روزه و رمضان در سخنان مقام معظم رهبری(مدظله)

اشاره 
ماه مبارک رمضان ماه خود سازی و تزکیه نفس است. در این ماه پربرکت، می توان به اوج قلّه های عزّت و انسانیّت نائل شد و راه رسیدن به معبود را در یک شب که افضل از هزاران شب است، طی کرد؛ از گذشته سیرۀ علمای بزرگ بر این بوده که دیگران را به بهره برداری از این ماه پر فضیلت، توصیه می نمودند. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نیز در خلال رهنمودهای گرانقدر خود، پیروان ولایت را نسبت به این امر آگاه ساخته و بر استفادۀ هرچه بیش تر از فرصت ماه رمضان تأکید کرده اند. در اینجا به گزیده ای از رهنمود های ایشان در موضوع ماه مبارک رمضان، اشاره خواهد شد. 
روزه، از پایه های تكامل انسان
بخشى از مسائل مهم مربوط به اين ماه [ماه مبارك رمضان]، در ذيل اين آيۀ شريفۀ سورۀ بقره و آيات بعد از آن ذكر شده است، كه من گوشۀ كوچكى از آن را در اين خطبه عرض مى كنم.
اولاً مى فرمايد: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ.  ما مى دانيم كه نماز و زكات، مخصوص امت اسلام نبوده است؛ بلكه پيامبران قبل از رسول اكرم اسلام(صلّی الله علیه و آله) در صدر احكام خود، نماز و زكات را داشته اند. وَ أَوْصاني  بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا؛  از قول حضرت عيسى(علیه السلام) است كه به مخاطبان خود مى فرمايد: خدا من را به نماز و زكات وصيت كرده است. از آيات ديگر قرآن هم اين معنا استفاده مى شود.  آيۀ اولى كه تلاوت كردم، مى فرمايد: روزه هم مثل نماز و زكات، در شمار احكامى است كه مخصوص امت اسلام نيست؛ بلكه امم سابق و پيامبران گذشته هم مأمور به روزه بوده اند.
اين، نشان دهندۀ اين حقيقت است كه در بناى زندگى معنوى انسانها در هر زمان، همچنان كه نماز لازم است و اين نماز، رابطۀ معنوى ميان انسان و خداست، و همچنان كه زكات لازم است و اين نكات، تزكيۀ مالى انسان مى باشد، روزه هم واجب و ضرورى است و اين يكى از پايه هاى اصلى تكامل انسان و تعالى معنوى اوست؛ والّا در طول زمان و با تغيير اديان مختلف، اين خط، ثابت و مستمر نمى ماند.
البته روزه، در اديان مختلف و زمانهاى گوناگون و به شكلهاى ديگر وجود دارد؛ اما گرسنگى كشيدن و اندرون را از طعام خالى داشتن و لب و زبان و دهان را در ساعات معينى بر روى تمتعات جسمانى بستن، خصوصيتى است كه در روزۀ اديان مختلف وجود دارد. پس، روزه يك ركن اساسى در تعالى معنوى و تكامل روحى و هدايت و تربيت انسانى است. 
عبادت شدن خواب و تنفس روزه دار
روزه فقط اين نيست كه انسان نخورد و نياشامد. اين نخوردن و نياشاميدن، بايد از روى نيّت باشد، والاّ اگر شما يك روز به خاطر گرفتارى و يا اشتغال به كار، دوازده ساعت، پانزده ساعت فرصت نكنيد چيزى بخوريد، هيچ ثوابى به شما نخواهند داد. اما همين امساك را وقتى با نيّت انجام داديد - «اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ  نَوَى  فَعَمِلَ»؛  نيّت كند و به دنبال آن، عمل انجام دهد - اين همان گوهر درخشانى مى شود كه به شما ارزش مى بخشد و روحتان را قيمتى مى كند.
شرط روزه، نيّت است. نيّت يعنى چه؟ يعنى اين عمل را، اين حركت را، اين امساك و تمرين را، جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به خاطر انجام دستور الهى. اين است كه به هر كارى ارزش مى بخشد.لذا در دعاى شب اوّل ماه مبارك مى خوانيد كه: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ  نَوَى  فَعَمِلَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِمَّنْ شَقِيَ فَكَسِل » . كسالت، بى رغبتى و بى نشاطى براى كار - چه كار معنوى و چه كار مادّى - شقاوت است.
روزه، يكى از بهترين كارهاست. با اين كه به ظاهر اقدام نكردن است؛ اما در باطن اقدام است، عمل است، كار مثبت است. چون شما نيّت اين كار را داريد؛ لذا از هنگامى كه وارد صحنۀ روزه دارى مى شويد - يعنى از بعد از لحظۀ طلوع فجر - تا آخر روز به طور دائم به خاطر اين نيّت، در حال عبادتيد. اگر هم بخوابيد، عبادت مى كنيد. همين طور راه برويد، عبادت مى كنيد.
اين كه از قول نبّى اكرم عليه و على آله الصّلاة والسّلام نقل شده است كه فرمود: «أَنْفَاسُكُمْ  فِيهِ  تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ» ؛ خوابيدن و نفس كشيدن شما عبادت است، خواب چطور عبادت مى شود؟ نفس كشيدن چطور «سبحان اللَّه» گفتن مى شود؟ اين به خاطر آن است كه شما بى كار هم كه باشيد، هيچ اقدامى هم كه نكنيد، چون با اين نيّت وارد اين وادى شده ايد، يكسره در حال عبادتيد.
در روايت ديگر مى فرمايد: «نَوْمُ  الصَّائِمِ  عِبَادَةٌ وَ صَمْتُهُ تَسْبِيحٌ» ؛ سكوت هم كه مى كنيد، مثل اين است كه «سبحان اللَّه» مى گوييد. و «وَ عَمَلُهُ  مُتَقَبَّلٌ  وَ دُعَاؤُهُ مُسْتَجَاب » ؛ عمل شما مقبول، و دعايتان مستجاب است. سكوت شما عبادت است، نفس كشيدن شما عبادت است، خوابيدن شما عبادت است. چرا؟ چون شما اين امساك و اين دست كشيدن از بخشى از لذّات جسمانى را، براى خدا در يك مدّت سى روزه - ماه رمضان - تجربه مى كنيد. 
تقوا هدف مهم ماه رمضان
همه را و خودم را به رعايت تقواى الهى، مراقب خدا بودن، مراقب رفتار خود و گفتار خود در برابر خدا و مراقب خارراه ها، لغزشگاه ها و جاهايى كه نفس انسان قدرت آن را ندارد كه با استقامت و با عدم تزلزل، به راحتى آن راه را بپيمايد، توصيه مى كنم. انسان بايد در زندگى فردى و اجتماعى، مراقب وسايلى كه خداى متعال براى عبور از اين لغزشگاه ها قرار داده است، باشد. وسيله اى قرار داده است كه انسان بتواند خود را حفظ و به مقصد نزديك كند و از امكاناتى كه براى رسيدن به سرمنزل مقصود، در اختيار مؤمنين گذاشته است، بهره بردارى كند.مراقب اين امور بودن، تقواست و همان طور كه بارها شنيده ايد، يكى از هدفهاى مهمِّ روزمّرۀ ماه رمضان اين است كه ما تقوا پيدا كنيم؛ لَعَلَّكُم تَتَّقونَ.  و بنده وقتى اعمالى را كه در ماه رمضان، از سوى شارع مقدّس مورد اهتمام است، ملاحظه مى كنم - يعنى روزه ماه رمضان، تلاوت قرآن مجيد، خواندن دعاهاى مأثور و توسّلاتى كه به ذيل عنايات حضرت بارى تعالى وجود دارد - مى بينم در ميان اين چهار عنصر بسيار مهم كه روزه ماه رمضان، واجب هم هست، آنچه براى ما خيلى اهميت دارد، استغفار است؛ طلب مغفرت، طلب گذشت از سوى پروردگار عالم نسبت به آنچه از روى قصور، از روى جهالت و خداى نكرده از روى تقصير، از ما سر زده است. 
یقین، بالاترین دستاورد روزه داری
مرحلۀ سوم از روزه دارى، پرهيز از هرچيزى است كه ذهن و ضمير انسان را از ياد خدا غافل كند. اين، آن مرحلۀ بالاى روزه دارى است كه در حديث آن طور كه وارد شده است، پيامبر(صلّی الله علیه و آله) به حضرت پروردگار (جلّت عظمته) عرض مى كند: «يَا رَبِّ وَ مَا مِيرَاثُ  الصَّوْمِ »؛ دستاورد روزه چيست؟ ذات اقدس ربوبى فرمود: «الصَّوْمُ يُورِثُ الحِكْمَةَ وَ الحِكْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْيَقِينَ- فَإِذَا اسْتَيْقَنَ الْعَبْدُ لَا يُبَالِی كَيْفَ أَصْبَحَ بِعُسْرٍ أَمْ بِيُسْرٍ» ؛ روزه سرچشمه هاى حكمت را در دل مى جوشاند. وقتى كه حكمت بر دل حاكم شد، آن معرفت نورانى و روشن به وجود مى آيد. معرفت كه به وجود آمد، همان يقينى به وجود مى آيد كه حضرت ابراهيم از خداى متعال آن را مى خواست و در دعاهاى اين ماه مرتّب درخواست شده است. وقتى كسى داراى يقين بود، همۀ دشواريهاى زندگى بر او آسان مى شود و انسان شكست ناپذير از حوادث مى گردد. ببينيد چقدر اهميت دارد! اين انسانى كه مى خواهد در مدّت سالهاى عمر خود، يك راه تعالى و تكامل را بپيمايد، در مقابل مشكلات و حوادث زندگى و موانع راه، شكست ناپذير مى شود. يقين، چنين حالتى به انسان مى دهد. اينها ناشى از روزه است. وقتى كه روزه ياد خدا را در دل زنده كرد و فروغ معرفت خدا را در دل به وجود آورد و دل را روشن نمود، اينها به دنبالش مى آيد. هر چيزى كه انسان را از ياد خدا غافل كند، به روزه براى اين مرحله مضرّ است. خوشا به حال كسانى كه مى توانند خود را به اين مرحله برسانند. البته ما بايد آرزو كنيم و از خدا بخواهيم و همّت كنيم كه خودمان را به اين مرحله برسانيم. 
روزه ، مظهر صبر در مقابل گناه
براى اين كه از فضاى ماه مبارك بهره مند شويم، اين حديث را عرض مى كنم و اندكى دربارۀ آن صحبت مى كنم. حديث صحيح معتبر از پيغمبر اكرم(صلّی الله علیه و آله) اين است: «الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ»  روزه، سپر آتش است. از طرق اهل سنت هم همين مضمون با الفاظ مختلف نقل شده است؛ از جمله اين لفظ: «الصِّيَامُ جُنَّةُ الْعَبْدِ الْمُؤْمِنِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَمَا يَقِی أَحَدَكُمْ سِلَاحُهُ  فِی الدُّنْيَا»؛  همچنان كه شما در دنيا با سلاح و وسيلۀ دفاعىِ خودتان از خود دفاع مى كنيد، در آخرت هم به وسيلۀ روزه از خودتان در مقابل تعرض آتش دوزخ دفاع مى كنيد.
خصوصيت روزه چيست كه تعبير «جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ» دربارۀ آن بيان شده است؟ خصوصيت روزه عبارت است از كفّ نفس. روزه، مظهر كفّ نفس است؛ وَنَهَى النَّفسَ عَنِ الهَوى . مظهر صبر در مقابل گناه و غلبۀ مشتهيات، روزه است. لذا در روايات، ذيل آيۀ شريفۀ وَاستَعينوا بِالصَّبرِ وَالصَّلاةِ  صبر را به روزه تعبير كرده اند.  روزه، مظهر گذشت از خواسته هاست. اگرچه زمانِ روزه محدود است - چند ساعت در روز، آن هم چند روز در سال - ليكن به صورت نمادين، يك حركت اساسى براى انسان است. چرا؟ چون هواهاى نفسانى و هوسها و مشتهيات و خواستهاى نفس، همان مسيرى است كه انسان را به گناه مى رساند. اين طور نيست كه مشتهيات نفسانى با گناه ملازم و از يكديگر اجتناب ناپذير باشند؛ نه، بعضى از مشتهيات نفسانى هم حلال است. اما اين كه انسان دهنۀ نفس را بردارد، نفس خود را بى مهار و بى دهنه رها كند و اسير مشتهيات آن شود، همان چيزى است كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) در نهج البلاغه فرمودند: «حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا»؛  او را روى اسب سركشى انداخته اند كه دهنۀ آن دست اين شخص نيست و اسب سركش هم او را مى برد به پرتگاه پرتاب مى كند. هواى نفسانى انسان را به سمت گناهان مى كِشد. 

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.