اعتماد به نفس در سخنرانی

0 28

علیرضا خانی
مقدمه
خود باوری و اعتماد به نفس یکی از نیازهای مهم برای مبلّغین دینی و از عوامل مهم توفیق در سخنرانی است.  چه بسیاری از سخنرانها هستند که احساس می‌کنند به خوبی بر سخن گفتن مسلط نیستند و نمی‌توانند دانسته‌های خود را به زبان بیاورند یا احیاناً هنگام سخنرانی خود را می‌بازند یا تپق زیاد دارند یا صورتشان سرخ می‌شود، به راحتی تنفس نمی‌کنند یا احیاناً دست‌شان به شکل خفیف می‌لرزد یا دست و پای خود را مقابل جمع، گُم می‌کنند و … .
همه اینها نشان دهنده عدم اعتماد به نفس است؛  اما به‌راستی چگونه می‌توانیم اعتماد به نفس خود را در سخنرانی های دینی افزایش دهیم و همیشه به‌راحتی و بدون استرس و اضطراب سخنرانی کنیم؟
تعریف
برای اعتماد به نفس تعاریف متعددی وجود دارد که ما به دو تعریف مشهور اکتفا می‌کنیم: 
آیت الله جعفر سبحانی ‏حفظه ‏الله می‌فرماید: اعتماد به نفس این است که انسان به رهبری عقل و خرد در پرتو قدرت اراده با تصمیم و جزم و قاطعیت کار خود را تعقیب کند و خود را بر انجام آن عمل توانا بشمارد.  
خانم باربارا دی آنجلس روان‌شناس معروف غربی درباره اعتماد به نفس این چنین می‌گوید: اعتماد به نفس واقعی هیچ گونه ارتباطی با آنچه در زندگی بیرونی شما اتفاق می‌افتد، ندارد. اعتماد به نفس واقعی زائده شغل شما نیست.
اعتماد به نفس واقعی، نتیجه باور قلبی و درونی شما به تواناییها و قابلیت هایتان است. این باور که هر کاری را بخواهید، می‌توانید انجام دهید،  اما در این خصوص باید به این نکته مهم اشاره کنیم که اعتماد به نفس یا خودباوری، با اعتماد به خدا منافات ندارد؛ زیرا چنین انسانی با اعتقاد به برخورداری از سرمایه اعتماد به نفس و استقلال شخصیت از تمامی امکانات و استعدادهای خود به طور کامل بهره برداری می‌کند و در عین حال هرگز خود را در میان علل و عوامل مادّی محصور نمی‌کند؛ بلکه به خداوندی تکیه می‌کند که تدبیر کلیه امور در دست قدرت بی‌انتهای اوست و در هیچ کاری نیاز به دیگران ندارد.
شهید مطهری‏ رحمه ‏الله در این باره می‌فرمایند: اعتماد به نفس در مقابل اعتماد به خدا نیست تا منافاتی داشته باشد؛ بلکه در برابر اعتماد به دیگران است. 
باید در اینجا به این نکته اشاره کنیم که اعتماد به نفس با غرور، خودخواهی و خودبزرگ بینی یکی نیست؛ چون اعتماد به نفس به این معناست که خودتان را باور کنید؛ اما غرور و خودخواهی بدین معناست که افراد بخواهند رجحان و برتری خود را به یکدیگر اثبات کنند. در واقع غرور و خودخواهی و خودبزرگ بینی پوششی برای پوشاندن و مخفی‌کردن اعتماد به نفس پایین در مقابل اعتماد به نفس حقیقی و برخاسته از عزّت نفس است. 
برای کسب اعتماد به نفس در سخنرانی باید در سه سطح اقدام کرد:
تعلیمات؛
تمرینات؛
تغییرات؛
سطح تعلیمات
می‌توان گفت: بخش عمده‌ای از نیازها و فنون سخنرانی قابل انتقال و یاد دادن است. چند سال تجربه در مقاطع مختلف رشته تخصصی تبلیغ در حوزه علمیه قم و استفاده از همین روشها و فنون آن، گویای این واقعیت است که بخش عظیمی از فن سخنرانی را می‌توان به دیگران انتقال داد.  حالا که سخنرانی یک علم شناخته شده است باید علم ۱.معارف‌شناسی؛ ۲.مخاطب‌شناسی؛ ۳.روش‌شناسی؛ را در مرحله اول به طور کامل یاد بگیریم. برای این کار، علاوه بر شرکت در کلاسهای روش سخنرانی دینی می‌توانید به کتابهایی در این باره مراجعه کنیم. 
سطح تمرینات
تمرینات، دومین مرحله از روشهای کسب اعتماد به نفس در سخنرانی است. بعد از آموختن مباحث تئوری حالا باید آنها را به شکل عملی اجرا کنیم. شاید در ابتدای کار، قدری مشکل و سخت و همراه با اضطراب باشد؛ اما با تمرین و ممارست می‌توان روز به روز پیشرفت کرد. در این مرحله باید همیشه کلام امیر المؤمنین علی ‏علیه ‏السلام را آویزه گوشمان بکنیم که حضرت فرمودند: 
«إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ؛  هرگاه از چیزی ترس و بیم داشتی، در آن قرار بگیر؛ چرا که سختی پرهیز و پروا، بزرگ‌تر از خطری است که از آن ترس داری.»
خود هول و هراس، شدیدتر از آن موضوع، بیمناک است و اگر انسان با آن درگیر شود در می‌یابد که آن اندازه هم وحشتناک نبوده است. در مثل‌های عرب آمده است: «أمُّ الْمَقْتُولِ تُنَامُ وَ أمُّ الْمُهَدَّدِ لَا تُنَامُ؛ مادر کسی که کشته شده است می‌خوابد؛ ولی مادر کسی که تهدید شده است خوابش نمی‌برد.»  علت این امر همان اضطراب و نگرانی است.
نکته پایانی در مرحله تمرینات گوش کردن سخنرانی خطبای معروف است آن گاه بر روی کاغذ نوشتن و اجرا کردن و در پایان ارزیابی و باز‏خورد این امر باعث می‌شود تا اندک اندک بر محتوا و روش سخنرانی مسلط شویم.
سطح تغییرات
بعد از انجام‌دادن دو مرحله آموزش و تمرین، نوبت به مرحله سطح تغییرات می‌رسد. اگر این مرحله را یکی از مراحل مهم افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در سخنرانی بدانیم قطعاً سخن به گزافه نگفته‌ایم؛ چون به طور معمول انسانها در مقابل تغییرات، حالت مقاومتی و تدافعی دارند و با عادتها بیش‌تر انس دارند. برای ورود به بحث تغییرات ابتدا چند مثال می‌زنیم:
مثال اول: فرض کنید مبلّغی برای سخنرانی به جایی دعوت شده است و بینش و نگرش او می‌گوید که در هنگام رویداد (سخنرانی) افراد با سواد زیادی حضور دارند. اگر نتوانیم درست صحبت کنم مرا مسخره می‌کنند؛ می‌ترسم تپق بزنم و… . نتیجه این فکر باعث بروز هیجان و ترس و عدم اعتماد به نفس می‌شود.
در مقابل، اگر ارزیابی و قضاوت ما مثبت باشد و از حسن ظن سرچشمه گرفته باشد و با تحقیق و اطلاع و اندیشه منصفانه انجام شود فقط نیمه خالی لیوان را نبینیم و با افکار منفی مقابله کنیم هیجان و احساسات مثبت و خوبی در پی خواهد داشت. 
مثال دوم: مبلّغی برای سخنرانی به جایی دعوت شده است. بینش و نگرش او درباره این رویداد (سخنرانی) می‌گوید: سخنرانی در آنجا باعث پیشرفت من می‌شود، هر چند که در ابتدا کار برای من سخت است؛ ولی من می‌توانم به کمک خدا این کار را انجام دهم؛ من می‌توانم هیجان خود را کنترل کنم؛ من می‌توانم. این فکر باعث بروز هیجانهای مثبت و مقابله با افکار منفی و رشد اعتماد به نفس می‌شود؛ بنابراین، قدم اول در تغییرات، تغییر دادن طرز تفکر و نحوه بینش و نگرش ماست؛‌ چرا که به طور معمول نوع و نحوه تفکر انسان پایه و اساس ارزیابیها،‌ قضاوتها و رفتارها را تشکیل می‌دهد؛ از این رو حضرت علی ‏علیه السلام می‌فرمایند: «أصْلُ الْعَقْلِ الْفِکْرُ وَ ثَمَرَتِهِ السَّلَامَهِ؛  رشد و اساس عقل، فکر کردن و اندیشیدن است [و اندیشیدن] که نتیجه آن سلامتی [آرامش روانی] است.» 
بنابراین باید تفکر عاقلانه، واقع بینانه، مثبت و بدون ترس و توجیه سبب تعدیل هیجان و حفظ و بقای ارزش انسان شود؛ مهم فهم صحیح مسائل و دریافت درست واقعیتها است.
اساس و ریشه بروز هیجانهای منفی و رفتارهای نامتعادل مثل عدم خودباوری در سخنرانی را می‌توان این طور دسته بندی کرد:
۱. دیدگاه‌ها و قضاوتهای تک بُعدی و تک جانبه؛
۲. فقدان روحیه انعطاف پذیری؛
۳. تمرکز بسیار بر انتظارات یا معیارهای غیر منطقی دیگران؛
۴. داشتن تفکر همه یا هیچ؛
۵. برخی عقاید غیر عاقلانه و غیر منطقی؛‌ مانند: 
الف. دیگران باید سخنرانی مرا دوست داشته باشند.
ب. همه باید سخنها و گفته‌های مرا بپذیرند.
ج. کسی نباید به من انتقاد کند.
د. همیشه باید عملکردی موفقیت‌آمیز داشته باشیم.
در پایان اشاره‌ای را به تفکر همه یا هیچ نیز داشته باشیم که این تفکر نیز علاوه بر غلط بودن به اعتماد به نفس و خودباوری مبلّغ ضربه جدی وارد می‌کند.
تفکر همه یا هیچ به این ترتیب است که اگر مرد به کامل‌ترین و بالاترین سطح مورد نظر خود نرسد دیگر هیچ موقعیت و موفقیتی به دست نیاورده است.  و همین تفکر باعث افسردگی و تشویق خاطر می‌شود.
برای مثال یک سخنران قبل از سخنرانی برای فیش‌نویسی و تهیه سخنرانی خود وقت زیادی صرف کرده است؛ ولی آن سخنرانی به هر دلیل با موفقیت قرین نمی‌شود. این عامل سبب می‌شود که او فکر کند تلاشها و کوششهایش هیچ فایده‌ای نداشته و هیچ موفقیتی به دست نیاورده است. این همان تفکر همه و هیچ است؛‌ یعنی یا صفر یا بیست؛ حال آنکه نمره‌های شانزده و هفده و هیجده، بد حساب نمی‌شوند.
این مهم است که انسان بتواند به وظیفه و تکلیف خود عمل کند و از هیچ کوششی برای هدایت مردم صرف نظر نکند و به جای نتیجه خود را مأمور به تکلیف بداند؛ زیرا خدا بیش از تکلیف از ما چیزی نمی‌خواهد: «لَا یُکَلِّفُ‌ اللهُ‌ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا». 

 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.