نماز، راز پايداري عاشورائيان

عبد الكريم پاك نيا تبريزي
امن ترين پناهگاه در بحرانها
در هنگام بحرانها و حوادث سخت زندگي، نماز و عبادت خالصانه، بهترين پشتيبان و پناهگاهِ تمام انسانهاي پاك و انبياي بزرگ الهي در طول تاريخ بوده است. خداوند متعال در قرآن كريم، نماز را پناهگاه اهل ايمان معرفي می کند و مي فرمايد: وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ؛  «از صبر و نماز (در حوادث سخت و كارهاي مهم) ياري جوييد (و از درياي بيكران قدرت الهي نيرو بگيريد) و اين كار، جز براي خاشعان، گران است» و در آية ديگري مي فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ؛  «اي اهل ايمان! از صبر و نماز كمك بگيريد! مطمئناً خداوند با صابران است.»
امام صادق(ع) در تفسير آيات فوق فرمود: «هنگامي كه با غمي از غمهاي دنيا روبه رو شويد، وضو بگيريد و به مسجد رفته، نماز بخوانيد و از خدا دفع آن اندوه را بخواهيد؛ زيرا خداوند فرموده است: اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ بديهي است توجه به نماز و راز و نياز با خدا در انسان، نيروي معنوي تازه اي ايجاد مي كند و به او در مقابله با مشكلات توانايي مي بخشد.
علامه طباطبايي ره درباره راز اين دستور مي فرمايد: «چون انسان به تنهايي نمي تواند گرفتاريهاي مهم خود را برطرف سازد، و ياوري حقيقي به جز خداي سبحان در اين عالم نيست، مقاومت و خويشتن داري به همراه ارتباط صميمي با خدا، بهترين راه حلّ مشكل است و اين همان صبر و نماز است.»
شيوه اهل بيت (ع)
هرگاه پيامبر اكرم(ص) با مشكلي روبه رو مي شدند كه باعث اندوه ايشان مي شد، از نماز و روزه مدد مي گرفتند.  در آيات قرآن بارها به اين شاخصة حضرت، اشاره شده است. خداوند مي فرمايد: إِنَّا سَنُلْقي  عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً * إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلاً * وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتيلاً؛  «در حقيقت ما به تو گفتاري گرانبها القا مي كنيم. مسلماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و بااستقامت تر است و تو در روز، تلاش مستمر و طولاني خواهي داشت و نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند.»
امام ششم (ع)فرمود: «هنگامي كه براي علي(ع) مشكل مهمّي پيش مي آمد، به نماز برمي خاست، سپس اين آيه را تلاوت مي فرمود: اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ .»
اقامة نماز با تمام وجود!
البته نماز، زماني مي تواند پشتيبان معنوي و پناهگاه امني براي انسان باشد كه انسان واقعاً به اقامة آن بپردازد، نه اينكه فقط به عنوان تكليف بخواند و كلمات آن را طوطي وار ادا كند. در قرآن غالباً خواندن نماز نيامده و هميشه دستور به اقامة آن آمده است. خواندن نماز، تكرار الفاظ نماز بر زبان است؛ اما اقامة نماز، جاري كردن حقيقت آن در زندگي و جامعه و به ويژه در وجود خود مي باشد.
شخص مسلمان در اوقات نماز از تمام تعلقات و وابستگيهاي غير الهي دست می شوید و از همه جا قطع اميد مي كند و فقط به سوي قبلة عشق و كعبة آمال رو كرده، به آفريدگار هستي دل مي بندد و حلّ مشكلاتش را از سرچشمة تمام قدرتها مي طلبد، و اگر چنين نباشد، پس اين نماز اقامه نشده است. نماز خواندنِ صوري در روح و روان و حلّ بحرانهاي زندگي چندان تأثيري ندارد:
مرا غرض ز نماز آن بود كه يك ساعت
حديث درد فراق تو با تو بگزارم
وگرنه اين چه نمازي بود كه من بي تو

نشسته روي به محراب و دل به بازارم
ج
نمازخوان بي بصيرت
«عطاء بن ابي رباح»  مي گويد: مرد نابينايي را ديدم كه قبلاً در سپاه عمر سعد در كربلا حضور داشت، از او پرسيدم: چرا چشمانت كور شده است؟ گفت: من در كربلا روز عاشورا (در ميان لشكر عمر سعد) حاضر بودم؛ ولي نه نيزه اي انداختم و نه شمشير زدم و نه تيري افكندم. هنگامي كه امام حسين(ع) كشته شد، به خانه ام بازگشتم. شب شد، نماز عشا را خواندم و سپس خوابيدم. شخصي در عالم خواب نزد من آمد و گفت: رسول خدا(ص) را اجابت كن. گفتم: مرا به رسول خدا(ص) چه كار؟ گريبانم را گرفت و مرا كشان كشان به سوي آن حضرت برد. ناگاه آن حضرت را در بياباني ديدم كه نشسته بود، آستينش را بالا زده و حربه اي در دستش بود و در پيش رويش فرشته اي ايستاده بود كه در دستش شمشيري از آتش داشت. او نُه نفر از دوستان مرا كشت. به هر يك از آنها كه شمشير مي زد، آن شخص در آتش، شعله ور مي شد. نزد آن حضرت رفتم و دو زانو نشستم و عرض كردم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّه !» حضرت، جواب سلام مرا نداد و درنگي طولاني كرد. سپس سرش را بلند کرد و فرمود:  اي دشمن خدا! حرمت مرا هتك كردي و عترت مرا كشتي و حقّم را رعايت نكردي و آنچه خواستي انجام دادي. عرض كردم: اي رسول خدا! سوگند به خدا! نه شمشير زدم و نه نيزه افكندم و نه تير انداختم. فرمود: «صَدَقْتَ وَ لَكِنَّكَ كَثَّرْتَ السَّوَاد؛ راست مي گويي؛ ولي موجب افزودن سياهي لشكر دشمنان شدي.» نزديك من بيا! نزديك شدم. ناگاه طشتي پر از خون ديدم. به من فرمود: اين خون، پسرم حسين(ع) است. آنگاه از همان خون اندكي بر چشم من كشيد. بيدار شدم. ديدم نابينا شده ام و تا حال همچنان نابینایم.
بنابراين، اگر نماز حقيقتاً اقامه شود براي نمازگزار راستين دستاوردهاي ارزشمندي به همراه دارد كه مهم ترينش قرار گرفتن در ساية امن الهي است. نوشته اي كه پيش رو داريد، مي كوشد تا ارتباط متقابل نماز و حماسة عاشورا و پناهندگي امام حسين(ع) را در بحراني ترين لحظه هاي زندگي به نماز نشان دهد. باشد كه براي ما هم درس زندگي و الگويي حياتبخش گردد.
امام حسين(ع) احياگر نماز
در زيارت وارث بعد از توصيف مقامات عالي امام حسين(ع) به اين جمله مي رسيم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَطَعْتَ اللَّهَ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين ؛  من شهادت مي دهم كه تو نماز را اقامه كردي و زكات را پرداختي و امر به معروف و نهي از منكر نمودي و تا آخرين لحظة زندگي در اطاعت خدا بودي!»
خود حضرت ابا عبد الله(ع) در تفسير آية شريفة الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ؛  «ياران خدا همان كساني اند كه هرگاه در روي زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مي دارند.» فرمود:  اين آيه دربارة ما اهل بيت پيامبر(ص) است.
نازم به عاشقي كه در عشق باز كرد

در خاك و خون تپيدن او كشف راز كرد

تا هر بشر بداند اهميت نماز

با خون، وضو گرفت و شروع نماز كرد

امام حسين(ع) در نماز «وَتر» اين دعا را مي خواند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَرَى وَ لَا تُرَى وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ إِلَيْكَ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى وَ لَكَ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذِلَّ أَوْ نَخْزَى؛  خداوندا! تو مي بيني و ديده نمي شوي، و در جايگاه بلندي قرار داري، و بازگشت همه به سوي تو است، و دنيا و آخرت از آن تو مي باشد. خداوندا! از اينكه ذليل و خوار شويم، به تو پناه مي بريم.»
امام(ع) در مناجات ديگري چنين نجوا مي كند: «اللَّهُمَّ مَنْ أَوَى إِلَى مَأْوًى فَأَنْتَ مَأْوَايَ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَى مَلْجَإٍ فَأَنْتَ مَلْجَئِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي وَ أَجِبْ دُعَائِي وَ اجْعَلْ عِنْدَكَ مَئَابِي وَ مَثْوَايَ وَ احْرُسْنِي فِي بَلْوَايَ مِنِ افْتِنَانِ الِامْتِحَانِ وَ لَمَّةِ الشَّيْطَانِ... إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ؛  بارالها! هر كس در پي پناهي است؛ تو پناه مني! و هر كس در پی دلارامی است؛ تو دلارام مني! بارالها! برمحمّد و آل محمّد درود فرست،  و نيايشم را بشنو و دعايم را پاسخ گو، و بازگشت گاه و اقامت گاه مرا نزد خود قرار ده و مرا در غوغاي آزمونهاي زندگيم و از امتحانات گوناگون و پيچيده، و آشفتگي وسوسه هاي شيطان نگهدار! حقّا كه تو از تمام رحم كنندگان رحم كننده تري.»
امام سجاد(ع) درباره نمازهاي پدر بزرگوارش فرموده است: «كَانَ يُصَلِّي فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ؛  پدرم در هر شبانه روز، هزار ركعت نماز مي خواند.»
شب مردان خدا روز جهان افروز است

روشنان را به حقيقت شب ظلماني نيست

آغاز قيام با نماز و از مسجد
بعد از آنكه امام حسين(ع) حاضر به بيعت با وليد (حاكم مدينه) نگرديد، در شب 28 رجب سال شصت هجري، نيمه شب به مسجد النبي آمد: «فَقَامَ يُصَلِّي فَأَطَالَ فَنَعَسَ وَ هُوَ سَاجِدٌ فَجَاءَهُ النَّبِيُّ وَ هُوَ فِي مَنَامِهِ فَأَخَذَ الْحُسَيْنَ وَ ضَمَّهُ إِلَى صَدْرِهِ وَ جَعَلَ يُقَبِّلُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ يَقُولُ بِأَبِي أَنْتَ كَأَنِّي أَرَاكَ مُرَمَّلًا بِدَمِكَ بَيْنَ عِصَابَةٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ يَرْجُونَ شَفَاعَتِي مَا لَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ خَلَاقٍ يَا بُنَيَّ إِنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ وَ إِنَّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَةِ فَانْتَبَهَ الْحُسَيْنُ(ع) مِنْ نَوْمِهِ بَاكِياً؛  نماز خواند و با قبر رسول خدا(ص) خداحافظي كرد، پس بعد از نماز در حال سجده به خواب رفت و پيامبر در عالم خواب، او را به سينه چسباند و میان دو چشم آن حضرت را بوسید و به او فرمود: پدرم به فدای تو! گویا تو را می بینم که بین گروهی از امت من که امید شفاعت مرا دارند، غرقه به خون هستی؛ ولی این گونه مردم، بهره ای از خیر، نزد خدا ندارند. ای پسرم! تو پیش پدر و مادر و برادرت که مشتاق تو هستند می آیی و برای تو در بهشت، درجه ای است که به آن نائل نمی شوی مگر با شهادت و امام حسین(ع)در حالی که گریان بود از خواب بیدار شد.»
مسجد الحرام، مركز دعوت به قيام
امام در مرحلة بعديِ قيام به مكه آمد، مسجد الحرام را پايگاه خود قرار داد و بعد از نماز در مسجد به سخنراني و آگاهي بخشيدن به مردم پرداخت. اساساً تمام قيامهاي الهي از مسجد و اماكن مقدس آغاز مي شود،  همچنان كه حضرت ولي عصر(عج) نيز در عصر ظهور از مسجد الحرام حركت الهي خود را شروع مي كند. «احمد بن اعثم كوفي» از تاريخ نگاران قرن سوم مي نويسد: «چون امام حسين(ع) به مكه رسيد، مردم خوشحال شدند. امام(ع) بعد از استقرار و در چهار ماهي كه (شعبان، رمضان، شوّال، ذي قعده و چند روز از ذي الحجه) در مكه بود، مؤذني معين كرد كه در اوقات نماز با صداي بلند، اذان مي گفت و مردم جمع مي شدند و بعد از اقامة نماز به سخنان و روشنگريهاي امام حسين(ع) در موضوعات روز، به ويژه دربارة اهداف و فلسفة قيام عاشورا گوش فرا مي دادند.»
منتظران نماز امام حسين(ع)
كوفيان از جمله: سليمان بن صرد خزاعي، مسيّب بن نجيبه، رفاعة بن شدّاد، حبيب بن مظاهر و عبد الله بن وائل، در نامة خود به امام حسين(ع) به دنبال اقامه نماز با امام بودند. آنان در دعوت نامة خود نوشتند: «ما امام و رهبري جز تو نداريم. به سوي ما بيا! رهبري و امامت ما را بپذير! شايد خداوند به وسيلة تو اجتماع ما را بر اساس حق گرد آورد.»
نعمان بن بشير، حاكم كوفه، در قصر فرمانداري به سر مي برد، ما نزد او اجتماع نمي كنيم. «وَ لَسْنَا نُجْمَعُ مَعَهُ فِي جُمُعَةٍ وَ لَا جَمَاعَةٍ وَ لَا نَخْرُجُ مَعَهُ فِي عِيدٍ؛  و در نماز جمعه و جماعت او شركت نمي نماييم، و همراه او براي نماز عيد حركت نمي كنيم.» اگر خبر حركت تو به سوي ما برسد، ما نعمان را از كوفه اخراج مي كنيم تا به سوي شام برود، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اي پسر رسول خدا (ص)، و بر پدرت كه قبل از تو بود و حول و قوّتي جز از ناحية عنايت خداي عليّ اعلي نيست.»
نماز در مقابل سپاه حرّ
حضرت ابا عبد الله (ع) بعد از حركت به سوي كوفه در هر منزل و مقامي برنامه هايش را با اوقات نماز تنظيم مي كرد و سخنانش را بعد از نماز بيان مي فرمود.
در منزل «شراف» حرّ همچنان راه را بر امام(ع) بسته بود. هنگام نماز ظهر شد. آن حضرت به «حجاج بن مسروق» دستور داد تا اذان بگويد، و چون هنگام گفتن اقامه و وقت خواندن نماز شد، امام لباس پوشيد و نعلين بر پا كرد و براي نماز بيرون آمد، حمد و ثناي خداي را بجا آورد و رهنمودهاي لازم را به سپاه حرّ بيان فرمود. آنان در مقابل سخنان برحقّ امام(ع) خاموش گشتند و كسي از آنان سخن نگفت. حضرت به مؤذن فرمود: اقامه بگو! و نماز برپا شد. امام (ع) از حرّ پرسيد: آيا مي خواهي تو هم با همراهان خود، نماز بخواني؟ عرض كرد: نه؛ بلكه شما نماز بخوان، ما نيز پشت سر شما نماز مي خوانيم. آن گاه نماز به امامت امام حسين (ع) خوانده شد.
چون هنگام نماز عصر شد، امام حسين (ع) دستور فرمود تا آمادة رفتن شوند. همراهان حضرت، آمادة حركت شدند. سپس به منادي خود دستور داد براي نماز عصر آواز دهد و اقامة نماز گفته شد. امام حسين (ع) پيش ايستاد و نماز عصر خواند و چون سلام داد به سوي آن مردم برگشت و حمد و ثناي خداي را بجا آورد و سخنراني ديگري ايراد فرمود.
من عاشق نمازم!
عصر روز تاسوعا «عمر سعد» فرمان حمله داد. حضرت ابو الفضل(ع)  از سوي امام حسين (ع) مأمور گرديد تا از آن جفاكاران ستم پيشه براي شب عاشورا مهلت بگيرد و جنگ به روز بعد موكول شود. حضرت ابا عبد الله (ع) انگيزة خويش را از تأخير انداختن جنگ، به برادرش عباس (ع) چنين بيان داشت: «يَا عَبَّاس! اِرْكَبْ بِنَفْسِي أنْتَ! يَا أخِي  اِرْجِعْ إِلَيْهِمْ فَإِنْ اِسْتَطَعْتَ أنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى الْغُدْوَةِ وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِيَّةَ؛ لَعَلَّنَا نُصَلِّي لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرْهُ فَهُوَ يَعْلَمُ أنِّي قَدْ اُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ كِتَابِهِ وَ كَثْرَةَ الدُّعَاءِ وَ الْاِسْتِغْفَارِ؛  برادرم، عباس! جانم به فدايت! سوار شو و به سوي آنان برو و اگر توانستي جنگ را تا صبح فردا به تأخير انداز و امشب آنان را از ما دور كن، شايد ما بتوانيم امشب در پيشگاه پروردگارمان به نماز، دعا و استغفار بپردازيم. او (خدا) خوب مي داند كه من پيوسته نماز براي او و تلاوت قرآنش و بسيار دعا كردن و طلب آمرزش خواستن از درگاهش را دوست مي دارم.»
آن تابش بي غروب در پهنه دشت

از معركه كرب و بلا باز نگشت

بگذشت ز هرچه داشت حتي سر و جان

اما ز نماز خويش هرگز نگذشت

امام حسين (ع) آن چنان به نماز، ذكر و دعا عشق دارد كه مي خواهد شبي را از دشمن مهلت بگیرد و به نماز و نيايش بپردازد و اين در حالي است كه با صلابت تمام در مقابل خواسته هاي نامشروع دشمن ايستاده است و مقاومت مي كند.
نماز شب عاشورائيان
اصحاب بزرگوار، عارف و تقواپيشة امام حسين(ع) همگي در شب عاشورا خود را در عبادت خالصانه و نمازهاي عاشقانه غرق كرده بودند. زمزمه هاي ذكر ركوع، سجود، قيام و قعود عاشقانة آنان همانند سر و صداي زنبور عسل به گوش مي رسيد. «سيد بن طاووس» مي نويسد: «وَ بَاتَ الْحُسَيْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِيٌّ كَدَوِيِّ النَّحْلِ مَا بَيْنَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ؛  شب عاشورا امام حسين(ع) و يارانش بيدار ماندند و نواي اين مناجاتيان چون نغمة زنبورهاي عسل، روح پاك را نوازش مي داد. آنان در حال ركوع و سجود و قيام و قعود بودند.»
امام سجاد(ع) فرمود: «فَقَامَ لَيْلَتَهُ كُلَّهَا يُصَلِّي وَ يَسْتَغْفِرُ وَ يَدْعُو وَ يَتَضَرَّعُ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ كَذَلِكَ يُصَلُّونَ وَ يَدْعُونَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ؛  تمام شب را (امام حسين(ع) و اصحابش) به نماز، استغفار، دعا،  زاري و ندبه مشغول بودند.»
در آن شب گروهي از سپاهيان عمر سعد،  زمزمة دلنواز مناجات و نماز شب ياران امام حسين(ع) را شنيدند، و ساعتي ايستاده، بدان ناله هاي دلپذير و طنين دل انگيز سحري كه با نسيم سپيده دم همراه بود، گوش فرا دادند. آن ناله هاي سوزنده اثر كرد و يكباره از يزيد دست كشيدند و به امام حسين(ع) پيوستند، و بامدادان، همگي به شهادت رسيدند.
بعد از نماز صبح عاشورا
آنگاه كه امام حسين(ع) نماز صبح روز عاشورا را بجاي آورد، رو به سوي ياران نمازگزارش پس از حمد و سپاس خداوند به آنان چنين فرمود: خداوند به شهادت شما در اين روز، اذن داده است و بر شماست صبر و شكيبايي.
حضرت در اين گفتار حكيمانه دو نكته را تذكر مي دهد: يكي اصل شهادت كه به امر پروردگار است و ديگري پايداري و استقامت در برابر دشمن كه هر دو نكته با نماز، ارتباط مستقيم دارد؛ چرا كه روح استقامت و پايداري در جهاد بايد از همان نماز و ارتباط با پروردگار به دست بيايد و از عبادت و معنويت نيرو بگيرد كه: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاة.  
سپس چون امام(ع) در مقابل خويش موجي خروشان از دشمنان خيانتكار را ديد، دستها را به سوي آسمان بلند كرد و با توكلِ خالصانه به خداوند، اين دعا را خواند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ وَ أَنْتَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَ أَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَ عُدَّةٌ كَمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ وَ تَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَ يَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَ يَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَ شَكَوْتُهُ إِلَيْكَ رَغْبَةً مِنِّي إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ فَفَرَّجْتَهُ [عَنِّي ] وَ كَشَفْتَهُ فَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ صَاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ وَ مُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ؛  خدايا! تو در هر غم و اندوه، پناهگاه و در هر پيشامد ناگوار، مايه اميد، و در هر گرفتاري، سلاح و ملجأ من هستی، چه بسيار غمهاي كمرشكن كه دلها در برابرش آب و راه هر چاره در مقابلش مسدود مي گردد،  غمهاي جانكاهي كه با ديدن آنها دوستان، دوري می جستند و دشمنان به شماتت زبان مي گشودند، در چنين مواقعي تنها به پيشگاه تو شكايت آورده و از ديگران قطع اميد نموده ام و تو بودي كه به داد من رسيده و اين كوه هاي غم را برطرف كرده و از اين امواج اندوه نجاتم بخشيده اي. خدايا! تويي صاحب هر نعمت و تويي آخرين مقصد و مقصود من!»
آموزه هايي از نماز ظهر عاشورا
1. تجليل از يادآوران نماز
اوج شكوه نماز در حماسة كربلا، برگزاري نماز ظهر عاشورا است. هنگامي كه در ظهر عاشورا «ابو ثمامه صيداوي» به حضور آن حضرت آمد و در اوج جنگ با دشمن عرضه داشت: ای ابا عبد الله! فدايت شوم! گرچه اين مردم با حملات و هجومهاي پي در پي خود به تو نزديك شده و مي خواهند تو را به شهادت برسانند؛ امّا به خدا سوگند! تا مرا نكشته اند، نمي توانند به تو آسيبي برسانند. دوست دارم در حالي به ملاقات پروردگارم بشتابم كه اين آخرين نمازم را نيز به امامت شما خوانده باشم.
با شنيدن سخنان ابو ثمامه، امام(ع) به آسمان نگاه كرد و فرمود: «ذَكَرْتَ الصَّلَاةَ جَعَلَكَ اللهُ مِنَ  الْمُصَلِّينَ الذَّاكِرِِینَ؛ نَعَمْ، هَذَا اَوَّلُ وَقْتِهَا؛  نماز را ياد كردي، خداوند متعال تو را  از نمازگزاراني كه به ياد خدا هستند، قرار دهد! بلي، الآن اوّل وقت نماز است.»
سپس امام فرمود: لحظاتي از دشمن آتش بس بخواهيد! ولي هنگامي كه دشمن، آتش بس موقتي را نپذيرفت، سالار شهيدان در مقابل باران تير دشمن به نماز ايستاد. چند نفر از ياران امام (ع) به نامهاي «زهير بن قين»  و «سعيد بن عبد الله حنفي»  و «عمرو بن قرظه انصاري»،  براي محافظت از امام(ع) پيشاپيش ايستادند و سينه هايشان را در مقابل تيرهاي دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه ياران باقي ماندة خود، نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند.
سعيد كه در مركز خطر ايستاده بود، تيرهاي دشمن را با دست و صورت و سينه اش دفع مي كرد. هنگامي كه نماز به پايان رسيد، او با بدني خونين به زمين افتاد  و در حالي كه نفسهاي آخر را مي كشيد، چشمانش را گشود و با تبسمي مليح به سيماي امام حسين(ع) نگريست و در همان لحظه به امام عرض كرد: «اَوْفَيْتُ يَا ابْنَ رَسُولَ الله؛ اي پسر رسول خدا! آيا من به عهد خود وفا كردم؟» سرور آزادگان از جان نثاري و فداكاري سعيد تقدير كرد و با لحني رضايت آميز فرمود: «نَعَمْ، اَنْتَ اَمَامِي فِي الْجَنَّة؛  تو در بهشت، پيشاپيش من خواهي بود.»
در هر نفسش سوز و گداز است حسين

سرچشمة هر راز و نياز است حسين

مي خواند نماز آخرين را در خون

يعني كه فدايي نماز است حسين

2. اهميت اوّل وقت
گرماي شديد هوا، تشنگي فراوان، بي شرمي دشمنان، خطر تيرها و يورشهاي بي امان، اندوه شهادت ياران و بسياري از موانع ديگر، هيچ كدام در آن روز تاريخي نتوانست كوچك ترين خللي در برپايي اين فريضة مقدس در اوّل وقت ايجاد كند و امام(ع) اين گونه راه را بر هر بهانه اي براي ترك نماز بست و اهميت و عظمت آن را يادآور شد.
3. نهي از منكر
آنگاه امام حسين(ع)به ياران فرمود: «سَلُوهُمْ أنْ يَكُفُّوا عَنَّا حَتَّى نُصَلِّي؛ به كوفيان بگوييد دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانيم.» كوفيان مخالفت كردند. حضرت اباعبدالله(ع) خود اذان گفت. وقتي اذان تمام شد، خطاب به عمر سعد فرمود: «يَا ابْنَ سَعْدٍ اَنَسِيتَ شَرَايِعَ الْاِسْلَامِ، اَلَا تَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّي نُصَلِّي وَ تُصَلُّونَ وَ نَعُودَ اِلَي الْحَرْبِ؛  اي پسر سعد! آيا احكام اسلام را از ياد برده اي؟ آيا جنگ را متوقّف نمي كني تا ما نماز خود را بخوانيم و شما نماز خود را بخوانید و سپس به پيكار برگرديم؟ عمر سعد جواب نداد. امام(ع) فرمود: شيطان بر او چيره شد.»
4. علني كردن نماز
 امام حسين(ع) مي توانست نماز ظهر را در خيمه و خلوت و بدون مزاحمت بخواند؛ امّا پيش روي دشمن و در ميدان جنگ خوا ند. نماز امام حسين(ع) در ظهر عاشورا غير از جنبة معنوي،  داراي ابعاد سياسي، اجتماعي و تربيتي نيز بود و مهم ترين پيامهاي نهضت عاشورا را به عالميان مي آموزد.
«سيد بن طاووس» مي نويسد: وقت نماز ظهر فرا رسيد. امام حسين(ع) به زهير بن قين و سعيد بن عبد الله حنفي امر كرد پيش روي آن حضرت بايستند، آنگاه امام حسين(ع)(ع) با ساير اصحاب، نماز خود را خواند. در اين هنگام تيري به طرف حسين(ع) آمد، «سعيد بن عبد الله» به پيش آمد و خود را سپر حسين(ع) نمود، و همچنان استوار ايستاد و تيرها را به جان خريد،  تا اينكه بر اثر شدّت جراحات تيرها به زمين افتاد، و در اين حال مي گفت: خدايا! اين دشمنان را به لعنتي كه بر قوم عاد و ثمود كرده اي لعنت كن! خدايا سلام مرا به پيامبرت برسان، و از دردهايي كه بر اثر تيرها به من رسيد، به آن حضرت خبر بده؛ چرا كه من، پاداش تو را در ياري ذريّه پيامبرت مي جويم. سپس به شهادت رسيد، در بدن او، غير از جراحات شمشيرها و نيزه ها سيزده چوبه تير ديده شد.
5. شكوه نماز در مقابل دشمن
زيبايي و صلابت نماز شكوهمند ظهر عاشورا آنچنان است كه تمامي راويان، مورّخان و اديبان در آثار خويش از آن با عظمت بي نظيري ياد كرده اند و مقام الهي و پايمردي ملكوتي آن حضرت را در برپاداشتن اين فريضة  مقدّس در ميدان جهاد و هنگامة خطر و مصيبت ستوده اند.  آري، نماز در بلندترين نقطة اوج تاريخ،  عظمت ويژه اي يافت و تا قيامت، اين صفحة زرين، باز و جاودان خواهد ماند تا اهل نماز از آن الگو بگيرند.
6. بيداري وجدانهاي خفته
امام حسين(ع) با اقامة نماز ظهر عاشورا به تمام وجدانهاي بيدار پيام فرستاد و ثابت كرد كه هدف او از برپايي نهضت عاشورا، احياي دين و عمل به تكليف الهي بوده است، نه مطامع دنيوي. امام(ع) با اين عمل، صداقت، خلوص و ايمان خود را به عنوان رهبري الهي به اثبات رساند. نماز ظهر عاشورا تفاوت بزرگ نهضت عاشورا به عنوان يك نهضت الهي با ساير نهضتها است.
7. رسوايي دشمن
دستاورد ديگر نماز ظهر عاشورا اين بود كه سپاهيان يزيد ـ كه خود را متولي اسلام و مسلمين معرفي مي كردند ـ با تيرباران امام(ع) و يارانش، عدم رعايت حرمت نماز، و ماهيّت پليد و ضدّ ديني خود را برملا كردند و با عمل خود موجبات رسوايي خود در تاريخ را فراهم آوردند.
8. اهميت اذان در ميدان جنگ
توجّه به مستحبّات در سخت ترين شرايط جنگ، نشان از اهميت اين فريضة الهي دارد. بلند شدن نغمة اذان از اردوگاه امام(ع) براي همه، حجت شرعي بود كه آنان  فقط براي احياي شعائر ديني به پا خاسته اند، نه چيز ديگر.
صبح عاشورا امام حسين(ع) خود اذان و اقامه گفت و نماز صبح را با اصحابش خواند. همچنين امام(ع) اذان ظهر را نيز خود گفتند. گاهي سالار شهيدان، خود اذان مي گفت و گاهي فرزندش و گاهي مؤذنش «حجاج بن مسروق»، مثلاً وقتي امام(ع) با لشكر حرّ مواجه شد، بعد از گفتگوها وقت نماز ظهر رسيد. علامه مجلسي روايت مي كند: «عِنْدَ صَلَاةِ الظُّهْرِ فَأَمَرَ الْحُسَيْنُابْنَهُ فَأَذَّنَ وَ أَقَامَ وَ قَامَ الْحُسَيْنُ(ع) فَصَلَّى ؛  حضرت به فرزندش فرمود اذان و اقامه بگويد و امام نيز نماز را اقامه كرد.»
9. ياران خدا فداي نماز
اهميت ديگر اين نماز در تقديم شهيداني است كه امام حسين(ع) در اين راه فدا كرد. اين نماز اثبات مي كند كه تمام هدف امام حسين(ع) اقامه نماز و نام و ياد خداوند متعال بوده است تا در طول تاريخ طنين انداز شود كه او و يارانش همه فدايي نمازند.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه