کنترل نسل در سبک زندگی دینی

محمد اسماعیل عبداللهی
 قرآن و جفت‏ گرایی انسان
انسانها طوری آفریده شده‏اند که جفت‏خواهی به سرشت و آفرینش آنها برمی‏گردد. تشکیل خانواده، معلول این است که هر کدام از دو عنصر زن و مرد، تا یکدیگر را نجویند و نخواهند و با یکدیگر نیامیزند و به تعاون و معاضدت یکدیگر تن ندهند، ناقص‏اند. این دو عنصر، مکمل یکدیگرند. تنها رابطة فیزیکی دو تن نیست که آنان را تکمیل می‏کند و تنها تولید فرزند نیست که ایشان را دلخوش می‏گرداند و تنها امور مادی ظاهری، آنها را به یکدیگر جذب نمی‏کنند. نکته‏ مهم در اینجا آن است که هم نیاز روحی و هم نیاز جسمی، زن و مرد را به سوی یکدیگر می‏کشاند. طراح آفرینش، خلقت موجودات جاندار را این‏گونه طراحی کرده است.
از دیدگاه قرآن، اصولا خلقت انسانها به صورت جفت است. هیچ مردی و هیچ زنی نیست که برای او جفتی خلق نشده باشد. اینها به حسب فطرت خود، در پی یافتن جفت خود کوشش می‏کنند و هر کدام با شیوه مخصوص خود، این وظیفه فطری را انجام می‏دهند. مرد با فنون مردانه خود و زن با شگردهای زنانه خود، همدیگر را می‏جویند و کامل می‏کنند. منطق قرآن در این‏باره چنین است:
الف) ((وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجا))ً؛  «و شما را جفت جفت آفريديم.»
ب) ((وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ))؛  «و از نشانه‏هاى قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسرانى آفريد تا به ايشان آرامش يابيد، و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد. در اين عبرتهايى است براى مردمى كه تفكر مى‏كنند.»
ج) ((وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى‏ وَ لا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ في‏ كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ))؛  «خدا شما را از خاك و سپس از نطفه بيافريد. آن‏گاه جفتهاى يكديگرتان قرار داد. هيچ زنى آبستن نمى‏شود و نمى‏زايد؛ مگر به علم او و عمر هيچ سالخورده‏اى به درازا نكشد و از عمر كسى كاسته نشود، جز آنكه همه در كتابى نوشته شده است. و اين كارها بر خدا آسان است.»
د) ((فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ))؛  «آفريدگار آسمانها و زمين است. براى شما هم از شما، همسرانى بيافريد و نيز براى چارپايان، جفتهايى پديد آورد. با آفرينش همسران بر شمارتان مى‏افزايد. هيچ چيز همانند او نيست و اوست كه شنوا و بيناست.»
قرآن با این‏گونه تعبیرات، در حقیقت به فلسفه اساسی تشکیل خانواده اشاره کرده است. اگرجفت‏گرایی در سرشت انسان عجین نشده بود و همسران، وسیله سکون و آرامش یکدیگر نبودند و دوستی و رحمت در میان آنها قرار داده نمی‏شد، چه نیازی داشتند که با بستن پیمان زناشویی، تنهایی و استقلال فردی خود را در جمع کوچک خانواده، مضمحل و همه لوازم و نتایج آن را تحمل کنند؟ 
راز اصلی در تشکیل نهاد خانواده، نیاز روحی و جسمی هر فرد بشری به جنس مخالفش است. همین جفت‏گرایی است که مودت را در میان دو جنس مخالف ایجاد می‏کند و در حقیقت همین مودت، موجب سکون و آرامش در هر فرد انسانی از دو جنس مخالف می‏شود و تمییز دهنده جفت‏گرایی انسان و حیوان است؛ چرا که در میان حیوانات، سخنی از مودت و رحمت نیست.
بر اساس اندیشه اسلامی، رفع نیاز جنسی، تولید نسل و فرزنددار شدن، ارضای حس اجتماعی بودن، رفع نیاز به تعاون و... همه در پرتو نیاز روحی و جسمی هر فرد بشری به جنس مخالف، از موارد فلسفه تشکیل خانواده به حساب می‏آید.
در اندیشه دینی بر ازدواج و تشکیل خانواده بسیار تأکید می‏شود ((وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ))؛  «عَزبهايتان را و غلامان و كنيزان خود را كه شايسته باشند همسر دهيد. اگر بينوا باشند خدا به كرم خود توانگرشان خواهد ساخت، كه خدا گشايش‏دهنده و داناست.» در مرحله بعد به توالد و تناسل تأکید می‏ورزد. زن و مرد، طالب این هستند که با مشاهده ثمره وجود خویش، خود را بر مسند پر افتخار مادری و پدری بنگرند و مسئولیت تربیت انسانهایی صالح و ارزشمند را برعهده گیرند و از این رهگذر به وجود خویشتن، امتداد بخشند.
فرزند، جلوه وحدت پدر و مادر است، زن و مرد باید بدانند که با ازدواج، دارای روح واحدی دو پیکر شده‏اند. درست است که ژنهای والدین، بعضی به صورت بارز، اثر خود را بیش‏تر و بعضی به‏صورت مکتوم اثر خود را کم‏تر نشان می‏دهند، ولی به هر حال، فرزند، آمیزه‏ای از هر دوی آنهاست و زمینه‏های وجودی ایشان را در خود ذخیره دارد و از هیچ‏یک جدا نیست. 
اهمیتِ داشتنِ فرزند در منابع دینی
شخصی خدمت امام کاظم(علیه السلام) نوشت که پنج سال است از داشتن فرزند خودداری می‏کنم؛ زیرا همسرم از داشتن فرزند، کراهت دارد و می‏گوید: به علت تنگدستی از عهده بزرگ کردن و تربیت فرزند بر نمی‏آییم. حضرت در پاسخ وی نوشت: «اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرْزُقُهُمْ؛  فرزند بخواه زیرا خداوند، روزی آنها را می‏ دهد.»
قرآن کریم به صراحت بر حفظ فرزند و پرهیز از نابودی فرزند تأکید می‏کند: ((لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ))؛  فرزندان خود را از ترس فقر نکشید، روزی شما و آنها را می‏ دهیم؛ از این‏رو قطعاً کارهایی از قبیل سقط جنین و کشتن فرزند به بهانه مالی و اقتصادی، از نظر اسلام منفور است.» این بیان قرآنی و روایی، جواب دندان‏شکنی به شیفتگان تمدن جدید است که انسان معصومی را پیش از تولد، نیست و نابود می‏کنند و جواب محکمی است به آنهایی که با تراشیدن هزار دلیل، جلوی انعقاد نطفه را می‏ گیرند.
انفجار جمعیت و سلب آرامش عمومی!!
سالهاست که در دنیا مطرح می‏کنند جمعیت دنیا رو به افزایش است و کم‏کم دارد عرصه بر مردم تنگ می‏شود و کره زمین نمی‏تواند نیاز آنها را تأمین کند و...، پس نباید جمعیت زیاد شود و فرزند زیاد باعث سلب آرامش، فقر و بدبختی خواهد شد، در حالی که این ادعا از چند جهت، خلاف مبانی دینی اسلامی است.
نخست آنکه هر انسانی که به دنیا می‏آید دارای دو بازو و یک مغز پرتوان است و حتما خواهد توانست شکم خود بلکه شکمهای دیگران را نیز سیر کند.
دوم آنکه قرآن کریم می‏فرماید: ((الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاء))؛  «شیطان است که شما را از فقر می‏ترساند و به فحشا و زشتی امر می‏ کند.» بنابراین این قبیل برداشتها شیطانی است و نتیجه آن سردی کانون خانواده و غیر طبیعی شدن زنان و مردان و به‏کار نیفتادن عواطف آنها و تن دادن به اعمال زشتی از قبیل سقط جنین است.
سوم آنکه در طول تاریخ استعمار، یکی از مهم‏ترین رها‏وردهای استعماری، همین بوده است تا ممالک دنیا کم‏جمعیت باشد و خالی بماند و از زمین، بهره‏برداری نشود و ارباب قدرت بتوانند همچنان بر کرسی استکبار تکیه بزنند. از این مهم‏تر، استکبار و استعمار جهانی در دو دهه اخیر تلاش کوشیده است تا از هر راهی، جلوی گسترش اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مذهب حقه اثنا عشری را بگیرند و نگذارند جریان شیعی به یک تمدن فراگیر مبدل شود. هدف آنان این است که بتوانند ممالک اسلامی را به تصرف درآورند و خود به عیش و نوش و دنیاپرستی و ظلم و تجاوز  بپردازند و دیگر مانعی بر سر راه خود نبینند.
چهارم آنکه داشتن فرزند نه تنها سبب سلب آرامش و اعتماد به نفس و نشاط و شادابی نیست، بلکه خود مایه اصلی ایجاد آرامش و نشاط است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «الْوَلَدَ الصَّالِحَ‏ رَيْحَانَةٌ مِنْ رَيَاحِينِ الْجَنَّة؛  فرزند نیکوکار، گلی از گلهای بهشت است.» در جای دیگری رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «إنَّهُمْ (ای الاولاد) لَثَمَرَةُ الْقُلُوبِ‏ وَ قُرَّةُ الْأَعْيُنِ وَ إِنَّهُمْ مَعَ ذَلِكَ لَمَجْبَنَةٌ مَبْخَلَةٌ مَحْزَنَةٌ؛  فرزندان میوه دلها و نور چشمهایند و با وجود این، عاملی برای ترس، بخل و حزن نیز هستند.» فرزند، زمانی عامل ترس، بخل و حزن خواهد بود که تحت تربیت صحیح پدر و مادر قرار نگیرد. اگر والدین به وظایف خود درباره فرزندان عمل نکنند و آنان را درست تربیت نکنند، هم به سقوط و انحراف آنها از مسیر حق کمک کرده ‏اند و هم خود از شر آنها در دنیا و آخرت در امان نخواهند بود؛ زیرا نخستین کسانی که از فرزند تربیت‏نشده زیان می‏ بینند، والدین‏اند. گاه ممکن است فرزند تربیت‏نایافته، پدر و مادر را وادار کند تا برای تأمین خواسته ‏های او به هر کار غیر شرعی دست بزنند. 
نقل شده است روزی حسن بصری گفت: فرزند چه چیز بدی است؛ زیرا اگر زنده بماند مرا به زحمت خواهد انداخت و اگر هم بمیرد مرا ناراحت خواهد کرد. این سخن به گوش امام سجاد(علیه السلام) رسید، حضرت فرمود: «كَذَبَ وَ اللَّهِ نِعْمَ الشَّيْ‏ءُ الْوَلَدُ إِنْ‏ عَاشَ‏ فَدَعَّاءٌ حَاضِرٌ وَ إِنْ مَاتَ فَشَفِيعٌ سَابِق‏؛  به خدا قسم دروغ می‏گوید، فرزند، چه چیز خوبی است؛ زیرا اگر زنده بماند، پیوسته دعایی حاضر(برای والدین) خواهد بود و اگر بمیرد، شفیعی است که از پیش (برای والدین) فرستاده شده است.» توضیح مطلب این است که وقتی امام(علیه السلام) فرمود: فرزند، دعای حاضر است؛ یعنی وجود خود فرزند دعایی در حق پدر و مادر است تا چه رسد به اینکه در حق آنها دعا هم بکند. این معنا با توجه به آیه ذیل روشن‏تر می‏شود که در آن، روزی والدین را مترتب بر روزی فرزندان می‏داند. در این آیه آمده است ((وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبيرا))؛  «فرزندان خود را از بيم درويشى مكشيد. ما، هم شما را روزى مى‏ دهيم و هم ايشان را. كشتنشان خطاى بزرگى است.»
در روایتی از امام سجاد(علیه السلام) آمده است که می‏فرمایند: مِن سَعادَةِ الرّجُلِ أن یَکونَ لَهُ وَلَدٌ یستعین بهم؛  از(نشانه‏های) سعادت مرد، داشتن فرزندی است که کمک‏کار او باشند.» قرآن کریم نیز در جایی، فرزند را زیور زندگی می‏داند: ((الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلا))؛  مال و فرزندان، آرايش و زيور زندگى دنيا هستند، ولى اعمال شايسته پايدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ اميد داشتن به آنها نيكوتر است.»
فرزندان، نعمتهایی برای والدین‏اند، که این نعمت، خود سبب نعمتهای دیگری چون رزق و روزی، آرامش و نشاط، اعتماد به نفس، همدلی و همراهی و داشتن حامی و پشتیبان می‏شود. اگر والدین به وظایف خود در قبال آنها عمل کنند، یعنی اگر آنچنان که شرع مقدس توصیه کرده نسبت به آنها و تربیتشان اهتمام داشته باشند می‏توانند از این نعمتها همچون سایر نعمتهای الهی بهره‏مند شوند؛ چنان‏که این نعمتها مانند سایر نعمتها می‏توانند به نقمتی برای آنها تبدیل شوند و این در صورتی است که به وظایف خود در قبال آنها عمل نکنند. 
آیا اسلام، موافق کاهش جمعیت است؟!
برخی می‏گویند: دین مبین اسلام موافق کنترل و کاهش جمعیت است؛ زیرا عزل منی و جلوگیری از انعقاد نطفه را جایز می‏داند و حتی روشهای جلوگیری از بارداری را نیز تأیید می‏کند؟ از این‏رو اگر اسلام می‏خواست که جمعیت افزایش پیدا کند و نسل زیاد شود باید عزل منی را حرام می‏ کرد؟
در پاسخ به این شبهه نیز باید گفت: 
اول اینکه احکام فقهی و دستورهای شرع مقدس را همه نمی‏دانند؛ بلکه باید شخص، مجتهد جامع الشرائط و آگاه به مبانی معرفتی دین باشد؛ از این‏رو اظهار نظر کردن درباره مسائل شرعی فقط در حوزه اختیارات فقیه دینی است. 
دوم اینکه در احکام دینی حسب فتاوای فقهای بزرگوار شیعه، عزل به‏صورت مطلق جایز نیست؛ بلکه مشروط به رضایت زوجه است. در این زمینه، مى‏توان به سخن شیخ مفید(رحمه الله) توجه کرد که می‏فرماید: «وَ لَیْسَ لِاَحَدٍ اَنْ یَعْزِلَ الْمَاءَ عَنْ زَوْجَةٍ حَرَّة اِلَّا اَنْ تَرْضِىَ مِنْهُ بِذَلِكَ»؛  هیچ مردى حق ندارد از زنِ آزادۀ خود [غیرمملوک] عزل كند؛ مگر آنكه همسرش رضایت داشته باشد.» فتاوای مراجع بزرگوار تقلید زمان ما نیز همین مطلب را ثابت می‏کند.  
سوم اینکه آنچه درباره به عزل و جلوگیری از انعقاد نطفه آمده است، نه به علت انگیزه اقتصادی یا توصیه به کاهش جمعیت و... است؛ بلکه اگر مادری به‏ طور پیاپی فرزند به دنیا آورد و سلامت او و فرزندانش در خطر است، جا دارد که با استفاده از یک شیوه بهداشتی، جلوی انعقاد نطفه را بگیرد.
چهارم اینکه آنچه از مبانی دینی بر می‏آید آن است که اسلام نمی‏خواهد بشر را به کاهش زاد و ولد توصیه کند و یا از گسترش نسل جلوگیری کند؛ زیرا میل به جنس مخالف، توصیه به ازدواج و... همه برای تولید نسل و حفظ بقای بشر است. بنابراین اگر در جاهایی سخن از تحدید نسل و مدیریت تولید نسل و احیانا جلوگیری(عزل) است نه به علت انگیزه ‏ای است که ذکر شد؛ بلکه به راههای تنظیم خانواده و کنترل جمعیت اشاره می‏کند. ذکر این نکته نشانه‏ای برای پویایی دین مبین اسلام است که برای هر چیزی برنامه‏ای دارد؛ یعنی اگر روزی، بنا به هر غرض عقلایی نیاز به جلوگیری از ایجاد فرزند، احساس شود، دین اسلام راهی صحیح و بهداشتی برای جلوگیری دارد.

چند فتوا درباره شیوه ‏های جلوگیری از بارداری
1. آیا جلوگیری از حمل با بستن لوله ‏های رحم یا عنین کردن مردان یا گذاشتن دستگاه‏های آی یو دی، که موجب لمس و نظر است، اشکال دارد؟
ج) عقیم‏ کردن جایز نیست، مگر اینکه حمل، خطر جانی برای زن داشته و راه علاج، منحصر به عقیم‏کردن باشد. در این صورت اشکال ندارد و لمس و نظر به عورت زن برای غیر شوهر جایز نیست. 
2. این‏جانب دارای ده فرزند می‏باشم و از نظر کثرت اولاد در زحمت هستم. می‏خواهم لوله ‏های رحمم را ببندم آیا شرعاً جایز است یا خیر؟
ج) اگر موجب نازایی دائمی نشود و ضرر به مزاج و عضو نرساند و شوهر، راضی باشد و عمل، همراه با ارتکاب عمل غیرشرعی نباشد، اشکال ندارد. 
3. بستن لوله‏هاى منى مرد براى جلوگيرى از افزايش جمعيت چه حكمى دارد؟
ج) اگر اين كار با غرضی عقلایى صورت گيرد و ضرر قابل ملاحظه‌اى هم نداشته باشد، في‏نفسه اشكال ندارد. 
4. آيا سقط جنين بر اثر مشكلات اقتصادى جايز است؟
ج) سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختیهاى اقتصادى جايز نمى‌شود. 
5. با توجه به لزوم كنترل جمعيت، آيا بستن لوله‌هاى رحم در خانمها اشكال دارد؟
ج) براى مدت موقّت، مانعى ندارد. 
6. دید برخی عالمان بزرگوار شاهد خوبی در این زمینه است، آیت‏الله فاضل‏لنکرانی در پاسخ این سؤال که: «آيا اسلام موافق با رشد جمعيت است؟»
چنین پاسخ داده‏اند:
اسلام موافق با رشد جمعيت است از نظر اينكه آمار مسلمانان هرچه بيش‏تر باشد دليل بر عظمت و قدرت آنها است؛ ولى در برخى شرايط خاص، به عنوان آن شرايط، با رشد جمعيت، موافق نيست. 
7. در كل، با توجّه به سؤالات مطروحه [درباره روشهای جلوگیری از بارداری]، در صورتى كه حضرت‌عالى ارشاد و نظر خاصّى داريد، لطفاً جهت استفادۀ پزشكان بفرماييد.
ج) توصيۀ حقير اين است كه بايد در مسأله كنترل مواليد، مانند همۀ مسائل اجتماعى، از افراط و تفريط پرهيز كرد و تنها مسائل كوتاه‏مدّت را در نظر نگيرند و به واقعيّت توجّه كنند، نه شعارها. 
8. حضرت آیت‌الله نوری همدانی می‏فرمایند: تحدید نسل برای کشور، یک درد است و نیازمند یک کار جمعی از سوی همه قوا و اقدامات اجتماعی و فرهنگی است... یکی از راه‌های مقابله با تحدید نسل، فراهم‏ کردن زمینه ازدواج راحت برای نسل جوان است. ازدواج آسان یعنی کاهش مهریه‌ها و هزینه‌های اضافه که مسئولان و مدیران نهادهای مختلف باید در دستور کار قرار دهند تا ازدواج جوانان، راحت‌تر انجام شود... و قانون کنترل جمعیت باید حذف شود. 
پنجم آنکه اگر در جایی، دین مقدس اسلام برای تنظیم خانواده و مدیریت تولید نسل در شرایط خاص، عزل را جایز می‏شمارد، در جاهای دیگری در میان دستورهای زندگی برای مرد، ازدواج با چهار زن به‏طور هم‏زمان را جایز می‏ شمارد(البته با شرایط خاص). این توصیه، خود شاهدی است بر اینکه اسلام، موافق داشتن فرزند زیاد و ازدیاد نسل است و هیچ‏گاه توصیه به کنترل نسل و تحدید نسل نمی‏کند، بلکه ازدواج را مایه برکت در رزق و روزی و سرمایه مادی و معنوی مرد می‏ داند. 
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَشَكَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیْه؛ِ  مردی خدمت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و نزد آن حضرت از فقر و نیازمندی خود گلایه کرد. حضرت به او فرمود: ازدواج کن. آن مرد ازدواج کرد و در زندگی‏اش گشایش ایجاد شد.» در روایت دیگری حضرت فرمودند:«الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ؛  رزق و روزی همراه با همسر و فرزندان است.» نکته قابل توجه در این روایات آن است که آنچه امروزه در آستانه فرهنگ‏شدن است باور و رفتاری است کاملا در مقابل و مخالف فرهنگ اسلامی. کم نیستند جوانانی که همسر را فردی هزینه‏بر و فرزند را نان‏خور اضافی می‏دانند. آنان بر این باورند که افزایش فرزند، انسان را یک قدم به فقر کامل نزدیک می‏کند؛ در حالی که با رجوع به فرهنگ اسلامی و برگزاری ازدواجی کم‏هزینه و رعایت نکاتی که پیش از این گذشت، همسر و هر یک از فرزندان به مثابه بستر رودخانه‏ای هستند که رزق را از سرچشمه روزی، نصیب انسان می‏ کنند.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.