الگوی مصرف در اسلام

اشاره
همان گونه كه در شماره پیشین اشاره كردیم «اصلاح الگوی مصرف» از توصیه های جدّی دین مقدس اسلام است. متأسفانه بر خلاف آن همه سفارشهایی كه از سوی قرآن كریم و اهل بیت‏ علیهم‏ السلام درباره مسئله میانه روی در مصرف و پرهیز از اسراف و ریخت و پاش شده است، جامعه ما تا رسیدن به آن نقطه ایده آل در مصرف  ـ كه اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط باشد ـ فاصله زیادی دارد.
اصلاح الگوی مصرف، به فرهنگ سازی درباره چگونگی مصرف نیازمند است. و فرهنگ سازی در این باره نیز نیاز به تلاش پیگیر از سوی همه مسئولان و دست اندركاران كارهای فرهنگی دارد، تا در بستر گذر زمان، راه رسیدن به قله اعتدال را هموار سازند.
نمونه ای از این فرهنگ سازی در سیره عملی و گفتاری مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مشاهده می شود كه هم در زندگی شخصی و هم در سخنان خویش، الگویی از یك مصرف درست و همراه قناعت و ساده زیستی را ارائه كرده است. از سخنان ایشان درباره ضرورت «اصلاح الگوی مصرف» این است:
«لازم است به عنوان یك سیاست، ما مسئله صرفه جویی را در خطوط اساسی برنامه ریزیهایمان در سطوح مختلف اعمال كنیم. جامعه ما باید این مطلب را به عنوان یك شعار همیشگی در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی نیست. در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسراف فردی صورت می گیرد، تجمل گراییها، چشم و همچشمیها، هوسرانی افراد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیر لازم خریدن، اینها از موارد اسراف است. وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه، اینها چیزهایی است كه ما برای آنها پول صرف می كنیم. عادتهای ما، سنتهای ما، روشهای غلطی كه از این و آن یاد گرفته ایم ما را سوق داده است به زیاده روی در مصرف به نحو اسراف. » (1)
«ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه كردن منابع مالی كشور كه به وسیله خود ما و به وسیله همه برادران هم میهن ما، به وسیله مسئولان كشور با زحمت زیاد به وجود می آید، دچار نوعی بی توجهی هستیم كه بایستی این را تبدیل كنیم به یك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری  در مصرف هستیم. » (2)
نوشتار حاضر كه ادامه نوشتار پیشین است به ابعاد دیگری از مسئله مهم «اصلاح الگوی مصرف» می پردازد. »
موانع اصلاح الگوی مصرف
1. اسراف
برای اصلاح الگوی مصرف، پیش از هر چیز باید از اسراف به دور بود. جامعه اسرافكار نه تنها هرگز برای اصلاح الگوی مصرف توفیق نخواهد یافت؛ بلكه همواره در معرض تهیدستی و فقر مادی و فرهنگی قرار دارد. از دعاهای امام سجاد‏‏علیه ‏السلام این بوده است: «وَ امْنَعْنِی مِنَ السَّرَفِ، وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَفِ، وَ وَفِّرْ مَلَكَتِی بِالْبَرَكَةِ فِیهِ، وَ أَصِبْ بِی سَبِیلَ الْهِدَایةِ لِلْبِرِّ فِیمَا أُنْفِقُ مِنْهُ؛ (3) و مرا از زیاده روی و اسراف باز دار، و روزی ام را از تلف شدن محافظت كن، و دارایی ام را با بركت دادن به آن افزون فرما و راه مصرف آن را در كارهای خیر به من بنمایان. »
با تأملی اندك درباره اسراف، در می یابیم كه اسراف، مصرفِ بی ادبانه نعمتهای خداوند است.
آن كه در فراهم آوردن هر نعمت، دستهای پنهان و آشكار دهها وسیله مادی و معنوی را می بیند؛ هیچ گاه نعمتی را بیهوده هدر نخواهد داد و هرگز پیرامون اسراف نخواهد گشت. او پاسخ احسان را با احسان می دهد و با میانه روی و قدردانی نعمتها و پرهیز از اسراف و تبذیر، دستهای مادی و معنوی روزی ساز را به گرمی می فشارد. شخص اسرافكار، با آفریدگار جهان سرگران است و نعمتهای او را عملاً و با اسرافكاری و ریخت و پاش به بازی می گیرد؛ بی خبر از آنكه میانه روی رمز پایایی، ما نایی و افزایش نعمتها و اسراف عامل كاهش و نابودی نعمتهاست. این حقیقت از احادیث زیر استفاده می شود: امام علی‏‏علیه ‏السلام فرمودند: «الْقَصْدُ مَثْرَاةٌ وَ السَّرَفُ مَتْوَاةٌ؛ (4) میانه روی، افزاینده ثروت است و اسراف، نابود كننده آن. »
امام كاظم‏‏علیه ‏السلام فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِیتْ عَلَیهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَة؛ (5) هر كه میانه رو و قانع باشد، نعمت در دست او باقی می ماند و هر كس به تبذیر و اسراف روی آورد، نعمت از او زایل می شود. »
نكته دیگر درباره اسراف این كه اسراف، دهن كجی و بی حرمتی به افراد جامعه نیز است؛ چرا كه هر نعمتی را كه انسان هدر می دهد، برای فراهم آمدن آن نعمت، افزون بر عوامل طبیعی همانند: آب، خاك، خورشید و...، عوامل انسانی نیز در خدمت او بوده اند.
به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری: «مواد خام اولی، قبل از انجام كار به همه تعلق داشته است، بعد از انجام كار تعلقش به دیگران سلب نمی شود. كار سبب می شود كه شخص نسبت به دیگران اولویتی نسبت به آن شیء پیدا كند. در اثر این اولویت است كه حق دارد استفاده مشروع ـ یعنی استفاده ای كه با هدفهای طبیعت و فطرت هماهنگ باشد ـ ببرد؛ اما حق ندارد آن را معدوم كند و از بین ببرد یا استفاده نامشروع از آن ببرد؛ چون در عین حال،  این مال به جامعه تعلق دارد. اسراف و تبذیر و هر گونه استفاده نامشروع، از آن جهت جایز نیست كه تصرف در حق غیر است بدون مجوز. انسان، خودش محصول اجتماع است. او خودش واجب الوجود بالذات نیست، فردی است قائم به اجتماع كه اجتماع در نیروهای علمی و فكری و بدنی او دخیل است؛ پس آن قوا، تنها مال خودش نیست؛ بلكه اجتماع در آنها ذی حق است. از اینرو حق اسراف ندارد. » (6)
2. هدر دان و تلف كردن مال
همان گونه كه پیش تر اشاره شد، امام سجاد‏‏علیه ‏السلام از خداوند می خواهد كه در كنار بازداشتن وی از اسراف، اموالش را نیز از تلف شدن مصون دارد: «... وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَف؛ (7) رزق مرا از تلف، مصون بدار. »
در حقیقت، اصلاح الگوی مصرف، با هدر دادن و تلف كردن مال، ناممكن است. اهل بیت‏ علیهم‏ السلام در راستای سامان دادن به مصرف پیروانشان، آنان را از هدر دادن بیهوده اموالشان بازداشته، به مراقبت از داراییهایشان توصیه كردند؛ برای مثال امام رضا‏‏علیه ‏السلام می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ یبْغِضُ الْقِیلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال؛ (8) همانا خداوند از قیل و قال، و از تباه كردن مال و از افزونی سؤال (زیاد درخواست و تقاضا كردن) بیزار است. »
امام علی‏‏علیه ‏السلام می فرماید: «مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّاد؛ (9) تباه كردن زاد (مال) از (مصادیق) فساد است. » همچنین در حدیثی از امام رضا‏‏علیه ‏السلام می خوانیم: «مِنَ الْفَسَادِ قَطْعُ الدِّرْهَمِ وَ الدِّینَارِ وَ طَرْحُ النَّوَى؛ (10) تكه تكه كردن درهم و دینار (یا هر پول دیگر و دور افكندن هسته خرما از مصادیق فساد است، [و نادرست] است. همچنین از امام صادق‏‏علیه ‏السلام كه می فرماید: «اِنَّ مِنَ الْاِسْرَافِ هِرَاقَۀُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَابْتِذَالُ ثَوْبِ الصُّونِ وَ اِنْقَاءُ النَّوَی؛ (11) از مصادیق اسراف، ریختن آب اضافی، پوشیدن لباس میهمانی در منزل و دور انداختن هسته خرماست البته در جایی كه امكان استفاده از آن هست). »
ناصر خسرو چه زیبا سروده است:
تخم دادی مرا كه كشت كنم                نفكنم تخم به شورستان
نكته آخر در این باره آنكه در توصیه های اقتصادی اسلام، از راكد نگه داشتن اموال، نهی شده است، كه این مسئله خود می تواند در حكم هدر دادن داراییها باشد؛ چرا كه عملاً هیچ استفاده ای از چنین مالی نمی شود، و ثمره ای در رونق اقتصادی شخص نیز ندارد.
امام صادق‏‏علیه ‏السلام فرمود: «مَا یخَلِّفُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ شَیئاً أَشَدَّ عَلَیهِ مِنَ الْمَالِ الصَّامِت قَالَ (راوی حدیث) قُلْتُ لَهُ كَیفَ یصْنَعُ قَالَ یضَعُهُ فِی الْحَائِطِ وَ الْبُسْتَانِ وَ الدَّار؛ (12) آدمی پس از خود چیزی بر جای نمی گذارد كه برای او سخت تراز مال صامت (بیكار) باشد. (راوی حدیث) می گوید: پرسیدم، یعنی چه می كند؟  فرمود: آن مال را درون دیوار و باغ و خانه می گذارد (و به كسی نمی دهد و به كاری نمی زند.)»
حدیث زیر از امام علی‏‏علیه ‏السلام نیز در هشدار به آنان كه سرمایه خویش را راكد گذاشته اند و بهره ای از آن نمی برند، شنیدنی است: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه؛ (13) هر كس زمین و آب بیابد، (و نكوشد و كشت نكند) و نیازمند و فقیر شود، از رحمت خدا دور باد. »
با آب و زمین عذر زدهقان نپذیرند                تقصیر مكن! دانه خود را شجری كن (14)
3. تجمل پرستی
آن را كه دیبة (15) هنر و علم در بر است            فرش سرای او چه غم ارزان كه بوریاست
تجمل پرستی و روی آوردن به تشریفات، یكی از موانع جدّی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. تجمل پرستی، آتشی بر هیزم مصرف است كه حاصل آن چیزی جز بازماندن از تولید و پیشرفتهای اقتصادی نیست.
قرآن كریم در راستای فرهنگ سازی برای درست مصرف كردن و ایمن كردن مسلمانان از فرو افتادن در دام تشریفات و تجملات، به پیروانش دستور می دهد كه دیدگان خود را به ثروت اشراف و زراندوزان ندوزند؛ مبادا شوق به تجمل پرستی در جان آنها شعله زند و آنها را به سوی تشریفات، سوق دهد.
در این باره در قرآن كریم می خوانیم: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَینَیكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیرٌ وَ أَبْقى»؛ (16) «و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود را مدوز، و [بدان كه] روزی پرودگار تو بهتر و پایدارتر است. »
در آیه دیگری در این باره می خوانیم: «لا تَمُدَّنَّ عَینَیكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنین»؛ (17) «چشم مدوز به آنچه ما دسته هایی از آنان را بدان برخوردار ساخته ایم، و برایشان اندوه مخور، و بال خویش را برای مؤمنان فرو گستر. »
بی گمان، سادگی، زهد و پرهیز از زرق و برق و تجملات و جلوه های فریبنده دنیوی، یكی از بارزترین ویژگیهای رهبران مكاتب آسمانی به ویژه اسلام است. این مسئله، افزون بر آنكه یكی از عوامل محبوبیت این رهبران الهی در دلهای مردم بوده است، همواره به عنوان یكی از عوامل سامان بخش به اقتصاد مردم نیز به شمار می آمده است.
شهید مطهری رحمه الله درباره ساده زیستی و لزوم پرهیز از تشریفات و تجملات و نقش آن در پیشرفتهای اقتصادی می نویسد: «ما در شرح حال رسول اكرم ‏صلی‏ الله ‏علیه‎‏وآله می خوانیم: كان رسول الله خفیف المؤونة. اولین چیزی كه در سیره پیغمبر‏صلی‏ الله ‏علیه‎‏وآله به چشم می خورد این است كه مردی بود سبك خرج، لباس و خوراكش و همچنین در نشست و برخاست و مسافرت، بسیار ساده بود. » (18)
اساساً مؤمن از نگاه اسلام، كم مصرف و پر بازده است، و یكی از رازهای پیشرفتهای اقتصادی یك جامعه را نیز باید در همین ویژگی یاد شده جستجو كرد. به تعبیر استاد شهید مطهری رحمه الله: «میان كم برداشت كردن و كم مصرف كردن از یك طرف و زیاد بازدهی از طرف دیگر رابطه ای موجود است؛ بازدهی های انسانی انسان چه در بخش عاطفه و اخلاق، و چه در قسمت تعاونیها و همكاریهای اجتماعی و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر شرافت و حیثیت انسانی و چه از نظر عروج و صعود روحی، همه و همه رابطه معكوس دارند با برداشتها و برخورداریهای مادی. انسان این ویژگی را دارد كه برداشت و برخورداری زیاد از ماده و طبیعت و تنعم و اسراف در لذات، او را از آنچه هنر و كمال انسانی نامیده می شود، ضعیف تر و بی بارتر می سازد. » (19)
4. مدگرایی
مدگرایی و مدپرستی، مانعی جدی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. ذهن انسان بر اثر درگیر شدن با مدپرستی، از اندیشه های پیش برنده به ویژه در زمینه های اقتصادی باز خواهد ماند، و هر روز دریچه ای جدید از مصرف گرایی به سوی انسان گشوده خواهد شد. امروزه مد به یكی از معضلات فرهنگی جامعه دینی ما تبدیل شده است. تیپهای مختلف از كشورهای غربی به سرعت وارد جامعه می شود و برخی گروههای جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان با شور و شوق خاصی آن را می پذیرند. دامنه گسترش این حركت به گونه ای است كه همه جنبه های زندگی افراد از رنگ لباس گرفته تا بلند و كوتاه كردن مو، گفتگوی روزانه و حتی سبك زندگی را در بر می گیرد. «مُد فرهنگ نیست. تبی است كه امروز اوج گرفته و فردا فرو می نشیند. بزرگ ترین دشمن فرهنگ، مد است كه باعث از بین رفتن ارزشهای واقعی فرهنگ جامعه می گردد. هر قدر مدیریتهای فرهنگی جوامع بشری پیرامون این موضوعِ حساس؛ یعنی تضاد مدگرایی با فرهنگ اصیل پویا و هدفدار، تحقیقات لازم و كافی و اقدامات به موقع انجام دهند، بشریت را بیش تر از مُهلك ترین بلای خوشایند به نام مدگرایی نجات خواهند داد. » (20)
«بی گمان هر گاه مد، حالت جلوه گری پیدا كند نابرابری اجتماعی را بیش تر به نمایش می گذارد، و به اختلافهای طبقاتی و ركود اقتصادی دامن خواهد زد؛ چرا كه اشراف تلاش خواهند كرد با لباسهای گران قیمت و متنوع خود، كه در هر مجلسی یكی را به تن می كنند، و با ایجاد تغییر در نوع خانه، مدل اتومبیل، سبك زندگی، پوشاك و آرایش، مال و دارایی خود را به رخ دیگران بكشند و وضع مادی خود را به دیگران اعلام و تحمیل كنند؛ اما بیچاره عوام الناس و طبقه متوسط مردم! كه سرگردان به دنبال این طبقه می دوند، و در واقع از طریق مد در دست آنان اسیرند؛ بدین ترتیب كه قشر مرفه و بی درد جامعه دائماً برای خودنمایی، خود را از شكل معمول جماعت خارج می كند و با انتخاب یك مد تازه، نظر دیگران را به سوی خود جلب می نماید، توده عوام نیز به شوق تشبّه به اشراف، به همان مد تازه هجوم می آورد، و در نتیجه آن مد تازه به سرعت، همگانی می شود و درست به همین دلیل برای اشراف، بی خاصیت می شود؛ چون آنها دنبال چیزی هستند كه آنان را از دیگران جدا كند. بنابراین بلافاصله دنبال یك مد تازه می روند، و عوام كه هنوز از عهده خرج مد قبلی برنیامده اند، خود را در میدان جاذبه یك مد دیگر می بینند، و باز دوباره به دنبال سلیقه قشر مرفه و ثروتمند می روند. » (21)
البته برای رهانیدن جامعه از آفت مدگرایی و تعدیل مصرف بر اثر تعدیل مدگرایی، پیش از هر چیز باید به ریشه های مدگرایی توجّه كرد و با پرورش فرهنگ و روح خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه، آن خلأ معنوی و كمبود روحی را ـ كه از عوامل اصلی مدپرستی است ـ برطرف كرد. بدین گونه می توان زمینه های افراطی مدپرستی را از بین برد.
«در حقیقت عقده های روحی، میل به انگشت نما شدن، تفاخر و اعلام میزان مال و ثروت، از ریشه های روانی مدپرستی است. در جامعه ای كه باران پاك معنویت، آلایش برتری طلبی و خود كم بینی را از دل مردم پاك نكرده باشد، همه سعی می كنند با گرایش به مد، خود را گرانقدر و بالا و برتر نشان دهند. » (22)
نكته
مد و مدگرایی، فی نفسه، مسئله ای ناهنجار و مذموم نیست. مدگرایی، هم می تواند شكل مثبت و پیش برنده ای پیدا كند، و هم می تواند منفی و باز دارنده باشد. بی گمان اگر مد، با هنجارها و ارزشهای دینی جامعه در تضاد باشد، و جز ایستایی فرهنگی و اقتصادی ثمره ای دیگر نداشته باشد،  ضدّ ارزش به شمار می آید؛ همانند مدهایی كه ساخته و پرداخته كشورهای بیگانه و استعمارگر و به انگیزه تخریب روح معنوی و دینی جامعه ما است.
در مقابل، آن دسته از مدهایی كه مصداق نوآوری و حاصل ابتكار در عمل، و هماهنگ با ارزشهای ملی ـ مذهبی كشور است، افزون بر آنكه ارزشمند و تحسین برانگیز خواهند بود، از پویایی و شادابی جامعه خبر می دهند. این نوع مدها در ابتدا براساس علاقه و انتخاب خود مردم پدید می آید. سپس به صورت عادت در می آید، و هر اندازه كه با باورهای سنّتی، فرهنگی و دینی جامعه همسویی داشته باشد، سریع تر جای خود را میان مردم باز می كند، و به نماد فرهنگی تبدیل می شود؛ برای مثال، چادر مشكی، ابتدا در جامعه به صورت مد رواج پیدا كرد و پس از اندك زمانی با پذیرش عمومی به نماد ارزشمند فرهنگی تبدیل و ماندگار شد.
مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این باره می فرماید: «بنده با مد موافقم. جزو آدمهایی هستم كه به مد گرایش دارم؛ اما مدی كه از داخل جوشیده باشد؛ چون مد یعنی ابتكار و نوآوری، نه چیزی كه از بیرون بیاید، متأسفانه مد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما همه اش دارد از بیرون می آید. اگر كسی توی بحر این كارها برود، می بیند چقدر سرمایه و فكر و همت و هنر دارد صرف اینها می شود كه گاهی بسیاری از آنها بیهوده است. » (23)
بی گمان اگر مد و مدگرایی تعدیل شده با فرهنگ دینی و ملی ما هماهنگ باشد، می تواند از عوامل زایش و گردش ثروت نیز به شمار آید، به تعبیر حاج مهدیقلی هدایت: «مد نیز می تواند وسیله انتشار ثروت باشد؛ در صورتی كه از متاع داخله باشد نه از جنس خارجه؛ و نه منحصر به ثروتمندان و نه بلای جان بی ثروتان و عامل ایجاد رشك و حسادت. » (24)
5. الگوپذیری نادرست از بیگانگان
از اصول تأكید شده در آموزه های دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر‏‏علیه ‏السلام در حدیثی زیبا می فرماید: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِی مِنَ الْأَنْبِیاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تُشَاكِلُوا بِمَا شَاكَلَ أَعْدَائِی فَتَكُونُوا أَعْدَائِی كَمَا هُمْ أَعْدَائِی؛ (25) خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود كه به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شكل آنها ظاهر نشوند كه در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند بود. »
«الگوپذیری از بیگانگان در نوع و مقدار كالاهای مصرفی، از جنبه های گوناگون به جامعه اسلامی زیان می رساند؛ از جنبه اقتصادی، این كار، بیش تر موجب ترویج مصرف كالاهای خارجی و بی توجهی به تولیدات و كالاهای داخلی می شود كه افزون بر خارج ساختن سرمایه از كشور، بر تولید و اقتصاد ملی نیز ضربه می زند. از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز، نوعی تبلیغ عملی و ترویج فرهنگ بیگانه و تهدیدی برای اصالتهای فرهنگی و حتی دینی در جامعه به شمار می رود؛ به ویژه آنكه الگوپذیری در مصرف، ناخواسته الگوپذیری در اخلاق و رفتار را نیز در پی خواهد داشت. » (26)
رسول خدا‏صلی ‏الله ‏علیه ‏وآله در حدیثی با اشاره به این نكته می فرماید: «لا یشْبِهُ الزّی بالزِّی، حَتّی یشْبِهُ الْخُلْقُ بِالْخُلْقِ، وَ مَنْ تَشَبَّه بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ؛ (27) شكل و هیئت لباس پوشیدنها [و مدهای مصرفی] به یكدیگر همانند نمی شود؛ جز آنكه خُلق و خوها به هم نزدیك شود؛ و هر كس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می رود. »
ادامه دارد...

پی نوشـــــــــــــت ها:

(1). سخنراني مقام معظم رهبري، در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت امام علي بن موسي الرضا‏‏علیه ‏السلام ، 1/1/1388 ش.
(2). پيام نوروزي رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 1388 ش، 1/1/1388ش.
(3). صحيفه سجاديه، دعاي بيستم.
(4). الحياة، محمد رضا، محمد و علي حكيمي، ترجمه: احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، چاپ سوم، 1381 ش، ج4، ص314.
(5). تحف العقول، ابو محمد حسن بن علي بن حسين بن شعبه حرّاني، ترجمه و تحقيق: صادق حسن زاده، آل علي، قم، چاپ سوم، 1383 ش، ص747.
(6). نظري به نظام اقتصادي اسلام، شهيد مطهري، صدرا، تهران، چاپ سيزدهم، 1385 ش، ص163 و 164.
(7). صحيفه سجاديه، دعاي بيستم.
(8). تحف العقول، ص804.
(9). نهج البلاغه،  نامه 31.
(10). ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، دار الحديث، قم، چاپ اول، 1416 ق، ج3، ص2422.
(11). الكافي، كليني، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1367، چاپ سوم، ج 6، ص460.
(12). همان، ص69.
(13). الحياة، ج4، ص493.
(14). پروين اعتصامي.
(15). ديبا.
(16). طه/131.
(17). حجر/88.
(18). احياي تفكر اسلامي، شهيد مطهري، صدرا، تهران، چاپ بيست و يكم، 1383 ش، ص92.
(19). سيري در نهج البلاغه، شهيد مطهري، صدرا، تهران، چاپ نوزدهم، 1378ش، ص260 و 261.
(20). مباني جامعه شناسي، علي باقي نصر آبادي، ياقوت، قم، چاپ اول، 1382 ش، ص121.
(21). فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل، سروش، تهران، چاپ اول، 1359 ش، ص46.
(22). همان، ص45.
(23). نكته هاي ناب (گزيده بيانات مقام معظم رهبري)، تدوين و تنظيم: حسن قدوسي زاده، معارف ، تهران، چاپ اول، 1384 ش، ص96.
(24). خاطرات و خطرات، حاج مهديقلي هدايت، زوار، تهران، چاپ چهارم، 1375 ش، ص392.
(25). جامع الاحاديث، آيت الله بروجردي، ناشر: مؤلف، قم، 1372ش، ج23، ص276.
(26). اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، دانشگاه علوم اسلامي رضوي، مشهد، 1384 ش، ص287.
(27). الفردوس بمأثور الخطاب، ديلمي همداني، تحقيق: سعيد بن بسيوني زغلول، ج5، ص162 و 168، به نقل از: اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، ص287.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.