آثار سپاسگزاری از والدین

مقدمه
خداوند متعال از همان روز نخست كه انسان را آفرید و از حضرت آدم و حواعلیهماالسلام نسل بشر را تداوم داد، توسط پیامبران صلی الله علیه وآله، مقام و منزلت والدین را بیان كرده و سپاس از زحمات بی دریغ آنان را، به فرزندانشان گوشزد فرمود. قرآن كریم در برخی از آیات وحیانی خویش، به این مهم صریحاً اشاره كرده، و عالی ترین آموزش اخلاقی را به جهانیان عرضه نموده است. خداوند متعال، در این آیات حیاتبخش، سپاس از پدر و مادر را در كنار سپاسگزاری از ذات خویش بیان داشته و می فرماید:
«وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً»؛ (1) «و [یاد آورید] زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیكی و احسان نمایید.»
همچنین حضرت یحیی علیه السلام را به خاطر رعایت حقوق والدین ستوده و اعلام می دارد كه: «وَ بَرًّا بِوالِدَیهِ وَ لَمْ یكُنْ جَبَّاراً عَصِیا»؛ (2) «او نسبت به پدر و مادرش نیكوكار [و خوش رفتار] بود و هرگز نافرمان و متمرد نبود.» قرآن کریم از زبان حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام می‏فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَتی‏ وَ لَمْ یجْعَلْنی‏ جَبَّاراً شَقِیا»؛ (3) «خداوند مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده و جبار و شقی نگردانید.» و در نهایت پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نیز چون از نعمت پدر و مادر محروم بود، آرزو می كرد كه اگر پدر و مادرش زنده بودند به آنان خدمت كرده و رضایتشان را جلب كند. (4)
با توجه به اهمیت این آموزه قرآنی و تأثیر آن در سالم سازی جامعه، آرامش روانی خانواده ها، حل اختلافات میان والدین و فرزندان، و حاكم شدن مهر و صفا و صمیمیت در بین آنان، در این نوشتار، وظایف فرزندان در ادای حقوق والدین و آثار سپاسگزاری از آنان را به مخاطبان گرامی تقدیم می داریم.
جلوه ای از معرفت حق
امام صادق علیه السلام می فرماید: «بِرُّ الْوَالِدِینِ مِنْ حُسْنِ مَعْرِفَةِ الْعَبْدِ بِاللَّهِ ـ إِذْ لَا عِبَادَةَ أُسْرَعُ بُلُوغاً بِصَاحِبِهاَ إِلَی رِضَی اللَّهِ ـ مِنْ حُرْمَةِ الْوَالِدَینِ الْمُسْلِمَینِ لِوَجْهِ اللَّهِ تَعَالَی ـ لِأنَّ حَقَّ الْوَالِدَینِ مُشْتَقٌّ مِنْ حَقِّ اللَّهِ تَعَالَی ـ إِذَا كَانَا عَلَی مِنْهَاجِ الدِّینِ وَ السُّنَةِ وَ لَا یكُونَانِ یمْنَعَانِ الْوَلَدَ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ إِلَی مَعْصِیتِهِ ـ... فَدَارِ بِهِمَا وَ ارْفُقْ بِهِمَا وَ احْتَمِلْ أذَاهُمَا لِحَقِّ مَا احْتَمَلَا عَنْكَ فِی حَالِ صِغَرِكَ وَ لَا تَقْبِضْ عَلَیهِمَا فِیمَا قَدْ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیكَ ـ مِنَ الْمَاْكُولِ وَ الْمَلْبُوسِ ـ وَ لَا تَحَوَّلْ بِوَجْهِكَ عَنْهُمَا ـ وَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أصْوَاتِهِمَا فَاِنَّهُ مِنَ التَّعْظِیمِ لِأَمْرِ اللَّهِ ـ وَ قُلْ لَهُمَا بِأحْسَنِ الْقَوْلِ وَ ألْطَفِهِ ـ فَإِنَّ اللَّهَ لا یضِیعُ أجْرَ الْمُحْسِنِینَ؛ (5) نیكی به پدر و مادر، از معرفت عمیق شخص به پروردگارش سرچشمه می گیرد؛ زیرا هیچ عبادتی در رساندن صاحبش به رضایت خداوند متعال، سریع تر و نزدیك تر از احترام گذاشتن به پدر و مادر مسلمان، به خاطر خدا نیست؛ چراكه حقوق والدین از حق خدا ناشی می شود، به شرطی كه پدر و مادر در راه دین خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله باشند و فرزندشان را از طاعت خدا به سوی عصیان او دعوت نكنند...؛ پس اگر چنین بودند در معاشرت با آنان، مدارا و ملایمت كن! اذیت و ناراحتیهای آنان را تحمّل نما! همچنان كه آنان، آزار و اذیت تو را در دوران كودكی به جان خریدند. و در خوراك و پوشاك [همچنان كه به تو وسعت دادند، تو هم] آنان را در مضیقه قرار مده! چهره ات را از آنان بر مگردان، صدایت را از صدای آنان بالاتر مبر! كه این حقیقتاً تعظیم امر خدا است. و با آنان به نیكوترین و لطیف‏ترین شکل سخن بگو. همانا كه خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمی كند!»
خطاب با كلمات دلپذ یر
از نكات مهمی كه جوانان باید در مورد پدر و مادرشان رعایت كنند، لحن خطاب و استفاده از كلمات دلپذیر و دوست داشتنی است. رعایت این نكته، می تواند تأثیر به سزایی در استحكام روابط والدین و فرزندان داشته باشد. فرزندان با این شیوه، نه تنها در دل والدین جا باز می كنند و محبت افزون تری به دست می آورند، بلكه خشنودی خداوند متعال را نیز كسب خواهند كرد. روایتی جذّاب و قابل توجه از ارتباط پیامبر صلی الله علیه وآله با دختر گرامی اش حضرت فاطمه علیها السلام، گویاترین سند این ادعا است. امام صادق علیه السلام به نقل از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: هنگامی كه آیه «لاَ تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَینَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً»؛ (6) «رسول خدا صلی الله علیه وآله را در هنگام خطاب، مانند خودتان صدا نكنید و نام نبرید (او را یا رسول الله خطاب كنید.) » نازل شد، من بیم داشتم كه در خطاب رسول خدا صلی الله علیه وآله بگویم: «ای پدر!»؛ بلكه می گفتم: «یا رسول الله» دو سه بار آن حضرت چیزی به من نگفت، امّا یكبار به من رو كرد و فرمود: «یا فَاطِمَۀُ إِنَّهَا لَمْ تَنْزِلْ فِیكِ وَ لَا فِی أهْلِكِ وَ لَا فِی نَسْلِكِ أنْتِ مِنِّی وَأنَا مِنْكِ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی أهْلِ الْجَفَاءِ وَ الْغِلْظَةِ مِنْ قُرَیشٍ أصْحَابِ الْبَذَخِ وَ الْكِبْرِ قُولِی یا أبَتِ فَإِنَّهَا أحْیا لِلْقَلْبِ وَ أرْضَی لِلرَّبِّ؛ (7) ای فاطمه! آن آیه در مورد تو نازل نشده و در مورد خانواده و نسل تو نیز نازل نشده است. تو از منی و من از توأم؛ آن آیه برای جفاكاران و درشتخویان قریش كه اهل گردنكشی و تكبرند نازل شده است. تو همچنان بگو «ای پدر» که این گونه صدا كردن، دل را زنده تر می دارد و خداوند را خشنودتر می سازد.»
تفسیر احسان به والدین
ابی ولّاد حنّاط می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه در تفسیر آیه «وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً» (8) فرمود: «الْإِحْسَانُ أنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أنْ لَا تَكَلِّفَهُمَا أنْ یسْألَاكَ شَیئاً مِمَّا یحْتَاجُونَ إِلَیهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِیین؛ احسان [به پدر و مادر،] این است که با آنان به نیکویی همنشینی کنی [و سخن گویی] و آنان را به سختی نیاندازی تا چیزهایی که نیاز دارند، از تو درخواست کنند؛ اگر چه بی‏نیاز باشند.»
فرزندان باید تلاش كنند تا والدین مجبور نشوند آنچه را كه لازم دارند یا دلشان می خواهد به زبان بیاورند و با ترس و شرم از آنان بخواهند، بلكه باید قبل از درخواست والدین، نیازهای آنان را برطرف كرد. آیا خداوند نفرموده است كه: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ (9) «هرگز به نیکی نمی رسید، مگر اینكه از آنچه دوست دارید احسان كنید.»
آنگاه امام علیه السلام در ادامه تفسیر آیه افزود: «أّمَّا قَولُهُ إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَریماً قَالَ یقُولُ لَهُمَا غَفَرَ اللهُ لَكُمَا فَذَلِكَ مِنْكَ قَوْلٌ كَرِیمٌ قَالَ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ قَالَ لَا تَمْلَأُ عَینَیكَ مِنَ النَّظَرِ إِلَیهِمَا إِلَّا بِرَحَْْمَةٍ وَ رِقَّأٍ وَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أصْوَاتِهِمَا وَ لَا یدَیكَ فَوْقَ أیدِیهِمَا وَ لَا تَتَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَا؛
اینكه خداوند می فرماید: «إِمَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما»؛ (10) [به این صورت است که] به آنان بگوید: خداوند شما را مورد مغفرت قرار دهد. این قول کریمانه از توست.»
و خداوند فرمود: «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّیانی‏ صَغیراً»؛ (11) یعنی «با نگاه تند و آزار دهنده، آنان را مرنجان؛ فقط با نگاههای مهرآمیز و محبت انگیز دلهایشان را به دست آر! صدای خود را بلندتر از آنها نكن! دست خود را بالاتر از دست آنان نبر و خود را مقدم بر آنان قرار نده!.» (12)
بركات سپاس از پدر و مادر
امام صادق علیه السلام بر این باور بود كه حق شناسی در مورد والدین و رعایت حقوق آنان، آثار و بركات فراوانی در زندگی افراد دارد و می فرمود: «مَا یمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ أنْ یبِرَّ وَالدَیهِ حَیینِ وَ مَیتَینِ یصَلِّی عَنْهُمَا وَ یتَصَدَّقُ عَنْهُمَا وَ یصُومُ عَنْهُمَا فَیكُونُ الَّذِی صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ فَیزِیدُهُ اللهُ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَیراً كَثِیراً؛ (13) چه چیزی مانع می شود كه شخصی از شما به والدین خود نیكی كند – چه زنده باشند یا از دنیا رفته باشند - از سوی آنها نماز و صدقه و روزه انجام بدهد و هر چه به نیت آنان انجام دهد، معادل پاداش آن برای خود او نیز خواهد بود و خداوند نیكیهایش را پاداش بسیار عطاء خواهد كرد.»
آن حضرت علیه السلام در گفتار راهگشای دیگری فرمود: مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده و عرضه داشت: «یا رسول الله! مرا راهنمائی كن.» پیامبر در ضمن توصیه هایش به او سفارش كرد: «وَالِدَیكَ فَأطِعْهُمَا وَ بِرَّهُمَا حَیینِِ كَاَنَا أوْ مَیتَینِ وَ إِنْ أمَرَاكَ أنْ تَخْرُجَ مِنْ أهْلِكَ وَ مَالِكَ فَافْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الْإِیمَانِ؛ (14) از پدر و مادرت اطاعت كن و به آنان نیكی و احسان نما، چه زنده باشند یا مرده؛ و اگر به تو فرمان دادند كه از خانواده و اموالت فاصله بگیر و جدا شو، این كار را بكن كه از ایمان است.» البته والدین وظیفه شناس، این گونه امر نمی كنند، امّا این تأكید، اهمّیت مقام والدین و ارزش آن را می رساند.
نمونه هایی از بركات نیكی به والدین
در اینجا نمونه ‏هایی از آثار و بركات خدمت و نیكی به والدین را از منظر اهل‏بیت علیهم السلام با هم می خوانیم:
1. سپر آتش جهنم
مردی به حضور امام ششم علیه السلام آمده و عرضه داشت: «ای پسر رسول خدا! پدر من پیر شده است. من او را به آغوش گرفته و برای رفع نیازهایش به این طرف و آن طرف می برم.» امام علیه السلام فرمودند: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أنْ تَلِی ذَلِكَ مِنْهُ فَافْعَلْ فَإِنَّهُ جَنَّةٌ لَكَ غَداً؛ (15) تا می توانی این كار را [خودت] انجام بده كه این عمل، فردای قیامت برای تو سپر آتش جهنم خواهد بود.»
2. در كنار مجاهدان
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: مردی نزد پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آمده و عرض كرد: «ای رسول خدا! من با تو برای هجرت و جهاد بیعت می كنم.» پیامبر پرسید: «هَلْ مِنْ وَالِدَیكَ؛ آیا از پدر و مادرت یكی زنده است؟» گفت: «بلی، هر دوی آنها در حال حیات اند.»
پیامبر دوباره پرسید: «فَتَبْتَغِی الْأجْرَ مِنَ اللَّهِ؛ آیا از خداوند متعال پاداش اخروی می خواهی؟» گفت: «بلی.» حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمود: «ارْجِعْ إِلَی وَالِدَیكَ فَأُحْسِنْ صُحْبَتَهُمَا؛ (16) به سوی پدر و مادرت برگرد و با آنان به نیكی رفتار كن.»
3. برترین اعمال
منصور بن حازم، به امام ششم علیه السلام عرضه داشت: «كدام یك از اعمال نیك از سایر اعمال برتر است؟» امام علیه السلام فرمود: «الصَّلَاةُ لِوَقْتِهَا وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ (17) نماز در وقت خودش، نیكی به پدر و مادر، و جهاد در راه خدا.»
4. فرزندان صالح
آن حضرت علیه السلام یكی دیگر از بركات سپاسگزاری از والدین را، داشتن فرزندان نیكوكار و صالح می داند و می فرماید: «بَرُّوا آبَاءَكُمْ یبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُمْ؛ (18) به پدرانتان نیكی كنید تا فرزندانتان نیز به شما نیكی كنند.»
5. راحتی در هنگام مرگ
حضرت امام صادق علیه السلام راحتی در هنگام مرگ و آسان شدن سكرات موت را از دیگر آثار نیكی به والدین شمرده است و به فرزندان صالحی كه با والدین خود خوش رفتاری می كنند این مژده را می دهد كه: «مَنْ أُحَبَّ أُنْ یخَفِّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ فَلْیكُنْ لِقَرَابَتِهِ وَصُولًا بِوَالِدَیهِ بَارّاً فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ هَوَّنَ اللَّهُ عَلَیهِ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ وَ لَمْ یصْبِهُ فِی حَیاتِهِ فَقْرٌ  أبَداً؛ (19) هر كس دوست دارد تا خداوند متعال در لحظه مرگ، بر او آسان بگیرد، به بستگان خود صله رحم كرده و به پدر و مادرش نیكی كند. در این صورت علاوه بر اینكه خداوند لحظه جان دادن او را آسان می‏سازد، در دنیا نیز در زندگی خود، به فقر و بیچارگی دچار نخواهد شد.»
6. آمرزش گناهان
رئیس مذهب جعفری، بهترین راه آمرزش گناهان را، رسیدگی به نیازهای پدر و مادر اعلام كرده و با بیان داستان زیر، اهمیت خدمت به والدین را به شیعیان گوشزد می كند: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِی صلی الله علیه وآله فَقَالَ إِنِّی قَدْ وَلَدْتُ بِنْتاً وَ رَبَّیتُهَا حَتَّی إِذَا بَلَغَتْ فَآُلْبَسْتُهَا وَ حَلَّیتُهَا ثُمَّ جِئْتُ بِهَا إلَِی قَلِیبٍ فَدَفَعْتُهَا فِی جَوْفِهِ وَ كَانَ آخِرُ مَا سَمِعْتُ مِنْهَا وَ هِی تَقُولُ یا أُبَتَاهْ... مَا كَفَّارَةُ ذَلِكَ قَالَ أ لَكَ ام حَیةٌ قَالَ لَا قَالَ فَلَكَ خَالَةٌ حَیةٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَابْرَرْهَا فَإِنَّهَا بِمَنْزِلَةِ الْأُمِّ یكَفِّرْ عَنْكَ مَا صَنَعْتَ؛ روزی مردی به حضور پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله آمده و گفت: [ای رسول خدا!] زمانی من صاحب دختری شدم. او را پرورش دادم تا به حد بلوغ رسید، تا آنكه روزی بر وی لباس نو پوشانده و آراستم و آن گاه او را بر سر چاهی آورده و در میان آن انداختم. [او ناله ای كرد و استمداد طلبید.] آخرین سخنی كه از او به گوشم رسید، این بود كه [با آه و ناله جانسوز] می گفت: «بابا!!»
[یا رسول الله!] كفاره گناه من چیست؟
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: آیا مادرت زنده است؟ گفت: نه. آیا خاله ات زنده است؟ مرد گفت: بلی. رسول خدا صلی الله علیه وآله به او سفارش كرد: ای مرد! برو به خاله ات نیکی کن؛ زیرا كه او به منزله مادر است و نیك رفتاری با او كفّاره گناه تو خواهد بود.»
امام صادق علیه السلام بعد از نقل این داستان فرمود: «كَانَ فِی الْجَاهِلیةِ وَ كَانُوا یقْتُلُونَ الْبَنَاتِ مَخَافَةَ أُنْ یسْبَینَ فَیلِدْنَ فِی قَوْمٍ آخَرِین؛ (20) در زمان جاهلیت، پدران، دختران خود را می كشتند كه مبادا اسیر شده و در میان قبیله های دیگر، صاحب فرزندانی شوند.»
با توجه به این سخنان ارزنده امام جعفر صادق علیه السلام، سپاسگزاری از زحمات توانفرسای پدر و مادر، سعادت دنیا و آخرت را به دنبال داشته و فرزندان را در زندگانی خوشبخت و كامروا خواهد ساخت.
شاعر خوش ذوقی، سپاسگزاری از مادر را در قطعه شعری این گونه به تصویر كشیده است:
مادرم روح مهت روح و روان است مرا                    مهر تو قوت تن و قوّت جان است مرا
در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا                     یك نگاه تو به از هر دو جهان است مرا
فارغم با تو ز هر خوب و بد ای پاك سرشت            زیر پای تو نهاد است خدا باغ بهشت
همه آثار وجودم ز وجود تو بود                به خدا بود من از پرتو بود تو بود
رهنمود امام صادق علیه السلام به جوانان
زكریا بن ابراهیم، یكی از محدثین شیعی و از یاران امام صادق علیه السلام است. او در شرح حال خود می گوید: من اوایل، مسیحی بودم و سپس به اسلام گرویدم. به خانه خدا مشرف شده و در همان سفر معنوی، به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب گشتم.
به آن پیشوای بزرگ عرض كردم: «آقا! من مسیحی بودم و الآن به دین شما گرویده ام.» امام صادق علیه السلام پرسید: «در اسلام چه امتیازی احساس كردی كه آن را داوطلبانه پذیرفتی؟» گفتم: «این آیه از قرآن به دلم نشست: «مَا كُنْتَ تَدْری مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإیمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدی بِهِ مَنْ نَشاءُ»؛ (21) «تو نمی دانستی كتاب و ایمان یعنی چه؛ ولی ما آن را نوری قرار دادیم كه هر كسی را كه بخواهیم بدان هدایت كنیم.» امام علیه السلام فرمود: «خداوند تو را به اسلام هدایت فرموده و قلبت را به نورانیت آن روشن ساخته است.» آنگاه برایم دعا كرد و هدایت بیشتری را از خداوند برایم مسئلت نمود. در ادامه گفتم: «پدر و مادرم و سایر بستگانم همچنان به آئین مسیحیت باقی مانده اند و مادرم هم نابینا است. آیا با این حال بر من جایز است كه با آنها زندگی كنم و ارتباط نزدیك خانوادگی داشته باشم؟»
امام صادق علیه السلام پرسید: «آیا آنها گوشت خوك می خورند؟»
گفتم: «نه!»
فرمود: «معاشرت تو با آنان مانعی ندارد.» پس سفارش كرد كه: «درباره مادرت بیشتر مراقبت كن! به او نیكی و احسان نما! و هرگاه زندگی اش به پایان رسید و از دنیا رفت، خودت عهده دار كفن و دفنش باش!»
چون از سفر مكّه و مدینه به زادگاهم كوفه برگشتم، طبق فرمان امام ششم علیه السلام به مادرم بیش از گذشته و زیادتر از دیگران رسیدگی و مهربانی نمودم. خودم به او غذا می دادم، لباسش را مرتب می كردم، سرش را شانه می زدم و عهده دار تمامی خدمات لازم برای مادرم بودم. زمانی كه مادرم این تغییرات را در روش من احساس كرد، به من گفت: «زكریا! تو در آن روزگاری كه به دین ما بودی، چنین به من خدمت نمی كردی! چه دلیلی موجب شده كه بعد از مسلمان شدن این قدر به من محبت می كنی؟»
گفتم: «یكی از فرزندان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به من دستور داده كه این گونه رفتار كنم.» گفت: «آیا او همان پیامبر صلی الله علیه وآله شما است؟» گفتم: «نه؛ بعد از پیامبر ما دیگر پیامبری مبعوث نخواهد شد. او فرزند پیغمبر ما است.» گفت: «این دستورات از آموزه های پیامبران است و دین تو از دین من بهتر است؛ مرا راهنمایی كن تا مسلمان شوم.» من طریقه اسلام را به او آموختم و او مسلمان شد. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند و در نیمه شب حالش منقلب شد. من در كنار بسترش ایستاده و به پرستاری او مشغول بودم. به من گفت: «پسر جان! اعتقادات اسلام را دوباره برایم تكرار كن.» من آنها را برای او بازگو كردم و او به همه آنها اقرار كرد و در همان شب چشم از جهان فرو بست. بامداد روز بعد جنازه اش به وسیله گروهی از مسلمانان و طبق مراسم اسلامی تشییع شد و من بر جنازه مادرم نماز خواندم و با دست خود او را به خاك سپردم.» (22)
رمز موفقیت انسانهای موفق
طبق فرمایشات امام صادق علیه السلام نیكی به والدین و سپاس از خدمات بسیار آنان، می تواند بسیاری از گره  های مشكل زندگی را حل كرده و زمینه موفقیت را در طول زندگی فراهم آورد.
در اینجا به مناسبت، نمونه هایی را از خاطرات بزرگان و انسانهای موفق تاریخ در این زمینه یاد آور می شویم:
1. شیخ انصاری رحمه الله
شیخ مرتضی انصاری رحمه الله بزرگ پرچمدار جهان تشیع و سرآمد فقها و مجتهدین امامیه است. او بعد از آنكه مدتی در شهر كربلا در حضور استادش، مرحوم شریف العلما و سایر اساتید حوزه علمیه نجف تحصیل كرد، به زادگاهش، شوشتر مراجعت نمود. شیخ، مدتی تحصیلات خود را در همانجا ادامه داد، مجددا تصمیم گرفت تا برای تكمیل مراتب علمی به عتبات عالیات برگردد. امّا مادرش به رجوع دوباره وی راضی نبود. اصرار شیخ و دیگر افراد برای جلب رضایت مادر بی نتیجه بود؛ تا اینكه شیخ به مادرش عرضه داشت: «آیا اجازه می دهی تا استخاره كنم و جواب هر چه بود در مقابل آن هر دو تسلیم باشیم؟» مادرش پذیرفت. در جواب استخاره شیخ این آیه آمد: «وَ لا تَخافی‏ وَ لا تَحْزَنی‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ»؛ (23) هرگز مترس، محزون مباش كه ما او را به تو باز می گردانیم و از رسالت مداران خود قرار می دهیم.» وقتی این آیه را به مادرش توضیح داد، او خیلی خوشحال شد و به شیخ مرتضی اجازه مسافرت داد. شیخ انصاری در این مسافرت سرنوشت ساز خود، به بركت دعای مادر، توفیق الهی و تلاش و استقامت خویش به بالاترین درجه اجتهاد و مرجعیت نائل شد و پرچم اسلام بر دوش وی قرار گرفت و بزرگ ترین رهبر مذهبی، در عصر خود گردید. هنگامی كه به مادر شیخ انصاری گفته شد: آیا از این همه ترقی و عظمت فرزندش برخود نمی بالد و افتخار نمی كند؟!. در جواب گفت: «رسیدن فرزندم به شكوه و عظمت، برای من شگفت انگیز نیست، بلكه اگر چنین نمی شد من متعجب می شدم؛ چرا كه هر وقت كه به او می خواستم شیر بدهم، وضو می گرفتم و با طهارت و پاكیزگی، به او شیر می دادم.» بلی، شیر پاك، فكر پاك و شیر ناپاك اندیشه ناپاك تولید می كند.
در حوزه علمیه نجف، رسم شیخ بر این بود كه در بازگشت از مجلس تدریس، ابتداء نزد مادر می رفت و برای دلجویی از آن پیرزن، با وی به گفتگو می پرداخت و از اوضاع زندگی مردم پیشین می پرسید و مزاح می كرد و از او پوزش می طلبید. سپس به اتاق مطالعه و عبادت می رفت.
زمانی كه مادر شیخ انصاری از دنیا رفت، او در فراق مادر به شدت می گریست و در كنار پیكر بی جان مادرش زانوی غم زده و اشك ماتم می ریخت. یكی از شاگردان نزدیكش به او تسلیت گفت و به عنوان دلجویی اظهار داشت: «جناب استاد! برای شما با این مقام علمی، شایسته نیست كه برای درگذشت پیرزنی كه عمرش سرآمده بود، این طور اشك بریزید و بی تابی كنید.» آن بزرگ مرد تاریخ، سر برداشته و گفت: «گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید. تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر، مرا به این مقام رسانید و پرورش اولیه او، زمینه ترقی و پیشرفت را در من ایجاد كرد. درحقیقت این همه توفیقات من، مرهون زحمات و تلاشهای مشفقانه و مخلصانه این مادر است.» (24)
2. آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله
آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله بزرگ فرهنگبان میراث اهل‏بیت علیهم السلام در بیش تر علوم اسلامی صاحب نظر بود و تألیفات ارزشمند ایشان – كه نزدیك به صد و پنجاه اثر در موضوعات مختلف است – گواه روشنی بر این حقیقت است. كرامات معنوی، دریافت بیش از چهارصد اجازه اجتهادی و روایت ا زعلمای بزرگ اسلامی، تدریس متجاوز از شصت و هفت سال در حوزه علمیه قم و نجف، تربیت هزاران طلبه و مشتاق دانش، تأسیس ده ها مدرسه علمی، مسجد، حسینیه، مراكز فرهنگی، رفاهی و درمانی و ایجاد بزرگ ترین و مشهورترین كتابخانه در جهان اسلام، از جمله توفیقات این فقیه فرزانه می باشد. او یكی از مهم ترین عوامل توفیقات خود را از بركت محبت و سپاس از پدر و دعای والدین می داند و در خاطرات خود می گوید: زمانی‏كه در نجف بودیم، یك روز مادرم فرمودند: «پدرت را صدا بزن، تا برای صرف نهار تشریف بیاورد.» حقیر به طبقه بالا رفتم و دیدم پدرم در حال مطالعه خوابش برده است؛ مانده بودم چه كنم. از طرفی می خواستم امر مادرم را اطاعت كنم و از سویی دیگر می ترسیدم با بیدار كردن پدر، باعث رنجش خاطر او گردم. خم شدم و لبهایم را كف پای پدر گذاشتم و چندین بوسه برداشتم، تا این كه در اثر قلقلك پا، پدرم از خواب بیدار شد و وقتی این علاقه و ادب و كمال احترام را از من دید فرمود: «شهاب الدین! تو هستی؟» عرض كردم: «بله، آقا.» دو دستش را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: «پسرم! خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمین اهل‏بیت علیهم السلام قرار دهد.» حضرت آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله می فرمود: «من هرچه دارم، از بركت آن دعای پدرم می باشد.» (25)
3. استاد مطهری رحمه الله
آیت الله مطهری رحمه الله در مورد یكی از عوامل توفیقات خویش، چنین می گوید: «گاهی كه به اسرار وجودی خود و كارهایم می اندیشم، احساس می كنم یكی از مسائلی كه باعث خیر و بركت در زندگی ام شده و همواره عنایت و لطف الهی را شامل حال من كرده است، احترام و نیكی فراوانی بوده است كه به والدین خود به ویژه، در دوران پیری و هنگام بیماری كرده ام. علاوه بر توجّه معنوی و عاطفی، تا آن جا كه تواناییم اجازه می داد، با وجود فقر مالی و مشكلات مادی در زندگی ام، از نظر هزینه و مخارج زندگی، به آنان كمك و مساعدت كرده ام.»
یكی از فرزندان شهید مطهری رحمه الله نیز در این زمینه می گوید: «هرگاه به فریمان (زادگاه آقای مطهری) سفر می كردیم، پدرم تأكید خاص داشتند كه ابتدا به منزل پدر و مادرشان بروم. پس از آن، اقوامی را كه برای دیدن ایشان و خانواده، به منزل حاج شیخ می آمدند، می پذیرفتند. در موقع روبرو شدن با پدر و مادر، دست آنان را می بوسیدند و به ما نیز توصیه می كردند كه دست ایشان را ببوسیم.» (26)
4. پاستور، شیمیدان فرانسوی
در كشورهای غربی، بر اثر حاكمیت تكنولوژی و صنعت، روابط عاطفی ضعیف و كم رنگ است و روابط عاطفی اعضای خانواده ها، متزلزل و گاهی اصلاً وجود ندارد؛ امّا از آن جایی كه عاطفه و محبت، امری فطری است، در نهاد برخی افراد غربی به ویژه، فطرتهای سالم، عقلا و نخبگان اندیشمند، این حس درونی و ندای وجدان، خاموش نشده و گاهی شعله هایی از آن مشاهده می شود. بلی از نظر اقتصادی و نظامی، كشورهای غربی، پیشرفته و متمدن جلوه می كنند، ولی به شدت در خلأ فرهنگی و فقر عاطفی در رنج و عذاب اند. لویی پاستور، شیمیدان معروف فرانسوی و صاحب كشفهای مهم علمی، هنگامی كه بر اثر نظریه های بدیع خود به اوج افتخار جهانی نائل شد، دولت فرانسه در صدد بر آمد تا خانه ای را كه محل تولد او بود به موزه تبدیل كند. پاستور در آن مراسم، ضمن یك سخنرانی كه در خانه محقرشان ایراد كرد، از مادر فداكارش، كمال سپاس و حق شناسی را به جای آورد. او با صدایی كه از فرط تأثر می لرزید، چنین گفت: «ای مادر عزیز! ای گمشده دلبند كه سالیانی دراز در این خانه با من به سر بردی! تویی كه اكنون همه چیز را مدیون تو می بینم. مادر شجاع و دلدارم! تمام حسن فداكاری و شور و هیجانی كه در راه عظمت علم و بزرگی میهنم به كار بسته ام و از این پس نیز به كار خواهم بست، تو به من آموخته ای و در وجودم رسوخ داده ای. كار مشقت باری كه تو در خانه و در كارگاه كوچكمان پیش گرفته بودی، به من در تحقیقات علمی آیندم، درس صبر و حوصله داد. از آنگاه كه با وجود فقر و مسكنت، مرا به مكتب فرستادی، عشق به میهن و خدمت به بشر را در شب و روز به من آموختی. اكنون از تو اجازه می خواهم، تمام سرافرازی كه میهنم در جشن امروز به من اعطاء می كند را به پیشگاه عظمتت تقدیم كنم. همین قدر بدان كه فرزندت امروز كه در میان امواج افتخار و سربلندی غوطه ور است، باز هم خود را بدون تو، ای مادر عزیز! در این جهان بزرگ تنها و بی پناه می بیند.» (27)
عوا قب ناسپاسی نسبت به والدین
همچنان كه، نیكی و احسان به پدر و مادر، موجب سعادت و رستگاری فرزندان شده و آثار و بركات مادی و معنوی به همراه دارد، ناسپاسی و بدی در حق آنان نیز فرجام ناشایست و آثار ذلت باری را به همراه دارد، كه به چند مورد اشاره می كنیم:
1. سلب عدا لت
شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: «پیش نمازی كه تمام شرایط امامت را دارا است، جز اینكه با پدر و مادرش، رفتاری تند دارد و با سخنان درشت آنان را می رنجاند، آیا شایستگی امامت را دارد و ما می توانیم به او اقتداء كنیم؟» پیشوای ششم علیه السلام فرمود: «لَا تَقْرَأُ خَلْفَهُ مَا لَمْ یكُنْ عَاقّاً قَاطِعاً؛ (28) تا زمانی كه او با پدر و مادرش رفتاری ناشایست دارد و والدین خود را ناراحت می كند، پشت سر او نماز نخوان.»
2. نرسیدن به الطاف خداوندی
امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی كه یعقوب علیه السلام برای ملاقات فرزندش یوسف علیه السلام وارد مصر گردید، یوسف علیه السلام به استقبال پدر بزرگوارش آمد. یعقوب علیه السلام با دیدن یوسف علیه السلام فوراً از اسب پیاده شد، ولی جناب یوسف علیه السلام به خاطر رعایت مقام سلطنت ظاهری، برای احترام بیش تر به پدر از مركب پایین نیامد و همان طوری كه روی اسب قرار داشت، دست در گردن پدر انداخت. حضرت یوسف علیه السلام هنوز از خوش آمد گویی با یعقوب فارغ نشده بود كه جبرئیل نازل شد و به یوسف علیه السلام فرمود: «دست خود را باز كن!» یوسف علیه السلام كف دست خود را گشود. نور درخشانی از دستش به سوی آسمان بالا رفت. یوسف علیه السلام پرسید: «این چه نوری بود كه از كف دست من خارج شد؟» جبرئیل فرمود: «نُزِعَتِ النُّبُوَّةُ مِنْ عَقِبِكَ عُقُوبَةً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّیخِ یعْقُوبَ فَلَا یكُونُ مِنْ عَقِبِكَ نَبِی؛ (29) نورنبوت از صلب تو بیرون رفت [و دیگر پیامبری از نسل تو به وجود نخواهد آمد]. به سبب آنكه [كمال احترام را در مورد پدر پیرت رعایت نكردی، و] برای پدر پیرت یعقوب پایین نیامدی. پس كسی از فرزندانت به نبوت نخواهد رسید.»
3. محرومیت از حقوق اجتماعی
با اینكه در مورد اهمیت دادن به دستورات اخلاقی، در متون دینی ما سفارشهای اكید شده است، امّا در مورد كسانی كه به والدین خود اهانت كرده و ناسپاسی می كنند دستورات باز دارنده ای آمده است. مثلا در حالی كه در مورد سلام دادن، این همه سفارش و توصیه ها داریم، امّا امام علی علیه السلام می فرمایند: «سِتَّةٌ لَا ینْبَغِی أنْ یسَلَّمَ عَلَیهِمْ الْیهُودُ وَ النَّصَرَی وَ أٌُصْحَابُ النَّرْدِ وَ الشَّطْرَنْجِ وَ أُصْحَابُ الْخَمْرِ وَ الْبَرْبَطِ وَ الطُّنْبُورِ وَ الْمُتَفَكِّهُونَ بِسَبِّ الْأُمَّهَاتِ وَ الشُّعَرَاءُ؛ (30) شش گروه هستند که سزاوار نیست به آنها سلام داده شود:
1. یهود و نصاری؛ 2. قمار بازان و شطرنج بازان؛ 3. شراب خواران؛ 4. اهل ساز و آواز و طنبور؛ 5. كسانی كه به مادرانشان دشنام می دهند؛ 6. شاعران [و گویندگان بد دهن و هرزه].»

پی نوشـــــــــــــت ها:

(1). بقره/ 83 .
(2). مریم/ 14.
(3). همان/ 32.
(4). كنزالعمال، متقی هندی، مؤسسۀ الرساله، بیروت، 1401 ق، ج 16، ص 470.
(5). مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق علیه السلام، بیروت، مؤسسه اعلمی، ص70؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، موسسة الوفا، بیروت، 1403 ق، ج71، ص 78.
(6). نور/ 63.
(7). المناقب، ابن شهر آشوب مازندرانی، قم، نشر علامه، 1379 ق، ج 3، ص320.
(8). اسراء/ آیه 23.
(9). آل عمران/92.
(10). اسراء/ 23: «هرگاه یكی از آن دو یا هر دوی آنها به سن پیری رسیدند، كم ترین اهانتی به آنان روا مدار و بر آنها فریاد مزن! و آنان را از خود نران و با آنان کریمانه سخن بگو.»
(11). همان/24: «و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه كه آنها مرا در كوچكی تربیت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»
(12). مستدرك الوسائل، محدث نوری، قم، مؤسسه آل بیت، 1408 ق، ج 15، ص197.
(13). همان، ص199.
(14). همان .
(15). عدۀ الداعی، ابن فهد حلی، دارالكتب الاسلامی، ص86.
(16). مستدرك الوسائل، ج 15، ص177.
(17). بحار الانوار، ج 71، ص 85.
(18). الكافی، محمد بن یعقوب كلینی، دارالكتب الاسلامیه، 1388 ق، ج 5، ص 554.
(19). روضۀ الواعضین، محمد فتال نیشابوری، قم، نشر رضی، ج 2، ص 367.
(20). الكافی، كتاب الایمان و الكفر، باب البرّ بالوالدین، حدیث 18.
(21). شوری/52.
(22). اصول كافی، کتاب الایمان والکفر، باب البرّ بالوالدین، حدیث 11.
(23). قصص/7.
(24). حقوق متقابل والدین و فرزندان، عبدالکریم پاک‏نیا، نشر کمال الملک، ص151.
(25). همان، ص 234.
(26). حقوق والدین بر فرزندان از دیدگاه اسلام، مهدی علوی، قم، 1411 ق، ص12.
(27). مادر، جلال الدین افتخار زاده، تهران، نشر بوعلی، 1347 ش، ص 239.
(28). من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، بیروت، مؤسسۀ الاعلمی، ج 1، ص379.
(29). الكافی، ج 2، ص 309.
(30). خصال، شیخ صدوق، قم، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه، ج 1، ص330.

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.