قرآن در آینة احکام

سید جعفر ربانی
فقها در مورد قرآن احکامی را بیان فرموده اند که با عنایت خداوند بخشی از آنها را در ضمن مسائلی یادآور می شویم:
مسئلة اول: ثواب قرائت
در فرهنگ فقه شیعه و مسلمین، قرآن مصدر اصلی استنباط احکام شرعی بوده، ثواب بسیار زیادی برای تلاوت و ختم آن نیز مشخص شده است، به خصوص در ماه مبارک رمضان و در شهر مکّة مکرّمه؛ زیرا تلاوت یک آیه در ماه مبارک رمضان مساوی با یک ختم قرآن در ماه های دیگر است. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) در خطبة معروف شعبانیة خود فرمودند: «مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُور؛  هر کس در آن (ماه مبارک رمضان) آیه ای از قرآن تلاوت کند، برای اجری معادل ختم قرآن در غیر این ماه خواهد بود.» 
مرحوم کلینی (م 329ق) صاحب کتاب ارزشمند «کافی» در این کتاب بابی را تحت عنوان «باب ثواب قراءة القرآن»  منعقد نموده و احادیث بسیاری را در این باب جمع کرده است.
مسئله دوم: احکام قرائت
حکم قرائت قرآن به سه دسته تقسیم می گردد:
الف) قرائت واجب، و آن دارای چهار مورد است:
1. در نمازها که نمازگزار باید در رکعت اول و دوم حمد و سوره بخواند  این حمد و سوره بخشی از قرآن است؛ اگرچه در نماز جماعت، امام جماعت عهده دار قرائت آنها می شود؛
2. چنانچه شخصی نذر کند یا با خداوند عهد ببندد یا قسم بخورد که قرآن تلاوت کند، موظف است به نذر یا عهد یا قسم خود عمل نماید؛
3. کسی که برای تلاوت قرآن اجیر شده است، باید طبق قرار منعقد شده عمل نماید؛
4. خطیب جمعه در هر یک از دو خطبه باید یک سورة کوچک از قرآن بخواند.  
ب) قرائت حرام، و آن در موردی است که جنب یا حائض یا نفساء بخواهد یکی از سوره های عزیمت  را بخواند با تفصیلی که انشاء الله بیان خواهد شد.
ج) قرائت مستحب، و آن در غیر موارد وجوب و حرمت می باشد.
ممکن است برای برخی این سؤال به وجود آید که صورت چهارمی نیز وجود دارد و آن قرآن خواندن  مکروه است؛ زیرا فقها در برخی موارد قرآن خواندن را مکروه دانسته اند، مانند خواندن قرآن در رکوع یا سجده  یا تشهد  و نیز خواندن سورة توحید با یک نفس  و خواندن غیر سوره های سجده دار برای جنب، حائض و نفساء که بیش از هفت آیه (در غیر سور عزائم)  مکروه است.  
پاسخ این است که کراهت در عبادات و در اینجا به معنی «اقلیت ثواب» است، نه اینکه مانند مکروهات دیگر باشد که ترک آن بهتر است. بنابراین، در غیر مورد واجب و حرام، تلاوت قرآن مستحب است، گرچه در برخی از موارد، ثواب آن کم تر می باشد.   
 مسئلة سوم: قرآن و طهارت
در زمینة ارتباط قرآن و طهارت باید به نکاتی توجه نمود: 
الف) «حدث» عبارت است از عدم طهارت و آن شش قسم است:
1. جنابت؛
2. حیض؛
3. نفاس؛
4. مس میّتی که بدنش سرد شده و هنوز غسل داده نشده؛
5. استحاضه؛ 
6. نداشتن وضو؛
چهار مورد اول حدث اکبر نامیده می شود که با غسل رفع می شوند؛ اما استحاضه در صورت کثیره و متوسطه بودن حدث اکبر بوده، رفع آن نیازمند غسل و وضو است؛ ولی در صورت قلیل بودن، حدث اصغر است و فقط نیازمند وضو می باشد؛ اما مورد ششم، بدیهی است که رفع آن فقط به وضو می باشد.   
چند سؤال در زمینة طهارت و قرائت قرآن مطرح می گردد: 
اول: آیا محدث می تواند به خط قرآن دست بزند؟ 
جواب: هیچ یک از محدثهای ششگانه حق لمس خط قرآن را ندارند؛ زیرا عدم جواز مسّ کتابت مصحف شریف، وجه مشترک بین حدث اکبر و حدث اصغر می باشد.  
دوم: آیا مُحدِث (فاقد وضو و غسل) می تواند قرآن بخواند؟
جواب: سه مورد اخیر؛ یعنی مستحاضه و شخص بی وضو (محدث به اصغر) و نیز کسی که مس بدن میّت نموده، می توانند تمام قرآن را بخوانند؛ حتی سوره و آیة سجده دار را، البته پس از خواندن آیة سجده، سجدة تلاوت واجب می شود، و در سجدة تلاوت، طهارت از حدث اکبر و اصغر شرط نیست.  
اما شخص جنب و حائض و نفساء تمام قرآن را می توانند بخوانند، به استثنای سوره هایی که مشتمل بر آیة سجدة واجب می باشند که از آنها به «سُوَرِ عزائم» تعبیر می شود. تذکر این نکته لازم است که طبق دیدگاه برخی از فقها فقط آیة سجده خوانده نشود؛ ولی برخی دیگر قائلند هیچ یک از آیات سور عزائم نباید خوانده شود؛ حتی «بسم الله الرّحمن الرّحیم» آن. بر طبق این نظریه، جنب، حائض و نفساء این قسمت از دعای کمیل را نیز نباید بخوانند: «أفمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستوون» ؛ زیرا از آیات سور عزائم می باشد.
بنابراین، جنب، حائض و نفساء می توانند قرآن بخوانند؛ ولی باید دو نکته را مراعات نمایند: یکی اینکه هیچ عضوی از بدن آنان به خط قرآن نرسد و دیگر اینکه آیات سور عزائم را تلاوت نکنند. 
سوم: آیا فرد غیر مکلّف (اعم از کودک، مست و دیوانه) می تواند با حالت حدث، عضوی از بدن را به خط قرآن برساند؟ و آیا منع کردن او را از این عمل واجب است؟
جواب: جلوگيرى بچه و ديوانه از مسّ خطّ قرآن واجب نيست؛ ولى اگر مسّ نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد، بايد از آن جلوگيرى كرد.  بنابراین، لازم نیست والدین یا معلمین کودکان را وادار نمایند که روی نوشته های قرآنی در کتابهای درسی و غیر درسی خود مانعی مانند چسب و امثال آن قرار دهند. 
سؤال چهارم: آیا تایپ و نوشتن قرآن توسط صفحه کلید رایانه و تلفن همراه نیازمند وضو است؟ 
جواب: خیر، احتیاجی به داشتن وضو نیست؛ زیرا دکمه های صفحه کلید و تلفن همراه نقش «قلم حروف» را دارند، نه خود حروف. 
سؤال پنجم: بعضی کلمات بین قرآن و غیر قرآن مشترک هستند، مانند کلمه «قال»، حکم این کلمات چیست؟
جواب: اگر این کلمات به نیّت قرآن نوشته شده باشند، مثلاً آیه ای از قرآن نوشته شده بود و سپس آن آیه حذف شده و فقط کلمة «قال» آن باقی مانده است، نباید بدون طهارت عضوی از بدن به آن برسد، و اگر به قصد غیر قرآن و به عنوان یک کلمه عربی نوشته شده باشد، رساندن عضوی از بدن بدون طهارت به آن شکال ندارد.  
سؤال ششم: آیا در عدم جواز مسّ کلمات قرآن برای محدث، بین کلمات قرآن فرقی وجود دارد؟
جواب: فرقی بین هیچ یک از کلمه های موجود در قرآن نیست؛ حتی کلمة «فرعون» و نیز تفاوتی نیست بین اینکه آن کلمات در قرآن باشد یا کتابها و جاهای دیگر.
مسئلة چهارم: قسم خوردن به قرآن
قسم خوردن به قرآن در دادگاه ها حکم قضایی ندارد و معتبر نیست و نیز قسم به قرآن در غیر دادگاه لازم الوفاء نمی باشد و ترک آن کفاره ندارد؛ بلکه تنها قسم به خدا است که در دادگاه معتبر بوده و در غیر دادگاه لازم الوفاء است و شکستن آن کفاره دارد.  پس اینکه در محاکم قضایی و غیر قضایی برای قسم خوردن قرآن گذاشته می شود، وجهی ندارد.
مسئلة پنجم: مفهوم «قرائت»
«قرائت قرآن» آن گاه محقق می شود که کلمات قرآن بر زبان جاری و فضای دهان را فرا گیرند. نشانة آن هم این است که اگر فرض کنیم تلاوت کننده در مکان خلوتی قرار دارد، صدای خود را بشنود.  بنابراین، تلاوت قرآن نباید از این مقدار آهسته تر باشد. در غیر این صورت «قرائت» صدق نخواهد کرد؛ بلکه یا به آن «حدیث نفس» گفته می شود و یا «مطالعه» قرآن و هیچ کدام جایگزین قرائت قرآن نیست.
از این قانون چند نتیجه گرفته می شود:
الف) شخص اجیر شده برای تلاوت قرآن باید طوری تلاوت کند که طبق ضابطة مذکور قرائت صدق کند، نه اینکه آن را به طور حدیث نفس یا مطالعه مرور نماید. در غیر این صورت اجرتی که می گیرد، حرام خواهد بود؛ زیرا اجرت را برای «قرائت» قرآن گرفته است. 
ب) حکم اخفات در نماز (که در حمد و سورة نماز ظهر و عصر، و تسبیحات اربعه (یا حمد) در رکعت سوم و چهارم نمازها و همچنین سایر اذکار نماز ) نیز به همین کیفیت است؛ یعنی باید کلمات نماز بر زبان و دهان جاری گردد، به طوری که اگر فرض کنیم نمازگزار در مکانی ساکت و آرام قرار دارد، حداقل خودش صدای خود را بشنود، در غیر این صورت نمازش باطل خواهد بود.   
ج) با نگاه به آیة سجده، بدون اینکه آن را قرائت کند، سجده واجب نمی گردد؛ بلکه در صورتی واجب می شود که آیة سجده را بخواند (طبق همان تعریفی که گذشت) یا بشنود. 
د) چنانچه جنب، حائض و نفساء به سورة سجده دار نگاه کنند، بدون اینکه آنها را تلاوت نمایند، اشکال ندارد. 
مسئلة ششم: ترجمة قرآن
نکتة دیگر این است که ترجمة قرآن، در حکم قرآن به شمار نمی رود و احکام آن را ندارد. از این قانون نیز نکاتی به دست می آید: 
الف) در حال اختیار نماز گزار باید قرآن (حمد و سوره) بخواند، نه ترجمة آن را.  
این تذکر لازم است که فقها در رساله های عملیّة فارسی خود، ترجمة حمد و سوره و سایر ذکرهای نماز را بیان نموده اند؛ ولی این مطلب دلیل بر این نیست که جایز است نماز به زبانهای دیگر خوانده شود؛ بلکه نماز باید به زبان عربی، آن هم با مراعات مخارج حروف خوانده شود. تنها علّتی که سبب شده فقها در رساله های عملیّة خود، ترجمة نماز را بنویسند، این بوده که نمازگزاران ناآشنا با لغت عربی، با معانی جمله های نماز آشنا شوند و با مفاهیم آن انس گرفته، از حضور قلب بیش تری برخوردار گردند.
ب) کسی که برای تلاوت قرآن اجیر شده، باید خود قرآن را بخواند، نه ترجمة آن را، وگرنه مستحق اجرت نیست؛ زیرا اجیر کننده او را برای تلاوت خود قرآن اجیر نموده است، نه ترجمة آن. 
ج) رساندن عضوی از بدن بدون طهارت (حتی حدث اکبر) به ترجمة قرآن اشکال ندارد، البته نام «خدا» به هر زبان که نوشته شده باشد، نباید عضوی از بدن بدون طهارت(از حدث اصغر و اکبر) به آن برسد.  
د) در صورتی سجدة تلاوت آیات سجده دار، واجب می شود که انسان خودِ آیة سجده را بخواند یا بشنود، پس اگر ترجمة آیه خوانده یا شنیده شود، سجده واجب نیست.
هـ) اگر جنب، حائض و نفساء ترجمة آیات سور عزائم را بخوانند، اشکال ندارد. 
تذکر: از آنجا که ترجمة قرآن کریم، منتسب به این کتاب شریف می باشد، باید نسبت به ترجمه از کارهایی که موجب هتک حرمت به قرآن می شود، اجتناب نمود، گرچه آثار خود قرآن را ندارد. 
مسئلة هفتم: اجیر شدن برای تلاوت
کسانی که اجرتی به آنها داده می شود تا مثلاً یک ختم قرآن برای شخصی انجام دهند، باید به نکاتی توجه نمایند: 
الف) در صورتی که شخصی از دیگری تقاضا کند که تمام یا بخشی از قرآن را تلاوت کند و در مقابل آن، اجرتی مشخص کرده باشد، این قرارداد اجاره است و باید دارای تمام شرایط اجاره باشد؛ مانند مشخّص بودن اجرت، بالغ و عاقل بودن اجیر و مستأجر، ممنوع التصرف نبودن اجیر و مستأجر و بقیّة شرایط اجاره.
ب) اجیر نمی تواند یک ختم قرآن را برای دو نفر انجام دهد؛ زیرا ظاهر از اجاره، انحصار است، همان گونه که یک کارگر نمی تواند در یک زمان برای دو نفر کار کند، مگر اینکه از هر دو نفر اجازه داشته باشد. 
ج) طبق روایات وارد شده، چنانچه شخصی سه مرتبه سورة توحید (قل هو الله احد) را تلاوت کند، ثواب یک ختم قرآن را دارد؛ ولی اجیری که با صاحب پول قرار گذاشته قرآن ختم کند، نمی تواند به جای ختم قرآن، سه مرتبه سورة توحید را بخواند؛ بلکه باید تمام قرآن، یعنی؛ از ابتدای سورة حمد تا آخر سورة ناس قُلْ أَعوُذُ بِرَبَّ النَّاس را تلاوت نماید.
د) از آنجا که متبادر از عمل، عمل صحیح است، کسی که برای قرائت قرآن اجیر شده، باید قرآن را به طور صحیح و با رعایت مخارج حروف بخواند. 
هـ) اجیر باید خود را به جای منوبٌ عنه (شخصی که از طرف او قرآن می خواند) فرض کند و ثواب تلاوت را به او اهدا نماید، نه برای خود.  
مسئلة هشتم: قرآن و ملکیّت
الف) شکّی نیست که قرآن نیز مانند سایر اموال، ملک انسان مسلمان قرار می گردد و احکام ملکیّت بر آن مترتب می شود.  
ب) آیا خرید و فروش قرآن بین مسلمانها جایز است؟ فتاوای فقها در این زمینه مختلف می باشد. بیش تر فقهای قدیم بر آنند که خرید و فروش قرآن حرام است و فروشنده و خریدار در هنگام معامله باید قصد کنند که جلد یا ورق آن را معامله می کنند، نه خطوط آن را؛ چراکه قرآن کریم بزرگ تر از آن است که به قیمت درآید، آن هم به دراهم بخس دنیوی؛ ولی فقها در زمان ما خرید و فروش قرآن را جایز می دانند.
ج) در مورد فروش قرآن به کافر، برخی از فقها اشکال فرموده اند، بنابراین احتیاط در ترک آن می باشد. 
د) بعد از فوت پدر، قرآنی که از او به جای مانده است، به همة ورثه نمی رسد؛ بلکه مختصّ پسر بزرگ تر است ، گرچه آن قرآن بسیار نفیس و گران قیمت باشد.
هـ) می توان مهریة همسر را قرآن یا تعلیم آن قرار داد.  
 مسئلة نهم: نکات واجب در مورد قرآن
در مورد قرآن، این نکات واجب است:
1. اعتقاد به مصونیت قرآن از هرگونه تحریف از واجبات اعتقادی است. 
2. یاد دادن و یاد گرفتن قرآن از باب واجب کفایی است، فقها فرموده اند: «یجب تعلم القرآن و تعلیمه کفایةً» .
3. لازم است کسی که می خواهد خط قرآن را لمس نماید (به تفصیلی که ذکر شد) با طهارت باشد. 
5. حفظ حرمت قرآن واجب است، بنابراین گذاشتن قرآن روی کفش و زمین و هر جای نامناسب که هتک قرآن به شمار رود، جایز نیست. و همین طور است قرآن را در اختیار کودکان قرار دادن، چنانچه عرفاً هتک به شمار رود.  
6. واجب است قرآن به طور صحیح نوشته شده و در اختیار مردم قرار گیرد و نیز مردم مکلف هستند قرآن را به طور صحیح تلاوت کنند، به همان ترتیبی که بر پیامبر(صلّی الله علیه و آله) نازل شده است، بنابراین، در ابتدای قرائت سورة توبه نباید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ گفته شود، به خلاف سورة «نمل» که دارای دوبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ می باشد. تذکر این نکته لازم است که اگر شخص روزه دار قرآن را اشتباه بخواند، دروغ به خداوند محسوب نمی شود و روزة او باطل نیست. 
7. هنگامی که امام جماعت مشغول خواندن حمد و سوره نمازهای جهریه (صبح، مغرب و عشاء) است و صدای او شنیده می شود، حتّی به طور همهمه و نامفهوم، بر مأموم واجب است که سکوت نموده، چیزی نخواند؛  اما در نمازهای اخفاتیه (ظهر و عصر) مأموم می تواند مشغول ذکر شود، مگر اینکه صدای امام را بشنود، که در این صورت بنا بر احتیاط باید ساکت بماند. 
8. چنانچه قرآن نجس شود، وجوب تطهیر آن فوری است.
مسئلة دهم: نکات مستحب در مورد قرآن
فقها در مورد قرآن مستحباتی را بیان فرموده اند که برخی از آنها بدین شرح است:
1. با وضو بودن در هنگام تلاوت قرآن: البته اگر غسل جنابت انجام دهد، نباید بعد از آن وضو بگیرد؛ زیرا وضو پس از غسل جنابت، حرام است، مگر آنچه موجب بطلان وضو می شود، انجام داده باشد. 
2. رو به قبله بودن در هنگام تلاوت قرآن. 
3. زمانی که قرآن تلاوت می شود، مستحب است انسان ساکت باشد و گوش فرا دهد: وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ .
4. زمان شروع تلاوت قرآن، ذکر نام خدا و از شرّ شیطان به خدا پناه بردن. قرآن در این زمینه می فرماید: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ .
5. مستحبّ است در هنگام تلاوت قرآن، در معانی آیات تفکر نمود.
6. وقتی به جملة یَا أَیُّهَا النَّاس یا یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا می رسید، به طور آهسته بگویید: «لبِّیک ربَّنا» یا بگوید: «أَللَّهُمَّ لَبِّیک».  
7. وقتی تلاوت کنندة قرآن، به آیات بهشت می رسد، از خداوند تقاضای بهشت نماید و زمانی که به آیات جهنّم و عذاب می رسد، به خداوند پناه برد. 
8. مستحبّ است کسی که سورة «الرّحمن» را تلاوت می کند، وقتی به آیات فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ می رسد، بگوید: «لَا بِشَيْ ءٍ مِنْ آلَائِكَ رَبِّ أُكَذِّب». 
9. مستحبّ است قرآن با «ترتیل» خوانده شود. از امام صادق(علیه السلام) از تفسیر و معنای ترتیل سؤال شد، ایشان فرمودند: حضرت علی(علیه السلام) ترتیل را چنین معنی می نمودند: « بَيِّنْهُ  تِبْيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَكُمُ الْقَاسِيَةَ وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَة ؛  به طور شفّاف قرآن بخوان، نه به سرعت مانند شعر، و نه پراکنده مانند نثر؛ بلکه دلهای با قساوت خود را به قرآن بسپارید و به آن دل دهید، و همّت شما این نباشد که سوره را (زود) به پایان برسانید.» 
10. مستحبّ است در هنگام ختم قرآن مجید به تأسی و پیروی از امام سجاد(علیه السلام) دعای چهل و دوم «صحیفة سجادیه» را بخواند. 

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.