مجمع البحرين و مطلع النيرين ـ (دائرة المعارف قرآن و حدیث)

عبدالكريم پاك نيا تبريزي
مقدمه
آشنایي و بهره گيري از كتاب «مجمع البحرين و مطلع النّيرين» براي هر محقّق و مبلّغي ضروري است. اين موسوعه، يكي از مهم ترين كليدهاي لغاتِ قرآن و حديث بوده، منبع مفسّرين و محقّقين علوم قرآني و از منابع متقن فقه شيعه است که قرن يازدهم نگاشته شده و محل رجوع فقهاي بزرگ و محدّثين در اين سه قرن اخير مي باشد. مؤلف آن «فخر الدين طريحي» پيشوا و عارف عصر و از پارساترين مردم روزگار خويش بود. وى استاد راويان و عالمان برجسته و معروفي همچون: شيخ حرّ عاملى، علامه مجلسى و سيد هاشم بحرانى (صاحب تفسير ارزشمند البرهان) بوده است. 
علامه طريحي، در این كتاب دربارة ضرورت تأليف آن چنین مي گويد: «چون در شرح روايات و احاديث منسوب به غير معصومين و اهل بيت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كتابهاى متعددى نگاشته شده است و از ميان اصحاب و علماى بزرگ نيز كتابى مستقل و گويا در شرح اخبار و روايات معصومين(علیهم السلام) نگاشته نشده است... بر آن شدم تا در شرح سخنان و احاديث اهل بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام) اين كتاب را به نگارش درآورم و واژه هاى غريب و ناآشناى قرآنى را نيز بر آن افزودم تا از كتاب و سنّت، با هم بهره  برده شود.»
اين كتاب مجموعه اى از لغات مهم و الفاظ ناآشنايى است كه در قرآن و روايات به كار رفته و از مشهورترين آثار مؤلف به شمار مى آيد. علاوه بر این، وى در اين كتاب به لغات ديگر نيز پرداخته است و اساساً «مجمع البحرين» را بايد از دو زاويه نگاه كرد: يكى از بعد لغوى، كه در ميان اكثر پژوهشگران به اين موضوع شهرت دارد، و دوم از زاوية جامعيت معارف و اطلاعات مهم كه جنبة دائرةالمعارفى بودن دارد. 
فخرالدين طريحى «مجمع البحرين» را بعد از نگارش كتاب «غريب القرآن» و «غريب الحديث» در روز سه شنبه، ششم رجب سال 1079ق به سامان رسانده است. 
مؤلف، كتاب خود را به سبك «صحاح اللغة» جوهرى مرتب كرده است. با اين فرق كه در «مجمع البحرين» به خاطر سهل بودن، براى الف و همزه، ابوابى جداگانه اختصاص داده است و در ترتيب مواد حروف كتاب، به جاى در نظر گرفتن حرف اوّل، آخر كلمات مورد توجّه قرار گرفته است. 
«مجمع البحرين» از زمان تأليف تا کنون با تحقيقاتي از سوى محقّقان در شهرهاى مختلف و توسط ناشرین متفاوت منتشر شده است. از جمله چاپ تهران در سال 1266ق، و نجف در سال 1386ق، و بيروت چاپ مؤسسة البعثة 1414ق در 3 جلد. معروف ترين چاپ «مجمع البحرين»  توسط «احمد حسينى اشكورى» تصحيح شده و در سال 1375ش در شش  جلد توسط «نشر مرتضوي» در تهران بارها تجدید چاپ شده که جدیدترین چاپ آن در سال 1390ش توسط مؤسسه ‌البعثة، یا مرکز الطباعة و النشر  در تهران بوده است.
آغاز كتاب
خطبة آغازين كتاب اين گونه است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ بّه نَستَعيِن، الحَمدُ لِمَن  خَلَقَ الْإِنْسانَ، و عَلَّمَهُ الْبَيانَ  وَ التِّبيَانَ، وَ أَوضَحَ لَه الهُدى وَ الإِيمَانَ، وَ الصَّلاةُ عَلَى مَن خُصَّ بِالفُرقَانِ، وَ الآثَارِ المَحمُودةِ الحِسَانِ، وَ آلِهِ حُجَجُ الرَّحمَنِ، المُطَهَّرِينَ عَنِ الرِّجسَ بِنَصِّ القُرآنَ أَمَّا بَعدُ: فَلَمَّا كَانَ العِلمُ بِاللُّغةِ العَرَبِيَّةِ مِنَ الوَاجِبَاتِ العَقلِيَّةِ، لِتَوَقُّفِ العُلُومِ الدِّينِيَّةِ عَلَيهِ، وَجَبَ عَلَى المُكَلَّفِين مَعرِفَتَهُ وَ الإِلتِفَاتِ إِلَيهِ...»
جمع ميان لغات مهمّ در كنار الفاظ و واژه هاي غريب  كه در قرآن و سنت طاهره و روايات اهل بيت(علیهم السلام) وارد شده، از امتيازات مهمّ اين كتاب است و اين نكته در درك صحيح معانى آيات و تفسير آن بسيار سودمند و مفيد است و در مباحث تفسيرى بسيار مورد توجه و استفادة مفسّرين و محقّقين قرآنى مي باشد. علاوه بر آنكه «مجمع البحرين» كتابی لغوی است، كتاب «غريب قرآن» و كتاب «غريب حديث»  نيز به شمار مى آيد.
قطراتي از دريا
اين كتاب در درك صحيح معانى روايات اعتقادى، فقهى، اخلاقى، رجالي، تاريخي و... به مبلّغان و محقّقان كمك شايان توجهي مي كند. در اين كتاب به اسامى بسيارى از پيامبران الهى، راويان احاديث، علما، دانشمندان اسلامى، پادشاهان و شخصيتهاى بزرگ پرداخته شده است. همچنين علاوه بر معانى واژه ها، شامل آيات قرآن كريم، روايات، احاديث، بحثهاى تفسيرى و معجزات قرآن، سخنان بزرگان و مطالب فراوان ديگرى نيز هست.
مثلاً در ماده «مَثَم» به معرفي شخصيت يار وفادار امام علي(علیه السلام) مي پردازد و مي نويسد: «باب ما أوله الميم: (مثم): مِيثَمٌ  التَّمَّارُ. صَاحِبُ عَلِيٍّ(علیه السلام) قَالَ: أَتَيْتُ بَابَ عَلِيٍّ(علیه السلام) فَقِيلَ لِي: نَائِمٌ، فَنَادَيْتُ: انْتَبِهْ أَيُّهَا النَّائِمُ فَوَالله لَتُخْضَبَنَّ لِحْيَتُكَ مِنْ رَأْسِكَ، فَقَالَ: صَدَقْتَ وَ اللَّهِ، لَتُقْطَعَنَّ يَدَاكَ وَ رِجْلَاكَ وَ لِسَانُكَ، وَ لَتُصْلَبَنَّ، فَقُلْتُ: وَ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ: لَيَأْخُذَنَّكَ الْعُتُلُّ الزَّنِيمُ ابْنُ الْأَمَةِ الْفَاجِرَةِ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ. وَ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا قَالَ(علیه السلام)؛ ميثم تمّار يار وفادار حضرت علي(علیه السلام) گفت: به منزل اميرالمؤمنين(علیه السلام) آمدم. گفته شد به من: ايشان خواب است. با صداى بلند فرياد برآوردم: اى خفته! برخيز كه به خدا سوگند ريش تو از خون سرت خضاب خواهد شد. [امير المؤمنين(علیه السلام) بيدار شد و] فرمود: آرى، راست مى گويى و به خدا [سوگند كه دستها و پاها و زبان تو نیز بريده و بر اين درخت خرمايى كه در كناسة كوفه است،] آويخته خواهي شد. گفتم: يا اميرالمؤمنين! چه كسى اين كار را نسبت به من انجام مى دهد؟ فرمود: مرد شكمبارة فرومايه و پسر كنيزك بدكاره، عبيدالله بن زياد(لعنة الله) تو را خواهد گرفت. و دقيقاً شهادت ميثم، همانطور كه علي(علیه السلام) فرموده بود، اتفاق افتاد.» 
منبع متفكران اسلامي
فقيه و محدث کم نظیر؛ شيخ يوسف بحراني(رحمه الله)
ايشان در جاي جاي موسوعة عظيم فقهي اش «الحدائق الناضرة» به اين دائرةالمعارف اسلامي استناد كرده است. به عنوان مثال او در معناي "ماعون" مي گويد: «و قال تعالى: ((وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ))  در مجمع البحرين آمده: ماعون اسم جامعي است براي تمام اساس منزل كه به نوعي اهل خانه از آن بهره مي برند. مانند: ديگ، سطل، نمك، آب، چراغ، ظروف مختلف و شبيه اينها كه طبيعتاً مي توان عاريه و براي استفاده به ديگري داد.» 
مورخ و شخصيت نگار نامدار؛ علامه سيد محسن امين عاملي(رحمه الله)
علامه سيد محسن امين در كتاب «اعيان الشيعه» از اين منبع علمي فراوان بهره مي گيرد. از جمله مي توان به اين سخن اشاره كرد كه در مورد جناب ام كلثوم، دختر گرامي پيامبر(صلی الله علیه و آله) آورده است: «أم كلثوم، دختر رسول گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) است كه در شعبان سال نهم هجرت وفات يافت. مادرش خديجه، دختر خويلد، أم المؤمنين است. ام كلثوم مسلماني است كه در اين راه مشقت هجرت را هم متحمل گرديد. او با عثمان بن عفّان ازدواج كرد و در خانة او (با آزار و اذيت فراوان روحي و جسمي) وفات يافت. در برخي دعاهاي ماه رمضان آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى رُقَيَّةَ وَ أُمِ  كُلْثُومٍ  بِنْتَيْ  نَبِيِّكَ وَ الْعَنْ مَنْ آذَى نَبِيَّكَ فِيهِمَا»  
در «مجمع البحرين» مي خوانيم: «از ثمرات ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با حضرت خديجه(علیها السلام) چهار دختر به نامهاي زينب، فاطمه، رقيه و أم كلثوم بود كه همگي اسلام را درك كرده و با آن گرامي به مدينه هجرت كردند.» 
مفسر برجسته؛ علامه طباطبایي(رحمه الله)
ايشان در تفسير آية شريفة ((فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ)) از اين كتاب بهره گرفته است و مي نويسد: «و في المجمع: أنه السيل الذي يعمّ بتغريقه الأرض و هو مأخوذ من الطوف فيها؛  و در مجمع البحرين مى گويد: اين كلمه به معناى سيلى است كه زمين را در خود غرق كند، و اصل آن، ماده "طوف" است كه به معناى طواف و دور زدن مى باشد.» 
متفكر شهير، استاد شهيد مرتضي مطهرى(رحمه الله)
استاد شهيد مطهرى(رحمه الله) همواره از اين مجموعة علمي– معنوي در تحقيقات و بررسيهاي خود بهره برده است. ايشان در مورد واژة «حسبه» مي نويسد: «اين كلمه در اجتماع اسلامى براى خود جا پيدا كرد. تدريجاً در اصطلاح فقها و علما هم راه پيدا كرد و بعضى باب امر به معروف و نهى از منكر را «بابُ الحِسبَه» ناميدند. صاحب «مجمع البحرين» هم با اينكه تنها در صدد تفسير و شرح لغاتى است كه در قرآن كريم يا احاديث آمده است و همان طورى كه عرض كردم، در قرآن كريم و حديث اين ماده به معنى امر به معروف و نهى از منكر نيامده، در عين حال به ملاحظة اينكه در عصر صاحب مجمع البحرين اين ماده به اين معنى استعمال مى شده، مى گويد: «الْحِسْبَة: الامر بالمعروف و النهى عن المنكر» 
آثاري پيرامون مجمع البحرين
از آنجایي كه اين اثر ارزشمند از همان زمان انتشار مورد توجه مشتاقان علم و معارف اهل بيت(علیهم السلام) قرار گرفته، عالمان متعددي بر آن حاشيه، تعليقه، مستدرك و توضيحات نوشته اند كه حاكي از نفوذ اين كتاب در محافل علمي و فرهنگي است. برخي از آنان عبارتند از:
1. فرزندِ دانشمندِ مؤلف، شيخ صفى الدين بن شيخ فخرالدين طريحى نجفى (متوفای 1100ق) مجموعة تعليقات و حواشى خود را بر اين كتاب به عنوان «مستدرك مجمع البحرين» پديد آورده و لغاتى جديد بر اين كتاب افزوده است.  
2. ميرزا لطف على شيرازى، ملقب به صدر الأفاضل، حكيم و عارف قرن 13و متولد 1268ق، تعليقه اى به نام «رسالة أواسط القلائد» در تاريخ 1299ق بر این كتاب نگاشته است. 
3. نجم الممالك، ميرزا اسماعيل بن زين العابدين تهرانى، ستاره شناس مشهور به مصباح، متولد 1300ق و معاصر با «آغابزرگ تهرانى» كه «مجمع البحرين» را به فارسى ترجمه كرده و با افزودن لغات فراوان ديگر به نام «ترجمة مجمع البحرين» منتشر نموده است. 
علاوه بر دانشمندان فوق، علماى ديگرى از جمله سيد ميرزا محمد بن ميرزا على اصغر طباطبايى تبريزى بر اين كتاب حاشيه نوشته اند.
دیدگاه علامه آغابزرگ تهراني(رحمه الله)
دانشمند سخت کوش و كتابشناس نامدار شيعه، علامه شيخ آغابزرگ تهراني (مؤلف «الذريعة») مي گويد: «كتاب مجمع البحرين و مطلع النيرين  في غريب القرآن و الحديث، اثر بزرگ دانشور شيعه، جناب فخر الدّين بن طريحی نجفي است كه مادة تاريخ وفاتش (1085) را اين آيه ((یطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ))  قرار داده اند. وي اين كتاب را بعد از كتاب «غريب القرآن» و «غريب الحديث» به رشتة تحرير كشيده است. وي در آن دو كتاب قبلي، لغات قرآن و حديث را به طور كامل نياورده بود؛ ولي در اين مجموعه همه را گرد آورده است. غالب آنها را هم از كتابهاي «صحاحِ» اسماعيل جوهري و «قاموس اللغه» فيروز آبادي و «نهاية» ابن اثير و «المجمل من اجناس اللغة» و «المغرب الغريب» و أمثال آن استخراج كرده است.»  
معرفی فخر الدين طريحى
ولادت  و تحصيلات 
فقيه اصولي، عارف، لغت شناس برجسته، شخصيت نگار، نكته سنج، قرآن پژوه، مفسر، خطيب و اديب سرشناس شيعه در قرن يازدهم، فخر الدين بن محمد بن يعقوب طريحى اسدي رمّاحى ، در سال 979 هجرى قمرى در شهر نجف اشرف، در خانواده اى اهل علم و دانش پرور به دنيا آمد. او از همان كودكى در محضر پدر دانشمندش، محمدعلى طريحى و عموى فاضل خود، شيخ محمدحسين طريحى به فراگيرى علوم و سيرة محمد(صلی الله علیه و آله) و آل محمد(علیهم السلام) پرداخت و به مراتب عالى علم و فضيلت و صفات پاك نفسانى و ملكات شريفه نايل آمد.
خاندان 
«آل طريحى» از خاندانهای ريشه دار و اصيل نجف اشرف مى باشند. اين خاندان منسوب به طايفة  «حبيب بن مُظاهر»، يار وفادار امام حسين(علیه السلام) است. آنان در نيمه هاى قرن ششم هجرى به نجف اشرف آمدند و در برخى از زمانها، توليت حرم امير مؤمنان على(علیه السلام) را عهده دار گشته و گاهى نيز حكومت و ولايت شهر بر عهدة آنان بوده است.
از ميان خاندان طريحى، جمع فراوانى از دانشمندان، شاعران، اديبان و نويسندگان برخاستند كه آثار ارزشمندى از آنان بر جاى مانده و اين دليلى بزرگ بر سعى و تلاش فراوان علمى اين خاندان در ادوار مختلف تاريخى است و آثار بر جاى مانده از آنان، شاهدى بر فعاليتهاى فرهنگى و مشاركت فعّال در رونق علم و دانش و نشر آن است. پدرش، شيخ محمدعلى طريحى و عمويش، شيخ محمدحسين طريحى از آن جمله اند. 
سفرهاي نتيجه بخش
فخر الدين طريحى در راه رسيدن به كمال و تحقيقات علمي مسافرتهاى متعددى داشت. او در سال 1064ق براى زيارت خانة خدا و انجام فريضة حج به مكة مكرمه مشرّف شد. وى سفرى نيز به خراسان براى زيارت امام رضا(علیه السلام) داشته و مدتى نيز در آن ديار اقامت گزيده است. طريحى طى سفرى به اصفهان، با علماى بزرگ آن سامان ديدار  داشته و مدتى نيز در آن شهر ساكن شد. وى در مسافرتهاى خود، پيوسته مشغول به كارهاى علمى و ديدار با دانشمندان و اهل علم بوده است. او همواره این کلام امام صادق(علیه السلام) را نصب العین خود ساخته بود  که: «لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَى الشَّابَّ مِنْكُمْ إِلَّا غَادِياً فِي حَالَيْنِ: إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً؛  هيچ وقت دوست ندارم يكي از جوانان شما (شيعه) را ببينم، مگر اينكه در يكي از دو حال شب و روز خود را سپري كند: يا دانا باشد، يا ياد گيرنده.» 
همچنين او در اين ايام دست از نگارش و تأليفات علمى خود نكشيد و برخى از تأليفات خود را در همين سفرها نگاشت که در آخر برخى از كتابهاى خود به آن اشاره دارد. 
طریحی در عرصه شعر و ادب و مرثيه 
طريحى سه نوع ديوان شعر پديد آورد كه اكثر آنها در مدح و مراثى اهل بيت(علیهم السلام) است.
اساتيد و مشايخ  طریحی
او در راه رسيدن به كمالات علمی و معنوي از هيچ كوششي فروگذار نكرد و از اساتيد و مشايخ زبده بهره برد كه از ميان آنها مى توان به اين افراد اشاره نمود:
1.محمدعلى طريحى؛ پدرش گرامي ایشان که بيش تر تحصيلات علمى خود را نزد او فراگرفته و از ايشان اجازة روايت نيز دارد. 
2. محمد حسين طريحى؛ عموي ایشان که از عمویش نيز اجازة روايت دارد.
3. محمد بن جابر بن عباس نجفى؛ اجازه روایي اش از اين استاد تا سيد محمد عاملى، صاحب «مدارك» چند واسطه دارد كه عبارتند از: طريحي از محمد و او از جابر بن عباس نجفي و او از شيخ عبدالنّبى جزایرى و او نيز از سيد محمد عاملى (صاحب مدارك) اجازة روايت دارد.
4. سيد امين شرف الدين على شولستانى؛ طريحى از طريق ايشان از ميرزا محمد رجالى، از شيخ ابراهيم ميسى، از پدرش نور الدين على بن عبد العالى عاملى ميسى  نيز اجازة روايت اخذ کرده است.
5. شيخ محمود بن حسام جزایرى؛ طريحى از طريق ايشان از شيخ بهاء الدين عاملى نيز اجازة روايت دارد. 
شاگردان  و روايت گران مكتب 
شيخ فخر الدين طريحى شاگردان فراوانى را تربيت نمود كه هر يك از آنان در رتبة خاصي قرار گرفته، به نوبة خود خدمات ارزنده اي به جامعة علم و دانش و فرهنگ ارائه كرده اند. از جمله شاگردان و راویان او مي توان به دانشمندان زير اشاره كرد:
1. ملا محمدباقر بن محمدتقى مجلسى (متوفاى 1111ق).
2. سيد هاشم بن سليمان بحرانى (متوفای 1107ق) صاحب تفسير «البرهان في تفسير القرآن» که چندى در نجف اشرف به سر برده و در همين زمان است كه از شيخ فخر الدين طريحى روايت نموده است.
3. فرزندش، صفى الدين طريحى (متوفای بعد از سال 1100ق).
4. پسر برادرش، حسام الدين بن جمال الدين طريحى كه در سال 1095ق در گذشت.
5. محمد بن حسن حر عاملى (متوفای 1104ق)، صاحب كتاب ارزشمند «وسائل الشيعة».
6. سيد نعمت الله موسوى جزایرى (متوفای 1112ق) مؤلف كتاب «انوار نعمانيه). 
7. سيد محمد بن اسماعيل بن محمد حسينى نجفى؛ وى كتاب «جامع المقال» را نزد طريحى خوانده و در تاريخ ربيع الأول سال 1059ق نیز از ايشان اجازة روايتي دريافت كرده است.
تأليفات گرانسنگ 
این محقّق بزرگ و دانشمند نام آور شيعه، به غير از «مجمع البحرين» آثار گرانبها و تأليفات ارزشمند دیگرى در موضوعات: فقه، اصول، اخلاق، لغت، رجال، ادبيات، حديث، رياضيات، كلام، دعا، عرفان، شعر، مرثيه، خطابه و تفسير به نگارش درآورده است كه حاکی از جامعیت و احاطة این دانشور تلاشگر در ابعاد مختلف علمی دارد و برخی از آنان در مجامع علمى مورد توجه ویژه قرار دارند، از جمله:
1. الأدلة الدالة على مشروعية العمل بالظن المستفاد من الكتاب و السنة؛ در اصول فقه.
2. الأربعون حديثاً (چهل حديث)؛
3. إيضاح الأحباب في شرح خلاصة الحساب؛ در رياضيات است. وى در 9 رجب سال 1071ق در اصفهان نگارش اين كتاب را به پايان برده است. 
4. ترتيب خلاصة الأقوال علامة حلى؛ در رجال.
5. ترتيب مشيخة من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق؛ در رجال.
6. تحفة الوارد و عقال الشارد؛ در علم لغت.
7. تحفة الإخوان في تقوية الإيمان؛ در اخلاق.
8. تقليد الميّت؛ اين كتاب رساله اى دربارة مسائل تقليد ميّت است. وى در اين كتاب به طرح 7 دليل از برخى معاصرين خود و ردّ آنها پرداخته است.
9. التكملة و الذيل و الصلة للصحاح؛ در علم لغت که در تكميل كتاب «صحاح» جوهرى است. 
10. جامع المقال فيما يتعلق بأحوال الدراية و الرجال؛ در رجال که نام ديگر اين كتاب «تمييز المشتركات من الرجال» است و علامه آغابزرگ تهرانى نام آن را در كتاب ارزشمند «الذريعة» خود «تمييز المتشابه من الرجال» آورده است. 
11. جامعة الفوائد؛ در ردّ اخبارى مشهور، ميرزا محمدامين استرآبادى است. دو نسخه خطّى از اين كتاب در كتابخانه آيت الله مرعشى(رحمه الله) به شماره 3028 و كتابخانه دانشكده ادبيات تهران به شماره 3/383 موجود است.
12. جواهر المطالب في فضائل الإمام علي بن أبي طالب(علیه السلام)؛ در امامت. 
13. حاشية المعتبر في شرح المختصر للمحقق الحلي؛ در فقه.
14. ديوان شعر؛ سه ديوان.
15. شرح مبادى ء الوصول للعلامة الحلي؛ در اصول فقه.
16. شفاء السائل في مستطرفات المسائل؛ اين كتاب در علم مواقيت الصلاة و در فقه است.
17. اللمعة الوافية في أصول الفقه؛ نام ديگر اين كتاب «فوائد الأصول» است كه در سال 1057ق از نگارش آن فارغ گشته است. آغابزرگ تهرانى در «الذريعة» نام اين كتاب را «الاثنی عشر» آورده است. 
18. غريب أحاديث الخاصة؛ در لغت كه قبل از «مجمع البحرين» تأليف كرده است. 
19. غريب القرآن؛ در لغت که اين كتاب در سال 1372ق در نجف اشرف به چاپ رسيده است.
20. الفخرية الكبرى؛ در علم فقه.
21. الفخرية الصغرى؛ كه مختصر كتاب «الفخرية الكبرى» است.
22. الفوائد من كتاب الضياء اللامع.
23. كشف غوامض القرآن؛ كه فهرستى از آيات قرآن است.
24. كنز الفوائد في تلخيص الشواهد؛ اين كتاب خلاصة كتاب «معاهد التنصيص على شواهد التلخيص» است.
25. الكنز المذخور في عمل الساعات و الأيام و الليالي و الشهور؛ در دعا و عرفان.
26. مجمع الشتات في النوادر و المتفرقات.
27. المستطرفات في شرح نهج الهداة؛ اين كتاب در شرح «نهج البلاغة» است.
28. مشارق النور للكتاب المشهور؛ كه نام ديگر آن «المشارق الطريحية» است.
29. مقتل أبي عبدالله الحسين(علیه السلام)؛  كه در كتابخانه ملا محمدعلي خوانساري در نجف موجود است و غير از «منتخب طريحي» است. 
30. المنتخب في جمع المراثي و الخطب؛  در مرثيه و خطابه. اين كتاب - كه معروف به «منتخب طريحي» است - سه دوره است. بزرگ، متوسط و كوچك كه دورة متوسط آن بارها در تهران، بمبئى، نجف اشرف و بيروت به چاپ رسيده است. 
31. مقدمة النكت الفخرية؛ در اصول فقه.
32. النكت اللطيفة في شرح الصحيفة؛ در دعا و عرفان. اين كتاب شرحى است بر كتاب «صحيفه سجادية».
33. نزهة الناظر في تفسير القرآن الكريم؛ در تفسير. 
طریحی از منظر اهل نظر
تمام علماى علم رجال بر دانش سرشار، زهد، تقوا و پايبندى علامه طریحی به دستورات دين و پرهيز از زخارف دنيوى و روى آوردن به مكارم اخلاق و فضايل نفسانى ایشان اتفاق نظر دارند که به چند نمونه اشاره می کنیم: 
الف) ميرزا عبدالله افندى اصفهانى؛ مؤلف «رياض العلماء»:
ملا عبدالله افندى، در كتاب ارزشمند «رياض العلماء» دربارة ايشان مى فرمايد: «شيخ فخر الدين طريحى - كه رضاى خدا بر او باد - عابدترين و با تقواترين اهل زمان خود بود و از آثار زهد و تقواى او ساده زيستي اش بود. او هيچ گاه لباس ابريشم نپوشيد و پيوسته از لباس پنبه اى استفاده مى كرد.» 
ايشان اضافه مي كند: «من در نوجوانى، در سال حدود 1080ق او (شيخ فخرالدين طريحى) را برای نخستین بار در مسجد كوفه ديدم. او در ماه مبارك رمضان در آنجا معتكف شده بود.» 
ب) شيخ حر عاملى؛ مؤلف «أمل الآمل»:
محدث بزرگ عالم تشيع، شيخ حر عاملى، در كتاب «أمل الآمل» دربارة ايشان مى فرمايد: «الشيخ فخر الدين بن محمد بن علي بن أحمد بن طريح النجفي، فاضل زاهد ورع عابد فقيه شاعر جليل القدر. او دانشمندى فاضل و شخصيتى زاهد، با تقوا، عابد، فقيه، شاعر و جليل القدر بود.»  
ج) شيخ حسن بلاغى نجفى:
شيخ حسن بلاغى نجفى  دربارة ايشان مى فرمايد: «او اديبى بزرگ، فقيهى نام آور و محدثى عظيم الشأن، جليل القدر و از مقام و منزلتى بس رفيع برخوردار بود. طریحی با تقواترين، عابدترين و پرهيزگارترين اهل زمان خود بود.» 
د) شيخ عباس قمى:
محدث جليل القدر، شيخ عباس قمى(رحمه الله) در تجليل از مقام علمي و معنوي طريحي مى فرمايد: «ايشان دانشمند فاضل و محدث با تقوا، زاهد، عابد، فقيه، شاعر و شخصيت برجستة جهان تشيع است. او روايات اهل بيت(علیهم السلام) را به واسطة استادش «محمد بن حسام مشرقى» از شيخ بهایي نقل مي كند. شيخ فخر الدين طريحي عابدترين و پرهيزگارترين اهل زمان خود بود.»  
ايشان در «فوائد الرضويه» نیز آورده است: «كتاب جامع المقال فى تميز المشتركة من الرجال از آثار اوست. او اول كسى است كه در تميز مشتركات كتاب تأليف كرده است.»  
ه) شيخ جعفر سبحاني تبریزی:
فخر الدين بن محمد كه در نجف به دنيا آمد، اصالتاً اهل رمّاحيه و دانشمندي پرواپيشه، امامي، داراي فنون مختلف علمي، و مشهور به طريحي است. او در همان زادگاهش نجف اشرف تحصيلاتش را ادامه داد و در عرصة فقه و حديث و ادبيات و تفسير سرآمد اقران در عصر خود گرديد. 
عزم رحيل
سرانجام شيخ فخر الدين طريحى، بزرگ پرچمدار دانش و معرفت و عمل در قرن یازدهم، پس از عمرى خدمت به علوم و معارف اهل بيت(علیهم السلام) در سال 1087ق در منطقه «رماحيه» در سن 106 سالگی عزم رحيل كرد و ديده از اين جهان فانى فرو بست. جمعيت فراوانى از مردم - شيعه و سنى - كه تا آن زمان مانند آن كم تر ديده شده بود، در تشييع جنازة او شركت كردند. بدن مطهرش را از رماحيه تا نجف اشرف با اشك و گريه تشييع كردند و در آن شهر مقدس به خاك سپردند.

افزودن دیدگاه