راهکارهای گسترش فرهنگ وقف و شرایط آن

یكی از ویژگیهای نظام حقوقی و اقتصادی اسلام فرهنگ حسنة وقف است، كه در متون دینی ما به طور گسترده ای مطرح است؛ البته در قرآن كلمه وقف به صورت مصطلح به كار برده نشده است؛ اما واژه ها و عبارات عامی داریم كه یكی از موارد آنها را می توانیم وقف بدانیم؛ مثل كلمة «خیرات» كه در قرآن آمده است؛ قرآن انسان را به «خیرات» تشویق می كند و می فرماید: «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ»؛ (1) «در كارهای خیر مسابقه دهید.» یا اینكه در آیه 61 سوره مؤمنون می فرماید: «أُوْلَئِكَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ»؛ «اهل ایمان در كارهاى نیك شتاب مى‏ورزند و در انجام آنها سبقت مى‏ جویند.»
«خیرات»، یك واژۀ عام است كه شامل: تعاون، انفاق، اطعام، احسان و كلاً هر موردی كه انسان برای رضای خدا قدم بر می دارد می شود. و یكی از موارد آن، «وقف» است.
آیات دیگری نیز هست كه تقریباً به وقف با معنای خاص فقهی اشاره دارد؛ از جمله آیه 46 سوره كهف كه می فرماید: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا»؛ «مال و فرزندان زینت زندگی دنیا است؛ و باقیات صالحات (ارزشهای پایدار و شایسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش تر است.»
مال و فرزند زینت زندگی دنیا است؛ اما باقیات  الصالحات كه یك مورد آن یقیناً وقف می‏باشد، ارزشهای پایدار و شایسته ای است كه انسان برای خدا انجام می دهد.
اساسا وقف، یك نوع عبادت خاص است و در آن قصد قربت لازم است. در روایات آمده است كه وقتی امیر المؤمنین علیه السلام وقفی را انجام می داد، در وقف نامه این گونه می نوشت: «علی این چشمه را وقف كرده تا اینكه خداوند او را از آتش جهنم نجات دهد.» ایشان و سایر ائمه علیهم السلام وقف را به صورت عبادت مطرح می كردند كه در روز قیامت ذخیره ای برای آنها باشد. در روایتی آمده است: بعضى از غلامان به حضرت علی علیه السلام خبر دادند كه آب چشمة یكى از باغهای حضرت علیه السلام، آن قدر با بركت است كه مانند گردن شتر می جوشد. امام علیه السلام سه مرتبه فرمود: «وارث‏ آن چشمه را مژده دهید. سپس حضرت علیه السلام چند گواه طلبید و آنان را گواه گرفت كه این چشمه را در راه خدا وقف كردم تا پایان دنیا.» و فرمود: «إِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِكَ لِیصْرِفَ اللَّهُ عَنْ وَجْهِی النَّارَ؛ این كار را كردم تا خداوند آتش جهنم را از چهرة من دور كند.» معاویه بعد از شهادت امیر المومنین علیه السلام، همان نخلستان را از حضرت امام حسن علیه السلام به دویست هزار دینار خواست تا خریدارى كند. حضرت مجتبی علیه السلام فرمود: «هرگز چیزى از آن را نمى‏فروشم؛ چون كه پدرم آن را در راه خدا وقف كرده‏ است.» (2)
البته به علت نیازهای جامعه، مقوله های وقف تعدد پیدا می كند؛ چون وقف، محدوده خاصی ندارد و می توان آن را به تمام نیازهای جامعه سرایت داد؛ زیرا مراد از وقف، امری است كه به رفع نیازهای جامعه در راستای كمال و سلامت مادی و معنوی آن كمك كند؛ وقف مدرسه، حوزه های علمیه، كتاب و كتابخانه، و توسعه مراكز عبادی مثل مسجد، یا محل ترویج معارف اسلامی برای عزاداریها، و یا رفاه عمومی و اقتصادی مثل وقف قنات و آب و اراضی كشاورزی و توسعه مراكز بهداشتی و درمانی جامعه از جمله مصادیق وقف است.
الف. راهكارهای ترویج وقف
می توان از راههای مختلفی، سنت حسنة وقف را ترویج و گسترش داد كه برخی از آنها عبارت اند:
1. تبیین آیات وقف برای متمولین متدین
اگر ما بتوانیم مردم را از فوائد بی شمار معنوی و مادی وقف آگاه سازیم، قطعا نتیجة مثبت خواهیم گرفت؛ چرا كه وقتی مردمِ معتقد، با شنیدن كلام خدای سبحان و باور كردن وعده های قرآن و اهل بیت علیهم السلام مشتاقانه از جان و مال و فرزندان خود می گذرند، مطمئنّاً در وقف اموال نیز پیش قدم خواهند شد.
برخی از این آیات وقف عبارت اند از:
– آیه 46 از سوره کهف که گذشت.
– «وَ یزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْاْ هُدًى وَ الْبَاقِیاتُ الصَّالِحَاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَیرٌ مَّرَدًّا»؛ (3) «كسانى كه در راه هدایت گام نهادند، خداوند بر هدایتشان مى‏افزاید و آثار شایسته‏اى كه از انسان باقى مى‏ماند، ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است!»
– «عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَت»؛ (4) «[در آن زمان،] هر كس مى‏داند آنچه را از پیش فرستاده و آنچه را براى بعد گذاشته است.»
– «فَاقْرَءُواْ مَا تَیسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَقْرِضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكمُ مِّنْ خَیرٍْ تجَِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیراً وَ أَعْظَمَ أَجْرًا»؛ (5) «پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است، از قرآن تلاوت كنید و نماز را بر پا دارید و زكات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید و [بدانید] آنچه را از كارهاى نیك براى خود از پیش مى‏فرستید، نزد خدا به بهترین وجه و بزرگ ترین پاداش خواهید یافت.»
– «لَّیسَ الْبرَِّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَكِنَّ الْبرَِّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الاَْخِرِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ الْكِتَابِ وَ النَّبِینَ وَ ءَاتىَ الْمَالَ عَلىَ‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْیتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائلِینَ وَ فىِ الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتىَ الزَّكَوةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَ الصَّابرِِینَ فىِ الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُوْلَئكَ الَّذِینَ صَدَقُواْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»؛ (6) «نیكى آن نیست كه روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید؛ بلكه نیكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب آسمانى‏ و پیامبران ایمان آوَرَد؛ و مال خود را با وجودِ علاقه ای كه به آ ن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد كردن‏] بندگان انفاق كند؛ و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد؛ و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفا می‏كنند و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ استقامت به خرج می دهند؛ آنان كسانى هستند كه راست گفته‏اند، و آنان همان پرهیزگاران اند.»
– «لَن تَنَالُواْ الْبرَِّ حَتىَ‏ تُنفِقُواْ مِمَّا تحُِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىَ‏ْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ»؛ (7) «هرگز به حقیقت نیكوكارى نمى‏رسید؛ مگر اینكه از آنچه دوست مى‏دارید، در راه خدا انفاق كنید و آنچه انفاق مى‏كنید، خداوند از آن آگاه است.»
– «الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواْ مَنًّا وَ لَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُون»؛ (8) «كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، سپس به دنبال انفاقى كه كرده‏اند، منت نمى‏گذارند و آزارى نمى‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان محفوظ است؛ و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى‏شوند.»
2. بیان سیره و سخن اهل‏بیت علیهم السلام در زمینه وقف
از آنجایی كه مردم متدین جامعه، اهل بیت علیهم السلام را به عنوان الگوی كامل پذیرفته اند، راه و روش آن گرامیان برای مردم از اهمیت والایی برخوردار است؛ به این جهت بیان سیره و سخن آنان تأثیر به سزایی در تمایل مردم به سوی وقف خواهد داشت.
همچنان كه می دانیم، ائمه اطهار علیهم السلام در وقف كردن پیشرو بودند و وقفهایی هم كه انجام می دادند متنوع بوده است؛ مثلاً آب چشمه برای رهگذران، زمینهایی كه درآمد آن صرف فقرا و ایتام شود، باغهایی كه مردم از میوه آن استفاده كنند و… . امامان علیهم السلام ما نیازهای جامعه را با وقف تأمین می كردند و اهداف فرهنگی و تعلیم و تعلّم را در نظر داشتند، چنان كه این كار را مسلمانان در طول تاریخ از اهل‏بیت علیهم السلام یاد گرفتند.
به عنوان نمونه به چند مورد از وقفها و آداب و شرایط آن در سیرة اهل‏بیت علیهم السلام اشاره می كنیم:
وقف زمین و آب برای رفاه مردم
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله غنیمتها را تقسیم كرد و سهم علی علیه السلام قطعه زمینی بود كه در آن چشمه ای جاری ساخت كه از آن آبی مثل گردن شتر فوران كرد و آن را ینبع نامید. حضرت علیه السلام آنجا را وقف كرد و فرمود: «هِی صَدَقَةٌ بَتَّةً بَتْلًا فِی حَجِیجِ بَیتِ اللَّهِ وَ عَابِرِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ وَ لَا تُورَثُ فَمَنْ بَاعَهَا أَوْ وَهَبَهَا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ لَا یقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلاً؛ (9) این مكان، در راه خدا صدقه [وقف] قطعی می شود به حاجیان بیت الله و عابران از این گذرگاه؛ هرگز فروخته نمی شود، بخشیده نمی گردد و ارث برده نمی شود؛ هر كس اینجا را بفروشد یا ببخشد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی بر او باد! و خداوند هیچ عمل خیری را از او نمی پذیرد.»
وقف خانه برای نیازمندان
امام صادق علیه السلام فرمود: «أمیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام خانة خود را كه در محلّة بنى زریق مدینه بود، وقف كرد، و وقفنامه‏اش را این گونه انشاء فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا تَصَدَّقَ بِهِ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ هُوَ حَی سَوِی تَصَدَّقَ بِدَارِهِ الَّتِی فِی بَنِی زُرَیقٍ صَدَقَةً لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ وَ لَا تُورَثُ حَتَّى یرِثَهَا اللَّهُ الَّذِی یرِثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَسْكَنَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ خَالاتِهِ مَا عِشْنَ وَ عَاشَ عَقِیبُهُنَّ فَإِذَا انْقَرَضُوا فَهِی لِذَوِی الْحَاجَةِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ شَهِدَ اللَّه‏ وَ…؛ (10) این چیزی است كه على بن ابى طالب علیه السلام در حال حیات سلامت خود آن را تصدّق [وقف] كرده است؛ او خانه خود كه در محلّه بنى زریق (11) واقع است، به صورت صدقه‏ای [وقفى] درآورده است؛ كه به فروش نمی رود، و بخشیده نمی شود، و به ارث برده نمی گردد، تا وقتى كه خداى وارث آسمانها و زمین آن را به ارث ببرد؛ و او خاله‏هایش را در آن موقوفه سكونت داده است، تا هر زمان كه ایشان و اعقابشان زندگى كنند؛ پس چون ایشان منقرض شوند، این خانه به نیازمندان از مسلمین تعلّق دارد؛ خدا و فلان و فلان بر این وقف شهادت داده‏اند.»
وقف مجتمع رفاهی برای نیازمندان و نسل آینده
در تاریخ زندگانی امام هفتم علیه السلام آمده است كه آن گرامی، زمینی آباد را با تمام امكانات رفاهی برای نیازمندان و فرزندان خویش وقف نمود و متن وقفنامه چنین است:
«موسى بن جعفر زمینش در فلان مكان، كه مشخّصات و حدّ و مرز آن چنین و چنان است، تمامى آن زمین، نخلهاى آن، قسمتهایى كه ساختمانى در آن نیست، آب موجود در آن، گوشه و كنار آن، حقّ و نوبت آب آن، و هر حقّ دیگرى كه در بلندیها و بیشه آن مى‏باشد، و نیز تمام امكانات و سرویس موجود در آن (مثل آشپزخانه، آبریزگاه، حمام، راه و غیره)، و نیز قسمت روباز و مسیل آن، قسمت آباد و قسمت لم یزرع آن، همگى اینها را به اولاد بلافصل خود – چه زن، چه مرد – وقف نمود؛ سرپرست این زمین، منافع آن را بعد از مخارج لازمه، براى آبادانى و حفظ آن و نیز به استثناى منافع سى اصل درخت كه بین فقراى اهل روستا تقسیم مى‏شود، بقیه را بین اولاد موسى بن جعفر علیه السلام تقسیم مى‏كند؛ به گونه‏اى كه هر پسر دو برابر دختر سهم ببرد، هر یك از دختران موسى بن جعفر كه ازدواج كرده سهمش از این وقف قطع گردد، تا زمانى كه شوهرش را (به مرگ یا طلاق) از دست بدهد، كه در این صورت سهم او مانند دخترانى است كه هنوز ازدواج نكرده‏اند؛ هر كدام از فرزندان موسى كه فوت كنند، اگر فرزندى داشتند فرزندانشان سهم پدر خود را به ارث مى‏برند، پسر دو برابر دختر، همان طور كه موسى بین اولاد بلافصل خود شرط كرده است، و هر یك كه فوت كردند و فرزندى نداشتند سهم او به سهم بقیه اضافه شود؛ نوه‏هاى دخترى در این وقف سهمى ندارند، مگر اینكه پدرانشان از فرزندان من باشند، و تا وقتى احدى از اولاد و نسل من باقى باشد كسى در این وقف سهمى ندارد. اگر همگى آنان از بین رفتند و كسى باقى نماند، این مال وقف است بر خواهران و برادران تنى (پدرى و مادرى) من، مادامى كه كسى از آنان باقى باشد؛ به همان روشى كه بر اولاد و نسل خودم شرط كردم. اگر خواهر و برادران تنى از بین رفتند و منقرض شدند، این مال وقف خواهد بود بر خواهران و برادران پدرى و نسل آنان مادامى كه كسى از ایشان باقى باشد؛ و اگر از ایشان هم كسى باقى نماند، این مال وقف است بر خویشان و اقارب، هر كدام كه از دیگرى به من نزدیك‏تر باشند، تا زمانى كه دیگر كسى روى زمین زنده نباشد (؛ یعنى تا قیامت). موسى بن جعفر در حال صحّت و سلامت این مال را بى‏هیچ شكّ و شبهه‏اى به حقّ و به طور قطعى و براى طلب مرضات خدا و نعیم اخروى وقف نمود و هیچ بازگشتى در آن نیست. (و استثناء بردار نمى‏باشد) و براى هیچ مؤمنى كه ایمان به خدا و روز قیامت دارد، جایز نیست كه آن را بفروشد یا بخرد یا ببخشد یا به كسى بدهد و یا موارد مشخّص‏شده آن را تغییر دهد، تا زمانى كه انسان و هر چه در روى زمین است عمرش به سر آید و خداوند وارث آن گردد. اختیار این وقف به دست «علی» و «ابراهیم» است. اگر یكى از این دو فوت كرد، «قاسم» به جاى او خواهد بود؛ اگر یكى از آنان فوت كرد، «اسماعیل» جاى او خواهد بود؛ اگر از بین این دو، یكى فوت كرد، «عبّاس» به جاى او باشد؛ و اگر یكى از این دو فوت كرد، فرزند بزرگ تر از بقیه به جاى او بیاید؛ و اگر فقط یك نفر از نسل من باقى باشد، او سرپرستى این وقف را به عهده گیرد.» راوى گوید: «امام رضا علیه السلام فرمودند: پدرم، اسماعیل را كه از عبّاس كوچك تر بود بر عبّاس مقدّم داشتند.» (12)
3. مشخص كردن نیازهای روز جامعه
سومین راهكار، می تواند روشن شدن مصادیق وقف در عصر ما باشد؛ یعنی علاوه بر اینكه با آیات و روایات، مردم به سوی وقف ترغیب می شوند، باید نمونه های عینی نیازهای جامعه را در مقابلشان قرار داد، تا آنان ضمن علاقه ای كه به وقف پیدا كرده اند مشكلات و نیازها را لمس نمایند و در این راه قدمهایی بردارند؛ و برای دنیا و آخرت خود و نسل آینده شان در این زمینه تلاش كنند.
4. مطمئن كردن مردم به آیندة موقوفات
مردم نباید در مورد عملكرد متولیان وقف، تردید داشته باشند؛ آنان باید اطمینان كامل پیدا كنند كه اموال موقوفة آنها پایمال نخواهد شد و در مسیر ارزشی خود استفاده می شود. همچنان كه خداوند متعال پایداری و سود اخروی آن را تضمین فرموده، متولیان وقف نیز با عملكرد مخلصانه این را ثابت كنند.
عدم اطلاع از بهره های مادی و معنوی وقف و عدم اطمینان از بهره گیری صحیح و رعایت نكردن آداب وقف، از موانع مهم تمایل به وقف كردن در عصر ما است.
5. بیان آثار وقف
تأكید بر آثار وقف، در مطرح شدن، پذیرش و ترویج وقف، تأثیر فراوانی دارد. باید مردم را آگاه کنیم كه وقف، سنت حسنه ای است كه فقرزدایی كرده و فاصله طبقاتی را كاهش می دهد. كسانی كه ثروتمند هستند، در راه احیاء فقرا و كمك به نیازمندان وقف می كنند؛ كه این اقدام عدالت اجتماعی را در پی دارد. این افراد از امكاناتی كه خود برخوردارند، دیگران را نیز برخوردار می كنند؛ مخصوصاً با وقف مراكز عبادی، آموزشی، رفاهی و بهداشتی می توان فرهنگ وقف را در جامعه رونق داد.
ب. آداب و شرایط وقف
1. از اموال دوست داشتنی و محبوب
قرآن می فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَی‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ»؛ (13) «هرگز به [حقیقت] نیكوكارى نمى‏رسید، مگر اینكه از آنچه دوست مى‏دارید، [در راه خدا] انفاق كنید؛ و آنچه انفاق مى‏كنید، خداوند از آن آگاه است.» وقف هم كه یكی از بهترین مصادیق بِرّ و نیكوكاری است، حتما باید از اموال محبوب و دوست داشتنی واقف باشد و گرنه اموال بی خاصیت و بی ارزش، در نزد خداوند چندان جایگاهی ندارد. اموالی را هم كه در دسترس انسان بوده و الآن از دستش بیرون می رود و او از روی ناچاری آن را وقف می كند، فایده چندانی ندارد.
2. پاك بودن منابع
از مهم ترین شرایط اموالی كه وقف می شود، اولا مالكیت شرعی واقف بر آن اموال و ثانیا شبهه ناك نبودن مال موقوفه است؛ زیرا مال غیر‏مشروع هرگز پذیرفته نمی شود. این آیة قرآن است كه می فرماید: «إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؛ (14) «خداوند فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد.» بر این اساس كارهای نیك و اعمال صالح و خیرات همانند وقف، باید از منابع پاك و حلال و خالصِ واقف باشد؛ وگرنه نه تنها ثمره و بهره ای برای واقف نخواهد داشت، بلكه برعكس موجب گناه و عذاب اخروی و مصداق اكل مال به باطل خواهد بود.
سخن مهم امام حسین علیه السلام
در روایات آمده است: هنگامی كه به امام حسین علیه السلام خبر دادند «عبدالله بن عامر» – از كارگزاران بنی امیه – چنین و چنان وقف كرده و عده زیادی برده آزاد كرده است، فرمود: «مَثَل عبدالله بن عامر همانند كسی است كه از حاجیان و راهیان خانة خدا سرقت كرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد.» آن گاه افزود: «إِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِیهَا جَبِینُهُ وَ اغْبَرَّ فِیهَا وَجْهُهُ؛ (15) صدقه (وقف) پاكیزه، صدقه كسی است كه در راه كسب آن پیشانی اش عرق كرده و صورتش غبارآلود شده است.» وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء علیه السلام چه كسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب علیه السلام.»
دزدی و صدقه
امام صادق علیه السلام فرمود: «شنیده بودم، مردم ساده لوح شخصی را مى‏ستایند و به بزرگى از او یاد مى‏كنند؛ و من مشتاق گشتم تا از نزدیك او را ببینم؛ امّا به گونه‏اى كه مرا نشناسد تا شخصیت او را ارزیابى كنم. اتفاقا روزى او را در مكانى دیدم كه جمعیت زیادى از عوام گردش جمع شده بودند؛ چهره‏ام را پوشاندم و به طور ناشناس به میان آنها رفتم تا نظاره‏گر او و مردم پیرامون او باشم. پیوسته به اطوار و نیرنگ، مردم را فریب مى‏داد؛ سپس به راه افتاد و مردم به دنبالش رفتند تا به جایى رسید كه از مردم جدا شد. مردم برگشته و پى كار خود رفتند؛ اما او دیگر برنگشت و همچنان مى‏رفت. به دنبالش رفتم، در بین راه به دكّان نانوایى رسید؛ در آنجا توقّف كرد. به محض آنكه نانوا به كارى مشغول گردید، دو عدد نان دزدید و راه افتاد. من تعجب كردم؛ ولى با خود گفتم: شاید با نانوا داد و ستدى دارد؛ آن گاه به شخصى رسید كه انار داشت، او را هم غافلگیر كرده و سپس دو عدد انار برداشت. این عملش نیز تعجّبم را برانگیخت؛ امّا با خود اندیشیدم كه شاید با یكدیگر حسابى دارند. با خود گفتم: چه نیازى او را وادار به دزدى كرده است؟ چرا وقتى خود را از چشم نانوا و انار فروش دور مى‏دید، چنین كارى انجام مى‏داد؛ همچنان به دنبال او رفتم، تا در خرابه ای به بیمارى رسید؛ دو قرص نان و دو انار را جلوى او نهاد و رفت؛ من هم به دنبالش رفتم تا در نقطه‏اى از بیابان ایستاد. خود را به او رساندم و گفتم: اى بنده خدا! آوازه نیكى تو را شنیده و مایل بودم كه از نزدیك ببینمت. حال به دیدارت آمدم؛ ولى كار عجیبى از تو مشاهده كردم كه فكرم را پریشان ساخته است. از تو مى‏پرسم كه برایم توضیح دهى تا خیالم آسوده شود. گفت: چه دیدى؟ گفتم: تو را دیدم كه به نانوایى رسیدى و از او دو نان دزدیدى! و از انار فروش گذر كردى، از او نیز دو انار به سرقت بردى؟! امام علیه السلام فرمود: در پاسخ من گفت: پیش از هر چیز به من بگو تو كیستى؟
گفتم: یكى از فرزندان آدم علیه السلام، از امّت محمّد صلی الله علیه و آله. بار دیگر گفت: از چه كسانى؟ گفتم: فردى از دودمان پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله. پرسید: در كجا زندگى مى‏كنى؟ گفتم: مدینه.
گفت: شاید تو جعفر بن محمّد فرزند علىّ بن حسین بن على بن أبى‏ طالب هستى؟ گفتم: آرى. گفت: ولى این شرافت خانوادگى برایت سودى نخواهد داشت با این ناآگاهیت به آنچه مایه شرافت تو است؛ علم جدّ و پدرت را كنار گذاشته‏اى؟ اگر چنین نبود چگونه عملى را كه انجام دهنده‏اش شایسته ستایش و سپاسگزارى است آن را ناپسند شمارى؟ گفتم: آن چیست؟ پاسخ داد: كتاب خدا، قرآن. گفتم: چه چیز آن را ندانسته‏ام؟
گفت: فرموده خداوند را: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیئَةِ فَلا یجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها»؛ (16) «هر كس كه عمل نیكى انجام دهد، پاداشش ده برابر است و هر كسى كه به كردار زشتى دست یازد، كیفرش یك برابر است.» چون دو نان دزدیدم، دو گناه بود؛ و براى دزدیدن دو انار دو گناه (4 =2+ 2)، پس این شد چهار گناه؛ چون هر یك از آنها را در راه خدا صدقه دادم چهل ثواب خواهم داشت (4010= × 4)؛ از چهل حسنه در برابر چهار سیئه، چهار تا كم مى‏شود و سى و شش حسنه برایم باقى مى‏ماند (36= 4 – 40).
گفتم: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَنْتَ الْجَاهِلُ بِكِتَابِ اللَّهِ اَمَا سَمِعْتَ أَنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ إِنَّكَ لَمَّا سَرَقْتَ رَغِیفَینِ‏ كَانَتْ سَیئَتَینِ وَ لَمَّا سَرَقْتَ رُمَّانَتَینِ كَانَتْ أَیضاً سَیئَتَینِ وَ لَمَّا دَفَعْتَهُمَا إِلَى غَیرِ صَاحِبَیهِمَا بِغَیرِ أَمْرِ صَاحِبَیهِمَا كُنْتَ إِنَّمَا أَضَفْتَ أَرْبَعَ سَیئَاتٍ إِلَى أَرْبَعِ سَیئَاتٍ وَ لَمْ تُضِفْ أَرْبَعِینَ حَسَنَةً إِلَى أَرْبَعِ سَیئَاتٍ؛ مادرت به عزایت بنشیند! تو كتاب خدا را نفهمیده‏اى؛ مگر نشنیده‏اى كه خداى عزّ و جلّ مى‏فرماید: «إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ (17) «خدا فقط كار پرهیزگاران را مى‏پذیرد.» یقینا چون دو نان دزدیدى به دو گناه دچار گردیدى و جهت سرقت دو انار هم دو گناه دیگر؛ و چون مال مردم را به جاى اینكه به خودشان بازگردانى، بدون رضایت آنان به دیگرى دادى، بى‏شك چهار گناه بر آن افزودى و چهل حسنه به چهار گناه نیفزودى.» (18)
در حالى كه او با نگاه تندى به من نگریست، برگشتم و رهایش ساختم. (1) بعد امام علیه السلام فرمود: «با این گونه تفسیرهاى زشت و عوام پسندانه گمراه می شوند و دیگران را هم به گمراهى مى‏كشانند.»
وقف بیت المال توسط معاویه
علی علیه السلام در ضمن اشعاری به مسجد ساختن معاویه از منابع حرام اشاره كرده و او را سرزنش می كند:
سَمِعْتُكَ تَبْنِی مَسْجِداً مِنْ خِیانَةٍ                وَ أَنْتَ بِحَمْدِ اللَّهِ غَیرُ مُوَفَّقٍ‏
شنیده ام كه تو از راه خیانت [و اموال حرام]، مسجد می سازی و بحمدالله كه در این راه توفیق نخواهی داشت.
كَمُطْعِمَةِ الرُّمَّانِ مِمَّا زَنَتْ بِهِ                    جَرَتْ مَثَلًا لِلْخَائِنِ الْمُتَصَدِّقِ‏
مَثَل تو همانند آن زن بد كاره است كه از راه زنا انار تصدق می نمود كه به نماد عینی خائن صدقه دهنده تبدیل گشت.
فَقَالَ لَهَا أَهْلُ الْبَصِیرَةِ وَ التُّقَى                لَكَ الْوَیلُ لَا تَزْنِی وَ لَا تَتَصَدَّقِی‏ (19)
اهل بصیرت و تقوی به او گفتند: وای بر تو! نه زنا كن و نه صدقه بده!
3. منت نگذاشتن در وقف
از دیگر شرایط وقف، منت نگذاشتن به جامعه و افراد آن می باشد كه در غیر این صورت عمل خیر باطل خواهد شد. قرآن درباره این شرط وقف می فرماید: «الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواْ مَنًّا وَ لَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ»؛ (20) «كسانی كه اموال خود را در راه خدا انفاق می كنند، سپس به دنبال انفاقی كه كرده اند، منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و نه ترسی دارند، و نه غمگین می شوند.»
امام سجاد علیه السلام هم در دعای خود در صحیفه سجادیه، می فرماید: «اَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَی یدِی الْخَیرَ وَلَا تَمْحَقْهُ بِالْمَن؛ (21) خداوندا! انجام كارهای خیر [همانند وقف] را برای مردم، به دست من اجرا كن و آن خیرات را با منت گذاری ضایع مگردان.»

پی نوشـــــــــــــت ها:

(1). بقره / 148.
(2). إرشاد القلوب إلى الصواب، شیخ حسن دیلمى، انتشارات شریف رضی، 1412 هـ. ق، ج 1، ص105.
(3). مریم/76.
(4). انفطار/5.
(5). مزمل/20.
(6). بقره/177.
(7). آل عمران/92.
(8). بقره/262.
(9). الكافی، محمد بن یعقوب كلینى، دار الكتب الاسلامیة 1388 ق، ج 7، ص54.
(10). من ‏لایحضره‏ الفقیه، شیخ صدوق، مؤسسه الاعلمى، بیروت، ج 4، ص 248.
(11). بنو زریق طایفه‏اى از انصار در مدینه‏اند.
(12). عیون أخبار الرضا، شیخ صدوق، منشورات جهان، 1378ق، ج‏ 1، ص 38؛ بحار الأنوار، علامه محمد باقر مجلسى، مؤسسة الوفا، ج ‏48، ص 281.
(13). آل عمران / 92.
(14). مائده / 27.
(15). مستدرك الوسائل، محدث نورى، مؤسسه آل البیت، قم، 1408ق، ج 7، ص 244.
(16). انعام / 162.
(17). مائده / 31.
(18). معانی الأخبار، شیخ صدوق‏، نشر جامعه مدرسین‏، قم‏، 1403 ق‏، ص 35.
(19). بحارالأنوار، ج 34، ص 431.
(20). بقره / 262.
(21). صحیفه سجادیه، دعای بیستم.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.