در راه يكتاپرستي و مبارزه با شرك؟
به اندازه زنبور عسل
يكي از رجال اصفهان به مرض «حصبه» مبتلا شد. پزشكان وي را از برخي غذاها شديداً منع كردند. در يك ميهماني و سفره‌اي رنگين به او زياد تعارف و اصرار مي‌كنند، هوس و بوي خوش غذا هم مشوق مي‌شود، بالأخره استخاره مي‌كنند، اين آيه آمد: ((ثُمَّ كُلي‏ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ... ))؛  خطاب به زنبور عسل است كه از كلّ ثمرات بخور.
همگي تحسين و تشويق مي‌كنند كه چه آية مناسبي است! بيمار نيز شكمي از عزا در مي‌آورد و همگي را عزادار مي‌كند. بعداً‌ كه دربارة استخاره و قرآن كريم بگو مگو و ترديد مطرح مي‌شود، يكي از علما توضيح مي‌دهد كه آن آيه، خطاب به زنبور عسل است. زنبور عسل بر گلهاي زيادي مي‌نشيند و بسيار اندك مي‌خورد. ايشان نيز اگر چنين مي‌كرد، ضرر نمي‌كرد. آية شريفه كه خطاب به بقره يا فيل نبود.
امّا چه پاسخهاي نسنجيده و نفهميده‌اي كه سرنوشتي را تغيير مي‌دهد، افرادي را بي‌كار مي‌كند، طلاقها و خون دلهايي را ايجاد مي‌كند! که بعضاً مسؤلیت شرعی دارد، پس چه بهتر که از باب احتیاط، تا می‏ توانیم، از استخاره گرفتن و تعیین تکلیف، خودداری کنیم.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.