شمر بن ذی الجوشن

شمر بن ذی الجوشن کیست؟

 پاسخ : ابو سابغه شمر بن ذی الجوشن [۱] ضباب بن کلاب بن ربیعة بن عامر بن صَعصعة بن معاویة بن بَکر بن هَوازن بن منصور ، از نقش آفرینان اصلی جنایات کربلاست . او زشت رو [۲] و زشت کردار  بود .

 شمر در جنگ صفّین ، همراه امام علی علیه السلام با امویان جنگید و حتّی مجروح گشت ؛ امّا پس از آن ، دچار سوء عاقبت شد و به هواداران آنان پیوست . گواهی وی بر ضدّ حُجر بن عَدی ، موجب شهادت این مرد بزرگ در مرج عذرا گردید . او همچنین در پراکندن کوفیان از اطراف مسلم ، نقشی مؤثّر داشت و در واقعه کربلا موجب شد که ابن زیاد ، پیشنهاد عمر بن سعد را نپذیرد و خود ، مأموریت ابلاغ پیام تهدیدآمیز عبید اللّه به عمر بن سعد را ـ که دستور یورش همه جانبه به امام حسین علیه السلام و یارانش ، یا واگذاری فرماندهی به شمر بود ـ ، به عهده گرفت . البتّه پس از آن که عمر بن سعد ، خود ، فرماندهی جنگ با امام علیه السلام را پذیرفت ، شمر ، فرمانده جناح چپ سپاه شد .

 شمر ، هنگامی که جنگ تن به تن امام حسین علیه السلام را در اوج تنهایی و بی یاوری دید و متوجّه شد که نمی توان امام علیه السلام را در جنگِ تن به تن از پای در آورد ، فرمان داد که پیادگان و تیراندازان و سوارکاران ، به یکباره بر ایشان یورش برند . نیز پس از آن که امام علیه السلام بر زمین افتاد و خولی از بریدن سر ایشان هراسید ، بنا بر برخی از گزارش ها شمر بود که از اسب به پایین آمد و سر مبارک امام علیه السلام را از پیکر ، جدا کرد و آن را به وسیله خولی برای عمر بن سعد فرستاد .

 شمر همچنین به غلامش دستور داد تا همسر عبد اللّه بن عُمَیر کلبی را به شهادت برساند . نیز در حمله به خیمه های زنان و بردن اسیران و سرهای مطهّر شهیدان از عراق به سوی دربار شام، نقش اصلی را به عهده داشت . [۳]

 جنایات شمر به حدّی بود که امام حسین علیه السلام ، او را نفرین نمود . وی در جریان قیام مختار ، مجبور به فرار شد ؛ امّا در میان راه و در صحرای سوزان میان کوفه و بصره ، گرفتار شد و در زد و خوردی کوتاه ، زخمی گردید و بر طبق گزارش هایی ، در همان جا به قتل رسید . گزارش دیگری هم می گوید : او را اسیر کردند و به سوی مختار فرستادند . مختار هم او را گردن زد و جنازه او را در روغن جوشان انداخت .
 

[۱] در نام ذى الجوشن ، اختلاف است . برخى ، او را شُرَحبيل ، برخى ، عثمان بن نَوفَل و برخى ، اوس بن اَعوَردانسته اند .

[۲] او مبتلا به پيسى بوده است .

[۳] ر . ك : ج ۶ص ۷۹ (بخش هشتم / فصل دوم / رويارويى لشكر هدايت و لشكر گم راهى) و ج ۷ ص ۲۳۵ (بخش هشتم / فصل نهم / هجوم بردن به خيمه ها) و ص ۳۱۱ (بخش نهم / فصل يكم / تاراج كردن خيمه ها و غارت اموال دختران پيامبر صلى الله عليه و آله) و ج ۸ ص ۷ (بخش نهم / فصل چهارم : ماجراى سرهاى شهيدان) .

منبع:حدیث نت

برچسب‌ها: 

افزودن دیدگاه