دعا و اهمیّت آن از نگاه معصومین(علیهم السلام)

حسين رفيعي
مقدمه
بسيار اتفاق افتاده است كه جهان را يك سر تاريكي و تيرگي و دلها را زنگار گرفته، احساسات را بغض آلود و نگاه‌ها را سرد و بي‌روح مي‌پنداريم. با چنين حس و انديشه‌اي كه عادتي مزمن مي‌نمايد، تمام درها را بسته و راه‌ها را منتهي به خرابات مي‌انگاريم، آنگاه دل از همه جا شسته، مستأصل و پريشان دست و چشم به سوي آسمان و زمزمه‌گويان نجوا آغاز مي‌كنيم. و شايد گاه با كمي جسارت بيش تر سوز دل را با رطوبت يا اشك از مژگان آشكار مي‌نماييم تا از خداوند خود در اين شرايط و موفقيت استمداد بطلبيم! چه، از پيش‌تر باورمان چنين بوده كه او قادر مطلق است و قلب و اعجاز جمله به دست اوست.
دعا چیست؟
دعا كردن زيباترين و ساده‌ترين روش ارتباط با پروردگار است. دعا؛‌يعني درخواست و  اظهار تمايلات و مشاوره با خداي خود؛ اما آنچه كه غالباً انجام مي‌شود، دعا كردن تنها به هنگام ضرورتها و نيازها است، حال آنكه اگر آن را به شكلي مستمر و عادتي روح‌بخش ـ نه فقط در گرفتاري و درماندگي انجام دهيم ـ به راستي كه تأثيرات فراگيرش ماية حيرت و بركت خواهد شد. اگر دعا كردن به صورت راز و نيازي پيوسته و به شيوة خيرطلبي براي خود و ديگران باشد، مي‌تواند دعاي ما را همچون نيرويي عظيم در فضا پراكنده سازد و تشعشعاتش همه را در بر گيرد. با دعاكردن، انرژي مثبت ساطع و گسترده مي‌شود، پس واضح است كه مردم با دعاهاي گروهي و دسته‌جمعي نيز مي‌توانند بر اين نيروي مثبت بيفزايند و هر چه زودتر به خود جمعي متصل گردند،‌ در نتيجه مؤثر واقع شوند.
نكتة مهم اين است كه دعا كردن بايد با وجودي سراسر آرامش و به دور از التهاب و اضطراب صورت گيرد. دعا بايد از دل و جان برخيزد تا بر آن نشيند. دعا كننده بايد خيرطلب و خيرانديش باشد تا بتواند براي اجابت دعاهايشان مسيري هموار گردد.
دعاكردن؛ يعني نيكويي خواستن، بهترين را طلب كردن براي ديگران خير خواستن و بالاخره، با فروتني به اثيرها متصل شدن. فكر و ذهن دعاكننده‌اي كه از خلوص و رأفت پر بوده، عاري از بغض و كينه و عداوت است، در واقع شاه‌راهي به سوي اجابت دعاست. معرفت، بزرگواري، از خودگذشتگي، جوان‌مردي و بخشش، همگي از جمله ابزارهاي اجابت دعايند.
در اين مقاله به مقولة دعا و ابعاد مختلف آن پرداخته مي‌شود.
ستايش خداوندي را كه دعا را وسيله قرار داد و با امر به آن، تلاش آدمي را در پي يافتن اين وسيله و ابزار به كار گرفته است. 
در فرهنگ انسان‌ساز اسلام، مفاهيمي وجود دارد كه بي‌نياز از هرگونه استدلال و پرسش است و تنها با داشتن تصوري از آنها پذيرفته مي‌شوند. دعا، يكي از اين مجموعه مفاهيم ارزشمند است.
احساس نیاز
آن‌گاه كه بشر از تلاش بي‌حاصل خويش در برهوت دنياي مادّي و ناكاميهاي جانكاه و در حسرتِ خودساخته و آه و افسوسهاي بي‌پايان، دچار سرشكستگي مي‌گردد و تمام روزنه‌هاي اميد را به روي خود بسته مي‌بيند، آن دم كه در پي شكستها و نرسيدن به خواسته‌ها، نور ضعيف شعلة حيات در وجودش به خاموشي و سردي مي‌گرايد و آن زمان كه طناب وجود آدمي در سنگلاخ بودن و در فراز و نشيب مشكلات جانكاه زيستن، تنها به تار مويي بند است و... ناگهان دستي قدرتمند از اعماق وجود آدمي سر برآورده، او را متوجه قدرتي مي‌سازد كه: «همه چيز از آن اوست و توان انجام هر كاري فقط از وي ساخته است.» آري، اين دست دعاست كه در بحراني‌ترين لحظه‌ها ارتباط انسان را با خداي خويش برقرار ساخته، جريان دوبارة حيات و اميد را در رگهاي وي جاري مي‌سازد. دعا، ترجمان و زبان گوياي اين ارتباط است.
دعا در لغت به معناي «خواندن» آمده است و در اصطلاح فرهنگ و علوم اسلامي، دعا همان خواندنِ خدا و خواستن از اوست؛ امّا نه هرگونه خواندن؛ بلكه خواندني كه با صدق، اخلاص، اصرار، عجز و التماس توأم باشد. خواندني كه نشانگر  نیاز انسان و فشارهاي روحي زندگي است. بنابراين، بسياري از اوقات، قطرات اشك دعاكننده گواه صادقي بر دلدادگي، ميل به پرستش و نيازمنديش به درگاه خداوند است. نگاهي هر چند غير دقيق به عالم هستي، اين باور را در آ‌دمي مي‌پروراند كه گرچه اشياي پيرامون ما از طبيعت بي‌جان، كرات آسماني، گياهان، درختان،‌ حيوانات، انسانها و... با پوشيدن لباس وجود، از مرز نيستي به عالم هستي قدم گذاشته‌اند و به فراخور حال خويش، از سفرة هستي ره‌توشه‌اي برداشته‌اند؛ اما با اين حال، مي‌بينیم كه اين پوشش وجود بر اندام ناتوان او، چيزي از فقر و نياز ذاتي‌اش نكاسته؛ بلكه خود را نيازمند ذات و حقيقتي مي‌بيند كه بي‌نياز مطلق است. قرآن به اين واقعيت چنين تصريح كرده است:
“يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ”؛  «اي مردم! شما همگي نيازمند خداييد. تنها خداوند است كه بي‌نياز و شايستة هرگونه حمد و ستايش است.»
اين احساس فقر در خويشتن و درك و غنا و بي‌نيازي خالق جهان، چهرة ناپيداي حقيقت دعاست كه از نخستين روز حيات در اعماق وجود آدمي به وديعه نهاده شده است. دعا همواره دو طرف داشته است: خدا و بنده، لذا جاي شگفتي نيست اگر مشاهده مي‌كنيم كه تمام انسانها در هنگام سختي دست نياز به سوي خالق خويش مي‌گشايند و قرآن چه زيبا بيان كرده است: “وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْه “؛  «و چون آسيبي به انسان برسد، پروردگارش را، در حالي كه به سوي او بازگشت كننده است، مي‌خواند.»
سه وظیفه اساسی
امام صادق (علیه السلام) مي‌فرمايند: «خدا به حضرت آدم (علیه السلام) وحي كرد كه: من تمام كلمات را در چهار جمله جمع كرده‌ام. حضرت آدم گفت: خدايا! آنها كدام‌اند؟ خداوند در جواب فرمود: يكي براي من، و يكي براي تو، و يكي بين من و تو، و آنچه كه بين تو و مردم است. آدم گفت: خدايا! آنها را براي من بيان كن تا بدانم. فرمود: اما آنچه كه براي من است: اينكه مرا بپرستي و شرك نورزي؛‌ امّا آنچه كه بين من و تو است: اينكه دعا كني و بر من است كه اجابت كنم، و آنچه كه بين تو و مردم است: اينكه براي مردم به آنچه كه خود راضي هستي،‌ راضي باشي و ناپسند بداني، آنچه را كه براي خود ناپسند مي‌داني.» 
وقتي انسان چيزي را از خدا بخواهد و بداند اجابت مي‌شود، استمدادهايش شكوفا مي‌گردد و زمينه براي رشد و ترقّي و تكامل انسان فراهم مي‌شود؛ چون دعا، خواستن است،‌ نه خواندن، و وقتي آدمي از قدرتي كه بر هر چيزي قادر و توانا است، چيزي مي‌خواهد، به دنبال عللي كه او در اختيارش قرار داده است مي‌رود و مطمئن است كه خداوند نيز كارساز است و مقدمات آن را فراهم مي‌سازد: “وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى  كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٌ”؛  «و اگر خدا خيري به تو برساند، پس او بر هر چيزي توانا است.»
انساني كه به دعا معتقد است، هيچ‌گاه به بن‌بست نمي‌رسد و مأيوس نمي‌شود و چراغ اميد در دلش به منشأ تمام اميدها متصل است.
بحث در دعا سخت و دشوار است؛ زيرا پذيرفتن آن همه اثر دربارة دعا و باور آن، مشكل به نظر مي‌رسد، كه تنها از عهدة قلبهاي خاضع و خاشع و روانهاي سالم بندگان خاص خدا ساخته است. در قرآن از دعا با عنوان «عبادت» نام برده شده است. آنجا كه مي‌فرمايد: “وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني  أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي  سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ”؛  «و گفت پروردگارتان: بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را و كساني كه از انجام اين عبادت من تكبّر ورزند، در آتش جهنم داخل خواهم كرد.»
در اين آيه، دعاكردن، عبادت محسوب شده و به متخلّف متكبّر وعده عذاب داده شده است، زيرا وقتي دعا نكردن و از خدا نخواستن كسي به دليل تكبّر و خود بزرگ‌بيني در مقابل خداوند باشد، در نتيجه، به دليل آن غرور و خودخواهي خود را توانا و قادر مي‌داند و به قدرت كاملة لايزال الهي معتقد نبوده، تابع مقرارت سعادت بخش الهي نيست؛ بلكه تابع هوا و هوس است. در نتيجه، از قدرت و توان خود استفاده كرده، و تا آنجا كه بتواند حقوق جامعه را تضييع مي‌كند و ارزشي براي انسانها قائل نمي‌شود و آنها را ناچيز و بردة خود مي‌داند. بنابراين، گناهان فراواني مرتكب مي‌گردد.
بحث ديگري كه قرآن در پيرامون دعا به آن اشاره دارد، اجابت دعا است و اينكه خداوند دعا را مي‌پذيرد و اجابت و پاسخگويي به دعاي دعاكنندگان، به صراحت وعده داده شده است:
“وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي  وَ لْيُؤْمِنُوا بي  لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ”؛  «و هنگامي كه بندگان من از تو دربارة من سؤال كنند، بگو: من نزديكم و دعاي دعاكننده را هنگامي كه مرا مي‌خواند، پاسخ مي‌گويم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند، تا شايد راه يابند و به مقصد برسند.»
در تفسير شريف «الميزان» به هفت نكته در اين باره اشاره شده است . در اين آيه، خداوند هفت مرتبه با ضمير متكلم، خودش را مطرح كرده، كه اين نشانة نزديكي خدا به دعاكنندگان است.
در آياتي كه به دعا امر شده، يا آيه‌هايي كه در قالب دعا بيان شده‌اند، عميق‌ترين مضامين اخلاقي و عالي‌ترين ارزشهاي معنوي ديده مي‌شود، كه به انسان مي‌آموزد از خدا چه و چگونه بخواهد. در سوره حمد، ضمن هدايت انسان به درخواست هدايت از خداوند براي حركت در راه راست، مشخص شده كه صراط مستقيم چگونه راهي است. 
همچنين آية ذيل پيامي خاص دارد: “رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ”؛  «پروردگارا! پيمانة شكيبايي و استقامت را بر دلهاي ما بريز و قدمهاي ما را ثابت بدار و ما را بر گروه كافران پيروز گردان!»
كه پيام آن، خويشتن‌داري و ايستادگي در مقابل دشمن و ياري خواستن از پروردگار در مقابله با كافران است.
ضرورت و اهميّت دعا
قرائن و دلایل بسیاری بر اهمیت دعا وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:
1. كليد خزائن الهي:
حضرت علي (علیه السلام) مي‌فرمايد: «وَ اعْلَمْ  أَنَ  الَّذِي  بِيَدِهِ  خَزَائِنُ  السَّمَاوَاتِ  وَ الْأَرْضِ  قَدْ أَذِنَ  لَكَ  فِي  الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ  لَكَ  بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ وَ أَنْ تَسْتَرْحِمَهُ لِيَرْحَمَك وَ لَمْ یَجْعَلْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَکَ مَنْ یَحجُبُکَ عَنْهُ وَ لَمْ یُلْجِئْکَ إِلی مَنْ یَشْفَعُ لَکَ إِلَیْهِ ... ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَى جِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعَمِه؛    بدان آن خدايي كه خزانه‌هاي آسمانها و زمين در دست او است و به تو اجازة دعا كردن داده و ضامن پذيرفته شدن آن گشته است و فرموده كه از او بخواهي تا ببخشد و رحمت و مهرباني بطلبي تا مهرباني كند، و بين تو و خود كسي را نگذاشته كه او را از تو بپوشاند، و تو را ناچار نگردانيده كه نزد او شفيع و ميانجي ببري ... و كليد خزانه‌هايش را در دست تو نهاده، با آنچه كه به تو اجازه داد تا از او بخواهي، پس هرگاه بخواهي، با دعا درهاي نِعَمَشْ را مي‌گشايي.»
2. برترين عبادت:
يكي از راه‌هاي تقرّب و وصل شدن به خداوند متعال، دعا است. دعا باعث آرامش و دوري از هر گونه ناراحتي روحي و جسمي است. دعا باعث برطرف شدن اضطرابها و نگرانيهاي دروني و بيروني مي‌شود. انسان با دعا از بلاها و تشويشها رهايي پيدا مي‌كند و به حالتي دروني دست مي‌يابد كه به آن آرامش گويند. اين آرامش، بسيار لذت‌بخش، اثرگذار و شيرين خواهد بود و موجبات موفقيت و سعادت انسان را فراهم خواهد ساخت. هنگامي كه حضرت امير (علیه السلام) به نماز و دعا برمي‌خاست، با تمام وجود متوجه خدا بود و از دنيا و آنچه در او است، بريده مي‌شد، به گونه‌اي كه فقط در اين هنگام مي‌شد تير و تيغ بر جاي مانده از جنگ را از بدنش خارج كرد. اين، آرامش ايشان در برابر خداوند را مي‌رساند. آرامشي كه منشأ آن وصل به خدا است. ايشان مي‌فرمايد: «ذِكْرُ اللهِ جَلَاءُ الصُّدُورِ وَ طُمَأنِينَةُ الْقُلُوبِ؛  ياد خداوند، روشني سينه‌ها و آرامش دلها است.»
دعا مصداق مهمي از ياد كردن خداوند متعال است؛ زيرا انسان را از غير خدا به خدا متوجه مي‌سازد و باعث اتصال به معبود مي‌شود. 
3. برتر از تلاوت قرآن:
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: خواندن قرآن افضل است يا دعا؟ فرمودند: «دعا.» 
4. مخ و مغز عبادت:
پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) مي‌فرمايد: «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ وَ لَا يُهْلَكُ مَعَ الدُّعَاءِ أَحَد؛  دعا مغز و اصل عبادت است و با آن كسي هلاك نمي‌شود.»
5. اسلحه انبيا و مؤمنان:
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مي‌فرمايد: «الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدِّينِ وَ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ؛  دعا،‌ اسلحة مؤمن، ستون دين و نور آسمانها و زمين است.»
حضرت رضا (علیه السلام) همواره به اصحاب خود مي‌فرمود: «بر شما باد به اسلحة پيامبران.» به ايشان عرض شد: اسلحه پيامبران چيست؟ فرمود: «دعا». 
6. محبوب‌ترين عمل روي زمين:
حضرت علي (علیه السلام) مي‌فرمايد: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ الدُّعَاء؛  محبوب‌ترين كارهاي روي زمين براي خداي عز‌ّ و جلّ، دعا است.» 

 

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.