آیا اختیار انسان در این دنیا محدود است؟

اختيار انسان اختيار انسان محدود نيست، انسان هرگونه که بخواهد رفتار نمايد به لحاظ تکوين آزاد است، چه اين که انسان با عمل خود آينده و آخرت خود را به لحاظ بهشتي يا جهنمي بودن بر مي گزيند. و چون انسان اختيار دارد، وجود عقوبت و جهنم لازم و ضروري است. يعني مجازات و پاداش بر عمل اختياري معنا دارد، نه براي عمل جبري. انساني که اختيار نداشته باشد‌، مسئول اعمال خود نيست و جزا و پاداش معنا ندارد. در حقيقت اگر اختياري نبود، وجود بهشت و جهنم عين ظلم بود، چون فرد بدون اراده واختيار خود به کاري واداشته مي شد. آن گاه در قيامت بابت همان کار مجازات شده به جهنم مي رفت که اين عين بي عدالتي است؛ اما از آن جا که خداوند به انسان اراده واختيار در تعيين مسير زندگي خويش را عطا فرموده، مسير درست و حق را از باطل ونادرست به وسيله عقل وهدايت هاي انبيا روشن ساخته، لازم است نتيجه و هدفي براي اين طي طريق اختياري معين کرده، مقصد وجايگاهي متناسب با مسيري که افراد در زندگي خويش پيموده اند قرار دهد. بديهي است که در اين مسير عده اي به راه حق وحقيقت با همه سختي ها ودشواري هاي احتمالي اش مي پيمايند و به بهشت منتهي مي گردند ولي عده اي اين زحمت را تحمل نکرده، مسير باطل را بر مي گزينند. عدالت خداوند اقتضا مي کند با اين دسته متفاوت از گروه اول برخورد کند. جهنم جايگاه اين گروه خواهد بود. اصولا عقل حکم مي کند که براي پاداش دادن به صالحان و نيکوکاران و مجازات مجرمان و ظالمان به دلايل مختلفي دادگاه ها و مراکز دنيوي کافي و جامع نيست. حکمت و عدل الهي اقتضا دارد که دادگاهي جامع و به دور از نواقص و کاستي هاي دنيوي وجود داشته باشد تا به افراد نيکوکار و متقي، پاداش و افراد ستمکار در آن جا مجازات شوند. بهشت وجهنم تجلي نتيجه اين محاسبه عدل الهي در قيامتند. البته در نگاهي دقيق تر بهشت و دوزخ، تجسم اعمال نيک و بد انسان ها است. انسان و هر موجودي که داراي اختيار است، به طور طبيعي داراي اعمال و صفات و نيک و بد خواهد شد. اين عالم ظرفيت تجسم يافتن اين اعمال را ندارد ؛ يعني صورت واقعي اعمال نيک و بد در اين عالم نمايان نمي شود. اين جا عالم ماده است و حجاب مادي روي تمام اعمال انسان ها کشيده است. زشتي واقعي و باطني اعمال بد و پاکي و نورانيت اعمال نيک در اين عالم هويدا نمي شود ؛ پس نياز به عالم ديگري است که صورت هاي واقعي اعمال نمايان شود که آن عالم آخرت است. تجسم واقعي اعمال نيک و بد، بهشت و دوزخ است. براي جهنم فلسفه هاي وجودي ديگري نيز مي توان ذکر کرد مانند عامل بازدارندگي بودن موثر آن از وقوع انسان ها در مسير نادرست و طي کردن راه باطل. به علاوه عامل تطهير بودن براي مومنان آلوده به برخي گناهان و گرفتار پاره اي از لغزش ها و يا ساير موارد که لزوم جهنم را معقول وشفاف مي نماياند. البته ممکن است گفته شود که صرف وجود جهنم ممکن است عامل مجبور شدن انسان ها در انتخاب مسير درست باشد اما اين گونه نيست؛ در واقع وجود انسان هاي گنهکار و مومناني که گرفتار انواع معاصي اند، بهترين دليل بر عدم جبر و اکراه انسان ها در مسير انتخاب هاي زندگي است ؛ اما حتي ساده ترين قوانين دنيايي هم از طريق مجريان ومقننين با راهکارهاي تشويقي يا تهديدي براي عملي تر و اجرايي تر گشتن همراه مي شود تا انتخاب مسير درست توسط افراد به درستي صورت بپذيرد. نبايد فراموش کرد که خداوند در مسير انتخاب باطل و گرايش به انحرافات هم عوامل متعدد مانند تمايلات نفساني ووساوس شيطاني و... را قرار داده، انسان به طور طبيعي به سمت اين مسايل گرايش پيدا مي کند. پس لازم بود در مقابل، براي انتخاب راه درست وتبعيت از حکم عقل وفطرت هم عوامل مشوق و هشدار دهنده اي مانند بهشت وجهنم را قرار دهد تا انسان ها در انتخاب مسير حق چندان بي انگيزه و ميل نباشند.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.