صلح الحسن(علیه السلام)، پرشكوه‏ترين نرمش قهرمانانه تاريخ

علامه مجاهد شيخ راضى آل ياسين، (1314 – 1372ق)

عبدالكريم پاك نيا تبريزي - کتاب «صلح الحسن(علیه السلام)» یکی از بهترین منابع شیعه در مورد صلح امام حسن مجتبی(علیه السلام) است که به قلم علامة مجاهد «شيخ راضى آل ياسين کاظمینی» در سال 1372ق به چاپ رسيده است. این کتاب در سال 1348ش با نام «صلح امام حسن(علیه السلام) پرشكوه‏ترين نرمش قهرمانانه تاريخ» به قلم حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى(حفظه الله) به فارسی ترجمه گردیده و به همت انتشارات آسيا و دفتر نشر فرهنگ اسلامی بارها منتشر شده است.[1]

گزارشى از اصل كتاب

كتاب «صلح الحسن(علیه السلام)» با گفتارى از «علامه سيد عبد الحسین شرف الدين عاملی» آغاز و با پيش‏گفتار مؤلف وارد بحث اصلى مى‏شود، البته در ترجمة فارسى آن يادداشت كوتاهى از مترجم نيز آمده است. در بخش نخست كتاب، به معرفى كوتاهى از شخصيت امام مجتبى(علیه السلام) در ابعاد اخلاقى و خانوادگى پرداخته شده است. بخش دوم، به موقعيت سياسى حضرت پيش از بيعت، زمان بيعت و كوفه در روزهاى بيعت اشاره دارد و عناوين ديگرى نيز همچون: تصميم بر جنگ، بسيج نيرو و نصب فرماندهان نظامى، تعداد سپاه، عناصر تشكيل دهندة سپاه، شخصيت عبيداللَّه بن عباس، آغاز سرنوشت، قلمرو ترديد، عقيده يا حكومت، فداكارى و سيماى صلح به چشم مى‏خورد.

مؤلف در بخش سوم به موضوع اصلى كتاب (صلح) مى‏پردازد و با شرح و تبين انگيزه‏هاى صلح، قرارداد صلح و فرازهاى برجستة قرارداد، ادامه مى‏يابد. آنگاه با طرح عناوين: ملاقات در كوفه، در صحنه‏اى ديگر و وفادارى به مفاد و شروط قرارداد، بحث خود را در زمينة صلح كامل مى‏كند و در ادامة همين بخش، به بازتاب و پيامدهاى صلح و عملكرد معاويه با شيعيان و سران آنان اشاره مى‏كند.

آخرين گفتار كتاب كه نظرات نهايى و نتايج بحث را دربردارد، شامل مقايسة ميان شرایط امام حسن(علیه السلام)، زمينه‏ها و مقدمات قيام امام حسين(علیه السلام) است، سپس نويسنده نتيجه مى‏گيرد كه صلح امام حسن(علیه السلام) و قيام امام حسين(علیه السلام) مكمّل يكديگرند و تشخيص اينكه مجاهدت كدام يك از اين دو برادر، مؤثرتر و در راه هدف موفق‏تر و ضربتش بر دشمن قاطع‏تر و كوبنده‏تر بود، امرى دشوار است. عملكرد فداكارانة هر دو امام(علیهما السلام) در جاودانه ساختن مكتب حيات‏بخش تشيع لازم بود و هر دو بزرگوار وظيفة تاريخى خود را به گونه‏اى شايسته به انجام رساندند.

علّت تألیف کتاب

شيخ راضى با تأليف اين كتاب به بسيارى از شبهات پاسخ داد. اين كتاب در قرن اخير منبع بسيارى از پژوهشها قرار گرفته و جايگاه ارزشمند خود را در عرصة اهل‏بيت پژوهان يافته است. محققان بزرگى همچون: سيد شرف‏ الدين در «النص و الاجتهاد» و علامه امينى در «الغدير» به طور گسترده از این كتاب بهره برده‏اند. مؤلف در توضيح انگيزه‏اش براى نگارش آن مى‏نويسد:

«دوران خلافت حسن بن على(علیهما السلام) بر اثر انگيزه‏هاى خاص گذشتگان و سستى و اهمال ديگران، صورتى زشت به خود گرفته و به سرنوشت غمناك برخى حوادث دگرگون شدة تاريخى دچار گشته است. بازيگران سياست‏پيشه تاريخى بر اثر مطامع دنيوى خود، سيماى منوّر حضرت امام حسن بن على(علیهما السلام) را در نظر مردمِ سطحى‏نگر و داوران بى‏تحقيق به شكل خليفه‏اى بى‏سياست، زن دوست و تبديل كنندة خلافت به مال دنيا قلمداد كرده و به آن حضرت بسى نسبتهاى ناروا، ظالمانه، بى‏منطق و به دور از حقيقت داده‏اند.

 فصول كتاب حاضر بدين منظور تهيه شد كه اين فاصلة كوتاه زمانی را از نقطه نظر حوادث تاريخى پراهميت آن، كه در شمار مهم‏ترين فاصله‏هاى زمانى بعد از رحلت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تا كنون است، بررسى كند. امام حسن بن على(علیهما السلام) را چه زيان رسد اگر دلهاى كودن و مغزهاى گيج بر او ستم كنند؛ ولى روشن‏بينان منصفانه به شخصيت او بنگرند؟

اندیشه‏های سیاسی امام حسن(علیه السلام)

این کتاب پيرامون زندگى امام حسن بن على(علیهما السلام) به طور عموم نيست؛ بلكه فقط دربارة فرازهاى سياسى زندگى حضرت است. در اين کتاب براى ايجاد نظم لازم، هرگز از شواهد قطعى كه در لابلاى روايات پراكنده و نامنظم، فراوان به دست مى‏آيد، فراتر نرفته‏ايم. بنابراين، مدارك موجود - با تمام نقصى كه در تك‏تك آنها بود - مجموعاً توانست مأخذ و مدرك تحقيقات اين کتاب و هم مبناى نظم، ترتيب و به هم پيوستگى آن باشد.

در تحليل و بيان فلسفة هر يك از فرازها و صحنه‏ها، با تانّى و بى‏شتاب پيش رفته و همه جا از فتواى عقل دوش به دوش حكم نقل استفاده برده‏ايم. در بسيارى از موارد كه در پى دقت و بررسى بيشترى بوده‏ايم، در گفته‏هاى شخص قهرمان كه رساتر و واقع نماتر از روايتهاى بيشتر مورخان است، منظور خود را جسته‏ايم.»[2]

فرازی از مقدمة علامه شرف الدّین

در قسمتی از مقدمة علامه سید شرف الدین عاملی به این کتاب آمده است: صلح حسن(علیه السلام) با معاویه از دشوارترین حوادثی بود که امامان اهل‏بیت پس از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) از ناحیة این امت بدان دچار شدند. امام حسن(علیه السلام) با این صلح آنچنان محنت طاقت‏فرسایی کشید که هیچ کس جز به کمک خداوند قادر بر تحمل آن نیست؛ لیکن او این آزمایش عظیم را با پایداری و متانت تحمل کرد و سربلند و پیروزمند و دست‏یافته به هدف خود؛ یعنی مراعات حکم خدا، قرآن، پیامبر و صلاح مسلمانان از آن بیرون آمد و این همان هدفی بود که او برای هر گفتار و عملی به آن نظر داشت و عشق می‏ورزید.

آنان که او را به راحت‏طلبی و عافیت­اندیشی متهم کرده‏اند و هم آن دسته از شیعیان که تحت تأثیر شور و احساس، آرزو برده‏اند که کاش وی نیز در جهاد با معاویه پایداری می‏کرد و از راه شهادت، زندگی می‏یافت و به پیروزی از همان راهی که برادرش در روز عاشورا رفت و رسید، می­رفت و می‏رسید...

از منظر اهل نظر

کتاب «صلح الحسن» شيخ راضى آل‏ياسين که با هدف نشر علوم آل‏محمد(صلی الله علیه و آله) و دفاع از فرهنگ سیاسی اهل‏بيت(علیهم السلام) نگاشته شده است، مورد توجه علماى عصر خود و بعد از آن قرار گرفت. برخى از ديدگاه‏های صاحب‏نظران را دربارة کتاب و مؤلفش مى‏خوانيم:

1. صائب عبدالحميد(رحمه الله)

شيخ راضى آل‏ياسين بغدادى، فرزند عبدالحسين، از دانشمندان و ادباى فاضل و از عالمان ممتاز كاظمين مى‏باشد. او در رشتة تاريخ دو كتاب ارزنده به نامهاى «تاريخ الكاظمية القديم و الحديث» و كتاب «صلح الحسن(علیه السلام)» را به رشتة تحرير درآورده كه دومى در موضوع خود بى‏نظير و برترين اثر مى‏باشد.[3]

2. علامه عبدالحسين امينى(رحمه الله)

شيخ راضى آل‏ياسين، پديد آورندة اثر ارزشمند «صلح الحسن(علیه السلام)» است كه جامع حقايق روشن و نكات دقيق دينى، علمى و تاريخى است و نشانگر عمق اطلاعات و آگاهى و جلوه‏اى از فضایل، نوآورى و روشنگرى او در اين عرصه مى‏باشد.[4]

3. علامه سيد شرف‏الدين(رحمه الله)

من بارها در اين صدد بوده‏ام (كه در مورد صلح امام حسن(علیه السلام) كتابى نوشته و توضيحاتى بدهم)؛ ولى مشيت حكيمانة خداى عزّوجلّ بر اين قرار گرفت كه بدين مهم كسى را كه از همه رو سزاوارتر و شايسته‏تر است، برانگيزد... و او، فراهم آورندة اين كتاب مبتكرانة «صلح الحسن(علیه السلام)» است كه به حق در موضوع خود سخن آخرين است و گزارنده قضاوت راستين و نمايندة مرز حق و باطل.

بر فصول درخشنده‏اي چند از آن - كه نمايشگر فضل مؤلف بزرگوار و نيكوكارش بود - واقف شدم و آن را به راستى در كاوشگرى و باريك‏بينى و ميانه‏روى و هم در قاطعيت بيان و استدلال و ريزه‏كارى و تتبع و پرهيز و احتياط در نقل گفتارها و رادمنشى در مجادله و احاطه بر چيزهاى مناسب موضوع، در عين روانى اسلوب و انسجام سخن و رسایى در آنجا كه سخن به ايجاز گفته و زيبایى و گيرایى در آنجا كه سخن را به درازا كشانده... درست همانند مؤلف بزرگوارش يافتم.[5]

4. شیخ آقا بزرگ تهرانى(رحمه الله)

شيخ راضى آل‏ياسين در كتاب «صلح الحسن(علیه السلام)» به صورت شايسته تاريخ صلح امام مجتبى(علیه السلام) را تحليل و اثبات نمود كه صلح امام مجتبى(علیه السلام) و شهادت امام حسين(علیه السلام) مانند دو كفّة ترازو در مسير يارى از دين مبين اسلام و به مانند مكمّل، مقدمه و زمينه‏ساز يكديگرند.[6]

5. رهبر معظم انقلاب اسلامی(حفظه الله)

کتاب صلح الحسن(علیه السلام) به قلم مرحوم شیخ راضی آل یاسین و با مقدمه علامه مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین، در سال ۱۳۴۸ به قلم رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) به فارسی ترجمه شد. ایشان در آغازین سخن این ترجمه نوشتند:

پیش از اینکه به ترجمة این کتاب بپردازم، مدتها در فکر تهیة نوشته‏ای در تحلیل موضوع صلح امام حسن(علیه السلام) بودم و حتی پاره‏ای یادداشتهای لازم را نیز گرد آورده بودم؛ ولی امتیازات فراوان این کتاب مرا از فکر نخستین باز داشت و به ترجمة این اثر ارزشمند وادار کرد.

معظم له در ادامه اظهار امیدواری کرده است که: جامعة فارسی زبان نیز همچون ایشان از مطالعة این کتاب بهره گیرند و برای اولین بار دربارة این موضوع با اهمیت، کتابی جامع در معرض افکار جویندگان و محقّقان قرار گیرد. دربارة کتاب و مؤلف آن هر چه بنویسم، به شیوایی نوشتة سید شرف الدین عاملی - آن شرف دین و آبروی مسلمین - نخواهد بود که در معرفی این دو، به راستی و درستی و انصاف سخن رانده و بیش از آن، حد من نیست.[7]

معرفی شيخ راضى آل ياسين

شيخ راضى، فرزند شيخ عبدالحسين آل‏ياسين، در سال 1314ق در شهر مقدس كاظمين ديده به جهان گشود. دروس حوزه را نزد اساتيد برجسته‏اى چون: شيخ محمدرضا آل‏ياسين[8] و شيخ محمدكاظم شيرازى به پايان رساند و به عنوان عالمى سرشناس و فقيهى مورد اعتماد در كاظمين استقرار يافت.

خُلق زيبا و رفتار جذّاب، شيفتگان علم و تقوا را به سوى آن شخصيت وارسته مى‏كشاند. او در مدت حيات پنجاه و هشت ساله‏اش، در راه احياى ارزشهاى الهى و معارف اهل‏بيت(علیهم السلام) تلاش كرد و در كنار تعليم و تدريس علوم آل محمد(صلی الله علیه و آله) و هدايت عاشقانِ سعادت و دانش و كمال، به عنوان فقيهى آگاه، مورخى مخلص و عالمى تيزبين و انديشمندى ژرف‏نگر در عالم تشيع مطرح شد.[9]

تألیفات دیگر شیخ راضی

شيخ راضى آل‏ياسين در موضوعات مختلف مذهبى تأليفات ارزشمندى را به جامعة دانش‏پژوهان عرضه نمود. كتابهاى وى به شرح زير است:

1. اوج البلاغه: شامل خطبه‏هاى رساى امام حسن و امام حسين(علیهما السلام) مى‏باشد.

2. تاريخ الكاظميه: در يك جلد بزرگ، تاريخ زادگاه خود را به تصوير كشيده است. برخى از مطالب اين اثر نفيس در مجلة «الاصلاح»[10] در بغداد منتشر شد. اين كتاب تمام خصوصيات و ويژگيهاى شهر كاظمين را به همراه جديدترين اطلاعات تا عصر مؤلف به سبكی جذّاب بيان مى‏كند؛ اما با كمال تأسف اين كتاب در دسترس نيست.[11]

3. مجموعه آثار شعر و منظومات ادبى.‏

4. تدوين «ديوان جابر ابى النوادر»: جابر بن عبدالحسين بغدادى از شعراى عراقى است و شيخ راضى ديوان او را تنظيم و تدوين كرده است.

5. تحقيق و احياى كتاب «الغُرّه فى شرح الدرّه»: اصل اين كتاب در موضوعات علم كلام است و توسط شيخ عبدالنبى كاظمى نوشته شده است.[12]

از تبار نيكان‏

سلسله خاندان آل‏ياسين در شهر كاظمين در علم و تقوا و اجتهاد معروف‏اند و در تاريخ اين شهر همچون ستارگان فروزان درخشيده، به محافل علمى و مذهبى آن مكان باعظمت رونق بخشيده‏اند. در اينجا به معرفى علامه شيخ محمدحسن آل‏ياسين، جدّ شيخ راضى مى‏پردازيم:

علامه شيخ محمدحسن آل‏ياسين كه بعد از وفات استادش، شيخ مرتضى انصارى(رحمه الله) به مرجعيت دينى مردم عراق برگزيده شد، فقيهى عمق‏نگر و عالمى وارسته بود. علامه سيد حسن صدر مى‏نويسد: «شيخ محمدحسن آل‏ياسين يادگار عالمان گذشته، داراى نگارش زيبا، با تقريراتى عالى و متبحر در فقه و اصول، با اطلاعات گسترده در علم حديث و رجال بود. اهالى بغداد و مردم اطراف آن و بسيارى از شيعيان ديگر از اين مرجع عالى مقام تقليد مى‏كردند و آوازة فضل و دانش او به سراسر حوزه‏هاى علميه و شيعيان جهان رسيده بود. او تأليفات متعددى در موضوعات مختلف به رشته تحرير كشيده است. او از بزرگانى همچون: صاحب فصول، صاحب جواهر، شيخ عبدالنبى كاظمى (نويسنده «تكملة نقد الرجال») بهره برده و با علامه شيخ جعفر شوشترى(رحمه الله) همدرس و دوست صميمى بوده است. اين مرجع عالى‏قدر در سال 1308ق رحلت كرد و در نجف به خاك سپرده شد.»[13]

وكيل امام زمان (عج)

علامه محمدحسن آل‏ياسين كاظمى(رحمه الله) از جمله عالمان وارسته‏اى‏ بوده است كه مورد عنايت حضرت مهدى‏ (عج) ‏قرار گرفته‏اند. در داستان معروفى كه حاج شيخ عباس قمى(رحمه الله) از استادش محدث نورى(رحمه الله) به عنوان «قصه حاج على بغدادى» نقل و در مورد صحت آن تأكيد فراوان مى‏كند، این جریان است که امام زمان (عج) از اين شخصيت فرزانة عالم تشيع به عنوان وكيلِ مورد تأیيد خود ياد مى‏كند. حاج على بغدادى مى‏گويد:

«در ذمّة من هشتاد تومان[14] مال امام(عج) جمع شده بود. به نجف رفتم و بيست تومان به بزرگ مرجع شيعه، شيخ مرتضى انصارى(رحمه الله)، بيست تومان به جناب شيخ محمدحسين مجتهد كاظمينى و بيست تومان هم به جناب شيخ محمدحسن شروقى دادم و در ذمّه‏ام بيست تومان ديگر باقى ماند و قصد داشتم در بازگشت به بغداد آن را به جناب شيخ محمدحسن آل‏ياسين در كاظمين تحويل دهم. با همين نيّت به بغداد آمدم و در اداى آن مبلغ شتاب داشتم تا اينكه روز پنج‏شنبه به قصد زيارت به كاظمين رفتم. بعد از زيارت به حضور شيخ محمدحسن آل‏ياسين رسيدم و مقدارى از آن مبلغ را پرداختم و به جاى پرداخت باقیمانده، وعده كردم كه بعد از فروش اجناس، به تدريج بر من حواله كنند تا به اهلش برسانم. وقتى خواستم به بغداد برگردم، آقاى آل‏ياسين خواهش كرد آن روز نزد آنان بمانم؛ اما من عذرخواهى كردم. چون در روزهاى پنج‏شنبه بايد به كارگران كارخانة پارچه بافى‏ام مزد پرداخت مى‏كردم، بايد به بغداد برمى‏گشتم.

از عالم بزرگوار، شيخ محمدحسن آل‏ياسين خداحافظى كردم و به سوى بغداد به راه افتادم. يك سوم راه را طى كرده بودم كه ديدم سيد جليل القدرى از سوى بغداد به طرف من مى‏آيد. وقتى نزديك شد، سلام كرد. او با من دست داد، روبوسى كرد و مرا در آغوش گرفت و دست در گردن همديگر انداخته و صورت همديگر را بوسيديم. به من فرمود: خوش آمدى، خير مقدم. من در حالى كه به سيماى نورانى‏اش خيره شده بودم، مشاهده مى‏كردم كه عمامة سبز روشنى بر سر دارد و خال بزرگ سياهى بر رخسار مباركش هست. به من فرمود: حاج على! خير است، به كجا مى‏روى؟ گفتم: كاظمين را زيارت كرده‏ام و به سوى بغداد برمى‏گردم. فرمود: امشب شب جمعه است، برگرد! عرضه داشتم: آقاى من! نمى‏توانم. فرمود: چرا، مى‏توانى! برگرد تا شهادت دهم كه تو از دوستان حقيقى جدّم اميرمؤمنان(علیه السلام) و از شيفتگان مايى و شيخ محمدحسن آل‏ياسين نيز شهادت دهد؛ زيرا خداوند امر فرموده است كه دو شاهد بگيريد. اين سخن اشاره به نكته‏اى بود كه در دل داشتم. در نظرم بود كه از جناب شيخ محمدحسن خواهش كنم ضمن نوشته‏اى، شهادت دهد كه من از دوستان اهل‏بيت(علیهم السلام) هستم و آن را هنگام مرگ در كفنم بگذارند.

گفتم: اى بزرگوار! تو از كجا مى‏دانى و چگونه شهادت مى‏دهى؟ فرمود: كسى كه حق او را به دستش مى‏رسانند، چگونه آن رساننده را نمى‏شناسد؟ گفتم: چه حقى؟ فرمود: آنچه را كه به وكيل من رساندى. گفتم: وكيل تو كيست؟ فرمود: شيخ محمدحسن! گفتم: وكيل توست؟ فرمود: وكيل من است. فرداى آن روز كه حاج على بغدادى نزد شيخ محمدحسن آل‏ياسين مى­رود، شيخ او را از افشاى اين راز نهى و براى توفيقاتش دعا مى‏كند.»[15]

پدر دانشمند

شيخ عبدالحسين، فرزند شيخ باقر، فرزند شيخ محمدحسن آل‏ياسين كاظمى، پدر شيخ راضى است. او فقيهى پارسا، دانشمندى با فضيلت و عارفى عامل بود كه براى تكميل دانش و تهذيب نفس به نجف هجرت كرد و مدتى طولانى به تلاش علمى و عملى پرداخت و به مقامات عالى و درجات معنوى رسيد. آنگاه به سامرا رفت و به حلقة درسى ميرزا محمدحسن شيرازى پيوست. همچنين از ساير مدرسان سامرا، همانند سيد اسماعيل صدر[16] بهره برد. سپس به كاظمين بازگشت و به تبليغ، تدريس و نشر معارف اسلامى پرداخت. چون او از خاندان علمى بزرگ در شهر كاظمين بود، بعد از وفات جدش محمدحسن آل‏ياسين و پدر و عموهايش، وارث خاندان آل‏ياسين شد و ضمن رهبرى شيعيان كاظمين و بغداد، با برگزارى محافل علمى و ادبى و مجلس درس و ادب به شكوه و عظمت خاندان آل‏ياسين تداوم بخشيد.

شيخ عبدالحسين در ادامة فعاليتهاى خود به حوزة علمیة كربلا هجرت كرد و بعد از مدتى كه به درجة اجتهاد رسيد، دوباره به ديارش بازگشت. او در كاظمين به هدايت مردم، تهذيب نفوس، اقامه نماز جماعت، صدور فتوا و قضاوت مى‏پرداخت. اهالى كرخ بغداد بيش‏ترين تأثير را از اين فقيه فرزانه مى‏پذيرفتند. شيخ عبدالحسين كه با داشتن صفات نيك انسانى، دلها را به سوى خود جذب كرده بود، در سال 1351ق در كاظمين از دنيا رفت و در نجف، كنار پدر و جدّش به خاك سپرده شد. از وى سه فرزند پسر به نامهاى: شيخ محمدرضا، شيخ مرتضى و شيخ راضى به يادگار ماند كه همگى از فقيهان، عالمان و بزرگان علم و فضيلت به شمار مى‏آيند.[17]

مؤلف از منظر شرف‏الدين‏

علامه سيد شرف الدين در تقريظ عالمانه و تحقيقى خود بر كتاب «صلح الحسن(علیه السلام)» در مورد شخصيت شيخ راضى مى‏نگارد: «خواننده مى‏تواند خصال برگزيدة مؤلف را در زيبایيهاى اين كتاب مشاهده كند و من اگر او را نديده بودم، بى‏گمان مى‏توانستم چهره‏اش را با الهام از مطالب كتاب، ترسيم كنم. اينك اين اثر اوست كه او را با چهره‏اى باز، سيمایى درخشنده، سخنى شيرين، طبعى هموار و آرام، سينه‏اى گشاده، خويى نرم، ذهنى سرشار، فهم و دانشى فراوان، اطلاعى وسيع، انشایى زيبا، نكته­سنجى شيرين، كنايه‏پردازى لطيف، استعارة نغز... با گفتارى حكمت‏آموز و منطق و رفتارى دانش آفرين... با اخلاقى به نهايت بزرگوارانه و فطرتى به نهايت سليم، درياى موّاجى از دانش آل محمد(صلی الله علیه و آله) دانشمندى محقق... داناى اسرار اهل‏بيت(علیهم السلام) و روشنگر معضلات و شناساى سره از ناسرة آن... با اين صفات بارز و صفات ديگر به خواننده باز مى‏شناساند... شهادت عاشورا در مرتبه نخست حَسنى بود و در مرتبة بعد حسينى... و از نظر ژرف‏بينان و انصاف‏گرايان، روز ساباط[18] با مفهوم فداكارى و جانبازى آميخته‏تر بود از روز عاشورا، و امتياز كشف اين حقيقت از آن مولا و پيشواى ما، بزرگ امت و داناى اسرارِ امامان اهل‏بيت، نمايندة دين و رهبر مسلمين، استاد شيخ راضى آل‏ياسين است كه مقام و مرتبه‏اش برتر باد! چه اينكه هيچ‏يك از بزرگان دين، در مورد اين موضوع مهم كوششى را كه او در فراهم آوردن اين كتاب منحصر به فرد و بى‏نظير مبذول داشت، به كار نبرده است و اينك كتاب اوست با اين اوج و سطح بلند كه در كتابخانة اسلام، خلأی را كه امت اسلامى سخت نيازمند پر شدن آن بود، پر مى‏كند.

خداى بزرگ از جانب اين امت و امامانش و به پاس گره‏هایى كه گشوده و نهفته‏هایى كه نمايانده و حقایقى كه برملا ساخته، بدو پاداشى - از بهترين پاداشهاى نيكوكاران - عطا فرمايد و در برترين جايگاه‏هاى قربش مسكن دهد: «حَشَرَهُ اللَّهُ فى اَعْلى علييّن مع الّذين انعم اللَّه عليهم من النّبيّين و الصّدِّيقين و الشُّهداء و الصَّادقين و حَسُنَ اولئِكَ رَفيقاً»[19]

شيخ راضى در سال 1372ق در زادگاهش دچار بيمارى شد و براى معالجه به لبنان مسافرت نمود و همانجا در ۱۵ ذیقعده سال ۱۳۷۲ق؛ یعنی درست سال انتشار کتابش صلح الحسن(علیه السلام) درگذشت. پيكر مطهرش به نجف اشرف انتقال يافت و در كنار جدش شيخ محمدحسن آل‏ياسين به خاك سپرده شد.[20]

_____________________________________________

[1]. اصطلاح نرمش قهرمانانه که اخیراً در عالم سیاست خارجی مطرح شده، یادآور همین کتابی است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‏ای(حفظه الله) در ۳۰ سالگی ترجمه نمودند. اکنون بعد از 44 سال مقام معظم رهبری(حفظه الله) به آن اشاره کرده، اخیراً فرموده‏اند: «ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسم‌گذارى شد: «نرمش قهرمانانه». نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است. عيبى ندارد؛ اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى مي‏گيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان مي‏دهد، فراموش نكند كه طرفش كيست! فراموش نكند كه مشغول چه كارى است! اين شرط اصلى است.» روز سه شنبه، ۲۶ شهریور، 1392ش.

[2]. مقدمه مؤلف.

[3]. معجم مورخين فى الشيعه، صائب عبدالحميد، ج 1، ص 338.

[4]. الغدير، علامه عبدالحسین امینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1366 ش، ج 10، مقدمه.

[5]. صلح امام حسن(علیه السلام)، شيخ راضى آل‏ياسين، مترجم آيت‏اللَّه سيد على خامنه‏اى، نشر آسيا، تهران، 1365ش، ص 8.

[6]. الذريعة، آقا بزرگ تهرانی، دارالأضواء، بیروت، 1403 ق، ج 15، ص 86.

[7]. مقدمه صلح امام حسن(علیه السلام)، نشر آسیا، چاپ یازدهم، پیشگفتار مترجم.

[8]. وى برادر بزرگ‏تر شيخ راضى و از اساتيد برجستة اوست که در سال 1297ق در كاظمين به دنيا آمد. تحصيلات خود را در حوزه‏هاى مهم عراق تكميل كرد و يكى از مراجع بزرگ عصر خود گرديد. اساتيد وى در كاظمين: شيخ عبدالحسين بغدادى و دایى‏اش علامه سيد حسن صدر مى‏باشند. همچنين از محضر شيخ حسن كربلایى، سيد على سيستانى و سيد اسماعيل صدر بهره برد. از شاخص‏ترين شاگردان وى - علاوه بر شيخ راضى آل‏ياسين - مى‏توان به علامه شهيد سيد محمدباقر صدر اشاره كرد كه خواهرزادة وى نيز مى‏باشد. اين فقيه عارف در سال 1370 در كوفه از دنيا رفت و در نجف اشرف دفن شد. علامه امينى(رحمه الله) در مورد شخصيت والاى اين استاد حوزه نجف مى‏نويسد: «شيخ محمدرضا آل‏ياسين، رهبر روحانى و مرجع بزرگ شيعه، در عرصه علم و فقاهت، استاد بى‏بديل حوزه نجف مى‏باشد. او مرد تقوا و فضيلت و يكى از معدود مراجع دينى در عصر حاضر، عالمى پسنديده خصال، با كرامت، داراى فضایل اخلاقى و صفات ستوده انسانى بود.»

[9]. مستدركات اعيان الشيعه، حسن امين، دارالتعارف، بيروت، 1418ق، ج 1، ص 43.

[10]. مجله الاصلاح توسط سيد محمدصالح بحرالعلوم، نويسنده «ديوان العواطف» در عراق منتشر مى‏شد. (الذريعه، شيخ آقا بزرگ طهرانى، ج 15، 355).

[11]. همان، ج 3، ص 275.

[12]. همان، ج 16، ص 34 و ج 15، ص 86 و ج 9، ص187.

[13]. همان، ذيل اسامى كتابها؛ و فوائد الرضويه، شيخ عباس قمى، كتابخانه مركزى تهران، 1327ش، ص451؛ و اعيان الشيعه، بروجردی، ج 9، ص 171.

[14]. چون مرجعيت شيخ انصارى(رحمه الله) بعد از رحلت صاحب جواهر(رحمه الله) از سال 1266 تا رحلت خود شيخ مرتضى در سال 1298 بود، طبيعتاً اين ماجرا در آن سال و در نيمه دوم قرن سيزدهم اتفاق افتاده و اين مبلغ قابل توجهى بوده است.

[15]. براى تفصيل اين داستان ر.ك.به: نجم الثاقب، محدث نورى، ص 486؛ مفاتيح الجنان، ذيل زيارت كاظمين.

[16]. جهت مطالعة زندگى نامه اين استاد برجسته ر.ک: گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران برتر حوزه علمیه قم، پژوهشکده باقر العلوم، قم، ج 3، ص 218.

[17]. معارف الرجال، ج 2، ص 39 و ج 1، ص 146.

[18]. ساباط يكى از روستاهاى مدائن در شمال عراق است. وقتى امام حسن مجتبى(علیه السلام) برای جنگ با معاويه به اين منطقه رسيد، مردى از منافقين به نام «جراح بن سنان» در تاريكيهاى ساباط به آن حضرت حمله كرد و امام به شدت مجروح شد. او قصد داشت امام مجتبى(علیه السلام) را همانجا به شهادت برساند.

[19]. صلح الحسن(علیه السلام)، ترجمه سيد على خامنه‏اى، مكتبة الامام الحسن العامه، كاظمين، 1372ق، ص 9 - 24.

[20]. مستدركات اعيان الشيعه، ج 1، ص 43.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.