چگونه می توان تنهائی خود را با یاد خدا پر کرد ؟

سلام . من ميخوام تنهايي هامو فقط با خدا پر کنم . من هميشه باخدا حرف ميزنم ولي خدا چطوري با من حرف بزنه؟

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم
همين که خداوند بوسيله انبيا ء پيامهاي اساسي خود را در قالب دين به ما رسانده است شاهد راستيني بر اين مدعاست که خدا با اسباب با انسانها ارتباط برقرار مي کند . پس نبايد خدارا از خود و جهان هستي جدا بدانيم و نبايد از قانون اسباب غافل شويم . اگر اين دو مطلب حل شد بهتر سخن گفتن خدارا در امورات ساده زندگي خود درک مي کنيم .
شايد برايتان پيش آمده باشد که دلتان بخواهد در مورد موضوعي خاص با شما صحبت شود و از سر اتفاق فردي پيدا مي شود و بدون آنکه شما از او خواسته باشيد در مورد آن موضوع با شما سخن مي گويد . يا مثال ديگر : شايد در مورد مطلبي سوالي داشته باشيد اما وقوع يک حادثه شما را به جواب سوالتان مي رساند . مثال ديگر: شايد با همسرتان دعوا کرده ايد و تقصير هم از شماست آنوقت کسي پيدا مي شود و با شما در مورد عذرخواهي از ديگران صحبت مي کند .شايد همه اين موارد را موارد اتفاقي فرض مي کنيم در حاليکه در فلسفه ثابت شده است اتفاق بعنوان يک امر بي علت و بي حکمت معنا ندارد . حقيقت آنستکه در همه اين موارد اين خداست که با ما سخن مي گويد اما بطور معمول و بر اساس قانون اسباب از طريق فردي يا حادثه اي يا غيره با ما سخن گفته است .
ما فکر مي کنيم براي ارتباط داشتن با خدا بايد نماز بخوانيم يا ذکر بگوييم يا دعا بخوانيم همه اينها درست است اما خدايي که از خلقش جدا نيست براي ارتباط با آنها نيازي به اين امور ندارد در عوض از اسباب معمولي استفاده مي کند . از زبان بنده مومني شما را نصيحت مي کند حتي گاهي اوقات يک فرد به ظاهر لاابالي را به پند و اندرز شما وادار مي کند . گاهي خطري را با هشدار يک بچه به شما ياد آوري مي کند . يا شما را بخاطر انجام يک کار بد با زبان کودکي مذمت ميکند . ممکن است مخفيانه کارهاي خوبي کرده باشيد و کسي از آن خبر دار نباشد اما در يک مجلس زبان يکي از دوستان را به ستايش شما مي گشايد . ممکن است خيانتي کرده باشيم و کسي باخبر نباشد اما يک نفر پيدا مي شود و بخاطر يک قضيه ساده آبروي ما را مي ريزد . اين مثالها بسيار است . همه اين موارد موارد سخن گفتن خدا با ماست اما چون ما خدا را از عرصه زندگي عادي خود خارج مي دانيم اينها را بعنوان سخن خدا باور نداريم .
اما خدايي که عادل است ، خدايي که فضل دائم بر بندگان دارد ، خدايي که از حال بندگان بي خبر نيست و بر دعايشان سميع و بر حالاتشان بصير است چگونه از آنها غافل مي ماند و آنها را بسوي مصالحشان هدايت نمي کند .
اگر سخن گفتن خدا را با خود باور نداريد چند روزي به سخناني که به شما گفته مي شود يا اتفاقاتي که برايتان روي مي دهد دقت کنيد ببينيد چه تعداد از آنها سخن گفتن خدا به شماست .

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.