راههای شناخت خدا را بیان کنید؟

من چند سالي ميشه که درگير مسئله خداشناسي هستم تا حالا چندين و چندبار وجود خداوند را براي خودم اثبات کردم امابدبختانه دوباره روز از نو و روزي از نو .دوست دارم ايمانم اونقدر قوي شه که بهيچ وجه خلالي درش بوجود نياد نه اينکه تا تقي به توقي ميخوره آيينه ي ايمانم ترک برداره من ميترسم نگرانم اعصابم خرد ميشه .خيلي هم دعا کردم و ميکنم که تموم شه اين افکار اما.... خدا خيرتون بده براي من هم دعا کنيد ميترسم خيلي خيلي ميترسم از اين افکار از اين حماقت .من به اصول مذهبي هم عمل ميکنم.اما ظاهرا ، ظاهرم بهتر از باطنمه. از خودم حالم بهم ميخوره .شما را بخدا راهنماييم کنيد مثل حضرت ابراهيم که از خدا خواست يقينش بالاتر بره،و جريان کشتن پرنده ها و اين حرفاشد. البته ايشان کجاومن کجا.همين الان مثل روز برام روشنه وجود خداوند چون اين داستان يادآوري شد برام اما ميترسم دوباره غفلت سراغم بياد.راهنماييم کنيد.

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم بهتر بود ضمن بيان سوال روش ها و اصولي که جهت شناخت بهتر خدا از آن استفاده کرديد را بيان مي کرديد، لذا شايد برخي مطالب تکراري باشد اما بدون شک اين تکرار موجب تقويت ايمان شما خواهد شد. حال به صورت خلاصه برخي از اصول شناخت خدا را در زير مورد اشاره قرار مي گيرد: ما براي شناخت خداي متعال سه راه در پيش روي خود داريم که به صورت مرحله اي طي مي شوند. مرحله اول شناخت او با آيات آفاقي و انفسي است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاي او در طبيعت و روش تجربي است و لازم است که انسان در ابتداي راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاي تکويني و و همچنين مطالعه آيات تدويني قرآن کريم به معرفت خداي متعال دست يابد. البته شناخت خداوند منان با آيات انفسي مفيدتر است (من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است. بنابراين انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي مي‌شود و اين نيز به نوبه خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي خواهد بود. اين راه که در کتاب شريف توحيد مفضل پي گيري شده است بهترين راه خدا شناسي براي مبتديان است. دوم شناخت خداوند از طريق عقل است. نيرويي که بيشتر عمل کردش محاسبه و درک وجودات وصفي و صفات الهي است. اين روش طريق خواص از مردم مي‌باشد، کساني که پس از مطالعه در طبيعت و آيات تکويني او در خلقت، از طريق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حکمت به شناخت خداي تعالي مي پردازند. سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت و ابزار دل مي‌باشد که طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست مگر مسيري که به عنوان سير و سلوک نظري ترسيم شده طي نمايند, يعني از طريق طبيعت و شناخت آفاقي و انفسي به عقل و استدلال عقلي راه يابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاينه و وصول به حق تعالي شوند. به بيان ديگر ، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل مي‌کنند. اول تقليد که در اين روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مي‌شود، دوم تحقيق و استدلال که در اين روش خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته مي‌شود و سوم کشف و رويت که در اين روش خداي متعال به واسطه مکاشفات دروني، شناخته مي‌شود. در پايان توجه به يک نکته حايز اهميت فراوان است و آن اينکه اين روش که سير و سلوک نظري انسان به سوي معرفت خداي متعال است اگر با سيرو سلوک عملي همراه نشود، بي نتيجه و ابتر خواهد بود. انسان از طريق علم و عمل به کمال مي رسد و لازم است اين دو سير همزمان با هم و هماهنگ با هم طي شوند. روش خداشناسي تجربي و خدايابي از طريق رجوع و توجه به طبيعت و خلقت، اولين و همگاني ترين روش خداجوئي است. آنگاه که انسان به آسمان و زمين و آنچه در آنهاست نظر مي کند و از فرط هيجان و شگفتي ساعت ها به آن ها خيره مي ماند، ناخواسته اقرار مي کند به حکمت و دانش و تدبيري که در پس اين مناظر شگفت انگيز وجود دارد. و چون دانش و حکمت از آن موجودي عاقل و داناست، به وجود او نيز اعتراف و اذعان مي کند. انسان آنگاه که داراي جهان بيني الهي باشد به هر چه نگاه کند خدا را در پس آن حاضر خواهد ديد. چه آنگاه که به طبيعت چشم دوخته است و چه آنگاه که با قوانين فيزيکي و شيميائي حاکم بر طبيعت سر و کار دارد. چرا که انسان فقط کاشف آن قوانين و بينده آن مناظر است نه خالق آنها. پس جا دارد که از خود بپرسيد اينها از کجا آمده اند و چه کسي آنها را آفريده است. کتاب «توحيد مفضل» که حضرت امام جعفر صادق (ع) به مفضل املاء کردند و وي نيز گفته هاي ايشان را به رشته تحرير درآورند، پر است از توجه به خلقت و انديشيدن در آفرينش الهي. چرا که يکي از راههاي شناخت خداوند تفکر در آثار، مخلوقات و معلولات او و انديشيدن درباره ظرافت آفرينش آنهاست. روشي که هر فردي را با هر مقدار دانش و معلوماتي، به درک و تامل وا مي دارد. و در واقع آنکه از دانش بهره بيشتري دارد با ديدن شگفتي هاي آفرينش بيشتر شگفت زده شده و به فکر مي رود. رسيدن از معلول به علت در واقع يکي از دلايل فلسفي اثبات خداوند است که فليسوفان به عنوان اولين دليل براي اثبات وجود خداوند از آن مدد مي جويند. خداوند در قرآن نيز بسيار از طبيعت و آفرينش موجودات ياد کرده و ما را به توجه بدان ترغيب نموده است، آياتي که يا اشاره به خود طبيعت و آثار آن دارد و يا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره مي کند، آياتي مانند؛ آيه 17 و 18، سوره غاشيه: «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ کَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ کَيْفَ رُفِعَتْ ؛ آيا به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفريده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده». و آيه 5 سوره طارق: «فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق؛ پس انسان بايد بنگرد .... در نهايت مطالعه کتب زير توصيه مي شود: 1 آموزش عقايد، ج 1ـ 3 از آقاي مصباح ؛ 2 همه بايد بدانند، از آقاي اميني ؛ 3 آفريدگار جهان ، از آقاي مکارم ؛ 4 پيام قرآن ، در ده جلد، از آقاي مکارم ؛ 5 منشور جاويد، در ده جلد، از آقاي سبحاني ؛ 6 بهترين راه شناخت خدا، از آقاي ري شهري ؛ 7 مجموعه آثار استاد مطهري ؛ 8. معارف اسلامي ، چاپ دانشگاه ؛ 9. بهترين راه شناخت خدا ؛ محمدى رى‏شهرى. 10.مبانى اعتقادات در اسلام سيد مجتبى موسوى اسلامى موفق و پيروز باشيد.

 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.