اعتکاف فرصتی برای خودسازی و کنترل نفس

قرآن كریم در آیات متعددی، یكی از مهم ترین اهداف بعثت ـ خصوصاً بعثت خاتم پیامبران علیهم السلام ـ را، تزكیه نفوس مردم دانسته است؛ از جمله می فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْاُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةِ»؛ (1) «او كسی است كه در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزكیه می كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت می آموزد و مسلماً پیش از آن، در گمراهی آشكاری بودند.»
اگر انسان نفس را مهار نكند و آن را تهذیب و تأدیب ننماید، او را به كفر می كشاند، هر چند از نظر علمی و عملی مقام بالا و والایی داشته باشد. قرآن در رابطه با این گونه افراد می فرماید: «اَفَرَاَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلَهَهُ هَوَیهُ وَاَضَلَّهُ الله عَلَی عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَی بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ یهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ اَفَلَا تَذَكَّرُونَ»؛ (2) «آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند، او را با آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افكنده است؟! [آیا كسی] غیر از خدا او را هدایت می كند؟ آیا متذكر نمی شوید؟»
حضرت یوسف علیه السلام كه در خطرناك ترین صحنه، نفس را مهار نموده و با سربلندی از نبرد عقل و هوس، پیروز بیرون آمد، می گوید: «وَمَا اُبَرِّیءُ نَفْسِی اِنَّ النَّفْسَ لَاَمَّارَةٌ بِالسُّوء اِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی»؛ (3) «من هرگز نفس خویش را تبرئه نمی كنم، كه نفس [سركش] بسیار به بدیها امر می كند، مگر آنچه را پروردگارم رحم كند.»
علّامه طباطبائی رحمه الله می فرماید: «این، ادامه سخن یوسف علیه السلام است كه از مخلصین و موحّدین است كه جز برای خدا توان و قدرتی نمی بیند؛ لذا قوت و قدرت را از خود نفی می كند و آنچه از صفات جمیله (عفت) و عمل نیكو از او سر زده است، مستند به رحمت الهی می كند.» (4)
وقتی حضرت یوسف علیه السلام با آن عظمتش درباره نفس، این سخن را بگوید، كلاه دیگران پس معركه است. باید شب و روز از خدا بخواهد كه از خطر نفس حفظ شان كند.
مراد هر كه برآری مطیع امر تو گشت            سوای نفس كه فرمان دهد چو یافت مراد
در روایات فراوان، خطر عظیم هوای نفسانی، به انسان گوشزد شده است.
سكونی از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله گروهی را برای جنگی فرستادند كه فاتح و پیروز برگشتند. رسول خدا صلی الله علیه وآله به آنها فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوْا الْجَهَادَ الْاَصْغَرَ وَبَقِی عَلَیهِمْ الْجَهَادَ الْاَكْبَرِ فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللهِ مَا الْجِهَادُ الْاَكْبَرُ؟ قَالَ: جِهَادُ النَّفْسِ؛ (5) مرحبا به قومی كه جهاد اصغر را [پیروزمندانه] انجام دادند و جهاد اكبر بر آنها باقی است! گفته شد: ای رسول خدا! جهاد اكبر چیست؟ [كشتن و كشته شدن جهاد اصغر باشد، جهاد اكبر چه می تواند باشد؟] فرمود: جهاد و مبارزه با نفس است.»
ای شهان کشتیم ما خصم برون                مانده خصمی زان بتر در اندرون (6)
اعتکاف فرصتی برای تهذیب نفس
یكی از بهترین فرصتها برای رسیدگی به پروندۀ نفس، ایام اعتكاف است و می‏توان این ایّام را مصداق روایتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله دانست که می‏فرماید: «اِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی اَیامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ اَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ (7) همانا در ایام زندگی شما، لحظاتی است كه در معرض نسیم [حیات بخش پروردگارتان] قرار می گیرید. تلاش كنید كه خویشتن را در مسیر [آن] فیض الهی قرار دهید [و از آن بیش ترین بهره را ببرید].»
منتهی لازم است برنامه ریزی داشته باشیم تا مفیدترین قدمها را در مسیر تهذیب نفس و تزكیة آن برداریم. ما به اهمّ این برنامه ها اشاره می كنیم:
1. تفكّر عمیق
اینكه در اسلام به تفكر، سخت سفارش شده و برای یك ساعت فكر كردن، پاداش یك سال و یا هفتاد سال عبادت را داده اند، به خاطر نقش كلیدی آن است. گاه چند لحظه فكر صحیح و عمیق، سرنوشت ابَدی ما را تعیین می كند. اوّلین لحظه كه انسان وارد فضای معنوی محل اعتكاف می شود، چه خوب است اگر لحظاتی در گوشه ای خلوت كند و با خود بگوید: راستی تا حالا من خطر عظیم هوای نفسانی را درك كرده ام؟ برای لحظه ای تعبیراتی را كه در قرآن و روایات درباره خطر هواهای نفسانی آمده است، مرور كند كه چگونه است كه بعد از یازده قسم رستگاری را مخصوص كسی می داند كه خطر آن را شناخت و نفس پلید را تزكیه و تصفیه نمود؟ چرا كه یكی از مهم ترین اهداف بعثت پیامبران، تزكیة نفس است؟ و چرا قرآن از زبان یوسف صدیق كه در نبرد سخت و خطرناك مبارزه با نفس پیروز شده است گوشزد می كند كه نفس، بسیار به بدیها امر می كند.
آری، نفس به این راحتی و سادگی انسان را رها نمی كند به این خاطر است كه شرط ورود به بهشت مهار كردن آن است: «نَهَی النَفْسِ عَنِ الْهَوَی»
معتكف، بعد از درك این خطر، یك لحظه مرور كند كه چند سال در مسیر هوس قدم برداشته؟ و آیا تاكنون شده است كه یك برنامه جدّی و مداوم برای مبارزه با این دیو خطرناك داشته باشد؟ یك لحظه به خود آید و بگوید چه فرصتی بهتر از فرصت اعتكاف و خلوت نوری آن. و در ادامه سعی كند در روزهای خلوت، لا اقل یك كتاب یا بخشی از یك كتاب درباره خودسازی و سرگذشت بزرگان كه در این وادی قدم برداشته اند بخواند.
امام خمینی رحمه الله می گوید: «اگر انسان به مرض دنیاپرستی و هواخواهی مبتلا شد، محبت دنیا قلب او را فرا گرفت، از غیر دنیا و ما فیها بیزار می شود. «العیاذ بالله»! به خدا و بندگان خدا و پیامبران و اولیای الهی و ملائكة الله دشمنی می ورزد و احساس حقد و كینه می كند؛ آن گاه كه فرشتگان به امر خدای سبحان برای گرفتن جان او می آیند، سخت احساس تنفّر و انزجار می كند؛ زیرا می بیند كه خداوند و ملائكة الله می خواهند او را از محبوبش ـ دنیا و امور دنیوی ـ جدا سازند و ممكن است با عداوت و دشمنی حضرت حق تعالی از دنیا برود... اگر نباشد حبّ دنیا و حبّ نفس بر شما غلبه كند و نگذارد حقایق و واقعیات را درك كنید... [و] سدّ راه هدایت شما گردد، در خسران قرار گرفته اید، خَسِرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ هستید.» (8)
گاهی سالها طول می كشد فقط یك حالت نفس را اصلاح كنیم. «روزی علامه بحر العلوم رحمه الله را شاگردانش خندان و متبسّم یافتند. سبب پرسیدند؛ در پاسخ فرمود: پس از بیست و پنج سال مجاهدت، اكنون كه در خود نگریستم، دیدم دیگر اعمال ریایی ندارم و توانسته ام به قلع و قمع ریا موفق شوم.» (9) و بدانیم كه شیطان حال نفس، تا آخرین لحظه، ما را رها نمی كند.
2. استفاده از دعاهای هشدار دهنده خطر هوای نفس
بهتر است بخشی از فرصتهای اعتكاف، به دعاهایی كه كمتر خوانده می‏شود، اختصاص داده شود؛ خصوصاً دعاهایی كه خطر نفس و هوای نفسانی را گوشزد می كند؛ به عنوان نمونه علی علیه السلام در دعای صباح می‏فرماید: «وَاِنْ اَسْلَمَتْنِی اَنَاتُكَ لِقَائِدِ الْاَمَلِ وَ الْمُنَی فَمَنِ الْمُقِیلُ عَثَرَاتِی مِنْ كَبَواة الْهَوَی وَاِنْ خَذَلَنِی نَصْرُكَ عِنْدَ مَحَارَبَةِ النَفْسِ وَالشَّیطَانِ فَقَدْ وَكَلَنِی خِذْلَانُكَ اِلَی حَیثُ النَصَبُ وَالْحِرْمَان... فَبِئْسَ الْمَطِیةُ الَّتِی اِمْنطَكَ نَفْسِی مِنْ هَوَاهَا لَهَا لِمَا سَوَّلَتْ لَهَا ظُنُونُهَا وَمُنَاهَا وَتَبّاً لَهَا لِجُرْاَتِهَا عَلَی سَیدِهَا وَمَوْلَهَا؛ (10) [خدایا!] و اگر مهلتت مرا تسلیم آرزو دهد، كیست كه لغزشهای مرا از زمین خوردنهای هوس، جبران كند؟ و اگر یاری تو هنگام نبرد نفس امّاره و شیطان، مرا واگذارد، پس یقیناً این واگذاری، منجر به رنج و محرومیت من خواهد شد. پس چه بد مركبی نفسم سوار شده است در خواهشهای خود! پس وای بر او از این آرایش و جلوه دادن گمانها و آرزوهای بی جایش! و نابودی و مرگ باد بر او از این دلیری و جسارت بر مولا و آقایش!»
در بخش دیگری می خوانیم: «... اِلَهِی هَذِهِ اَزِمَّةُ نَفْسِی عَقَلْتُهَا بِعِقَالِ مَشِیتِكَ... وَهَذِهِ اَهْوَائِی الْمُضِلَّةُ وَكَلْتُهَا اِلَی جَنَاتِ لُطْفِكَ وَرَأفَتِكَ؛ (11) خدایا! این مهارهای نفس من است كه به پای مشیت تو آنها را بستم و اینها هوسهای گمراه كنندة من است كه موكول به آستان لطف و رحمت تو نمودم [تا مهارش كنی].»
و در پایان به سجده ـ كه اوج عبادت است ـ می افتد و زار زار می نالد كه: «اِلَهِی قَلْبِِی مَحْجُوبٌ وَنَفْسِی مَعْیوبٌ وَعَقْلِی مَغْلُوبٌ وَهَوَائِی غَالِبٌ وَطَاعَتِی قَلِیلٌ؛ (12) خدایا! دلم در پرده حجاب است و نفسم آلوده به عیبها و عقلم مغلوب [به هوا شده] و هوای نفسم غالب و طاعتم اندك است.»
این جمله ها، تعارف و ظاهر سازی نیست، بلكه ناله های جانسوز انسان معصومی است كه با تمام وجودش، خطرات هوای نفسانی را درك كرده است.
3. استفاده مناسب از اعمال عبادی ایام اعتكاف
در ایام البیض (سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه) نمازهایی مستحب است؛ مثل نماز سلمان و نمازی كه در شب سیزدهم دو ركعت و در شب چهاردهم چهار ركعت، و در شب پانزدهم شش ركعت است كه در هر ركعت بعد از حمد، یس، تبارك الملك و توحید دارد.
اگر با دقت به معانی آیات، خوانده شود، سخت تحول ساز و تزكیه كننده است؛ همین طور اعمال ام داود كه بخشی از قرآن و دعای مناسب در آن قرار گرفته و اگر با حال و توجّه خوانده شود، انسان را منقلب می كند و دستور هم داده شده كه تلاش كنید اشكتان جاری شود. (13)
و همچنین انجام نماز شب، با دقت و حال، خیلی می تواند تصفیه گر باشد. پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله هر شب نصف و یا ثلث شب را بیدار بود و به نماز شب می پرداخت و ناله و گریه می كرد؛ مخصوصاً از خطر هوای نفس.
امّ سلمه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله نیمه شبها همیشه این چهار دعا را با گریه و ناله می خواند: «اللَّهُمَّ لَا تَنْزَعْ صَالِحَ مَا اَعْطَیتَنِی اَبَداً، اللَّهُمَّ لَا تُشْمِتْ بِی عَدُوّاً وَلَا حَاسِداً اَبَداً اللَّهُمَّ لَا تَرُدَّنِی فِی سُوْءٍ اِسْتَنْقَذْتَنِی اللَّهُمَّ لَا تَكِلْنِی اِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ اَبَداً؛ (14) خدایا! خوبیهایی كه به من داده ای را هرگز از من مگیر. خدایا! كاری مكن كه باعث شماتت و خوشحالی دشمنم و حسدورزان به من شود. خدایا! از بدیهایی كه نجاتم داده ای [مثل شرك و آلوده گی و...] به هیچ وجه دوباره مرا به آن برمگردان. و خدایا! مرا لحظه ای و یك چشم بر هم زدن، به نفسم وا مگذار.»
4. بهره مندی از دوستان خوب
گاه در اعتكاف انسانهایی یافت می شود كه عبادتها و نماز شبها و رفتارها و گریه ها و ناله های آنان، راه و روش تهذیب نفس را به ما نشان می دهد و گاه هم صحبت شدن با آنها و یا زیر نظر گرفتن رفتار آنان برای خودسازی و تهذیب نفس بسیار مؤثر است. ممكن است در بین معتكفان، كسانی یافت شوند كه سالها با نفس امّاره مبارزه كرده اند و روش تهذیب آن را در همة پیچ و خمها، به خوبی یادر گرفته اند.
هر كه خواهد همنشینی با خدا                گو نشین اندر حضور اولیاء
چون شوی دور از حضور اولیاء                   در حقیقت گشته ای دور از خدا
تذكر بسیار مهمّ:
در اعتكاف از دوستانی كه وقت انسان را به بطالت می گیرند و باعث سرگرمیها و شوخیهای لهو و بیهوده می شوند، شدیداً پرهیز كنیم و تلاش كنیم با چنین دوستانی در یك محل، هم اعتكاف نشویم كه سخت خطرناك و زیان آور است؛ چرا كه این گونه دوستان، در واقع تقویت كننده هواهای نفسانی انسان هستند.
5. استفاده از دستور العملهای علما
الف. شیخ محمد بهاری همدانی كه از مبرّزترین شاگردان حسینقلی همدانی بود، می نویسد: «... دوّم: اینكه مهما امكن پرهیز از مكروهات هم داشته باشد و به مستحبات بپردازد. حتی المقدور، چیز مكروه به نظرش حقیر نیاید، بگوید: «كُلُّ مَكْرُوهٍ جَائِزٌ» بسا می شود یك ترك مكروهی پیش مولا، از همه چیز مُقرّب تر واقع خواهد بود، یا اتیان مستحب كوچكی و این، به تامّل در عرفیات ظاهر خواهد شد.
سیم: ترك مباحات است در غیر مقدار لزوم و ضرورت؛ اگر چه شارع مقدس خیلی چیزها را مباح كرده، امّا چون در باطن میل ندارد بندة او مشغول به غیر او باشد از امور دنیویه.» (15)
ب. محمد بیدآبادی، حكیم و عارف، در دستور العمل می نویسد: «... پس هموم خود را واحد ساخته، به قدم جدّ و جهد تمام، پای در جادّه شریعت گذارد و تحصیل ملكۀ تقوا نماید؛ یعنی، پیرامون حرام و مشتبه و مباح، قولاً و فعلاً و حالاً و خیالاً و اعتقاداً به قدر مقدور نگردد، تا طهارت صوری و معنوی حاصل شود كه شرط عبادت است و اثری از عبادت مترتّب شود و محض صورت نباشد.» آری، انجام مستحبات و ترك مكروهات و كنترل مباحات است كه نفس را تهذیب می كند و دریچة غیب را بر روی انسان باز می كند.
پرسشی از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله
مرحوم حاج مولی محمد صالح برغانی قزوینی، برادر شهید ثالث و یكی از علمای بزرگ، پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله را در خواب دید و از آن حضرت پرسید: «علّت اینكه علمای سابق، صاحب كرامات و مكاشفات بودند و در این زمان باب مكاشفات مسدود شده چیست؟» آن حضرت فرمود: «سبب آن، این است كه علمای گذشته، احكام را دو قسمت كردند: واجب و حرام. حرام را ترك می كردند و واجبات را انجام می دادند و هر چه مكروه و مباح بود از محرمات می شمردند؛ یعنی، در مقام عمل مباحات و مكروهات را ترك می كردند و مستحبات را انجام می دادند و از واجبات محسوب می داشتند؛ ولی شما متأخرین، احكام را در مقام عمل، پنج قسم كرده اید و مستحبات را ترك می كنید و مكروهات و مباحات را مرتكب می شوید. از این رو ابواب كرامات و مكاشفات بر شما مسدود است.» (16)
6. مراقبه و محاسبه
برنامة دیگری كه در تهذیب نفس مؤثر است و اعتكاف بهترین فرصت را برای آن فراهم می كند، این است كه اوّلاً با خود شرط كند كه در ایام اعتكاف و برای همیشه، واجبات خویش را انجام دهد و محرّمات و مكروهات را ترك كند و تن به خواهشهای نفسانی ندهد؛ در طول ایام اعتكاف و بعد از آن هم سخت از این برنامه، مراقبت كند؛ به این معنی كه خدا را بر خود حاضر بداند و بداند كه اعضاء و جوارح انسان، سربازان الهی اند كه مواظب اعمال و رفتار ما هستند.
علی علیه السلام فرمود: «وَجَوَارِحُكُمْ جُنُودُهُ وَضَمَائِرُكُمْ عُیوبُهُ وَخَلَوَاتُكُمْ عَیانُه؛ (17) اعضای شما سربازان الهی و ضمایر (ضمیر آگاه و ناآگاه شما) و باطن شما چشمهای او هستند و پنهانیهای شما برای او آشكار است.»
حضرت سجاد علیه السلام فرمود: «اِنَّ لِلْعَبْدِ اَرْبَعَ اَعْینٍ عَینَانِ یبْصِرُ بِهِمَا اَمْرَ دِینِهِ وَدُنْیاهُ وَعَینَانِ یبْصِرُ بِهِمَا اَمْرَ آخِرَتِهِ؛ براستی برای بنده چهار چشم است: دو چشم كه با آن امر دین و دنیای خود را می بیند و با دو چشم دیگر، به امر آخرتش دقّت می كند.»
«فَاِذَا اَرَادَ اللهُ بَعَبْدٍ خَیراً فَتَحَ لَهُ عَینَینِ یبْصِرُ بِهِمَا الْغَیبُ؛ (18) هرگاه خداوند بخواهد به بنده خیر و نیكی عنایت كند، دو چشم دیگر برای او باز می كند تا غیب را به آن مشاهده كند.»
استمداد از خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام
ما انسانها، در این نبرد نابرابر، چاره ای جز استمداد از قدرت و عنایت الهی نداریم؛ باید همچون امیرمؤمنان علیه السلام ناله بزنیم و فریاد برآوریم: «اِلَهِی... وَهَوَائِی غَالِب» و همچون حضرت سجاد علیه السلام شكایت از نفس را به درگاه خداوند بریم و از او با تضرّع و زاری بخواهیم كه دستمان را بگیرد و در این نبرد هلاك كننده، ما را تنها نگذارد، و همچون پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله هر شب بنالیم و بگرییم و بگوییم كه: «اِلَهِی لَا تَكِلْنِی اِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ اَبَداً». و در كنار استمداد الهی به ذیل و دامان معصومین علیهم السلام توسل پیدا كنیم؛ خصوصاً حضرت حجت امام وقت و زمان علیه السلام و عاجزانه از او بخواهیم كه در پیروزی بر نفس یاریمان نماید. و با خود در شب آخر اعتكاف زمزمه كنیم:
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم               من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم
گفتا چه كار بهتر از انتظار جانا                            من راه وصل خود را بر روی تو نبستم
گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام                          من عقده دلم را امشب دیگر گسستم
گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست                  گر نفس را شكستی دستت رسد بدستم
گفتم به بخش جرمم ای رحمت الهی!                  شرمنده تو بودم شرمندة تو هستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم                        پرونده تو دیدم چشمان خود به بستم
امّا مباش نومید از درگه امیدم                            من كی دل مُحِبِّ شرمنده را شكستم
آخرین سخن
ایام اعتكاف یكی از استثنایی ترین فرصتها برای مبارزه و تهذیب نفس است كه انسان با تفكر عمیق درباره خطرات آن و استفاده از دعاهای تزكیه كننده [همچون دعای صباح، شعبانیه، مناجات الشاكین] و عبادتهای خاص ایام اعتكاف و بهره مندی از دوستان ناب و پیروزشده بر هوس، و استفاده از دستور العملهای علما و پاكان و از همه مهم تر، استمداد از نصرت الهی و توسل به ذیل دامان معصومان علیهم السلام وحجت دوران حضرت مهدی علیه السلام خود را پاكیزه سازد؛ البته ایّام ولادت امیر مؤمنان علی علیه السلام و رحلت حضرت زینب علیهاالسلام پیروزشدگان عرصه مبارزه با هوای نفس، چاشنی خوبی است برای حركت بهتر و بیش تر به سوی خودسازی.

پی نوشـــــــــــــت ها:

(1). جمعه / 2.
(2). جاثیه / 23.
(3). یوسف/ 53.
(4). تفسیر المیزان، ج 11، ص 217 ـ 216.
(5). وسائل الشیعة، حر عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج 1، ص 122، روایت 1، و روایت 7، و روایت 9.
(6). مولوی.
(7). عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور احسائی، انتشارات سید الشهداء علیه السلام، قم، 1405 ه‍. ق، اوّل، ج 4، ص 118.
(8). جهاد اكبر، امام خمینی قدّس سره، همراه كتاب ولایت فقیه، بی تا، بی نا، ص 252.
(9). لبّ اللباب، سید محمد حسین حسینی تهرانی، انتشارات حكمت، بی تا، ص 55.
(10). مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، انتشارات مطبوعات دینی، قم، سوم، 1377، ص 98، دعای صباح حضرت امیر علیه السلام.
(11). همان، ص 99.
(12). همان، ص 101.
(13). همان، ص 246، پایان دعای ام داود.
(14). بحار الانوار، ج 16، ص 217، ح 6.
(15). سیمای فرزانگان، رضا مختاری، مؤسسه بوستان كتاب، قم، چاپ شانزدهم، ص 95؛ تذكرة المتقین، ص 101 ـ 102.
(16). قصص العلماء، تنكابنی، علمیه و اسلامیه، تهران، بی تا، ص 52؛ سیمای فرزانگان، ص94.
(17). نهج البلاغه، مرحوم فیض، ص 645، خطبه 190.
(18). تفسیر الصافی، ج 3، ص 383.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.