آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد‌علیه‌السلام

گناهانی که پرده ها را کنار می زنند
چکیده
از نگاه امام سجاد‌علیه‌السلام برخی گناهان موجب کنار رفتن پرده های عفّت و پاکدامنی است؛ گناهانی همچون شراب خواری که طول عمر انسان را کم می کند و زیانهای اخلاقی و اجتماعی را به دنبال دارد. همچنین است گناه قمار بازی که عامل برخی از جنایات و نیز موجب زیانهای اقتصادی است. از جمله این گناهان می توان به «مزاحمتهای بیهوده» و «گفتن عیب دیگران» اشاره کرد.
کلید واژه
امام سجاد‌علیه‌السلام، گناهان، شراب، قمار، مزاحمت، عیوب دیگران.
اشاره
حدیث طولانی و جامعی را از امام سجاد‌علیه‌السلام انتخاب نمودیم كه در بخش اول در شماره 130 مجلّه مبلّغان، با عنوان گناهانی كه نعمتها را تغییر می‌دهد [مانند: ظلم و ستم، ترك عادت نیك، ترك امر به معروف، كفران نعمت، شكر نعمت نكردن] و در بخش دوم در شماره 135 مجلّه مبلغان، با عنوان گناهانی كه باعث ندامت می‌شود [مانند: قتل نا حقْ، قطع رحم، ترك نماز، ترك وصیت، زكات ندادن] مورد بررسی قرار گرفت.
در این شماره و در ادامه حدیث، گناهانی كه پرده‌ها را کنار می زند، از دیدگاه حضرت سجاد‌علیه‌السلام مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
گناهانی كه پرده را کنار می زند
حضرت زین العابدین‌علیه‌السلام در ادامه حدیث نقل شده، می‌فرماید: «وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تَهْتِكُ الْعِصَم؛ (1) گناهانی كه پرده‌ها را می‌درد، [عبارت است از]»:
1. شراب‌خواری
«شُرْبُ الْخَمْرِ؛ نوشیدن شراب [یكی از گناهانی است كه پرده‌ها را می‌درد.]»
قرآن كریم دربارة زیان شراب‌خواری می‌فرماید: «یسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ كَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»؛ (2) «درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌كنند، بگو: در آنها گناه بزرگی است و منافعی [از نظر مادی] برای مردم در بردارند، [ولی] گناه آنها از نفع آنها بیش تر است.»
این آیه نشان می‌دهد كه شراب و شراب‌خواری هم منافعی دارد و هم زیانهای زیادی دارد كه علوم و تجربة بشری نیز امروزه به بعضی از آنها دست یافته‌اند كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
یكم. كوتاهی عمر و زیان جسمی
یكی از اثرهای زیانبار شراب‌خواری، كوتاهی عمر است. آمارها نشان می‌دهد كه حدّ متوسط عمر معتادان به الكل در حدود 35 الی 50 سال است و تجربیات كمپانیهای بیمه عمر نیز نشان می‌دهد كه عمر معتادان به الكل نسبت به دیگران 25 الی 30 درصد كم‌تر است. (3)
دكتر «ملوین كنزلی» كه سالهای زیادی را به تحقیق در زمینه الكلیسم گذرانده، در كنگرة جهانی مبارزه با الكلیسم و الكل در «واشنگتن» گفت: «تحقیقات وسیعی كه در زمینه مصرف الكل شده است، نشان می‌دهد كه مشروبات الکلی حتی به میزان بسیار كم، سبب ضایعات مغز و اخلال در كار سلولهای مغز می‌شود.» (4)
«پرفسور لاندوزی» می‌گوید: «جاهایی كه مرگ و میر در اثر نسل در آن زیاد است، مشروبات الكلی در آنجا زیاد است.» (5)
«مواد مخدر قانونی [مشروبات الكی و...] به عنوان قاتلین شماره یك، مجموعا جان 140 هزار نفر را در سال 1999 در كشور آلمان گرفته است.» (6)
دوم تأثیر در نسل و اولاد
اگر هنگام تولید مثل و انعقاد نطفه، نطفه مرد مسموم باشد، تمام سلولهای بدن او مسموم بوده و از این نطفه مسموم و علیل، جنین ناقص و علیل به وجود می‌آید كه این مسمومیت بیش تر از ناحیة شراب‌خواری و اعتیاد به وجود می‌آید؛ پس در هنگام مسمومیت، خصوصاً‍ مستی، باید از تولید مثل و جماع با زن خودداری كرد. (7)
آمارهای گرفته شده از اوّل سال مسیحی این امر را تأیید می‌كند «به طور كلّی هشتاد درصد اشخاص ناقص الخلقۀ و معلول، محصول شب اوّل ژانویه می‌باشد؛ زیرا در این شب، مسیحیان عید بزرگی دارند، به عیش و نوش پرداخته، بیش از حد متعارف، مشروب‌خواری و عیاشی می‌كنند، به حدّی كه مریض می‌شوند.» (8)
به این آمار نیز توجه شود: كودكانی كه هنگام تولد توانایی زندگی را ندارند؛ از پدران الكلی 6 درصد، و از مادران الكلی 75% می باشند و كودكانی كه فاقد نیروی كافی عقلانی و روحی بوده‌اند، از مادران الكلی 75% و از پدران الكلی 75% بوده است. (9)
سوّم. در اخلاق
در شخص الكلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت به فرزندان و همسر ضعیف می‌شود، به گونه‌ای كه مكرر دیده شده كه پدرانی فرزندان و یا همسر خود را با دست خود كشته‌اند. (10) شراب‌خواری مفاسد اخلاقی دیگری را نیز همچون روابط خلاف عفت، چاقوكشی و اربده‌كشی در پی دارد.
چهارم. زیانهای اجتماعی
در شهر «نیون» از کشور سوئیس در بخش جرائم این آمار به دست آمده است:
50 درصد از مرتكبین قتلهای عمومی؛ 8/77 درصد از ضرب و جرحها؛ 5/88 درصد از سرقتها؛ 8/88 درصد از جرائم جنسی مربوط به الکلیستها می‌باشد. این آمار نشان می‌دهد كه اكثریت قاطع جنایات و جرائم بزرگ در حال مستی روی می‌دهد. (11)
سازمان بهداشت جهانی اعلام كرد: هر سال بیش از 55 هزار نوجوان و جوان شهروند كشورهای عضو اتحادیه اروپا، بر اثر مصرف نوشیدنیهای الكلی یا حوادث و پیامدهای آن جان خود را از دست می‌دهند. (12)
و هر روز بر آمار این معتادان افزوده می‌شود. طبق آمار فقط در آمریكا نزدیك به 22 میلیون نفر معتاد به الكل هستند. (13)
پنجم. زیانهای اقتصادی شراب
یكی از روانپزشكان معروف می‌گوید: متأسفانه حكومتها حساب منافع و عایدات مالیاتی شراب را می‌كنند ولی حساب بودجه‌های هنگفت دیگری كه صرف ترمیم مفاسد شراب می‌شود را نكرده‌اند؛ اگر دولتها هزینه هایی که در راستای برخی امور همچون: ازدیاد بیماریهای روحی در اجتماع و خسارتهای جامعه، اتلاف وقتهای گرانبها، تصادفات رانندگی در اثر مستی و فساد نسلهای پاك، تنبلی و بی‌قیدی و بی‌كاری، عقب‌ماندن فرهنگ و در پی آن بروز زحمات و گرفتاریهای جدید، ساخت پرورشگاه‌ها و بیمارستانها جهت سرپرستی اولاد الكلیها، تشكیلات دادگستری برای رسیدگی به جنایات آنها و زندانها برای مجرمین از الكلیها، و دیگر خسارتهای ناشی از می‌گساری را جمع كنند، خواهند دانست درآمدی كه به عنوان عوارض و مالیات شراب عاید می‌گردد، در برابر خسارتهای مذکور بسیار ناچیز است؛ به علاوه نتایج اسف‌انگیز صرف مشروبات الكلی را تنها با دلار و پول نمی‌توان سنجید؛ زیرا مرگ عزیزان، فروپاشی کانون خانواده‌ها، آرزوهای بر بادرفته و فقدان مغزهای متفكر انسانی به هیچ وجه با پول قابل جبران نیست.
به قول یكی از دانشمندان اگر دولتها ضمانت كنند درب نیمی از میخانه‌ها را ببندند، می‌توان ضمانت كرد كه از نیمی از بیمارستانها و تیمارستانها بی‌نیاز می‌شویم. (14)
به جهت همین زیانها است كه شراب در فرهنگ دینی به عنوان «امّ الخبائث» خوانده شده است.
پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «الْخَمْرُ‌ام الْخَبَائِثِ» (15) و در جای دیگر می‌فرمایند: «اَلْخَمْرُ‌ام الْفَوَاحِشِ وَاَكْبَرُ الْكَبَائِرِ مَنْ شَرِبَهَا وَقَعَ عَلَی اُمِّهِ وَخَالَتِهِ وَعَمَّتِهِ؛ (16) شراب [و شراب خواری]، مادر زشتیها و بزرگ‌ترین [گناه] كبیره است. كسی آن را بنوشد [مانند کسی است که] با مادر و خاله و عمه‌اش همبستر شده است.»
راستی رسوایی از این بالاتر؟ از این جا می‌توان فهمید كه تا چه حد حضرت سجاد‌علیه‌السلام دقیق‍اً یكی از زیانهای كلیدی شراب را مورد اشاره قرار داده كه شراب‌خواری پرده‌ها را می‌درد و آبروی انسان را از بین می‌برد.
پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در این باره فرمود: «لَنْ یزَالَ الْعَبْدُ فِی فَسْحَةٍ مِنْ‌دینِهِ مَا لَمْ یشْرَبِ الْخَمْرَ وَاِذَا شَرِبَهَا خَرَقَ اللهُ عَنْهُ سِتْرَهُ وَكَانَ الشَّیطُانُ وَلِیهُ وَسَمْعَهُ وَبَصَرَهُ یسُوقُهُ اِلَی كُلِّ شَرٍّ وَیصْرِفُهُ عَنْ كُلِّ خَیرٍ؛ (17) همیشه بنده در دینش است تا وقتی كه شراب ننوشیده، وقتی شراب نوشید خداوند [بر اثر این گناه] پردة [حیای] او را پاره می‌كند و [آن‌گاه] شیطان سرپرست او و گوش و چشم او شده، او را به سوی هر بدی سوق می‌دهد و از هر خیری باز می‌گرداند.»
در سفینة البحار به همین مضمون روایتی نقل شده است، منتهی به جای «وكان الشیطان...» تا آخر را دارد «فَكَانَ وُلْدُهُ وَ أَخُوهُ وَ سَمْعُهُ وَ بَصَرُهُ وَ یدُهُ وَ رِجْلُهُ إِبْلِیسَ یسُوقُهُ إِلَى كُلِّ شَرٍّ وَ یصْرِفُهُ عَنْ كُلِّ خَیرٍ؛ (18) پس فرزند او [كه بسیار بر انسان اثرگذار است] و برادرش و گوش و چشم او و دست و پای او ابلیس است كه او را به سوی هر بدی سوق می‌دهد و از هر خیری باز می دارد.»
به راستی روایت، بسیار هشدار دهنده و اعلام خطر كننده است تا متولیان امر، مبارزه با شراب‌خواری را جدّی بگیرند و آن را از مواد مخدّر كم‌تر ندانند، چرا كه خطر آن بیش تر است.
رسوایی دنیا و آخرت بر اثر شراب‌خواری
فضیل بن عیاذ [معروف كه بعدها از عرفای بنام قرن دوم شد] شاگردی در [مكتب عرفانی] داشت كه لحظه مرگ او فرا رسید. فضیل بر بالین سر او نشست و شروع كرد به خواندن یس. شاگرد در همان حال گفت: «ای استاد! یس نخوان» استاد ساكت شد. آن‌گاه به او تلقین نمود كه بگوید: لا اله الّا الله، شاگرد [بیمار] گفت: «من نمی‌گویم، ـ نعوذ بالله ـ من از این كلمه بیزارم.» و با همان حال از دنیا رفت. ـ پناه می‌بریم به خدا ـ پس فضیل به منزل او رفت و از آنجا خارج نشد تا او را در خواب دید كه به سمت جهنم كشیده می‌شود. فضیل [در عالم خواب] به او گفت: «به خاطر چه كاری خداوند معرفت [توحید] را از تو گرفت؟ در حالی كه تو داناترین شاگرد من بودی؟» پس گفت: به خاطر سه چیز: اوّل، سخن‌چینی؛ به راستی به دوستانم چیزی خلاف آنچه با تو در میان می‌گذاشتم، می‌گفتم. دوّم، حسودی؛ به همدوره‌ ای هایم حسودی می‌كردم.
سوّم، بیماری داشتم كه نزد پزشك رفتم و از درمان آن پرسیدم. گفت: «هر سال یك قدح شراب می‌نوشی وگرنه این درد در وجودت خواهد ماند» و من هم شراب می‌نوشیدم [كه به این روز افتادم.]» (19)
2. قماربازی
«واللعب بالقمار؛ بازی نمودن [با آلات] قمار [از دیگر گناهانی است كه پرده‌ها را می‌درد.]»
قمار در واقع قربانی كردن مال و شرف است، برای به دست آوردن مال غیر، از طریق خدعه و تزویر و احیان‍اً به عنوان تفریح و سرانجام نرسیدن به هیچ كدام. لذا عواقب شوم و خانمان‌براندازی را در پی دارد كه به برخی از آنها اشاره می‌شود.
یكم. عامل هیجان
پزشكان و روانشناسان معتقدند كه هیجانات روانی، عامل اصلی بسیاری از بیماریها است همچون كم‌شدن ویتامینها، زخم معده، جنون، بیماریهای عصبی و روانی.
و قمار بزرگ‌ترین عامل پیدایش هیجان است تا آنجا كه آمارها در آمریكا نشان می‌دهد كه در یكسال فقط 200 نفر بر اثر هیجان قمار می‌میرند؛ و بطور متوسط قلب یك «پوكرباز» [نوعی از قمار] متجاوز از صد بار در دقیقه می‌زند.
قمار گاهی سكته قلبی و مغزی ایجاد می‌كند، و قطعاً عامل پیری زودرس خواهد بود. قمارباز نه تنها روحش دستخوش تشنج است، بلكه تمام جهازات بدن او در یك حالت فوق العاده به سر می‌برند، یعنی ضربان قلب بیش تر می‌شود، مواد قندی در خون او می‌ریزد، در ترشحات غدد داخلی اختلال حاصل می‌شود، رنگ صورت می‌پرد، دچار بی‌اشتهایی می‌شود...» (20)
دوّم. جنایت کاری
قمار نیز همچون شراب، گناه‌زا می‌باشد، و جنایات دیگر را در پی دارد. آمار جهانی نشان می‌دهد كه 30% جنایات با قمار رابطه مستقیم دارد، و به صورت غیرمستقیم نیز عامل 70% از جنایات دیگر به شمار می‌رود. (21)
سوّم. زیانهای اقتصادی
اولاً این گناه باعث می‌شود كه میلیونها ثروت افراد بدون زحمت و تلاش به جیب دیگری برود.
ثانیاً اگر هم شخص ثروت دیگری را جذب كند حاضر نمی‌شود تن به كارهای تولیدی و اقتصادی بدهد، چون او به دنبال درآمد زیاد از راه آسان و بدون زحمت است؛ در نتیجه چرخهای تولید و كار در جامعه از حرکت می ایستد.
ثالثاً با تلف شدن ساعات زیادی از نیروی فكری و مغزی انسان در راه قماربازی، نشاط كار مداوم، در كارهای مفید از قمارباز گرفته می‌شود.
رابعاً. برای جبران ثروت از دست رفته، قمارباز دست به سرقت و كلاه‌گذاری و تقلب و دهها جنایت اقتصادی می‌زند، كه امروزه به شكلهای گوناگون از جمله شركتهای هرمی بروز و ظهور نموده است.
به خاطر این زیانها است كه اسلام قمار را حرام و آن را عمل شیطانی مثل بت‌پرستی و... شمرده است.
در فرهنگ دین اسلام قمار، اختصاص به برد و باختهای رایج ندارد؛ بلكه هر آنچه انسان را از خدا غافل كند قمار است. علی‌علیه‌السلام فرمود: «كُلُّ مَا أَلْهَى عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَهُوَ مِنَ الْمَیسِرِ؛ (22) هر چیزی كه انسان را از یاد خدا غافل كند، آن [در حكم] قمار است.»
ولی بشر بعد از سالها به این نتیجه رسیده است كه قمار زیان‌آور است؛ لذا در كشورهای بزرگ به صورت رسمی قماربازی ممنوع شد، هر چند به صورت غیر رسمی همچنان در آن جوامع حضور دارد. مثلاً انگلستان در سال 1853 م و آمریكا در سال 1855 و شوروی در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام نمودند. (23)
علاوه بر زیانهای ذکر شده، قمار عامل بی‌آبرویی نیز می‌باشد.
به این قصّه توجه كنید: «در شهر «مونت كارلو» كه یكی از مراكز معروف قمار در دنیا است، یك نفر در مدت 19 ساعت قماربازی، 4 میلیون تومان [در آن زمان یعنی سی چهل سال قبل ثروت كلانی بوده است] ثروت خود را از دست داد؛ وقتی درهای قمارخانه بسته شد یكراست به جنگل رفت و با یك گلوله مغز خویش را متلاشی كرد.» (24) و برای همیشه خود را بیچاره و خاندان و بستگان خویش را داغدار و آبروی دنیا و آخرت خود را از دست داد.
3. مزاحهای بیهوده
«وَ تَعَاطِی مَا یضْحِكُ النَّاسَ مِنَ اللَّغْوِ وَ الْمِزَاح؛ (25) خنداندن مردم با سخنان لغو و بیهوده و مزاح [باطل و ناروا] یكی دیگر از گناهانی است كه پرده‌ها را می‌درد.»
البته به این نكته باید توجه داشت كه یكی از تفریحاتی كه مجاز شمرده شده، شوخی و مزاحهایی است كه از نزاكت خارج نباشد و مرز شخصیت انسان را نیز نشكند و همین‌طور حدود شرعی در آن مراعات شود.
در روایت آمده است كه رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله «كَانَ یمْزَحُ وَ لَا یقُولُ إِلَّا حَقّا؛ (26) همیشه مزاح می‌كرد و غیر از حق نمی‌گفت.»
و نمونه‌هایی از مزاح آن حضرت‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در تاریخ نقل شده است؛ از جمله روزی به یك زنی (27) از طایفة اشجع كه از حضرت‌صلی‌الله‌علیه‌وآله خواسته بود برای او دعا كند كه به بهشت رود، فرمود: «یا اَشْجَعِیةُ لاَ تَدْخُلُ الْعَجُوزُ الْجَنَّةَ؛ (28) ای اشجعیه، پیرزنها وارد بهشت نمی‌شوند.» آن زن به گریه افتاد. بلال حبشی علت گریه را پرسید. بعد از اینكه متوجه شد، نزد رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله رفت؛ حضرت‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «وَالأسْوَدُ كَذَلِكَ؛ (29) سیاه هم به بهشت راه ندارد.» او هم شروع به گریه كرد. هر دوی آنها را عباس عموی پیغمبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله دید و مسئله را به عرض پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله رساند؛ حضرت‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «والشَّیخُ كَذَلِكَ؛ (30) پیرمردها هم به بهشت نمی‌روند.» او نیز ناراحت شد. سپس حضرت‌صلی‌الله‌علیه‌وآله همة آنها را احضار كرد و فرمود: «اهل بهشت همه جوان و بی‌مو [كنایه از اینكه هنوز ریش در نیاورده‌اند] و آراسته‌اند.» آن‌گاه اضافه فرمود: «أنَّهُمْ یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ شَبَّاناً مُنَوَّرِین؛ (31) آنها به صورت جوان و نورانی وارد بهشت می‌شوند.» آن‌گاه برای آنها بیان فرمود كه هدف، شوخی و مزاح و شاد كردن دل آنها بوده است. (32)
و خود پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز فرمود: «اِنِّی لَاَمْزَحُ وَلاَ اَقُولُ اِلاَّ حَقّاً؛ (33) من مزاح می‌كنم و جز واقع و حق نمی‌گویم.»
و در جای دیگر فرمود: «الْمُؤْمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ الْمُنَافِقُ قَطِبٌ وَ غَضِبٌ؛ (34) مؤمن مزاح‌كننده و بازی‌كن است و منافق ترش‌رو و خشمگین است.»
و همچنین رسول اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اِنَّ اللهَ لاَ یواخِذُ الْمَزَّاحَ الصَّادِقَ فِی مَزَاحِهِ؛ (35) به راستی خداوند كسی را كه زیاد مزاح می‌كند و در مزاحش راست می‌گوید [و خلاف واقع نمی‌گوید] مؤاخذه نمی‌كند.»
امامان معصوم‌علیهم‌السلام نیز به این مسئله سفارش نموده‌اند، و خود نیز گاهی مزاح می‌كردند.
یونس شیبانی می‌گوید: امام صادق‌علیه‌السلام از من پرسید: «كَیفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِیلًا قَالَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِیكَ وَ لَقَدْ كَانَ النَّبِی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله یدَاعِبُ الرَّجُلَ یرِیدُ بِهِ أَنْ یسُرَّهُ؛ (36) چگونه است شوخی و مزاح شما با [برادران دینی و] دیگران؟ گفتم: خیلی كم. فرمود: چنین نکنید، به راستی شوخی و مزاح از [شاخه‌های] حُسن خلق است و تو با این عمل، شادی در قلب برادر [دینی] خود وارد می‌كنی؛ رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله این‌گونه بود كه هرگاه مردی را می‌خواست خوشحال كند با او شوخی می‌كرد.»
از آنچه گفتیم روشن شد كه اگر شوخیها سخن راست و واقعی باشد و هدف از آن شاد كردن دل مؤمنان باشد و از حدّ نزاكت خارج نشود، ممدوح و پسندیده و از اخلاق حسنه شمرده می‌شود؛ ولی اگر خلاف واقع و كذب باشد و هدف از آن ضایع كردن دیگران و یا شكستن شخصیت آنان باشد، ناروا و مذموم است. شاید منظور حضرت سجاد‌علیه‌السلام این‌گروه دوّم از شوخیها است كه پرده‌ها را می‌درد و انسان را بی‌آبرو می‌كند؛ چنان‌كه در روایات دیگر نیز اشاره شده است:
پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «لَا تَمْزَحْ فَیذْهَبَ بَهَاؤُكَ وَ لَا تَكْذِبْ فَیذْهَبَ نُورُك ؛ (37) شوخی نكن كه ابهتت و ارزشت از بین می‌رود و دروغ نگو كه نورت از بین خواهد رفت.»
و حضرت كاظم‌علیه‌السلام به بعضی فرزندانش وصیت كرد: «إِیاكَ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یذْهَبُ بِنُورِ إِیمَانِكَ وَ یسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِكَ؛ (38) بر تو باد كه از شوخی [ناروا] دوری كنی كه نور ایمانت را می‌برد و شخصیتت را كوچك می‌كند.»
4. گفتن عیب دیگران
از دیگر گناهانی كه پرده‌ها را می‌درد و انسان را بی‌آبرو می‌كند، گفتن عیب دیگران است. حضرت سجاد‌علیه‌السلام فرمود: «وَذِكْرُ عَیوبِ النَّاسِ؛ (39) به زبان آوردن عیوب دیگران [پرده‌ها را می‌درد].»
گفتن عیب دیگران كه همان غیبت است و از گناهان كبیره می‌باشد، زیانها و ضررهای زیادی دارد كه متوجه خود عیب‌گو و غیبت‌كننده می‌شود. یكی از این زیانها، رسوا شدن انسان و بی‌آبرو شدن است و رازش هم این است كه او آبروی دیگران را برده است؛ آبرویی كه قابل خریدن و اعاده و دوباره به دست آوردن نیست.
پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله روزی درباره خطر رباخواری و بزرگی گناه آن خطبه خواند و در بخشی از آن فرمود: «اِنَّ الِّدِرْهَمَ یصِیبُهُ الرَّجُلُ مِنَ الرِّبَا أَعْظَمُ مِنْ سِتٍّ وَ ثَلَاثِینَ زَنْیةً وَ إِنَّ أَرْبَى الرِّبَا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِم ؛ (40) به راستی یك درهم ربا كه به مردی می‌رسد، گناهش از 36 زنا بالاتر است. و بدترین ربا آبروی مرد [و زن] مسلمان را بردن است.» یعنی همچنان‌كه ربا، خون مردم را در شیشه كردن و نظم اقتصادی را بهم زدن است، آبروی مردم را بردن نیز قطع كردن دیگران از زندگی است و نظم و آرامش اجتماعی را به هم زدن است.
لوطی تو برو لقمه خود گاز بزن                پشت سر مردمان تو كم ساز بزن
در روایت دیگر صریح فرموده است: «عیب دیگران را گفتی، عیبت را خواهند گفت.»
امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «لَا تَغْتَبْ فَتُغتَب [فَتُغْتَابَ ] وَ لَا تَحْفِرْ لِأَخِیكَ حُفْرَةً فَتَقَعَ فِیهَا فَإِنَّكَ كَمَا تَدِینُ تُدَانُ؛ (41) غیبت [كسی را] نكن و پشت سر كسی حرف نزن كه پشت سرت حرف زده می‌شود [و عیبت بیان می‌شود]. چاه مكن بهر كسی كه خود در آن خواهی افتاد، همان‌گونه كه جزا می‌دهی [وبرخورد می‌كنی] جزا داده خواهی شد.»
صائب تبریزی می‌گوید:
بُوَد غیبت خلق مردار خوردن                از این لقمه كن پاك كام و دهان را
از این گذشته، گفتن غیبت، آرام آرام دین را از انسان می‌گیرد، از دست دادن دین، اوّل و آخر رسواییها است.
رسول گرامی اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «الْغِیبَةُ أَسْرَعُ فِی دِینِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِی جَوْفِه؛ (42) غیبت كردن، در نابودی دین مرد [و زن] مسلمان سریع‌تر است از خوره در جان او.»
و در روز قیامت نیز به صورت افتضاح و رسوایی محشور می‌شود؛ به این داستان توجه كنید:
من راضی نیستم
پس از رحلت حضرت آیت الله العظمی بروجردی‌رحمه‌الله جمعی در بیرونی خانه امام خمینی‌قدّس‌سره نشسته بودند. امام خمینی‌قدّس‌سره در اندرونی خانه بودند و شنیده بودند در آن مجلس بیرونی، شخصی از فردی غیبت كرده است. امام‌قدّس‌سره با تندی چنین پیام دادند: «من راضی نیستم در این خانه كسی بنشیند و از یك مسلمانی غیبت كند.» به قدری امام امّت‌قدّس‌سره از گناه غیبت كردن خوف داشت كه در یكی از بیاناتش فرمود: «در یك روایتی از امام معصوم‌علیهم‌السلام نقل شده است كه زبان غیبت‌كننده به اندازه فاصله بین مكه و مدینه دراز می‌شود وفردای قیامت مردم از روی زبان او عبور می‌كنند.» (43)
5. همنشینی با اهل شك و دو دلان
«وَمُجَالِسَةُ اَهْلِ الرِّیب؛ همنشینی با اهل شك و تردید [و انسانهای بدعقیده و یا سست‌عقیده].»
همنشینی با اهل شك و تردید نیز پرده عصمت را می‌درد و انسان را به رنگ اهل الریب در می‌آورد.
می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها                    از ره پنهان صلاح و كینه‌ها
صحبت صالح تو را صالح كند                      صحبت طالح تو را طالح كند
چند دستور با اهل شك
1. اظهار بیزاری
رسول اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «إِذَا رَأَیتُمْ أَهْلَ الرَّیبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِیهِمْ وَ الْوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَیلَا یطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الْإِسْلَام ؛ (44) هرگاه اهل شك و بدعتها را بعد از من دیدید، از آنها اظهار بیزاری نموده و بسیار به آنها دشنام دهید و درباره آنها [و رد آنان] سخن بگویید و [حتی اگر می‌توانید] بهتان بزنید تا در فاسد كردن اسلام طمع نكنند و مردم را از آنان بترسانید].»
2. با آنها مشاركت نداشته باشیم
پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «وَ نَسْتَعْصِمُهُ... وَ مُشَارَكَةِ أَهْلِ الرَّیبِ؛ (45) از خدا طلب عصمت و محافظت می‌كنم [از چند چیز از جمله] همراهی با اهل شك و تردید.»
3. پرهیز از همنشینی با آنان
حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمودند: «مَنْ جَالَسَ أَهْلَ الرَّیبِ فَهُوَ مُرِیبٌ؛ (46) هر كس با اهل شك همنشین شود، پس خود او نیز اهل شك خواهد شد.»
امان از رفیق بدعقیده
در قرآن كریم می‌خوانیم: «وَ یوْمَ یعَضُّ الظَّالِمُ عَلى  یدَیهِ یقُولُ یا لَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاًً * یا وَیلَتى  لَیتَنی  لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً»؛ (47) «و [به خاطر آور] روزی را كه ستمكار دست خود را [از شدّت حسرت] به دندان می‌گزد و می‌گوید: «ای كاش با رسول [خدا] راهی برگزیده بودم!‌ای وای بر من! كاش [فلان شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نكرده بودم.»
در شأن نزول این آیات می‌خوانیم كه در عصر پیامبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله دو نفر به نام «عقبة بن ابی معیط» و «ابی بن خلف» با هم دوست صمیمی بودند. عقبه آدم سخی و بلندنظر بود. هر زمان از مسافرت برمی‌گشت، سفره‌ای ترتیب می‌داد و بزرگان قوم خویش را دعوت می‌كرد و با اینكه مشرك بود با پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله زیاد نشست و برخاست داشت. در مراجعت از یكی از سفرها، سفره طعامی ترتیب داد و از مردم دعوت گرفت و از رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله [نیز به صورت اختصاصی] دعوت نمود. رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله وارد شد و كنار سفره نشست و فرمود: «من از غذای تو نمی‌خورم، مگر اینكه به یكتایی خداوند و رسالت من گواهی دهی.» عقبه به یكتایی خدا و رسالت پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله گواهی داد و به این ترتیب قبول اسلام كرد. این خبر به گوش دوست عقبه، یعنی اُبی رسید. او شدیداً به او اعتراض كرد و گفت: «تو از جادّه حق منحرف شدی!!» عقبه گفت: «من منحرف نشده‌ام؛ ولی مردی بر من وارد شد و حاضر نبود از غذایم بخورد، جز اینكه به یكتایی خدا و رسالت او گواهی دهم، من از این شرم داشتم كه او كنار سفرة من بنشیند، ولی غذا نخورد و برخیزد.»
ابی گفت: «من از تو راضی نمی‌شوم، مگر اینكه در برابر محمد‌صلی‌الله‌علیه‌وآله بایستی و به او توهین كنی و آب دهان به روی او بیندازی. عقبه [فریب رفیق بد را خورد] و این عمل را انجام داد و مرتد شد و سرانجام در جنگ بدر در صف كافران به هلاكت رسید، و رفیق او نیز در سال بعد در جنگ احد به هلاكت رسید. (48) آری:
نخست موعظه پیر می‌فروش این است            كه از معاشرت ناجنس احتراز كنید (49)
و
بیاموزمت كیمیای سعادت                    ز همصحبت بد، جدایی، جدایی (50)
و یكی از این انسانهای ناجنسِ نااهل كسی است كه بدعقیده و اهل شك و تردید باشد، كه باعث پرده‌دری و رسوایی انسان می‌شود.
فهرست منابع
ـ قرآن کریم.
1. اژدری، اسماعیل، دکتر برای همه، اقبال، تهران، چاپ سی و نهم، 1374ش.
2. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحۀ، دنیای دانش، تهران، چاپ چهارم، 1382ش.
3. جدایی، اصغر، آمارها پرده بر می دارد، نور السجاد، قم، چاپ اول، 1383ش.
4. جزایری، غیاث الدین، اعجاز خوراکیها، پرستو، تهران، 1345ش.
5. طبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، دارالمعرفه، بیروت، چاپ دوم، 1408ق.
6. طوسی، محمد بن الحسن (شیخ طوسی)، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
7. عاملی، شیخ حرّ، وسائل الشیعۀ، مؤسسه آل البیت‌علیهم‌السلام، قم، چاپ اول، 1409ق.
8. العروسی الحویزی، علی بن جمعه، نور الثقلین، اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415ق.
9. قمی، شیخ عباس، سفینۀ البحار و مدینۀ الحکم و الآثار، نشر اسوه، قم، بی تا.
10. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
11. ماهنامه افق حوزه، شماره33، سال 1382ش.
12. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.
13. مکارم شیرازی و همکاران، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات اسلامیه، تهران، 1362ش.
14. نوری، حسین بن محمد، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسه آل البیت‌علیهم‌السلام، قم، چاپ اول، 1408ق.
15. http://www.porsojoo.Info.

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:
(1). وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج 11، ص 519، ح 8.
(2). بقره/ 219.
(3). ر. ك: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج 2، ص 74.
(4). دكتر برای همه، اسماعیل اژدری، ص 46 ـ 47.
(5). همان.
(6). آمارها پرده برمی‌دارند، اصغر جدایی، ص 220.
(7). اعجاز خوراكیها، غیاث الدین جزایری، ص 215.
(8). همان، ص 214.
(9). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج 2، ص 75.
(10). همان.
(11). همان، ص 75.
(12). افق حوزه، ش 33، 31/6/82، ص 6.
(13). آمارها پرده برمی‌دارند، اصغر جدایی، ص 248.
(14). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج 2، ص 76.
(15). نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، ج 1، ص 297.
(16). همان، ج 1، ص 297، شماره 1777.
(17). همان، ج 1، ص 298، شماره 1779؛ كافی، کلینی، ج 6، ص 398، شماره 912266؛ تهذیب الاحكام، شیخ طوسی، ج 9، ص 104، شماره 450.
(18). سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 724.
(19). همان، ج 2، ص 727.
(20). تفسیر نمونه، ج 2، ص 77، با تلخیص.
(21). http://www.porsojoo.info.
(22). وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج 12، ص 235.
(23). تفسیر نمونه، ج 2، ص 78.
(24). همان.
(25). وسائل الشیعة، ج 16، ص 281، 41، باب تحریم التظاهر بالمنكرات.
(26). بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج 16، ص 294.
(27). این داستان برای زنی از طائفه انصار نیز نقل شده است. ر. ك: سفینة البحار، ج 8، ص 67.
(28). مستدرك الوسائل، ج 8، ص 410، باب استحباب المزاح و الضحك.
(29). همان.
(30). همان.
(31). همان.
(32). همان، ج 8، ص 67 ـ 68؛ و بحار الانوار،‌ج 16، ص 294، ح 95.
(33). بحار الانوار، ج 16، ص 296.
(34). همان، ج 77، ص 153.
(35). نهج الفصاحه، ج 2، ص 884، ح 5478.
(36). همان، ج 16، ص 298؛ اصول كافی، ج 2، ص 662.
(37). نهج الفصاحۀ، ج 2، ص 885؛ بحار الانوار، ج 72، ص 192؛ وسائل الشیعۀ، ج 8، ص 478، ح 15800.
(38). سفینة البحار، ج 8، ص 67.
(39). وسائل الشیعۀ، ج 11، ص 519.
(40). بحار الانوار، ج 73، ص 222، باب 66؛ مستدرك الوسائل، نوری، ج 9، ص 119، باب 133.
(41). بحارالانوار، ج79، ص249.
(42). سفینة البحار، همان، ج 6، ص 704؛ الكافی، ج 2، ص 356.
(43). به نقل از مرحوم آیت الله توسلی.
(44). اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، ج 2، ص 375، ح 4.
(45). همان.
(46). وسائل الشیعۀ، ج 16، ص 265، باب 38.
(47). فرقان/ 27 ـ 28.
(48). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی، ج 7 ـ 8، ص 260.
(49). حافظ.
(50). همان.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.