مسئله مهدویت، در حلقۀ معارف عالیۀ دین

اشاره
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تاریخ 18/4/1390 در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت مطالب ارزشمندی درباره موضوع مهدویت بیان فرمودند که در اینجا به گزیده ای از آن اشاره می شود:
مسئله مهدویت، در حلقۀ معارف عالیۀ دین
مسئلۀ مهدویت در شمار چند مسئلۀ اصلى در چرخه و حلقۀ معارف عالیۀ دینى است؛ مثل مسئلۀ نبوت مثلاً، اهمیت مسئلۀ مهدویت را در این حدّ باید دانست؛ چرا؟ چون آن چیزى كه مهدویت مبشّر آن هست، همان چیزى است كه همۀ انبیاء، همۀ بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یك جهان توحیدى و ساخته و پرداختۀ بر اساس عدالت و با استفادۀ از همۀ ظرفیتهایى است كه خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده [است].
مهدویت صراط مستقیمی است به سمت اهداف والاى الهى
همۀ حركتى كه بشریت در سایۀ تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حركت به سمت جادۀ اسفالتۀ عریضى است كه در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا كشیده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. در طول این قرون متمادى، بشر از كج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حركت كرده است تا خودش را به این جادۀ اصلى برساند. این جادۀ اصلى همان جادۀ زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است كه اصلاً حركت بشریت به یك معنا از آنجا شروع می شود.
عدم اختصاص مهدویت به شیعه
مسئلۀ مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همۀ مذاهب اسلامى غایت جهان را كه اقامۀ حكومت حق و عدل به وسیلۀ مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اكرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است كه مسئلۀ مهدویت در آن یك مسئلۀ مبهم نیست؛ یك مسئلۀ پیچیده‌اى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یك مسئلۀ روشن است، مصداق واضحى دارد كه این مصداق را می شناسیم، خصوصیاتى از او را می دانیم، پدران او را می شناسیم، خانوادۀ او را می شناسیم، ولادت او را می شناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهایى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد كه همین معرفى را براى ما روشن می كند و باید كسانى كه مال مذاهب دیگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله، یك چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى هستیم به اینكه به این مسئله بپردازیم؛ كارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.
انتظار یعنی آینده قطعی و حتمی است
مسئلۀ انتظار هم كه جزء لاینفك مسئلۀ مهدویت است، از آن كلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار یعنى ترقّب، یعنى مترصّد یك حقیقتى كه قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ به خصوص انتظارِ یك موجود حىّ و حاضر. این انتظار، تكلیف بر دوش انسان می گذارد. وقتى انسان یقین دارد كه یك چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى كه در آیات قرآن هست:
«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ * إِنَّ فی  هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدینَ» (1) مردمانى كه اهل عبودیت خدا هستند، می فهمند - باید خود را آماده كنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم كه یك حادثۀ بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمی شود گفت كه حالا سالها یا مدتها مانده است كه این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمی شود گفت كه این حادثه نزدیك است و در همین نزدیكى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصّد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب می كند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هیئت متوقع است. این لازمۀ انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یك چنین دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیك كنیم، خودمان را با عدل آشنا كنیم، آمادۀ عدل كنیم، آمادۀ پذیرش حق كنیم. انتظار یك چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.
انتظار یعنی پیشرفت روز به روز
یكى از خصوصیاتى كه در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است كه انسان به وضع موجود، به اندازۀ پیشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقّق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر كند. اینها لوازم انتظار است.
در مسئلۀ مهدوین کارهای عامیانه یک خطر بزرگ است
از جملۀ چیزهائى كه می تواند یك خطر بزرگ باشد، كارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متكى به سند و مدرك در مسئلۀ مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، كه همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم می كند. كارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخیلات و توهّمات؛ این جور كارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور می كند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم می كند؛ از این بایستى بشدت پرهیز كرد.
وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیلۀ گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از كارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى به شدت پرهیز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ این كار است، این هم كار هر كسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكّر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت می تواند در این زمینه وارد میدان شود و كار تحقیقاتى انجام دهد.

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(1). انبیاء/105 و 106.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.