نظام خانواده در اسلام

عباس كمساري
مقدمه
اول ذي الحجه سالروز ازدواج مبارك امير المؤمنين علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) است. آغاز اين زندگي مشترك در خانه‌اي ساده؛ اما پر از نور و مهر بود. ياد خدا چلچراغ خانة آنان بود و غير از جلب رضايت حق خواستة ديگري آنها را به خود مشغول نكرد. حضرت زهرا(س) رازدار و كفو علي(ع) بود و علي(ع) پناهگاه و تكيه‌گاه فاطمه(س). اين خانوادة ساده و بي‌آلايش براي جهانيان ماية بركت شد و زيباترين گلهاي وجود در همان خانه پرورش يافت.
امام خميني ره در توصيف اين خانه مي‌فرمايد: «يك كوخ چهار ـ پنج نفري در صدر اسلام داشته‌ايم و آن كوخ فاطمه(س) است، بركات اين كوخ چند نفري آن ‌قدر زياد است كه عالم را از نورانيت پر كرده است، كوخ‌نشينان اين كوخ محقّر در مراتب معنوي آن ‌قدر بالا بودند كه دست ملكوتيها هم به آ‌نها نمي‌رسد. جنبه‌هاي تربيتي اين كوخ آن‌ قدر والا بوده است كه همة بركات بلاد مسلمين، خصوصاً در مثل بلاد ما، همه از بركات آنها است.»
به همين مناسبت بنا داريم در طي سلسله مباحث و مقالاتي به موضوع نظام خانواده در اسلام بپردازيم، بدان اميد كه با الهام گرفتن از مباني نوراني قرآن و عترت خانواده‌اي موفق داشته و يا تشكيل بدهيم.
خانواده و اسلام
خانواده نخستين نهاد اجتماعي است كه در زندگي جمعي انسان شكل گرفته و مهم‌ترين نقش را در توسعه و رشد مراحل حيات بشر در امتداد تاريخ انسان از خود نشان داده است و از ابتدا تا فرجام زندگي، نسبت به ساير نهادهاي اجتماعي از ارزش و اهميت خاصي برخوردار بوده و خواهد بود. تأثير خانواده بر رشد، تعالي و شكوفايي افراد و جامعه به حدّي است كه هيچ انديشمندي آن را انكار نمي‌كند، از اين رو تمام صاحب‌نظران علوم انساني از ابتداي تاريخ دربارة خانواده توصيه‌هايي داشته‌اند.
اديان الهي نيز به جهت نقش مهم خانواده در اخلاق و معنويت انسانها، در اين زمينه آموزه‌هاي مهمي ارائه كرده‌اند و در همين راستا آخرين دين الهي؛ يعني اسلام، خانواده را از مهم‌ترين و ا ساسي‌ترين واحدهاي اجتماعي مي‌داند. كه بناي آن بر اُلفت، همدلي و خوشي استوار گشته و اين بنا محبوب‌ترين بناها در پيشگاه خداوند است كه روابط آن بر مودّت و رحمت پايه‌گذاري شده؛ لذا نهاد خانواده از منظر اسلام، داراي حيات و قداست ويژه‌اي است كه قابل قياس با هيچ نهاد اجتماعي ديگري نيست.
پيامبر‏(ص) مي‌فرمايد: «مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيج‏؛  در اسلام بنيادي نهاده نشده است كه نزد خدا از ازدواج محبوب‌تر باشد.»
منابع اسلامي به اين نكته تأكيد مي‌ورزند كه تشكيل خانواده، زمينه‌ساز رشد و كمال است و عزوبت، زمينه‌ساز انحطاط و عقب‌ماندگي. از پيامبر اسلام نقل شده است: «رَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ عَزَبٍ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهَارَهُ؛  دو ركعت نمازي كه مرد متأهل مي‌خواند، برتر از (عمل) مرد مجردي است كه شبش را به عبادت و روزش را به روزه‌داري مي‌گذراند.»
با توجه به متون ديني، عمده آثاري را كه خانوادة سالم مي‌تواند در رشد و ارتقاي اعضا و پويايي جامعه ايفا كند، مي‌توان چنين بر شمرد:
1. خانواده، بهترين پايگاه تلاقي ويژگيهاي مكمل زن و مرد است، و اين پيوند مي‌تواند تعادل روحي و رواني را براي كليّة اعضا به ارمغان آورد و اين بهترين راه كسب توشه براي پيمودن مسير كمال است.
2. ارضاي صحيح قواي جنسي در خانواده، علاوه بر اينكه زمينه‌ساز سلامت جسم و روان است، سلامت اجتماعي و مصونيتهاي اخلاقي جامعه را نيز در پي دارد.
3. خانواده بهترين محيط براي شكل‌گيري شخصيت فرزند است، و در انتقال ارزشهاي اخلاقي بيشترين نقش را ايفا مي‌كند و زمينه‌ساز سلامت اخلاقي نسل آينده است.
4. خانواده بهترين محل براي بروز استعدادهاي زن و مرد، و تربيت فرزند و كار آمد نمودن اعضا و بهترين خدمتي است كه خانواده به جامعه ارائه مي‌كند.
هدف از تشكيل خانواده
از نگاه قرآن و روايات، تشكيل خانواده داراي حكمتها و دلايل متنوع رواني، اخلاقي، اجتماعي و ديني است و اين علل در واقع، اصول و پايه‌هاي تأكيد اسلام بر تشكيل خانواده و ضرورت تقويت و تحكيم اين نهاد شمرده مي‌شود كه در اين مجال به چند نمونه از آنها اشاراتي مي‌رود:
1. امنيت و آرامش: نخستين و اساسي‌ترين حكمتي كه قرآن مجيد با صراحت بدان مي‌پردازد، رسيدن انسان به آرامش روحي و رواني در پرتو تشكيل خانواده است:
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛  «از نشانه‌هاي او اين است كه از (جنس) خودتان همسراني براي شما آفريد تا در كنارشان آرام گيريد و ميانتان دوستي و مهر نهاد. براستي كه در اين (نعمت) براي مردمي كه مي‌انديشند، قطعاً نشانه‌هايي است.»
در واقع آرامش و مودّت، جان ماية تحكيم پيوند خانوادگي است و هر قدر اين جان‌مايه تقويت شود، نهاد خانواده مستحكم‌تر مي‌گردد و آرامش بيشتري بر زندگي حاكم مي‌شود.
از سنن آفريدگار جهان اين است كه مرد و زن را به گونه‌اي آفريده است كه مكمل يكديگرند و از اين رو، تا در كانون خانواده و در كنار هم قرار نگيرند، آرامش پيدا نمي‌كنند و به يقين سعادت زن و مرد در ا ين است كه از سنتهاي آفرينش خارج نشوند و تحت تأثير جذبه‌هاي سطحي و زودگذر قرار نگيرند و در پي آن‌گونه جاذبه‌اي باشند كه تمام وجود آنها را به يكديگر پيوند دهد و آنها را در اعماق جان و دل متحد سازد.
مرحوم علامه طباطبايي ره در ذيل آية فوق الذكر مي‌فرمايد: «هر يك از زن و مرد به دستگاه خاصي مجهز شده است، به گونه‌اي كه در عمل، هر يك كار ديگري را تكميل مي‌كند، و توليد نسل، برآيندي از مجموع آن دو است، پس هر يك از زن و مرد في‏نفسه ناقص و نيازمند ديگري است و از مجموع آن دو يك واحد تام به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند توليد نسل را موجب شود، به دليل همين نقص و نيازمندي است كه هر يك از آن دو به سوي ديگر كشيده مي‌شود تا با پيوند با او آرامش يابد؛ زيرا هر ناقصي مشتاق كمال خويش است و هر نيازمندي به كسي يا چيزي مايل است كه نياز او را برطرف سازد.»
خانواده فقط محيط آميزش جسمها نيست؛ بلكه والاتر از آن، محيط آميزش روحها و جذب باطني زن و مرد به يكديگر و پر شدن خلأ روحي هر يك به ديگري است و اين همان چيزي است كه با خلقت و آفرينش زن و مرد هماهنگ است، و آنها بدين وسيله به مرحله‌اي مي‌رسند كه خود را جداي از يكديگر نمي‌بينند و حتي به جرأت مي‌توان گفت كه علاقة هر يك از آنها به خود، عين علاقه به يكديگر و علاقة به ديگري، عين علاقه به خويش است و از اين رو است كه مولوي مي‌گويد:
من كيم ليلي و ليلي كيست، من

هر دو يك روحيم اندر دو بدن

و به درستي اگر چنين نباشد، عيب و نقص انسانها است كه با دور ماندن از اقتضاي آفرينش و الهام نگرفتن از وحي الهي، گرفتار دامها و تاريكيهايي شده‌اند كه خود مسبّب آن بوده‌اند.
مردي خدمت پيامبر(ص) رسيد، با تعجب و شگفتي عرض كرد: «اِنَّ الرَّجُلَ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأة وَمَا رَآهَا وَمَا رَأتْهُ قَطُّ حَتَّي اِذَا ابْتَنَي بِهَا اِصْطَحَبَا وَمَا شَيءٌ اَحَبَّ اِلَيْهِمَا مِنَ الْآخَرِ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ : وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛  چگونه است كه مردي با زني ازدواج مي‌كند كه هرگز پيش از آن، ‌نه او آن زن را ديده،‌ و نه آن زن، او را؛ اما همين كه ازدواج صورت مي‌گيرد و مرد بر زن وارد مي‌شود و همدم مي‌گردند، هيچ چيز براي آنها دوست داشتني‌تر از يكديگر نيست؟! پيامبر(ص) در پاسخ او (به اين بخش از آية 21 سورة روم بسنده كرد و) فرمود: خداوند ميان شما دوستي و مهر قرار داده.»
مرحوم علام طباطبايي ره درباره‏‏‏ نقش دوستي و مودّت در خانواده مي‌نويسد: «خانواده يكي از بارزترين جلوه‌گاه‌هاي مودّت و رحمت است كه از يك طرف دو زوج را به يكديگر پيوند مي‌دهد و از طرف ديگر، موجب مي‌شود كه هر دو به‌ويژه زن، بر فرزندان خردسال خود كه در تأمين نيازهاي جسماني و حياتي خويش عاجز و ضعيف‌اند، مهر بورزند و به پناه دادن،‌ نگهداري، پوشش، تغذيه و تربيت آنها اقدام كنند و اگر اين مهرورزي نبود، نسل بشر منقرض مي‌شد و نوع انسان هيچ‌گاه امكان تداوم حيات نمي‌يافت.»
2. زن و مرد لباس يكديگرند: از نگاه قرآن، تشكيل خانواده به معناي تهية لباس تقوا از سوي پسر و دختر براي يكديگر است. در فرازي از آيات خداوند در كنار لباس و زيورهاي مادي براي تن و جسم، تقوا را به عنوان لباس و زيور روح مطرح مي‌فرمايد: وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْر؛  «لباس تقوا بهترين لباسها است.»
از سوي ديگر تصريح مي‌فرمايد كه زن و شوهر لباس يكديگرند: هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن‏؛  «آنها لباس شما و شما لباس آنها هستيد.»
اگر اين دو آية نوراني را در كنار هم قرار دهيم، به روشني دلالت دارند كه تشكيل خانواده يكي از بارزترين مصاديق لباس تقوا است، از اين رو پيامبر اعظم(ص) مي‌فرمايند: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْبَاقِي؛  هر كس ازدواج كند، نصف دينش را احراز كرده است،‌ پس نصف باقي‌مانده را نگهداري كند.»
صاحب «تفسير تسنيم» آيت الله جوادي آملي(دام ظله) در ذيل آية فوق مي‌گويد: «در اين تشبيه لطيف (تشبيه همسر به لباس)، نكات تربيتي دقيقي است كه برخي از آنها بدين شرح است:
جامه یکدیگر
الف) لباس مانع از آسيب است؛ ازدواج هر چند اطفاي غريزه را به همراه دارد؛ ليكن صبغة ملكوتي آن صيانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. مهم‌ترين بهره‌اي كه از ازدواج نصيب همسران مي‌شود، صيانت گوهر دين از غارت ابليس از خارج و چپاول هوس از داخل است.
ب) لباس، عيوب انسان را مي‌پوشاند و آبرو را حفظ مي‌كند؛ زن و شوهر نيز بايد عيوب هم را بپوشانند و آبروي اجتماعي يكديگر را حفظ كنند.
ج) لباس، انسان را از گرما و سرما و.... حفظ مي‌كند؛ زوجين نيز بايد در حوادث تلخ و شيرين، گرم و سرد زندگي، موجبات دلگرمي هم را فراهم كنند.
د) ميان لباس و كسي كه آن را پوشيده رابطه‌اي تنگاتنگ و صميمي است كه بيگانه ميان آن دو راه ندارد، رابطة زوجين نيز بايد چنين باشد تا بيگانه‌اي به درون زندگي آنان راه نيابد كه به اسرارشان پي برده، احياناً فتنه‌گري كند.
هـ) اعضاي بدن با لباس در تماس است و لباس از تماس مستقيم آنها با بيرون ممانعت مي‌كند؛ زوجين نيز بايد در همان ارتباط صميمي زناشويي خويش تماس غريزي برقرار كنند؛ زيرا نه مي‌توان زن و شوهر را از داشتن تمايل جنسي برحذر داشت و نه مي‌توان جلوي آن را براي بيگانه بازگذارد؛ بلكه بايد غرايز را بدون تعطيل، محدود و تعديل كرد، چنان‌كه لباس انسان را محدود مي‌كند.
و) انسان پوشيدن لباس آلوده و وصله‌دار را خوش ندارد؛ در انتخاب همسر نيز بايد چنين دقت‌هايي اعمال شود.
ز) لباس ماية آرامش انسان است؛ زن و شوهر نيز موجب آرامش يكديگرند.
ح) لباس آراية انسان است،‌ و به وي زينت مي‌بخشد؛ زن و شوهر نيز بايد زينت يكديگر باشند.»
3. خانواده، كمال جامعه: از جمله پيامدهاي مثبت تشكيل خانواده،‌ آثار مطلوب و مفيد آن بر جامعة انساني است.
امام هادي(ع) مي‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الصِّهْرَ مَأْلَفَةً لِلْقُلُوبِ وَ نِسْبَةَ الْمَنْسُوبِ أَوْشَجَ بِهِ الْأَرْحَامَ وَ جَعَلَهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالَمِين‏؛  خداوند وصلت (ازدواج) را ماية اُلفت دلها و پيوستگي نَسبي قرار داده و ]به واسطة آن[ رشته‌هاي خويشاوندي را به هم پيوست و آن را مايه مهر و محبت ساخت و در اين ]پديده[ براي مردمان، نشانه‌هايي از ]قدرت و رحمت[ خداوند است.»
نقش خانواده در پويايي و تحكيم جامعه انساني به اندازه‌اي است كه امام رضا(ع) ضمن خطبه‌اي مي‌فرمايد: «اگر هيچ دليل روشني از كتاب و سنت به اهميت تشكيل خانواده وجود نداشت، آثار و بركاتي كه به سبب اين امر نصيب اجتماع مي‌شود، تنها براي ترغيب و تشويق انسانها بر ايجاد كانون خانواده كافي بود.»
4. بقاي نسل بشر: يكي از عمده‌ تأكيدات اسلام بر تشكيل خانواده، بقاي نسل انسان است. پسر و دختري كه تشكيل خانواده مي‌دهند، طالب اين هستند كه با مشاهدة ثمرة وجود خويش، ‌خود را بر مسند پرافتخار مادري و پدري بنگرند و در حقيقت فرزند، جلوة وحدت ثمرة پدر و مادر است.
قرآن كريم مي‌فرمايد: نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم‏؛  «همسران شما همچون كشتزارهاي شما هستند، پس در آنها بكاريد هر چه را كه مي‌خواهيد.»
صاحب تفسير «تسنيم» ذيل اين آيه مي‌گويد: «زنان براي بقاي نوع و تكثير نسل بشر، كشتزار مردان‌اند. اين آيه در مقام بیان مسئله زناشويي و توليد نسل براي بقاي نوع انسان، مرد را مانند كشاورز بذرافشان و زن را چون كشتزاري مي‌داند كه نطفة مرد در رحم او رشد مي‌كند، و زن با توليد فرزند ماية بقاي نسل آدمي است. براي تأكيد بر حفظ نسل كه هدف اصيل عمل زناشويي است، واژة «حرث» در آيه تكرار شده است. هدف از آميزش جنسي كه مي‌تواند هر وقت و به هر گونه و در هر جا باشد، تنها لذايذ جنسي نيست؛ بلكه لذت جنسي مُزدي نقد براي تحمل زحمات طاقت‌ فرساي توليد فرزند و پرورش او است. خداوند براي ترغيب به هدفدار كردن آميزش جنسي مي‌فرمايد كه از رهگذر مباشرت با زنانتان فرزندان شايسته‌اي براي آخرت خود بفرستيد، پس توليد مثل و بقاي نسل مهم است... .»
پيامبر در حديثي كه به اين حكمت مهم اشاره دارد، مي‌فرمايد: «مَا يَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ يَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهُ أَنْ يَرْزُقَهُ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛  چه چيزي مانع مي‌شود كه انسان مؤمن زن بگيرد؟! شايد خداوند به او فرزنداني روزي كند كه زمين را از «لا اله الا الله» سنگين كنند.»

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.