وحدت‏ گرایی در سیره معصومین ‏علیهم ‏السلام

علیرضا وزیری
مقدمه
در شماره 148 ماهنامه مبلّغان  ابتدا به مفهوم شناسي واژه هاي مربوط به موضوع مقاله پرداختيم و سپس پيش زمينه هاي بينشيِ وحدت مسلمين را مطرح كرديم كه شامل اين عناوين بود. وحدت در مديريت و نظام عالَم، وحدت گرايي فطري مخلوقات هستي، وحدت جهاني انسانها، وحدت پيروان اديان توحيدي. سپس تحت اين عناوين به بحث وحدت مسلمين پرداختيم:
1. مباني وحدت؛
2. ضرورت اتحاد؛
3. اهميت و فوايد اتحاد؛
4. پيامدهاي تفرقه و پراكندگي؛
5. حقيقت تفرقه؛
6. هويت تفرقه افكنان؛
7. وحدت از نظر قرآن.
اكنون به ادامه بحث مي پردازيم كه درباره موضوعات ذيل است:
8.. ديدگاه ها و سيره اهل بيت‏ علیهم ‏السلام درباره وحدت و اتحاد مسلمين؛
9. زمينه ها و موانع اتحاد مسلمانان؛
10. رابطه تولي و تبري با اتحاد مسلمين؛
11. اتحاد مسلمانان و تبليغ مذهب؛
12. چگونگي اتحاد مسلمين (راهكارهاي تقويت وحدت اسلامي).
پيامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم ‏علیهم ‏السلام با تعبيرهاي جالب و عميقي به مسأله وحدت و برادري ترغيب كرده و از هر گونه پراكندگي نهي كرده اند؛ اكنون به برخي ديدگاه ها و سيره وحدت بخش معصومين ‏علیهم ‏السلام مي پردازيم:
ديدگاه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره اتحاد مسلمين:
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره وحدت مسلمين مي فرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ يَدٌ عَلَي مَنْ سِوَاهُمْ؛  تمام مسلمانان مانند يك دست در برابر بيگانگان متّحدند.»
اكنون به مواردي از سيره عملي پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله براي وحدت بخشي به مسلمانان مي پردازيم:
1. تأسيس مسجد (قبا) و تأكيد بر اجتماع مؤمنان در نمازهاي جمعه و جماعت: اين امر، وحدت فكري مسلمانان و نزديك شدن هر چه بيشتر آنان به يكديگر را فراهم مي كرد.
2. تشكيل امت واحده اسلامي.
3. ايجاد پيوند اخوت ايماني، ميان افراد و گروه هاي مسلمان: پيامبر اعظم صلی الله علیه و آله از طرف خدا مأمور شد مهاجرين و انصار را با يكديگر برادر كند؛ از اين رو در يك انجمن عمومي به همه مسلمانان فرمود: «تَأخُوا فِي اللهِ اَخَوَيْنِ اَخَوَينِ؛  دو تا دو تا با يكديگر برادر ديني شويد.» ايشان با اين طرح، وحدت سياسي و معنوي مسلمانان را حفظ كرد.
دكتر محمدحنين هيكل در كتاب خود با نام حيات محمد صلی الله علیه و آله ماجراي مؤاخات را بيان كرده و گفته است: نخستين امري كه انديشه پيغمبر صلی الله علیه و آله متوجه آن شد، متحد كردن صفوف مسلمانان و استوار ساختن وحدت آنها براي نابود كردن هر شبهه اي [بود] كه ممكن بود آتش كينه ها و عداوتهاي پيشين را از نو شعله ور سازد. پيغمبر براي تحقق بخشيدن به اين انديشه از مسلمانان خواست كه دو به دو در راه خدا با يكديگر عقد اخوّت ببندند. او با علي بن ابي طالب‏ علیه‏ السلام؛ عمويش حمزه‏ علیه‏ السلام با زيد (آزاد كرده پيغمبر صلی الله علیه و آله)؛ ابوبكر با خارجة بن زيد، و عمر بن خطاب با عتاب بن مالك خزرجي، پيمان برادري بستند.
4. ايجاد وحدت ملي و همبستگي و پيمان نامه عمومي ميان مردم.
5. مرجع قانوني بودن رسول اكرم صلی الله علیه و آله براي حل اختلافات مسلمين: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُول‏».
6. مبارزه مناسب با عادتها و تعصبات جاهلي.
7. دعوت به وحدت:  شيخ مفيد‏رحمه ‏الله در ارشاد مي نويسد: وقتي پيامبر صلی الله علیه و آله از نزديكي مرگش ـ كه پيش تر آن را براي امت خود بيان كرده بود ـ  مطمئن شد، پيوسته در ميان مسلمانان به سخنراني مي ايستاد و آنها را از فتنه و اختلاف پس از ارتحالش برحذر مي داشت و همواره به آنها تأكيد مي كرد به سنتهاي وي تمسك كنند و بر آنها با يكديگر وحدت داشته باشند. آن حضرت، مسلمانان را تشويق مي كرد به عترتش اقتدا كنند و از آنها اطاعت و آنان را ياري و پاسباني كنند و در امور ديني به  ايشان چنگ زنند و از اختلاف و ارتداد پرهيزشان مي داد.
روش وحدت بخش پيامبر صلی الله علیه و آله از منظر بيگانگان:
جان ديون پورت، دانشمند معروف انگليسي، مي گويد: محمد يك نفر ساده، در پرتو اتحاد قبايل پراكندة كوچك، برهنه و گرسنه، كشور خودش را به جامعه اي فشرده و با انضباط تبديل كرد و در ميان ملل روي زمين، ايشان را با صفات و  اخلاق تازه اي معرفي كرد، و در كمتر از سي سال، اين روش، امپراتور قسطنطنيه را مغلوب كرد، سلاطين ايران را از بين برد. سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياي خزر و تا رود سيحون گسترش داد.
ديدگاه امامان‏ علیهم‏ السلام در موضوع اتحاد مسلمين
مهم ترين هدفِ امامان‏ علیهم ‏السلام، وحدت مسلمانان و دوري آنان از تفرقه و منازعات سياسي ـ  اجتماعيِ دين براندازانه بوده است.
بر اين اساس، مطالعه دقيق و عميق تاريخ شيعه و به ويژه حيات فكري و سياسي امامان شيعه، مبيّن اين واقعيت است كه همه اقدامها، قيامها، تعليمها و هدايتهاي امامان معصوم ‏علیهم ‏السلام  براي حفظ اسلام اصيل و جلوگيري از بدعت و تحريف در دين و پيشگيري از تشتت فكري و اعتقادي و تفرقه در امّت محمد صلی الله علیه و آله بوده است؛ اين خط مشي و وظيفه سترگ را همه امامان شيعه به خوبي بر عهده گرفته و به ثمر رسانده اند.
صبر و سكوت علي‏ علیه ‏السلام و فاطمه‏ علیها‏السلام؛ صبر و مقاومت و صلح امام حسن‏ علیه ‏السلام؛ قيام امام حسين علیه‏ السلام؛ تعليم و روشنگري امام سجاد و امام باقر‏علیهماالسلام و هم مكتب فكري امام صادق‏علیه‏السلام و ساير امامان، همه براي حفظ دين و جلوگيري از تفرقه در امت اسلامي بوده است.
از اين رو فلسفه امامت به تعبير امام رضا‏علیه ‏السلام، حفظ دين و وحدت و انسجام مسلمين است: «إِنَّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدِّينِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِين‏.»  
اتحاد مسلمانان با سليقه ها و افكار مختلف، تنها با صدور دستور و بدون ملاحظه مباني و اصول مشترك و ارائه چارچوب و محورهاي مورد قبول همگان به هيچ وجه ميسر نخواهد شد؛ از اين رو امامان شيعه، مباني، شرايط و  اصول مشخصي را ارائه كردند كه توجه به آنها مي تواند بهترين پايه وحدت طلبي، رسيدن به اتحاد يا كاهش و جهت مند كردن اختلافات باشد.
مجموعه اين موارد به 5 اصل محوري و وحدت بخش خلاصه مي شود كه عبارت اند از:
الف) به رسميت شناختن اختلاف سليقه ها و انديشه ها؛
ب) محوريت قرآن؛
ج) تمسك به سيره و سخن پيامبر صلی الله علیه و آله؛
د) توجه به اصول مشترك ديني؛
هـ.) شناخت رهبري ديني و سنت و سيره اهل بيت‏ علیهم ‏السلام به عنوان روشن ترين راه بيان تعاليم قرآن و سنت نبوي.
پايبندي به اصول و ا دبيات نقد، تحمل مخالفان، پرهيز از تكفير و نگاه مثبت به آنان را نيز مي توان در چارچوب پذيرش اين اصول ارزيابي كرد.
بايد نخستين و چه بسا مهم ترين گام و مباني وحدت طلبي را به رسميت شناختن اختلاف و تنوع افكار، طبايع و سلايق اجتناب ناپذير بشري به شمار آورد.
اهتمام ائمه ‏علیهم ‏السلام  به توجه دادن به تفاوت درجات ايمان و درك مؤمنان از يك سو و نيز تقسيم معارف ديني به سطوح متفاوت از سوي ديگر مي تواند گوياي به رسميت شناختن تنوع سلايق و افكار بشري از سوي آنان باشد.
سيره عملي وحدت طلبانه امام علي ‏علیه ‏السلام
مطالعه در سيره امام علي‏ علیه ‏السلام نشان مي دهد هدف آن حضرت، تنها حفظ اصل اسلام و وحدت بين عموم مسلمانان بود و در مسئله خلافت ـ  كه اولين اختلافي بود كه در بين امت اسلامي به وجود آمد ـ  حضرت علي ‏علیه ‏السلام با صبر و سكوت خود، اجازه نداد اين اختلاف، وحدت امت اسلامي را خدشه دار سازد.  حضرت در يكي از نامه هاي خود با اشاره به غصب خلافت و اختلافاتِ مقارن با آن، مي فرمايد: ديدم گروهي از اسلام بازگشته، مي خواهند دين محمد صلی الله علیه و آله را نابود سازند؛ پس ترسيدم كه اگر اسلام و طرفدارانش را ياري نكنم، رخنه اي در آن ببينم يا شاهد نابودي آن باشم، كه مصيبت آن بر من سخت تر از رها كردن حكومت بر شما است، كه كالاي چند روزه دنيا است ... پس در ميان آن آشوب و غوغا به پا خاستم تا آنكه باطل از ميان رفت و دين، استقرار يافته، آرام شد.»
امام علي ‏علیه ‏السلام، خود، تصريح مي كند كه سكوت من حساب شده بود. من از دو راه، آن را كه به مصلحت اسلام نزديك تر بود انتخاب كردم. سپس مي فرمايد: در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها، براي گرفتن حق خود به پا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريكي كه به وجود آوردند، صبر پيشه سازم؟ كه پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مي دارد! پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم. پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود.
امام براي حفظ وحدت مسلمين و جلوگيري از پراكندگي و اختلاف امت، همچنان سكوت و مسالمت را حفظ مي كرد.
حضرت در حل مسائل و مشكلات روز با خلفا همكاري مي كرد تا مبادا مشكلات داخلي، جهان اسلام را در برابر جهان كفر ناتوان نشان دهد.
امام به وحدت امّت، اهميت مي داد و همه عواملي را كه به پيوستگي و اجتماع كلمه آن مي انجاميد، مورد عنايت و توجه قرار مي داد و در همه ادوار زندگي اش بر اين وحدت، محافظت مي كرد؛ زيرا حق خود را رها كرد و به خاطر حفظ امت از تفرقه و اختلاف، با خلفا به مسالمت پرداخت.
امام علي ‏علیه ‏السلام پس از تصدي مقام حكومت نيز همچنان بر حفظ مصلحت نظام اسلامي و وحدت مسلمانان تأكيد داشت.
اكنون با استناد به سخن امام ‏علیه‏ السلام به چند مورد از سيره عملي آن حضرت مي پردازيم:
الف) حريص ترين شخص بر وحدت امت اسلامي
امير المؤمنين، علي ‏علیه‏ السلام خود را حريص ترين شخص به وحدت امت اسلامي مي دانستند كه فرمودند: « وَ لَيْسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ أُلْفَتِهَا مِنِّي أَبْتَغِي بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ كَرَمَ الْمَآب‏؛  پس بدان هيچ كس همانند من وجود ندارد كه به وحدت امّتِ محمدw( و به انس گرفتن آنان به همديگر، از من دلسوزتر باشد. من در اين كار پاداش نيكو سرانجام شايسته را از خدا مي طلبم.»
ب) جلب ياري خدا
امير مؤمنان، علي‏ علیه ‏السلام در فرازي از يكي از خطبه هايش خطاب به مسلمانان فرمود: «وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ يَدَ اللَّهِ على [مَعَ‏] الْجَمَاعَةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْب‏؛  همواره با انبوه مردم باشيد كه دست خدا با جماعت (حق طلب) است و از تفرقه بپرهيزيد كه مردم تكرو بهره  شيطان شوند؛ چنان كه گوسفند تكرو بهره گرگ مي شود.»
ج) حكم قتل تفرقه افكنان
امام علي ‏علیه ‏السلام از گروهك خوارج ـ كه باعث تفرقه در ميان سپاه آن حضرت شدند و گروهي را با شعارهاي فريبنده از امت خود جدا كرده بودند ـ  بيزاري مي جويد كه به دنبال سخن فوق مي فرمايد: « أَلَا مَنْ دَعَا إِلَى هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ كَانَ تَحْتَ عِمَامَتِي هَذِه‏؛  آگاه باشيد! هر كس مردم را به اين شعار (تفرقه و جدايي) فراخواند او را بكُشيد هر چند زير اين عمامه من باشد.»
سيره عملي امام حسن و امام حسين علیهماالسلام
امام حسن و امام حسين ‏علیهماالسلام  هم به شيوه هاي گوناگون كوشيدند تا دين را حفظ و از وحدت مسلمين پاسداري كنند.
امام حسين‏علیه‏السلام در نامه خود به سران قبايل نوشت: «ما براي حفظ وحدت و دوري از تفرقه و جدايي امّت اسلامي ... از حقّ خود، چشم پوشيديم. در صورتي كه يقين داشتيم ما به مقام خلافت و امامت، از كساني كه آن را عهده دار شده اند، شايسته تريم.»
فاجعه كربلا، شيعيان را وحدت بخشيد و روح همكاري را ميان آنان به وجود آورد، پس از آنكه از كمبود هيجان و فداكاري در دفاع از عقيده خود (مبني بر شرعي بودن حق خلافت خاص اهل بيت‏علیهم‏السلام)  رنج مي بردند، آن احساس، دگرگون شد و قوي ترين نيروي فعّالي گشتند كه براي سرنگوني حكومت امويان شتافتند و همگي با شعار: «يا لثارات الحسين»، براي خونخواهي حسين‏ علیه ‏السلام به پا خاستند.
سيره وحدت طلبانه ديگر امامان ‏علیهم ‏السلام
در بررسي سيره ساير ائمه‏ علیهم‏ السلام نيز آثار وحدت طلبي بين مسلمين به وضوح ديده مي شود. ايشان در برخورد با مخالفان اعم از حاكمان اهل سنت، علماي اهل سنت و توده مردم اهل سنت، ملاك خويش را مصلحت حفظ اسلام و گسترش حدود الهي قرار داده بودند؛ در نتيجه از آنجا كه حفظ وحدت بين مسلمين، لازمه حفظ اسلام در برابر جهان كفر بود، ائمه همواره از تفرقه افكني و ستيز با مخالفين ـ  به ويژه در برابر جهان كفر ـ  خودداري مي كردند؛ اماآن گاه كه مصلحت حفظ اسلام اقتضا مي كرد، در برابر مخالفيني كه اصل اسلام ناب را هدف گرفته بودند، قيام مي كردند و در اصلاح و هدايت آنان مي كوشيدند.
امام سجاد‏علیه ‏السلام به شيوه خاصي، اسلام و سنت نبوي را حفظ كرد. آن حضرت با ترويج ارزشهاي اخلاقي و معنوي، جامعه دنيازده و معنويت گريز را به بيداري و تنبه فرا مي خواند؛  هواپرستي و دنياطلبي را به عنوان عوامل مهم تهديدكننده «ايمان و اعتقاد به خدا» معرفي مي كرد و با سلاح دعا به احياي دين اسلام و حفظ آن مي پرداخت. امام سجاد‏علیه ‏السلام شيعيان و اصحابش را بر مواسات و احسان به يكديگر وادار مي كرد؛ زيرا بهترين ضامن اتحاد و وحدت كلمه ايشان، همين احسان به يكديگر است و اخبار زيادي از آن حضرت در اين باره رسيده است.  حضرت زين العابدين‏ علیه‏ السلام در رساله حقوقش، حقوقي را اعلام فرمود كه باعث وحدت مسلمين و از هم نپاشيدن اجتماع و گسترش محبّت و دوستي ميان آنان مي شود.  
امام باقر و امام صادق‏ علیهماالسلام نيز با توسعه فرهنگ، علوم و معارف ديني به مبارزه با فرهنگ شرك و كفر شتافتند. امام باقر‏علیه ‏السلام با احياي سنت پيامبر صلی الله علیه و آله و ترويج حديث ـ  بعد از يك دوره سكوت و فترت ـ  به نشر معارف دين پرداخت و يك نهضت بزرگ علمي، كلامي، فقهي و تفسيري را آغاز كرد كه هرگز افول و پاياني نمي پذيرد.
دكتر احمد امين مي نويسد: «جعفر بن محمد، امامي است كه افتخار مسلمانان و جاودانه است، ... مسلمانان را به وحدت و همبستگي فرا مي خواند؛ چرا كه مؤمنان در اعتقاد به خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله اختلافي ندارند؛ هر چند در گذشته هاي نزديك اختلاف داشته اند.»
امامان شيعه پرچمداران زهد، تقوا و عرفان اسلامي بوده و... در ترويج حقايق معارف معنوي و عرفاني اسلام و جلوگيري از انحراف تصوف از عرفان اصيل، نقش مهمي در تاريخ داشته اند.  تلاش اين امامان‏ علیهم ‏السلام نيز بر پايه حفظ اصل «جلوگيري از ايجاد تنشهاي سياسي ـ  اجتماعي» بوده است.
مسير وحدت طلبي امامان شيعه به گونه اي نبود كه به تقويت، قبول و تأييد نظام خلافت اموي و عباسي بينجامد، كه از طريق قهر و غلبه يا فرصت طلبي به قدرت رسيده بودند؛ بلكه بايد وحدت خواهي امامان را بر محور حفظ كيان سياسي اسلام، تقويت كليت دولت و نظام اسلامي و جلوگيري از نابودي آنان در مقابل بيگانگان تفسير كرد.
به طور خلاصه، مي توان برخي از تلاشهاي امامان شيعه براي وحدت مسلمين را چنين برشمرد:
1. تأكيد بر محوريت قرآن؛
2. دفاع از اسلام و مبارزه با خرافات و بدعتها و انحرافات فكري و جعل حديث و تفسير به رأي قرآن و سنت نبوي؛
3. تأكيد بر سنت نبوي و ترويج و انتقال آن به نسلها و حفظ آن از تحريف؛
4. ترويج ارزشهاي اخلاقي و زنده نگه داشتن روح معنوي اسلام؛
5. به رسميت شناختن تفاوتهاي فكري و سليقه اي و پذيرش لوازم آنها.
امامان شيعه با پذيرش و به رسميت شناختن تفاوتهاي فكري و اختلاف سلايق و طبايع، و وجود لايه هاي مختلف معنايي در آموزه هاي ديني، آثار و لوازم طبيعي و معقول آن را نيز به رسميت مي شناختند. آنان مي كوشيدند با جهت دهي صحيح اين اختلافات به مشتركات ديني بپردازند و با گشودن باب اجتهاد بر پايه معيارهايي چون قرآن، سنت صحيح و تعقل، زمينه را براي ظهور بيشتر آزادي و رشد انديشه ها فراهم كنند. آن بزرگان، علاوه بر دعوت به وحدت، الفت اجتماعي، گذشت و سعه صدر، مباني و محورهاي مشترك بين مسلمانان را نيز مشخص مي كردند و با تكيه بر آن، اختلافات فكري و سلايق مختلف مذهبي ايشان را به رسميت مي شناختند.
6. پيشگيري از نزاعهاي بي نتيجه مسلمانان؛
امامان شيعه و به ويژه امام علي‏ علیه ‏السلام  با استمرار دعوت پيامبر اسلام، همواره به ضرورت توجه به اين وظيفه مهم مي انديشيدند و سيره و سخن خود را بر مبناي وحدت سياسي و اجتماعي و جلوگيري از تنازعات بي حاصل فكري مسلمانان قرار داده بودند.
7. تقويت مباني اخلاق اسلامي و  انسجام اجتماعي؛
8. جريحه دار نكردن احساسات اهل سنت.
ائمه ‏علیهم ‏السلام سفارش مي كردند شيعيان علاوه بر شركت در مراسم عمومي اهل سنت، از عوامل تحريك اهل سنت و اسباب بدگماني و آشوب در جامعه اسلامي، جلوگيري كنند و آن را در شرايط نامناسب كنار بگذارند تا از تشنج و اختلاف جلوگيري شود.
4. تساوي حقوق اجتماعي اهل تشيع و تسنن؛
ائمه ‏علیهم ‏السلام در كمكهاي مادي و دستگيري از نيازمندان نيز هيچ گونه تفاوتي ميان شيعيان و اهل سنت قائل نمي شدند. ائمه‏ علیهم ‏السلام اهل سنت را همچون برادران ديني و در تمام حقوق و مزاياي اسلامي شريك مي دانستند.
ائمه ‏علیهم ‏السلام در مباشرتها و برخوردهاي گوناگون زندگي با اهل سنت، مراوده و ارتباط داشتند و نشاني از جدايي و مرزبندي بين ائمه‏ علیهم ‏السلام و اهل سنت به چشم نمي خورد. آنان همديگر را در خانه ها زيارت مي كردند، بر سر سفره هاي همديگر غذا مي خوردند، در كسب و كار با هم شركت داشتند و در مجالس عبادي و ديني در كنار يكديگر بودند؛  براي نمونه حضرت علي‏ علیه ‏السلام هيچگاه در بيت‏المال و ديگر مزاياي اجتماعي، بين شيعيان و دوستداران خود و سايرين تفاوتي نگذاشته، عادلانه رفتار مي كردند.  و با آنان همدردي مي نمودند.
اين همه بزرگواري ائمه ‏علیهم ‏السلام، در وحدت بخشي به مسلمين در حالي بود كه با موانع و مشكلاتي از قبيل انواع فشار و اختناق سياسي، رقابتها و تنازعات دروني اصحاب شيعي، ظهور پديده غالي گري، و جعل و تحريف احاديث  نيز روبه ‏رو بودند.
آنان در داخل و خارج،  با مخالفاني از قبيل صاحبان اديان و انديشه هاي غيراسلامي، خلفا و حاكمان سياسي،  مذاهب كلامي و فقهي مواجه بودند.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.